<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>عاشق مسيحم، ولي چرا مسيحي نيستم؟</title>
	<atom:link href="http://www.pedar.net/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.pedar.net</link>
	<description>ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد</description>
	<lastBuildDate>Thu, 11 Mar 2010 03:33:29 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>درخت و درختکاری در اسلام و مسیحیت(طبیعت در کتاب مقدس)</title>
		<link>http://www.pedar.net/1161.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1161.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 03:12:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقايسه كتاب مقدس با قرآن]]></category>
		<category><![CDATA[انجير]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1161</guid>
		<description><![CDATA[سید محمد رضا طباطبایی
احترام به طبیعت چیزی است که همگام با فطرت انسان هاست. لذا می بینید که انسان ها در خستگی خود به دامن طبیعت می روند و با قرار گرفتن در دل طبیعت به روح خود آرامش می بخشند. این اهمیت البته در ادیان نیز قابل جستجو است. در برخی بیشتر و در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سید محمد رضا طباطبایی</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">احترام به طبیعت چیزی است که همگام با فطرت انسان هاست. لذا می بینید که انسان ها در خستگی خود به دامن طبیعت می روند و با قرار گرفتن در دل طبیعت به روح خود آرامش می بخشند. این اهمیت البته در ادیان نیز قابل جستجو است. در برخی بیشتر و در برخی کمتر. در این مقاله ما تنها قصد داریم به مقایسه ای مختصر بین اسلام و مسیحیت در زمینه طبیعت با تاکید بر مساله درخت کاری(به مناسبت این ایام که در هقته درختکاری است) و &#8230; بپردازیم. اسلام از آنجا که دینی مطابق با فطرت انسان هاست و در طول تاریخ شکل گیری خود از تطاول تحریف مصون بوده است ، آموزه های دل چسب و زیبایی در باره به طور خاص درخت و به طور کلی طبیعت دارد.<br />
این در حالی است که در سنت مکتوب مسیحی ، آموزه قابل توجهی که تصریحا احترام به طبیعت و درخت را تبیین کرده باشد یا بر توجه به درخت و گل و گیاه و &#8230; تاکید ورزیده باشد، یافت نمی شود.<br />
حتی بالعکس . اگر کندوکاوی در کتاب مقدس داشته باشیم در مبارزه و نگاه منفی به درخت بیشتر مطلب می یابیم تا تاکید بر درختکاری و اهمیت به آن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://www.joyfulheart.com/easter/images-tissot/tissot-the-accursed-fig-tree-746x570.jpg" alt="" width="422" height="322" /><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> به عنوان مثال داستانی در عهد جدید آمده است با عنوان داستان درخت <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%8a%d8%b1">انجیر</a> که هم در انجیل متى ۲۱: ۱۸-۲۲ و هم در انجیل مرقس ۱۱: ۱۳-۲۲ شرح مبسوطی از آن ذکر شده است . علیرغم داستان های مشابهی که در اناجیل آمده است ، داستان درخت <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%8a%d8%b1">انجیر</a> به نویسندگان سایر انجیل ها الهام نشده است . حکمت این که چرا برخی از <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86">داستان</a> ها در تمام اناجیل آمده است و برخی فقط به بعضی از آنها اختصاص دارد ، روشن نیست و ما هم در صدد بیان آن نیستیم و به این بحث چندان ربطی نمی یابد.<br />
به سراغ اصل <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86">داستان</a> می رویم و متن <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86">داستان</a> را با هم از کتاب مقدس می خوانیم. چون داستان موجود در انجیل مرقس گویاتر است ابتدا آن را نقل می کنیم:<br />
<strong>مرقس: </strong><em><span style="font-size: small;">و عیسی وارد اورشلیم شده به هیکل درآمده و به همه چیز ملاحظه نمود چون وقت شام شد با آن دوازده به بیت علیا رفت(۱۱ انجیل مرقس ۱۱) بامدادان چون از بیت عنیا بیرون می‏آمدند گرسنه شد(۱۲ انجیل مرقس ۱۱) ناگاه درخت <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%8a%d8%b1">انجیر</a>ی که برگ داشت از دور دیده آمد تا شاید چیزی بر آن بیابد امّا چون نزد آن رسید جز برگ بر آن هیچ نیافت زیرا که موسم انجیر نرسیده بود(۱۳ انجیل مرقس ۱۱) پس عیسی توجّه نموده بدان فرمود از این پس تا به ابد هیچ کس از تو میوه نخواهد خورد و شاگردانش شنیدند(۱۴ انجیل مرقس ۱۱) پس وارد اورشلیم شدند و چون عیسی داخل هیکل گشت به بیرون کردن آنانی که در هیکل خرید و فروش می‏کردند شروع نمود و تختهای صرّافان و کرسیهای کبوتر فروشان را واژگون ساخت(۱۵ انجیل مرقس ۱۱) و نگذاشت که کسی با ظرفی از میان هیکل بگذرد(۱۶ انجیل مرقس ۱۱) و تعلیم داده گفت آیا مکتوب نیست که خانه من خانه عبادت تمامی امّتها نامیده خواهد شد امّا شما آن را مغازه دزدان ساخته‏اید(۱۷ انجیل مرقس ۱۱) چون رؤسای کهنه و کاتبان این را بشنیدند در صدد آن شدند که او را چطور هلاک سازند زیرا که از وی ترسیدند چون که همه مردم از تعلیم وی متحیّر می‏بودند(۱۸ انجیل مرقس ۱۱) چون شام شد از شهر بیرون رفت(۱۹ انجیل مرقس ۱۱) صبحگاهان در اثنای راه درخت انجیر را از ریشه خشک یافتند(۲۰ انجیل مرقس ۱۱) پطرس بخاطر آورده وی را گفت ای استاد اینک درخت انجیری که نفرینش کردی خشک شده(۲۱ انجیل مرقس ۱۱) عیسی در جواب ایشان گفت به خدا ایمان آورید(۲۲ انجیل مرقس ۱۱) زیرا که هر آینه به شما می‏گویم هر که بدین کوه گوید منتقل شده به دریا افکنده شو و در دل خود شک نداشته باشد بلکه یقین دارد که آنچه گوید می‏شود هر آینه هر آنچه گوید بدو عطا شود(۲۳ انجیل مرقس ۱۱) بنابراین به شما می‏گویم آنچه در عبادت سؤال میکنید یقین بدانید که آن را یافته‏اید و به شما عطا خواهد شد(۲۴ انجیل مرقس ۱۱).</span></em></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://www.dkimages.com/discover/previews/795/396066.JPG" alt="" /></p>
<p><strong>متى: </strong><em>بامدادان چون به شهر مراجعت می‏کرد گرسنه شد(۱۸ انجیل متّی ۲۱) و در کناره راه یک درخت انجیر دیده نزد آن آمد و جز برگ بر آن هیچ نیافت پس آن را گفت از این به بعد تا به ابد بر تو نشود که در ساعت درخت انجیر خشکید(۱۹ انجیل متّی ۲۱) چون شاگردانش این را دیدند متعجّب شده گفتند چه بسیار زود درخت انجیر خشک شده است(۲۰ انجیل متّی ۲۱) عیسی در جواب ایشان گفت هر آینه به شما می‏گویم اگر ایمان می‏داشتید و شک نمی‏نمودید نه همین را که به درخت انجیر شد می‏کردید بلکه هرگاه بدین کوه می‏گفتید منتقل شده به دریا افکنده شو چنین می‏شد(۲۱ انجیل متّی ۲۱) و هر آنچه با ایمان به دعا طلب کنید خواهید یافت(۲۲ انجیل متّی ۲۱) .</em></p>
<p>در این داستان اشکالات بسیاری دیده می شود و سوالاتی را در ذهن ایجاد می کند . به عنوان نمونه :<br />
شاگردان کی فهمیدند درخت انجیر خشک شده است؟ آیا آنگونه که متی گفته در همان لحظه خشک شدنش فهمیدند، یا آن گونه که مرقس گفته روز بعد آمدند و فهمیدند خشک شده است؟<br />
چرا عیسی از میوه درختی که صاحبش اجازه نداده بود، خورد ؟<br />
که البته این ها باز به بحث ما مرتبط نیستند و محور اصلی بحث ما طبیعت و اهمیت به درخت کاری و محیط زیست است.<br />
شخصا با تامل مختصری که به نگاه مسیحیت به این مساله داشتم ، دیدگاه مثبتی را در این آیین نسبت به ارزشمندی درخت نیافتم. به عنوان نمونه در همین داستان درخت انجیر می بینیم که حضرت عیسی ع صرفا به دلیل میوه نداشتن ،‌ یک درخت انجیر را نفرین می کند تا خشک شود. (البته من این مساله را از تحریفات انجیل می دانم ، چرا که مسیح علیه السلام قطعا چنین شخصیتی نداشته است).<br />
این در حالی است که در اسلام بر کاشتن درخت و سبزه و زراعت بسیار بسیار تاکید شده است. حتی کاشت درختی که بی ثمر باشد و هیچ میوه ای ندهد. چرا که چه بسا از برگ و ریشه و ساقه و سایه و &#8230; حتی منظره دل پذیر درخت ، سایر مخلوقات خداوند بهره مند شود. لذا می بینیم که در روایت چنین آمده است:<br />
یامبر (صلی الله علیه وآله) : «&#8230; من بنی بنیانا بغیر ظلم و لا اعتداء او غرس غرساً بغیر ظلم و لا اعتداء کان له اجرا جاریا ما ینتفع به احد من خلق الرحمن»؛  &#8230; <span style="color: #008000;"><strong>کسی که درختی بکارد، تا زمانی که یکی از مخلوقات خدا از آن بهره می برد، خداوند به او پاداش می دهد</strong> </span>(یعنی صدقه جاریه). (مستدرک الوسائل ، حسین نوری طبرسی، ، ج ۱۳، ص ۴۶۰، ح ۱۵۸۹۵)</p>
<p><img src="http://www.aphotoflora.com/DevonandCornwall/Ficus%20carica-fig-29-08-04.jpg" alt="http://www.aphotoflora.com/DevonandCornwall/Ficus%20carica-fig-29-08-04.jpg" width="423" height="317" /><br />
در این روایات خداوند و جانشینان او در زمین مردم را به درختکاری تشویق می کنند .<br />
باز مرحوم نوری در مستدرک الوسائل روایت دیگری را از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نقل می کند: «ان قامت الساعة و فی ید احدکم فسیله، فإن استطاع ان لا یقوم الساعة، حتی یغرسها فلیغرسها»؛ <span style="color: #008000;"><strong>اگر عمر جهان پایان یابد و قیامت فرا رسد و یکی از شما نهالی در دست داشته باشد، چنانچه به قدر کاشتن آن فرصت باشد، باید فرصت را از دست ندهد و آن را بکارد. </strong></span>(همان، ح ۱۵۸۹۴).<br />
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام می فرماید: «و خلق له الشجر فکلف غرسها و سقیها و القیام علیها»؛  خ<strong><span style="color: #008000;">داوند درخت را برای انسان آفرید، از این رو، او باید درخت بکارد، آن را آبیاری کند و در حفظ آن بکوشد.</span></strong>( علامه مجلسی، مرآت العقول ، ج۳، ص ۸۶).<br />
پیامبر صلی الله علیه و آله : <strong><span style="color: #008000;">هر مسلمانی که بذری بیفشاند یا نهالی بنشاند و از حاصل آن بذر و نهال پرنده‌ای یا انسانی یاچرنده‌ای بخورد، آن برای او صدقه محسوب شود.</span></strong></p>
<p>حدیث دیگر:<br />
<span style="color: #008000;"><strong>هر که درختی بکارد، هر بار که انسان یا یکی از مخلوقات خداوند از آن بخورد برای وی صدقه‌ای محسوب می‌شود.</strong></span><br />
باز حدیث دیگر:<br />
<span style="color: #008000;"><strong>هر که درختی بنشاند خداوند تعالی به اندازه میوه‌ای که از آن درخت داده شود پاداش برای وی می‌نویسد.</strong></span><br />
و &#8230; .</p>
<p>از این قبیل روایات در سنت مکتوب اسلامی فراوان است به طوری که کتاب های متعددی با عنوان چهل حدیث درختکاری و &#8230; نوشته و منتشر شده است .<br />
اما آنچه موجب رنجش است این است که در کتاب مقدس چنین مساله مهمی از زاویه ای مخالف نگریسته شده است . مسیح درختی را به صرف این که میوه ندارد نفرین می کند تا خشک شود. خوب اگر این درخت خشک نمی شد، صاحب درخت می توانست غیر از میوه بهره های دیگری از درخت ببرد . می توانست آن را بفروشد، از سایه اش استفاده کند و &#8230; .<br />
علاوه بر این کسی که داستان درخت انجیر در انجیل را بخواند شاید این مجوز را برای خود احساس کند که می تواند به سادگی به محیط زیستی که خود صاحب آن نیست و دیگری بنا کرده است آسیب برساند.  چرا که درخت وقتی درخت خواهد بود که میوه داشته باشد و آن میوه نیز فقط باید برای شخصی باشد که آن را مطالبه کرده است.<br />
نکته جالب توجه در داستان درخت انجیر در کتاب مقدس این است که موقعی که مسیح از کنار آن درخت می گذشت فصل میوه دادن درخت نبود.<br />
<em>&#8230; جز برگ بر آن هیچ نیافت زیرا که موسم انجیر نرسیده بود(۱۳ انجیل مرقس ۱۱)</em><br />
نه این که حقیقتا آن درخت انجیر، درخت بی ثمری باشد. بلکه درختی بود که انجیر هم می داد ولی در فصلی بود که فصل انجیر نبود. صرف نظر از این سوال که اگر مسیح خدا یا پسر خداست این نکته پیش پا افتاده را باید می دانست ، که ندانست ولی به هر حال چرا نفرین کرد که درختی میوه دار خشک شود.<br />
در روایتی از پیامبر اکرم ص آمده است که :<br />
<strong><span style="color: #008000;">نزد من شکستن شاخه‌ای از درخت همچون شکستن بال فرشتگان است.</span></strong><br />
حتی در جنگ هم درختان قداست دارند و مورد احترامند. در حدیث آمده است هرگاه رسول‌ خدا می‌خواست سپاهی را به جهاد گسیل دارد، سپاهیان را دعوت می‌کرد و آنان را نزد خویش می‌نشاند، سپس می‌فرمود: <span style="color: #008000;"><strong>با نام و یاد خدا و در راه او بر آیین رسول خدا (ص) (به جهاد) روید&#8230; و درختی را قطع نکنید مگر آن که ناگزیر باشید.</strong></span></p>
<p>حال این که شخصی بی دلیل باعث شود تا درختی خشک شود هرگز پذیرفتنی نیست .</p>
<p>چنان که پیشتر هم اشاره کردم ما انتساب چنین رفتارهایی به مسیح علیه السلام را قبول نداریم اما مسیحیان که به چنین آموزه هایی معتقدند طبعا باید از آن دفاع کنند. در اسلام معجزاتی که به اولیای خدا نسبت داده می شود حقیقتا اثباتی و آسمانی هستند. به عنوان مثال اگر کرامتی هم قرار است صورت بگیرد به این صورت است که مثلا درخت خشک سبز شود. مانند همان نخل خشکی که در بیابان بود و حضرت مریم با تکان دادن آن دید که از فراز آن رطب و خرمای تازه فرو می افتد. در اینجا نیز واقعا اگر کرامتی ارزشمند قرار بود اتفاق افتد این کرامت این می بود که درخت مزبور به اعجاز مسیح ،‌ انجیر بدهد. نه این که به نفرین مسیح علیه السلام خشک شود و تازه حواریون تشویق شوند که ایمان بیشتری پیدا کنید تا بتوانید مانند من درخت خشک کنید!<br />
در داستان انجیر مسیح علیه السلام با مثالی عملی به حواریون نیروی ویرانگری را برای تخریب محیط زیست آموزش می دهد و آن را ثمره ایمان بر می شمرد:<br />
<em>عیسی در جواب ایشان گفت هر آینه به شما می‏گویم اگر ایمان می‏داشتید و شک نمی‏نمودید نه همین را که به درخت انجیر شد می‏کردید بلکه هرگاه بدین کوه می‏گفتید منتقل شده به دریا افکنده شو چنین می‏شد(۲۱ انجیل متّی ۲۱) و هر آنچه با ایمان به دعا طلب کنید خواهید یافت(۲۲ انجیل متّی ۲۱) .</em><br />
این در حالی است که امام صادق علیه السلام می فرماید : <span style="color: #008000;"><strong>خداوند برای پیامبرانش کشاورزی و درختکاری را برگزید تا از بارش باران ناخشنود نباشند. </strong></span><br />
اساسا در این داستان ، هدف ازایمان رسیدن به قدرت های جادویی بیان شده حال آن که هدف از ایمان نزدیک شدن به خدا و محبوب درگاه الهی شدن است نه تبدیل شدن به جرثقیل جهت جا به جایی کوه یا دشمن درخت انجیر!</p>
<p><img src="http://www.fisheaters.com/par24.jpg" alt="" /></p>
<p><span style="font-size: x-small;">منبع: http://www.pedar.net</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>مطلب مشابهی برای این پست در سایت وجود ندارد</li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1161.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟</title>
		<link>http://www.pedar.net/1157.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1157.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 10:21:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نومسلمانان]]></category>
		<category><![CDATA[تازه مسلمان]]></category>
		<category><![CDATA[مستبصر]]></category>
		<category><![CDATA[نومسلمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1157</guid>
		<description><![CDATA[کم و بیش مدت ۴ سال از پیروان ارتدوکس بودم. در اصل مسیحی نبودم، بلکه علاقه مند به مسیح بودم؛ آن هم به این دلیل که تمامی افراد پیرامونم مسیحی بودند و بعد از آن که به ایتالیا رفتم، جایی که بیشتر مردمانش کاتولیک اند؛ در آنجا بود که با مشکل بزرگی برخورد کردم، اینکه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کم و بیش مدت ۴ سال از پیروان ارتدوکس بودم. در اصل مسیحی نبودم، بلکه علاقه مند به مسیح بودم؛ آن هم به این دلیل که تمامی افراد پیرامونم مسیحی بودند و بعد از آن که به ایتالیا رفتم، جایی که بیشتر مردمانش کاتولیک اند؛ در آنجا بود که با مشکل بزرگی برخورد کردم، اینکه فهمیدم بیمارم و زمان مرگم فرا رسیده است. زمان مرگم نزدیک شده بود، بنابراین برای نجات زندگی ام به مدت یک ماه به عبادت خدا پرداختم. به خدا قول دادم که اگر زندگی ام را نجات دهد ، من هم باقی مانده زندگی ام را تنها صرف او خواهم کرد.</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://www.55a.net/firas/ar_photo/11844925041_705106_1_34.jpg" alt="http://www.55a.net/firas/ar_photo/11844925041_705106_1_34.jpg" /></p>
<p style="text-align: center;"><span id="more-1157"></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">عبادت او را برای همیشه خواهم پذیرفت و راه او را ادامه خواهم داد، به مردم کمک خواهم کرد و برای او به زندگی ام ادامه خواهم داد.اینکه به آرزوهای خودم عادت دارم و آنها را می خواهم و آرزوها و خواسته هایم ، خواسته های او خواهند بود. زمانی که مسیحی بودم، هرگز برای عیسی(ع) دعا نکردم.خدا را عبادت می کردم! بعد از آنکه خداوند زندگیم را نجات داد و الحمدالله کم کم بهتر شدم، شروع کردم به جستجو در مذهبم ؛ ولی هیچ حقیقتی را در ارتدوکس نیافتم. و بعد هم درمورد مسیحیان کاتولیک مطالعه کردم و آنجا هم حقیقت را پیدا نکردم. بعد فکر کردم که برای همیشه تنها خواهم ماند و راه خودم را که متفاوت از دیگران بود، ادامه خواهم داد. در زندگی شخصی ام به دنبال حقیقت و قوانین الهی می گشتم. هر شرایط و وضعیتی  را تجزیه و تحلیل می کردم و سعی می کردم تا نسبت به آن کسب آگاهی کنم.<br />
سعی می کردم تا بفهمم که خداوند از من چه می خواهد، و اینکه بفهمم که در من  به دنبال چه می گردد. این دوره معنوی، آزمونها و شرایط دشوار زیادی برایم بوجود می آورد ، که تقریبا پشت سر گذاشتم، چرا که گوش به فرمان خداوند بودم.<br />
نمی دانم، آیا شما منظورم از &#8220;گوش سپردن&#8221; را خواهید فهمید؟ صدا نیست، بلکه احساس است.<br />
معرفتی بدون کلام که به سراغم آمد و  مجبورم کرد تا این موضوع را که چه می کنم و قرار است به کجا بروم ؛ را دریابم. احساسی که وادارم می کرد تا حقیقت را از دروغ و همچنین کارهای صحیح ام را از خطا تشخیص بدهم؛ و اینکه آیا این احساس درست است یا خطاست، و همچنین به نشانه هایی که در زندگی ام وجود دارند، نظری بیاندازم.<br />
و الحمد الله نشانه های زیادی وجود داشتند، که نشان می دادند احساسم درست است و از آن به بعد نگرشی واقعی به مسائل داشتم . با تجزیه و تحلیل زندگی ام و گوش سپردن به الهامات خداوندی و دنباله روی از آیاتش، اثر قوانین اسلامی بر زندگی ام را یافتم.<br />
در ابتدا، دریافتم که چه چیزهایی اشتباه است و بعد از آن فهمیدم که چرا اشتباه است. منظورم از اولین بار، احساس بود و بعد از آن توجیه آن احساس بود. بعد از آن شانس به من رو آورد و مردی را که می خواست از طریق اینترنت با من ازدواج کند، ملاقات کردم. سعی کردم که نزدش بروم ، اما هربار اتفاقی می افتاد که باعث تردیدم می شد؛ طوری که مطمئن شدم که مرد مناسبی برای من نیست. ( از طرفی این موضوع که همیشه چیزهایی وجود داشته اند تا مانع از دیدارم با مردانی که خواستار ازدواج با من بودند و سعی داشتند به نزدم بیایند، می شد. برایم جالب بود. تا اینکه، بالاخره همسرم را یافتم. او تنها کسی بود که به ملاقاتم آمد و من مطمئن بودم که او مرد مناسب زندگی من است. الحمدالله). برای همین، هم به مسلمانان و هم به اسلام علاقه مند شدم. با تعدادی از مسلمانان شروع به صحبت کردم. یک شب که دوباره حالم بد شد و به حال احتضار افتادم، تلفنم زنگ زد، دوست صمیمی ام از عربستان سعودی بود. توان صحبت کردن با او را نداشتم به طوری که احساس کرد که حالم خیلی بد است، به من گفت که فقط به صحبت هایش گوش بدهم، هیچ راه انتخابی نداشتم؛ توان صحبت کردن هم نداشتم.بعد، او شروع به تلاوت کلماتی به زبان عربی کرد، بعدها به من گفت که آیاتی از قرآن بوده است. وقتی که تلاوتش تمام شد، احساس خوبی داشتم ؛ از او پرسیدم که این کلمات چه بودند که زندگی ام را نجات دادند. پاسخ داد:قرآن.<br />
زمانی که او تلاوت می کرد، احساس عجیبی داشتم؛ مثل اینکه نوری وارد قلبم می شد و به من احساس قدرت و آرامش می داد. به قدری من را به خواندن قرآن علاقه مند کرد، که ترجمه ای بلغاری از  قرآن کریم( به این دلیل که اصلیتم  بلغاری است.) را تهیه و شروع به مطالعه اش نمودم.<br />
بیشتر از آن، زمانی متعجب شدم  که دریافتم؛ دقیقا همان قوانین الهی است که می شناختم و با این وجود خیلی پیشتر چیزی درباره اش نمی دانستم.<br />
روزی که جواب آزمایشات قلبی ام را گرفتم، به این حقیقت رسیدم که ۱۰۰درصد سالم هستم.<br />
همیشه قبل از اینکه چیزی را مطالعه کنم ، بدنبال حقیقت وجودی آن می گردم؛ چرا که بیشتر چیزهایی که وجود دارند، حقیقی نیستند. هرگز قبل از اینکه از درستی ۱۰۰ درصد چیزی مطمئن نباشم، آن را نمی خوانم و یا به آن گوش نمی دهم.<br />
فکر می کردم که هیچ کتاب یا مذهبی وجود ندارد که ۱۰۰ درصد حقیقت باشد، اما الحمدالله اسلام را به عنوان مذهب و قرآن را کتابی که ۱۰۰ درصد سرشار از حقیقت هستند؛ یافتم.<br />
بنابراین تصمیم گرفتم که به دین مبین اسلام مشرف شوم.<br />
شروع به مطالعه سایتهای اینترنتی ای که درباره اسلام بود، کردم . و این کار باعث شد تا با برادران و خواهران خوبی که الحمدالله خیلی به من کمک کردند، آشنا شوم. بعد از آن هم همسرم را که او نیز مسلمان است، ملاقات نمودم. این آخرین نشانه ای بود که از سوی خدا برای تشرفم به اسلام ،به من نشان داده شد. بعد از آن، ۳ روز قبل از ازدواج با همسرم به قاهره(cario ) رفتم . وقتی قدم در جایی گذاشتم که می خواستم در آنجا به دین مبین اسلام مشرف شوم ، احساس کردم، که مثل این است که قدرتم پایان یافته، مثل این بود که می خواستم به زمین بیافتم و با تمام وجودم خدا را عبادت کنم. اگر او می خواست که من مسلمان شوم ، پس  توان تشرف به اسلام را هم به من می داد. سپس، من نزد شیخ رفتم و در مقابل شوهر و برادر شوهرم شهادتین را گفتم.</span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>مارس ۲, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1129.html" title="صبریا ،‌ کاتولیکی که مسلمان به دنیا آمد">صبریا ،‌ کاتولیکی که مسلمان به دنیا آمد (۴)</a></li>
<li>ژانویه ۱۵, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1075.html" title="Islam: The Fastest Growing Religion Worldwide">Islam: The Fastest Growing Religion Worldwide (3)</a></li>
<li>ژانویه ۸, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1064.html" title="سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان">سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان (۹)</a></li>
<li>ژوئن ۲۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/417.html" title="مایکل جکسون Michael Jackson سلطان موسیقی پاپ، مسلمان شد و درگذشت">مایکل جکسون Michael Jackson سلطان موسیقی پاپ، مسلمان شد و درگذشت (۲۸)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1157.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ابراهیم میرزایی مدعی الوهیت درگذشت</title>
		<link>http://www.pedar.net/1150.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1150.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 10:09:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مسيحيت شناسي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1150</guid>
		<description><![CDATA[ابراهیم میرزایی موسس سازمان علم حق و عدالت درگذشت. وی که در سال ۱۳۱۸ به دنیا آمده در سن هفتاد سالگی به دلایل نامعلومی که سوی سازمان علم حق و عدالت مخفی نگاه داشته می شود ،از دنیا رفت.

ابراهیم میرزایی فرزند محمد در سال ۱۳۱۸ در گرگان متولد شد. پدر وی کشاورز و مادرش خانه‏ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ابراهیم میرزایی موسس <span lang="FA">سازمان علم حق و عدالت درگذشت. وی که در سال ۱۳۱۸ به دنیا آمده در سن هفتاد سالگی به دلایل نامعلومی که سوی سازمان علم حق و عدالت مخفی نگاه داشته می شود ،از دنیا رفت.</span></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><img class="alignleft" style="border: 0pt none; margin-left: 0px; margin-right: 0px;" src="http://www.internationalkungfu.com/Mirzaii.jpg" border="0" alt="" hspace="0" width="113" height="170" align="baseline" /></span></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ابراهیم میرزایی فرزند محمد در سال ۱۳۱۸ در گرگان متولد شد. پدر وی کشاورز و مادرش خانه‏ دار بود. وی پس از اخذ دیپلم وارد دانشکده افسری و سپس به استخدام گارد جاویدان شاه درآمد. او از همان ابتدا که وارد ارتش شد آموزش کاراته را از فردی که در آمریکا این فنون رزمی را فرا گرفته بود آغاز کرد و در سال ۱۳۵۰ با موافقت ستاد نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی به چین رفت و پس از طی آموزش های رزمی و به دست آوردن نشان سنتی « هفت پیکر » و دکترای افتخاری در مهارت‏های رزمی رشته کونگ‏فو به کشور مراجعه و آموزش تکاوران را به عهده گرفت و پس از سفر به تایلند و آمریکا با ارائه فیزیولوژی انرژی انسان موفق به کسب عنوان پروفسوری می‏شود. البته هنوز هیچ مدرکی دال بر تایید این عنوان به دست نیامده است و این اعتقاد وجود دارد که شاگردان وی برای بزرگنمایی به وی این لقب را داده باشند.</span></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1150"></span><br />
</span></span>
</p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وی در اولین دوره ریاست جمهوری خود را کاندیدای شرکت در انتخابات کرد اما به دلیل عضویت در گارد جاویدان شاه رد صلاحیت شده و در پایان موضوع تبدیل به یکی از مخالفین سرسخت جمهوری اسلامی گردید و فعالیت علیه نظام اسلامی را آغاز کرد.</span></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با گسترش فعالیت‏های میرزایی علیه جمهوری اسلامی سرانجام وی در سال ۱۳۶۳ دستگیر و پس از محاکمه به شش ماه حبس محکوم شد و پس از آزادی به گرگان مراجعه و به مدت ۲ سال هیچ خبری از او نبود و مشخص شد وی در این ۲ سال به شغل چوپانی مشغول بوده است. وقتی از او علت چوپانی را می پرسند وی در پاسخ عنوان می کند که یکی از مشاغل انبیا چوپانی است و آنگاه حضرت موسی را مثال می زند<a href="http://www.pedar.net">.</a></span></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #800000;"><strong>ادعای امام زمانی</strong><br />
</span>پس از سپری شدن ۲ سال، ابراهیم میرزایی در سال ۶۵ به ملارد کرج عزیمت و با تکمیل ساختمان نیمه کاره خود آنجا را به بیمارستان فیزیولوژی انسانی تبدیل و مبادرت به درمان بیماران نمود و پس از مدتی با ادعای امام زمانی(مهدویت) عنوان کرد قیامت فرا رسیده است.</span></span>
</p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در همین زمان او سفیرانی را معین و آنها را به کشورهای مختلف از طریق سفارتخانه‏های آنها اعزام و برای هر کدام حکمی را نیز تهیه می کند و این سال را سال سفیران نامگذاری می‏کند.</span></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">میرزایی اعمال خود را وعده‏هایی می‏دانست که باید در زمان‏های معین به انجام برسند و ارسال سفیران هم اولین وعده وی بود. هواداران وی در سال ۶۶ مبادرت به تهیه فیلم ویدئویی می کنند که فیلم مذکور زندگینامه ابراهیم میرزایی تا سال ۱۳۶۶ است و این فیلم با جمله «بسم الله الرحمن الرحیم» به پایان می رسد. در همین سال پس از ضربه سختی که از سوی نیروهای امنیتی به گروه میرزایی وارد شد وی به همراه جمعی از هواداران از مرز ایران وارد ترکیه شد و پس از دستگیری توسط پلیس این کشور به مدت ۴۰ روز زندانی و پس از آزادی از زندان ترکیه وی به کشور آلمان فراری و اکنون نیز در این کشور به سر می‏برد. پس از اقامت وی در آلمان هیچ کس او را ندیده و ارتباط غیر مستقیم خود را از طریق فردی به نام «بهنام چ» با داخل کشور و هوادارانش حفظ می‏کند<a href="http://www.pedar.net">.</a></span></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ابراهیم میرزایی اندیشه‏ های عجیب و غریبی در مقایسه با دیگر مدعیان دارد برای نمونه او در سال ۱۳۷۱ به یکی از مریدان خود در ایران دستور ساخت کشتی بزرگ را در مدت ۲ ماه می دهد تا مریدان و هوادارانش را سوار بر آن کرده و در دریا سیر دهد. یکی از مهمترین ادعاهای میرزایی اداعای امام زمانی است که این ادعا به ادعای سلطان اسلامی و صاحب الامری و در نهایت الوهیت منجر می شود. او الوهیت را به خود منتسب می‏کند زیرا در این زمان خود را صاحب حکم کلام دانسته و می گوید تمام فرامین خلقت در همین کلام است.</span></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">موج فعالیت گروه میرزایی در سال ۷۱ و ۷۲ در زنجان و در قالب ۴ باشگاه آغاز شد که از فعالیت این باشگاه ها جلوگیری شد. این گروه تا سال ۱۳۷۴ در سکوت نسبی به سر می برد و به جز چند اقدام حاشیه ای فعالیت چندانی نداشت.از دیگر فعالیت‏ها و اقدامات انجام شده توسط گروه میرزایی می توان به انتشار و تکثیر و پخش اعلامیه ای کفر آمیز و انحراف عقاید و باورهای مریدان اشاره کرد. این گروه پس از دوم خرداد ۷۶ با شیوه‏های تبلیغی خاص مبادرت به جذب نیرو می کند و در سال ۷۸ احکام و دستورالعمل های جدیدی برای هواداران ارسال و طی آن مقرر گردید تا فعالیت های گروه به صورت مخفی انجام گیرد.</span></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با بررسی و تحقیق عمیق پیرامون فعالیت‏های گروه طرفدار ابراهیم میرزایی آنچه که می‏توان از مواضع و دیدگاه های آنها به دست آورد این است که هدف آرمانی این گروه براندازی نظام جمهوری اسلامی که به عنوان یک استراتژی با ادعای قیامت، پیامبری و صاحب الزمان بودن باورهای مردم را به صورت جدی مورد تهدید قرار دهند. تحقیقات حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از امکانات و منابع گروه که در راستای فعالیت تشکیلاتی مورد استفاده قرار می گیرد در یکی از شهرها تمرکز پیدا کرده است. راه اندازی کتابخانه و معبد از دیگر فعالیت های مربوط به این گروه است. </span></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در یک جمع بندی کلی می‏توان عنوان کرد سردمداران این گروه با حمایت،تغذیه و تقویت کشورهای غربی خصوصا آمریکا و یک کشور اروپایی دست به فعالیت ضد فرهنگی ایرانی و اسلامی زده اند و از آنجا که جریان علم حق و عدالت توان و ظرفیت لازم برای رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی ندارد با تبلیغات کاذب و اشتیاق جوانان به ورزش افراد را جذب کرده‏اند که این رویکرد یک آسیب جدی برای جوانان عاشق هنرهای رزمی است که در نوع خود هوشیاری مسئولان را نیز یاری می‏طلبد. </span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span lang="FA">این گمانه که ابراهیم میرزایی در سال ۷۸ در گذشته است ، از سوی برخی از سران این سازمان نیز تایید شده است ، و همچنین با انتشار تصاویری ثابت از وی توسط کارشناسان مورد پذیرش قرار گرفته است . </span></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span lang="FA">مکان زندگی وی پیوسته برای رازآلود نگاهداشتن وی و نیز در امنیت بودن مخفی نگاهداشته شده است اما طبق برخی از اظهارات، وی در یکی از ایالت های شمالی آمریکا اقامت داشته است. شنیده ها حاکی از آن است که برخی از سازمان های جاسوسی از این شخصیت مدت ها برای آموزش های رزمی و &#8230; برای نیروهای خود استفاده می کرده اند . </span></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span lang="FA">تنها تصویری که از میرزایی در اطلاعیه ها و &#8230; منتشر می شود تصویری متعلق به دوران جوانی وی است و از سال ۷۸ تا کنون تصویر جدیدی از وی منتشر نشده است. همین امر برخی از تحلیل گران را بر آن داشته تا بگویند ابراهیم میرزایی چندین سال پیش از دنیا رفته است و سازمان وی به طور مخفی توسط سرویس های جاسوسی و با همکاری بهنام چ یکی از شاگردان اصلی میرزایی اداره می شود . </span></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وقتی از یکی از مسئولان سبک توآ که بنیانگذار آن میرزایی بوده است درمورد وضعیت کنونی ابراهیم میرزایی سوال می شود ، وی می‌گوید: «حدود هجده سال است که کسی در ایران از ایشان خبری ندارد.» و در پاسخ به این سؤال که «ممکن است فوت کرده‌باشند؟» جواب می‌دهد: «من گفتم کسی از ایشان خبری ندارد… دیگر نمی‌دانم.»</span></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><img class="aligncenter" src="http://iraniansocialist.files.wordpress.com/2009/09/4yqo08j2.jpg?w=497" alt="http://iraniansocialist.files.wordpress.com/2009/09/4yqo08j2.jpg?w=497" width="341" height="314" /></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span lang="FA">با توجه به این که مدتی است از مرگ مشکوک میرزایی می گذرد اما هم چنان از سوی سازمان وی ایمیل های متعددی در راستای مبارزه با نظام جمهوری اسلامی ایران برای کاربران ایرانی اینترنت ارسال می شود . </span></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span lang="FA">این اطلاعیه ها معمولا به نحوی گنگ و نامفهوم نگاشته می شوند و از هر یک از آن ها چیزی جز ضدیت با نظام جمهوری اسلامی ایران برداشت نمی شود  . </span></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span lang="FA">نحوه نگارش این بیانیه ها نشان از اطلاعات اندک نویسندگان آن و ناآشنایی با ادبیات عربی و فارسی دارد. </span></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span lang="FA">به عنوان نمونه به جملات زیر دقت کنید: </span></span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیکرة تنگاهیِ آدم در واحدة‌ وجود منقسم به وظائف‌الاعضا است. ذات و فطرتِ قلبِ عقل (همة سؤالات در یک جواب) و عقلِ قلب (همة‌ جواب‌ها در یک سؤال) در واحدة وجودِ روانجاهی منقسم به وظایفِ دین و دانش از مشاهدات و کشفیات که سؤالِ آدم ز کجا است و مفهوم زندگانی آدم چه معنا است؟</span></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span lang="FA">منبع: </span></span>http://www.pedar.net</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>مطلب مشابهی برای این پست در سایت وجود ندارد</li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1150.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صبریا ،‌ کاتولیکی که مسلمان به دنیا آمد</title>
		<link>http://www.pedar.net/1129.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1129.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Mar 2010 05:13:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نومسلمانان]]></category>
		<category><![CDATA[تازه مسلمان]]></category>
		<category><![CDATA[مستبصرين]]></category>
		<category><![CDATA[نو مسلمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1129</guid>
		<description><![CDATA[خاطرات صابیراه عبدالحی بانوی تازه مسلمان


زندگی به تنهایی، هدیه ای منحصر به فرد و زیبا از سوی کسی است که خلقش کرده است. هرگز نباید آهنگ زندگی را که پرستش پروردگارم است، متوقف کنم. و به سفرم همان راهی که باید از آن بگذرم تا زمانیکه روح از بدنم جدا نشده است، ادامه دهم.انشاءالله.

الحمدالله&#8230; مسلمان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خاطرات صابیراه عبدالحی بانوی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86">تازه مسلمان</a><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">زندگی به تنهایی، هدیه ای منحصر به فرد و زیبا از سوی کسی است که خلقش کرده است. هرگز نباید آهنگ زندگی را که پرستش پروردگارم است، متوقف کنم. و به سفرم همان راهی که باید از آن بگذرم تا زمانیکه روح از بدنم جدا نشده است، ادامه دهم.انشاءالله.</span></p>
<p><img class="alignright" src="http://kilden.forskningsradet.no/aim/kilden.no/9/44/storage/file.image.jpg/Scale?geometry=190x" alt="http://kilden.forskningsradet.no/aim/kilden.no/9/44/storage/file.image.jpg/Scale?geometry=190x" width="176" height="267" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الحمدالله&#8230; مسلمان به دنیا آمده بودم . هرچند نمی دانستم که مثل یک مسیحی کاتولیک بزرگ شده ام. زمانی نگرانی های زیادی برایم وجود داشت، چراکه جوابی برای سوالاتم نداشتم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چیزی ثابت در زندگی ام وجود داشت ،که نشات گرفته از وجود خدا بود. گاهی اوقات نیز این سوال که (به خصوص از همان زمان کودکی)؛&#8221;خدایا کجایی؟&#8221; برایم پیش می آمد و درنهایت بی پاسخ می ماند. </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1129"></span><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">درست مثل اینکه از شاخه ای بریده شده ای .مادرم این جمله را به کار می برد(که البته هنوز هم می گوید)&#8221;: یک بار در هفته به کلیسا برو،دعا کن و بعد تماما &#8220;سرشار از خدا&#8221; یت از آنجا خارج شو&#8221;.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مدتی بیمار شدم ،تا اینکه در ۱۲ سالگی بیماری صرع گرفتم، که قابل کنترل بود. ۲۲ سالگی ازدواج کرده و بچه ای داشتم، به خاطر حمله های صرع و درمانهای خسته کننده، به نظر می رسید که ۱۱ سال از خاطرات زندگیم را از دست داده باشم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از خاطرات دختر ۱۶ ساله ام ، تا ۵ سالگی او را به یاد می آوردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به ذات الریه مبتلا شدم و در آن روز ریه هایم به هم چسبیدند، کبدم تحلیل رفت و به حالت اغما فرو رفتم. پزشکان  من را به هوش آوردند و برای ادامه زندگی حمایتم کردند.به خانواده ام گفته بودند که به احتمال زیاد بیشتر از سه روز زنده نمیمانم. نمی دانستم که&#8221; قرار بوده بمیرم&#8221; و الحمد الله زنده مانده ام!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چند سالی به عنوان مدیر دفتر کار کرده بودم و حالا نیاز به تغییر در زندگی ام داشتم.زمانیکه به این وضع در آمدم،دنبال کسی می گشتم تا در خلوتم از او مشورت بگیرم. و اینکه دوباره از خدا بپرسم:&#8221; کجاست؟&#8221;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دلیل اصلی کناره گیری ام، عبارتی از کتاب مقدس بود که می گفت:&#8221;بپرسید  خواهید رسید، بجوئید و خواهید یافت، بکوبید و درب برای شما باز خواهد شد&#8221;.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همان موقع یک &#8220;معامله ای با خدا&#8221; انجام دادم، و اینکه از کارم کناره گیری کردم. و قول دادم که بعد از ۱۰روز عبادت برای یافتن خدا به خانه باز خواهم گشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چه عالی! خدایا داخل صندوق پستی ام یک نامه برای زیارت اسرائیل پیدا کردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در اسرائیل اعراب و مسلمانان را دیدم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">(مسافرتی بی مسیر) &#8220;The roudd less travelled&#8221; برایم آغاز شده بود. از اینکه در آن پا گذاشته ام ،خوشحال بودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از اولین دوره زیارت ۱۰ روزه ام، به خودم قبولاندم که با دوره ای ۲۸ روزه برای عبادت، شناخت و به دست آوردن درکی بهتر از خدا و خودم به اسرائیل بازگردم. زمانیکه هواپیما به زمین نشست ، سراسر فرودگاه Ben gurion را با هل دادن چرخ دستی ای که چمدانم را در آن قرار داده بودم، پیمودم.نمی دانستم تک و تنها در آسیای میانه ،چه اتفاقی برایم خواهد افتاد!دریچه ای از دنیایی فوق العاده زیبا به رویم باز شده بود،مثل چشم اندازی از کویر. درختان نخل و مردمی که به زبان های غریبی چون عبری و عربی،که درمجموع هیچ کدام برایم مفهوم نبودند، صحبت می کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سفرم از فرودگاه ben gurion به اورشلیم اولین تجربه فوق العاده ام برای رسیدن به ماهیت خودم بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آسمان درخشان آبی رنگ و نسیم های ملایم؛همه و همه خانه را به یادم می آورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از یک روز، از ۱۱ روز اقامتم ،از دیر Tabor در اورشلیم خارج شدم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چهلمین سالگرد تولدم دقیقا روزی بود که پنجاهمین مراسم سالروز فرمان feranciscan friars با جشن و آتشبازی هایی که برای هردوی ما برنامه ریزی شده بودند!برگزار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">درکل، چشم انداز بی نظیر صحرا  و طی کردن آن به سمت دیر Hermon، سرگرمی روزانه ام شده بود. بزها و گوسفندهایی که با زنگوله هایشان درجهت دیر Tabor به این طرف و آن طرف می پریدند. پرندگانی که سرو صدا می کردند و آواز می خواندند؛ آوازهای روزانه شان چون طلوع خورشید بود. با اینکه فصل تابستان بود، اما آب و هوایی بهاری داشت.گلبرگ گل ها در عوض نشانگرهایی بودند که صفحات کتاب های دعا و مجلاتم را نشان می دادند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نمی توانم یکبار دیگر، به طور کامل چیزهایی را که وجود داشتند و اتفاقاتی را که مربوط به من بودند،توضیح دهم.احساس می کردم ؛ مثل این است که چیزی صدایم می کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از دیر tabor و کلیسای (تازه تعمیر) transfiguration به پائین دیر carmel رفتم . آه&#8230; افق مدیترانه لبریز از رنگهای  آبی / سبز است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">باخواهران و راهبه های کارملی Carmelite در دیر (سنت ترز) St.terese زندگی می کردم. در آن زمان یک سکولار وابسته به راهبان کارملی بودم. وظیفه ما این بود که هرروز ۵ نوبت عبادت (در زمانهای مناجات) &#8220;Liturgy of the hours&#8221; که عمدتا شامل مزامیر داوود و تشریفاتی دائمی و تعظیم نمودن و&#8230;غیره که بسیار شبیه نماز خواندن(Salaat) بود، را انجام دهیم. بنابراین با طلوع خورشید بر می خاستیم .از خودم در مورد معجزه ها و شگفتی هایی که هرکدام مرا دربر می گرفتند، می پرسیدم. آنجا بودم تا از بانوی دیر Carmel  پذیرایی کنم و ۳ روز بعد مراسم سنت الیاس فرا رسید.غار الیاس در دامنه کوه، مشرف بر اقیانوس قرار داشت.یهودیان و مسلمانان برای یک هفته خارج از حیاط فوق العاده بزرگ در مقابل دیر چادر می زدند.هرساله جشنی مفصل برای مراسم الیاس نبی، که برای مردم Baal مبارزه کرد،درست همانجا که دیر کارملی وجود دارد ؛برگزار می شد.در حال حاضر معبد Baal هنوز هم نزدیک دیر Carmel وجود دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دو هفته ای را که در آنجا بودم ، نمی دانستم باید چه کارهایی را انجام دهم. دیر Carmel در آن زمان برایم مثل یک رویا بود. به سفارت ایالات متحده آمریکا خوانده شدم و آنها گفتند&#8221;:با وجود اینکه به نظر می آید که می خواهید اینجا بمانید،چرا بلیطتان را تغییر ندادید؟&#8221;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">رفتن به اورشلیم ترسناک بود. شهر را نمی شناختم. هرگز کوچه های کوچک و تودر توی شهر قدیمی (قدس) Al-Quds را که در اطراف مسیرم بودند؛ پیدا نمی کردم. چشم انداز فوق العاده ای از نوتردام Notre dame در کافی شاپ شهر وجود داشت. آنجا می نشستم و به مناره ها  و برجهای باقیمانده از شهر قدیمی نگاه می کردم. نگاهم مملو از گنبدهای سنگی می شد&#8230; چقدر زیبا!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از چهار روز همراهی با سرپرستم برای یافتن هتلی در مکانی جدید که برایم رزرو کرده بودند، خیابانها را می گشتیم. چرخیدن در کوچه های تودرتوی قدس مثل کلافی سردرگم بود. خانه ای کوچک را می شناختم که به وسیله خواهران روحانی عرب اداره می شد، رفتم آنجا و همه اسباب و اثاثیه ام را جمع کردم. خواهری کوچک که عرب بود،در آنجا به من گفت&#8221;:متاسفم،اتاقی نداریم. اما شما می توانید چمدان هایتان را تا زمانی که در اطراف شهر به دنبال جا می گردید،پیش ما بگذارید.&#8221;بعد، از کنار یکی از خیابان های سنگی خیلی قدیمی که همواره مشرف به دیوار قدس بود،عبور کردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همانطور که تاریکی همه جا را فرا می گرفت  و هیچ جایی دیده نمی شد، درحالتی شبیه به رویا کلماتی از مزامیر را به یاد آوردم؛&#8221; هرچند ارتشی مرا احاطه کرده است،نباید بترسم.(خدا) thou art با من است&#8221;.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چمدانم گم شده بود، و نمی توانستم راه برگشت به خانه ای را که صبح در آنجا بودم، پیدا کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با زحمت از خیابانی خاکی به سمت پایین رفتم ،دری را که داخل دیواری آشنا ساخته شده بود؛ دیدم. عجیب اینکه، همان در ورودی باز دیشب بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">راهبه ای عرب که به نظر می آمد، ورودم را به او خبر داده اند،گفت&#8221;: شما سابینا نیستید؟ کسی به من گفته است که شما صبح اینجا بودید! بیائید، ما جایی برای شما داریم&#8221;.محشر بود! بدین ترتیب ماه های آینده از غذاهای اشتراکی مسافران دیگر(کسانی که به &#8220;دوستان اورشلیمی ام&#8221;Jerusalem friends برای ۷ سال آینده تبدیل شدند)، شستشوی دستی لباس ها همراه با آواز خوانی و آویزان کردنشان بر پشت بام برای خشک شدن،معامله در Souq و سفر به شهر  به منظور جذب امتیازاتی بیشتر برخوردار می شدم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">لنا، هم اتاقی ام سوئدی بود. تعطیلات آخر هفته در برنامه بهداشت روانی منطقه غزه کار می کرد و زبان عربی می خواند. در حالیکه از وضعیت اسفناک در فلسطین خبردار شده بودم، در ابتدا با خودم تصمیم قاطعانه گرفتم تا زبان عربی بیاموزم. هنگامی که ویزایم باطل شد،بدین معنا بود که باید از آنجا دل کنده &#8220;خداحافظی&#8221; کرده و با پروازی طولانی به ایالات متحده آمریکا بازگردم. بعد از مدت کوتاهی در بازگشت به خانه ام، خودم را در قدس یافتم. پول کافی نداشتم، بنابراین زمان آن بود که مادام العمر در قدس عزیز بمانم.هرچهره ای،لبخندی،هر مالک مغازه و تاجری را در Souq می شناختم. من به عنوان&#8221; زن زیباپوشی&#8221; که جلابیب زیبای بدوی را می پوشید ،شناخته شده بودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همچنین به خاطر اینکه یاد گرفته بودم&#8221; به بهترین شکل با آنها چک و چانه بزنم&#8221; به عنوان &#8220;زنی سرسخت&#8221; The hard woman شناخته شدم. در خوابگاهی (با مبلغ شبی ۵۰ سنت)زندگی می کردم و اسماعیل را که معلم من برای آموزش عربی شده بود، ملاقات می کردم. این را در آن زمان نمی دانستم،اما کلماتی که اسماعیل برای نوشتن یادم داده بود،چیزهایی مثل&#8221;اسم&#8221; یا &#8220;مالک&#8221; یا &#8220;الارد&#8221;بود .او می گفت&#8221;: سابینا بهترین راه یادگیری زبان عربی، با قرآن است&#8221;.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نمی دانستم در قرآن چه چیزی یافت می شد!آشنایی خیلی مختصری با اسلام داشتم. اسماعیل همیشه می گفت&#8221;: سابینا، اعتقادت زیباست و خدا را دوست داری! اجازه نده کسی به این موضوع که تنها خدا یکی است،آسیب برساند.&#8221; &#8220;فراموش نکن سابینا&#8230; خدا یکی است&#8221;. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تقریبا اوضاع تغییر کرد.در حصار دیوارهای شهری قدیمی زندگی کرده بودم. اطاق کوچکم به نظر مثل غاری ساخته شده از سنگ با سقفی قوسی می آمد. زمستان ها، سرد و مرطوب بود. در بهار ، کشور با رنگ ها پوشیده می شد،تابستان گرمای هوا کلافه کننده بود و سرشار از روایتی رنگین که کمتر از بهار نبود. یک سال، کشیشی که من او را می شناختم، از درختان زیتونی که در غار Paster Noster وجود داشت و متعلق به دیر خواهران کارملی بود،بالا رفت. دقیقا به خاطر می آورم که عضو وابسته به کاتولیک های کارملی بودم ،اما درنظر داشتم که به صومعه فلسطینی / اسرائیل وارد شوم. زندگی در صومعه زیبا بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">درختان زیتون، تاک های انگور، درختچه های انار، درختان انجیر، درختان آلو و باغچه سبزیجاتی که خارج از پنجره حجره ام رشد می کردند،فوق العاده بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ناقوس های زندگی دائما نواخته می شدند. هر روز،روزانه ۵ نوبت،عبادت می کردیم. و در تابستان در همان زمانی که توسط مسلمانان برای اقامه نماز اذان گفته می شد. زندگی ای که سرشار از معنویت، منحصر به فرد و دقیق بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آرامش زیاد و زمان بیشتری را برای تفکری دقیق در اختیارم می گذاشت. درتمام مدتی که در دیر بودم، به خدا فکر میکردم. تحت تاثیر قدرتی فوق طبیعی و متفاوت قرار گرفته بودم&#8230; فکر می کردم &#8220;خدا کجاست؟&#8221;حالا می دانم که او هرگز، حتی برای لحظه ای مرا ترک نخواهد کرد، ماشاءالله.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">زندگی در دیر برای راهبه های دیگر عادی بود، اما من احساس می کردم که زندگی ام نیازمند به خروج از آنجا و وارد شدن به قلمرویی دیگر است. هرچند اولین روز از باقی زندگی ام بود، اما هنگامی که دیر را ترک می کردم برایم روزی غم انگیز شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در روز کیپور به اورشلیم بازگشتم . بعد از ملاقاتی کوتاه از ایالات متحده، دوباره به قدس بازگشتم&#8230;&#8221;برای باقی زندگی ام&#8221;.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در مرحله آخر زندگی ام در قدس، در مقام جامع اسقفی محله مسلمان نشین سوری ها در شرق اورشلیم زندگی می کردم. مسیحیان عرب/سوری نسبت به مسلمانان خیلی بدگمان بودند و من به آنها می گفتم:&#8221; از اینکه همه درها و پنجره ها ایمن باشند، مطمئن باشید و با فرا رسیدن شب آنها را قفل کنید، چراکه آنها (همسایگان مسلمان) دزدانه خواهند آمد و گلوهایمان را هنگامی که خوابیم، خواهند برید!&#8221;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در آن زمان من سخت کار می کردم ،کارگری می کردم.من (آمریکایی مضحکی) &#8220;&#8221;foolish American بودم؛ چراکه از مسلمانان کمترین ترسی نداشتم، آنها دوستانم بودند. از زنی مسلمان و بچه هایی که به میهمانسرایمان می آمدند،مراقبت می کردم . همچنین بیشتر اتاق خواب های میهمانسرا را تمیز می کردم، کف زمین ها را می شستم و پله های بی شمار آنجا را با دستم می سابیدم و حداقل هفته ای یکبار، همه ۱۶ راه پله از پله ها را می سابیدم. باید می دانستم که چطور هرروز صبح همه ملحفه ها را شسته و روی پشت بام بیاویزم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجیح می دادم، درست بعد از بیدار شدن برای نماز روی بام بروم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حدودا ساعت ۴:۳۰ دقیقه صبح به پشت بام می رفتم و به خارج از شهر قدیمی چشم می دوختم. اورشلیم محبوب من! گنبد سنگی ات نشانه آن است که برای همیشه در قلب من زنده خواهی بود! یاد گرفته بودم که هرچیزی را که می دیدم، نسخه برداری کرده و به عربی بنویسم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یک روز چیزی را بر دیوار یک کافی شاپ دیدم و شیفته اش شدم. از روی آن نسخه برداری کردم. به قدری زیبا بود که انگشتانم همه آن را بدون توقف از حفظ نوشتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هر روز صبح، از نوک انگشتم برای نوشتن آن کلمات در آسمان آبی استفاده می کردم. بلافاصله، از دوستان مسلمانم درباره آن چیزی که نوشته بودم، پرسیدم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و آنها گفتند؛&#8221; که یک سوره است، سوره فلق&#8221;. کامل، دوستی عزیز، پیشنهاد داد که به Souq بروم و یک نسخه از قرآن را بگیرم، بنابراین به آنجا رفتم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اولین چیزی را که به دنبالش گشته بودم، سوره فلق بود. و من خواندم؛ &#8220;به نام خداوند مهربان و رحیم. همه مخلوقات به دنبال حاکمی می گردند که در سپیده دم به او پناه ببرند. &#8220;&#8230; درست همانطور که من با انگشتم در آسمان نوشته بودم!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">&#8220;از شر شیطانی که او خلق کرده&#8221;&#8230; و این طور به نظرم رسید که سربازان گشتی اورشلیم باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">&#8221; و از شر تاریکی، زمانی که فرا می رسد&#8221;&#8230; منظور آن، دوستان مسلمانم بودند که:&#8221; دزدانه سرمان را می بریدند&#8221;؟! آشوب های خیابانی و شورش های شرارت بارشان!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">&#8221; و از شر کسانی که جادوگری می کنند، و از شر حسود،هنگامی که حسادت می ورزد&#8221;&#8230; حسود&#8230; حسود چه کاری انجام می دهد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در مورد اختیاراتی که خدا به من کمترین نشان داده بود، کم می دانستم. روزهای زیبایی بعد از انجام کار وجود داشتند،اما به خاطر اینکه از مواد شیمیایی سختی استفاده کرده بودم، دست ها و پاهایم زخمی و پینه بسته بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">درنهایت، هنگامی که از آنها خیلی زیاد استفاده می کردم، پوست خشک دستم ترک برداشته، خونریزی کرده و جدا می شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چنانچه برای مدتی طولانی در یک جا بی حرکت بر روی پایم می ایستادم، بی حس می شدند؛ به طوری که به مجردی که شروع به پیاده روی می کردم، این کار برایم زجر آور بود. صندل هایم، دائما از پیاده روی و تحریک ترک ها خونی بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متوجه شدم که مغازه داران و فروشندگان محصولات تولیدی از من دوری می کردند. به نظر، مثل یک جزامی و کسی که پوستی رفو کرده داشت،می آمدم. تنها چیزی که کمک می کرد تا دردم را فراموش کنم، نگاه کردن به بچه هایی بود که از خیابان های کم عرض دیر الیاس عبور می کردند و از عین الکریم خارج می شدند و بالای صخره مشرف به وادی &#8230; ناصری و الجلیل نشسته یا تن  خود را به آب می زدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">Tiberius و قایق سفری ای که در طول دریای الجلیل خوشبختی ها را همراه می آورد! بحرالمیت، جایی که برای شنا به آنجا می رفتم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">معرکه است! چه عالی&#8230; زندگی خشن و زیبا بود&#8230; </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از انجام مراسم ربانی به سمت خانه ام ،مقام اسقفی، که در پایین همان خیابان های خاکی بود، می رفتم. یک شب در حالی که با دردی کشنده قدم برمی داشتم، با خدا گفتم&#8221;: خدای من ، آیا اینجا هستی؟ حقیقتا وجود داری؟ نمی دانم یهودی ام، مسیحی ام،مسلمان یا کافرم! خدای من &#8230; اگر اینجایی، و این که حقیقتا اینجا در این محله فقیر نشین هستی؛ چیزی راکه هیچ وقت نمی دانستم، نشانم بده. برای این که حس می کنم چیزهایی را به من یاد داده ای که نمی دانم چه هستند!&#8221; همان طور که به نور خورشید که به روی گنبد طلایی بالای صخره می تابید نگاه می کردم&#8230;.آه&#8230; یا خدا! </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">&#8230; همان طور که گریه می کردم، به سمت خانه ام رفتم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با وجود این، احساس می کردم که از لحاظ روانی قصد جان خودم را کرده ام. درست مثل این که از بالای یک صخره سیاه به داخل شکافی سیاه سقوط کرده باشم. می توانستم &#8221; از پا افتادن&#8221; خودم را حس کنم و می دانستم که در هرکدام از گودال های جهنم یا&#8230; یا&#8230; هم که بیافتم، خدا می تواند از من محافظت کند. همه افکارم این بود؛ خدا یکی است&#8230;شنیده بودم که او فراتر از هرآنچه که کسی گفته باشد، خواهد بود.&#8221; خدایا، خدای من لطفا مرا بپذیر!&#8221; و این همه چیزی بود که می توانستم به آن فکر کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از این که مریض شدم. کاتولیک های سوری &#8220;خوب نبودند&#8221;.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یک روز به من گفتند؛ تابعد ازظهر آنجا را  ترک کنم&#8230; نه بیشتر از این.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شب که برگشتم، بیشتر اسباب و اثاثیه ام در خیابان ریخته شده بود و بعضی در انباری کوچک داخل حیاط ذخیره شد و خودم هیچ جای خوابی نداشتم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سرانجام، اتاقی در یک میهمانسرا در شرق اورشلیم پیدا کردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> بعد از چند هفته، بدنم به علت بیماری ( لوپوس) Lupus از حرکت ایستاد. سفارتخانه آمریکا برنامه ای برای بازگشتم با هواپیما به ایالات متحده جهت یافتن پزشکان بیشتر مهیا ساخت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">احتمالا این غم انگیزترین اتفاقی بود که می توانست برایم بیافتد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">درست قبل از بازگشتم، به (نوتردام ) Notredame رفتم و کاپوچینوی همیشگی ام را بر روی تراس با چشم اندازی زیبا از شهر سفارش دادم. نشستم آنجا، جایی که می شناختم؛دوره ای کوتاه از باقی زندگی ام را به خاطر آوردم. از بالای شهر به صخره سنگی ای نگاه می کردم که از پشت دیر الیاس بالا آمده بود. و از خدا خواستم&#8221;؛ خدای من&#8230; لطفا اجازه نده بمیرم! تا یکبار دیگر قدس را ببینم. خدای من اجازه بده اورشلیم برای همیشه در قلبم زنده بماند&#8221;. هیچ وقت عکسی از قدس نگرفته بودم، با این وجود هرگز نمی توانم آن را ببینم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از شروع بیماری و ناتوانی ام در حرکت، وقتی که به ایالات متحده آمریکا برگشتم؛اوضاعم بهتر شد. مشغول به کار شدم. ناخودآگاه، باز هم فکر و ذهنم به سمت اورشلیم رفت.خدا در زندگی ام وجود داشت&#8230; و خدا یکی بود، قیوم و متعالی. شنوایی ام را از دست دادم. .با از دست دادن شنوایی ام، انعکاس صدای خیابان های اورشلیم به گوشم می رسید&#8230; &#8220;الله اکبر&#8230; الله اکبر &#8230;&#8221; شنوایی ام را از دست دادم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بچه های کوچک به طرفم می دویدند و می گفتند&#8221;: صبریا&#8230; صبریا!&#8221;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوستان مسلمانم را از دست دادم و از خودم می پرسیدم؛&#8221;پس خدا کجاست؟&#8221;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یک روز صبح درست قبل از اینکه به محل کارم بروم ،ناچار شدم در آشپزخانه بمانم و خدا شاهد من بود،همان طور که می گفتم:&#8221; اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمد نبی و رسول الله&#8221; &#8221; سوره حمد و سوره فلق را خواندم و در حالی که اشک می ریختم از در خانه خارج شدم. شاد و سرمست به این می اندیشیدم؛&#8221; من مسلمانم! الله اکبر! اسمم را از سابینا به صبریا و بعد به صابیراه تغییر دادم&#8230;انسانی صبور . خدا را شکر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>مارس ۹, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1157.html" title="تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟">تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟ (۰)</a></li>
<li>فوریه ۶, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1112.html" title="سه منبع خوب برای معرفی اسلام به رهیافتگان">سه منبع خوب برای معرفی اسلام به رهیافتگان (۵)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1129.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سه منبع خوب برای معرفی اسلام به رهیافتگان</title>
		<link>http://www.pedar.net/1112.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1112.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 15:06:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مسيحيت شناسي]]></category>
		<category><![CDATA[رهيافتگان]]></category>
		<category><![CDATA[مستبصرين]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1112</guid>
		<description><![CDATA[یکی از کاربران پرسیده بودند:

# سلام دوست عزیز.
خیلی خوشحالم که سایت شما رو دیدم.
فکر می کنم توی این سایت بتونم ازتون کمک بگیرم.
من دوستی آمریکایی-آلمانی دارم که مسیحی هست. اما خودش می گه فقط از لحاظ اسمی مسیحی هستم و زیاد به اعمالش اعتقاد ندارم و تنها خدا رو قبول دارم.
اما این دوست من توی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>یکی از کاربران پرسیده بودند:</strong><br />
</span></p>
<p style="padding-left: 60px; text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"># <em>سلام دوست عزیز.<br />
خیلی خوشحالم که سایت شما رو دیدم.<br />
فکر می کنم توی این سایت بتونم ازتون کمک بگیرم.<br />
من دوستی آمریکایی-آلمانی دارم که مسیحی هست. اما خودش می گه فقط از لحاظ اسمی مسیحی هستم و زیاد به اعمالش اعتقاد ندارم و تنها خدا رو قبول دارم.<br />
اما این دوست من توی صحبت هامون علاقه بسیار شدیدی به اسلام و تفکرات اسلامی داره و مدام از من سوالای مختلفی می پرسه که من با توجه به اطلاعات کمم نمی تونم راهنماییش کنم.<br />
ذهنیتی که رسانه های آمریکا از اسلام براش درست کردن خیلی بد بوده اما همیشه می دونسته که اینا دروغه. اما از واقعیت هم خبر نداشته.<br />
صحبت های من خیلی خیلی براش جالبه. مادرش هم باور نمی کنه که یک دختر مسلمون اون هم ایرانی بتونه از طریق اینترنت به دنیا متصل بشه و با فرزندش آشنا بشه. این خانم ذهنیت بسیار بدی از مسلمونا داشته و خیلی ازشون وحشت داره. اما با توضیحاتی که پسرش در مورد من و حرفای من داده اون هم کنجکاو شده که بیشتر بدونه.<br />
از شما می خوام خواهش کنم یک سایت یا کتاب یا مقاله ای به من معرفی کنید که عقاید اسلامی رو خیلی ساده و برای یک غیر مسلمون توضیح داده باشه.<br />
خیلی دوست دارم این خانواده رو هر چه بیشتر با اسلام آشنا کنم و از اونجا که دوستم هم زمینه خیلی خوبی داره چه بسا این ها هم تو متن سکولاریسم اسلام بیارن.<br />
با تشکر از شما<br />
موفق باشید در پناه حق.</em>#</span></span>
</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در پاسخ به شما خواهر گرامی منابعی را معرفی می کنم . </span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1112"></span><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هر چند شما نفرمودید زبان این دوست عزیزمان چیست؟ اما حدس می زنم که انگلیسی باشد و بر این مبنا چند منبع را به شما معرفی م</span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ی کنم . </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱٫ کتاب  <a href="http://www.maaref-foundation.com/english/library/islam_and_other_religions/converts_to_islam/index.htm">Converts to Islam</a> : یکی از اموری که سبب می شود یک غیر مسلمان </span><a href="http://www.maaref-foundation.com/english/library/islam_and_other_religions/converts_to_islam/index.htm"><img class="alignleft" style="border: 0pt none;" src="http://www.maaref-foundation.com/english/library/islam_and_other_religions/images/converts_to_islam.jpg" border="0" alt="" width="160" height="220" /></a><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بهتر اسلام را بفهمد این است که ببیند افراد دیگر که قبلا هم </span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کیش وی بوده اند ، چه نگاهی به اسلام داشته اند و چگونه تغییر یافته اند. اسلام و</span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> ت</span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ش</span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یع چه جاذبه هایی داشته است که آنان به سمت اسلام روی آورده اند . از طرف دیگر این افراد چه سوالاتی مشابهی داشته اند و چگونه پاسخ آن را دریافت کرده اند؟ این کتاب که زندگینامه برخی از این <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%a8%d8%b5%d8%b1%d9%8a%d9%86">مستبصرین</a> است ، بخشی از این اهداف را تامین می کند .<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://www.maaref-foundation.com/english/library/islam_and_other_religions/converts_to_islam/index.htm"><br />
</a>۲٫ منبع دیگری که به شما معرفی می کنم سایتی است که در زمینه <a href="http://www.islamquest.net/">پاسخ به سوالات و شبهات</a> به زبان انگلیسی هم معتبر است و هم پاسخ های ارزشمندی دارد : <a href="http://islamquest.net/english.aspx">islamquest</a> . این سایت را هم به ایشان معرفی کنید هم این که می توانید سوالاتی که ایشان می پرسند را در این سایت جستجو کرده و پاسخ را یافته و به ایشان تحویل بدهید . </span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۳٫ همچنین <a href="http://www.pedar.net/385.html">دائره المعارفی</a> را به شما معرفی می کنم که بسیار ساده و مختصر و مفید است و مسیحیان دیگری نیز با استفاده از این دائره المعارف با اسلام آشنا شده و سپس دین اسلام را انتخاب کرده اند: <a href="http://www.al-islam.org/encyclopedia/"><span style="font-size: xx-small;"><span style="font-size: small;">A Shi&#8217;ite Encyclopedia</span><em><span style="font-size: small;"> </span> </em></span></a></span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این سایت را هم به ایشان معرفی کنید. به احتمال زیاد مفید خواهد بود . </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<div id="_mcePaste" style="overflow: hidden; position: absolute; left: -10000px; top: 463px; width: 1px; height: 1px; text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://www.maaref-foundation.com/english/library/islam_and_other_religions/converts_to_islam/index.htm"> Converts to Islam</a></span></div>
</p>
<p style="text-align: justify;">
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>مارس ۲, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1129.html" title="صبریا ،‌ کاتولیکی که مسلمان به دنیا آمد">صبریا ،‌ کاتولیکی که مسلمان به دنیا آمد (۴)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1112.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقد نسخه شناختی کتاب مقدس &#8211;   Textual Criticism of the Bible</title>
		<link>http://www.pedar.net/1104.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1104.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Feb 2010 17:37:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقادي كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نسخه شناسي]]></category>
		<category><![CDATA[نقادي]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1104</guid>
		<description><![CDATA[نقد نسخه شناسی یا متنی کتاب مقدس به معنای شناخت متن اصلی کتاب مقدس و سپس بررسی نسخه های مختلف آن به زبان های گوناگون است .
نقد نسخه شناختی (Textual Criticism) کتاب مقدس که قبلا به آن Lower Criticism می گفتند ،‌ علمی است که کلیه نسخه های موجود از قسمت های مختلف کتاب مقدس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%82%d8%af">نقد</a> <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a">نسخه شناسی</a> یا متنی کتاب مقدس به معنای شناخت متن اصلی کتاب مقدس و سپس بررسی نسخه های مختلف آن به زبان های گوناگون است .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%82%d8%af">نقد</a> نسخه شناختی (Textual Criticism) کتاب مقدس که قبلا به آن Lower Criticism می گفتند ،‌ علمی است که کلیه نسخه های موجود از قسمت های مختلف کتاب مقدس را با یکدیگر مقایسه می کند .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در نقد نسخه شناختی کتاب مقدس یک شاخه تاریخی-ادبی(Literary Textual)  نیز وجود دارد که قبلا به آن Criticism Higher می گفتند. در این شاخه درباره تاریخ و سبک نگارش و نیز اثبات تاریخی بودن رویدادهای کتاب مقدس تحقیق و مطالعه می شود.<a href="#_ftn1">[۱]</a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%82%d8%af">نقد</a> متنی کتاب مقدس بیش از دو هزار سال پیشینه تاریخی دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<dl style="width: 284px;">
<dd style="text-align: center;"> تصویر یکی از پاپیروس های عبری کشف شده از عهد قدیم از قرن دوم میلادی</dd>
</dl>
<p><img src="http://www.lib.umich.edu/writing-graeco-roman-egypt/images/codex.jpg" alt="http://www.lib.umich.edu/writing-graeco-roman-egypt/images/codex.jpg" width="274" height="400" /></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1104"></span><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همیشه این چالش بین دو گروه از مسیحیان وجود داشته است که گروهی به دیدگاه کاملا تقدیسی به متون اسفار کتاب مقدس می نگریسته اند و گروه مقابل پا را فراتر نهاده و با شکستن سد اتهام بدعت ،‌ به نقد و ارزیابی متون کتاب مقدس پرداخته اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پروفسور بارت ارمن (BART D. EHRMAN) ، یکی از دانشمندان برجسته در زمینه نقد نسخه شناختی کتاب مقدس در این باره می نویسد: در ایام تحصیل در رشته الهیات کتاب مقدس ، به همراه سایر دانشجویان ، مجبور بودیم کتاب های مرتبط با کتاب مقدس را بسیار زیاد مطاله کنیم. در این دوره ها تنها یک دیدگاه تدریس می شد و آن هم موافقت کردن با اساتید! وی می گوید استادان ما و نیز دانشجویان همه می بایست چیزی را مانند یک اظهار نامه مبنی بر این که کتاب مقدس فاقد اشتباه است را امضا کنند. <a href="#_ftn2">[۲]</a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ذکر این نکته لازم است که دانشمندان و منتقدان <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a">نسخه شناسی</a> عهدین باید از کسانی باشند که به زبان های عبری(زبان اصلی عهد قدیم)، یونانی(زبان اصلی عهد جدید) و لاتین (زبان ترجمه های اصلی عهدین) ، مسلط باشند. بنا بر این از بین متن شناسان عهدین ، به سخنان این دسته از دانشمندان که با دیدگاهی علمی و بدون غرض ،‌ و نه صرفا مومنانه یا ملحدانه، به متون عهدین نگریسته باشند ، می توان اعتماد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در متن شناسی کتاب مقدس ،‌ دانشمندان با دو مساله مواجه هستند. یکی واژه ها و دیگری دست نوشته ها. به عبارت دیگر هم باید واژه ها را مورد تطبیق و مقایسه قرار دهند و هم دست نوشته ها را . به عنوان مثال از یک سو باید دست نوشته های انجیل متی را با سایر اناجیل مقابله کنند ، و از سوی دیگر واژه های مختلفی که در نسخه های باستانی انجیل متی وجود دارد را با یکدیگر تطبیق دهند و اشتباهات رایج را استخراج نمایند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وقتی یک نسخه شناس کتاب مقدس فرایند تولید یکی از متون کتاب مقدس را بررسی می کند ، به فرض این که معتقد باشد ،  این کتاب کاملا صحیح و دقیق نوشته شده است ، اما باز این سوال در ذهن او شکل می گیرد که کتاب مزبور چگونه توزیع شده تا به دست ما رسیده است؟ و پاسخ روشن است . با استنساخ‌های متعدد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بنا دارم هر از گاهی مواردی از نقدهای <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a">نسخه شناسی</a> کتاب مقدس را به صورت مستند و ساده برای شما عزیزان بیان کنم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس اگر به این بحث علاقمندید ، مرا از نظر ارزشمند خود مطلع کنید.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://www.pedar.net/1104.html ">منبع</a><br />
</span></p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref1">[۱]</a> &#8211; دائره المعارف کتاب مقدس ،‌ ص ۴۶٫</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref2">[۲]</a> &#8211; BART D. EHRMAN &#8211; Misquoting Jesus. The Story Behind Who Changed the Bible and Why &#8211; ISBN 0060738170 &#8211; p4 .</span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>ژانویه ۳, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1050.html" title="روح خدا یا باد">روح خدا یا باد (۰)</a></li>
<li>دسامبر ۱۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1027.html" title="تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت دوم">تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت دوم (۱)</a></li>
<li>دسامبر ۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1006.html" title="تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت اول">تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت اول (۳)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1104.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقد فیلم ۲۰۱۲ و آخر الزمان‌های هالیوودی</title>
		<link>http://www.pedar.net/1095.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1095.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Jan 2010 17:39:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تبليغات‌ مسيحيت]]></category>
		<category><![CDATA[فيلم شناسي]]></category>
		<category><![CDATA[آخر الزمان]]></category>
		<category><![CDATA[اوانجليست]]></category>
		<category><![CDATA[رستاخيز]]></category>
		<category><![CDATA[فيلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1095</guid>
		<description><![CDATA[افراد زیادی نزد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می آمدند و از زمان رخ دادن قیامت سوال می کردند. این سوال بارها تکرار می شد. در قرآن چندین بار به این مساله اشاره شده است . از جمله در سوره اعراف آیه ۱۸۷ آمده است : یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">افراد زیادی نزد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می آمدند و از زمان رخ دادن قیامت سوال می کردند. این سوال بارها تکرار می شد. در قرآن چندین بار به این مساله اشاره شده است . از جمله در سوره اعراف آیه ۱۸۷ آمده است : یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّی لاَ یُجَلِّیهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً یَسْأَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یعنی : درباره قیامت از تو سؤال مى‏کنند، کى فرامى‏رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است; و هیچ‏کس جز او (نمى‏تواند) وقت آن را آشکار سازد; (اما قیام قیامت، حتى) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است; و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى‏آید!» (باز) از تو سؤال مى‏کنند، چنان که گویى تو از زمان وقوع آن باخبرى! بگو: «علمش تنها نزد خداست; ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همین مفهوم به بیانی دیگر در انجیل آمده است. مرقس در ۱۳ : ۳۲ از قول مسیح علیه السلام می نویسد: ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد . نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم . انجیل متی هم در این باره می نویسد:  (۲۴ : ۳۶ ) اما از آن روز و ساعت هیچ‌کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس.</span></span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://www.pixup.ir/images/6czbk0dy1scl14fukfq.jpg" alt="http://www.pixup.ir/images/6czbk0dy1scl14fukfq.jpg" width="264" height="396" /></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1095"></span><br />
</span></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در ادیان شرقی که با عرفان هایی رمز آلود و مبتنی بر پیشگویی آمیخته اند ، اما چنین اعتقادی مبنی بر این که فقط خداوند ،‌خبر دقیق روز واپسین را می داند، وجود ندارد . چرا که پیروان آموزه های برخاسته از این ادیان ، در حقیقت پس از اندی ریاضت، خود را در مرحله نیروانا فرض می کنند و با دکترین های خود خدایی، بر مسند الهی، آینده را پیش گویی می کنند. این پیش گویی ها که کم هم نیست به مرور به ادیان الهی به نحوی خرافه گونه راه پیدا کرده است . به گونه ای که بسیاری از سران فرقه های مسیحی بنیاد اندیشه های خود را بر پیشگویی گذاشته اند و از این رهگذر کتک خوری حرفه ای در تحقق نیافتن پیش گویی هایشان شده اند . تا جایی که برخی از این فرقه ها حتی از منطقه تبلیغی خود اخراج شده اند .  به عنوان مثال یکی از فرقه های مسیحی به نام قدیمی فرزندان خدا ((The Children of God  و نام کنونی خانواده محبت (Family of love) که به پیش گویی های شاعرانه شهره است در این زمره می باشد . رهبر این فرقه به نام: دیوید برَند بِرگ David Brandt Berg که یکی از کشیشان مدعی مکاشفه است در یکی از پیشگویی های خود در سال ۱۹۶۹ افاضه کرد: زلزله بزرگی در شرف وقوع است و اقیانوس آرام فرو خواهد رفت . لذا به همراه پیروانش به ایالت آریزونا در آمریکا فرار کرد&#8230; . اما نه زلزله ای اتفاق افتاد و نه اقیانوس آرام فرو خفت. لذا مردم بر او برآشفتند و پس از مدتی وی را از آریزونا اخراج کردند و &#8230; .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><img class="alignleft" src="http://www.pixup.ir/images/c31hmvls4sqgd3tgim5b.jpg" alt="http://www.pixup.ir/images/c31hmvls4sqgd3tgim5b.jpg" width="180" height="237" /><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بیل گراهام (روحانی سابق کاخ سفید): سال ۱۹۷۰ بازگشت مسیح رخ خواهد داد و در یک دگرگونی جهانی ، همه چیز ویران خواهد شد. وی پیش گویی کرده بود که با توجه به این که جهان به سمت آرماگدون در حال حرکت است ، نسل حاضر آخرین نسل تاریخ خواهد بود. اما نسل ۱۹۷۰ به ۲۰۱۰ تغییر یافته و هنوز سروده های بیل گراهام در حسرت تحقق است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی از رهبران برجسته اوانجلیست‌ها به نام پت رابرتسون(Pat Robertson) در نهم ژوئن ۱۹۸۲ سه روز پس از اشغال لبنان توسط اسرائیل گفت: به شما اطمینان می‌دهم قیامت و <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%ae%d9%8a%d8%b2">رستاخیز</a> در پاییز ۱۹۸۲ به وقوع خواهد پیوست. اتحاد شوروی دست به حملات نظامی می‌زند و ضربه قاطعی بر سر آن‌ها فرود خواهد آمد. مدتی گذشت خبری نشد. رابرتسون ،‌ پیشگویی اش را به ۲۸ شهریور ۱۳۸۶ نیم ساعت بعد از غروب اتفاق تغییر داد . باز خبری نشد. در نهایت گفت این اتفاق در سال ۲۰۰۷ قطعی خواهد شد اما اکنون سه سال از دو هزار و هفت می گذرد و هنوز &#8230; !</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این نحوه پیش گویی در بین شخصیت ها و نیز برخی از فرقه های مسیحی بسیار است . اما امروزه نوع مدرن و تجارت مآبانه ای از این پیش گویی در دنیای مسیحیت شکل گرفته است. بدین ترتیب که هر تهیه کننده هالیوودی از زمانی که اندیشه تولید یک <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85">فیلم</a> در ذهنش شکل می گیرد ، به فکر انتشار یک پیشگویی می‌افتد که در داستان افسانه‌ای <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85">فیلم</a>ش شکل گرفته است . سپس با تبلیغات گسترده آن را به باور مردم تبدیل می کند تا وقتی که برای نخستین بار <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85">فیلم</a> وی اکران شد ، فروشی فوق العاده داشته باشد. لذا می بینید بر همین اساس فیلم هایی که چنین رنگ و بویی دارند در کشورهای مسیحی در زمره پرفروش‌ترین ها قرار می گیرند. از جمله می توان به فیلم های زیر اشاره کرد :</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong> </strong><strong>Nostradamus </strong><strong>2012</strong><strong> </strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" src="http://www.pixup.ir/images/usofk1ft1i1286zh62kt.jpg" alt="http://www.pixup.ir/images/usofk1ft1i1286zh62kt.jpg" width="240" height="240" /><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این فیلم تحت عنوان مستند علمی ، به پیشگویی های نوستراداموس و تقویم مایاها ونقاشی های نوستراداموس در کتاب گمشده او می پردازد. نوسترآداموس پیشگویی است که با ارائه پاره ای سخنان کلی ، برخی حوادث مهم تاریخ را به مخاطبان القا می کند. نکته جالب در مورد پیشگویی های وی این است که مفسران بسیاری با اندیشه هایی متضاد پیشگویی های وی را به نفع خود تفسیر کرده اند و هر یک آنچه را وی گفته به حوادث کشور و آیین خود نسبت داده است. نوستر دقیقا همان احساسی که غیب گو های فال گیر کنار خیابان به مراجعه کنندگانشان القا می کنند را به دیگران تقدیم می نماید ، البته با صورت و جلوه ای علمی و کلاسیک .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در فیلم نوستر آداموس ۲۰۱۲ نیز با بررسی وضعیت جهان و مشکلات به وجود آمده اقتصادی ، جوی ، جنگها و بیماری ها ، زلزله های متعدد ، سیل و طوفان های سهمگین ، و &#8230; سال  ۲۰۱۲ سالی وحشتناک و آخر جهان خوانده شده است .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>۲۰۱۲</strong><strong> </strong><strong> Doomsday</strong><strong> (2012 روز <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%ae%d9%8a%d8%b2">رستاخیز</a>)</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><img class="alignleft" src="http://www.pixup.ir/images/s3pwf0c9lb28dcpgr8j3.jpg" alt="http://www.pixup.ir/images/s3pwf0c9lb28dcpgr8j3.jpg" width="256" height="359" /><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ماجرا از آنجایی شروع می‌شود که گروهی محقق به یک معبد در مکزیک وارد می‌شوند و علامت صلیبی از طلا را کشف می‌کنند . در این فیلم همزمان به ابعادی متضاد از دین باوری و نیز ارتداد و بی دینی به نحوی کمرنگ پرداخته می شود .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در فیلم <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%ae%d9%8a%d8%b2">رستاخیز</a> ۲۰۱۲ ،  جهان از بعد از کشف صلیب طلایی به هم ریخته و از هوا و زمین آشفته می گردد . لذا این اعتقاد شکل می گیرد که روز قیامت نزدیک است  . دراین فیلم نیز مانند سایر فیلم های از این دست ، شخصیت های فیلم نهایتا از نقاط مختلف دنیا به هم رسیده و در معبدی که صلیب کشف شده بود به هم می‌رسند و این نکته را القا می کنند که این‌ها برگزیدگانی از سوی خداوند هستند که می‌توانند زمین را نجات دهند و از روز قیامت جلوگیری کنند . در این میان پیامبری جدید نیز در معبد به دنیا می‌آید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آنچه در این فیلم قابل توجه است این است که اعتقاد به صلیب منشا نجات بخشی بشریت است . صلیبی که اعتقاد به آن گستره جهانی دارد و پیامبر <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86">آخر الزمان</a> نیز از همین اعتقاد زاییده می شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فیلم رستاخیز ۲۰۱۲ تعریضی پنهان به دین مبین اسلام دارد که نجات را در اعتقاد به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و سپس منجی موعود حضرت صاحب الامر علیه السلام می داند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در مسیحیت مسیح علیه السلام بعد از این که مصلوب شد و سپس دفن شد ، بعد از سه روز از قبر برخاست و این از قبر برخاستن رستاخیز نامیده شده است. سازندگان فیلم که از معتقدان به این اندیشه هستند ، رستاخیز مسیح را در قالبی نو اما با اندیشه ای التقاطی در آیین مسیحیت ارائه کرده اند به گونه ای که در پایان فیلم بیننده اگر چنین اعتقادی ندارد ، جزم پیدا کند که رستاخیز مسیح حقیقتی است که با اعتقاد به صلیب ممکن است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیوسته این رویکرد در مسیحیت وجود داشته است که بدون توجه به عقلانیت ، بر باورهای خود با کوبیدن بر طبل ایمان بدون عقل ،‌ تاکید نموده است . این در حالی است که بسیاری از دانشمندان و نقادان مسیحی کتاب مقدس ،‌ آموزه رستاخیز مسیح را از آموزه هایی اسطوره ای دانسته اند که از ادیان باستان به مسیحیت راه یافته است و از اساس این باور خرافه آلود است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>نام فیلم: </strong><strong>۲۰۱۲</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
سبک فیلم:  Action, Thriller, Sci-fi<br />
تاریخ نمایش: ۱۱/۱۳/۲۰۰۹<br />
سایت فیلم: whowillsurvive2012.com<br />
سازنده: Columbia TriStar Motion Picture Group<br />
کارگردان: Roland Emmerich<br />
بازیگران:  John Cusack Jackson Curtis ،‌  Amanda Peet Kate Curtis  ،  Chiwetel Ejiofor Adrian Helmsley<br />
نویسنده:  Roland Emmerich،‌ Harald Kloser</span></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><img class="alignleft" title="فیلم 2012" src="http://www.pixup.ir/images/13tt0xpey5pbpyej2m6n.jpg" alt="http://www.pixup.ir/images/13tt0xpey5pbpyej2m6n.jpg" width="315" height="540" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از فیلم هایی که درباره ۲۰۱۲ ساخته شده است ، فیلم اخیر ، تازه ترین ، سنگین ترین،‌ پر هزینه ترین ، پر بیننده ترین و پرفروش ترین ، در این مساله بوده است. داستان اجمالی فیلم:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">داستان از آنجا شروع می‌شود که یک دانشمند هندی در آزمایشگاهی در قعر زمین به همکار هندی خود مراجعه کرده و از طریق وی مطلع می‌گردد که درجه حرارت پوسته سخت زمین بر اثر تاثیرات تشعشعات ناگهانی کیهانی ناشناس مرتبآ در حال افزایش می‌باشد تا جائی‌که برای نجات بشریت فقط مدت زمان بسیار کوتاهی فرصت باقی است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پوسته جامد زمین بر اثر تاثیر این تشعشعات نرم شده و در سطوح بسیار بزرگی شکافته و از هم گسسته می‌گردد. دریا ها و اقیانوس به طور وحشتناکی (امواج تا ۴۰۰ متر بلندی) به طرف سرزمین‌ها و شهر ها سرازسر می‌شوند و فقط بخشی از انسان‌ها امکان آن‌را پیدا می‌کنند که در کشتی‌های نوحی که در سطوح بسیار عظیم و مثل سفینه های بسیار غول پیکر و سوپر مدرن (ساینس فیکشنی) ساخته شده اند, خود را از انهدام وتباهی نجات دهند!</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فیلم در درجه اول اوضاع آمریکا, بخشی از هندوستان و سر انجام آلاسکا و شاید هم سیبری را نشان می‌دهد و با همه جای دنیا (ازجمله کعبه و مکه) زیاد کاری نیست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">طراحان و سازندگان این فیلم با توجه به زمینه هایی که مبنی بر اعتقاد خرافه گون بر پایان یافتن جهان در سال ۲۰۱۲ وجود دارد ، طرح فیلم خود را بنا کردند. این اعتقاد از تقویم باستانی مایان ها که نوستر آداموس هم از همان استفاده کرده بود ، نشات گرفته . بر این اساس ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86">آخر الزمان</a> اتفاق می افتد و این سال سال فوت زمین نامیده می شود . از آنجا که پیش از این به انتشار این ذهنیت که در ۲۰۱۲ زمین و دنیا پایان می یابد ، توسط نوستر آداموس و دیگران دامن زده شده بود ، کمپانی تولید کننده ۲۰۱۲ موقعیت را برای ساخت فروش فیلمی با ارضای حس کنجکاوی عمومی در مورد حقیقت این سوال ، بسیار مناسب یافت. لذا از مدت ها قبل تبلیغات این فیلم آغاز گردید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فیلم ۲۰۱۲ به دلیل صحنه های بدیعی که توسط رایانه خلق شده است ، بسیار جذاب است . به طوری که ذهن بیننده را تا مدت ها مشغول می کند. افراد بسیاری بعد از مشاهده فیلم در و دیوار و پدیده های اطراف خود را به نحو متفاوتی مشاهده می کنند. ترس از قیامت را به وضوح لمس می کنند و به تصویری از قیامت که برخی از آن در قرآن کریم به زیبایی تصویر شده است را احساس می کنند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ [الأنبیاء : ۱۰۴]</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ [عبس : ۳۳] یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ [عبس : ۳۴] وَأُمِّهِ وَأَبِیهِ [عبس : ۳۵] وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِیهِ [عبس : ۳۶]</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">أَوْ کَصَیِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِی آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِیطٌ بِالْکافِرِینَ [البقرة : ۱۹]</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و &#8230; .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از این منظر مشاهده این فیلم بسیار موثر و تحسین بر انگیز است اما از حیث ساختار کلی در محتوا نقدهای فراوانی بدان وارد است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نخست این که یک ساختار منسجم و قابل دفاع ندارد. به عنوان مثال بخشی از داستان فیلم از داستان طوفان نوح گرفته شده است. جالب آن که در قرائتی که از این داستان اخذ شده نیز تنها قرائت کتاب مقدسی آن لحاظ نشده است .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">داستان طوفان نوح در کتاب مقدس در سفر پیدایش ۶ : ۱۳ به بعد آمده است . برخی از جزئیات فیلم دقیقا از داستان نوح در کتاب مقدس گرفته شده است .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">طوفان نوح بر اساس قرائت کتاب مقدسی(بر خلاف قرائت قرآن که آن را منطقه ای می داند) یک طوفان جهانی است . بر اساس همین قرائت اشکالات متعددی توسط دانشمندان بر این آموزه وارد می شود که از نظر علمی منطقی است. در سفر پیدایش می خوانیم: (۶ : ۱۳) : و خدا به نوح گفت: «انتهای تمامی بشر به حضورم رسیده است، زیرا که زمین بسبب ایشان پر از ظلم شده است. و اینک من ایشان را با زمین هلاک خواهم ساخت.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">لذا می بینیم که در داستان فیلم آب و حوادث طبیعی کل دنیا را از شرق گرفته تا غرب و چین ، در بر می گیرد .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در قرائت قرآن کریم ، چنین چیزی وجود ندارد و با توجه به منطقه ای بودن طوفان ، آمده است که تنها کسانی که آیات خدا را تکذیب می کردند غرق شدند.  فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِی الْفُلْکِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِینَ [یونس : ۷۳]</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بر اساس فیلم ۲۰۱۲ که مبتنی بر قرائت کتاب مقدسی است زن و کودک و با گناه و بی گناه و حتی عابد و جانی هر دو غرق می شوند و نجات یافتگان افرادی هستند که دلیل روشنی بر انتخاب آنان وجود ندارد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نکته جالب در این فیلم این است که حتی جزئیات داستان کتاب مقدس از طوفان نوح را نیز رعایت کرده است. در پیدایش ۶ : ۱۶ امده است : و روشنی‌ای برای کشتی بساز و آن را به ذراعی از بالا تمام کن. و در کشتی را در جنب آن بگذار، و طبقات تحتانی و وسطی و فوقانی بساز.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همین دستورات در کشتی های ساخته شده در ۲۰۱۲ رعایت شده. درها از کنار کشتی درست شده . کشتی سه طبقه تحتانی و وسطی و فوقانی دارد .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بر اساس کتاب مقدس در داستان طوفان نوح همه چیز می میرد و از حیوانات از هریک جفتی انتخاب شده و وارد کشتی می شود. با توجه به این مطلب ایراد بزرگی که به داستان کتاب مقدس وارد می شود این است که ۷۰۰۰۰ گونه حیوانی در عهد نوح که در دنیا بوده است در کشتی با حجمی که در سفر پیدایش وصف شده ، قابل جای گیری نبوده است . با این حال آقای رولند ارمیچ این آموزه را به دقت مراعات نموده و از حیوانات مختلف جفتی را در کشتی جای داده است :</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیدایش ۶ : ۱۹ و ازجمیع حیوانات، از هر ذی جسدی، جفتی از همه به کشتی در خواهی آورد، تا با خویشتن زنده نگاه داری، نر و ماده باشند.  ۲۰ از پرندگان به اجناس آنها، و از بهایم به اجناس آنها، و از همه حشرات زمین به اجناس آنها، دودو از همه نزدتو آیند تا زنده نگاه داری.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بر اساس داستان کتاب مقدس همه موجودات زنده می میرند. چنان که این مساله در این فیلم نیز به صورت کامل مشهود است و حیوانات و &#8230; ظالمانه کشته می شوند .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیدایش ۶: ۱۷ زیرا اینک من طوفان آب را بر زمین می‌آورم تاهر جسدی را که روح حیات در آن باشد، از زیرآسمان هلاک گردانم. و هر‌چه بر زمین است، خواهد مرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اگر دقت شود موارد مشابه دیگری نیز بین داستان نوح در کتاب مقدس با ساختار محتوایی فیلم ۲۰۱۲ یافت می شود. اما با وجود این همه شباهت جالب این است که سازندگان فیلم در تبلیغات گسترده خود در سطح دنیا ، فیلمشان را با عنوان پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ معرفی می کنند. در حالی که در فیلم ساخته شده ، اولا دنیا پایان نمی یابد و ثانیا داستان نوح در قالبی هالیوودی به تصویر در می آید . لذا اهداف پشت پرده طراحان فیلم از پوشش تبلیغاتی مزبور کاملا آشکار است . همین برنامه ریزی تبلیغاتی بود که باعث شد فیلم ۲۰۱۲ فقط در هفته اول اکران ،  ۲۲۵ میلیون دلار فروش داشته باشد و رتبه پنجم را از نظر میزان فروش بین المللی خود  کسب نماید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همان طور که قبلا گفتیم برخی از فیلم هایی که با عنوان ۲۰۱۲ و پایان یافتن دنیا در این سال ساخته شده اند ، مقدمه ای برای توجه بیشتر به این فیلم شدند. اما یکی دیگر از انگیزه هایی که موجب شده است که کارگردان فیلم ، در مصاحبه های خود فیلمش را با عناوین <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86">آخر الزمان</a>ی و نه داستان نوح مطرح کند ، رقابت با فیلم Nowing   است . این فیلم که اخیرا به نمایش درآمده است ماجرای عروج نو تولد یافته‌های مسیحیان پروتستان قبل از ظهور حضرت مسیح و بازگشتشان به زمین پس از واقعة آرمگدون را به نمایش گذاشته و مورد توجه قرار داده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آخر الزمانی بودن فیلم حتی توسط خود کارگردان فیلم هم ، علی رغم آنچه در تبلیغات فیلمش تکرار نموده ، در برخی از مصاحبه هایش نفی شده است. وی در جایی در مصاحبه‏ای در پاسخ به این سوال که: آیا واقعا فکر می‌کنید همگی در سال ۲۰۱۲ خواهیم مرد؟ می‏گوید: صادقانه بگویم. نه. آخر زمان برای من آزار دهنده خواهد بود چون پروژه فیلم‌های بسیاری را در دست اجرا دارم. اما خیلی تعجب می‌کنم از این‌که می‌بینم خیلی ها این پیشگوئی را جدی گرفته اند. دیوانه های واقعی را در این میان می‌توان یافت!</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به طور کلی سینمای غرب که تحت تاثیر شدید و کنترل صهیونیسم جهانی قرار دارد ، موضوعات مطلوب استراتژیست‌های غربی و مردان عرصة سیاست را تازه و داغ نگه می‌دارد. لذا از هر گونه ابزاری در این زمینه استفاده می کند ولو چندان ارتباطی هم نداشته باشد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چند سال پیش و در آستانة قرن جدید، وقتی که از طریق مطالعات ژنتیک در یک مرکز آمریکایی گوسالة سرخ مویی به دنیا آمد، آقای ریچارد لندز، استاد هزاره شناسی و آخرالزّمان‌گرای دانشگاه بوستن در آمریکا اعلام کرد: «به دنیا آمدن این گوساله همان چیزی است که انتظار آن را می‌کشیدیم. حالا می‌توانیم جنگ آخرالزّمانی را آغاز کنیم.<br />
طیّ روزهای گذشته، هم خبری با عنوان «تولد دجال آخرالزّمان» از به دنیا آمدن کودکی عجیب الخلقه در رسانه ها پخش شد، که تصاویر آن نیز در اینترنت منتشر شده است: کودکی که تنها یک چشم دارد و چشم سمت چپش روی پیشانیش قرار گرفته است. در این اخبار تلاش شده این کودک، دجال، فتنة آخرالزّمان معرفی شود  و معمولا هم منابع اسرائیلی  این گونه اخبار را منتشر می‌کنند و دیگران ناخواسته به نقل و تکثیر آن می پردازند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">لذا برای زنده نگهداشتن همین رویکرد و یاد آخر الزمانی با مبانی کابالیستی و یهودی ، اشرار یهود و سران سازمان‌های مخفی که سر در پی تأسیس حکومت جهانی شیطانی دارند، از اخبار آخرالزّمانی مندرج در منابع اسلامی و مسیحی حداکثر سو استفاده را می کنند. اینان خود هیچ گونه اعتقادی به دین و دینداری، معاد و اخلاق ندارند، اما از سال‌ها قبل دست در کار تدارک سناریو های گوناگونی هستند. در این سناریوها، سعی می‌کنند، عناصر مذکور در اخبار آخرالزّمانی، تحریف شده و به صورت مصنوعی و جعلی چنان کنار هم قرار داده شوند که حقیقی جلوه کند. در واقع آنها در حال تدارک جعلی حادثة آخرالزّمانی ظهورند.<br />
دقیقا به همین دلیل است که با این که این فیلم در دل دنیای مسیحیت شکل گرفته است،‌دیدگاهی مسیحیت ستیز را نیز ارائه می دهد. به عنوان مثال در یکی از صحنه های فیلم به وضوح نشان می دهد که کاتولیک ها  که در واتیکان در حال عبادت هستند ، ناگهان آب از سقف کلیسا و از وسط یک نقاشی دینی که اتصال خدا و آدم را نشان می دهد، درست از محل اتصال انگشت آدم و خدا به هم، فرو می ریزد&#8230; و البته در جایی دیگر معبد بوداییان هم به شکلی مشابه در هم می شکند.</span></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی از ویژگی های بارز فیلم هایی که در هالیوود به دنیا می آیند این است که نجات بخش نهایی معمولا به عهده شخصیتی آمریکایی است. این مساله در این فیلم نیز به نحو بارزی وجود دارد. اولا در انتهای فیلم و قبل از تیتراژ پایانی تنها جای مسکونی بر روی زمین قاره آمریکا است که سر از آب بیرون آورده و  القا می‌کند در تمدن جدیدی که در آینده شکل خواهد گرفت ، آمریکا ، که در حال حاضر از مدیریت فرهنگ فعلی خود نیز عاجز است ،‌ سکان دار تمدن و فرهنگ دنیا خواهد شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثانیا در این فیلم از نظر نرم افزاری امریکا قدرت برتر نمایش داده شده است .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثالثا رئیس جمهور آمریکا نقشی فعال در نجات مردم ایفا می کند. اما نکته جالب این است که رئیس جمهور آمریکا در این فیلم شخصیتی سیاه پوست انتخاب شده است . با توجه به روحیه متکبرانه و نژاد پرستانه بسیاری از فیلم سازان هالیوودی ، رئیس جمهور سیاه پوست در تاریخ سینمای آمریکا برای نخستین بار است که در یک فیلم نمایش می یابد و این جالب توجه است . شاید این مساله برای ایجاد زمینه تبلیغی جهت اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما صورت گرفته باشد . چرا که فضای عمومی جهانی و حتی فضای ذهنی درون آمریکا ایجاب می کرد که مخالفت شدیدی علیه اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما صورت بگیرد. این فیلم از ابتدا قرار بود در تاریخ  دهم ژولای ۲۰۰۹ اکران شود اما شاید به همین دلیل تاریخ نمایش آن با سه ماه تاخیر، به نوامبر تغییر یافت.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی از مسائلی که از رهگذر این فیلم در ذهن برخی از ایرانیان راه یافته است این است که در سال ۲۰۱۲ و تاریخی که در این فیلم پیش گویی شده است ، امام زمان علیه السلام ظهور می نماید. به عنوان قرینه و دلیل این مطلب هم می گویند چون ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ مصادف است با جمعه ۱ دی ۱۳۹۱ و از آنجا که در روایات آمده است امام زمان علیه السلام در روز جمعه ظهور می نمایند ، پس آن حضرت در همین روزی که فیلم مذکور ، آن را مطرح کرده است ظهور خواهند کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این سخن و شایعه ،‌ گزافه ای بیش نیست. چرا که نشانه های قطعی ظهور امام زمان علیه السلام آن چیزی نیست که نوسترآداموس یا برخی خرافه های مایایی و &#8230; بگوید . وانگهی در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: هر کسی برای ظهور امام قائم، زمانی را تعیین کند، او را تکذیب کنید.( صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص ۵۷۳) یا در حدیث دیگری امده است که  شخصی به نام عبدالرحمن می گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم، مهزیار اسدی وارد شد. گفت: فدایت شوم، مرا از زمان ظهور حضرت قائم علیه السلام خبر بده، او کجا ظهور می کند و تا چه زمانی منتظر ظهور او باشیم؟ غیبت بسیار طولانی است؟ حضرت فرمود: هرکسی وقت ظهور را تعیین کند، دروغ گفته است. در انتظار ظهور آن، باید صبور باشید. ظهور او، مایة نجات مسلمین است.(منتخب الاثر، همان ، ص ۵۷۳).</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بنا بر این ترویج این گونه شایعات و دامن زدن بدان امری شایسته نیست و از مصادیق دروغی است که امام صادق علیه السلام ما را از آن نهی فرموده اند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در مسیحیت مسائل آخر الزمانی و ظهور مسیح بسیار اضطراب انگیز مطرح می شوند. همین موجب می شود تا مبشران هالیوودی مسیحی ، قدرت تفکر را با ساختن امثال ۲۰۱۲ ، از پیروان مسیح سلب کنند . همیشه چنین بوده و هست که اضطراب بیش از حد عقلانیت را از بین می‌برد و مسیحیت خواسته یا ناخواسته در دام چنین پدیده ای گرفتار شده است. بر خلاف رویکرد مسیحیت، در اسلام نشانه های آخر الزمان به گونه ای معرفی می شوند که هر ایمانداری با تفکر نسبت به آن بصیرت می یابد و سعی می کند خود را در مسیر درست قرار دهد. لذا نشانه های ظهور و آخر الزمان اسلامی و شیعی به نحوی ارائه می‌شوند که شخصی که در آن بازه زمانی قرار می گیرد ، به تفکر بر انگیخته شود و از بین خیر و شر ، جانب خیر را پیش بگیرد. مثلا به نشانه های قطعی ظهور دقت کنید: جنبش ترقی خواهانه مرد یمنی، جنبش ارتجاعی سفیانی، ندای روح بخش آسمانی، فرو رفتن زمین و قتل نفس زکیه.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با توجه به گسترش روز افزون این گونه فیلم ها، در جامعه شیعی ایران ، نگران این هستیم که اضطرابی بیهوده در دل مومنان به وجود آید و امنیت روانی جامعه با خرافه فروشی های دکان‌های هالیوود ، به خطر افتد. لذا می طلبد که مسئولان عرصه هنرهای تصویری، جهت واکسینه و یا شاید هم درمان جامعه حاضر، تدبیری بیاندیشند. در همین راستا<a href="http://www.ngoic.com"> سازمان مردم نهاد اسلام و مسیحیت</a> مشاوره‌های رایگان و بی دریغ خود را به عزیزانی که مایلند در این عرصه فعالیت ، برنامه ریزی یا سرمایه گذاری کنند ، ارائه می‌کند .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>مطلب مشابهی برای این پست در سایت وجود ندارد</li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1095.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آشنایی با فرقه راه جهانی &#8211; The Way International</title>
		<link>http://www.pedar.net/1086.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1086.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Jan 2010 04:34:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرقه شناسي مسيحيت]]></category>
		<category><![CDATA[الوهيت]]></category>
		<category><![CDATA[تثليث]]></category>
		<category><![CDATA[راه جهاني]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مسيح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1086</guid>
		<description><![CDATA[در طول مطالعاتی که در زمینه مسیحیت داشتم به نتایج جالب توجهی برخوردم . یکی از این نتایج این بود که کسانی که بدون توجه به آموزه های متناقض کلیسا کتاب مقدس را خود عمیقا مطالعه کرده اند ،‌ از صف عموم جامعه مسیحی خارج شده اند. حال این افراد خود به چند دسته تقسیم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در طول مطالعاتی که در زمینه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%ad">مسیح</a>یت داشتم به نتایج جالب توجهی برخوردم . یکی از این نتایج این بود که کسانی که بدون توجه به آموزه های متناقض کلیسا کتاب مقدس را خود عمیقا مطالعه کرده اند ،‌ از صف عموم جامعه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%ad">مسیح</a>ی خارج شده اند. حال این افراد خود به چند دسته تقسیم می شوند. برخی تبدیل به کسانی می شوند که به دلیل دغدغه های دینی ای که دارند خود فرقه جدیدی را با توجه به برداشت های شخصی از <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%ad">مسیح</a>یت ایجاد می کنند. مانند ویکتور پال  ویرویل رهبر <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87">فرقه</a> راه جهانی ، <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87">فرقه</a> شاهدان یهوه و &#8230; .  برخی دیگر سراغ دین دیگری مانند اسلام یا بودیسم و &#8230; می روند مانند هنری کربن ، روژه گارودی و &#8230; . برخی هم کلا بی دین می شوند ، مانند بارت ارمن.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برای نمونه آشنایی با <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87">فرقه</a> راه جهانی را در قالب اسلاید های پاورپوینت در اینجا قرار می دهم تا با اندیشه های مستقل آنان آشنا شوید . اندیشه هایی که در فاصله گرفتن از کتاب مقدس تولید شده اند. اندیشه هایی همچون نفی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%aa%d8%ab%d9%84%d9%8a%d8%ab">تثلیث</a> ، نفی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%87%d9%8a%d8%aa">الوهیت</a> مسیح و &#8230; که با نزدیک شدن به فطرتی که به طور عمومی در بشر وجود دارد ، خود به خود حاصل می شود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">البته آنچه من در اینجا شرح داده ام به معنی تایید این فرقه نیست. این فرقه نیز اشکالات عمده فراوانی دارد که در جای خود باید بحث و بررسی شوند. اما از حیث نفی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%aa%d8%ab%d9%84%d9%8a%d8%ab">تثلیث</a> و نفی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%87%d9%8a%d8%aa">الوهیت</a> مسیح و کتاب هایی که در این راستا نوشته اند ، قابل توجه و تامل است.<br />
</span></p>
<p><iframe src="http://docs.google.com/viewer?url=http%3A%2F%2Ftabatabay.persiangig.com%2Fdocument%2Fchrist-ppt%2FThe%2520Way%2520International.ppt&embedded=true" style="width:420px; height:350px;" frameborder="0" class="gde-frame"></iframe>
<p class="gde-text"><a href="http://tinyurl.com/yzaujs4" target="_self" class="gde-link">دانلود (PPT, 7.19MB)</a></p> [gview<br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>آگوست ۴, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/813.html" title="آشنایی با فرقه های مسیحی: فرقه وحدت (unity)">آشنایی با فرقه های مسیحی: فرقه وحدت (unity) (5)</a></li>
<li>جولای ۱۶, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/627.html" title="معرفی 550 منبع مختلف در مسیحیت شناسی">معرفی ۵۵۰ منبع مختلف در مسیحیت شناسی (۵)</a></li>
<li>جولای ۱۲, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/607.html" title="مسیح من ،‌ مسیح تو">مسیح من ،‌ مسیح تو (۹)</a></li>
<li>ژوئن ۲۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/437.html" title="تالیفات دانشمندان و نویسندگان اسلامی در نقد مسیحیت ">تالیفات دانشمندان و نویسندگان اسلامی در نقد مسیحیت  (۴)</a></li>
<li>ژوئن ۲۵, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/398.html" title="چرا شعار یک خداوند ، یک ایمان باید توسط هکران تثلیث گرا هک شود؟">چرا شعار یک خداوند ، یک ایمان باید توسط هکران تثلیث گرا هک شود؟ (۱۸)</a></li>
<li>مارس ۱۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/172.html" title="طنز تثلیث">طنز تثلیث (۹)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1086.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در مسیر تهران به اصفهان، از شیراز وارد شوید!</title>
		<link>http://www.pedar.net/1080.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1080.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 17 Jan 2010 15:12:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اشکالات علمی كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[عهد قديم]]></category>
		<category><![CDATA[نقادي كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[تناقض]]></category>
		<category><![CDATA[جغرافيايي]]></category>
		<category><![CDATA[جليل]]></category>
		<category><![CDATA[جنيسارت]]></category>
		<category><![CDATA[كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[مرقس]]></category>
		<category><![CDATA[ناصره]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1080</guid>
		<description><![CDATA[نقد جغرافیایی کتاب مقدس (Geography &#8211; Criticism)
 
سید محمد رضا طباطبایی
مرقس[۱] که نام عبرانی‌اش یهودا بود، از پیروان عیسی و از نخستین مسیحیان بود. مادرش مریم از اعضای هیکل اورشلیم بود. [۲]مرقس در اورشلیم می‌زیست و در آن شهر خانه‌ای داشت که محل اجتماع مسیحیان بود.[۳] زمانی‌که پولس و برنابا، بعد از دیدارشان از اورشلیم، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نقد جغرافیایی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3">کتاب مقدس</a> (<em>Geography</em> &#8211; <em>Criticism</em>)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سید محمد رضا طباطبایی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مرقس<a href="#_ftn1">[۱]</a> که نام عبرانی‌اش یهودا بود، از پیروان عیسی و از نخستین مسیحیان بود. مادرش مریم از اعضای هیکل اورشلیم بود. <a href="#_ftn2">[۲]</a>مرقس در اورشلیم می‌زیست و در آن شهر خانه‌ای داشت که محل اجتماع مسیحیان بود.<a href="#_ftn3">[۳]</a> زمانی‌که پولس و برنابا، بعد از دیدارشان از اورشلیم، به انطاکیه بازگشتند، مرقس نیز آن‌ها را همراهی می کرد. در سفر نخست پولس و برنابا، مرقس دستیار و مشاور پولس بود.<a href="#_ftn4">[۴]</a> اما آنان را در پمفیلیه ترک کرد و به اورشلیم بازگشت. پولس با همراهی مرقس در دومین سفر بشارتی مخالفت کرد<a href="#_ftn5">[۵]</a> . برنابا مرقس را که پسرعمویش بود برداشت و به سمت قبرس رفت.<a href="#_ftn6">[۶]</a><a href="#_ftn7">[۷]</a> پولس در پایان زندگی، مرقس را از نیکان دانست و اعتماد خود را نسبت به او بیان داشت.<a href="#_ftn8">[۸]</a> <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d8%b1%d9%82%d8%b3">مرقس</a> نویسنده دومین انجیل بود، انجیل <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d8%b1%d9%82%d8%b3">مرقس</a> کمی قبل از ویرانی اورشلیم در سال ۶۰ پس از میلاد نگاشته شده است. <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d8%b1%d9%82%d8%b3">مرقس</a> پس از نگاشتن انجیل، برای تبلیغ مسیحیت به اسکندریه مصر رفت تا آنان را از پرستش خدایان باستانی‌شان بازدارد. در سال ۶۷ میلادی، مصریان او را کشتند و پیکرش را سوزاندند.</span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> در نامه پولس به کولسیان که از روم نوشته شد، پولس از طرف مرقس سلام رساند و از کولسیان خواست که اگر مرقس به نزدشان آمد، او را به گرمی بپذیرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اگر در شخصیت مرقس دقت کرده باشید می بینید که زیاد اهل سفر بوده است. قطعا چنین شخصی باید به اماکن مختلف ،  جغرافیای فلسطین و به طور کلی اسامی مکان هایی که در  انجیلی که ذکری از آنان به میان آورده است ، مسلط باشد .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون به سراغ انجیل مرقس می رویم. در باب هفتم آیه ۳۱ درباره سفرهای مسیح علیه السلام نوشته است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن اصلی یونانی:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">Καὶ πάλιν ἐξελθὼν ἐκ τῶν ὁρίων Τύρου Καὶ Σιδῶνος ἦλθεν πρὸς τὴν θάλασσαν τῆς Γαλιλαίας ἀνὰ μέσον τῶν ὁρίων Δεκαπόλεως</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در متن فوق عبارت (θάλασσα ) با تلفظ (thä&#8217;-läs-sä) به معنای دریا است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه انگلیسی KJV :</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">And again, departing from the coasts of Tyre and Sidon, he came unto the sea of Galilee, through the midst of the coasts of Decapolis.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه فارسی ایلام:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و باز از نواحی صور روانه شده از راه صیدون در میان حدود دیکاپولِس به دریای جلیل آمد.</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><img style="cursor: -moz-zoom-in;" src="http://www.pixup.ir/images/qjxtzhkud824tjororo.gif" alt="http://www.pixup.ir/images/qjxtzhkud824tjororo.gif" width="365" height="528" /></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: center;"><span id="more-1080"></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون به بررسی و ارزیابی دو نکته در ایه فوق می پردازیم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نخستین بررسی ما درباره ترکیب واژگانی(θάλασσαν τῆς Γαλιλαίας) می باشد. این ترکیب به معنای دریای <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ac%d9%84%d9%8a%d9%84">جلیل</a> است . واژه ثالاثاθάλασσα) ) ، واژه ای است که معمولا برای دریا به کار می رود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">علت این که ترجمه های مختلف را ذکر کردیم این است که برخی از مبشران مسیحی در پاسخ به چنین نقدهایی ، می گویند این اشکالی است که تنها در ترجمه رخ داده است و در متن اصلی این گونه نیست. لذا اهمیت چندانی ندارد. اما چنان که مشاهده می کنید ، ترجمه های این آیه با متن اصلی برابر است .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دریا به آب هایی می گویند که از یک سو به آب های آزاد راه می یابند. به همین دلیل این واژه برای دریای سرخ یا دریای مدیترانه زیاد به کار گرفته می شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از طرف دیگر به آب هایی که محصورند و از هیچ طرف به آب های آزاد وصل نمی شوند دریاچه می گویند. تنها در یک صورت دریاچه را دریا نام می نهند و آن هم در صورتی است که دریاچه مزبور بیش از حد بزرگ باشد مانند دریاچه خزر که به همین دلیل دریای خزر نام گرفته است. تعداد این دریاچه های نیز در دنیا از انگشتان دست کمتر است .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون که با تفاوت واژه دریا و دریاچه آشنا شدیم به سراغ دریای <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ac%d9%84%d9%8a%d9%84">جلیل</a> می رویم. در ناصره در فلسطین منطقه کوچکی وجود دارد به نام جنیسارت . در منطقه جنیسارت دریاچه ای واقع شده است با فاصله ۶۰ مایلی از اورشلیم و در محدوده <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ac%d9%84%d9%8a%d9%84">جلیل</a>. آب این دریاچه از رودخانه اردن و بارندگی های بر سطح دریاچه تامین می شود. وسعت این دریاچه به اندازه ای اندک است که اگر کسی در میانه آن بایستد تمامی سواحل اطراف آن را به خوبی مشاهده می کند. دریاچه جلیل را می توانید در مقایسه با دریای مدیترانه و نیز دریاچه بحر المیت در تصویر زیر مشاهده نمایید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هجده معجزه از سی و سه معجزه مسیح علیه السلام در اطراف همین دریاچه اتفاق افتاده است . به همین دلیل اناجیل دیگر نیز از این دریاچه یاد کرده اند. اما دیگران با نام دریاچه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ac%d9%86%d9%8a%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa">جنیسارت</a> یا طبریه آن را ذکر کرده اند. حتی در قاموس ها و فرهنگ های <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3">کتاب مقدس</a> به زبان عربی نیز این واژه با تعبیر بحیرة به معنای دریاچه آمده است. چرا که میان نام دریاچه و دریا تفاوت بسیاری وجود دارد و این یکی از خطاهای نویسنده آیه مورد اشاره می باشد. اگر تاریخچه ای که از مرقس در منابع مسیحی ذکر می شود و ما آن را در ابتدای مقاله آوردیم ، درست باشد ،‌ طبعا وی باید با جغرافیا و اصطلاحات آن به اندازه کافی آشنا باشد. بنا بر این ممکن است این تغییر توسط شخص دیگری در انجیل مرقس وارد شده باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اشتباه دیگری که در این آیه رخ داده است این است که مسیح علیه السلام در مسیر کشف و کرامات و معجزات خود برای آمدن از صور به دریاچه جلیل ، از دیکاپولس وارد این منطقه می شود. این دقیقا مانند این است که اگر شخصی بخواهد از تهران به اصفهان برود ، از شیراز وارد اصفهان شود. چنین اشتباه بزرگی که کمتر بدان توجه می شود ،‌ ناشی از ناشناخته بودن سرزمین فلسطین برای نویسنده این آیه است و معلوم می شود که نویسنده هرگز به آنجا نرفته است .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون یک بار دیگر به تصویر زیر دقت کنید: </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><img class="aligncenter" style="cursor: -moz-zoom-in;" src="http://www.pixup.ir/images/qjxtzhkud824tjororo.gif" alt="http://www.pixup.ir/images/qjxtzhkud824tjororo.gif" width="365" height="528" /></span></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref1">[۱]</a> . <a href="#_ftnref2">[۲]</a> . <a href="#_ftnref3">[۳]</a> . <a href="#_ftnref4">[۴]</a> . <a href="#_ftnref5">[۵]</a> . <a href="#_ftnref6">[۶]</a> . <a href="#_ftnref7">[۷]</a> . <a href="#_ftnref8">[۸]</a> . (منابع نزد نویسنده محفوظ است.)<br />
</span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>دسامبر ۱۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1027.html" title="تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت دوم">تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت دوم (۱)</a></li>
<li>اکتبر ۱۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/878.html" title="معرفی واژه نامه ها و ترجمه‌های معتبر کتاب مقدس">معرفی واژه نامه ها و ترجمه‌های معتبر کتاب مقدس (۲)</a></li>
<li>آگوست ۱۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/865.html" title="آشنایی با عهد جدید">آشنایی با عهد جدید (۱۷)</a></li>
<li>آگوست ۴, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/808.html" title="نرم افزارهای پژوهش در کتاب مقدس">نرم افزارهای پژوهش در کتاب مقدس (۹)</a></li>
<li>جولای ۲۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/739.html" title="دلایل تحریف کتاب مقدس (1): گم‌شده‌های عهد قدیم">دلایل تحریف کتاب مقدس (۱): گم‌شده‌های عهد قدیم (۳)</a></li>
<li>جولای ۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/562.html" title="نام ها و نشانه های اختصاری اسفار کتاب مقدس به سه زبان ">نام ها و نشانه های اختصاری اسفار کتاب مقدس به سه زبان  (۵)</a></li>
<li>ژوئن ۲۰, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/361.html" title="تحریف قرآن یا تحریف کتاب مقدس؟">تحریف قرآن یا تحریف کتاب مقدس؟ (۳۸)</a></li>
<li>می ۲۹, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/305.html" title="اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین">اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین (۴۶)</a></li>
<li>مارس ۲۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/249.html" title="ناصره شهری که هرگز نبوده است (3)">ناصره شهری که هرگز نبوده است (۳) (۱)</a></li>
<li>مارس ۲۶, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/236.html" title="ناصره شهری که هرگز نبوده است(2)">ناصره شهری که هرگز نبوده است(۲) (۲)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1080.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Islam: The Fastest Growing Religion Worldwide</title>
		<link>http://www.pedar.net/1075.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1075.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 15 Jan 2010 09:33:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نومسلمانان]]></category>
		<category><![CDATA[مستبصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1075</guid>
		<description><![CDATA[
 
The West 
 
Fast-growing Islam winning converts in Western world 
http://www.cnn.com/WORLD/9704/14/egypt.islam/

 

Europe 
 
Islam Could Become Europe&#8217;s Dominant Religion, Experts Say 
http://www.cnsnews.com/ViewForeignBureaus.asp?Page=/ForeignBureaus/archive/200703/INT20070302a.html 
 
Islam converts change face of Europe 
http://www.jpost.com/servlet/Satellite?cid=1167467792048&#38;pagename=JPost%2FJPArticle%2FShowFull 
 
Islam&#8217;s third run for Europe 
http://www.layman.org/layman/news/news-around-church/faith-islams-third-run.htm
 
european Scientist converts to islam 
http://www.youtube.com/watch?v=S5K9_639nrc
 
Two Women with different Colors convert to Islam .. Live ! [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;" dir="ltr">
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>The West</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Fast-growing Islam winning converts in Western world</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.cnn.com/WORLD/9704/14/egypt.islam/">http://www.cnn.com/WORLD/9704/14/egypt.islam/</a></strong></p>
<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/Jams1/blog/ISLAM%5B1%5D.jpg" alt="http://files.myopera.com/Jams1/blog/ISLAM%5B1%5D.jpg" width="354" height="255" /></p>
<p><strong> </strong></p>
<p align="center"><span id="more-1075"></span></p>
<p align="center"><strong>Europe</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam Could Become Europe&#8217;s Dominant Religion, Experts Say</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.cnsnews.com/ViewForeignBureaus.asp?Page=/ForeignBureaus/archive/200703/INT20070302a.html" class="broken_link" >http://www.cnsnews.com/ViewForeignBureaus.asp?Page=/ForeignBureaus/archive/200703/INT20070302a.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam converts change face of Europe</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.jpost.com/servlet/Satellite?cid=1167467792048&amp;pagename=JPost%2FJPArticle%2FShowFull">http://www.jpost.com/servlet/Satellite?cid=1167467792048&amp;pagename=JPost%2FJPArticle%2FShowFull</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam&#8217;s third run for Europe</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.layman.org/layman/news/news-around-church/faith-islams-third-run.htm" class="broken_link" >http://www.layman.org/layman/news/news-around-church/faith-islams-third-run.htm</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>european Scientist converts to islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=S5K9_639nrc">http://www.youtube.com/watch?v=S5K9_639nrc</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Two Women with different Colors convert to Islam .. Live !</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=CMYcCr2tApo">http://www.youtube.com/watch?v=CMYcCr2tApo</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Germany</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>MUSLIM CONVERTS IN GERMANY: Angst-Ridden Germans Look for Answers &#8212; And Find Them in the Koran</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.spiegel.de/international/spiegel/0,1518,460364,00.html">http://www.spiegel.de/international/spiegel/0,1518,460364,00.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Priest burns himself to death over Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.timesonline.co.uk/tol/news/world/europe/article623634.ece">http://www.timesonline.co.uk/tol/news/world/europe/article623634.ece</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>German Family Embraced ISLAM</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=khKd-DbUKTg&amp;mode=related&amp;search">http://www.youtube.com/watch?v=khKd-DbUKTg&amp;mode=related&amp;search</a>=</strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>TV Report: 4000 Germans Converted To ISLAM in 2006</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=t96SXeb9pZE">http://www.youtube.com/watch?v=t96SXeb9pZE</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Germany</strong><strong> Converts To ISLAM</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=rC1EkFNSN9I">http://www.youtube.com/watch?v=rC1EkFNSN9I</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>A German Physician and His Wife Converted to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=LlOSQXzecv8">http://www.youtube.com/watch?v=LlOSQXzecv8</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>France</strong><strong> </strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>French coach Troussier and wife convert to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://uk.sports.yahoo.com/23032006/3/french-coach-troussier-wife-convert-islam.html">http://uk.sports.yahoo.com/23032006/3/french-coach-troussier-wife-convert-islam.html</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Convert to Islam changes French mindset</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://sport.independent.co.uk/football/internationals/article1813532.ece">http://sport.independent.co.uk/football/internationals/article1813532.ece</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Three french sisters convert to islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=0UKB4AeV2s8">http://www.youtube.com/watch?v=0UKB4AeV2s8</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>French Woman Loves Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=wPPSuOi_j6A">http://www.youtube.com/watch?v=wPPSuOi_j6A</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>french man converted to islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=wk2GngoPOJo">http://www.youtube.com/watch?v=wk2GngoPOJo</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>UK</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Will Britain convert to Islam</strong><strong>?</strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://scot.altermedia.info/official-statement/will-britain-convert-to-islam_334.html">http://scot.altermedia.info/official-statement/will-britain-convert-to-islam_334.html</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>A defiant Islam rises among young Britons</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.csmonitor.com/2005/0711/p01s04-woeu.html">http://www.csmonitor.com/2005/0711/p01s04-woeu.html</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>After the London bombings:</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>There is evidence that Islam is drawing converts in the West and followers are becoming more protective of their faith since the London bombings in July.</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.bbc.co.uk/radio4/womanshour/2005_36_mon_06.shtml">http://www.bbc.co.uk/radio4/womanshour/2005_36_mon_06.shtml</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>&#8220;Exhilarating Time To Be Christian,&#8221; But Islam Grows Faster</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.cwnews.com/news/viewstory.cfm?recnum=16311">http://www.cwnews.com/news/viewstory.cfm?recnum=16311</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Muslims outpace Anglicans in UK</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://timesofindia.indiatimes.com/articleshow/444572.cms">http://timesofindia.indiatimes.com/articleshow/444572.cms</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>British Catholics Turning To Islam, Judaism</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.cwnews.com/news/viewstory.cfm?recnum=13745">http://www.cwnews.com/news/viewstory.cfm?recnum=13745</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>London</strong><strong>: a key centre for Islam in the west?</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://awm.gospelcom.net/int/article.php?pageid=279">http://awm.gospelcom.net/int/article.php?pageid=279</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>British Woman Turns To Islam</strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=Sy83CPqrKEk">http://www.youtube.com/watch?v=Sy83CPqrKEk</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Amina: A Muslim Convert in the UK</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=uguiV5zyUxs">http://www.youtube.com/watch?v=uguiV5zyUxs</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Captive to Convert: Yvonne Ridley</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=xP-UNSj5-C4">http://www.youtube.com/watch?v=xP-UNSj5-C4</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>New Muslim Woman .. Live .. London</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=oRMF2BirlJM">http://www.youtube.com/watch?v=oRMF2BirlJM</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>British Catholic Priest Converted To ISLAM</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=pn0iPlWQNlI">http://www.youtube.com/watch?v=pn0iPlWQNlI</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Dr Ian Webber from England Converts to Islam in Beirut</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=3Gk4RbAG7y0">http://www.youtube.com/watch?v=3Gk4RbAG7y0</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Western Women Coming to Islam</strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Why European women are turning to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.csmonitor.com/2005/1227/p01s04-woeu.html">http://www.csmonitor.com/2005/1227/p01s04-woeu.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Six Ladies Converting To ISLAM .. Live</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=v1W2c_zoAPk&amp;mode=related&amp;search">http://www.youtube.com/watch?v=v1W2c_zoAPk&amp;mode=related&amp;search</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Around 30,000 women in Switzerland have converted to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.swissinfo.org/eng/top_news/detail/Putting_their_faith_in_Islam.html?siteSect=106&amp;sid=5416761&amp;cKey=1103562836000">http://www.swissinfo.org/eng/top_news/detail/Putting_their_faith_in_Islam.html?siteSect=106&amp;sid=5416761&amp;cKey=1103562836000</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Yvonne Ridley: From captive to convert</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://news.bbc.co.uk/2/hi/uk_news/england/3673730.stm">http://news.bbc.co.uk/2/hi/uk_news/england/3673730.stm</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Swedish Women Converting to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Here’s a newspaper article (in Swedish) about Swedish women converting to Islam, partly translated below by the ubiquitous Fjordman: DN &#8211; Mer ur DN &#8211; Islam attraherar kvinnor.</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.dn.se/DNet/jsp/polopoly.jsp?d=531&amp;a=543235&amp;previousRenderType=6">http://www.dn.se/DNet/jsp/polopoly.jsp?d=531&amp;a=543235&amp;previousRenderType=6</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Spanish Muslim Woman Talks about Women&#8217;s Rights in ISLAM</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=EcLCAynwpKg">http://www.youtube.com/watch?v=EcLCAynwpKg</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Six Ladies Converting To ISLAM .. Live</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=v1W2c_zoAPk">http://www.youtube.com/watch?v=v1W2c_zoAPk</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>USA</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Why do 20,000 Americans, mostly women, convert to Islam each year</strong><strong>?</strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.people.com/people/article/0,26334,1328839,00.html">http://www.people.com/people/article/0,26334,1328839,00.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Women Embracing Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Gender and Conversion in the West</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.utexas.edu/utpress/books/vanwom.html">http://www.utexas.edu/utpress/books/vanwom.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>A Convert to Islam Takes Leadership Role</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Ingrid Mattson, president of the Islamic Society of North America, is the first woman, the first convert and the first native North American to be elected to the position</strong><strong>.</strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.npr.org/templates/story/story.php?storyId=6160170">http://www.npr.org/templates/story/story.php?storyId=6160170</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Searching Americans Embrace The Logic Behind The Teachings Of Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.islamfortoday.com/searchingamericans.htm">http://www.islamfortoday.com/searchingamericans.htm</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>CNN News: 1.5 Million Americans Converted to ISLAM in USA</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.topix.net/forum/religion/islam/T2732PVHEVCDRJEJR">http://www.topix.net/forum/religion/islam/T2732PVHEVCDRJEJR</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>The Growing Presence of American Converts to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.wrmea.com/backissues/0190/9001042.htm">http://www.wrmea.com/backissues/0190/9001042.htm</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Why are so many Westerners converting to Islam?</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://awm.gospelcom.net/int/print.php?pageid=242">http://awm.gospelcom.net/int/print.php?pageid=242</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam is Fastest Growing Religion in United States</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.defendamerica.mil/articles/a100501b.html">http://www.defendamerica.mil/articles/a100501b.html</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>135 Convert to Islam!</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=36Glj_FAGcw">http://www.youtube.com/watch?v=36Glj_FAGcw</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>9/11</strong></p>
<p align="center"><strong>Interest in Islam mounts after hijacking atrocity</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://observer.guardian.co.uk/uk_news/story/0,6903,784241,00.html">http://observer.guardian.co.uk/uk_news/story/0,6903,784241,00.html</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam Attracts Converts by the Thousands</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.alhewar.com/nyt_islam_attracts.htm">http://www.alhewar.com/nyt_islam_attracts.htm</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>A NATION CHALLENGED: AMERICAN MUSLIMS; Islam Attracts Converts By the Thousand, Drawn Before and After Attacks</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://query.nytimes.com/gst/abstract.html?res=F30D13FA345A0C718EDDA90994D9404482">http://query.nytimes.com/gst/abstract.html?res=F30D13FA345A0C718EDDA90994D9404482</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>City Sees Increased Interest in Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.madisoncommons.org/article.php?storyid=469" class="broken_link" >http://www.madisoncommons.org/article.php?storyid=469</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Tampa</strong><strong> woman who lost eight relatives in the attacks converts to Islam as tensions simmer from the memories and new terror plots. But she presses on</strong><strong>.</strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.sptimes.com/2006/09/08/Tampabay/Faith_s_friction.shtml">http://www.sptimes.com/2006/09/08/Tampabay/Faith_s_friction.shtml</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Fox News: American Woman Converted To Islam After 9/11</strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=yp42KhytqL8">http://www.youtube.com/watch?v=yp42KhytqL8</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Jew and Christian Converts to Islam after 9/11</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=r5yTPLVmuLA">http://www.youtube.com/watch?v=r5yTPLVmuLA</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>CNN &#8211; Muslim converts after 9/11</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=ZuNrQW1nkz8">http://www.youtube.com/watch?v=ZuNrQW1nkz8</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam and New Muslims in New York After 911 Converts Reverts</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=P5ueXR5tZdk">http://www.youtube.com/watch?v=P5ueXR5tZdk</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam converts stay their paths despite hardships</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.dailybruin.ucla.edu/news/2005/jan/27/islam-converts-stay-their-path/">http://www.dailybruin.ucla.edu/news/2005/jan/27/islam-converts-stay-their-path/</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Hispanics and Latinos</strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>TV Report: Latinos Leaving The Church And Turning To ISLAM</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=C51Xrg_xSCk">http://www.youtube.com/watch?v=C51Xrg_xSCk</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Thousands Catholic Hispanics Converting To ISLAM</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.topix.com/forum/religion/catholic/TF8MGJAQNIABE92LE">http://www.topix.com/forum/religion/catholic/TF8MGJAQNIABE92LE</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>More Hispanic Americans are Converting to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.voanews.com/english/archive/2007-02/2007-02-09-voa33.cfm?CFID=134092986&amp;CFTOKEN=24890225">http://www.voanews.com/english/archive/2007-02/2007-02-09-voa33.cfm?CFID=134092986&amp;CFTOKEN=24890225</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>More U.S. Hispanics Drawn To Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.cbsnews.com/stories/2006/09/28/national/main2049925.shtml" class="broken_link" >http://www.cbsnews.com/stories/2006/09/28/national/main2049925.shtml</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>More US Hispanics drawn to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.csmonitor.com/2006/0928/p03s02-ussc.html">http://www.csmonitor.com/2006/0928/p03s02-ussc.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam Luring More Latinos</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.washingtonpost.com/ac2/wp-dyn?pagename=article&amp;contentId=A27758-2001Jan6&amp;notFound=true">http://www.washingtonpost.com/ac2/wp-dyn?pagename=article&amp;contentId=A27758-2001Jan6&amp;notFound=true</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>From Cross to Crescent</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Why Latinos are increasingly converting to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.bustedhalo.com/features/FromCrosstoCrescent.htm" class="broken_link" >http://www.bustedhalo.com/features/FromCrosstoCrescent.htm</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Why American Latinos are converting to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.cathnews.com/news/705/58.php" class="broken_link" >http://www.cathnews.com/news/705/58.php</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>US Latinas seek answers in Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.csmonitor.com/2004/1227/p11s02-ussc.html">http://www.csmonitor.com/2004/1227/p11s02-ussc.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Latino women finding a place in Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.msnbc.msn.com/id/9352969/">http://www.msnbc.msn.com/id/9352969/</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Latinas Choosing Islam over Catholicism</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.npr.org/templates/story/story.php?storyId=6133579">http://www.npr.org/templates/story/story.php?storyId=6133579</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>More in Hawai&#8217;i turn to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://the.honoluluadvertiser.com/article/2001/Nov/11/ln/ln06a.html">http://the.honoluluadvertiser.com/article/2001/Nov/11/ln/ln06a.html</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>African-Americans </strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam and the black inmate; Many convert while behind bars</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://findarticles.com/p/articles/mi_qn4196/is_20060319/ai_n16209113">http://findarticles.com/p/articles/mi_qn4196/is_20060319/ai_n16209113</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>More blacks converting to Islam since Sept. 11</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.contracostatimes.com/search/ci_5513143">http://www.contracostatimes.com/search/ci_5513143</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>KKKs</strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>From the KKK to Islam: An Interview with an ex-racist</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://soundvision.com/info/racism/kkktoislam.asp">http://soundvision.com/info/racism/kkktoislam.asp</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>American Soldiers in Iraq</strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>American Soldier Converts to Islam in Fallujah Mosque</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.watchingamerica.com/iraq4all000007.html">http://www.watchingamerica.com/iraq4all000007.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Gitmo GIs converting to Islam?</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.worldnetdaily.com/news/article.asp?ARTICLE_ID=34783">http://www.worldnetdaily.com/news/article.asp?ARTICLE_ID=34783</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Converts say Islam has given their lives structure</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://seattlepi.nwsource.com/local/96224_converts19.shtml">http://seattlepi.nwsource.com/local/96224_converts19.shtml</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Chinese woman in Kabul embraces Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://paktribune.com/news/print.php?id=108595">http://paktribune.com/news/print.php?id=108595</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Australia</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>The Australian face of Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.smh.com.au/news/national/the-australian-face-of-islam/2007/04/27/1177459984374.html">http://www.smh.com.au/news/national/the-australian-face-of-islam/2007/04/27/1177459984374.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Aborigines turn to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://newswww.bbc.net.uk/2/hi/asia-pacific/2902315.stm">http://newswww.bbc.net.uk/2/hi/asia-pacific/2902315.stm</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Twenty two  Australians converting to ISLAM</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=qkvXpazQrD0">http://www.youtube.com/watch?v=qkvXpazQrD0</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Russia</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Increasing Number of Russians Adopting Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.mosnews.com/news/2004/10/04/islam.shtml">http://www.mosnews.com/news/2004/10/04/islam.shtml</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Litvinenko Converted to Islam at Deathbed</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.torontodailynews.com/index.php/WorldNews/2006120410Litvinenko-Islam">http://www.torontodailynews.com/index.php/WorldNews/2006120410Litvinenko-Islam</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Czech</strong><strong> Republic</strong><strong>: Many Looking To Islam In Their Search For Spirituality</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.rferl.org/featuresarticle/2004/3/19FDEB45-4B52-4C03-B44D-51380E13CF1E.html">http://www.rferl.org/featuresarticle/2004/3/19FDEB45-4B52-4C03-B44D-51380E13CF1E.html</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Scientist Converts to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=BOlLI1rre2U">http://www.youtube.com/watch?v=BOlLI1rre2U</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Latin America</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Some Cubans are Converting to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://pewforum.org/news/display.php?NewsID=R10370">http://pewforum.org/news/display.php?NewsID=R10370</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam takes root in Mexico</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.racematters.org/islamtakesrootinmexico.htm">http://www.racematters.org/islamtakesrootinmexico.htm</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>PRAYING TO ALLAH IN MEXICO: Islam Is Gaining a Foothold in Chiapas</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.spiegel.de/international/spiegel/0,1518,358223,00.html">http://www.spiegel.de/international/spiegel/0,1518,358223,00.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Africa</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Islam Attracting Many Survivors of Rwanda Genocide</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/articles/A53018-2002Sep22.html">http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/articles/A53018-2002Sep22.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Ten Years After Horror, Rwandans Turn to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.nytimes.com/2004/04/07/international/africa/07RWAN.html?ei=5007&amp;en=7a09cc076da54093&amp;ex=1396670400&amp;partner=USERLAND&amp;pagewanted=all&amp;position">http://www.nytimes.com/2004/04/07/international/africa/07RWAN.html?ei=5007&amp;en=7a09cc076da54093&amp;ex=1396670400&amp;partner=USERLAND&amp;pagewanted=all&amp;position</a></strong><strong>=</strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>In South Africa, many blacks convert to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.csmonitor.com/2002/0110/p13s1-woaf.html">http://www.csmonitor.com/2002/0110/p13s1-woaf.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>India</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Low caste Hindus &#8216;prefer Islam&#8217;</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://news.bbc.co.uk/1/hi/world/south_asia/2344445.stm">http://news.bbc.co.uk/1/hi/world/south_asia/2344445.stm</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Abdullah &#8211; From Hinduism to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=dUE6je0J644&amp;mode=related&amp;search">http://www.youtube.com/watch?v=dUE6je0J644&amp;mode=related&amp;search</a>=</strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Jews for Allah</strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>More Jews converting to Islam</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-3274735,00.html">http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-3274735,00.html</a></strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>An entire Jewish family becoming Muslim</strong></p>
<p align="center"><strong><span style="text-decoration: underline;"><a href="http://www.youtube.com/watch?v=RfccZdVcSak&amp;mode=related&amp;search">http://www.youtube.com/watch?v=RfccZdVcSak&amp;mode=related&amp;search</a>=</span></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Jew converted to Islam ( Joseph Cohen aka Yusuf Khattab )</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=BJLsdydjSPo">http://www.youtube.com/watch?v=BJLsdydjSPo</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Christian Coptic Egyptian Converts To ISLAM</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=q99Kqv_eiew">http://www.youtube.com/watch?v=q99Kqv_eiew</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong>Coptic Girls Converting to islam, live in fear.</strong><strong> </strong></p>
<p align="center"><strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=4WI_iXhzbXk">http://www.youtube.com/watch?v=4WI_iXhzbXk</a></strong></p>
<p align="center"><strong> </strong></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>ژانویه ۸, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1064.html" title="سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان">سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان (۹)</a></li>
<li>مارس ۹, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1157.html" title="تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟">تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟ (۰)</a></li>
<li>اکتبر ۱۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/892.html" title="گلچین دعاهای شیعه (دو زبانه) ویژه نومسلمانان">گلچین دعاهای شیعه (دو زبانه) ویژه نومسلمانان (۲)</a></li>
<li>آگوست ۴, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/803.html" title="چگونه مسلمان و شیعه شوم؟ (6)">چگونه مسلمان و شیعه شوم؟ (۶) (۵)</a></li>
<li>ژوئن ۳۰, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/443.html" title="ترانه هایی زیبای اسلامی ویژه نومسلمانان مسیحی">ترانه هایی زیبای اسلامی ویژه نومسلمانان مسیحی (۴)</a></li>
<li>ژوئن ۲۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/417.html" title="مایکل جکسون Michael Jackson سلطان موسیقی پاپ، مسلمان شد و درگذشت">مایکل جکسون Michael Jackson سلطان موسیقی پاپ، مسلمان شد و درگذشت (۲۸)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1075.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان</title>
		<link>http://www.pedar.net/1064.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1064.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 08 Jan 2010 09:08:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نومسلمانان]]></category>
		<category><![CDATA[شمعون]]></category>
		<category><![CDATA[مستبصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1064</guid>
		<description><![CDATA[ یک روایت بسیار زیبا در کتاب تحف العقول دیدم ، تصمیم گرفتم که آن را برای شما عزیزان ترجمه کنم تا همه بتوانید از آن استفاده کنید. البته من متن اصلی حدیث را به همراه ترجمه، زیر هم نقل می کنم تا اگر کسی مایل بود نسبت به اصل روایت هم پژوهشی داشته باشد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> یک روایت بسیار زیبا در کتاب تحف العقول دیدم ، تصمیم گرفتم که آن را برای شما عزیزان ترجمه کنم تا همه بتوانید از آن استفاده کنید. البته من متن اصلی حدیث را به همراه ترجمه، زیر هم نقل می کنم تا اگر کسی مایل بود نسبت به اصل روایت هم پژوهشی داشته باشد ، برایش مقدور باشد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این روایت در کتاب تحف العقول نقل شده . مرحوم علامه مجلسی نیز آن را در کتاب بحار الانوار از تحف العقول نقل نموده و سپس شرح و توضیحاتی را پس از نقل روایت افزوده است. به دلیل نکات علمی بسیار خواندنی که شرح مرحوم علامه دارد ، توضیحات ایشان را نیز در پایان نقل می کنم. اگر فرصتی مناسب دست داد به ترجمه این توضیحات نیز اقدام خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://www.centennial.k12.mn.us/gle/animations/book.jpg" alt="http://www.centennial.k12.mn.us/gle/animations/book.jpg" width="238" height="263" /></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1064"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ شُعْبَةَ فِی تُحَفِ الْعُقُولِ، عَنْ شَمْعُونَ بْنِ لَاوِی بْنِ یَهُودَا مِنْ حَوَارِیِّ عِیسَى ع فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ و مسائل</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">راهبی به نام <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d9%85%d8%b9%d9%88%d9%86">شمعون</a> بن لاوی از نوادگان یهودا ، که یهودا خود از حواریان حضرت عیسی علیه السلام بود، پرسش‌های</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کثیرة سأله عنها راهب یعرف ب<a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d9%85%d8%b9%d9%88%d9%86">شمعون</a> بن لاوی بن یهودا من حواری عیسى ع فأجابه عن جمیع ما سأل عنه على کثرته</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بسیاری از پیامبر اسلام پرسید. حضرت به تمام آن پرسش‌ها پاسخ گفت تا این که آن راهب به پیامبر ایمان آورد و</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فآمن به و صدقه و کتبنا منه موضع الحاجة إلیه و منه</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نبوتش را تصدیق کرد و ما همان اندازه که مورد نیاز است از این حدیث را نقل می‌کنیم .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قال: أَخْبِرْنِی عَنِ الْعَقْلِ مَا هُوَ وَ کَیْفَ هُوَ وَ مَا یَتَشَعَّبُ مِنْهُ وَ مَا لَا یَتَشَعَّبُ وَ صِفْ لِی طَوَائِفَهُ کُلَّهَا؟</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از آن جمله <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d9%85%d8%b9%d9%88%d9%86">شمعون</a> راهب پرسید : به من بگو عقل چیست و چگونه است و چه چیز از آن منشعب می‌شود و چه چیز منشعب نمی‌شود و اقسام و انواع عقل را برایم توصیف نما ؟</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِنَّ الْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ الْجَهْلِ وَ النَّفْسَ مِثْلُ أَخْبَثِ الدَّوَابِّ فَإِنْ لَمْ تُعْقَلْ حَارَتْ فَالْعَقْلُ عِقَالٌ مِنَ الْجَهْلِ وَ</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس رسول خدا فرمود : همانا عقل زانوبندی است بر نادانی. و نفس اماره مانند پلیدترین جانوران است که اگر پایش بسته نشود ، بیراهه می‌رود و سر گردان می‌شود ، پس عقل زانوبند نادانی است .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ وَ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَعْظَمَ</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و به راستی خداوند عقل را آفرید و به او فرمود: رو کن. و او رو کرد . سپس فرمود: بر گرد. و او برگشت .آن گاه خدای تبارک و تعالی به او فرمود : به عزت و جلالم سوگند که من آفریده‌ای از تو بزرگتر</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مِنْکَ وَ لَا أَطْوَعَ مِنْکَ بِکَ أُبْدِئُ وَ بِکَ أُعِیدُ لَکَ الثَّوَابُ وَ عَلَیْکَ الْعِقَابُ</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و فرمانبردارتر نیافریدم . به تو آغاز کنم و تو را به درگاه خود بر گردانم ، معیار پادش و کیفر تویی ؛</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فتشعب من العقل الحلم و من الحلم العلم و من العلم الرشد و من الرشد العفاف و من العفاف الصیانة و من الصیانة الحیاء و</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس از عقل، بردباری نشأت گرفت؛  و از بردباری، دانش؛ و از دانش، هوشیاری؛ و از هوشیاری، پاکدامنی؛ و از پاکدامنی، خویشتن داری؛ و از خویشتن داری، حیا؛</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">من الحیاء الرزانة و من الرزانة المداومة على الخیر و من المداومة على الخیر کراهیة الشر و من کراهیة الشر  تحف‏العقول ص</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و از حیا، وقار؛ و از وقار، پایداری بر کار خوب؛ و از پایداری بر کار خوب، بیزاری از کار بد؛ و از بیزاری از کار بد،</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">: ۱۶طاعة الناصح فهذه عشرة أصناف من أنواع الخیر و لکل واحد من هذه العشرة الأصناف عشرة أنواع</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیروی از اندرزگو . پس این ده دسته از انواع اخلاق نیک است؛ و هر کدام از این ده دسته، ده نوع دیگر را در بردارند :</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فأما الحلم فمنه رکوب الجمیل و صحبة الأبرار و رفع من الضعة و رفع من الخساسة و تشهی الخیر و تقرب صاحبه من</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>دستاورد های بردباری : </strong></span><strong>آراسته شدن به خوبی ها؛ همنشینی با نیکان؛ خواری زدایی؛ عزیز گشتن؛ رغبت به نیکی؛ نزدیک شدن به</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">معالی الدرجات و العفو و المهل و المعروف و الصمت فهذا ما یتشعب للعاقل بحلمه</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">درجات عالی؛ گذشت؛ مهلت بخشی؛ احسان و سکوت . همه این ها ثمره بردباری خردمند است .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما العلم فیتشعب منه الغنى و إن کان فقیرا و الجود و إن کان بخیلا و المهابة و إن کان هینا</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اما دستاوردهای دانش :</strong></span> <strong>بی نیازی؛ هر چند دانشمند تهیدست باشد. بخشندگی؛ هر چند بخیل باشد. هیبت؛ هر چند نرم رفتار و ملایم باشد.</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و السلامة و إن کان سقیما و القرب و إن کان قصیا و الحیاء و إن کان صلفا و الرفعة و إن کان وضیعا</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تندرستی؛ هر چند بیمار باشد. نزدیکی؛ هر چند دور باشد. حیا؛ هر چند پر رو باشد. سر افرازی؛. هر چند فرو دست باشد.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و الشرف و إن کان رذلا و الحکمة و الحظوة فهذا ما یتشعب للعاقل بعلمه فطوبى لمن عقل و علم</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شرافتمندی؛ هر چند پست باشد. حکمت و بهره مندی . این هاست که برای خردمند از دانش او نصیب می شود. پس خوشا بر آن که خرد و دانش یافت!</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما الرشد فیتشعب منه السداد و الهدى و البر و التقوى و المنالة و  القصد و الاقتصاد و الصواب و الکرم و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اما دستاورد های هوشیاری :</strong></span> <strong>متانت؛ هدایت؛ نیکوکاری؛ پارسایی؛ کامیابی؛ میانه روی در راهپیمایی؛ میانه روی در امور زندگی؛ راستی؛ بزرگواری</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">المعرفة بدین الله فهذا ما أصاب العاقل بالرشد فطوبى لمن أقام به على منهاج الطریق</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و شناخت دین خدا. این همه در سایه هوشیاری، نصیب خردمند می شود. پس خوشا به حال آن که بر اساس برنامه درست گام بر می دارد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما العفاف فیتشعب منه الرضا و الاستکانة و الحظ و الراحة و التفقد و الخشوع و التذکر و التفکر</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اما دستاوردهای پاکدامنی :</strong></span> <strong>خرسندی؛ آرامش؛ بهره مندی؛ آسایش؛ دلجویی؛ کرنش برای خدا؛ پند پذیری؛ تفکر؛</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و الجود و السخاء فهذا ما یتشعب للعاقل بعفافه رضا بالله و بقسمه</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">جوانمردی و دست و دل باز بودن. اینها از پاکدامنی برای خردمند نصیب می شود و او به خدا و قسمت او خرسند است .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما الصیانة فیتشعب منها الصلاح و التواضع و الورع و الإنابة و الفهم و الأدب و الإحسان و التحبب و الخیر و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اما دستاوردهای خویشتنداری :</strong></span> <strong>خیر اندیشی؛ فروتنی؛ پرهیزگاری؛ توبه؛ فهم؛ ادب؛ نیکی کردن؛ دوستیابی؛ خیرمندی؛</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اجتناء البشر فهذا ما أصاب العاقل بالصیانة فطوبى لمن أکرمه مولاه بالصیانة</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و خوش برخوردی . این همه در سایه خویشتن داری نصیب خردمند می شود. پس خوشا بر آن که او را مولایش به خویشتن داری گرامی داشت .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما الحیاء فیتشعب منه اللین و الرأفة و المراقبة لله فی السر و العلانیة و السلامة و اجتناب الشر و البشاشة و السماحة و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اما دستاوردهای حیا :</strong></span> <strong>نرم خویی؛ مهربانی؛ خدا را ناظر دیدن در نهان و عیان؛ سلامت روحی وجسمی؛ دوری کردن از بدی؛ خوشرویی؛ بخشندگی؛</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الظفر و حسن الثناء على المرء فی الناس فهذا ما أصاب العاقل بالحیاء فطوبى لمن قبل نصیحة الله و خاف فضیحته</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیروزی و خوشنامی در میان مردم. اینها فوایدی است که خردمند از حیا می برد. پس خوشا کسی که اندرز خدا را بپذیرد و از رسواگری او بیم کند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما الرزانة فیتشعب منها اللطف و الحزم و أداء الأمانة و ترک الخیانة و صدق اللسان و تحصین الفرج و استصلاح المال و الاستعداد للعدو</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اما دستاوردهای وقار</strong>: </span><strong>نرم رفتاری؛ دور اندیشی؛ امانت پردازی؛ ترک خیانت؛ راستگویی؛ حفظ شرمگاه؛ فساد مالی نداشتن؛ آمادگی در برابر دشمن؛</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و النهی عن المنکر و ترک السفه فهذا ما أصاب العاقل بالرزانة فطوبى لمن توقر و لمن لم تکن له خفة و لا جاهلیة و عفا و صفح</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نهی از منکر و ترک نابخردی . اینهاست که از وقار به خردمند می رسد. پس خوشا به حال شخص با وقار و کسی که در وجودش سبکسری  و نادانی نیست و اهل بخشندگی و چشم پوشی است .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما المداومة على الخیر فیتشعب منه ترک الفواحش و البعد من الطیش و التحرج و الیقین و حب النجاة و طاعة الرحمن</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اما دستاوردهای پایداری بر کار خوب :</strong> </span><strong>ترک هرزگی ها؛ دوری از هول و هراس؛ احتیاط کاری؛ یقین؛ دوست داشتن؛ نجات؛ اطاعت از خداوند رحمان؛</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و تعظیم البرهان و اجتناب الشیطان  و الإجابة للعدل و قول الحق فهذا ما أصاب العاقل بمداومة الخیر</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بزرگداشت قرآن؛ کناره گیری از شیطان؛  عدل پذیری  و حق گویی . اینها آن چیزهایی است که در اثر تداوم و پایداری بر کار خوب، به خردمند می رسد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فطوبى لمن ذکر أمامه و ذکر قیامه و اعتبر بالفناء</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس خوشا به حال کسی که آینده نگر باشد و از روز قیامت یاد نماید و از فانی بودن دنیا عبرت گیرد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما کراهیة الشر فیتشعب منه الوقار و الصبر و النصر و الاستقامة على المنهاج و المداومة على الرشاد</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اما دستاوردهای بیزاری از کار بد :</strong></span> <strong>وقار؛ شکیبایی؛ مدد کاری؛ استقامت بر راه راست؛ پیگیری راه درست ؛</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و الإیمان بالله و التوفر و الإخلاص و ترک ما لا یعنیه و المحافظة على ما ینفعه</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ایمان به خدا؛ حفظ آبروی دیگران؛ بی ریایی؛ ترک کارهای بیهوده و پاسداری از کارهای سود آور .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فهذا ما أصاب العاقل بالکراهیة للشر فطوبى لمن أقام بحق الله و تمسک بعرى سبیل الله</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اینهاست که در اثر بیزاری از کار بد نصیب خردمند می شود. پس خوشا به حال کسی که به حق خدا بپاید و به رشته‌های راه خدا چنگ در زند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما طاعة الناصح فیتشعب منها الزیادة فی العقل و کمال اللب و محمدة العواقب و النجاة من اللوم و القبول و المودة</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="color: #ff0000;"><strong>و اما دستاورد های پیروی از اندرزگو :</strong></span> <strong>فزونی عقل؛ تکامل دل؛ عاقبت خوش؛ نجات از سرزنش؛ پذیرش دوستی؛</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و الانشراح و الإنصاف و التقدم فی الأمور و القوة على طاعة الله فطوبى لمن سلم من</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گشاده دلی؛ انصاف؛ پیشرو بودن در کارها؛ نیروی بر طاعت خدا داشتن. خوشا به حال کسی که از</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مصارع الهوى فهذه الخصال کلها تتشعب من العقل</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">زمین گیر کردن های هوای نفس سالم بماند. همه این خصلت ها از عقل نشأت می گیرد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قال شمعون: فأخبرنی عن أعلام الجاهل؟</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شمعون راهب گفت : مرا از نشانه های نادان آگاه ساز .</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فقال رسول الله ص: إن صحبته عناک و إن اعتزلته شتمک و إن أعطاک من علیک و إن أعطیته کفرک و إن أسررت إلیه خانک</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیامبر خدا فرمود : اگر با او همنشینی کنی، اذیت و آزارت دهد و اگر از او کناره جویی، ناسزایت گوید و اگر چیزی به تو بخشد، منت نهد و اگر به او چیزی بخشی، ناسپاسی نماید.  اگر رازی با او  در میان گذاری، خیانت کند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إن أسر إلیک اتهمک و إن استغنى بطر و کان فظا غلیظا و إن افتقر جحد نعمة الله و لم یتحرج و إن فرح أسرف و طغى</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اگر رازی به تو سپارد، بر تو بد بین باشد. اگر توانگر شود یاغی و سر مست گردد و سخت رویی و سخت دلی از خود نشان دهد و اگر بینوا شود، نعمت خدا را بی پروا انکار کند. اگر شاد شود، زیاده روی و طغیان نماید .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إن حزن أیس و إن ضحک فهق و إن بکى خار یقع فی الأبرار و لا یحب الله و لا یراقبه و لا یستحیی من الله</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اگر اندوهگین شود، نومید گردد. اگر بخندد، قهقهه سر دهد و اگر بگرید، چون حیوان نعره سر دهد. با نیکان در گیر شود. خدا را دوست ندارد و از او حساب نبرد و ازاو شرم نکند.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و لا یذکره إن أرضیته مدحک و قال فیک من الحسنة ما لیس فیک و إن سخط علیک ذهبت مدحته</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و به یادش نباشد . اگر خرسندش سازی، از تو ستایش های دروغ آمیز نماید و اگر بر تو خشم کند، ستایش تو را از یاد ببرد.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و وقع فیک من السوء ما لیس فیک فهذا مجرى الجاهل .</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و درباره تو شایعه سازی نماید. پس این است روش نادان .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قال فأخبرنی عن علامة الإسلام؟</span></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شمعون راهب گفت : مرا از نشانه اسلام آگاه ساز ؟</span></span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فقال رسول الله ص: الإیمان و العلم و العمل</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">رسول خدا فرمود : ایمان ، علم و عمل .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قال فما علامة الإیمان و ما علامة العلم و ما علامة العمل</span></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گفت : نشانه ایمان چیست ؟ نشانه علم چیست ؟ و نشانه عمل چیست ؟</span></span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فقال رسول الله ص أما علامة الإیمان فأربعة الإقرار بتوحید الله و الإیمان به و الإیمان بکتبه و الإیمان برسله</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیامبر خدا فرمود : نشانه ایمان چهار است: اقرار به یکتایی خدا؛ اعتقاد قلبی به او؛ ایمان به کتاب های آسمانی و اعتقاد به پیامبران الهی .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة العلم فأربعة العلم بالله و العلم بمحبیه و العلم بفرائضه و الحفظ لها حتى تؤدى</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه های دانش چهار است: خدا شناسی؛ شناسایی اولیای الهی؛ علم به واجبات الهی و پاسداری از آنها تا به خوبی به انجام رسد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما العمل فالصلاة و الصوم و الزکاة و الإخلاص</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما عمل:  نماز روزه، زکات و بی ریایی است.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قال فأَخْبِرْنِی عَنْ عَلَامَةِ الصَّادِقِ و علامة المؤمن و علامة الصابر و علامة التائب و علامة الشاکر و علامة الخاشع</span></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شمعون راهب گفت: مرا از نشانه اینان آگاه کن: صادق؛ مومن؛ شکیبا؛ توبه کار؛ سپاسگزار؛ خاشع؛</span></span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و علامة الصالح و علامة الناصح و علامة الموقن و علامة المخلص و علامة الزاهد و علامة البار و علامة التقی و علامة المتکلف</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">صالح؛ خیر خواه؛ یقین کننده؛ مخلص؛ زاهد؛ نیکوکار؛ پارسا؛ خودنما؛</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و علامة الظالم و علامة المرائی و علامة المنافق و علامة الحاسد و علامة المسرف و علامة الغافل و علامة الخائن و علامة الکسلان و علام</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ستمکار؛ ریاکار؛ منافق؛ حسود؛ اسرافکار؛ غافل؛ خیانتکار؛ تنبل؛ دروغ  پرداز و فاسق.</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فقال رسول الله ص أما علامة الصادق فأربعة یصدق فی قوله و یصدق وعد الله و وعیده و یوفی بالعهد و یجتنب الغدر</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">رسول خدا فرمود: نشانه شخص صادق چهار چیز است:</span></strong></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سخن به راستی گوید. به بیم ونوید الهی ایمان دارد. به عهد وپیمان خویش وفادار است و از حیله و خیانت پرهیز کند.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة المؤمن فإنه یرؤف و یفهم و یستحیی</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه مومن: مهربانی نماید. بفهمد و حیا کند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الصابر فأربعة الصبر على المکاره و العزم فی أعمال البر و التواضع و الحلم</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص شکیبا چهار چیز است: صبر بر ناملایمات؛ تصمیم به کارهای نیک؛ فروتنی و بردباری .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة التائب فأربعة النصیحة لله فی عمله و ترک الباطل و لزوم الحق و الحرص على الخیر</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص توبه کار چهار چیز است: انجام کارهای خالصانه برای خدا؛ ترک باطل؛ پیوسته با حق بودن و اشتیاق به کار خیر.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الشاکر فأربعة الشکر فی النعماء و الصبر فی البلاء و القنوع بقسم الله و لا یحمد و لا یعظم إلا الله</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص سپاسگزار چهار چیز است: شکر در برابر نعمت ها؛ شکیبایی در گرفتاری؛ راضی بودن به قسمت الهی و کسی را جز خدا تعظیم نکردن .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الخاشع فأربعة مراقبة الله فی السر و العلانیة و رکوب الجمیل و التفکر لیوم القیامة و المناجاة لله</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص خاشع چهار چیز است: ناظر دانستن خدا در نهان و عیان ؛ انجام کارهای نیک؛ اندیشه درباره حسابرسی روز قیامت و مناجات باخدا.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الصالح فأربعة یصفی قلبه و یصلح عمله و یصلح کسبه و یصلح أموره کلها</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص صالح چهار چیز است: دلش را پاک سازی کند. کردارش را بازسازی نماید. کسب و در آمدش را بهسازی کند و همه کارهایش را اصلاح نماید.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الناصح فأربعة یقضی بالحق و یعطی الحق من نفسه و یرضى للناس ما یرضاه لنفسه و لا یعتدی على أحد</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص خیر خواه چهار چیز است: به حق داوری کند. از خود به دیگران حق دهد. برای مردم همان پسندد که برای خود می پسندد و به حق هیچ کس دست درازی نکند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وَ أَمَّا عَلَامَةُ الْمُوقِنِ فَسِتَّةٌ أَیْقَنَ باللَّهِ حَقّا<a href="#_ftn1">[۱]</a> فَآمَنَ بِهِ وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ فَحَذَرَهُ وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ فَخَافَ الْفَضِیحَةَ</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص بایقین شش چیز است: به حقانیت خدا یقین پیدا کرده و لذا به او ایمان آورده است. یقین نموده که مرگ</span></strong></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حق است و لذا از آن پروا می کند. باور دارد که رستاخیز حق است و از این رو از رسوایی در آن روز می ترسد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ فَاشْتَاقَ إِلَیْهَا وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ النَّارَ حَقٌّ فَظَهَرَ سَعْیُهُ لِلنَّجَاةِ مِنْهَا وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْحِسَابَ حَقٌّ فَحَاسَبَ نَفْسَهُ</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یقین دارد که بهشت حق است و از این رو شیفته آن است. باور دارد که دوزخ حق است و لذا برای نجات از آن می‌کوشد و یقین پیدا کرده که حسابرسی روز قیامت حق است و از این رو از خود حساب می کشد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة المخلص فأربعة یسلم قلبه و تسلم جوارحه و بذل خیره و کف شره</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص مخلص چهار چیز است: دارای قلب سلیم است. از اعضا و جوارحش گناهی صادر نمی شود. همه تلاش و کوشش خود را در امور خیر به کار می گیرد و آزارش به کسی نمی رسد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الزاهد فعشرة یزهد فی المحارم و یکف نفسه و یقیم فرائض ربه فإن کان مملوکا أحسن الطاعة</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص زاهد ده چیز است: به حرام ها بی رغبت است . نفس خود را مهار می کند. واجبات پروردگارش را بر پای می دارد. اگر مملوک است به خوبی فرمان می برد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إن کان مالکا أحسن المملکة و لیس له حمیة و لا حقد یحسن إلى من أساء إلیه و ینفع من ضره و یعفو عمن ظلمه و یتواضع لحق الله</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اگر مالک است به نیکویی فرمان می راند. نژاد پرست و متعصب نمی باشد. کینه کسی را به دل نمی گیرد. در حق کسی که به او بدی کرده، خوبی نماید. آن کس که به او زیان رسانده، به وی سود رساند. از آن کس که بر او ستم روا داشته، در گذرد و در ادای حق الهی فروتنی نماید .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة البار فعشرة یحب فی الله و یبغض فی الله و یصاحب فی الله و یفارق فی الله</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه نیکوکار ده چیز است : به خاطر خدا دوست می دارد. به خاطر خدا دشمن می دارد. ملاک مصاحبت و همدم بودنش خداست. معیار مفارقت و جدایی اش خداست .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و یغضب فی الله و یرضى فی الله و یعمل لله و یطلب إلیه و یخشع لله خائفا مخوفا طاهرا مخلصا مستحییا مراقبا و یحسن فی الله</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به خاطر خدا خشم کند. به خاطر خدا خشنود شود. برای خدا کار کند. خدا جویی نماید. برای خدا خشوع می کند. در حالی که از او بیمناک و هراسناک است و حال پاکیزگی و پاکدلی و شرمساری و هشیاری دارد. محض رضای خدا احسان می کند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة التقی فستة یخاف الله و یحذر بطشه و یمسی و یصبح کأنه یراه لا تهمه الدنیا و لا یعظم علیه منها شی‏ء لحسن خلقه</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">واما نشانه پارسا شش چیز است: از خدا می ترسد. از شدت و تندی خدا بر حذر می باشد. چنان صبح را به شب و شب را به صبح می رساند که گویی خدا را به چشم می بیند. به دنیا اهمیتی قائل نیست و هیچ چیز دنیا به دیده او بزرگ نیاید؛ زیرا خوش اخلاق و نیکو نهاد است.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة المتکلف فأربعة الجدال فیما لا یعنیه و ینازع من فوقه و یتعاطى ما لا ینال و یجعل همه لما لا ینجیه</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه شخص خودنما چهار چیز است: در موضوعاتی که به او مربوط نمی شود، بحث و جدال می کند. با بالا دست خود می ستیزد. بدانچه نتواند رسید، دست می یازد و بر آنچه نجاتش ندهد، همت می گمارد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الظالم فأربعة یظلم من فوقه بالمعصیة و یملک من دونه بالغلبة و یبغض الحق و یظهر الظلم</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه ستمکار چهار چیز است: به بالا دست خود از طریق نافرمانی ستم کند. با زور و درشتی به زیر دست خود مسلط شود. با حق دشمنی ورزد و ستم را علنی نماید.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة المرائی فأربعة یحرص فی العمل لله إذا کان عنده أحد و یکسل إذا کان وحده و یحرص فی کل أمره على المحمدة و یحسن سمته بجهده</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه ریاکار چهار چیز است:  درحضور دیگران خودر ا بر طاعت خدا حریص نشان می دهد. در تنهایی سستی و تنبلی می ورزد. در هر کاری شیفته ستایش و تقدیر است و در ظاهر سازی سخت تلاش می کند.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة المنافق فأربعة فاجر دخله یخالف لسانه قلبه و قوله فعله و سریرته علانیته فویل للمنافق من النار</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اما نشانه منافق چهار چیز است: هرزه درون است. زبانش مخالف دلش است. گفتارش باکردارش هماهنگ نیست و نهان او با عیانش سازگاری ندارد. پس وای بر منافق از آتش دوزخ .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الحاسد فأربعة الغیبة و التملق و الشماتة بالمصیبة</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه حسود چهار چیز است: غیبت؛ چاپلوسی؛ شاد شدن از گرفتاری های دیگران و &#8230; (چهارمین نشانه در تمام نسخه ها افتاده است ).</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة المسرف فأربعة الفخر بالباطل و یأکل ما لیس عنده و یزهد فی اصطناع المعروف و ینکر من لا ینتفع بشی‏ء منه</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه اسرافکار چهار چیز است: به کارهای باطل می نازد. آنچه را فراخور حالش نیست می خورد. در کارهای خیر بی رغبت است و هر کس به او سودی نرساند انکارش می کند</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الغافل فأربعة العمى و السهو و اللهو و النسیان</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه غافل چهار چیز است: کوری؛ اشتباه و ندانم کاری؛ سرگرمی و فراموشی .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وَ أَمَّا عَلَامَةُ الْکَسْلَانِ فَأَرْبَعَةٌ یَتَوَانَى حَتَّى یُفَرِّطَ وَ یَتَفَرَّطُ (یفرط) حَتَّى یُضَیِّعَ وَ یُضَیِّعُ حَتَّى یَأْثِمَ وَ یَضْجَرَ  (و یضجر حتى یأثم )</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه تنبل چهار چیز است: چندان سستی کند که به کوتاهی گراید و چنان کوتاهی نماید که به فروگذاری انجامد و فروگذاری کند تا آنجا که دلتنگ شود و دلتنگی کند چندان که گناهکار و دل مرده گردد.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الکذاب فأربعة إن قال لم یصدق و إن قیل له لم یصدق و النمیمة و البهت</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه دروغ پرداز (کذاب ) چهار چیز است: اگر سخنی گوید، راست نگوید. اگر سخنی برایش گویند، تصدیق ننماید. سخن چینی کند و به دیگران تهمت زند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الفاسق فأربعة اللهو و اللغو و العدوان و البهتان</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه فاسق چهار چیز است: بازی و سرگرمی؛ یاوه سرایی؛ ستمگری و بهتان گویی.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما علامة الخائن فأربعة عصیان الرحمن و أذى الجیران و بغض الأقران و القرب إلى الطغیان</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما نشانه خیانتکار چهار چیز است: سرپیچی از خدای رحمان؛ آزردن همسایگان؛ کینه توزی به یاران و تمایل به طغیان.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فقال شمعون لقد شفیتنی و بصرتنی من عمای فعلمنی طرائق أهتدی بها</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شمعون راهب گفت : مرا شفا دادی  و از نابینایی بصیرت و بیناییم بخشیدی. اینک روش هایی به من بیاموز تا به کمک آن‌ها هدایت گردم .</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فقال رسول الله ص یا شمعون إن لک أعداء یطلبونک و یقاتلونک لیسلبوا دینک من الجن و الإنس</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس رسول خدا فرمود : راستش تو را دشمنانی است از جن و انس که به دنبال تو هستند و با تو می جنگند، تا دین و اعتقادات را بربایند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فأما الذین من الإنس فقوم لا خلاق لهم فی الآخرة و لا رغبة لهم فیما عند الله إنما همهم تعییر الناس بأعمالهم لا یعیرون أنفسهم</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اما دشمنانی که از انسان ها داری: گروهی اند که بهره ای از آخرت ندارند و به آنچه نزد خداست، رغبتی ننمایند و تمام تلاش آنان در راستای خرده گیری و عیب جویی از کارهای مردم است؛ در حالی که از خودشان هیچ عیبی نمی گیرند.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و لا یحاذرون أعمالهم إذ رأوک صالحا حسدوک و قالوا مراء و إن رأوک فاسدا قالوا لا خیر فیه</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و از کردار خود نیز بر حذر نمی باشند . اگر تو را صلاح کار دیدند، بر تو حسد می نمایند و گویند خودنما و ریاکار است و اگر تو را خلافکار یافتند، گویند هیچ خیری در او نیست .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و أما أعداؤک من الجن فإبلیس و جنوده فإذا أتاک فقال مات ابنک فقل إنما خلق الأحیاء لیموتوا و تدخل بضعة منی الجنة إنه لیسرنی</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اما دشمنانی که از جنیان داری: شیطان و لشکریان اویند. پس هر گاه شیطان پیش تو آید و گوید پسرت مرد، بگو: همانا زنده ها برای مردن آفریده شده‌اند و اینک پاره تن من به بهشت در آمد. به راستی که این امر شاد و مسرورم می‌گرداند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فإذا أتاک و قال قد ذهب مالک فقل الحمد لله الذی أعطى و أخذ و أذهب عنی الزکاة فلا زکاة علی</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و هر گاه نزد تو آید و گوید: مالت از دست رفت. بگو: سپاس خدای ر ا خودش داد و خودش گرفت و با گرفتن آن مال و منال، مرا از زکات معاف ساخت و دیگر زکاتی بر من واجب نیست.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إذا أتاک و قال لک الناس یظلمونک و أنت لا تظلم فقل إنما السبیل یوم القیامة على الذین یظلمون الناس و ما على المحسنین من سبیل</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و هر گاه شیطان نزد تو آید و گوید:مردم بر تو ستم می کنند و تو بر آنان ستم روا نمی داری؟ بگو: همانا روز قیامت از کسانی که بر مردم ستم می نمایند، باز خواست شود و بر نیکو کاران هیچ راهی برای بازخواست و عقاب نیست .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إذا أتاک و قال لک ما أکثر إحسانک یرید أن یدخلک العجب فقل إساءتی أکثر من إحسانی</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و چون نزدت آید و گوید: چقدر احسان و بخشش می کنی؟ با این تعریف و تمجید قصد دارد، تو را گرفتار خود پسندی و خود بزرگ بینی سازد و تو در پاسخ او بگو: بد کاری من از نکوکاریم بیشتر است.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إذا أتاک و قال لک ما أکثر صلاتک فقل غفلتی أکثر من صلاتی</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و چون نزد تو آید و گوید: چه بسیار نماز می خوانی؟ در پاسخ بگو: غفلت من از نمازم بیشتر است .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إذا قال لک کم تعطی الناس فقل ما آخذ أکثر مما أعطی</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وچون تو را گوید: چقدر به مردم بخشش می کنی؟ بگو: آنچه می ستانم، از آنچه می دهم بیشتر است.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إذا قال لک ما أکثر من یظلمک فقل من ظلمته أکثر</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و هر گاه به تو گوید: چه بسیار بر تو ستم می نمایند، بگو: آنان که مورد ستم من قرار گرفته اند، زیادترند .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إذا أتاک و قال لک کم تعمل فقل طالما عصیت</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هر وقت تو را گوید: چقدر اهل کار وعمل هستی؟ بگو: عصیان و سر پیچی ام طولانی بوده است.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إذا أتاک و قال لک اشرب الشراب فقل لا أرتکب المعصیة</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و هر گاه نزدت آید و گوید: شراب بنوش. بگو: من گرد گناه نمی گردم .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إذا أتاک و قال لک أ لا تحب الدنیا فقل ما أحبها و قد اغتر بها غیری</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اگر نزد تو آید و گوید: آیا دنیا را دوست نمی داری؟ در پاسخ شیطان بگو: من دنیا را دوست ندارم. برو دیگری را فریفته وشیفته دنیا ساز .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یا شمعون خالط الأبرار و اتبع النبیین یعقوب و یوسف و داود</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ای شمعون با نیکان بیامیز و پیرو پیامبرانی چو یعقوب و یوسف و داود باش.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">إن الله تبارک و تعالى لما خلق السفلى فخرت و زخرت و قالت أی شی‏ء یغلبنی فخلق الأرض فسطحها على ظهرها فذلت</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">راستی، هنگامی که خدای تبارک و تعالی آب های زیر زمینی را آفرید، به خود بالید و جوشید وگفت: چه چیز بر من غلبه خواهد کرد؟ پس خدا زمین را آفرید و بر پشت آن گسترد و زبون گشت.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثم إن الأرض فخرت و قالت أی شی‏ء یغلبنی فخلق الله الجبال فأثبتها على ظهرها أوتادا من أن تمید بما علیها فذلت الأرض و استقرت</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سپس این زمین بر خود بالید و گفت: چه چیزی تواند بر من غلبه نماید؟ پس خدا کوه ها را آفرید و آنها را چون میخ بر پشت زمین استوار داشت، تا بر خود نلرزد و زمین نیز زبون شد و آرام گشت .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثم إن الجبال فخرت على الأرض فشمخت و استطالت و قالت أی شی‏ء یغلبنی فخلق الحدید فقطعها فذلت</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آنگاه کوه‌ها بر زمین بالیدند و سر بالا گرفته و با غرور تمام گفتند: چه چیز بر ما چیره شود؟ خداوند آهن را پدید آورد. پس آهن آنها را برید و کوه ها زبون گشتند.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثم إن الحدید فخر على الجبال و قال أی شی‏ء یغلبنی فخلق النار فأذابت الحدید فذل الحدید</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آنگاه آهن شروع به فخر فروشی به کوه‌ها نمود و گفت: چه چیز می تواند بر من غالب شود؟ خدا آتش را آفرید و آن را ذوب ساخت و آهن نیز زبون شد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثم إن النار زفرت و شهقت و فخرت و قالت أی شی‏ء یغلبنی فخلق الماء فأطفأها فذلت</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سپس آتش شعله ور گشت و غرید و بر خود نازید و گفت: چه چیز می تواند بر من چیره گردد؟ خدا آب را آفرید و آن را خاموش ساخت و آتش نیز آرام گرفت.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثم إن الماء فخر و زخر و قال أی شی‏ء یغلبنی فخلق الریح فحرکت أمواجه و أثارت ما فی قعره و حبسته عن مجاریه فذل الماء</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آنگاه آب به خود بالید و موج زد و گفت: چیست بر من غالب گردد؟ خدا باد را آفرید که امواج آب را بحنباند و آنچه را در قعر دریا بود بر آورد و از جریان آن جلوگیری نمود. آب هم زبون شد و آرام گشت.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثم إن الریح فخرت و عصفت و قالت أی شی‏ء یغلبنی فخلق الإنسان فبنى و احتال ما یستتر به من الریح و غیرها فذلت الریح</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سپس باد بر خود بالید و طوفان کرد و گفت: چه چیز می تواند بر من غلبه نماید؟ خدا انسان را آفرید و او ساختمان ساخت و برای مهار باد و غیر آن چاره اندیشید . پس باد هم سر فرود آورد و آرام گرفت.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثم إن الإنسان طغى و قال من أشد منی قوة فخلق الموت فقهره فذل الإنسان</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آنگاه انسان سرکشی کرد و گفت: چه کسی از من نیرومند تر است؟ خدا مرگ را آفرید و مقهورش ساخت و انسان نیز سر فرود آورد و تسلیم شد .</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثم إن الموت فخر فی نفسه فقال الله عز و جل لا تفخر فإنی ذابحک بین الفریقین أهل الجنة و أهل النار ثم لا أحییک أبدا فخاف</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس مرگ بر خود بالید . خدای عزو جل به او فرمود: بر خود مناز که من تو را در میان دو گروه اهل بهشت و اهل جهنم سر برم و هرگز زنده ات نگردانم. مرگ ترسید.</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ثم قال و الحلم یغلب الغضب و الرحمة تغلب السخط و الصدقة تغلب الخطیئة</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سپس پیامبر فرمود: بردباری بر خشم چیره گردد. مهربانی بر رنجیدگی فایق آید و صدقه خطا را مغلوب سازد.<a href="#_ftn2">[۲]</a></span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.شرح و توضیح علامه مجلسی&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..<br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> بحارالأنوار ج : ۱ ص : ۱۲۴ </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بیان قوله تعالى بک أبدأ و بک أعید أی بک خلقت الخلق و أبدأتهم و بک أعیدهم للجزاء إذ</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">لو لا العقل لم یحسن التکلیف و لو لا التکلیف لم یکن للخلق فائدة و لا للثواب و العقاب و الحشر منفعة و لا فیها حکمة.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قوله ص و من الحلم العلم إذ بترک الحلم ینفر العلماء عنه فلا یمکنه التعلم منهم و أیضا یسلب الله علمه عنه و لا یفیض</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">علیه الحکمة بترکه کما سیأتی و الرشد الاهتداء و الاستقامة على طریق الحق مع تصلب فیه و العفاف منع النفس عن</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">المحرمات و الصیانة منعها عن الشبهات و المکروهات فلذا تتفرع على العفاف و بالصیانة ترتفع الغواشی و الأغطیة عن عین</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">القلب فیرى الحق حقا و الباطل باطلا فیستحیی من ارتکاب المعاصی و إذا استحکم فیه الحیاء تحصل له الرزانة أی عدم</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الانزعاج عن المحرکات الشهوانیة و الغضبیة و عدم التزلزل بالفتن إذ الحیاء عن ربه یمنعه عن أن یؤثر شیئا على رضاه أو</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یترک الأمور الدنیة خدمة مولاه و الرزانة تصیر وسیلة إلى المداومة على الخیرات و المداومة على الخیرات توجب تأیید الله</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تعالى لأن یکره الشرور فإذا صار محبا للخیر کارها للشر یطیع کل ناصح یدله على الخیر الذی یحبه أو یزجره عن الشر</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الذی یکرهه و أما ما یتشعب من الحلم فتشعبها منه یظهر بأدنى تأمل و بسط القول فیها یوجب الإطناب و الضعة بحسب</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الدنیا و الخساسة ما کان بسبب الأخلاق الذمیمة و المهل أی تأخیر العقوبة و عدم المبادرة بالانتقام. و أما ما یتشعب من</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">العلم فالغنى أی غنى النفس و إن کان فقیرا بلا مال و یحتمل أیضا الغنى بالمال و إن کان قبل العلم فقیرا و الجود أی یجود</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بالحقائق على الخلق و إن کان بخیلا فی المال إما لعدمه أو لبخله أو المراد أن العلم یصیر سببا لجوده بالمال و العلم و غیرهما</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و إن کان قبل اتصافه بالعلم بخیلا و تحصل له المهابة و إن کان بحسب ما یصیر بحسب الدنیا سببا لها هینا لعدم شرف دنیوی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و حسب و نسب و مال لکن بالعلم یلقی الله مهابته فی قلوب العباد و إن کان قبل العلم هینا حقیرا و السلامة من العیوب و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">إن کان فی بدنه سقیما أو العلم یصیر سببا لشفائه عن الأسقام الجسمانیة و الروحانیة و القرب من الله و إن کان قصیا أی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعیدا عن کرام</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بحارالأنوار ج : ۱ ص : ۱۲۵ الخلق أو القرب من الله و من الخلق و إن کان بعیدا عنهما قبل العلم و الحیاء و إن کان صلفا</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فی القاموس الصلف بالتحریک التکلم بما یکرهه صاحبک و التمدح بما لیس عندک أو مجاوزة قدر الظرف و الادعاء فوق ذلک</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تکبرا و هو صلف ککتف انتهى أی یحصل من العلم الحیاء فی ما یحب و یحمد و إن عده الناس صلفا لترک المداهنة أو و إن</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کان قبله صلفا و الأخیر هنا أظهر و الرفعة و الشرف أیضا یحتملان المعنیین على قیاس ما مر و الفرق بینهما بأن الرفعة ما</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کان له نفسه و الشرافة ما یتعدى إلى غیره بأن یتشرف من ینسب إلیه بسببه و الأول بحسب الجاه الدنیوی و الثانی بالرفعة</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">المعنویة بسبب الأخلاق الشریفة و الحکمة العلوم الفائضة بعد العمل بما یعلم أو العمل بالعلم کما سیأتی و الحظوة المنزلة و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">القرب عند الله. و أما ما یتشعب من الرشد فالسداد و هو الصواب من القول و العمل و الهدى أی إلى ما فوق ما هو فیه أو</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">المراد أن من أجزائه و لوازمه الهدى و کذا البر و التقوى و المنالة لعل المراد بها الدرجة التی بها تنال أقصى المقاصد من</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">القرب و الفوز و السعادة فإنها من النیل و الإصابة و القصد أی الطریق الوسط المستقیم و الاقتصاد رعایة الوسط الممدوح فی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">جمیع الأمور و ترک الإفراط و التفریط و یحتمل أن یکون المراد بالثواب إثابة الغیر بجزاء ما یصنع إلیه لکنه بعید. و أما ما</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یتشعب من العفاف فالرضا بما أعطاه الله من الرزق و عدم التصرف فی الأمر الحرام لطلب الزیادة و الاستکانة الخضوع و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">المذلة و هی من لوازم العفاف لأن من عف عن الحرام و لم یجمع الأموال الکثیرة منه لا یطغى و یذل نفسه و یخضع و الحظ</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">النصیب أی حظوظ الآخرة إذ بترک حظوظ الدنیا تتوفر حظوظ الآخرة و الراحة أی فی الدنیا و الآخرة إذ من یجمع المال</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فی الدنیا أیضا لیس له إلا العناء و التعب و کذا من لا یعف عن الفرج الحرام یتحمل فی الدنیا المشاق و المنازعات و الحدود</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الشرعیة و غیرها و التفقد إما المراد تفقد أحوال الفقراء و أداء حقوقهم أو تفقد أحوال النفس و عیوبها و الأول أظهر و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الخشوع إذ بترک العفاف یسلب الخشوع فی العبادات کما هو المجرب و التذکر أی تذکر الموت و أحوال الآخرة و الذنوب و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">التفکر أی فی المبدأ و المعاد و فیما خلق له.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بحارالأنوار ج : ۱ ص : ۱۲۶ و أما ما یتشعب من الصیانة فالصلاح صلاح نفسه و خروجه عن المفاسد و المعایب و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">التواضع عند الخالق و الخلائق و عدم الاستکبار عن قبول الحق و الورع اجتناب المحرمات و الشبهات و الإنابة التوبة و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الرجوع إلى الله تعالى و الفهم فهم حسن الأشیاء و قبحها و فهم معایب النفس و عظمة خالقها و الأدب حسن المعاملة فی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خدمة الخالق و معاشرة الخلق و الإحسان إلى الغیر و کسب محبة الناس و اختیار الخیر و ما هو أحسن عاقبة و اجتناب</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الشر. و أما ما یتشعب من الحیاء فلین الجانب و عدم الغلظة و الرأفة و الترحم على الخلق و المراقبة و هی ما یکون بین</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شخصین یرقب و یرصد کل منهما صاحبه أی یعلم فی جمیع أحواله و یتذکر أن الله مطلع علیه فیستحیی من معصیته أو ترک</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">طاعته و التوجه إلى غیره و ینتظر فی کل آن رحمته و یحترز من حلول نقمته و السلامة من البلایا التی ترد على الإنسان فی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الدنیا و الآخرة بترک الحیاء و کذا اجتناب الشر و الظفر و هو الوصول إلى البغیة و المطلوب و حسن ثناء الخلق علیه. و أما</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ما یتشعب من الرزانة فاللطف و الإحسان إلى الخلق أو الرفق و المداراة معهم أو إتیان الأمور بلطف التدبیر و بما یعلم بعد</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">التفکر أنه طریق الوصول إلیه بدون مبادرة و استعجال و الحزم ضبط الأمر و الأخذ فیه بالثقة و التفکر فی عواقب الأمور و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تحصین الفرج أی حفظه و منعه عن الحرام و الشبهة و من لم تکن له رزانة یتبع الشهوات و تحرکه فی أول الأمر فیقع فی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الحرام و الشبهة بلا رویة و استصلاح المال أیضا إنما یتیسر بالرزانة إذ الاستعجال فی الأمور و اتباع کل ما یحدث فی بادی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">النظر یوجب الخسران غالبا و کذا الاستعداد للعدو إنما یکون بالتأنی و التثبت و کذا النهی عن المنکر فإنه أیضا إنما یتمشى</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بالتدبیر و الحزم و التحرج تضییق الأمر على النفس أو فعل ما یوجب الإثم قال فی النهایة و منها حدیث الیتامى تحرجوا أن</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یأکلوا معهم أی ضیقوا على أنفسهم و تحرج فلان إذا فعل فعلا یحرج به من الحرج الإثم و الضیق انتهى و على الثانی یکون</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">معطوفا على الطیش و الیقین بحارالأنوار ج : ۱ ص : ۱۲۷إذ بکثرة العبادات یتقوى الیقین و قوله طاعة الرحمن یمکن عطفه</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">على النجاة و لو کان معطوفا على الحب لعل المراد کثرتها و زیادتها أو أنها ثمرة مترتبة على المداومة على الخیر و هی أنه</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مطیع للرحمن و کفى به شرفا و فضلا و البرهان الحجة و کل ما یوجب وضوح أمر و براهین الله تعالى أنبیاؤه و حججه و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کتبه و معجزات الأنبیاء و الحجج و آیات الآفاق و الأنفس الدالة على وجوده و عظمته و وحدانیته و سائر صفاته و الطاعة</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و المداومة علیها تعظیم لتلک البراهین و إذعان بها و المعصیة تحقیر لها. و أما ما یتشعب من کراهیة الشر فالوقار و عدم</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">التزلزل عن الخیر و الصبر على المکاره فی الدین و النصر على الأعادی الظاهرة و الباطنة و التوفر أی فی الإیمان أو فی جمیع</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الطاعات و ترک ما لا یعنیه أی لا یهمه و لا ینفعه. و أما ما یتشعب من طاعة الناصح فاللب الخالص من کل شی‏ء و لعل</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">المراد هنا العقل الخالص عن مخالطة الشهوات و الأهواء و القبول أی عند الخالق و الخلق و کذا المودة أو القبول عند الله و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">المودة بین الخلق. و الإسراج لعل المراد إسراج الذهن و إیقاد الفهم و یمکن أن یکون فی الأصل الانشراح أی انشراح الصدر</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اتساعه للعلوم أو الاستراحة فصحف إلى ما ترى و التقدم فی الأمور أی الخیرات قوله ع من مصارع الهوى الصرع الطرح</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">على الأرض و المراد الأمور و المقامات التی یصرع هوى النفس فیها أکثر الخلق و یغلبهم. و أما أعلام الجاهل عناک</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بالتشدید أی أتعبک من العناء النصب و التعب و إن أعطیته کفرک بالتخفیف أی لم یشکرک و الفظ الغلیظ الجانب السیئ</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الخلق و قوله ع لم یتحرج أی لا یتضیق عن إثم و قبح و معصیة و إن ضحک فهق أی فتح فاه و امتلأ من الضحک قال</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الجزری فیه إن أبغضکم إلی الثرثارون المتفیهقون هم الذین یتوسعون فی الکلام و یفتحون به أفواههم مأخوذ من الفهق و هو</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الامتلاء و الاتساع یقال أفهقت الإناء فهق یفهق فهقا انتهى و إن بکى خار أی جزع و صاح</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بحارالأنوار ج : ۱ ص : ۱۲۸ کالبهائم قال الجزری الخوار صوت البقر و منه حدیث مقتل أبی بن خلف فخر یخور کما یخور</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الثور انتهى و الحاصل أن فرحه و جزعه خارجان عن الاعتدال قوله یقع فی الأبرار أی یعیبهم و یذمهم قوله ص و وقع فیک</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">لعله بالتشدید أی أثبت من التوقیع و هو ما یثبت فی الکتب و الفرامین أو بالتخفیف بتقدیر الباء أی عابک بما لیس فیک قوله</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ص و یصدق وعد الله و وعیده أی یؤمن بهما و یعمل بمقتضاهما و یوفی بالعهد أی عهوده مع الله و مع الخلق قوله ص فطهر</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سعیه أی من الریاء و العجب و سائر ما یفسد العمل قوله ص یسلم قلبه أی من الریاء و أنواع الشرک و الأخلاق الذمیمة و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">جوارحه من المعاصی و ما یظهر منه عدم الإخلاص قوله ص لیس له محمیة مصدر من الحمایة أی الحمایة لأهل الباطل و</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هو قریب من معنى الحمیة الغیرة و الأنفة قوله ص و لا یعظم أی حسن خلقه و صبره یسهل علیه شدائد الدنیا قوله ص</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ینازع من فوقه کباریه تعالى و نبیه و إمامه و معلمه و والدیه و کل من یلزمه إطاعته و یتعاطى أی یرتکب و یتوجه إلى</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تحصیل أمر لا یمکنه الوصول إلیه قوله ص و یحسن سمته السمت هیئة أهل الخیر أی یزین ظاهره و یتشبه بأهل الصلاح</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">غایة جهده و سعیه قوله ص فاجر دخله أی خفایا أموره و بواطن أحواله فاسدة فاجرة قال الفیروزآبادی دخل الرجل</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بالفتح و الکسر بیته و مذهبه و جمیع أمره و جلده و بطانته انتهى قوله ص و أما علامة الحاسد الظاهر أنه سقط أحد الأربعة</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">من النساخ کما وقع مثله فیما سبق أو کان مکان أربعة ثلاثة کما فی وصایا لقمان حیث قال للحاسد ثلاث علامات یغتاب</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">إذا غاب و یتملق إذا شهد و یشمت بالمصیبة قوله ص یتوانى أی یفتر و یقصر و لا یهتم به قوله ص لا خلاق لهم الخلاق</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بالفتح الحظ و النصیب قوله ص و إنه لیسری لعل المراد أن دخوله الجنة یسری إلی فأدخل أیضا بسببه فیکون فعلا و یحتمل</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">أن یکون مصدرا أی أن ذلک موجب لیسری و تیسر أموری فی الآخرة بحارالأنوار ج : ۱ ص : ۱۲۹و یمکن أن یکون</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یسری فعلا من قولهم سری عنه الهم أی انکشف أی هذا التفکر یصیر سببا لأن ینکشف عنک الهم. ثم اعلم أنه کان فی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">المنقول عنه بعد قوله طال ما عصیت فقرات ناقصات بینها بیاض کثیر أسقطناها و ما فی آخر الخبر لعله تمثیل لبیان أن کل</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شی‏ء غیره تعالى مغلوب مقهور بما فوقه و الله الغالب على کل شی‏ء و سیأتی الکلام فیه فی کتاب السماء و العالم و إنما</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">أوجزنا الکلام فی شرح هذا الخبر إذ استیفاء الکلام فیه لا یتأتى إلا فی کتاب مفرد موضوع لذلک و عهدنا المقدم یمسک عن</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الإطناب عنان القلم.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref1">[۱]</a> در متن موجود در مستدرک الوسائل آمده است : أَنَّ اللَّهَ حَقٌّ .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref2">[۲]</a> . تحف‏العقول ص : ۱۵ – ۲۴ . و نیز رک : مستدرک‏الوسائل ج : ۱۱ ص : ۱۹۸ و ۲۱۰ و ج : ۱ ص : ۸۴ و ج : ۱۲ ص : ۶۶  و بحارالأنوار ج : ۱ ص : ۱۱۷ .</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>ژانویه ۱۵, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1075.html" title="Islam: The Fastest Growing Religion Worldwide">Islam: The Fastest Growing Religion Worldwide (3)</a></li>
<li>مارس ۹, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1157.html" title="تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟">تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟ (۰)</a></li>
<li>اکتبر ۱۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/892.html" title="گلچین دعاهای شیعه (دو زبانه) ویژه نومسلمانان">گلچین دعاهای شیعه (دو زبانه) ویژه نومسلمانان (۲)</a></li>
<li>آگوست ۴, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/803.html" title="چگونه مسلمان و شیعه شوم؟ (6)">چگونه مسلمان و شیعه شوم؟ (۶) (۵)</a></li>
<li>ژوئن ۳۰, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/443.html" title="ترانه هایی زیبای اسلامی ویژه نومسلمانان مسیحی">ترانه هایی زیبای اسلامی ویژه نومسلمانان مسیحی (۴)</a></li>
<li>ژوئن ۲۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/417.html" title="مایکل جکسون Michael Jackson سلطان موسیقی پاپ، مسلمان شد و درگذشت">مایکل جکسون Michael Jackson سلطان موسیقی پاپ، مسلمان شد و درگذشت (۲۸)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1064.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جیزِس یا عیسی؟</title>
		<link>http://www.pedar.net/1056.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1056.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Jan 2010 18:01:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نقادي كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[عيسي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1056</guid>
		<description><![CDATA[نام حضرت مسیح علیه السلام چیست؟
سید محمد رضا طباطبایی
اگر به فرهنگ لغت ها و دیکشنری های مختلف انگلیسی مراجعه کرده باشید ،‌ یا کلا در متون مذهبی مسیحی به ویژه کتاب مقدس، می بینید که از مسیح با واژه Jesus ['dʒi:zəs] تعبیر می‌شود. از طرف دیگر قرآن کریم وقتی که از مسیح علیه السلام یاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نام حضرت مسیح علیه السلام چیست؟</span></p>
<p>سید محمد رضا طباطبایی<br />
اگر به فرهنگ لغت ها و دیکشنری های مختلف انگلیسی مراجعه کرده باشید ،‌ یا کلا در متون مذهبی مسیحی به ویژه کتاب مقدس، می بینید که از مسیح با واژه Jesus ['dʒi:zəs] تعبیر می‌شود. از طرف دیگر قرآن کریم وقتی که از مسیح علیه السلام یاد می‌کند ، ایشان را با واژه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b9%d9%8a%d8%b3%d9%8a">عیسی</a> ذکر می کند. اکنون این سوال پیش می‌آید که Jesus (جیزِس) درست است یا <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b9%d9%8a%d8%b3%d9%8a">عیسی</a>؟ آیا این دو، تعبیری متفاوتند که یکی با عنوان تعبیر اسلامی تلقی شود و دیگری مسیحی؟ یا این که در اصل یکی بوده اند و اگر یکی بوده اند ،‌ ترجمه و تلفظ به کدام یک درست‌تر است؟</p>
<p><span id="more-1056"></span><br />
اگر به دیکشنری  Strong’s Hebrew Bible Dictionary  مراجعه نمایید :</p>
<p dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">www.sacrednamebible.com</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">می بینید که در ذیل واژه “jesus ” همین سوال را مطرح کرده و نوشته است: آیا جیزس['dʒi:zəs] باید گفت یا <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b9%d9%8a%d8%b3%d9%8a">عیسی</a>؟ پاسخ : تلفظ واژه یونانی  Ἰησοῦς    به صورت Iēsous است . به عبارت دیگر:‌ ee-ay-sooce’ درست است.</span></p>
<p dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">Of Hebrew origin [H3091]; Jesus (that is, Jehoshua), the name of our Lord and two (three) other Israelites: –Jesus.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">عیسوس&#8230;دو حرف اخیر این واژه یعنی (وس) معمولا به انتهای واژه‌های یونانی افزوده می‌شود. لذا تلفظ معمول واژه این گونه می‌شود:‌ عیسی .<br />
بنا بر این تلفظ صحیح این واژه تلفظی است که در قرآن کریم آمده است نه کتاب مقدس . به عبارت دیگر تلفظ عیسی صحیح است و جیزس['dʒi:zəs]  گویش تغییر یافته و نادرست این واژه است.</span></p>
<p>منبع: http://www.pedar.net</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>فوریه ۲۵, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/19.html" title="تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس">تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس (۱۹)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1056.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روح خدا یا باد</title>
		<link>http://www.pedar.net/1050.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1050.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Jan 2010 19:27:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عهد قديم]]></category>
		<category><![CDATA[كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نقادي كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[روح]]></category>
		<category><![CDATA[روح القدس]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1050</guid>
		<description><![CDATA[روح خدا در ترجمه های یهودی و مسیحی
سید محمد رضا طباطبایی
یکی از تصوراتی که در ذهن اشخاص وجود دارد این است که می پندارند تحریفات عهد قدیم توسط یهودیان صورت گرفته است و تحریفات عهد جدید توسط مسیحیان . ولی حقیقت این است که یهودیان در آثار مختلفی که پدید آورده اند ، مسیحیان را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong><a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b1%d9%88%d8%ad">روح</a> خدا در <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87">ترجمه</a> های یهودی و مسیحی</strong></span></span></p>
<p>سید محمد رضا طباطبایی</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی از تصوراتی که در ذهن اشخاص وجود دارد این است که می پندارند تحریفات عهد قدیم توسط یهودیان صورت گرفته است و تحریفات عهد جدید توسط مسیحیان . ولی حقیقت این است که یهودیان در آثار مختلفی که پدید آورده اند ، مسیحیان را به تحریف تورات و منابع یهودی متهم می کنند و کلیسا علاوه بر تحریف عهد جدید ،‌ در تغییر و تبدیل های آثار دینی یهود نیز دست داشته است . </span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://api.ning.com/files/bRgp2cFvzYLmM-DV0Xy9ZyOqds1-y343IbiAgZMq1wSD2qYvvuF3tA86h0hUzVfZwGP9-Np90Qs3vMTihpNibwDc4HPZPMT*/RootOfRoots.jpg?width=488&amp;height=351" alt="http://api.ning.com/files/bRgp2cFvzYLmM-DV0Xy9ZyOqds1-y343IbiAgZMq1wSD2qYvvuF3tA86h0hUzVfZwGP9-Np90Qs3vMTihpNibwDc4HPZPMT*/RootOfRoots.jpg?width=488&amp;height=351" width="387" height="278" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یهود می گوید رهبران دینی مسیحی با دست کاری تورات ،  پیشگویی ها یا آموزه های اعتقادی مختلفی از آن ساخته و بر آورده اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون نمونه ای را مورد بررسی قرار می دهیم:</span></p>
<p><span id="more-1050"></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیدایش ۱: ۲ :</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه هنری مارتین : و زمین تهی و بایر بود و تاریکی بر روی لجه. و <span style="color: #ff0000;"><a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b1%d9%88%d8%ad">روح</a> خدا </span>سطح آبها را فرو گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه مژده برای عصر جدید: زمین‌ خالی و بدون ‌شکل ‌بود. همه‌جا آب‌ بود و تاریکی آن‌ را پوشانده ‌بود و <span style="color: #ff0000;"><a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b1%d9%88%d8%ad">روح</a> ‌خدا</span> بر روی آبها حرکت‌ می‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87">ترجمه</a> تفسیری: زمین، خالی و بی شکل بود، و <span style="color: #ff0000;">روح خدا </span>روی توده‌های تاریکِ بخار حرکت می‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">והארץ היתה תהו ובהו וחשׁך על־פני תהום ו<span style="color: #ff0000;">רוח</span> אלהים מרחפת על־פני המים</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">واژه ای که با رنگ متفاوت مشخص کرده ایم ،‌ همان کلمه (רוח) است. این واژه در زبان عبری هم به معنای روح است و هم به معنای <span style="color: #ff0000;">باد و طوفان</span> .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون باید بررسی کنیم و ببینیم که معنای اصلی واژه چیست؟ روح یا باد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>רוח</strong> :</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">nmf. <span style="color: #ff0000;">wind</span>; spirit, soul, nous; air; direction; ghost, fantom, genie, hobgoblin, imp, incubus, jinn, jinni , kobold, phantom, shade, sprite, bogey, bogy; mind</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اگر واژه نامه های مختلف را بررسی کنید می بینید که معمولا نخستین معادل  را واژه <span style="color: #ff0000;">wind </span>(باد) بر شمرده اند. مبنای واژه نویسان چنین است که اصلی‌ترین معنای واژه را در ابتدا ذکر می کنند. اما این قرینه را هر چند موثر است اما به عنوان مبنای قضاوت نمی توان پذیرفت. بلکه باید دلایل و شواهد استوارتری داشت تا بتوان ادعای یهود را قبول کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برای ادعای یهود سه دلیل ذکر شده است که به بررسی آن می پردازیم:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">· دلیل اول : <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87">ترجمه</a> تفسیری آرامی.</span></li>
<li><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">· دلیل دوم :‌ ترجمه های قدیمی مانند ترجمه سعدیا الفیومی<a href="#_ftn1">[۱]</a> که از نسخه های خطی ماسوری و متن سامری هم قدیمی تر است . ترجمه سعدیا الفیومی نخستین ترجمه عهد قدیم از عبری به عربی است. </span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">·دلیل سوم: مدراش و سخنان دانشمندان یهود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>دلیل اول : ترجمه تفسیری آرامی: </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قرائت ترجمه تفسیری Comprehensive Aramaic Lexicon اثر آنکلوس پنتاتوس به شرح زیر آمده است<a href="#_ftn2">[۲]</a> :‌</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">וְאַרְעָא הֲוָת צָדְיָא וְרֵיקָנְיָא וַחֲשׁוֹכָא עַל אַפֵּי תְהוֹמָא וְ<span style="color: #ff0000;">רוּחָא</span> מִן קֳדָם יְיָ מְנַשְּׁבָא עַל אַפֵּי מַיָּא. <a href="#_ftn3">[۳]</a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه فوق ، مربوط به ترجمه آیه زیر است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و زمین تهی و بایر بود و تاریکی بر روی لجه. و  باد/و روح از پیشگاه پروردگار بر سطح آب وزید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اما مشکل قبلی در این ترجمه همچنان باقی است . چرا که همان واژه ای که در نسخه های خطی ماسورا<a href="#_ftn4">[۴]</a> آمده است را مورد استفاده قرار داده است . آنچه شگفت انگیز است این است که ترجمه این متن وقتی که از ترجمه تفسیری عبری به انگلیسی برگردانده شده به صورت زیر در آمده است :</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">and a <span style="color: #ff0000;">wind </span>from before the Lord</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یعنی به باد ترجمه شده است نه روح.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>دلیل دوم: ترجمه های قدیمی </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">الف- یکی از احبار یهودی مصری تبار به نام سعدیا الفیومی تنخ را به زبان عربی ترجمه کرده است. البته ترجمه وی با نویسه عبری ارائه شده و تاریخ نگارش آن به پیش از نسخه های خطی ماسورا باز می گردد.  ترجمه وی از آیه مورد بحث این چنین است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ואלארץ כאנת ג&#8217;מרה מסתבחר וצלאמ עלי וגה אלג&#8217;מר ו<span style="color: #ff0000;">ריאח</span> אללה תהב עלי וגה אלמא<br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه :</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">زمین‌ در آب فرو رفته بود ، و تاریکی بر روی لجه. و <span style="color: #ff0000;">بادهای</span> خدا بر روی آب می وزید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ب -  ابو الحسن اسحاق صوری نیز یکی دیگر از دانشمندان یهودی است . وی در ترجمه عبری متن سامری عهد قدیم<a href="#_ftn5">[۵]</a> ، آیه فوق را چنین ترجمه کرده است : زمین غوطه ور و آب همه جا را گرفته بود و بادهای خداوند بر آب وزان بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ج- یکی دیگر از ترجمه های متن سامری عهد قدیم ، متعلق است به ابو سعید بن ابی الحسین بن ابی سعید سامری.<a href="#_ftn6">[۶]</a> وی در ترجمه خود از این آیه آورده است‌: و بادهای خداوند بر روی آب وزان بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="text-decoration: underline;">دلیل سوم: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یهودا بن شمعون در مدارش سفر پیدایش در تفسیری که از این آیه ذکر می کند ، چنین می گوید<a href="#_ftn7">[۷]</a>:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">And God made a <span style="color: #ff0000;">wind </span>to pass over the earth .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در عبارتی که وی آورده ، واژه مورد بحث را به <span style="color: #ff0000;">بادها </span>تفسیر می کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ربی شلومو بن یتصحاقی نیز می نویسد<a href="#_ftn8">[۸]</a>:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">The Throne of Glory was suspended in the air and hovered over the face of the water with the b<span style="color: #ff0000;">reath of the mouth of the Holy One,</span> blessed be He and with His word, like a dove, which hovers over the nest, acoveter in Old French, to cover, hover over .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون با توجه به آنچه گفتیم مشاهده می کنید ، یهودیان که صاحبان و مخاطبان اصلی عهد قدیم هستند ،‌ متن مزبور و مفهوم آن را به باد ترجمه می کنند نه روح خدا . در تایید این ادعا کشیش أنطونیوس فکری در تفسیر سفر پیدایش<a href="#_ftn9">[۹]</a> وقتی که به این آیه می رسد با صراحت می گوید که یهود از این متن مفهوم &#8220;باد&#8221; را برداشت می کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بر خلاف مفهوم اصلی این آیه برخی از الهی دانان مسیحی ،‌ فرصتی طلایی یافته اند تا نامی از روح خدا (سومین اقنوم) را زنده نمایند .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به عنوان مثال در ترجمه سریانی پشیتا (= Pshita : کهن ترین نسخه کاملی که به قرن ششم یا هفتم میلادی باز می گردد)<a href="#_ftn10">[۱۰]</a> ،متن مورد بحث به روح خدا ترجمه شده است !</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">Now the earth was formless and empty. Darkness was on the surface of the deep. <span style="color: #ff0000;">The Spirit of God</span> was hovering over the surface of the waters</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در ترجمه لاتینی وولگات هم آمده است<a href="#_ftn11">[۱۱]</a> :</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">terra autem erat inanis et vacua et tenebrae super faciem abyssi et <span style="color: #ff0000;">spiritus </span>Dei ferebatur super aquas</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه انگلیسی نیز به شرح زیر است:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">And the earth was void and empty and darkness was upon the face of the deep and the <span style="color: #ff0000;">spirit </span>of god moved over the waters</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اما بر خلاف ترجمه های رایج مسیحی ، دیدگاه ترجمه سبعینیه متفاوت به نظر می رسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه سبعینیه واژه <span style="color: #ff0000;">πνεῦμα </span>را در ترجمه متن مورد بحث به کار گرفته است. این واژه نیز هر دو معنایی که گفتیم را در بر می گیرد: روح و باد یا بادها.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ἡ δὲ γῆ ἦν ἀόρατος καὶ ἀκατασκεύαστος, καὶ σκότος ἐπάνω τῆς ἀβύσσου, καὶ πνεῦμα θεοῦ ἐπεφέρετο ἐπάνω τοῦ ὕδατος.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فرهنگ لغت استرانگ<a href="#_ftn12">[۱۲]</a> در شرح معنای واژه ای که ترجمه سبعینیه استفاده کرده است ، می گوید:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">a current of air, that is, breath (blast) or a breeze; by analogy or figuratively a spirit, that is, (human) the rational soul, (by implication) vital principle, mental disposition, etc., or (superhuman) an angel, daemon, or (divine) God, Christ’s spirit, the Holy spirit: &#8211; ghost, life, spirit (-ual, -ually), mind.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه های انگلیسی ای که از روی ترجمه سبعینیه انجام شده است ،‌ گاه این واژه را به روح خدا ترجمه کرده اند و گاه به بادها . به عنوان مثال در ترجمه برنتون(Brenton) متن مزبور به روح ترجمه شده است<a href="#_ftn13">[۱۳]</a> :</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">But the earth was unsightly and unfurnished, and darkness was over the deep, and <span style="color: #ff0000;">the Spirit of God </span>moved over the water.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در حالی که همین واژه در ترجمه انگلیسی جدید از سبعینیه به بادها ترجمه شده که با مفهومی که یهودیان در تفسیرها و ترجمه‌هایشان ارائه می دهند ، هماهنگ است :</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">and a divine <span style="color: #ff0000;">wind </span>was being carried along over the water</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن فوق از ترجمه جدید است<a href="#_ftn14">[۱۴]</a>. همان طور که می‌بینید با ترجمه برنتون که در سال ۱۸۵۱ میلادی ارائه شده ، متفاوت می‌باشد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">منبع: www.pedar.net</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://api.ning.com/files/ZhZgVEB3Qap4yWm6Kw6G25yYQaPcacyR2kW19PtUwEFC-6JpDElV0j1Q*QBLhAD0vU*eHovCImiJC*d353-gPjlt1ZtwiVS4/AbidingIn.jpg?width=679&amp;height=548" alt="http://api.ning.com/files/ZhZgVEB3Qap4yWm6Kw6G25yYQaPcacyR2kW19PtUwEFC-6JpDElV0j1Q*QBLhAD0vU*eHovCImiJC*d353-gPjlt1ZtwiVS4/AbidingIn.jpg?width=679&amp;height=548" width="411" height="331" /></p>
<hr size="1" />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref1">[1]</a> . ســعید بـن یوســف الفیــومی (سـعدیا جــاءون) (۸۸۳-۹۴۳) (Said Ben Joseph al-Fayyumi (Saadiah Gaon . سعید بن یوسف نخستین کسی است که فلسفه دینی یهود را به طور کامل تدوین نمود. همچنین وی نخستین کسی است که عهد قدیم را همراه با تفسیر آن از عبری به عربی ، برای یهودیان عرب زبان، ترجمه کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref2">[۲]</a> . Comprehensive Aramaic Lexicon: Targum Onqelos to the Pentateuch; Targum Onkelos. Hebrew Union College, 2005; 2005, S. Ge 1:2</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref3">[3]</a> . The Targums of Onkelos and Jonatahn Ben Uzzel on the Pentateuch P35</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref4">[4]</a> .  واژه Masora یا Masorah ماسورا یا مسوره به اطلاعات مربوط به متن صحیح تورات که از سده دوم تا دهم میلادى گردآورى شده است اطلاق مى‏شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref5">[۵]</a> . تورات سامری ترجمه کاهن ابوالحسن اسحاق صوری ، دکتر احمد حجازی سقا ،‌ دار الانصار.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref6">[۶]</a> . Secundum Arabican Pentateuchi Samaritani Vresion .</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref7">[7]</a> . midrsh rabbah translated into English with notes glossary and indies under the editorship of rabbi DR.H Freedman, B.A., PHD. And Maurice Simon M.A with a forword by rabbi DR. I EPstien B.A, PH.D, third edition impression 1961.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref8">[8]</a> . Tanakh with Rashi Gen 1 :2</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref9">[9]</a> . تفسیر سفر پیدایش ، کنیسه السیده العذراء ، الفجالة . تفسیر ایشان را می توانید از آدرس زیر دانلود نمایید:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://www.sheekh-3arb.net/vb/showthread.php?p=5891">http://www.sheekh-3arb.net/vb/showthread.php?p=5891</a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> <a href="#_ftnref10">[10]</a> . Lamsa Bible Gen 1 : 8 .</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref11">[11]</a> . <a href="http://www.latinvulgate.com/verse.aspx?t=0&amp;b=1">http://www.latinvulgate.com/verse.aspx?t=0&amp;b=1</a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref12">[12]</a> . Strong’s Hebrew Bible Dictionary</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref13">[13]</a> . Lxx English translation – Brenton</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref14">[14]</a> . NETS Gen 1:2 .</span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>فوریه ۱, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1104.html" title="نقد نسخه شناختی کتاب مقدس &#8211;   Textual Criticism of the Bible ">نقد نسخه شناختی کتاب مقدس &#8211;   Textual Criticism of the Bible  (2)</a></li>
<li>دسامبر ۱۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1027.html" title="تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت دوم">تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت دوم (۱)</a></li>
<li>دسامبر ۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1006.html" title="تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت اول">تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت اول (۳)</a></li>
<li>اکتبر ۱۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/878.html" title="معرفی واژه نامه ها و ترجمه‌های معتبر کتاب مقدس">معرفی واژه نامه ها و ترجمه‌های معتبر کتاب مقدس (۲)</a></li>
<li>آگوست ۴, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/808.html" title="نرم افزارهای پژوهش در کتاب مقدس">نرم افزارهای پژوهش در کتاب مقدس (۹)</a></li>
<li>آگوست ۲, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/787.html" title="نرم‌ افزار جستجو در قرآن کریم">نرم‌ افزار جستجو در قرآن کریم (۳)</a></li>
<li>آوریل ۲۶, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/265.html" title=" پدر پدر ، پسر پسر یا پدر پسر؟"> پدر پدر ، پسر پسر یا پدر پسر؟ (۱۳)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1050.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیشتر مسیحیان انگلیس ،‌ کریسمس را قبول ندارند</title>
		<link>http://www.pedar.net/1042.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1042.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 10:37:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصيت‌هاي مسيحي]]></category>
		<category><![CDATA[كريسمس]]></category>
		<category><![CDATA[ميلاد مسيح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1042</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: سید محمد رضا طباطبایی
۷۸% درصد مسیحیان انگلستان داستان میلاد مسیح علیه السلام را قبول ندارند و تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۹۰% مردم، دیگر در مراسم تولد مسیح در کلیسا شرکت نخواهند کرد.

مقاله جالب توجهی را از روزنامه دیلی‌تلگراف دیدم. این روزنامه که در تیراژ ۹۰۰۰۰۰ نسخه در جهان منتشر می شود، در مقاله [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: x-small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نویسنده: سید محمد رضا طباطبایی</span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۷۸% درصد مسیحیان انگلستان داستان <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d9%8a%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%ad">میلاد مسیح</a> علیه السلام را قبول ندارند و تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۹۰% مردم، دیگر در مراسم تولد مسیح در کلیسا شرکت نخواهند کرد.<br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مقاله جالب توجهی را از روزنامه دیلی‌تلگراف دیدم. این روزنامه که در تیراژ ۹۰۰۰۰۰ نسخه در جهان منتشر می شود، در مقاله مفصلی که نوشته ، نتایج نظرسنجی‌ای را درج کرده که بسیار شگفت‌انگیز است. </span></p>
<h1><img style="height: 52px; width: 250px;" src="http://www.irandarjahan.net/local/cache-vignettes/L250xH52/moton66-e2125.png" alt="" width="250" height="52" /></h1>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بر اساس این نظر سنجی ۷۸% درصد مسیحیان انگلستان داستان <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d9%8a%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%ad">میلاد مسیح</a> علیه السلام را که در انجیل آمده است، قبول ندارند و تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۹۰% مردم، در مراسم تولد مسیح در کلیسا شرکت نخواهند کرد. نکته جالب دیگر در این نظرسنجی این است که ۵ درصد نیز قبول ندارند که مسیح علیه‌السلام همزمان، هم خدا باشد و هم بشر.<br />
شخصا از این که نتایج نظر سنجی های مربوط به آموزه‌های دینی در جایی مانند انگلستان به این سادگی و گستردگی در معرض عموم قرار گرفته و منتشر می‌شود، تعجب می‌کنم. احتمال می‌دهم که دست یهودیت در پشت چنین حرکاتی که اثرات مخربی بر مسیحیت دارد ، باشد. به هر حال اصل این نظرسنجی ولو با درصد کمتری از آمار فوق ، پذیرفتنی است.<br />
این نظر سنجی از ۱۰۰۰ نفر در مناطق مختلف برگزار شده است. سن کسانی که در این نظرسنجی شرکت کرده اند از ۱۶ تا ۲۴ سال است و یک چهارم این اشخاص خود را در زمره مسیحیان مومن به حساب آورده اند.<br />
Simon Gathercole متخصص کرسی عهد جدید در دانشگاه کمبریج در این مورد می گوید: نتایج این نظر سنجی مشخص می کند که حقیقت ریشه های تاریخی اصول مسیحیت درک نشده است. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1042"></span><br />
یکی از تحلیل هایی که در این مساله می توان ارائه داد این است که معمولا والدین و خانواده ها وقتی می خواهند فرزندان مسیحی خود را تشویق کنند ، آن ها را به عنوان شرکت در جشن <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d8%b1%d9%8a%d8%b3%d9%85%d8%b3">کریسمس</a> تشویق می کنند نه به عنوان شرکت در یک مراسم دینی . به همین دلیل عید <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d8%b1%d9%8a%d8%b3%d9%85%d8%b3">کریسمس</a> به عنوان یک عید دینی شناخته و ترویج نشده است . در این نظر سنجی فقط ۴% والدین همراه فرزندانشان در جشن تولد مسیح شرکت می کنند .<br />
بر اساس این نظر سنجی یکی از تحلیل هایی که ارائه شده این است که در سال ۲۰۵۰ آمار کسانی که در جشن <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d8%b1%d9%8a%d8%b3%d9%85%d8%b3">کریسمس</a> شرکت نمی کنند از ۹۰ درصد هم کمتر خواهد شد و این برای مسیحیت یک فاجعه تلقی می شود.<br />
من در اینجا وارد آمار و ارقام و جزئیات این نظر سنجی نمی شوم. دیلی تلگراف با استفاده از اطلاعات موسسات دینی مختلف مانند مرکز پژوهش های مسیحی و&#8230; آمارهای مبسوطی ارائه کرده است که در بحث ما اهمیت چندانی ندارد . ولی آنچه حائز اهمیت است این است که جامعه مسیحی انگلستان به چه سمت و سویی می رود؟ به عبارت دیگر مسیحیان لندن ، آیین ها و مراسم عبادی کلیسا را با چه چیزی جایگزین می کنند؟ با دنیای مجازی؟ با فیلم و سینما؟ با بازی ها و دنیای دیجیتال؟ با بی دینی ؟ با گرایش به ادیان دیگری مانند اسلام؟ و &#8230; .<br />
این سوال بسیار مهمی است که برای رسیدن به جواب آن باید پژوهش استواری را انجام داد. اما آنچه در نظر اول به ذهن می رسد این است که مسیحیان غرب و به طور خاص انگلستان با بحران معنویت رو به رو هستند و دیگر برنامه هایی آیینی و تجملی چون کریسمس و امثال آن که به مرور زمان خرافه هایی نیز بدان افزوده شده است ، فطرت معنویت خواهی آنان را ارضا نمی کند.</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="کریسمس" src="http://i.telegraph.co.uk/telegraph/multimedia/archive/01209/Nativity_1209839c.jpg" alt="http://i.telegraph.co.uk/telegraph/multimedia/archive/01209/Nativity_1209839c.jpg" width="384" height="241" /><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> به همین دلیل است که رویکرد مردم به سمت معنویت های نوپدید که عمدتا متاثر از ادیان شرق آسیا هستند و نیز اسلام بیش از پیش شده است. یکی از دوستان در انگلستان می گفت : پلیس انگلیس برای کنترل زندانیان خود از مبلغان اسلامی درخواست می کند تا با ارائه و تبیین آموزه ها و اخلاق اسلامی در زندان ها ، موجب کاهش جرم در انگلستان شوند . لذا از مبلغان اسلامی در این محیط ها بسیار استقبال می کنند. با این حال رهبران دینی مسیحی چنین فعالیت هایی را بر نمی تابند.<br />
یکی از دلایلی که در علت رویکرد مردم انگلستان به سوی اسلام، می تواند ارائه شود همین احساس خطری است که مسئولان سیاسی و اجتماعی انگلستان دارند. به عنوان مثال مدتی بود که کلیساهای انگلستان به حراج گذاشته می شد و چندین کلیسای مشهور به دلیل رکود معنوی و عدم حضور و استقبال مردم ، در معرض فروش قرار داده شد. برخی از مسلمانان نیز این کلیساها را خریداری کرده و به جای آن مسجد بنا کرده اند. (با توجه به نوع معماری کلیسا یکی از مناسب ترین کاربری های آن مسجد است. لذا دیگران نسبت به خرید این بناها توجه خاصی نشان نمی دهند و صاحبان کلیسا اگر مجبور نبودند هرگز آن را به مسلمانان نمی فروختند!).<br />
دولت انگلیس که احساس خطر نمود ،‌ اخیرا قانونی وضع کرده است که کلیساها به شرطی باید فروخته شوند که به مسجد تبدیل نشوند . همین احساس خطر نشانه وجود حقیقتی پنهان در لایه های زیرین جامعه بریتانیا است که زنگ خطر را برای متولیان امور اجتماعی آن به صدا در آورده است .<br />
اگر داستان منع ساخت مناره مساجد در سوئیس را شنیده باشید که اخیرا در رسانه ها نیز در صدر خبرها قرار گرفت ، مساله اسلام گرایی در غرب برای شما بیشتر ملموس خواهد شد.<br />
از طرف دیگر فشارهای بسیار زیادی که می بینیم در محیط های اجتماعی(منع حجاب ، اتهام تروریست ،  انگشت نگاری و &#8230; ) به مسلمانان وارد می شود همه نشان گر این است که رویکرد جایگزین آیین های مسیحی ، رویکردی اسلامی است و دولت بریتانیا و رهبران دینی آن ، به شدت احساس خطر کرده اند . لذا نشر چنین اطلاعات و آمار ارقامی نیز برایشان امری است ناگزیر.<br />
البته کاملا بدیهی است که این گونه آمارها از سوی برخی از مسئولان انگلیسی انکار شود. چرا که طرح آن هرگز به نفعشان نبوده است .<br />
کیث بورتیوس وود یکی از پژوهشگران مسیحی می گوید:<br />
نخبگان سرشماری و آمار ، اطلاعاتی دارند که ثابت می کند مسیحیت سیر قهقرایی یافته است. این حالت نیز ادامه خواهد یافت تا حدی که مسیحیان بریتانیا در اقلیت قرار خواهند گرفت &#8230;  این مساله ۴۰ سال بیشتر به طول نخواهد انجامید.</span></p>
<p>بخشی از منبع اصلی برای خبر دیلی تلگراف :
</p>
<p style="text-align: left;">Most Britons do not believe in the nativity, survey shows</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr">Most Britons do not believe the Biblical story of the birth of Jesus, a study has found.</p>
<p style="text-align: left;">By Ben Leach<br />
Last Updated: 10:20PM GMT 20 Dec 2008</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr">Young people were particularly doubtful about the nativity, with 78 per cent of 16-24-year-olds saying they were not convinced of its historical reliability.<br />
Overall, 70 per cent were sceptical of the baby&#8217;s birth in a manger to a virgin mother, according to the poll of 1,000 people by the British Marketing Research Bureau.<br />
Almost a quarter of those questioned who described themselves as Christians admitted they did not believe certain aspects of the Bible&#8217;s teaching about Jesus.<br />
The survey was commissioned by St Helen&#8217;s Church in Bishopsgate, London, which has produced a film of &#8220;sound evidence&#8221; supporting the Bible&#8217;s account. The Rev Charlie Skrine, curate of the church, said the survey showed that &#8220;most of the UK believes that the accounts of Jesus&#8217;s birth aren&#8217;t good history&#8221;.<br />
He added: &#8220;Combined with a general lack of understanding about the real meaning of Christmas, this leaves people without the hope that Jesus offers.&#8221;<br />
Simon Gathercole, a new testament scholar at Cambridge University, said people were sceptical because they were not aware the origins of Christianity were anchored in real history.<br />
He added: &#8220;Jesus was born while Augustus was emperor of Rome just before Herod died. We&#8217;re talking about events that are anchored in real history not in ancient Greek myths.&#8221;<br />
A separate study by Mothers&#8217; Union, a Christian charity, showed that more parents encourage their children to believe in Father Christmas than in the nativity.<br />
A spokeswoman for the charity said the survey &#8220;raised concerns that the church needs to do more to support families in the spiritual nurture of their children&#8221;.<br />
She added: &#8220;The church needs to get across the fact that in times of both adversity and prosperity, it has a universal message which enables people to connect with something outside themselves.&#8221;<br />
The study of 1,000 parents found that one in five do not encourage their children to associate Christmas with the nativity. Five per cent do not encourage their children to believe in Father Christmas.<br />
It also found only four per cent plan to attend church services more with their children in 2009.<br />
It comes as the Archbishop of Canterbury said on Saturday that he believed the basic premise of story of the three wise men was true.<br />
Last year, Dr Rowan Williams appeared to cast doubt on it, but speaking on BBC Radio 4, he argued that the idea of astrologers following a bright star to Bethlehem made sense in the historical con****.<br />
Asked if he believed the men &#8211; who according to the gospel of Matthew, took gold, frankincense and myrrh to baby Jesus &#8211; existed, Dr Williams said: “Yes I do. I think I trust the beginning of Matthew’s gospel in broad outline, because the notion that there are astrologers, perhaps of partly Jewish background, just outside the boundaries of the Roman Empire who might be on the watch for this, getting involved in the politics of Herod’s last days in Jerusalem.”</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مطلب دیلی تلگراف را از <a href="http://www.telegraph.co.uk/topics/christmas/3868265/Most-Britons-do-not-believe-in-the-nativity-survey-shows.html">اینجا </a>مشاهده کنید. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نقل این مطلب بدون ذکر منبع مجاز نیست.<br />
</span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>جولای ۱۲, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/607.html" title="مسیح من ،‌ مسیح تو">مسیح من ،‌ مسیح تو (۹)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1042.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اول سموئیل ۱۳ : ۱ در کشفیات قمران</title>
		<link>http://www.pedar.net/1038.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1038.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Dec 2009 09:28:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اول سموئیل]]></category>
		<category><![CDATA[عهد قديم]]></category>
		<category><![CDATA[سموئيل]]></category>
		<category><![CDATA[شائول]]></category>
		<category><![CDATA[قمران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1038</guid>
		<description><![CDATA[بررسی در نسخه های خطی کشف شده در منطقه قمران:
برخی از کشفیات متعلق به چهارمین غاری که در منطقه قمران بوده است ، متعلق به سفر سموئیل می باشد. کشفیات متعلق به این سفر در نسخه های خطی ( ۴Q51 &#8211; 4QSama ،  ۴Q52 &#8211; 4QSamb ، ۴Q53 &#8211; 4QSamc ) در مجامع علمی مطرح [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بررسی در نسخه های خطی کشف شده در منطقه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%82%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86">قمران</a>:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برخی از کشفیات متعلق به چهارمین غاری که در منطقه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%82%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86">قمران</a> بوده است ، متعلق به سفر <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d9%88%d8%a6%d9%8a%d9%84">سموئیل</a> می باشد. کشفیات متعلق به این سفر در نسخه های خطی ( ۴Q51 &#8211; 4QSama ،  ۴Q52 &#8211; 4QSamb ، ۴Q53 &#8211; 4QSamc ) در مجامع علمی مطرح می‌شود که موارد مربوط به اول <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d9%88%d8%a6%d9%8a%d9%84">سموئیل</a> ۱۳: ۱ را به عنوان قرینه و شاهدی بر بحث ، مطرح و بررسی می کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1038"></span><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> :۴Q51 &#8211; 4QSama  آیه شماره یک مطابق مستند زیر ، کلا در این نسخه وجود ندارد :</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">DISCOVERIES IN THE JUDAEAN DESERT XVI</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span><img src="http://tabatabay.persiangig.com/image/qomran13-1/qom13-1-1.jpg" alt="http://tabatabay.persiangig.com/image/qomran13-1/qom13-1-1.jpg" /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمة عبارت فوق:<br />
اول <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d9%88%d8%a6%d9%8a%d9%84">سموئیل</a> ۱۳ : ۱ جزئی از مواد موجود در شماره ۴QSama نیست.</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۴Q52 &#8211; 4QSamb :  آیه شماره یک مطابق مستند زیر ، کلا در این نسخه وجود ندارد :</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">DISCOVERIES IN THE JUDAEAN DESERT XVII &#8211;  Page 219</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span><img src="http://tabatabay.persiangig.com/image/qomran13-1/qom13-1-2.jpg" alt="http://tabatabay.persiangig.com/image/qomran13-1/qom13-1-2.jpg" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
چنان که در فهرست محتویات ۴Q52 ملاحظه می کنید ،  آیه ۱۳ : ۱ اصلا وجود ندارد.<br />
</span> ۴Q53 &#8211; 4QSamc : آیه شماره یک مطابق مستند زیر ، کلا در این نسخه وجود ندارد :
</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">The Dead Sea scrolls study edition &#8211; Page 264</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tabatabay.persiangig.com/image/qomran13-1/qom13-1-3.jpg" alt="http://tabatabay.persiangig.com/image/qomran13-1/qom13-1-3.jpg" /><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">1Q7 (1QSam) 1QSamuel :</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مطابق مستند The Dead Sea scrolls study edition  ، در این نسخه نیز آیه مزبور موجود نیست:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> Vol. 1, Page 3</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span><img src="http://tabatabay.persiangig.com/image/qomran13-1/qom13-1-4.jpg" alt="http://tabatabay.persiangig.com/image/qomran13-1/qom13-1-4.jpg" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">البته لازم است به یک نکته مهم اشاره کنم و آن این که ممکن است کسی تصور نماید متن مزبور را از نسخه های خطی کشف شده در <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%82%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86">قمران</a> حذف کرده اند. در حالی که این پندار صحیح نیست. آنچه در استنادات ما تبیین شد ،‌ این است که متن مزبور نه به دلیل حذف تعمدی ، بلکه به دلیل دیگری در کشفیات قمران موجود نیست. این دلیل می تواند آسیب دیدن ناخواسته پاپیروس ها و پوست هایی که این نسخه ها روی آن استنساخ شده اند ، باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به طور کلی در کشفیات قمران ، از اول سموئیل ، ۱۱۵ آیه بیشتر به ما نرسیده است . به همین دلیل ما به کشفیات قمران به عنوان موید و یک قرینه استشهاد کردیم نه دلیلی که بر اساس آن قضاوت نماییم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>دسامبر ۱۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1027.html" title="تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت دوم">تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت دوم (۱)</a></li>
<li>دسامبر ۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1006.html" title="تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت اول">تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت اول (۳)</a></li>
<li>جولای ۲۹, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/761.html" title="دلایل تحریف کتاب مقدس (4): آدرس‌های بدون مرجع">دلایل تحریف کتاب مقدس (۴): آدرس‌های بدون مرجع (۰)</a></li>
<li>جولای ۲۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/747.html" title="دلایل تحریف کتاب مقدس (2) : اسفار بی نام و نشان">دلایل تحریف کتاب مقدس (۲) : اسفار بی نام و نشان (۲)</a></li>
<li>مارس ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/41.html" title="شیر זָקָן ">شیر זָקָן  (۱۲)</a></li>
<li>فوریه ۲۵, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/19.html" title="تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس">تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس (۱۹)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1038.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت دوم</title>
		<link>http://www.pedar.net/1027.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1027.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 19:45:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اول سموئیل]]></category>
		<category><![CDATA[عهد قديم]]></category>
		<category><![CDATA[كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نقادي كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[داود]]></category>
		<category><![CDATA[سرياني]]></category>
		<category><![CDATA[سموئيل]]></category>
		<category><![CDATA[شائول]]></category>
		<category><![CDATA[ماسوري]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[پادشاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1027</guid>
		<description><![CDATA[سید محمد رضا طباطبایی
قسمت اول مقاله: اشتباه اول: آیا شائول در یک سالگی پادشاه شد؟ 
اشتباه دوم : ایا شائول واقعا دو سال حکومت کرد؟

قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشته باشیم که شیوه مرسوم کتاب مقدس این است که وقتی می خواهد از حکمرانی کسی سخن بگوید ابتدا ، سن پادشاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سید محمد رضا طباطبایی</span></p>
<p><a href="http://www.pedar.net/1006.html"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>قسمت اول مقاله: اشتباه اول: آیا شائول در یک سالگی پادشاه شد؟ </strong></span></a></p>
<p><a href="http://www.pedar.net/1027.html"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>اشتباه دوم : ایا شائول واقعا دو سال حکومت کرد؟</strong></span></a></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://tabatabay.persiangig.com/image/shaoul-pedar.net.jpg" alt="http://tabatabay.persiangig.com/image/shaoul-pedar.net.jpg" /></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشته باشیم که شیوه مرسوم کتاب مقدس این است که وقتی می خواهد از حکمرانی کسی سخن بگوید ابتدا ، سن <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87">پادشاه</a> از زمان در اختیار گرفتن فرمانروایی ، را ذکر می کند و سپس مدت حکومت او را.  به عنوان مثال به موارد زیر دقت کنید:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1027"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوم سموئیل  ۲: ۱۰ : و اِیشبوشت بن‌شاؤل هنگامی که بر اسرائیل پادشاه شد چهل ساله بود و دو سال سلطنت نمود اما خاندان یهودا <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%af">داود</a> را متابعت کردند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن عبری:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">בֶּן־אַרְבָּעִים שָׁנָה אִישׁ־בֹּשֶׁת בֶּן־שָׁאוּל בְּמָלְכוֹ עַל־יִשְׂרָאֵל וּשְׁתַּיִם שָׁנִים מָלָךְ אַךְ בֵּית יְהוּדָה הָיוּ אַחֲרֵי דָוִד</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوم سموئیل ۵ : ۴ : و <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%af">داود</a> هنگامی که <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87">پادشاه</a> شد سی ساله بود و چهل سال سلطنت نمود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن عبری:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">בֶּן־שְׁלֹשִׁים שָׁנָה דָּוִד בְּמָלְכוֹ אַרְבָּעִים שָׁנָה מָלָךְ</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اول <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87">پادشاه</a>ان ۱۴ : ۲۱ : و رحبعام بن سلیمان در یهودا سلطنت می‌کرد، و رحبعام چون پادشاه شد چهل و یک ساله بود و در اورشلیم، شهری که خداوند از تمام اسباط اسرائیل برگزید تا اسم خود را در آن بگذارد، هفده سال پادشاهی کرد. و اسم مادرش نعمه عمونیه بود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن عبری:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">וּרְחַבְעָם בֶּן־שְׁלֹמֹה מָלַךְ בִּיהוּדָה בֶּן־אַרְבָּעִים וְאַחַת שָׁנָה רְחַבְעָם בְּמָלְכוֹ וּשֲׁבַע עֶשְׂרֵה שָׁנָה מָלַךְ</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اول پادشاهان ۲۲ : ۴۲ : ویهوشافاط سی و پنج ساله بود که آغاز سلطنت نمود و بیست و پنج سال در اورشلیم سلطنت کردو اسم مادرش عزوبه دختر شلحی، بود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن عبری:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">יְהוֹשָׁפָט בֶּן־שְׁלֹשִׁים וְחָמֵשׁ שָׁנָה בְּמָלְכוֹ וְעֶשְׂרִים וְחָמֵשׁ שָׁנָה מָלַךְ בִּירוּשָׁלִָם וְשֵׁם אִמּוֹ עֲזוּבָה בַּת־שִׁלְחִי</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در نمونه هایی که ذکر شد ، چنان که مشاهده می کنید ابتدا سن پادشاه ، در زمان شروع حکمرانی ، ذکر می شود و سپس مدت پادشاهی . بعد از این نیز به تفصیل داستان پادشاهی های مزبور توضیح داده می شود. این شیوه بیانی کتاب مقدس پیوسته در کتاب های <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d9%88%d8%a6%d9%8a%d9%84">سموئیل</a> و پادشاهان و تواریخ ، تکرار می شود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سوال بسیار مهمی که در اینجا مطرح می شود و لازم است عزیزان مسیحی بدان پاسخ گویند این است که چرا واژه בְּמָלְכוֹ (mâlak) در همه متن ها به</span></p>
<p dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">(begin to, make to) reign(-ing), reigned       &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..      سلطنتش آغاز شد ،‌ حکومتش شروع شد</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه شده است؟</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بسیاری از دانشمندان مسیحی متخصص در نقادی کتاب مقدس و نیز برخی از غیر مسیحیان معتقدند که این عدد اشتباها ذکر شده است . چرا که <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84">شائول</a> دو سال حکومت نکرد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>چرا چنین نظریه ای را مطرح می کنند ؟</strong> دو دلیل وجود دارد :‌</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱-     در اعمال رسولان ۱۳ : ۲۱ لوقا از قول پولس می نویسد:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه هنری مارتین:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و از آن وقت پادشاهی خواستند و خدا شاول بن قیس را ازسبط بنیامین تا چهل سال به ایشان داد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در عبارت فوق ، پولس می گوید که <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84">شائول</a> چهل سال پادشاهی کرد . به عبارت دیگر ادعایی مطرح می کند که با متن اصلی عبری و نیز ترجمه های یونانی و &#8230; مخالفت دارد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲-     اگر بخواهند در عبری مفهوم دو سال را بیان کنند، معمولا با تعبیر שְׁנָתַ֫יִם  بیان می کنند و از عبارت שְׁתֵּי שָׁנִים چنان که در متن مورد نظر ما وجود دارد ،‌ استفاده نمی شود .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به عنوان مثال به آیات زیر توجه کنید:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیدایش۱۱: ۱۰ : این است پیدایش سام. چون سام صد ساله بود، ارفکشاد را دو سال بعد از طوفان آورد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">אֵלֶּה תּוֹלְדֹת שֵׁם שֵׁם בֶּן־מְאַת שָׁנָה וַיּוֹלֶד אֶת־אַרְפַּכְשָׁד שְׁנָתַיִם אַחַר הַמַּבּוּל</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیدایش۴۱: ۱ :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و واقع شد، چون دو سال سپری شد، که فرعون خوابی دید که اینک بر کنارنهر ایستاده است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">וַיְהִי מִ‍קֵּץ שְׁנָתַיִם יָמִים וּפַרְעֹה חֹלֵם וְהִנֵּה עֹמֵד עַל־הַיְאֹר</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوم <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d9%88%d8%a6%d9%8a%d9%84">سموئیل</a> ۱۴: ۲۸ :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و اَبشالوم دو سال تمام در اورشلیم مانده روی پادشاه را ندید</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">וַיֵּשֶׁב אַבְשָׁלוֹם בִּירוּשָׁלִַם שְׁנָתַיִם יָמִים וּפְנֵי הַמֶּלֶךְ לֹא רָאָה</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اول پادشاهان۱۵: ۲۵ :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و در سال دومِ آسا پادشاهِ‌ یهودا ناداب بن‌یر‌ُبعام بر اسرائیل پادشاه شد و دو سال بر اسرائیل پادشاهی کرد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">וְנָדָב בֶּן־יָרָבְעָם מָלַךְ עַל־יִשְׂרָאֵל בִּשְׁנַת שְׁתַּיִם לְאָסָא מֶלֶךְ יְהוּדָה וַיִּמְלֹךְ עַל־יִשְׂרָאֵל שְׁנָתָיִם</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اول پادشاهان ۱۶: ۸ :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و در سال بیست و ششم آسا پادشاه یهودا اِیلَه بن‌بعشا در تِرصَه بر اسرائیل پادشاه شد و دو سال سلطنت نمود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">בִּשְׁנַת עֶשְׂרִים וָשֵׁשׁ שָׁנָה לְאָסָא מֶלֶךְ יְהוּדָה מָלַךְ אֵלָה בֶן־בַּעְשָׁא עַל־יִשְׂרָאֵל בְּתִרְצָה שְׁנָתָיִם<br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آیات بسیار دیگری نیز مانند آیات فوق که به عنوان نمونه ذکر کردیم وجود دارد که به سادگی قابل بررسی است و برای پرهیز از درازگویی ، از ذکر همه آن ها چشم می پوشیم .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خلاصه این دو مورد از دلایلی است که بسیاری معتقد شده اند که بخش دوم متن این آیه مفقود شده است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیش از این گفتیم که متن مزبور را به طور کامل نمی توان در بیشتر نسخه های خطی یونانی پیدا کرد ولی ممکن است این سوال مطرح شود که نسخه های خطی ای که این بخش از ایه را دارند و &#8220;دو سال&#8221; را ذکر کرده اند ، آیا از همان نسخه های خطی ای ترجمه شده اند که این بخش از آیه در آن ها وجود ندارد؟ پاسخ روشن است. ترجمه از چیزی که وجود ندارد ، تنها می تواند به عنوان یک پندار غیرعاقلانه پذیرفتنی باشد. البته این مشکلی متاخر نیست. بلکه تاریخ آن به زمان نگارش اولیه متن بر می گردد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به عنوان مثال در ترجمه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a">سریانی</a> پشیطا(Pshita) این قسمت از متن وجود ندارد. بیشتر دانشمندان معتقدند که ترجمه مزبور در فاصله زمانی بین قرن اول و قرن سوم میلادی نوشته شده است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مورخ شهیر یهودی ، یوسیفوس(قرن اول میلادی) در کتاب معروف خود که منبع منحصر به فردی در زمینه تاریخ یهودیت به شمار می رود ، دوران پادشاهی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84">شائول</a> را ۴۰ سال ذکر می کند (تاریخ یهود ۶ : ۳۷۸ ) اما همین مورخ در جای دیگری از کتاب خود در تناقض با گفته قبلی اش آن را ۲۰ سال گزارش می نماید (تاریخ یهود ۱۰ : ۱۴۳) .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تئوفیلوس و کلمنت اسکندرانی نیز گزارش ۲۰ سال یوسیفوس را برگزیده اند. یوسبیوس یکی دیگر از شخصیت های برجسته مسیحی می گوید یوبولیموس مدت پادشاهی شائول را ۲۱ سال گفته است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون برخی دیگر از نظرات دانشمندان برجسته مسیحی در این باره را به شما تقدیم می کنیم :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نویسندگان تفسیر KJV Bible commentary :</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">It is perhaps best to leave blanks in the translation, “Saul was … years old when he began to reign; and he reigned … and two years over Israel.”</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چه بسا بهتر این باشد که نقاطی را در ترجمه رها کرده و خالی بگذاریم : شائول &#8230; ساله بود وقتی که فرمانروایی اش را آغاز نمود و &#8230; سال بر اسرائیل پادشاهی کرد .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نویسندگان کتاب The NET Bible :</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">the present translation (40) instead replaces the MT’s “two” with the figure “forty.” Admittedly the textual evidence for this decision is weak, but the same can be said of any attempt to restore sense to this difficult text.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه کنونی (۴۰) عدد دو که در متن ماسوری آمده است ،‌ را با عدد ۴۰ جایگزین می نماید . هرچند دلایل <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%82%d8%af">نقد</a>ی و نسخه شناسی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3">کتاب مقدس</a> برای این تصمیم ضعیف است، اما  گاهی که برای بازیابی معنای این متن دشوار تلاش می شود ، همین پاسخ ارائه می شود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">Smith, H. P. می نویسد:</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">The verse as it stands in the Hebrew Bible is meaningless and evidently a late insertion.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همان گونه که در متن عبری نیز همین گونه است ، این متن بی معنی است و کاملا آشکار است که این قسمت از متن بعدها افزوده شده است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">REV. S. R. DRIVER می نویسد:</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">The entire verse is not represented in LXX, and it is quite possible that it is only a late insertion in the Hebrew text,—originally perhaps a marginal note due to one who desiderated in the case of Saul a record similar to that found in the case of subsequent kings.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">عدد موجود در ایه در ترجمه سبعینیه اصلا یافت نمی شود. به احتمال بسیار زیاد به نظر می رسد که بعدها این عدد به متن عبری افزوده شده باشد. شاید هم در اصل نسخه عبری ، این عدد یک توضیح در حاشیه متن بوده بدین ترتیب که مثلا شخصی خواسته تا نویسنده تواریخ شائول را مانند پادشاهان بعدی ثبت نماید .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دکتر DRIVER در توضیحی که در عبارت فوق می دهد ، اولا به طور ضمنی به نادرست بودن متن اشاره می کند . ثانیا از بیان وی مشخص است که به متن کتاب مقدس اعتماد ندارد . زیرا به اعتقاد وی این برخی از اجزای آن بعدها به این کتاب افزوده شده است. اما در توجیهی که در ادامه آورده است خواسته است تا به نحوی مشکل را حل نماید اما این راه حل درست و پذیرفتنی ای نیست. چرا که همان طور که قبلا گفتیم در برخی از ترجمه های یونانی و همچنین در ترجمه یوناتان و نیز در ترجمه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a">سریانی</a> پشیطا(Pshita) این قسمت موجود بوده است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کشیش تادروس یعقوب ملاطی (مالطی  =  Fr. Tadros Yacoub Malaty) به این مساله اقرار می کند و در تفسیر خود بر اول <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d9%88%d8%a6%d9%8a%d9%84">سموئیل</a> می نویسد:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">(روشن است که وقتی شائول پادشاه شده یک ساله یا دو ساله نبوده است. بنا بر این گمان می رود که نسخه بردار کلمه چهل که قبل از واژه سال بوده است را جا انداخته است. به عبارت دیگر این واژه در حقیقت این گونه بوده : شائول وقتی که پادشاه شد ، چهل ساله بود. پیش از واژه دو سال نیز ،‌ کلمه سی جا افتاده است. و عبارت این گونه بوده: سی و دو سال پادشاهی کرد.)</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون با توجه به آنچه ایشان گفته است ، چه اعتباری برای اصل متن عبری <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3">کتاب مقدس</a> باقی می ماند؟ از کجا بدانیم که نسخه برداران <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3">کتاب مقدس</a> نسبت به سایر کلمات کتاب مقدس نیز چنین اشتباهاتی را مرتکب نشده اند؟ اصلا سوال دیگری که اینجا مطرح می شود این است که از کجا معلوم واژه های سی و چهل جا افتاده باشند؟! چرا مثلا عددی بیشتر یا کمتر از این مقدار نباشند؟</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تفسیر Believer&#8217;s Study Bible نیز می نویسد:</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">Future manuscript discoveries and textual criticism may eventually provide the original reading of the text</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شاید سرانجام نسخه های خطی ای که در آینده کشف خواهد شد ، مشکل <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%82%d8%af">نقد</a> متنی را برای قرائت اصلی این متن میسر سازد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: x-small;">(منابع مقاله نزد نویسنده محفوظ است)</span><br />
</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>دسامبر ۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1006.html" title="تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت اول">تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت اول (۳)</a></li>
<li>دسامبر ۱۹, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1038.html" title="اول سموئیل 13 : 1 در کشفیات قمران">اول سموئیل ۱۳ : ۱ در کشفیات قمران (۴)</a></li>
<li>آگوست ۴, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/808.html" title="نرم افزارهای پژوهش در کتاب مقدس">نرم افزارهای پژوهش در کتاب مقدس (۹)</a></li>
<li>مارس ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/41.html" title="شیر זָקָן ">شیر זָקָן  (۱۲)</a></li>
<li>فوریه ۱, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1104.html" title="نقد نسخه شناختی کتاب مقدس &#8211;   Textual Criticism of the Bible ">نقد نسخه شناختی کتاب مقدس &#8211;   Textual Criticism of the Bible  (2)</a></li>
<li>ژانویه ۱۷, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1080.html" title="در مسیر تهران به اصفهان، از شیراز وارد شوید!">در مسیر تهران به اصفهان، از شیراز وارد شوید! (۵)</a></li>
<li>ژانویه ۳, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1050.html" title="روح خدا یا باد">روح خدا یا باد (۰)</a></li>
<li>اکتبر ۱۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/878.html" title="معرفی واژه نامه ها و ترجمه‌های معتبر کتاب مقدس">معرفی واژه نامه ها و ترجمه‌های معتبر کتاب مقدس (۲)</a></li>
<li>جولای ۲۹, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/761.html" title="دلایل تحریف کتاب مقدس (4): آدرس‌های بدون مرجع">دلایل تحریف کتاب مقدس (۴): آدرس‌های بدون مرجع (۰)</a></li>
<li>جولای ۲۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/747.html" title="دلایل تحریف کتاب مقدس (2) : اسفار بی نام و نشان">دلایل تحریف کتاب مقدس (۲) : اسفار بی نام و نشان (۲)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1027.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت اول</title>
		<link>http://www.pedar.net/1006.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/1006.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 22:32:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اول سموئیل]]></category>
		<category><![CDATA[عهد قديم]]></category>
		<category><![CDATA[كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نقادي كتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[سموئيل]]></category>
		<category><![CDATA[شائول]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[پادشاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=1006</guid>
		<description><![CDATA[سید محمد رضا طباطبایی
اشتباه اول: آیا شائول در یک سالگی پادشاه شد؟ 
اشتباه دوم : ایا شائول واقعا دو سال حکومت کرد؟

دو مورد از برجسته ترین مشکلات متنی عهد قدیم که بسیاری از عزیزان مسیحی را در صدد پاسخ به آن برآورده است ،‌ آیه اول از باب سیزدهم کتاب اول سموئیل می باشد. در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سید محمد رضا طباطبایی</span></p>
<p><a href="http://www.pedar.net/1006.html"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>اشتباه اول: آیا شائول در یک سالگی پادشاه شد؟ </strong></span></a></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong><a href="http://www.pedar.net/1027.html">اشتباه دوم : ایا شائول واقعا دو سال حکومت کرد؟</a><br />
</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دو مورد از برجسته ترین مشکلات متنی عهد قدیم که بسیاری از عزیزان مسیحی را در صدد پاسخ به آن برآورده است ،‌ آیه اول از باب سیزدهم کتاب اول سموئیل می باشد. در این آیه دو اشتباه عمده وجود دارد: یکی در بیان عمر <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84">شائول</a> هنگام پادشاه شدن و دیگری این که آیا واقعا <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84">شائول</a> دو سال بر اسرائیل حکومت کرد؟ </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن آیه:  &#8221;و شاؤل (سی) ساله بود که <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87">پادشاه</a> شد. و چون دو سال بر اسرائیل سلطنت نموده بود.&#8221;</span></p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://i1.tinypic.com/53adro9.jpg" alt="http://i1.tinypic.com/53adro9.jpg" /></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-1006"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>اشتباه اول: عمر <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84">شائول</a> هنگام <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87">پادشاه</a> شدن. </strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در ترجمه ای که در بالا ذکر کردیم ، چنان که مشاهده کردید ، شائول سی ساله بود که <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87">پادشاه</a> شد. برای کسی که در نگاه نخست این آیه را مطالعه می کند ، مشکلی وجود ندارد اما اگر بخواهید مقداری عمیق تر به این آیه بنگرید و ترجمه های دیگر را هم بررسی کنید ،‌ مساله دشوار می شود . چرا که گویا هر ترجمه ای از یک منبع متفاوتی نسبت به ترجمه قبلی ارائه شده است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون به بررسی این ترجمه ها می پردازیم و نخست ترجمه های فارسی را بررسی می کنیم :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه هنری مارتین :‌ و شاول <span style="color: #ff0000;">(سی ) </span>ساله بود که پادشاه شد. و چون <span style="color: #ff0000;">دو </span>سال بر اسرائیل سلطنت نموده بود&#8230;</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه مژده برای عصر جدید:  شائول <span style="color: #ff0000;">سی </span>ساله بود که پادشاه شد و مدّت <span style="color: #ff0000;">چهل سال</span> بر اسرائیل سلطنت نمود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه تفسیری: شائول (<span style="color: #ff0000;">سی</span>) ساله بود که پادشاه شد و <span style="color: #ff0000;">(چهل و) دو </span>سال بر اسرائیل سلطنت نمود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چنان که ملاحظه می کنید همین یک آیه به صورت های مختلفی ترجمه شده است . یکی گفته دو سال ، دیگری گفته چهل سال و ترجمه سوم گفته چهل و دو سال. در بخش اول نیز دو ترجمه با تردید گفته اند سی سال. شاید این تصور ایجاد شود که فقط در ترجمه های فارسی این مشکل وجود دارد. بنا بر این محض اطمینان ترجمه های زبان های عربی و انگلیسی را هم بررسی می کنیم :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بررسی  اول <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d9%88%d8%a6%d9%8a%d9%84">سموئیل</a> ۱۳ : ۱ در ترجمه های معروف عربی:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>الأخبار السارة :</strong> وملک شاول أربعین سنة على بنی إسرائیل.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>الحیاة:</strong> کان شاول ابن -ثلاثین- سنة حین ملک، وفی السنة الثانیة من ملکه،</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>العربیة المشترکة :</strong> وملک شاول أربعین سنة على بنی إسرائیل.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>فاندایک، ۱۸۶۵ :</strong> کان شاول ابن سنة فی ملکه وملک سنتین على إسرائیل.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>الیسوعیة :</strong> وکان شاول ابن&#8230; حین صار ملکا، وملک&#8230; سنة على إسرائیل .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>الکاثولیکیة :</strong> وکان شاول ابن&#8230; حین صار ملکا، وملک&#8230; سنة على إسرائیل .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بررسی در ترجمه های معروف انگلیسی :</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>king James Version</strong>: Saul reigned one year; and when he had reigned two years over Israel .</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>New International Version,1984:</strong> Saul was thirty [A few late manuscripts of the Septuagint Hebrew does not have thirty.] years old when he became king, and he reigned over Israel for forty-[See the round number in Acts 21 Hebrew does not have forty-.]two years.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Modern King James Version:</strong> Saul reigned one year, and when he had reigned two more years over Israel.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>New King James Version</strong> <strong>:</strong> Saul reigned one year; and when he had reigned two years over Israel.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>The New Jerusalem Bible, 1985 :</strong> Saul was … years old when he became king, and reigned over Israel for … years.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Darby</strong>: Saul reigned one year; and when he had reigned two years over Israel</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>American Standard Version:</strong> Saul was `forty&#8217; years old when he began to reign; and when he had reigned two years over Israel</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Contemporary English Version</strong>: Saul was a young man when he became king, and he ruled Israel for two year.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>The MESSAGE</strong>: Saul was a young man when he began as king. He was king over Israel for many years.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Amplified Bible, 1987</strong> : SAUL WAS [The complete numbers in this verse are missing in the Hebrew. The word “forty” is supplied by the best available estimate.] [forty] years old when he began to reign; and when he had reigned two years over Israel.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Bishops&#8217; Bible, 1568</strong>: Saul now had ben king one yere -&amp; he raigned two yeres ouer Israel.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Geneva Bible, 1587</strong>: Saul nowe had beene King one yeere, and he reigned two yeeres ouer Israel.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>GOD&#8217;S WORD:</strong> Saul was thirty years old when he became king, and he was king of Israel forty-two years.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>New Living Translation:</strong> Saul was thirty years old when he became king, and he reigned for forty-two year.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Webster Bible:</strong> Saul was [forty] years old when he began to reign; and when he had reigned two years over Israel.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Young&#8217;s Literal Translation, 1997:</strong> A son of a year `is&#8217; Saul in his reigning, yea, two years he hath reigned over Israel.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>World English Bible:</strong> Saul was forty years old when he began to reign; and when he had reigned two years over Israel.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>New International Reader&#8217;s Version, 1998:</strong> Saul was 30 years old when he became king. He ruled over Israel for 42 years.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Tanakh: The Holy scriptures 1985 :</strong> Saul was &#8230;[The number is lacking in the Heb. twxt; also, the precise contwxt of the “two years” is uncertain. The verse is lacking in the Septuagint.] years old when he became king, and he reigned over Israel two years.</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Revised Standard Version:</strong> Saul was&#8230;years old when he began to reign; and he reigned&#8230;and two years over Israel .</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>Holman Christian standard version. 2003:</strong> Saul was 30 years [Some LXX mss; MT reads was one year] old when he became king, and he reigned 42 years [text emended to 42; MT reads two years] over Israel[Some LXX mss omit v. 1].</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>The New American Bible:</strong> Saul was&#8230;years old when he became king and he reigned &#8230; (two) years over Israel.[ A formula like that of 2 Sam 5:4 was introduced here at some time; but the age of Saul when he became king remains a blank, and the two years assigned for his reign in the received text cannot be correct. Tradition (Acts 13:21) offers the round number, “forty years.]</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمة <strong>The Good News Bible</strong> آیه نخست را نادیده می انگارد و باب سیزدهم کتاب اول <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d9%88%d8%a6%d9%8a%d9%84">سموئیل</a> را مستقیما از ایه دوم آغاز می کند. این ترجمه در حاشیه آخرین آیه باب دوازدهم نوشته است :‌</span></p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">One ancient translation does not have verse 1; Hebrew has as verse 1 Saul was &#8230; years old when he became king, and he was king of Israel for two years. The Hebrew text is defective at two points in this verse</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون به جمع بندی ترجمه های فوق می پردازیم و نظراتی که در این ترجمه ها ارائه شده است را در چند گزینه خلاصه می کنیم:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱ – شائول در<span style="color: #ff0000;"> یک سالگی</span> به سن پادشاهی رسید .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲ – شائول در سن <span style="color: #ff0000;">چهل سالگی</span> به پادشاهی رسید.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۳ &#8211; شائول در سن <span style="color: #ff0000;">سی سالگی</span> به پادشاهی رسید.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۴ &#8211; شائول <span style="color: #ff0000;">یک سال </span>پادشاه شد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۵ -  برخی از ترجمه ها ، به جای مدت پادشاهی شائول ، از نشانه <span style="color: #ff0000;">سه نقطه</span> استفاده کرده اند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۶ &#8211; شائول وقتی که پادشاه شد ، <span style="color: #ff0000;">جوان </span>بود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۷ &#8211; برخی از ترجمه ها نیز با تجاهل قسمت اول آیه را <span style="color: #ff0000;">ذکر نکرده اند</span>.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۸ – برخی از ترجمه ها نیز برای فرار از مشکل ، کلا هیچ یک از اعداد این آیه را <span style="color: #ff0000;">نیاورده </span>اند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به نظر شما یک مسیحی کدام یک از این نظرات را معتبر بداند خوب است ؟</span></strong></span></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شما دوست خوبم</span></strong></span></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-size: small;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اگر مسیحی هستی ، فکر می کنی کدام یک از این ها درست باشد؟ </span></strong></span></span></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;">
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بله . نخستین پاسخی که به ذهن عزیزان مسیحی می رسد این است که باید متن اصلی آیه را بررسی کرد. چشم. ما هم به سراغ متن اصلی آیه به زبان عبری می رویم:</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span><img class="aligncenter" src="http://tabatabay.persiangig.com/image/shaoul-pedar.net.jpg" alt="http://tabatabay.persiangig.com/image/shaoul-pedar.net.jpg" /></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تصویر فوق مربوط به یکی از نسخه های خطی حلب ، متعلق به قرن دهم میلادی است که عبارت زیر در آن به وضوح قابل مشاهده است:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">בֶּן־שָׁנָה שָׁאוּל בְּמָלְכוֹ וּשְׁתֵּי שָׁנִים מָלַךְ עַל־יִשְׂרָאֵל</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه مستقیم این عبارت را می توان به صورت زیر ارائه نمود:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شائول هنگامی که پادشاه شد <strong><span style="color: #ff0000;">یک ساله </span></strong>بود و <strong><span style="color: #ff0000;">دو سال </span></strong>بر اسرائیل حکمرانی کرد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون دو شاهد دیگر را نیز ذکر می کنیم . اما پیش از آن لازم است شما بدانید که بیشتر دانشمندانی که در نقادی کتاب مقدس تخصص دارند ، تاریخ این بخش از متن که در نسخه های خطی ماسوری وجود دارد ،‌ را به قرن اول میلادی (بعد از مجمع یهودی جامنیا <a href="http://www.questia.com/library/encyclopedia/jamnia.jsp">Jamnia</a>)) در سال نود میلادی) بر می گردانند .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ما دو دلیل مبنی بر این که در متن ماسوری ، که کهن ترین نسخه موجود کتاب مقدس است، نیز تعبیر(یک ساله) آمده است، داریم:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱-     تمام نسخه های خطی ماسوری همگی همین عبارت را به ما گزارش می دهند .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲-     ترجمه یوناثان (ترجمة تفسیری کتاب های انبیا از عبری به آرامی) نیز می تواند یک شاهد آشکار ،‌ هر چند غیر مستقیم ، بر تعبیر (یک ساله) در متن ماسوری باشد . اگر چه در این تفسیر ، معنای (یک ساله) را به مفهومی مجازی بازگردانده است ، چنان که هر عاقلی آن را بخواند چنین خواهد کرد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">כְבַר שְנָא דְלֵית בֵיה חֹובִין שָאוּל כַד מְלַך וְתַרתֵין שְנִין מְלַך עַל יִשרָאֵל</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شائول در معصومیت کودک یک ساله ای که هیچ خطایی نکرده است ، پادشاهی را به عهده گرفت و دو سال بر اسرائیل حکمرانی کرد .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۳- قرائت تلمود نیز قرینه و شاهد غیر مستقیم دیگری بر متن ماسوری است :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">בן שׁנה שׁאול בּמלכ. אמר רב הונא: כבן שׁנה שׁלא טעם טעם חטא. &#8220;יומא דף כב.ב &#8220;</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شاول هنگامی که پادشاه شد یک ساله بود. رابی هونا  می گوید: یعنی مانند کودک یک ساله ای که هنوز طعم اشتباه را نچشیده است . &#8220;باب روز صحیفه ۲۲ ، ستون ب&#8221;.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۴- ترجمة یونانی سیماخوس </span>(Quintus Aurelius Symmachus از آبای کلیسا در سده های نخستین مسیحیت)<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> نیز  همین مفهوم ترجمه های قبلی را ارائه می کند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۵- ترجمة لاتینی جروم  هم همین گونه برداشت کرده است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۶- در نسخه اصلاح شده ترجمه سبعینیه از لوسیان  υἱὸς ἐνιαυτοῦ Σαουλ آمده است: شاول یک ساله بود. یعنی همان چیزی که در متن عبری آمده اینجا نیز ذکر شده است . بنا بر این ، این نیز شاهد مستقیم دیگری بر مفهوم و قرائت عبری این عبارت است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۷- ممکن است بتوان قرائت ترجمه سریانی پشیطا (= Pshita : کهن ترین نسخه کاملی که به قرن ششم یا هفتم میلادی باز می گردد) را نیز شاهد غیر مستقیم دیگری بر قرائت متن ماسوری به حساب آورد . چرا که مترجم بخش دوم متن را نادیده می انگارد به گونه ای که مشکل دیگری را ایجاد می کند(که توضیح خواهیم داد) و هر دو عدد را جمع می کند تا بیست و یک شود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">روشن است که عدد بیست و یک ، معقول و مقبول به نظر نمی رسد. چرا که با عمر یوناتان پسر شاول سازگار نیست. عمر یوناتان را می توان از متونی که عدد نخست یعنی دو را ذکر کرده  حدس زد. در این متون آمده است که شاوول سه هزار نفر از اسرائیل را برای خود برگزید و از این میزان دو هزار نفر همراه شائول در مخماس و در کوه بیت ایل و هزار نفر نیز همراه با یوناتان در جبعه بنیامین بودند. بقیه مردم را هم هر کدامشان را به خیمه خودش فرستاد.  و یوناتان را فرمانده فلسطینیان در جبع قرار داد و &#8230; .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در متن فوق می بینید که یوناتان به قدری بزرگ بوده است که فرمانده سپاهیان شده است . این متن سبب شده تا هیچ یک از ترجمه ها با پشیطای سریانی(Pshita) هماهنگ نباشند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نظر ترجمه سبعینیه در این باره چیست؟</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این عدد در بیشتر نسخه های خطی یونانی (ترجمه سبعینیه) یافت نمی شود. برخی از نسخه های خطی یونانی می گوید ۳۰ سال و برخی دیگر مانند متن عبری(ماسوری) می گوید یک ساله بود. همان طور که پیش از این هم گفتیم ترجمه اصلاح شده لوسیان (نسخه ای از ترجمه سبعینیه) نیز می گوید : یک ساله بود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اختلاف نسخه های خطی که نمونه آن در ترجمه سبعینیه تمثل یافته است ، دلیل بر این است که یک مشکل بسیار قدیمی در این میان وجود دارد. بنا بر این معقول به نظر نمی رسد که متن عبری قرائتی را بیفزاید که مشکل ایجاد کند. کاملا طبیعی است که این قرائت از ترجمه ها حذف شود . حتی به حکم قانون قرائت دشوار تر که دانشمندان <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%82%d8%af">نقد</a> آن را وضع کرده اند. آنان می گویند قرائت یک ساله چون قدیمی تر است چون دشوارتر است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در کتاب  (The NET Bible First Edition Notes) آمده است:</span></p>
<p dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">The MT does not have “thirty.” A number appears to have dropped out of the Hebrew text here, since as it stands the MT (literally, “a son of a year”) must mean that Saul was only one year old when he began to reign! The KJV, attempting to resolve this, reads “Saul reigned one year,”</span></p>
<p dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">but that is not the normal meaning of the Hebrew text represented by the MT. Although most LXX MSS lack the entire verse, some Greek MSS have “thirty years” here (while others have “one year” like the MT)…The present translation (“thirty”) is a possible but admittedly uncertain proposal based on a few Greek MSS.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه: در متن ماسوری عدد سی وجود ندارد. به نظر می رسد که این عدد از متن عبری حذف شده باشد. در صورتی که به متن ماسوری(عبری = The Massoreic Text) اعتماد کنیم (یک ساله) ، عمر شاول باید یک ساله باشد و در حقیقت در یک سالگی باید حکمرانی کرده باشد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برای حل این مشکل ترجمه کینگ جیمز می گوید : شائول یک سال حکمرانی کرد. اما طبعا این معنای متن عبری که در متن ماسوری هم تمثل یافته است ، نمی تواند باشد. علی رغم این که در بیشتر نسخه های خطی سبعینیه چنین عددی وجود ندارد. لذا برخی از نسخه های خطی یونانی سی سال قرائت کرده اند.(این در حالی است که برخی دیگر مانند متن ماسوری یک ساله گفته اند) . ترجمه کنونی (سی ساله) بی تردید نادرست است . چرا که مبنای آن تعداد بسیار اندکی از نسخه های خطی یونانی است و پشتوانه قابل دفاعی ندارد .</span></p>
<p><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون این سوال در ذهن شکل می گیرد که واقعا کدام یک از این قرائت ها کلام خداست؟ آیا این که برخی از کشیشان می گویند عهد قدیم تحریف نشده است ، از سر بی اطلاعی نیست؟<br />
</span></span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اگر معنای آیه را در نظر نگیریم ، هر کس که در <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%82%d8%af">نقد</a> متنی این آیه وارد شود ، طبعا قرائتی که می گوید &#8220;یک ساله &#8221; را برخواهد گزید. چرا که</span></p>
<ol>
<li><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قرائت متن اصلی عبری است . </span></li>
<li><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برخی از نسخه های خطی ترجمه سبعینیه همین را تایید می کنند . </span></li>
<li><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نسخه اصلاح شده ترجمه سبعینیه که لوسیان در قرن چهارم میلادی ارائه کرده است نیز همین را می گوید. </span></li>
<li><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه لاتینی جروم همین ادعا را گزارش می کند. </span></li>
<li><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تلمود نیز همین گونه آورده است . </span></li>
<li><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترجمه سیماخوس(</span>Symmachus<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">) و وولگات لاتینی نیز این گونه گفته اند . (اگر چه ترجمه جروم ، تلمود ، سیماخوس و وولگات برای توجیه ،‌ آن را به حالت روحی شائول تغییر معنا داده اند که قابل پذیرش نیست. )</span></li>
</ol>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به هر حال این اشکالی اساسی در این آیه است که منتظر پاسخ دوستان عزیز مسیحی هستم و امیدوارم پاسخی علمی در قبال این مساله دریافت کنم .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>دسامبر ۱۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1027.html" title="تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت دوم">تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل ۱۳ : ۱)- قسمت دوم (۱)</a></li>
<li>دسامبر ۱۹, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1038.html" title="اول سموئیل 13 : 1 در کشفیات قمران">اول سموئیل ۱۳ : ۱ در کشفیات قمران (۴)</a></li>
<li>فوریه ۱, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1104.html" title="نقد نسخه شناختی کتاب مقدس &#8211;   Textual Criticism of the Bible ">نقد نسخه شناختی کتاب مقدس &#8211;   Textual Criticism of the Bible  (2)</a></li>
<li>ژانویه ۳, ۲۰۱۰ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/1050.html" title="روح خدا یا باد">روح خدا یا باد (۰)</a></li>
<li>جولای ۲۹, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/761.html" title="دلایل تحریف کتاب مقدس (4): آدرس‌های بدون مرجع">دلایل تحریف کتاب مقدس (۴): آدرس‌های بدون مرجع (۰)</a></li>
<li>جولای ۲۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/747.html" title="دلایل تحریف کتاب مقدس (2) : اسفار بی نام و نشان">دلایل تحریف کتاب مقدس (۲) : اسفار بی نام و نشان (۲)</a></li>
<li>مارس ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/41.html" title="شیر זָקָן ">شیر זָקָן  (۱۲)</a></li>
<li>فوریه ۲۵, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/19.html" title="تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس">تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس (۱۹)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/1006.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سخنی صمیمانه با هم وطنان مسیحی اهل دانش</title>
		<link>http://www.pedar.net/990.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/990.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 12:12:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تبليغات‌ مسيحيت]]></category>
		<category><![CDATA[علم]]></category>
		<category><![CDATA[كليسا]]></category>
		<category><![CDATA[مبشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=990</guid>
		<description><![CDATA[یکی از معضلاتی که در کلیساهای ایران به چشم می خورد این است که سطح سواد و دانش کشیشان و متولیان کلیسا بسیار پایین است . این مساله به حدی در کلیساها چالش بر انگیز شده است که حتی برای موعظه های بسیار معمولی هم مجبورند سراغ موعظه گران خارجی بروند و از کشیشان خارجی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی از معضلاتی که در <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7">کلیسا</a>های ایران به چشم می خورد این است که سطح سواد و دانش کشیشان و متولیان <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7">کلیسا</a> بسیار پایین است . این مساله به حدی در <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7">کلیسا</a>ها چالش بر انگیز شده است که حتی برای موعظه های بسیار معمولی هم مجبورند سراغ موعظه گران خارجی بروند و از کشیشان خارجی استفاده کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این رویه در بین کلیساهای ایران چنان رواج پیدا کرده که خیلی از واعظان اروپایی را در مسیر یادگیری زبان فارسی و &#8230; برای سفر به ایران قرار داده است . </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به عنوان مثال : </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><img title="مژده هاکسلی " src="http://www.icfonline.co.uk/images/stories/00mh.jpg" alt="http://www.icfonline.co.uk/images/stories/00mh.jpg" width="144" height="80" /> <img title="تام هاکسلی " src="http://www.icfonline.co.uk/images/stories/00th.jpg" alt="http://www.icfonline.co.uk/images/stories/00th.jpg" width="144" height="80" /> <img title="مالکوم استیر " src="http://www.icfonline.co.uk/images/stories/00ms.jpg" alt="http://www.icfonline.co.uk/images/stories/00ms.jpg" width="144" height="80" /> ، کشیش تت استوارت ، کشیش غوکاس یقنظر ،‌ کشیش جرج باکستر ،‌ کشیش میلتن دانیال ،‌ کشیش چارلز غوقبشیان ، کشیش وارطان آوانسیان ، کشیش سام یقنظر ،‌ کشیش روبرت آسریان ، وازگن اوشیان ، مانیفرد کحل ، پاستور اسکات و &#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-990"></span><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">جالب آن که بسیاری از این واعظان را همراه با مترجم برای ارائه یک وعظ ساده به ایران می آورند . نمونه های آن در سایت های مسیحی بسیار است که برخی از آن ها را شخصا مشاهده نموده ام. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با شنیدن وعظ های بسیار ابتدایی (هر چند قابل استفاده) این عزیزان، این اندیشه در ذهن انسان شکل می گیرد که چه لزومی دارد برای یک وعظ ساده شخصی را از آمریکا و نیز کشورهای اروپایی به کلیسا دعوت کنند. آن هم کلیساهایی که برخی از آنان به ظاهر با مشکلات مالی مواجهند. ان شاء الله که مسائل جاسوسی و &#8230; در میان نیست . چند فیلم از این اشخاص در اختیار دارم که واقعا دیدنی است .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با یکی از عزیزان مسیحی که در این باره گفتگو می کردم ، او نیز خیلی از این وضعیت در کلیساهای ایران که به دلایلی اسم نمی برم ، گله مند بود. البته ایشان به عنوان چشم و هم چشمی بین کلیساها این مساله را مطرح می کردند اما به نظر من رقابت ناسالم برخی از واعظان سبب شده تا ایمانداران مسیحی از نظر <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b9%d9%84%d9%85">علم</a>ی دچار آسیب شوند .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی دیگر از مشکلاتی که مسیحیان ایرانی با آن مواجهند ، ناتوانی از پاسخ به سوالاتی است که در مواجهه با محیط اسلامی به ذهن و زبان فرزندانشان جاری شده است. لذا وقتی که با سوالاتی در باب تناقضات کتاب مقدس ، تثلیث و امثال آن مواجه می شوند ، ابتدایی ترین کاری که انجام می دهند این است که به منابع انگلیسی ارجاع می دهند: <a href="http://www.askquran.ir/showpost.php?p=204072&amp;postcount=6">نمونه </a>. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بنده از ایمانداران معمولی که صرفا در فضای تبشیر و وعظ بزرگ شده اند ،‌ انتظاری ندارم . اما واقعا این سوال ذهن مرا آزار می دهد که بین این همه کشیش در ایران هیچ کس نیست که بتواند اثری تالیف کند و پاسخ سوالات و شبهات مطرح شده را با بیانی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b9%d9%84%d9%85">علم</a>ی و نه وعظ و مجادله ، ارائه کند؟<br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این توصیه را به دوستان عزیزم در کلیسا و مرتبطین با آموزش های الهیاتی مسیحی دارم که سعی کنید ایمانداران را از نظر <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b9%d9%84%d9%85">علم</a>ی ارتقا ببخشید. هر چه علم در بین مردم گسترش پیدا کند خرافه نیز رخت بر می بندد. از افزایش دانایی در میان ایمانداران نترسید . لازمه این افزایش علم نیز ،‌ این است که خودتان سطح دانشتان را افزایش دهید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حتی وقتی در مواد درسی دانشکده های الهیاتی که در بیشتر سایت ها و وبلاگ های مسیحی از آن تبلیغ می شود ،‌  دقت می کنید می بینید که آموزه های بسیار ساده و آن هم تبشیری و نه تعلیمی ،‌ در سطح کارشناسی ارشد ارائه می شود و این اصلا پذیرفتنی نیست. این مشکل نیز وقتی اصلاح می شود که ایمانداران عزیز خودشان به دنبال علم باشند.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به امید روزی که پیروان تمامی ادیان الهی با نور علم و آگاهی خدا را چنان که باید ، بندگی کنند . آمین .<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>آوریل ۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/260.html" title="کدام دستش به شمشیر آشناتر است؟">کدام دستش به شمشیر آشناتر است؟ (۱)</a></li>
<li>مارس ۱۵, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/132.html" title="اولین دستور قرآن و اولین دستور کتاب مقدس">اولین دستور قرآن و اولین دستور کتاب مقدس (۳)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/990.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نمادهای شیطان پرستی</title>
		<link>http://www.pedar.net/984.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/984.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 20:29:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرق انحرافي]]></category>
		<category><![CDATA[انجيل]]></category>
		<category><![CDATA[سمبل]]></category>
		<category><![CDATA[شيطان]]></category>
		<category><![CDATA[نماد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=984</guid>
		<description><![CDATA[



دوست دارید با نمادهای شیطان پرستی آشنا شوید؟ 
آیا می دانید همین الان ۱۰۰ فرقه شیطان پرستی در ایران مشغول تبلیغ خود هستند؟‌




 















در بررسی نمادهای متعلق به شیطان‌پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .

در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر ، ‌گردنبند ، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td width="100%">
<p align="center"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوست دارید با <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af">نماد</a>های <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d9%8a%d8%b7%d8%a7%d9%86">شیطان</a> پرستی آشنا شوید؟ </span></span></p>
<p align="center"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: small;">آیا می دانید همین الان ۱۰۰ فرقه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d9%8a%d8%b7%d8%a7%d9%86">شیطان</a> پرستی در ایران مشغول تبلیغ خود هستند؟‌</span></span></p>
<p align="center"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span>
</p>
<p align="center"><span style="font-size: small;"><img src="http://www.alborznews.net/files/fa/news/1387/8/18/3156_713.jpg" alt="http://www.alborznews.net/files/fa/news/1387/8/18/3156_713.jpg" width="416" height="287" /></span></p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></span></td>
<td width="100%" align="right"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></span></td>
<td width="100%" align="right"><span style="font-size: small;"><br />
</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td colspan="2" valign="top"><span style="font-size: small;"><span id="more-984"></span><br />
</span></td>
</tr>
<tr>
<td colspan="2" valign="top">
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>در بررسی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af">نماد</a>های متعلق به <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b4%d9%8a%d8%b7%d8%a7%d9%86">شیطان</a>‌پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .</strong></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong><br />
<span style="color: #003399;">در ذیل برخی از <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af">نماد</a>ها که به عنوان نگین انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاویر بر روی دست‌بندها ، پیراهن ، شلوار ، کفش ،‌ ادکلن ، ساعت و &#8230; درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار می‌گیرد :</span></strong></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
<img src="http://mastoor.ir/images/news/satan1.jpg" alt=" " hspace="10" vspace="10" width="128" height="127" align="left" /><br />
<strong><br />
اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطان‌گرایی به همراه دایره حذف کنیم ، آن وقت یک ستاره پنج‌ضلعی بر جای می‌ماند که همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی می‌ماند .</strong></p>
<p></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong><img src="http://mastoor.ir/images/news/satan2.jpg" alt=" " hspace="10" vspace="10" width="172" height="159" align="right" /></strong></p>
<p><strong>این <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d8%a8%d9%84">سمبل</a> نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینکه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به چشم می‌خورد .</strong></p>
<p><strong><img src="http://mastoor.ir/images/news/satan3.jpg" border="1" alt=" " hspace="10" vspace="10" width="300" height="290" align="left" /></strong></p>
<p></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>برخی از شیطان‌گرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان‌گرایی را در نقشه ذیل توصیف می‌نمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)</strong></p>
<p><strong>درمیان پنتاگرا‌های قبلی تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی ، ‌به این معناست که مسیحیان معتقدند که مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینکه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره می‌دانند این آرم را انتخاب کرده‌اند.</strong></p>
<p></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>۶۶۶<img src="http://mastoor.ir/images/news/satan4.jpg" alt=" " hspace="10" vspace="10" align="right" />: یک <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d8%a8%d9%84">سمبل</a> با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروه‌های هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان‌پرستان تلقی می‌شود و براساس مکاشافات ۱۳:۱۸ « &#8230; پس هر کس حکمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا که عدد انسان است و عددش ۶۶۶ است . »  از سال‌ها پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ کشور مشاهده می‌شد .</strong></p>
<p><strong><img style="width: 114px; height: 128px;" src="http://mastoor.ir/images/news/satan5.png" border="1" alt=" " hspace="10" vspace="10" width="142" height="198" align="left" /><br />
</strong></p>
<p></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong><br />
صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حکایت از « وارونه شدن مسیحیت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین  است . صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خواننده‌های راک انواع مختلف آنرا به همراه دارند .</strong></p>
<p><strong><img style="width: 151px; height: 133px;" src="http://mastoor.ir/images/news/satan6.jpg" alt=" " hspace="10" vspace="10" width="200" height="201" align="right" /><br />
نماد صلیب شکسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یک نماد باستانی است که در برخی فرهنگ‌های دینی همچون کتیبه‌های بر جای مانده از بودایی‌ها و مقبره‌های سلتی و یونانی دیده شده‌است .</strong></p>
<p><strong>لازم به توضیح است این علامت سال‌ها بعد توسط هیتلر به کار رفت ،‌ لکن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d9%85%d8%a8%d9%84">سمبل</a> را وارد شیطان‌پرستی کردند .</strong></p>
<p><strong><img src="http://mastoor.ir/images/news/satan7.jpg" alt=" " hspace="10" vspace="10" align="left" /></strong></p>
<p><strong>چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفکری نیز به کار می‌رود . اما شیطان‌پرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « ‌چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .<br />
این علامت در پیشگویی ،‌ جادوگری ، نفرین‌گری و کنترل‌های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می‌گیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریکایی به کار رفته است .</strong></p>
<p><strong><img src="http://mastoor.ir/images/news/satan8.png" alt=" " hspace="10" vspace="10" width="66" height="126" align="right" /></strong></p>
<p><strong>این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاء‌می‌شود و سمبل شهوت‌رانی و باروری است .<br />
این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می‌شود . امروزه نماد « فمنیسم » در واقع یک نماد برداشت شده دقیقا از سمبل‌های شیطانی است .</strong></p>
<p></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>پرچم رژیم صهیونیستی : <span style="color: #006600;">قابل توجه <span style="color: #cc0000;">جدی</span> است که رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایت‌های آشکار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی کشور نامشروعش در کانون علائم شیطان‌گرایان نیز پرهیز ندارد .<br />
</span><br />
<img src="http://mastoor.ir/images/news/satan9.jpg" border="1" alt=" " hspace="10" vspace="10" align="left" /></strong></p>
<p><strong>ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینکه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطان‌پرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک انتخاب کرده‌اند .</strong></p>
<p><strong>همچنین گفتنی است که فمنیست‌ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر‌سالاری باستانی استفاده می‌نمودند.</strong></p>
<p></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong><br />
<img src="http://mastoor.ir/images/news/satan10.gif" border="1" alt=" " hspace="10" vspace="10" width="200" height="194" align="right" /></strong></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba&#8217;al بعل خدای باروی مصر باستان) ، ‌بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یکی از راه‌های شیطان‌پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته می‌شود که مسیح مانند بره‌‌ای برای گناهان بشر کشته شد . همانطور که در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،‌این نماد تصویر کاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .</strong></p>
<p><strong><img src="http://mastoor.ir/images/news/satan11.jpg" alt=" " hspace="10" vspace="10" align="left" /></strong></p>
<p></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong> </strong></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong> </strong></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong><br />
</strong></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد که « هر چه تخریب کننده است تو انجام بده » این نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌های هوی‌متال است .</strong></p>
<p><strong><img src="http://mastoor.ir/images/news/satan12.jpg" alt=" " hspace="10" vspace="10" width="120" height="110" align="right" /></strong></p>
<p></span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>چشم شیطان (Aye of satan) :  این نماد نیز به معنای چشم « شیطان و نظارت و اقتدار » است و کمتر شناخته شده است .<br />
</strong></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong> </strong></span></span></div>
<div><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong> </strong></span></span></div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p><span style="font-size: small;">نماد های شیطان پرستی روی اسکناس یک دلاری در امریکا :</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><img style="cursor: -moz-zoom-out;" src="http://www.1-free-dvd.com/images/dollar_bill_showing_New_World_Order.gif" alt="http://www.1-free-dvd.com/images/dollar_bill_showing_New_World_Order.gif" width="686" height="449" /></span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>جولای ۲۹, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/767.html" title="اگر افغانستان مسیحی نشد، آن را بسوزانید">اگر افغانستان مسیحی نشد، آن را بسوزانید (۳۲)</a></li>
<li>جولای ۸, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/562.html" title="نام ها و نشانه های اختصاری اسفار کتاب مقدس به سه زبان ">نام ها و نشانه های اختصاری اسفار کتاب مقدس به سه زبان  (۵)</a></li>
<li>فوریه ۱۹, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/7.html" title="چگونه به انجیل‌ها اعتماد کنم؟">چگونه به انجیل‌ها اعتماد کنم؟ (۴)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/984.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حضرت ساره از دیدگاه اسلام و مسیحیت، بانوی ایمان یا سمبل حسادت؟!</title>
		<link>http://www.pedar.net/973.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/973.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 17:37:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق زن در مسيحيت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصيت‌هاي مسيحي]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهيم]]></category>
		<category><![CDATA[سارا]]></category>
		<category><![CDATA[ساره]]></category>
		<category><![CDATA[هاجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=973</guid>
		<description><![CDATA[وقتی از حضرت سارا یا همان ساره علیها سلام سخنی به میان می آید، غالبا نخستین چیزی که به ذهن شنونده متبادر می شود حسادت اوست و این که حسادت ساره باعث شد هاجر علیها سلام با فرزند بی گناهش اسماعیل علیها سلام از خانه اخراج شوند و &#8230; .
آیا واقعا حضرت ساره علیها سلام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وقتی از حضرت سارا یا همان ساره علیها سلام سخنی به میان می آید، غالبا نخستین چیزی که به ذهن شنونده متبادر می شود حسادت اوست و این که حسادت ساره باعث شد <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1">هاجر</a> علیها سلام با فرزند بی گناهش اسماعیل علیها سلام از خانه اخراج شوند و &#8230; .</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #008000;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>آیا واقعا حضرت <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d9%87">ساره</a> علیها سلام <span style="color: #ff00ff;">حسود </span>بود؟ </strong></span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حقیقت این است که حسادت <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d9%87">ساره</a> یک مساله ای است که تنها در مسیحیت وجود دارد و این فرهنگ به مرور زمان در بین مردم کم اطلاع شیعه و مسلمان نیز جا افتاده است . این در حالی است که در منابع اسلامی بر خلاف تصور رایج، <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d9%87">ساره</a> علیها سلام بانویی فوق العاده و عزیز است. بانویی است فداکار که با حضرت خدیجه علیها سلام مقایسه شده است . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون کتاب مقدس را باز کنید و اینجا را که می گویم بخوانید: سفر پیدایش  ، ۱۶ : ۴ &#8211; ۷ : </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و چون ده سال از اقامت ابرام در زمین کنعان سپری شد سارای زوجة ابرام کنیز خود <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1">هاجر</a> مصری را برداشته او را به شوهر خود ابرام به زنی داد. <strong>۴</strong> پس به <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1">هاجر</a> درآمد و او حامله شد. و چون دید که حامله است خاتونش بنظر وی حقیر شد. <strong>۵</strong> و <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7">سارا</a>ی به ابرام گفت: “ظلم من بر تو باد! من کنیز خود را به آغوش تو دادم و چون آثار حمل در خود دید در نظر او حقیر شدم. یَهُوَه در میان من و تو داوری کند.” <strong>۶</strong> ابرام به <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7">سارا</a>ی گفت: “اینک کنیز تو به دست توست آنچه پسند نظر تو باشد با وی بکن.” پس چون <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7">سارا</a>ی با وی بنای سختی نهاد او (هاجر) از نزد وی بگریخت.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چنان که می بینید ساره چنان از فرط حسادت ، چنان بلایی را بر سر هاجر می اورد که از شدت آن هاجر از تنها منزلی که داشته است فرار می کند و حضرت <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%8a%d9%85">ابراهیم</a> علیه السلام نیز به این رفتار ساره اعتراض که نمی کند هیچ ، بلکه او را مختار می کند تا هر چی می پسندد انجام دهد! </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ما شیعیان معتقدیم که چنین اندیشه ای نسبت به ساره و <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%8a%d9%85">ابراهیم</a> علیهما السلام هرگز صحت ندارد. چرا که در اسلام به ساره علیه السلام به عنوان یکی از بانوانی که در تاریخ انبیا و گسترش توحید از جایگاه ویژه ای برخوردار است نگریسته می شود.اکنون برای این که جایگاه حضرت ساره علیها سلام در اسلام را ببینید ادامه مطلب را بخوانید:</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><img class="aligncenter" style="cursor: -moz-zoom-out;" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/0/08/Burial_of_Sarah.png" alt="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/0/08/Burial_of_Sarah.png" width="392" height="483" /></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نقاشی (تخیلی) گوستاودور از لحظه خاکسپاری حضرت ساره ع در غار مخیلا در حبرون</span></p>
<p style="text-align: center;">
<div style="text-align: center;">
<div style="width: 202px;" dir="ltr"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Burial_of_Sarah.png"><br />
</a></span></div>
</div>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-973"></span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> «لاحج» پیامبر، دو دختر دوقلو داشت که پدر ابراهیم(ع) و عموی ابراهیم(ع) با این دو خواهر ازدواج کردند. ابراهیم(ع) از یک خواهر و ساره از خواهر دیگر تولد یافت. این بود که ساره و ابراهیم، هم عموزادگان یکدیگر بودند و هم دخترخاله و پسرخاله. البته مادر ساره پیش از ازدواج با عموی ابراهیم، با برادر ابراهیم به نام هامان ازدواج کرده بود و لوط پیامبر نتیجه آن ازدواج بود. از این رو لوط، هم برادرزاده و هم خاله زاده ابراهیم بود، و ساره و لوط از طرف مادر، خواهر و برادر بودند.(۱)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ساره مالک زیبایی و ثروت</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ساره که از زیباترین زنان و مانند حوریه ای از حوریان بهشتی بود، از زنان ثروتمند به شمار می رفت و زراعت و دامهای بسیاری داشت. زیبایی ساره تا آنجاست که گفته اند خداوند ده نعمت را به زن داد. از آن جمله زیبایی و جمال را به ساره داد.(۲) علاوه بر این، اموال زیادی بویژه دام و زراعت داشت که همه را در اختیار همسرش ابراهیم(ع) گذارد و ابراهیم(ع) با رسیدگی به این اموال و دامها بود که وضعیت زندگی اش به مرتبه ای رسید که هیچ کس در منطقه «کوثی» که محل زندگی او بود به پایه وی نمی رسید. در روایتی از امام صادق(ع)، از جمله آمده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«و کانت سارة صاحبة ماشیة کثیرة و أرض واسعة و حال حسنة و کانت قد ملّکت ابراهیم(ع) جمیع ما کانت تملکه فقام فیه و أصلحه و کثرت الماشیة و الزرع حتی لم یکن بأرض «کوثی ریا»(۳) رجل أحسن حالاً منه.»(۴)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ساره دارای گوسفندانی زیاد و زمینی گسترده و وضعیتی نیک بود و همه دارایی خویش را در اختیار ابراهیم(ع) در آورده بود و ابراهیم نیز به رتق و فتق و اداره آنها پرداخت و گوسفندان زیاد شد و زراعت گسترش یافت تا آنجا که در سرزمین «کوثی ریا» مردی با وضعیتی بهتر از او وجود نداشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با این همه آنچه ساره به دنبال آن بود جوانی چون ابراهیم(ع) بود که هر چند انسان یتیمی است که از اموال و امکانات دنیا چیزی در خور ندارد اما فضایل و ارزشهای انسانی او است که ساره را به سوی خود جذب می کند و پس از ازدواج نیز باعث می شود همه دارایی خود را در اختیار او قرار دهد. فتوت و جوانمردی ابراهیم(ع) چیزی نبود که بر دیگران پوشیده باشد. بت پرستان در مواجهه با جریان شکسته شدن بتها با همین وصف به ابراهیم(ع) اشاره می کنند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«مَنْ فَعَلَ هذا بآلهتنا اِنَّه لمن الظالمین، قالُوا سَمِعنا فتیً یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ ابراهیمُ».(۵)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">علاقه و احترام ابراهیم(ع) به ساره</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بررسی تاریخ زندگی ابراهیم(ع) و ساره نشان می دهد که ساره از احترام ویژه ای در نزد آن حضرت(ع) برخوردار بوده است که نمونه آن را می توان در جریان دور ساختن هاجر و اسماعیل(ع) از پیش ساره شاهد بود؛ کاری که به درخواست ساره صورت گرفت. آن دو علاقه ویژه ای به یکدیگر داشتند و نمونه هایی از علاقه و احترام آن دو به یکدیگر را در ادامه خواهیم خواند.اینکه ساره همه اموال، دامها و زمینها و زراعت خود را به ملکیت ابراهیم(ع) در می آورد، این، علاوه بر اینکه فداکاری ساره را در جهت رشد و گسترش دعوت ابراهیم(ع) به توحید و پیشرفت در تبلیغ رسالت او را می رساند، نشان از علاقه شدید ساره به شوهر دارد. حضرت ابراهیم(ع) نیز چنان که به اجمال خواهد آمد درِ خانه اش به روی همه باز بود و از ثروت و اموال خویش در جهت احسان به مردم و گسترش توحید بهره می جست و طبیعی است که در این میان، گاه نیز دچار تنگدستی شود. روایتی را که خواهیم آورد نشان می دهد که آن حضرت حتی در چنین شرایطی نیز به فکر خشنود ساختن همسر خود ساره بود. امام صادق(ع) در تأکید بر هدیه دادن و سوغات آوردن برای خانواده، نمونه ای را از حضرت ابراهیم(ع) نقل می فرماید. مفاد این حدیث این است که وقتی کسی از سفر برمی گردد، برای خانواده اش به هر مقدار می تواند هر چند یک سنگ! سوغات بیاورد. ابراهیم(ع) وقتی دچار تنگدستی می شد سراغ قوم خود می رفت. یک بار که به همین خاطر برای کمک گرفتن سراغ آنان رفت دید که خود آنها نیز در قحطی و تنگنا قرار دارند؛ لذا دست خالی برگشت. وقتی نزدیک خانه خود شد از مرکب خود پیاده شد و خورجین آن را پر از ریگ کرد با این هدف که روح ساره را آرامش دهد و او نگران نشود. موقعی که داخل خانه شد خورجین را از حیوان باز کرد و خود شروع به نماز نمود. ساره آمد و خورجین را گشود و دید که پر از آرد است. مقداری از آن را خمیر کرد و نان پخت. بعد به ابراهیم گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نمازت را تمام کن و بخور. ابراهیم به او گفت: این را از کجا آوردی؟! گفت: از آردی که در خورجین است. ابراهیم سر خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: گواهی می دهم که تو خلیلی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن روایت چنین است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اذا سافر أحدکم فقدم من سفره فلیأت أهله بما تیسّر و لو بحجر فانّ ابراهیم(ع) کان اذا ضاق أتی قومه، و انّه ضاق ضیقة فأتی قومه فوافق منهم أزمة فرجع کما ذهب، فلمّا قرب من منزله نزل عن حماره فملأ خرجه رملاً ارادة أن یسکن به روح [زوجه خ ل [سارة، فلمّا دخل منزله حطّ الخرج عن الحمار و افتتح الصلاة، فجاءت سارة ففتحت الخرج فوجدته مملوءا دقیقا فاعتجنت منه و اختبزت، ثم قالت لا ابراهیم انفتل من صلاتک فکل. فقال لها: أنّی لکِ هذا؟ قالت: من الدقیق الذی فی الخرج، فرفع رأسه الی السماء فقال: أشهد أنک الخلیل.»(۶)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نخستین زنی که ایمان آورد</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کسی چون ساره که در آن محیط شرک و کفر تنها چیزی که برای او جاذبه دارد ارزشها و فضایل انسانی و توحیدی است طبیعی می باشد که علی رغم دشواریهای زیاد به همراه برادرش لوط نخستین افرادی بودند که به ابراهیم گرویدند. او را نخستین زنی شمرده اند که به ابراهیم(ع) ایمان آورد و لوط را نخستین مرد گرونده دانسته اند.(۷)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تبعید به همراه همسر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در جریان به آتش افکندن ابراهیم(ع) نیز این همسرش ساره بود که از خداوند خلاصی ابراهیم(ع) را طلب می کرد و پس از این واقعه بود که ابراهیم و ساره و لوط را از آن شهر راندند و آنها به سوی سرزمین شام روانه شدند. او رنج سفر و غربت را بر خود هموار می کند تا دعوت ابراهیم(ع) گسترش یابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اسماعیل(ع) دستاورد فداکاری ساره</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ابراهیم(ع) تا دوران پیری در حالی که بیش از یکصد سال از عمر شریفش گذشته بود هنوز فرزندی نداشت. فداکاری قابل تحسینی که ساره در این زمینه از خود نشان داد این بود که حاضر شد کنیز خود هاجر را در اختیار همسرش ابراهیم(ع) بگذارد تا از وی دارای فرزند گردد. به نقلی، خود ساره این پیشنهاد و درخواست را به ابراهیم(ع) کرد(۸) و به نقل دیگر به دنبال درخواست ابراهیم(ع)، این کار را کرد(۹) و چنین بود که ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع) را پیدا کرد. البته اندکی بعد، ساره نیز مشمول لطف الهی قرار گرفت و بشارت فرزندش اسحاق را و حتی یعقوب فرزند اسحاق را از جانب فرشتگان دریافت کرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«و لقد جاءت رُسُلنا ابراهیمَ بالبشری قالوا سلاما قالَ سلامٌ فما لَبِثَ أن جاء بعجلٍ حنیذٍ فلمّا رأی أیدیَهم لا تصلُ الیه نَکِرَهُمْ و أوجس منهم خیفةً قالوا لا تخف انّا أُرسِلنا الی قوم لوطٍ و امرأته قائمةٌ فضحکتْ فبشّرناها باسحق و من وراء اسحق یعقوب، قالت یا ویلتی أ ألد و أنا عجوز و هذا بعلی شیخا انّ هذا لشی ء عجیب قالوا أ تعجبین من أمر اللّه رحمت اللّه و برکاته علیکم اهل البیت انه حمید مّجید».(۱۰)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و به راستی، فرستادگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، سلام گفتند، پاسخ داد: «سلام». و دیر نپایید که گوساله ای بریان آورد و چون دید دستهایشان به غذا دراز نمی شود، آنان را ناشناس یافت و از ایشان ترسی بر دل گرفت. گفتند: مترس، ما به سوی قوم لوط فرستاده شده ایم. و زن او ایستاده بود. خندید. پس وی را به اسحاق و از پی اسحاق به یعقوب مژده دادیم. همسر ابراهیم گفت: ای وای بر من، آیا فرزند آورم با آنکه من پیرزنم، و این شوهرم پیرمرد است؟ واقعا این چیز بسیار عجیبی است. گفتند: آیا از کار خدا تعجب می کنی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان باد. بی گمان، او ستوده ای بزرگوار است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قرآن کریم در جای دیگر آمدن فرشتگان و آوردن بشارت فرزند را این گونه بیان می فرماید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«هل أتیک حدیثُ ضیفِ ابراهیم المکرمینَ اذ دخلوا علیه فقالوا سلاما قال سلامٌ قومٌ منکَرون فراغَ الی اهلِهِ فجاء بعجلٍ سمینٍ فَقَرَّبَهُ الیهمْ قال ألا تأکلونَ فاَوْجَسَ مِنْهُمْ خیفةً قالوا لا تَخَفْ و بَشَّرُوه بغلامٍ علیمٍ فأقبلتْ امرأته فی صَرّةٍ فصکَّت وجهها و قالتْ عجوزٌ عقیمٌ قالوا کذلک قال ربّکِ انه هو الحکیم العلیم».(۱۱)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و بدین گونه بود که در حالی که ابراهیم(ع) در سن ۱۲۰ سالگی و ساره در سن ۹۰ سالگی بود خداوند اسحق را به آنان داد.(۱۲)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مهمانداری خانه توحید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از سوی دیگر، حضرت ابراهیم(ع) چنان که از آیات یادشده نیز استفاده می شود درِ خانه اش به روی میهمانان باز بود و این ساره بود که یاور نزدیک همسر در پذیرایی از آنان بود. در آیات مذکور دیدیم که وقتی فرشتگان به صورت انسانهایی ناشناس بر ابراهیم(ع) وارد شدند آن حضرت(ع) به سرعت وسایل پذیرایی را فراهم ساخت و گوساله ای چاق و بریان شده را جلو میهمانان گذاشت. تعبیر قرآن در این خصوص در باره ساره این است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«و امرأته قائمة»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">که اشاره به آمادگی و ایستادن او برای پذیرایی از مهمانان دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از طرف دیگر، ساره به درجه ای از ایمان و توحید و معرفت رسیده است که هم کلام با فرشتگان می شود و جزء معدود بانوانی قرار می گیرد که با عنوان «محدثه» از آنان یاد می شود. و بدین گونه است که به صراحت آیات</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یادشده، جزء اهل بیت حضرت ابراهیم خلیل(ع) قرار می گیرد و مشمول رحمت و برکات الهی می گردد، اما کسی چون ام سلمه با همه عظمت و شخصیتی که دارد در جریان نزول آیه تطهیر جزء اهل بیت پیامبر(ص) قرار نمی گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تربیت کودکان شیعیان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ابراهیم(ع) شیخ الانبیاء و پیامبر بزرگ دعوت به یکتاپرستی است و همسرش ساره همسنگر وی در این دعوت است. از همین جایگاه است که سرپرستی و تربیت فرزندان شیعیان و کودکان مؤمنان در عالم برزخ به آن دو سپرده می شوند تا به آنها رسیدگی کنند و تحت تربیت خویش قرار داده و بعدا به پدر و مادر آنها تحویل دهند. این مطلب را شیخ صدوق در روایتی با سندی صحیح از امام صادق(ع) نقل می کند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">انّ اللّه تبارک و تعالی کفّل ابراهیم و سارة أطفال المؤمنین یغذوانهم بشجرة فی الجنّة لها أخلاف(۱۳) کاخلاف البقر فی قصر من درّة، فاذا کان یوم القیامة ألبسوا و طُیّبوا و أهدوا الی آبائهم، فهم ملوک فی الجنّة مع آبائهم و هو قول اللّه عزّ و جلّ: «و الذین آمنوا و اتّبعتهم ذریّتهم بایمان ألحقنا بهم ذرّیتهم(۱۴)».(۱۵)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خدای تبارک و تعالی ابراهیم و ساره را عهده دار نگهداری کودکان شیعیان کرده است و آن دو، این کودکان را [در عالم برزخ] در قصری از درّ با درختی از بهشت غذا می دهند که دارای پستانکهایی چون پستانهای گاو می باشد. وقتی روز قیامت شد به این کودکان لباس پوشانده می شود و خوشبو می شوند و به پدران و مادرانشان هدیه می گردند و آنان به همراه پدران و مادرانشان شاهان بهشتند و این همان گفته خداوند عز و جل است که فرمود،: و کسانی که گرویده و فرزندانشان آنها را در ایمان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیروی کرده اند فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و یا چنان که موسی بن جعفر(ع) به نقل از پدران خویش، از پیامبر(ص) می فرماید: «لا تزوّجوا الحسناء الجمیلة العاقرة فانّی أباهی بکم الامم یوم القیامة، أ و ما علمت أنّ الوِلْدانَ تحت عرش الرحمن یستغفرون لآبائهم، یحضّنهم ابراهیم و تربّیهم سارة علیهماالسلام فی جبل من مسک و عنبر و زعفران؟»(۱۶)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«با زن خوش صورت زیبای نازا ازدواج نکنید چرا که من در روز قیامت به کثرت شما بر سایر امتها مباهات می کنم. آیا نمی دانی که کودکان در زیر عرش الهی برای پدر و مادر خویش درخواست مغفرت می کنند. ابراهیم آنان را در کوهی از مشک و عنبر و زعفران نگهداری نموده و ساره تربیت می کند؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یعنی همان مقامی که در این خصوص، در روایت دیگری از امام صادق(ع) برای حضرت فاطمه(س) ذکر شده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«اذا مات طفل من أطفال المؤمنین نادی مناد فی ملکوت السماوات و الارض: ألا انّ فلان بن فلان قد مات، فان کان مات والداه أو أحدهما أو بعض اهل بیته من المؤمنین دفع الیه یغذوه، و الاّ دفع الی فاطمة علیهاالسلام تغذوه حتّی یقدم أبواه أو أحدهما أو بعض أهل بیته فتدفعه الیه.»(۱۷)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شباهتهای ساره و خدیجه</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">علیهماالسلام</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ساره همسر شیخ الانبیا، ابراهیم خلیل(ع)، و خدیجه همسر خاتم الانبیا، محمد مصطفی(ع) هر چند در یک ردیف نیستند و خدیجه(س) جزء چهار زن برتر جهان توحید است، چنان که در روایات بسیاری آمده است، اما در این میان شباهتهای میان آن دو بزرگوار می تواند ما را به عظمت و شخصیت ساره بیشتر آشنا سازد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱ـ هم ساره و هم خدیجه، از جمال و کمال کم نظیری برخوردار بودند و در اتصاف به کمالات انسانی سرآمد زمان خود بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲ـ هر دو اموال و امکانات زیادی داشتند ولی ثروت خویش را در اختیار همسران خود نهادند تا در گسترش امر توحید و پیشبرد اهداف الهی آنان صرف گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۳ـ با وجود خواستگاران زیادی که برای آنان وجود داشت، ازدواج با کسانی را پذیرفتند که از نظر مالی در تنگدستی قرار داشتند. کسانی که تحت سرپرستی عموهای خود زندگی می کردند ولی شهره اوصاف نیک و کمالات انسانی بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۴ـ هم ساره و هم خدیجه نخستین بانوانی بودند که به ندای توحید پاسخ گفتند در حالی که پیش از آن نیز شرک نورزیده بودند و جزء موحدان به شمار می رفتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۵ـ هم ساره و هم خدیجه تا آخرین لحظه حیات خویش دست از همراهی با همسران خود نکشیدند و نقش خانه داری خانه توحید را تا پایان ایفا نمودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۶ـ هر دو بزرگوار در آخرت نیز در کنار همسران خویش خواهند بود. خواندیم که سرپرستی کودکان شیعه در عالم برزخ به ابراهیم(ع) و ساره سپرده شده است و این نشان می دهد که آن دو در آن عالم نیز با هم می باشند. چنان که مرحوم شیخ صدوق نقل کرده است هنگامی که خدیجه در بستر بیماری و وفات بود پیامبر اکرم(ص) در بالین او از جمله فرمود: وقتی بر هووهایت وارد شدی سلام ما را به آنان برسان. خدیجه گفت: هووهای من چه کسانی هستند ای رسول خدا! پیامبر فرمود: مریم دختر عمران، کلثم خواهر موسی و آسیه همسر فرعون. خدیجه گفت: به خیر و خوشی ای رسول خدا!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن روایت چنین است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«دخل رسول اللّه (ص) علی خدیجة و هی لما بها، فقال لها: بالرغم منّا ما نری بک یا خدیجة، فاذا قدمت علی ضرائرک فأقرئیهنّ السلام فقالت: من هنّ یا رسول اللّه ؟ قال(ص): مریم بنت عمران، و کلثم أخت موسی، و آسیة امرأة فرعون، قالت: بالرفاء یا رسول اللّه .»(۱۸)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وفات ساره</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ساره هنگامی که دارای فرزند خود اسحاق شد ۹۰ سال داشت و ۳۰ سال پس از آن، یعنی در سن ۱۲۰ سالگی، این بانوی فداکار و حامی توحید دعوت حق را لبیک گفت و رحلت کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بخش قابل توجهی از زندگی ساره را در شرح حال هاجر آورده ایم که خواهید خواند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">* هاجر، مهاجر سرزمین توحید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی دیگر از بانوانی که نقشی اساسی در گسترش توحید و شکل گیری کانون مبارزه با شرک داشت هاجر مادر اسماعیل(ع) است. زنی که حضور او و شوهر و فرزندش در مکه، توانست این سرزمین را به کانون توحید و مرکز خداپرستی و وحی تبدیل کند. زنی که توانست به جایگاهی از شرافت انسانی و مقام معنوی راه یابد که قبر او در جوار خانه خدا و در حلقه طواف همه موحدانی قرار گیرد که به گرد خانه توحید می گردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">راهیابی هاجر به خانه ابراهیم(ع)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مرحوم کلینی طی روایتی طولانی از امام صادق(ع) جریان راهیابی هاجر به خانه ابراهیم(ع) را بازگو کرده است که با کمی اختصار چنین است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس از آنکه به نمرود خبر دادند آتشی که برافروختی کارگر نیافتاده و ابراهیم(ع) سالم است، دستور داد او را از سرزمینش تبعید کنند و نیز مانع به همراه بردن دامها و اموالش گردند. ولی ابراهیم(ع) با آنان بحث کرد که اگر دامها و اموالم را بخواهید بگیرید باید آن مقدار عمر من که در سرزمین شما سپری شده است را به من برگردانید. این بود که شکایت به قاضی نمرود بردند. قاضی نیز حکم کرد که ابراهیم(ع) همه آنچه را در سرزمین آنها به دست آورده به آنان پس بدهد و آنها نیز عمر سپری شده او در آن سرزمین را به او برگردانند. این خبر به نمرود رسید. او نیز دستور داد مانع ابراهیم(ع) و اموال و دامهای او نگردند و افزود:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«انّه اِنْ بَقِیَ فی بلادکم أَفْسَدَ دینَکم و أضرَّ بآلهتکم»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اگر او در سرزمین شما بماند دین شما را تباه می کند و به خدایانتان خسارت می رساند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آنان ابراهیم(ع) و لوط(ع) را بیرون کردند. ابراهیم نیز به همراه لوط و همسرش ساره از شهر بیرون رفت و به آنان گفت: «انّی ذاهبٌ الی ربّی سیهدین».(۱۹) این بود که با دامها و اموال خویش به طرف بیت المقدس حرکت کرد. برای همسرش نیز کجاوه ای ساخت و از سر غیرت، ساره را درون آن نهاد تا از سرزمین تحت حکومت نمرود بیرون رفت و به سرزمین تحت حکومت یکی از قبطیان رسید. هنگام</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ورود، مأمور گمرک که برای گرفتن مالیات آمده بود از ابراهیم(ع) خواست که کجاوه را نیز بگشاید تا مالیات درون آن نیز معلوم گردد. اما ابراهیم(ع) گفت: فرض کن آنچه در کجاوه است از طلا و نقره می باشد و مالیات آن را بگیر و آن را باز نکنیم. اما آن مأمور نپذیرفت</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و ابراهیم(ع) نیز از اینکه کجاوه گشوده شد خشمناک گردید. مأمور نیز که چشمش به ساره با آن حسن و جمال افتاد پرسید: این زن کیست؟ ابراهیم(ع) فرمود: او همسرم و دخترخاله ام است. مأمور گفت: چه چیز باعث شد او را در این کجاوه پنهان سازی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ابراهیم(ع) فرمود: به خاطر غیرت نسبت به او تا کسی او را نبیند. مأمور گفت: نمی گذارم بروی تا اینکه وضعیت او و تو را به حاکم بگویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پیکی فرستاد و حاکم نیز پیغام داد که ساره را به همراه کجاوه برای او بفرستند، اما ابراهیم(ع) به آنان گفت: من تا زنده ام از کجاوه جدا نمی شوم. این بود که همراه ساره به قصر حاکم رفت و در آنجا نیز حاضر شد که همه اموال خود را بدهد تا حاکم از دیدن ساره صرف نظر کند ولی حاکم تحت تأثیر هوای نفس خود، قبول نکرد و وقتی ساره را دید مجذوب جمال او شد و دستش را بی اختیار به سوی ساره دراز کرد. ابراهیم(ع) نتوانست این منظره زشت را ببیند لذا چهره اش را از سر غیرت برگرداند و به خداوند توسل جست که خدایا دست او را از رسیدن به حرمتم و دخترخاله ام باز دار:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«اللهم أحبِسْ یَدَهُ عَنْ حرمتی و ابنةِ خالتی.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این بود که دست حاکم نه به ساره رسید و نه برگشت و همان جور ماند. حاکم با تندی پرسید: این خدای تو بود که با دست من چنین کرد؟ ابراهیم(ع) پاسخ داد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«نعم، انّ الهی غیورٌ یکره الحرامَ و هو الّذی حالَ بینکَ و بینَ ما اردتَ من الحرام.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آری، خدای من غیوری است که حرام را ناپسند می دارد و او است که میان تو و کار حرامی که تصمیم داشتی مانع شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پادشاه گفت: از خدای خودت بخواه تا سلامتی مرا برگرداند و اگر چنین کند من متعرض همسرت نخواهم شد. ابراهیم(ع) دعا کرد و دست او خوب شد اما پادشاه دوباره به ساره چشم دوخت و دستش را به طرف او دراز کرد و ابراهیم(ع) نیز از سر غیرت چهره برگرداند و دعا کرد که خدایا! دست او را از ساره</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">باز دار. دست پادشاه خشک شد و به ساره نرسید. پادشاه گفت: خدای تو غیور است و تو نیز غیوری. از خدایت بخواه که دستم را برگرداند زیرا دیگر تکرار نمی کنم. ابراهیم(ع) با این شرط دعا کرد که خدایا! اگر راست می گوید سلامت دست او را برگردان. دستش برگشت. وقتی پادشاه آن غیرت و معجزه را دید ابراهیم(ع) را مورد احترام و تعظیم قرار داد و هیبت ابراهیم(ع) او را گرفت و از او ترسید و گفت: تو از بابت تعرض به ساره و یا چیزی از اموالت در امان هستی و لذا هر جایی که می خواهی برو، لیکن یک درخواست دارم. ابراهیم(ع) پرسید: چیست؟ پادشاه گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«أحب أن تأذن لی أن أُخدمها قبطیة عندی جمیلة عاقلة تکون لها خادما.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">علاقه مندم اجازه دهی کنیزی قبطی و زیبا و عاقل را که دارم به خدمتگزاری او وادارم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ابراهیم(ع) اجازه داد و پادشاه نیز کنیز را صدا کرد و او را به ساره بخشید. و این کنیز همان هاجر مادر اسماعیل(ع) است. ابراهیم(ع) نیز به همراه آنان و همه داراییهایش حرکت کرد و پادشاه نیز برای رعایت احترام ابراهیم(ع) پشت سر او بیرون آمد، اما خداوند به ابراهیم(ع) وحی کرد که بایست و در جلو این جبار مسلّط حرکت نکن تا او از پشت سرت بیاید، بلکه او را جلو بینداز و پشت سر او حرکت کن و احترام او را حفظ نما چرا که او مسلط است و به هر حال باید حکومتی در زمین باشد چه خوب و چه بد. ابراهیم(ع) ایستاد و به پادشاه گفت: حرکت کن، زیرا خدای من الان به من وحی کرد که تو را احترام کنم و هیبت تو را نگه دارم و به خاطر رعایت تعظیم و احترامت، تو را جلو قرار دهم و خودم پشت سرت حرکت کنم. پادشاه گفت: آیا به تو چنین وحی کرد؟ ابراهیم(ع) گفت: آری. پادشاه به او گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«أشهد أنّ الهک لرفیقٌ حلیمٌ کریمٌ و أنّک ترغّبنی فی دینک.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گواهی می دهم که خدایت دارای رفق و حلم و کرامت است و تو مرا راغب در دین خود می کنی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس از آن از ابراهیم(ع) خداحافظی کرد و ابراهیم(ع) نیز حرکت نمود تا به مناطق بالای شامات رسید و منزل نمود و لوط(ع) را در مناطق پایین شامات جانشین خود ساخت.(۲۰)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و بدین ترتیب هاجر که کنیزی سیاه ولی خردمند و مورد توجه در دستگاه حاکم قبطی بود به خانه ابراهیم(ع) راه یافت تا سرنوشت او در مسیری دیگر رقم بخورد و حوادث آینده در این مسیر نشان داد که هاجر بانویی برجسته و شایسته همسری برای ابراهیم(ع) و مادری برای اسماعیل(ع) است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هجرت به سوی حجاز</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با تولد اسماعیل از هاجر و پس از آن ولادت اسحاق از ساره، شرایط جدیدی پیش آمد که ابراهیم(ع) را وا داشت به خاطر علاقه به همسرش ساره و به خاطر احترام خاصی که برای وی قایل بود، هاجر و فرزند عزیزش اسماعیل را روانه سرزمینی دیگر کند. و چنین بود که مشیت الهی بر این قرار گرفت تا پای ابراهیم(ع) و هاجر و اسماعیل به سرزمین بی آب و علف مکه گشوده شود و مرحله ای خطیر از امتحان الهی آغاز گردد و به گفته قرآن کریم از زبان ابراهیم(ع):</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«ربّنا انّی اسکنتُ مِنْ ذریتی بوادٍ غیر ذی زرعٍ عند بیتک المحرّم ربّنا لیقیموا الصلوةَ فاجْعَلْ افئدةً مِنَ الناسِ تهوی الیهم و ارزقهم مِنَ الثمرات لَعَلَّهُمْ یشکرون.»(۲۱)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پروردگارا! من [یکی از] فرزندانم را در دره ای بی کشت، نزد خانه محترم تو، سکونت دادم. پروردگارا! تا نماز را به پا دارند، پس دلهای برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده و آنان را از محصولات [مورد نیازشان[ روزی ده، باشد که سپاسگزاری کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در تفسیر قمی جریان بردن هاجر و اسماعیل به حجاز و سکنی گزیدن آنان در مکه، طی روایتی از امام صادق(ع) این گونه آمده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">&#8230; خداوند به ابراهیم وحی کرد که اسماعیل و مادرش را از «بادیة الشام» بیروت بَرَد. عرض کرد: خداوندا به کجا ببرم؟ فرمود: به حرم امن من و اولین نقطه زمین که آفریده ام و آن مکه است. سپس خدا جبرئیل را با براق نازل کرد. جبرئیل، هاجر و اسماعیل و ابراهیم را با خود برداشت. ابراهیم به هر مکانی که درخت و زراعت و نخل داشت عبور می کرد از جبرئیل سؤال می نمود: اینجا؟ جبرئیل می گفت: نه برو، برو، تا به مکه رسید و او را در محل خانه کعبه گذارد. ابراهیم با ساره عهد کرده بود که پیاده نشود تا به سوی او برگردد. هنگامی که هاجر و اسماعیل پیاده شدند در آنجا درختی بود. هاجر عبایی که همراه داشت روی آن درخت انداخت و در سایه آن قرار گرفتند. موقعی که ابراهیم ایشان را رها کرد و می خواست به سوی ساره برگردد هاجر گفت: ای ابراهیم! ما را در جایی که نه مونس و نه آب و سبزه دارد می گذاری. ابراهیم گفت: خدایی که مرا دستور داده شما را در اینجا بگذارم مشکل شما را حل خواهد کرد. این را گفت و برگشت. هنگامی که به «کداء» (کوهی در سرزمین ذی طوی) رسید صورت خود را برگردانیده و عرض کرد: ربّ انّی &#8230; خداوندا بعضی از فرزندان خود را در سرزمین بی آب و علفی نزد بیت محرم تو ساکن گردانیدم تا نماز را به پا دارند، پس دلهایی از مردم را متوجه آنها ساز و از میوه ها ایشان را روزی ده، باشد که شکرگزاری کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این بگفت و رفت و هاجر در آنجا ماند. چون روز بالا آمد اسماعیل تشنه شد. هاجر در محل سعی برخاست و از کوه صفا بالا رفت و سرابی در وادی به چشم او خورد؛ گمان کرد آب است. پایین آمد و به دنبال آن شتافت. وقتی به مروه رسید اسماعیل از نظرش پنهان شد و برگشت تا به صفا رسید. دوباره نگاه کرد و همان منظره را دید؛ شتابان حرکت کرد. هفت مرتبه این عمل را تکرار کرد. در مرتبه هفتم نگاه به اسماعیل کرد و دید آب از زیر پاهایش ظاهر شده، برگشت و شنها را در اطراف آن جمع کرد و چون آب جریان داشت آن را از آب پر کرد و لذا زمزم نامیده شد. (چون زم به معنی پر کردن است) در این موقع قبیله «جرهم» در «ذی المجاز» و «عرفات» که در نزدیکی آنجاست فرود آمده بودند. موقعی که آب در سرزمین مکه ظاهر شد پرندگان و وحوش در اطراف آن جمع شدند. «جرهم» که این منظره را دیدند به آنجا آمدند و مشاهده کردند زن و کودکی در آنجا فرود آمده و در سایه درختی قرار گرفته اند و آب هم برای آنها ظاهر شده است. به هاجر گفتند: تو کیستی و جریان تو و این کودک چیست؟ گفت: من مادر فرزند ابراهیم خلیل الرحمن هستم و این کودک فرزند او است. خدا به او دستور داد و ما را به اینجا آورد. گفتند: اجازه می دهی در نزدیکی شما باشیم؟ گفت: باشد تا ابراهیم بیاید. چون ابراهیم روز سوم برای دیدار آنها آمد هاجر عرض کرد: ای خلیل اللّه ! در اینجا طایفه ای از جرهم هستند تقاضا دارند اجازه دهی در نزدیکی ما زندگی کنند. آیا به آنها اجازه می دهی چنین کنند؟ ابراهیم گفت: آری. هاجر به آنها اذن داد تا به نزدیکی آنها منتقل شوند و خیمه ها بر پا کنند. سپس هاجر و اسماعیل با آنها مأنوس شدند. چون ابراهیم برای سومین بار آنها را دیدار کرد دید افراد زیادی در اطراف آنها جمعند، بسیار خوشحال شد. هنگامی که اسماعیل به راه افتاد هر یک از افراد قبیله یک یا دو گوسفند به او بخشیدند. اسماعیل و هاجر با آنها روزگار می گذراندند. هنگامی که اسماعیل به سن مردانگی رسید، خداوند به ابراهیم دستور داد که خانه کعبه را بنا کند. تا آنجا که امام صادق(ع) می فرماید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در این موقع ابراهیم نمی دانست کعبه را در کدام محل بنا کند. خدا جبرئیل را فرستاد و محل آن را خط کشید &#8230; ابراهیم مشغول ساختن کعبه بود و اسماعیل از ذی طوی، سنگ می آورد &#8230; پس از ساختن کعبه به دست ابراهیم و اسماعیل، هاجر عبایی که با خود داشتند و در سایه آن زندگی می کردند بر در کعبه آویزان کرد &#8230;»(۲۲)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱ ـ کافی، ج۸، ص۳۷۰٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲ ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۴٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۳ ـ نام محل تولد ابراهیم(ع).</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۴ ـ کافی، ج۸، ص۳۷۰٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۵ ـ انبیاء، آیه ۵۹ ـ ۶۰٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۶ ـ بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۱٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۷ ـ الانبیاء، عبدالصاحب العاملی، ص۱۲۹٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۸ ـ بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۱۸٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۹ ـ کافی، ج۸، ص۳۷۳٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۰ ـ هود، آیات ۶۹ ـ ۷۳٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۱ ـ ذاریات، آیات ۲۴ ـ ۳۰٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۲ ـ بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۱۰٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۳ ـ جمع خِلْف به معنای سرپستان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۴ ـ طور، آیه ۲۱٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۵ ـ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۹۰، و نیز: بحارالانوار، ج۵، ص۲۹۳٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۶ ـ بحارالانوار، ج۵، ص۲۹۳٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۷ ـ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۹۰، و نیز: بحارالانوار، ج۵، ص۲۹۳٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۸ ـ بحارالانوار، ج۱۹، ص۲۴٫ بیان شباهتها با استفاده از ساره، همسر ابراهیم خلیل الرحمن، احمد حیدری، پیام زن، شماره ۴۲ (سال چهارم)، ص۲۴٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۹ ـ صافّات، آیه۹۹٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲۰ ـ کافی، ج۸، ص ۳۷۰ ـ ۳۷۳٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲۱ ـ ابراهیم، آیه ۳۷٫</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲۲ ـ المیزان، ج۱، ص۲۸۸٫ ترجمه المیزان؛ ج۲، صص۱۰۹ـ ۱۱۱٫</span></p>
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/954.html" title="تاریخ مختصر بنی‌اسراییل بر مبنای تورات">تاریخ مختصر بنی‌اسراییل بر مبنای تورات (۰)</a></li>
<li>فوریه ۲۵, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/19.html" title="تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس">تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس (۱۹)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/973.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا با حجاب باشم؟ چون خوشگلم (۵)</title>
		<link>http://www.pedar.net/967.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/967.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 09:54:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مباحث اجتماعي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=967</guid>
		<description><![CDATA[خواهر من ، شما که پوششت را رعایت می کنی ، چرا آخر این دو سه تا تار مو را بیرون می گذاری؟ خوب حالا که زحمت می کشی ، و توی این حجاب هم زیبا می شوی ، کاملترش کن دیگر؟! 
جواب می دهد ، چون خوشگلم. این طوری زیباتر می شوم. اصلا مگر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خواهر من ، شما که پوششت را رعایت می کنی ، چرا آخر این دو سه تا تار مو را بیرون می گذاری؟ خوب حالا که زحمت می کشی ، و توی این حجاب هم زیبا می شوی ، کاملترش کن دیگر؟! </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">جواب می دهد ، چون خوشگلم. این طوری زیباتر می شوم. اصلا مگر خداوند زیبایی را دوست ندارد؟‌ خداوند خودش زیباست و زیبایی را هم دوست دارد. من هم دوست دارم زیبا باشم. این که اشکالی ندارد! چرا نباید همان طوری باشم که خدا دوست دارد؟</span></p>
<p><img class="alignleft" style="cursor: -moz-zoom-in;" src="http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/%D8%B2%D9%8A%D8%A8%D8%A70/%D9%85%D8%AD%D8%AC%D8%A8%D9%872.JPG" alt="http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/%D8%B2%D9%8A%D8%A8%D8%A70/%D9%85%D8%AD%D8%AC%D8%A8%D9%872.JPG" width="416" height="557" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: medium;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">می دانید اشکال این جواب چیست؟ </span></strong></span></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-967"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اشکالش این است که این نوعی مغالطه یا سفسطه است که بر سر زبان ها افتاده. درست است . خداوند زیباست. اما خداوند زیباست یعنی این که صفات زیبا دارد . خداوند زیبایی را دوست دارد یعنی این که صفات زیبا را دوست دارد . عفت و حیاء هم از جمله صفات زیبا هستند . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خداوند خودش دستور داده است که زنان و مردان مومن باید  پوشش مناسب را رعایت کنند. اگر خداوند نعمتی مانند زیبایی را به کسی می دهد ، لازم است که شکر آن به جا آورده شود. به جا آوردن شکر هم به معنای استفاده درست از آن نعمت است. بنا بر این کسی که زیباست نباید زیبایی خود را در مسیر حرام خرج کند. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی از زیبایی هایی که خداوند خیلی دوست دارد عفت است . عفت هم یعنی دوری کردن از کار حرام و با حیا بودن. یعنی پیرو فرمان خدا بودن . خداوند فرد عفیف را دوست دارد آیا با پوشش بد در جامعه ظاهر شدن و دیگران را آلوده کردن عفت است یا بی عفتی؟ از حیاء ناشی شده یا از بی حیائی؟ </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خواهر گلم ، </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شما از کجا می دانید که خداوند دوست دارد با این نحوه آرایش و زیبایی در برابر نامحرم ظاهر شوید؟ خداوند آنچه را که دوست دارد از طریق وحی به پیامبران و معصومین الهام می کند. و آنان آنچه را که خداوند نمی پسندد و آنچه را که می پسندد را به ما در قرآن و حدیث ابلاغ می کنند. از جمله چیزهایی که خداوند پسندیده و در قرآن امده است این است که می فرماید : بانوان به غیر از چهره و دو دستها تا مچ ما بقی بدن خود را از نا محرمان بپوشانند. این قانون خدا است و فرمان خدا است( سوره نور / ۳۱ و سوره احزاب / ۵۹) </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس هم به معنای زیبایی توجه کنید و هم این که دقت کنید خداوند چگونه زیبایی ای را دوست دارد و به دنبال همان باشید .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از طرف دیگر زیبایی یک امر نسبی است. گروه هایی از زن و مرد در غرب هستند که کاملا برهنه در خیابان ظاهر می شوند و طبیعت اصلی و حیوانی انسان را زیباتر می دانند و قائل به پوشیدن هیچ نوع پوششی ، حتی لباس زیر نیستند. آن ها هم می گویند این گونه بیرون می آییم چون زیبا هستیم. به نظر شما چه پاسخی باید به آن ها بدهیم؟ </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>مطلب مشابهی برای این پست در سایت وجود ندارد</li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/967.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>23</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیین هندو و آثار مقدس هندوئیسم</title>
		<link>http://www.pedar.net/963.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/963.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 13:14:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آشنايي با اديان]]></category>
		<category><![CDATA[اديان]]></category>
		<category><![CDATA[برهمن]]></category>
		<category><![CDATA[مهابهارات]]></category>
		<category><![CDATA[هندو]]></category>
		<category><![CDATA[ودا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=963</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم
 اشنایی با ادیان
قسمت پنجم
سید محمد رضا طباطبایی

ویرایش: اول
 
آیین هندو و آثار مقدس هندوئیسم

فهرست مطالب:

 آیین هندو
 ادوار تاریخی هندوئیسم
 مکاتب هندوئیسم
 آثار مقدس هندوئیسم

 وداها
 سحر و جادو
 اوپانیشادها
 مهابهارات



آیین هندو
این آیین به تعبیر های مختلفی بیان می شود :
ودائی veda : که نام کتاب مقدس آنان است.
برهمنی
هندوئیسم Hinduism: بین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="center"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> اشنایی با <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%a7%d9%86">ادیان</a></span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قسمت پنجم</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سید محمد رضا طباطبایی<br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ویرایش: اول</span></p>
<p align="center"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong> </strong></span></p>
<p align="center"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>آیین <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88">هندو</a> و آثار مقدس <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88">هندو</a>ئیسم<br />
</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>فهرست مطالب:</strong></span>
</p>
<p style="padding-left: 30px;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong> آیین <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88">هندو</a></strong></span></p>
<p style="padding-left: 30px;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> ادوار تاریخی هندوئیسم</span></p>
<p style="padding-left: 30px;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> مکاتب هندوئیسم</span></p>
<p style="padding-left: 30px;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong> آثار مقدس هندوئیسم</strong><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%88%d8%af%d8%a7">ودا</a>ها</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> سحر و جادو</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> اوپانیشادها</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa">مهابهارات</a></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-963"></span><br />
</span>
</p>
<p align="center"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>آیین هندو</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این آیین به تعبیر های مختلفی بیان می شود :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong><a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%88%d8%af%d8%a7">ودا</a>ئی </strong>veda : که نام کتاب مقدس آنان است.</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a8%d8%b1%d9%87%d9%85%d9%86">برهمن</a>ی</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>هندوئیسم </strong>Hinduism: بین هندی و هندو در جامعه ما فرق نمی گذارند در حالی که هندو بت پرست است . اما هندی می تواند شخصیت های برجسته مسلمان و دینی هم باشد .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در ادبیات ایران باستان از آن ها به براهمه تعبیر می کردند. براهمه در حقیقت جمع برهمن است. در ایران باستان جمع زیادی از هندوها در شمال خراسان زندگی می کردند. بعد از فتح هند(دره سند) در عصر خلیفه دوم ، هندو ها و مسلمان ها همسایه و مرتبط شدند. در ایران باستان و مسلمان های گذشته نمی بینید که بین هندو و ب<a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%88%d8%af%d8%a7">ودا</a>یی تفاوتی بگذارند و از کل بت پرست های آن منطقه به براهمه تعبیر می کنند . در حالی که این اشتباه است. برخی بودایی اند . برخی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a8%d8%b1%d9%87%d9%85%d9%86">برهمن</a>ی ،‌ برخی جینیزم و برخی تائو و &#8230; . اگر با دقت بنگریم این ها آیین ها مختلفی هستند که حساب هر یک از دیگری جداست .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">رادها کریشنان نخستین رئیس جمهور هند و از فلاسفه هند است. کتاب های متعددی دارد. فردی است که گفتارش در تاریخ هند سندیت دارد. وی تاریخ هند باستان را به چهار دوره تقسیم بندی می کند. بقیه هم از تقسیم بندی وی تبعیت می کنند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوره اول : دوره ودائی vedic period : وی این دوره را از ۱۵۰۰ تا ۶۰۰ قبل از میلاد به حساب می آورد. یعنی حدود یک و نیم قرن ، قبل از حضرت موسی ع . خروج حضرت موسی ع از دریای سرخ ،‌ ۱۳۵۰ قبل از میلاد است. ۶۰۰ قبل از میلاد هم معاصر بخت نصر و حمله به فلسطین است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوره دوم مصادف است با هجوم قوم آریا به هند. قوم آریا از نظر نژادی با ملت هند برابرند. چون یک نژادند ، لذا یک موضوع مهم در بررسی های تاریخی ، مقایسه ایران باستان با هند باستان است . مقایسه زبان سانسکریت با زبان پهلوی است. در بحث زبان شناسی ، زبان پهلوی را با سانسکریت مقایسه می کنند و اشتراکات فراوانی را برای آن پیدا می کنند. آریایی ها از یک ملت بودند که به دو منطقه ایران و جلگه هند سرازیر شدند . لذا زبان این دو با هم دیگر خویشاوندی دارد. عین این ماجرا در آیین های اینها جاری است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تفکرات ایران قبل از زرتشت نیز با هند باستان خویشاوندی فراوانی دارد. در مقایسه این دو نکات قابل توجهی به دست می آید که این نکات از نظر تاریخی اهمیت بسیاری دارد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">افکار دینی واساطیر این دوره به صورت چهار کتاب ودا تنظیم و تبویب شد. کهن ترین اثری که از دوره هند باستان به دوران ما رسیده است ،‌کتاب ریگ ودا است . این کتاب به زبان فارسی هم ترجمه شده است . لذا با بررسی سروده های ریگ ودا می توان به قسمتی از اعتقادات ملت آریا در گذشته های بسیار دور تاریخ پی برد. بنا بر این مذهب <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a8%d8%b1%d9%87%d9%85%d9%86">برهمن</a>ی اندیشه هایشان در کتاب های وداها به ویژه ریگ ودا تنظیم شده است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در این هنگام برهمنان یا دانشمندان آیین هندو بر کل این منطقه حاکمیت محض پیدا کردند. در همین دوره آیین هندو به آیین مردم هند باستان تبدیل می شود. این آیین در حقیقت از اساطیر مذهبی کاهنان بزرگ این منطقه به دست می آید که خود هندوها این ها را به صورت کشف و شهود و چشم حقیقت بین کاهنان است که در وداها متجلی شده است. یعنی در حقیقت تعبیر وحی از دید عرفانی نه این که وحی خداوند باشد . به تعبیر دیگر آیین برهمنی آیین اریایی های باستان است. به آیین برهمنی آیین پیش اوستایی هم می گویند. ان الشیاطین لیوحون &#8230;</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از وداها کتاب اوپانیشاد ها Upanisadeمنتشر شد که شرح عرفانی وداها هستند.  یعنی شرک و بت پرستی که در وداها وجود دارد و خدایانی که هر یک الهه یک کار هستند و بی نظمی حاکم بر وداها که جنگ و صلح بین خدایان بسیار دیده می شود ، همگی در اوپانیشادها رنگ وحدت عرفانی به خود گرفتند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در وداها فکر حاکم فکر چندگانه پرستی (پلی تئیزم) است و در کتاب اوپانیشادها فکر یگانه پرستی (مونوتیئزم) حاکم است . در کتاب اوپانیشادها خدایان متعدد ، به اسما گوناگون خدای واحد تبدیل می شوند. اوپانیشادها حدود صد و پنجاه کتاب است که دانشمندان و عارفان متعدد ان ها را در مقام شرح بر وداها نوشته اند. این ها وزن برابری ندارند. از بین این کتاب ها برخی ۱۳ ، برخی ۵۰ و &#8230; را انتخاب کرده اند که به زبان های مختلف ترجمه شده. امروزه پنجاه مورد از اوپانیشادها به زبان فارسی با عنوان سر اکبر ترجمه شده است که این بیشترین حجم از اوپانیشادها در زبان فارسی است که حدود هفتصد صفحه می شود و انتشارات طهوری آن را منتشر کرده است. این نتیجه عارف بزرگ مسلمان حنفی صوفی قادری مذهب و شاهزاده در کشور هند است به نام دارا شکوه. وی از جمع اسلام صوفیانه و تفکرات اوپانیکادیک ، یک جمعی را فراهم آورده است. مقدار زیادی از دانشمندان را به نام هاندیت ها را در دربار خود جمع می کند و آنان پنجاه کتاب اوپانیشاد ها را گزینش می کنند و ترجمه می کنند. زبان رسمی هند فارسی بود. تمام شاعران هند و حتی هندوها بر وداها به زبان فارسی شرح نوشته اند . عالمان دین جین نیز کتاب هایی را به زبان فارسی دارند. ترجمه سر اکبر متعلق به قرن یازدهم است. دانشمندان فارسی زبان دیگر هم ترجمه هایی دیگری از اوپانیشادها دارند که تفاوتشان در تعداد اوپانیشادهاست.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خلاصه بزرگترین مجموعه حکمت و عرفان در هند باستان همین اوپانیشادها شد. این دو کتاب عظیم یعنی وداها و اوپانیشادها در دوره اول یعنی ۱۵۰۰ تا ۶۰۰ ق . م فراهم شده است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوره بعدی از نظر کریشنان دوره حماسی یا دوره برهمنی نام دارد . دوره حماسی یا برهمنی مربوط به سال ۶۰۰ ق. م تا سال ۲۰۰ میلادی است . این دوره حاکمیت مطلقه و ظلم طبقاتی ، برهمن ها یا همان طبقه بالای دین هندو بر کل ملت هند و نژاد آریاست. در این دوره است که این ظلم طبقاتی منجر به خروج دو دسته از هندوها از تحت حاکمیت آیین برهمنی می شود که عبارتند از بودایی ها و جین ها. لذا هندوها به بودایی ها و جینی ها به عنوان کافر می نگریستند چرا که به کتب مقدس آیین هندو معتقد نبودند. کتب مقدس آیین هندو شروطی sruti نام دارد که همان وداها و اوپانیشادها می باشند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در همین دوره در آیین برهمنی دو مذهب پدید آمد که از آن به مذهب ویشنوئیزم visnu به معنای پرستندگان خدای ویشنو و شیوائیسم siva  پرستندگان خدای شیوا تعبیر می کنند. اگر به آیین هندو بخواهیم رنگ فلسفی بدهیم می گوییم حکمت هندو.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پرستش شیوا در گوشه دیگری از کشور هند وجود دارد . شیوا تجلیات متعددی دارد :به عنوان مثال آلت تناسلی مرد یکی از جلوه های شیواست که به صورت مجسمه بزرگی در معبدهای قرار دارد که آن را نشانی از فاعلیت برهمن در جهان می دانند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کتاب بسیار بزرگی در هند وجود دارد به نام <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa">مهابهارات</a> که به فارسی هم ترجمه شده.  به زبان سنسکریت مها یعنی بزرگ و بهارات یعنی هند و این ترکیب یعنی هند بزرگ. این کتاب ازکتب مهمی است که در این دوره تنظیم شده است و از آن به دائره المعارف فرهنگ هند در دوره حماسی تعبیر می شود . حماسی می گویند چون این کتاب داستان جنگ ها و حماسه های مختلف هند است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بنا بر این اگر بخواهند اسم مذهبی بدهند می گویند دوره برهمنی و اگر بخواهند اسم فرهنگی به این دوره بدهند می گویند دوره حماسی.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کتاب دیگری نیز در هند وجود دارد که خیلی شهرت دارد و اکثر هندوها آن را حفظند به نام گیتا. وقتی بخواهند احترام بگذارند می گویند . Bhagvat gita . کتاب گیتا قسمتی عرفانی از کتاب <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa">مهابهارات</a> است . اگر بخشی از این کتاب را بخوانید مردم بقیه آن را از حفظ با شما خواهند خواند. این کتاب نیز به زبان فارسی ترجمه شده است و مستقلا منتشر گردیده است . محتوای این کتاب مذاکره یک استاد عارف با شاگردش می باشد. بسیاری از حکیمان مسلمان در آن منطقه نیز تحت تاثیر کتاب گیتا بوده اند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از کتاب های مهم آیین هندو کتابی نیست که به فارسی ترجمه نشده باشد.</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوره سوم</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کریشنان از دوره سوم به دوره سوتراها sutra تعبیر می کند. سوتراها کتاب های فلسفی و موجزی هستند که در این دوره پدید آمده اند. لذا دوره سوتراها دوره ظهور شش مکتب فلسفی از قرن دوم میلادی به بعد است . این شش مکتب ، کل فلسفه هند باستان را شکل می دهد:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>مکتب فلسفی نیایا : </strong>بعد برهانی و منطقی هند باستان را تشکیل می دهد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>مکتب وی ششیکا :</strong> رساله ای است در بحث جهان شناسی هند باستان .</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مکتب سانکهیا (سانکیا تلفظ می شود) :</span></strong></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مکتب یوگا:</span></strong></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مکتب میمامسا:</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>مکتب ودانتا:</strong> مکتب عرفانی وحدت وجودی هند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از این شش مورد ، مکتبی که در ایران شهرت بسیاری دارد ، مکتب یوگا است. میرفندرسکی حکیم عصر صفویه از اساتید ملاصدرا ، چند سفر به هند داشته . در آن جا زبان سنسکریت را آموخته . به شدت به فلسفه یوگا علاقمند است و کتابی را به اسم جوگ باشست(یوگا باشیا) ترجمه کرده. یوگا را در حقیقت جوگ ترجمه کرده است. جوکی که در فارسی به کار برده می شود یعنی مرتاضی که پیرو فلسفه یوگا است. این کتاب چاپ شده است . امروزه هم در جامعه ما فلسفه یوگا کلاس های بسیاری دارد و جوانان عجیب از آن استقبال می کنند. ورزش هایی که می کنند در حقیقت ریاضت هایی است برای تحقق اهداف این مکتب.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در هند هیچ فلسفه ای را به معنای برهانی تقریبا نداریم . فلسفه به معنای حکمت است. لذا در اینجا فلسفه به معنای نظام فکری است. به فلسفه اشراق فلسفه می گویند در حالی که اشراق شهودی است . هر یک از این شش مکتب یک راهی را برای موکشا نشان می دهند. هر کدام یک راه و روشی را برای آزادی بشر از گردونه بازپیدایی نشان می دهند. همه این شش مکتب معتقدند انسان باید ترک تعلقات کند تا از رنج برهد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یوگا بر مبنای فلسفه هندویی است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هر کدام از این مکاتب یک کتاب سوترا دارند: یوگا سوترا ، ودانتا سوترا و &#8230; . به همین علت به این دوره دوره سوتراها می گویند. هر کدام از این کتاب های منسا تاسیس یک مکتب فلسفی بزرگ بود. این دوره از قرن دوم میلادی آغاز می شود و به بعد ادامه می یابد .</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مکتب ودانتا:</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مکتب وحدت وجودی عرفان هندی است. عرفانی ترین مکتب در این شش مکتب ودانتا است . بزرگترین حکیم آیین ودانتا شانکارا است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چهارمین دوره:</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این دوره که همعصر دوره سوتراهاست ، دوره اسکولاستیک است . Scholastic . تعبیری که برای قرون وسطی هم استفاده می شود. این دوره از قرن دوم شروع می شود و تا قرن ۱۶ م ، ادامه می یابد. بهتر است بگوییم سوتراها از قرن دوم تا ششم است. اما کریشنان این دو را ممزوج با هم به حساب می آورد. دوره اسکولاستیک دوره ظهور فلاسفه بزرگ هند است. دوره سوتراها دوره ظهور رساله های فلسفی است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فلاسفه بزرگ مانند شانکارا ، راماناجا ، ناگارجونا و &#8230; (اسامی استخراج شود . )</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هر یک از این ها مکتب فلسفی بزرگی دارند که هنوز مکتب این ها در هند رواج دارد .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از قرن شانزدهم به بعد هند توسعه فلسفی نداشته است و در حقیقت دوره تکرار مکررات است . نو آوری از بین رفته است. دیگرانی که آمده اند در حقیقت شارحین کتاب های سابق هستند . مکتب فلسفی جدیدی در این منطقه نیامده است . در این حقیقت در این دوره مسلمانان بر کشور هند حاکمیت دارند و فکر هندویی تحت تاثیر اندیشه های اسلامی قرار گرفته است . بعد از حاکمیت استعمار انگلیس استقلال هند و سپس ورود فرهنگ غرب تا عصر حاضر .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱٫ <strong>کتاب وداها</strong> . در زبان سنسکریت از ریشه Ved  وید که به معنای حکمت است گرفته شده است . زبان شناسان می گویند کلمه ودا از این ریشه است . این کتاب شامل ودا است که هر کدام و لو تقدس دارند برای هندوها اما از لحاظ اهمیت با یکدیگر متفاوتند چرا که بین این ها کتاب رگ ودا هم از لحاظ سابقه ، قدیمی تر و از لحاظ مفاهیم منظمت و تبیین گرتر از بقیه کتب می باشد .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این وداها عبارتند از : ریگ وداها (reg) ، یجورودا (yajur) ،‌ ساما ودا (sama) ، آتهاوار ودا (athvar) .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این ها از جهت سابقه تاریخی بر می گردند به دوره اول تاریخ هندو .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از ریگ ودا ، سماودا از ارزش بیشتری برخوردار است . آن ها معتقدند که این چهار ودا حقایقی است که به قلب بینندگان (کسانی که بینش حقیقت بینی داشتند ، ) وارد شده است که آن ها برای نسل های بعدی بیان کردها ند .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مطالبی که در آن کتب هست عبارتند از : ۱٫ گفتگو درباره خدایان و روابط آن ان بایکدیگر : در وداها حدود ۲۰۰۰ خدا وجود دارد که این ها از صفات انسانسی برخورداند . یعنی متولد می شوند و ازدواج کرده حسد ورزیده ،‌خیانت می کنند و &#8230; مثل انسان ها همه صفات خوب و بد را دارند . این ها به هیچ وجه رنگ تنزیهی ندارند و به خلاف مفهوم خدا در <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%a7%d9%86">ادیان</a> توحدید . در این کتب مذکور فقط در ریگ ودا یکی دو نمونه تعبیر درباره خدای واحد هم داریم بی این که او یکی است و لو برای او نام ها متعدد می گذارند . خدایادن در این کتب از طبیعت گرتفه شده اند . خدای طوفان خدای هوا خدای ابد خدای صبحدم خدا &#8230;.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در اینک تب آن خدای یگانه که همه کاره است وجودند ندارد مانند ایزدان آیین اوستایی . مثلا آگنه (Agni)  خدای آتش است هر کس که با آتش کار دارد به او مراحعه می کند . هر کس که پول لازم داشته باشد به معبد خدای (لاشمی ،  lajksmi ) می رود . ..</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بحث نذرو قربانی برای این خدایان : نیایش خدایان همراه باشد با نذرها و اعطای هدایا به خدایان و به اینت ترتیب خدایان را از خود خشونود کرده و خود را از خشم ایشان مصون دارند . یعنی درح قیقت محور دوم مباحث این کتب مراسم عبادی آیین هندو است . نذر و قربانی گاهی قربانی کردن شخص هندو بچه خود راست . که او را به پای خدای خود قربانی می کند . این کار از نظر قانون هند ممنوع است . اما پنهانی انجام می دهند . یکی از جرم هایی که پیوسته در روزنامه های هند اعلام می شود این است که فرزندان خود را ذبح می کنند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۳ . <strong>سحر و جادو </strong>. این عمل به عنوان یکی از ترفند هایی که از خدایان صورت می گرفت و در مردم اثر میگ ذاشت در این کتب بسیار زیاد آمده است . در این کتب نباید منتظر یک سازمان فکری منسجم بود چرا که این کتب مجموعه ای از افکار و اسطوره ها و .. مختلف است که افراد مختلف آن را در طول قرون جمنع آوری کردهاند بله اگر نوع سامان یافته آن ها را خواستارید باید سارغ کتاب های دیگری مثل اوپانیشادها و سوتراها بروید .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اوپانیشاد یعنی زانو زدن و تلمذ کردن پیش پای حکیم . در این کتاب نسبت به ودها چند تغییر صورت گرفته است . ۱٫ آنچه این آیین را خرافی جلوه می دهد در آن جا دیده نمی شود مانند سحرو جادو</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تغییرات اوپانیشادها نسبت به وداها:</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲٫ ما در اوپانیشاد ها اثری از سحر و جادو و رنگ خرافی نمی بینیم .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۳٫ مساله کارما مارگا یا عمل گرایی (karmamarga = ritualism) ،‌ که همه توجه فرد به ریزه کاری های عملی است ، که از ویژگی های ودایی است در اوپانیشادها تبدیل شده است به جنانا مارگا jnananmarga یعنی راه معرفت. به عبارت دیگر راه کردار به راه معرفت تبدیل شده است . در اوپانیشادها دیگر به دنبال مناسک و عمل و پیش کش و &#8230; راه نجات جستجو نمی شود. رنگ عمل گرایی کاسته می شود و رنگ معرفت گرایی تقویت شده است . بدین ترتیب اوپانیشادها تحول خوبی را نسبت به آیین ودایی داشته است. بر اساس وداها کسی از خشم خدا بیشتر در امان است که بیشتر نذر  و نیایش کند. بر اساس اوپانیشادها کسی بیشتر نجات می یابد که بیشتر حقایق را دریابد. بنا بر این نقطه ثقل این دو کتاب از هم جداست .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۴٫ در کتاب اوپانیشاد تشتت پلی تیئزم و چند خدایی در آیین ودایی ، به مونیزم (نه مونوتیزم) شده است. خداوند در دل هر ذره ای وجود دارد. هر چه را بشکافی خدا را درون آن می یابی یعنی همان وحدت وجود .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تعداد اوپانیشادها (شرح وداها) بسیار زیاد است . در هر اوپانیشادی یک پیش وند به آن اضافه می کنند تا آن را معرفی کنند . مثلا  از chandogya up که یکی از اوپانیشادهای معروف است این عبارت را ملاحظه کنید:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">میوه ای از آن انجیر برایم بیاورد . اینک این میوه ای محترم آن را نصف کن. آنجا چه می بینی . دانه ها را . اکنون آن را نصف کن. اکنون چه می بینی ؟ چیزی نمی بینم. ای فرزند از این ذات لطیف که تو آن را از آنجا نمی بینی(برهمن) این درخت انجیر به وجود آمده است. پسرم بدان که ذات لطیف خود همه است . این واقعیت حقیقی است . این خود است . این تو هستی . پسر گفت ای محترم باز هم به من تعلیم بده. گفت باشد پسرم. این نمک را &#8230; همچون نمک که نمی بینی ولی در آب وجود دارد و آن را شور کرده است ، این ذات لطیف در همه داخل شده و همه را سرشار کرده این واقعیت حقیقی است این تو هستی .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بنا براین چنان چه می بینید خدا اینکارمیشن یا تجسم incormation  دارد و به صورت های مختلف خودش را ظاهر می کند. بنا بر این این درخت و گاو ماده و ویشنو و شیوا و کریشنا و&#8230; همه برهمن هایی هستند که به صورت های مختلف ظاهر شده اند. پس فکر خداشناسی در آیین ودایی سامان مشخص و نظمی ندارد . اما در اوپانیشادها شکل عرفانی دارد و سامان مشخصی در قالب اندیشه های وحدت وجودی به خود می گیرد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی از ترجمه های اوپانیشاد را آقای رضازاده شفق از دانشمندان هندشناس ایرانی به زبان فارسی برگردانده است . انتشارات علمی فرهنگی.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سال ها در زمان شاه دکتر تاراچند سفیر هند در ایران بود و رئیس دپارتمان فلسفه در دانشگاه علامه. وی چند کتاب دارد درباره فلسفه هندو. یکی از این ها کتاب جالبی است. در آنجا تاثیر اسلام را در فلسفه اوپانیشادیک مطرح می کند. وی اعتراف می کند ، افکار توحیدی به معنای مونیزم (نه مونیتئزم ) از اسلام وارد افکار اوپانیشادی شده است. چرا که خود اوپانیشادها به خودی خود چنین تفکری را ندارند. البته اوپانیشادهای متاخر بعد از اسلام آمده اند. این حرف تاراچند تا حدی قابل قبول است. چرا که اوپانیشادهای قبل از اسلام ، از فطرت خداجویی نشات گرفته است نه اسلام.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حکمای هندو اصطلاحی را درباره اوپانیشاد معرفی می کنند که می گویند محور اوپانیشاد tat tuam asi  است . یعنی تو همان هستی. تو من هستی . گویا معادل لا اله الا الله در اسلام است که محور اندیشه های اسلامی است . این عبارت یعنی برهمن خودش را به صورت آتمن ظاهر می کند و همه چیز را از خودش می سازد. لذا تنها حقیقت واحد در کل نظام هستی برهمن است . بقیه کثرات هستند. بقیه نام هایی هستند که در قالب این کثرات جلوه کرده اند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در نفخت فیه من روحی ، انتساب را انتساب حقیقی نمی دانیم ، بلکه انتساب تشریفی می دانیم. مانند بیتی. خدا که خانه ندارد.  در اینجا هم یعنی روح بزرگی را خلق کردم. نه این که آن روح از جوهره حضرت حق باشد .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">&#8230; (حدیث جستجو شود) من جوهریه الرب شی حضرت فرمودند هر کس این را بگوید بر سنت پیامبر نیست . کتاب من عرف نفسه فقد عرف ربه را اوپانیشاد به کار برده است اما به معنای تات توام اسی . نه به مفهوم اسلامی آن. شرط نجات یعنی مکشا عبارت است از این که او معرفت پیدا کند همان برهمن است . این انا الحق حلاج نیست. بلکه انا الحق محی الدین است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">امروزه اگر شرحی را بر وداها بنویسند عنوان اوپانیشاد بر آن اطلاق نمی شود . بلکه می گویند شرح فلانی بر وداها .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">توصیه می کنم کتاب اوپانیشادها و وداها را مطالعه مختصری داشته باشید .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خلاصه محور اوپانیشادها خودشناسی است بدین معنا که حقیقت آتمن چیزی جز برهمن نیست و برهمن همه عالم هستی را پر کرده است . که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو . البته به معنای عرفانی کلمه نه به معنای دینی کلمه. همه رنج ها و مصیبت ها و اسارت که مکشا باید او را از بین ببرد ،‌ نتیجه اویدیا و عدم معرفت به این حقیقت است که برهمن همان آتمن است . کسی که به این نکته توجه نماید در همین دنیا از همه رنج ها و اسارت ها نجات پیدا خواهد کرد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در ایشه اوپانیشاد آمده است:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این همه هر چه در زمین می جنبد در سرور نهفته است&#8230; بر خواسته هیچ کس آزمند نباشد. آن که همه هستان را در خود و خود را در همه می نگرد هرگز از او رو بر نمی گرداند. فهمنده که خود همه چیز او شده در او یک بار به یگانگی نگریسته است چه اندوهی و چه رنجی می تواند &#8230;</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چنان که می بینید ریشه رنج را در جهالت فرد می داند که خودشناسی نداشته باشد .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مهابهارات</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کتاب سومی که معرفی می کنیم حماسه مهابارات است . این کتاب دوره حماسی را به نام این کتاب نامیده اند. شبیه شاهنامه در کشور ایران . همان طورکه شاهنامه محور اساطیر ایران باستان است ، مهابهارات هم محور اساطیر هند باستان است . در این کتاب حماسه و جنگ و رقابت دودمان های هند باستان آمده است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ما به این ها اسطوره می گوییم از این باب که خبر تاریخی از آن ها نداریم و الا این ها سرگذشت ، گذشتگان این اقوام است .</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کتاب گیتا</span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کتاب گیتا نیز اهمیتی کمتر از اوپانیشاد ندارد . این کتاب محور طریقه باکتی bakti است .  باکتی یعنی عشق و محبت. یعنی راه رسیدن به نجات از نظر وداها کارما مارگا یا عمل گرایی بود. در اوپانیشادها معرفت یا جنانا مارگا بود. در کتاب گیتا این راه ، راه باکتی یا عشق و محبت است . کسی که بخواهد از اسارت گردونه بازپیدایی نجات پیدا کند باید به محبت به خدا و به عشق به خدا برگردد. این کتاب چون کتاب بسیار مهمی است لذا بسیاری از بزرگان آیین هندو بر‌آن شرح نوشته اند . موضوع این کتاب گفتگوی یک استاد و یک شاگرد است . این شیوه نگارش در آثار هندو بسیار یافت می شود که حکیمی با شاگردش گفتگو می کند و راه سعادت را به او می آموزد. بر اساس آموزه های این کتاب نباید دنبال نتیجه عمل باشیم تا کارما تولید نشود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">عبارت هایی از این کتاب :</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">.. ای آرجونا غم جماعتی نمی باید خورد. تو می خوری و صحبت ارباب دانش می گویی ولی دانا نیستی. دانایان غم هیچ مرده و زنده نمی خورند&#8230; چنان که جان سه قالب می گذراند خردی و بزرگی و پیری &#8230; ای آرجونا مدرکات حواس جاودان نیست. .. پیدا می شود و ناچیز می شود&#8230; شخصی که از ارباب دانش باشد و راحت و محنت نزد وی یکسان بود ، از محسوسات زبونی نمی کشد. چنین کسی سزاوار خلاصی است. چیزی که به عدم مسبوق باشد همیشه نمی ماند و جان چنان نیست که به فنا &#8230;. ای آرجونا مردی که از آرزوهای دل بگذرد &#8230; چنان که به طلب راحت نپردازد و بر دوستی و دشمنی خط بر کشد و &#8230; او را مستقیم العقل گویند .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خلاصه می گوید انسان نباید به عمل خودش دلبستگی داشته باشد . کسی خلاصی دارد که بد و خوب دنیا برایش تفاوتی نداشته باشد .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">محی الدین عذاب را از عذب می گیرد. می گوید افراد دو گونه اند برخی از طینت جهنم خلق شده اند و برخی از طینت بهشت. بهشتی ها از بهشت لذت می برند و جهنمی ها در جهنم لذت می برند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اما هندویان در این باره توجیهی ندارند و می گویند وجود داشتن در گردونه بازپیدایی واقعا عذاب است.</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>نوامبر ۲, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/960.html" title="تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی (3)">تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی (۳) (۰)</a></li>
<li>اکتبر ۲۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/903.html" title="تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(2)">تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(۲) (۴)</a></li>
<li>اکتبر ۲۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/901.html" title="تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(1)">تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(۱) (۰)</a></li>
<li>اکتبر ۲۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/898.html" title="تاریخ آغاز دین">تاریخ آغاز دین (۱)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/963.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی (۳)</title>
		<link>http://www.pedar.net/960.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/960.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 13:05:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آشنايي با اديان]]></category>
		<category><![CDATA[آدم]]></category>
		<category><![CDATA[اديان]]></category>
		<category><![CDATA[بوديسم]]></category>
		<category><![CDATA[نجس]]></category>
		<category><![CDATA[وحياني]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=960</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم
آشنایی با ادیان
قسمت چهارم
سید محمد رضا طباطبایی


ویرایش: اول
 
تفاوت های ادیان وحیانی با غیر وحیانی در شرق آسیا(۳)



فهرست مطالب:
 ازلیت و ابدیت دنیا
 تفاوت در مخلوق با خالق
 نظام طبقاتی
 
 
۱۱ : تفاوت دیگری که در ادیان وحیانی و غیر وحیانی وجود دارد ، اعتقاد به ادوار در دنیاست. آنان معتقدند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آشنایی با <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%a7%d9%86">ادیان</a></span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قسمت چهارم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سید محمد رضا طباطبایی<br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ویرایش: اول</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong> </strong></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>تفاوت های <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%a7%d9%86">ادیان</a> <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%88%d8%ad%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a">وحیانی</a> با غیر <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%88%d8%ad%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a">وحیانی</a> در شرق آسیا(۳)</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>فهرست مطالب:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> ازلیت و ابدیت دنیا</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> تفاوت در مخلوق با خالق</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> نظام طبقاتی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> <span id="more-960"></span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۱ : تفاوت دیگری که در <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%a7%d9%86">ادیان</a> <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%88%d8%ad%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%8a">وحیانی</a> و غیر وحیانی وجود دارد ، اعتقاد به ادوار در دنیاست. آنان معتقدند عالم هستی ازلی و ابدی است . مانند اعتقاد یونانیان باستان. آنان به خدا معتقد بودند اما این گونه نه که عالم هستی مخلوق خدا باشد. تا خدا بوده عالم هم بوده. با این فرق که دوره های مختلفی دارد. عالم به وجود می آید ، مراحل مختلفی را طی می کند . زالی و فانی می شود و بعد از تشتت یک بار دیگر ماده این عالم به مرحله نخستین خود بر می گردد و دوره بعدی آغاز می شود . دوره دوم هم وقتی به پایان برسد دوره سوم شروع می شود و این ادوار تمامی ندارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در اندیشه اسلامی این عقیده در اخوان الصفا که یک گروه مسلمان و شیعه هستند ، وجود داشته که از آن به دور و کور تعبیر می کردند. به دور های بزرگ کور می گفتند و به بخش های ذیل دور کور می گفتند. مثلا ما اکنون در کور حضرت <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a2%d8%af%d9%85">آدم</a> علیه السلام هستیم و در دوران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و در اسلام . در اینجا دور زیر مجموعه کور است و کور بزرگتر و وسیعتر از دور است .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این تعبیر اصالتا مربوط به شرق آسیا است . بعید نیست که اخوان الصفا این مطلب را از آن ها گرفته باشند . چرا که فلسفه اخوان الصفا یک فلسفه مزجی و التقاطی است .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بهائیان هم این تعبیر را از اخوان الصفا در آثار خود گنجانده اند. از این بحث برای اثبات عدم خاتمیت پیامبر اکرم ص سوء استفاده می کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این از ویژگی هایی است که مربوط به فلسفه ادیان شرق است که عالم نه بدایتی دارد و نه نهایتی .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">البته روایتی وجود دارد که هر چه راوی سوال می کند قبل از <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a2%d8%af%d9%85">آدم</a> چه کسی بود ، معصوم ع می فرماید <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a2%d8%af%d9%85">آدم</a> . به این روایت گاه استناداتی می شود اما بر اساس این حدیث همه این ها مخلوق خدا هستند و همه حادثند. ما به ازلیت و ابدیت این عالم هستی اعتقادی نداریم. در حالی که آن ها در صدد اثبات این هستند که عالم آفرینش آغاز و انجامی ندارد .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">علاوه بر اخوان الصفا و بهائیان ،‌ زرتشتیان دوران باستان هم به نظریه دوران های مختلف عالم معتقدند. عالم را به هزاره های مختلف تقسیم می کنند. هزاره سوشیانش و &#8230; .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مباحث عقلی انتقادی به این نظریه ، مانند حدوث و قدم، در یونان باستان و ادیان شرق آسیا و &#8230; وجود نداشته و ندارد. امروزه حکمای آن ها در این زمینه ها بحث های فلسفی را مطرح نمی کنند. مباحث اینان معمولا عرفانی است و مباحث عقلانی برهانی به نحوی که در تمدن اسلامی مطرح است ، در شرق آسیا مهجور است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۲ : در ادیان الهی و وحیانی انسان ها همه مخلوق خدا هستند و با یکدیگر تفاوتی در مخلوقیت ندارند. اینان متواطی و متساوی در وجودند. یعنی شان عبد خدا بودن در همه این ها علی السویه است . یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ [الحجرات : ۱۳]</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">&#8230; تفاوت قبائل و خانواده در رنگ و &#8230; نمی تواند منشا تفاخر و امتیاز باشد. در همه ادیان الهی به این صورت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تنها استثناء این مساله در آیین زرتشت وجود دارد که یک آیین طبقاتی است. البته این به دلیل رخنه کردن تحریف در این آیین است . اساس آیین زرتشت الهی است. در کلیه آیین های الهی انسان ها ، همه با هم مساویند و تفاوتی از نظر آفرینش ندارند .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۳ : نظام طبقاتی: در ادیان شرق آسیا نظام افرینش نظام طبقاتی است که خونی و ژنی است. فرد در یک طبقه زاده می شود . در آن طبقه رشد می کند ، در آن طبقه می میرد و امکان فاصله گرفتن از تعلق طبقاتی خودش را ندارد. باید در آن طبقه باشد . هر چه از نظر معرفتی رشد کند ،‌ باز در آن طبقه محکوم و وابستگی های آن ، به ماندن است .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در هند باستان چهار طبقه وجود دارد. از همه این طبقات اسف بار تر و پایین تر ، طبقه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d8%ac%d8%b3">نجس</a> ها هستند . به این نظام طبقاتی نظام کاست می گویند . Cast system</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">طبقه دوم طبقه low cast می باشد. از طبقه <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d8%ac%d8%b3">نجس</a> ها، که پایین ترین طبقه هستند ، به harijan تعبیر می کنند. این ها از پای برهمن خلق شده اند. لذا دکتر هم باشند <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%86%d8%ac%d8%b3">نجس</a> است. حق ورود به معبد را ندارد. حدود سیصد میلیون نفر در هند نجس هستند. از رنگ پوست و &#8230; خودشان تشخیص می دهند که چه کسی نجس است.اینان حق این که عالم و مبلغ دین شوند را ندارند. حق این که کارهای بالای جامعه را بپذیرد را ندارد. گاندی در دوران حاکمیت خودش ، با این که از طبقه پایین نبود ، و از طبقه سوم بود ،‌ به شدت با نظام طبقاتی مبارزه می کرد. وی برای طبقات پایین و هاریجان ها در همه مشاغل اداری و ورودی های دانشگاهی سهمیه ای را قائل شد. البته موثر هم افتاد. اما وسیله خرید و فروش این سهمیه ها شد. فردی که از طبقه نجس بود و آهی در بساط نداشت ، سهمیه خودش برای دانشگاه را می فروخت تا پولی به دست بیاورد و بخور و نمیری برای زندگی اش فراهم نماید. گرچه این طرح وی موثر افتاد اما نتوانست این نظام طبقاتی ریشه دار را ریشه کن کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نجس ها گروه گروه یا بودایی می شوند یا مسلمانو البته مسیحی هم می شوند . یکی از بزرگترین جاذبه های اسلام برای نجس ها ، این است که در صف جماعت فرقی بین سفید و سیاه نیست. این که در حج و مراسم عبادی و &#8230; هیچ فرقی نیست را باور نمی کنند. این برای اسلام در آن منطقه مشخصه بسیار مثبتی است و می تواند آنان را به سمت اسلام جذب نماید. خوب است که از این جامعه شناسی برای تبلیغ در آن مناطق استفاده کرد .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">علت مسلمان و بودایی شدنشان ، ستمی است که از طبقه حاکم یعنی همان طبقه برهمن بر این ها وارد می شود. برهمن ها معتقدند که از سر خدا آفریده شده اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نمونه ای از این ها را در ایران باستان هم داشته ایم که فردوسی اشاراتی را در داستان بوذرجمهر دارد. در این ماجرا شاه از موزه گری مبلغی را می خواهد قرض بگیرد و موزه گر شرط قرض دادن را این قرار می دهد که فرزند وی درس بخواند . بوذرجمهر حکیم پذیرفت اما شاه وقتی شنید برافروخته شد و گفت این رسوایی را به کجا ببریم. بچه موزه گر برود و درس بخواند؟! در همه تاریخ ایران باستان را اگر بگردیم ، چهره هایی مانند ابن رشد و ابن سینا و &#8230; را به اندازه انگشتان دست هم نمی یابیم در حالی که این چهره های علمی در دوران اسلامی در حد یک قرن بسیار زیاد بود. در ایران باستان تنها ده درصد حق درس خواندن داشتند . آن ده درصد هم مشغول عیش و نوش بودند. اسلام بود که این ها را نجات داد و استعداد ها تبلور پیدا کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آیین بودا و آیین جن ، بازتاب نظام طبقاتی است و در حقیقت نتیجه قیام مردم علیه نظام طبقاتی است. در قرن شش قبل از میلاد ، قیامی علیه حاکمیت و ظلم برهمنان صورت گرفت ، با کل تقدسات آیین هندو مبارزه شد و دو آیین دیگر ، بیرون آمد که یکی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%8a%d8%b3%d9%85">بودیسم</a>Buddhism  شد و دیگری جینیسم Jainism. هندوها هر جا که ببینند هاریجان ها در حال مسلمان شدن هستند ،‌به آنجا حمله می کنند و مسلمان و نجس ها را با هم می کشند که کسی مسلمان نشد. احزاب RSS  و BJP شبیه صهیونیست های افراطی هستند که داستان مسجد بابری را اینان برپاکردند و هزاران مسلمان را به خاک و خون کشیدند. در دوران های حاکمیت اینها کار بر مسلمانان سخت می شود .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p style="text-align: justify;">
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>نوامبر ۲, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/963.html" title="آیین هندو و آثار مقدس هندوئیسم">آیین هندو و آثار مقدس هندوئیسم (۲)</a></li>
<li>اکتبر ۲۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/903.html" title="تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(2)">تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(۲) (۴)</a></li>
<li>اکتبر ۲۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/901.html" title="تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(1)">تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(۱) (۰)</a></li>
<li>اکتبر ۲۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/898.html" title="تاریخ آغاز دین">تاریخ آغاز دین (۱)</a></li>
<li>جولای ۲۷, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/752.html" title="دلایل تحریف کتاب مقدس (3): تورات‌های متناقض">دلایل تحریف کتاب مقدس (۳): تورات‌های متناقض (۰)</a></li>
<li>فوریه ۲۵, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/19.html" title="تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس">تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس (۱۹)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/960.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاریخ مختصر بنی‌اسراییل بر مبنای تورات</title>
		<link>http://www.pedar.net/954.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/954.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 12:17:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عهد قديم]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهيم]]></category>
		<category><![CDATA[احراق معبد]]></category>
		<category><![CDATA[بني اسرائيل]]></category>
		<category><![CDATA[موسي]]></category>
		<category><![CDATA[هيكل]]></category>
		<category><![CDATA[يهوديه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=954</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده : سید محمد رضا طباطبایی
ابراهیم  علیه السلام (ابرام ، ابراهام و&#8230;) ، در جزیره اور[۱] می زیست. او از آنجا به کنعان رفت و با ساره ازدواج کرد. بعد هم با کنیز ساره به نام هاجر ازدواج کرد و اسماعیل متولد شد. سپس از طریق ساره فرزند دیگری یافت به نام اسحق (به معنی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نویسنده : سید محمد رضا طباطبایی</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ابراهیم  علیه السلام (ابرام ، ابراهام و&#8230;) ، در جزیره اور<a href="#_ftn1">[۱]</a> می زیست. او از آنجا به کنعان رفت و با ساره ازدواج کرد. بعد هم با کنیز ساره به نام هاجر ازدواج کرد و اسماعیل متولد شد. سپس از طریق ساره فرزند دیگری یافت به نام اسحق (به معنی خنده). ساره حسادت ورزید و ابراهیم ناچار شد ، هاجر و اسماعیل (بیش از ۱۴ ساله) را به فاران (مکه) انتقال دهد. از اسماعیل ۱۲ فرزند به هم رسید.<a href="#_ftn2">[۲]</a> دین مسیحیت و یهود از ادامه نسل اسحق است. فرزندان اسحق عبارتند از : عیسو و یعقوب.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-954"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بر اساس تورات ، یعقوب و مادرش در یک داستان غم‌انگیز با دروغ و فریب برکت را از عیسو می‌دزدند. ۱۲ فرزند یعقوب ، بنی‌اسراییل<a href="#_ftn3">[۳]</a> نام دارند و یوسف آنها را به مصر می‌برد. مصری‌ها بنی اسرائیل را اذیت می‌کنند. حضرت موسی مأمور می‌شود آنها را نجات دهد . بعد داستان فرعون و غرق شدن او در دریای سرخ (برخی به اشتباه رود نیل می‌گویند) پیش می آید . سپس هم سرگردانی ۴۰ ساله در صحرای سینا. موسی به کوه سینا می رود و این سفر ده روزه چهل روز به درازا می کشد ، اما نهایتا تورات را به ارمغان می آورد. در تورات است که هارون گوساله را ساخت نه سامری. وقتی حضرت موسی از دنیا می‌رود ، یوشع‌بن نون راه موسی  علیه السلام را ادامه می‌دهد و بنی‌اسراییل را به اورشلیم (شهر خدا) می‌برد. دو قرن بعد از یوشع، قضات یا داوران این قوم را اداره می‌کنند. پس از مدتی می‌فهمند که به حکومت مرکزی نیاز دارند. اولین پادشاهشان شائول (طالوت) است. آنان نام پادشاهشان را مسیح<a href="#_ftn4">[۴]</a> می‌گذارند. بعد داود می‌آید. ما معتقدیم داود علیه السلام پیامبر است اما آنان می گویند داود از سلاطین است. پس از داود سلیمان می آید که اوج قدرت بنی‌اسراییل است . سلیمان ملکوت آسمان را با شوکت زمینی جمع کرد. از کارهایش هیکل(معبد) سلیمان است. یهودیان می‌گویند هیکل سلیمان الان زیر مسجد الأقصی واقع شده است. سلیمان رحلت می کند (در اعتقاد آنان سلیمان در حال کفر از دنیا رفت) و بعد بین بنی‌اسراییل تفرقه می افتد که باعث می شود در دو کشور مختلف جای گیرند :  ده سبط بنی اسرائیل با فرماندهی شورشی به نام بربعام در شمال ، کشوری به نام اسرائیل را تشکیل می دهند . دو سبط یهودا و بنیامین هم در جنوب به فرماندهی پسر سلیمان رحبعام ، کشور یهودا یا<strong> یهودیه<a href="#_ftn5"><strong>[۵]</strong></a></strong> را بنیان می گذارند . کشور شمال توسط آشوریان از بین می‌رود. یک قرن بعد کشور یهودا توسط بُخت‌نَصر از بین می رود. او معبد را آتش می زند <strong>(</strong><a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%a7%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b9%d8%a8%d8%af">احراق معبد</a>) و یهودیان را به عنوان برده به بابل کوچ می‌دهد (جلای وطن). ۷۰ سال بعد کورش بابل را تصرف می‌کند و یهودیان را آزاد می‌گذارد تا برگردند. یهود پیوسته تحت تسلط ایرانیان و سلوکیان بود جز در مدتی که خود حکومت مکابیان را تشکیل دادند. نهایتاً تحت تسلط روم قرار گرفتند تا تولد حضرت مسیح. روم قانونی داشت که هر کس هر دینی دارد داشته باشد ولی امپراطور را هم باید سجده کند. یهودیان طبق قانون واحد رومی بدین امر موظف بودند . این بر یهودیان سنگین آمد و قیام کردند. دولت روم در ۷۰ میلادی دستور داد یهودیان را تار و مار کنند. معبدی را هم که توسط بخت نصر سوزانده شده بود و آنان آبادش کرده بودند ، دوباره به دست رومیان نابود شد. فقط دیواری از آن باقی ماند به نام دیوار ندبه که یهودیان فعلی در آنجا حج خود را به جا می آورند. از سال  ۷۰ میلادی تا ۱۹۸۸ که اعلام رسمیت صهیونیزم و اسراییل بود ، یهود جای مشخصی نداشت. در کوچ بود. به یثرب رفت، اطراف مدیترانه رفت و &#8230; .  در اواخر قرن ۱۹ (۱۸۹۸) کنگره یهودیان افراطی و بنیادگرا برگزار شد و به دنبال آن با پشتوانه دول استعمارگر  کشور اسراییل را تشکیل دادند. یهودیت همیشه مشکل جدی مسیحیت بوده است. در إنجیل آمده حضرت عیسی تحت فشار کَهَنه یهود به صلیب کشیده شد. حضرت عیسی بر ضد کَهنه یهود به عنوان فریسیان فریب‌کار سخن گفته است. لذا مسیحیان و یهودیان پیوسته با هم در اصطکاکند. مسیحیان با حمایت از یهودی‌ها و تأسیس اسراییل این مشکل جدی را از سر خود واکردند و گوی را به میدان مسلمانان انداختند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref1">[۱]</a> Ur . جزیره عور در حقیقت همان منطقه عملیاتی فاو در زمان جنگ تحمیلی است .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref2">[۲]</a> کتاب الهدی الی دین المصطفی (علامه محمدجواد بلاغی) در این باره مطالب مفیدی دارد .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref3">[۳]</a> به فرزندان با واسطه یا بی‌واسطه حضرت یعقوب علیه السلام <strong>بنی اسرائیل</strong> می گویند. حضرت یعقوب علیه السلام دو همسر داشت. برخی از فرزندان ایشان از یکی از همسرانشان عبارتند از : نفتالی، جاد و لاوی. حضرت <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%8a">موسی</a> و هارون علیهما السلام از سبط لاوی هستند. خاخام‌های یهودی نیز از همین سبطند.  فرزندان همسر دیگر حضرت یعقوب علیه السلام هم عبارتند از: یوسف علیه السلام و بنیامین علیه السلام.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref4">[۴]</a> به این جهت به پادشاه مسیح می گویند که وی باید صورتش را توسط کاهن اعظم روغن‌مالی کند و این همان معنای واژه مسیح است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="#_ftnref5">[۵]</a> یکی از دلایل وجه تسمیه آنان به یهودی انتساب آنها به سرزمین یهودیه است . همچنین یکی از فرزندان یعقوب و اسباط یهودا بود. یهودیان بعد از حادثه اسارت بابلی توسط بخت‌نصر، به یهودی شناخته شدند. کلیمی هم که می گویند ، یعنی منسوب به کلیم‌الله .</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>فوریه ۲۵, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/19.html" title="تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس">تصویر پیامبران در قرآن و کتاب مقدس (۱۹)</a></li>
<li>نوامبر ۱۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/973.html" title="حضرت ساره از دیدگاه اسلام و مسیحیت، بانوی ایمان یا سمبل حسادت؟!">حضرت ساره از دیدگاه اسلام و مسیحیت، بانوی ایمان یا سمبل حسادت؟! (۲)</a></li>
<li>جولای ۱۳, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/615.html" title="حقوق زن در مسیحیت، چرا و چگونه؟">حقوق زن در مسیحیت، چرا و چگونه؟ (۳۳)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/954.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا با حجاب باشم؟ برای دل خودم (۴)</title>
		<link>http://www.pedar.net/947.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/947.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 06:13:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاوره جوانان و نوجوانان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=947</guid>
		<description><![CDATA[من که برای دیگران آرایش نمی کنم . من برای خودم تیپ می زنم . انقدر به من تهمت نزنید که می خوای جلب توجه کنی یا گناه کنی و &#8230; ! من فقط و فقط برای دل خودم حجاب و آرایش می کنم.  من این گونه که هستم را دوست دارم و از این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">من که برای دیگران آرایش نمی کنم . من برای خودم تیپ می زنم . انقدر به من تهمت نزنید که می خوای جلب توجه کنی یا گناه کنی و &#8230; ! من فقط و فقط برای دل خودم <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a> و آرایش می کنم.  من این گونه که هستم را دوست دارم و از این کار لذت می برم.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پاسخ:<br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خواهر گلم ، معنای دل خودم  ، یا لذت می برم را باید بررسی کرد. باید این واژه ها را بیشتر باز کنید. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اسلام نگفته کسی برای دل خودش آرایش نکند یا &#8230; . در حدیثی به عنوان ویژگی خانم های خوب آمده که المتبرجة مع بعلها و العفیفة مع غیرها. یعنی زن خوب ، زنی است که در خانه زیبایی هایش را برای همسرش آشکار می کند اما در بیرون از خانه خود را در برابر نامحرم می پوشاند. به عبارت دیگر اگر زنی باشد که برای همسرش آرایش و خود را زیبا نکند ، در حق او جفا کرده . هر احساسی باید در مکان و زمان مناسبش تحقق پیدا کند. اگر کسی بگوید من در میان مراسم عزا ،‌ دوست دارم و دلم می خواهد جک بگویم و شاد باشم ، نگاه اجتماع به او مناسب نخواهد بود و بالعکس. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-947"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حال اگر از یک مساله اجتماعی به این کوچکی بگذریم و خدا از ما بخواهد که در جای مناسب با <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a> مناسب همان مکان و زمان ظاهر شویم ، طبعا باید دستورش را به دیده منت بگذاریم. چرا که به سود خود ماست. خانمی که <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a> مناسبی نداشت ، نزد من آمده بود و از برادر همسرش شکایت می کرد. می گفت ایشان بسیار به من اظهار علاقه می کند . در حالی که در زندگی من اخلال ایجاد کرده. کمی که بیشتر پرسیدم متوجه شدم ایشان در مراسم عروسی هایی که دارند با حجاب بسیار مکشوف و نامناسبی ظاهر می شود . برادر همسرشان نیز ایشان را در فیلم های عروسی و همچنین در خود مراسم عروسی دیده و خوب ،‌ هر آنچه دیده بیند &#8230; دل کند یاد. و اگر این دیده ناپاک باشد و دل هم بیمار ، دردسر ها شروع خواهد شد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بنا بر این خواهر خوبم ، خیابان جای آرایش نیست . خیابان نمایشگاه نیست. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فراتر از آنچه گفتیم ، آیا اساسا   هر کس از کاری لذت ببرد باید آن را انجام دهد؟ پس مبارزه با نفس چه می شود؟ مطمئن باشید کراکی ها ، معتادان حشیش و تزریقی و &#8230; که شما اگر یکی از این ها را ببینی با نگاهی چندش آور آن ها را له خواهی کرد ، به حرف دلشان گوش می دهند و چون لذت می برند و دلشان می خواهد &#8230; . خواهرم با فلسفه اپیکوری زیستن ، عاقبتی بهتر از عاقبت شخصیت های کراکی را به ما نمی بخشد.<br />
</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/946.html" title="چرا با حجاب باشم؟ عادت کرده ام (3)">چرا با حجاب باشم؟ عادت کرده ام (۳) (۰)</a></li>
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/942.html" title="چرا با حجاب باشم؟ توجه همسر (2)">چرا با حجاب باشم؟ توجه همسر (۲) (۴)</a></li>
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/938.html" title="چرا با حجاب باشم؟ ضعف ایمان (1)">چرا با حجاب باشم؟ ضعف ایمان (۱) (۰)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/947.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا با حجاب باشم؟ عادت کرده ام (۳)</title>
		<link>http://www.pedar.net/946.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/946.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 05:50:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاوره جوانان و نوجوانان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=946</guid>
		<description><![CDATA[آقا گیر ندید دیگه . ترک عادت موجب مرض است. من این جوری عادت کردم . عادت کردم بد حجاب باشم . برای همین با حجاب شدن برایم سخت است . 
پاسخ:

اگر انسان به کاری عادت کرده است ، خوب یا بد ، باید به پی آمد های این عادت نیز بیاندیشد. کسی که به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آقا گیر ندید دیگه . ترک عادت موجب مرض است. من این جوری عادت کردم . عادت کردم بد <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a> باشم . برای همین با <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a> شدن برایم سخت است . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پاسخ:<br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اگر انسان به کاری عادت کرده است ، خوب یا بد ، باید به پی آمد های این عادت نیز بیاندیشد. کسی که به بد <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a>ی عادت کرده ، طبعا نباید از شر متلک ها و مزاحمت ها و آزارهای خیابانی ، گله مند باشد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-946"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بالاخره بدحجابی هم نتایجی دارد که یکی از حداقل ترین های آن همین مزاحمت هاست. خانمی آمده بود و می گفت نمی دانم چرا هر پوششی که انتخاب می کنم ، باز هم مزاحمت دارم در حالی که خانم های دیگر این طور نیستند. گفتم خواهر خوبم ، درست است که شما مثلا حجاب خوبی را انتخاب کرده اید و پوششتان کامل است اما از مانتو یا پوششی استفاده کرده اید که دل مردان بیمار را به سمت خود می کشاند. اگر از لباس فوق العاده زیبایی و لو با حجاب کامل استفاده کنید ، به طوری که برجستگی های بدنتان آشکار باشد و باعث تحریک جنس مخالف شوید ، طبعا از نگاه های آلوده یا متلک ها و مزاحمت ها ، اذیت خواهید شد. خطر بزرگی که برای این خانم ها وجود دارد این است که گاه دچار انسان های بیماری می شوند که اوباش گونه ، به عنف ، مصیبت هایی را برای این اشخاص ایجاد می کنند. خوب ، خواهر گلم ، از همان ابتدا این مروارید زیبای وجودت را داخل صدف حجاب مخفی کن ،‌ تا دزدیده نشوی . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">می دانید چرا شرور ها به بد حجاب ها بیشتر توجه نشان می دهند؟ معلوم است دیگر . چون یک پندار منفی نسبت به این نوع تیپ و نحوه پوشش وجود دارد . شخص بیمار تصور می کند اگر سراغ فلان خانم بد حجاب برود پاسخ مثبت می شنود. از طرف دیگر با بد حجابی شخص ،‌ زیبایی های او برای مرد بیمار مشخص می شود و طبعا هر آنچه دیده بیند ، دل کند یاد . بنا بر این  شما که خانم خوبی هستید ، چرا خودت را در لیست خانم های بد در چشمان بینندگانت می نشانی .<br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حال شما باید توجه داشته باشید که اگر عادت بدی هم دارید ، صرف عادت بودن دلیل خوب بودن نیست. بلکه باید تلاش کنید عادت های خوب را جایگزینش کنید . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شاید خانمی بگوید من که بد حجاب هستم و هیچ وقت هم کسی جرات نکرده به من چیزی بگوید. فرمایش شما خواهر خوبم صحیح. اما آیا می دانی هر مردی که با دیدن ظاهر شما به گناه چشم چرانی آلوده می شود ، شما هم در گناه وی شریک هستی؟ آن وقت پیوسته گلایه می کنی که چرا دعاهایم مستجاب نمی شود ؟ چرا &#8230; ؟ و &#8230;؟ برای این که حق الناس به گردن داری. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس مراقب باش و نردبان گناه دیگران نشو.<br />
</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/947.html" title="چرا با حجاب باشم؟ برای دل خودم (4)">چرا با حجاب باشم؟ برای دل خودم (۴) (۰)</a></li>
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/942.html" title="چرا با حجاب باشم؟ توجه همسر (2)">چرا با حجاب باشم؟ توجه همسر (۲) (۴)</a></li>
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/938.html" title="چرا با حجاب باشم؟ ضعف ایمان (1)">چرا با حجاب باشم؟ ضعف ایمان (۱) (۰)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/946.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا با حجاب باشم؟ توجه همسر (۲)</title>
		<link>http://www.pedar.net/942.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/942.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 04:59:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاوره جوانان و نوجوانان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=942</guid>
		<description><![CDATA[از بعضی ها که سوال می کنی چرا درست حجابتان را رعایت نمی کنید ، می گویند چون همسرم دوستم ندارد. برخی از شوهران که در ارتباط های عاطفی با همسرشان موفق نیستند ، ناخودآگاه همسر خود را به گناه می کشانند. چرا که باعث می شوند زن با جلب توجه دیگران در بیرون از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از بعضی ها که سوال می کنی چرا درست <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a>تان را رعایت نمی کنید ، می گویند چون همسرم دوستم ندارد. برخی از شوهران که در ارتباط های عاطفی با همسرشان موفق نیستند ، ناخودآگاه همسر خود را به گناه می کشانند. چرا که باعث می شوند زن با جلب توجه دیگران در بیرون از منزل ،  نیاز عاطفی خود را با گناه تامین نماید. یکی از جلوه های این جلب توجه ، بد <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a>ی است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-942"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مردها باید به این عامل بد <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a>ی همسر خود توجه کنند. اگر مردی  به همسرش دستور می دهد با حجاب شو و او نمی شود ، ریشه را در خودش جستجو کند. زن و شوهری در همین زمینه به من مراجعه کرده بودند و شوهر از همسرش گله داشت که خیلی بد حجاب است. وقتی درمشاوره خصوصی از هر دوی این ها اطلاعاتی را کسب کردم متوجه شدم که همسر این خانم ، فوق العاده به ایشان بی توجه است. بی توجهی ایشان باعث شده بود تا خانمش حتی با مردی نامحرم ارتباط نامشروع و حتی زنا برقرار کند. بدحجابی زن این آقا، تنها قسمتی از نتایج بی توجهی وی بود که فراتر از آن را خودش خبرنداشت. زن ایشان گریه می کرد و می گفت با این که همسرم را دوست دارم اما او کوچکترین توجهی نه از حیث عاطفی و نه از حیث جنسی و &#8230; به من نشان نمی دهد. این در حالی بود که خانم این آقا قبل از ازدواج با ایشان فوق العاده محجبه بوده و در خانواده ای زندگی می کرده که از نظر عاطفی پیوسته کانون توجه بوده است. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">خلاصه این بی توجهی ها یکی از عواملی است  که مردان باید بیشتر به آن توجه کنند ازدواج یعنی زندگی مشترک. همانطور که از لفظ مشترک پیدا است در این زندگی باید خواسته هر دو بر آورده شود. یک جانبه نیست. هم باید زن مرد خود را مورد توجه قرار دهد و هم باید مرد وظیفه خود را انجام دهد. اگر مردی نیاز عاطفی یا جنسی ندارد به این معنا نیست که وظیفه ندارد ، از نظر عاطفی و جنسی به همسرش بی توجه باشد. چرا که بی توجهی وی اگر باعث به گناه آلوده شدن همسرش شود ، ایشان هم در آن گناه شریک خواهد بود. البته خانم ها هم باید توجه داشته باشند که کوتاهی مرد در وظائفش ، مجوز و دلیلی شرعی یا عقل پسند برای گناه و بد حجابی نیست.<br />
</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/947.html" title="چرا با حجاب باشم؟ برای دل خودم (4)">چرا با حجاب باشم؟ برای دل خودم (۴) (۰)</a></li>
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/946.html" title="چرا با حجاب باشم؟ عادت کرده ام (3)">چرا با حجاب باشم؟ عادت کرده ام (۳) (۰)</a></li>
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/938.html" title="چرا با حجاب باشم؟ ضعف ایمان (1)">چرا با حجاب باشم؟ ضعف ایمان (۱) (۰)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/942.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا با حجاب باشم؟ ضعف ایمان (۱)</title>
		<link>http://www.pedar.net/938.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/938.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 04:42:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشاوره جوانان و نوجوانان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=938</guid>
		<description><![CDATA[برخی از  بی حجابی ها به دلیل ضعف اعتقادات دینی و عدم پایبندی به دستورات دینی است . خانم های بسیاری به بنده مراجعه می کردند که می گفتند ما قبلا با حجاب بودیم ،‌ اما به دلیل این که الان اعتقادمان به خداوند ضعیف شده ، پوشش خود را درست محافظت نمی کنیم.

 [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برخی از  بی <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a>ی ها به دلیل ضعف اعتقادات دینی و عدم پایبندی به دستورات دینی است . خانم های بسیاری به بنده مراجعه می کردند که می گفتند ما قبلا با <a href="http://www.pedar.net/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8">حجاب</a> بودیم ،‌ اما به دلیل این که الان اعتقادمان به خداوند ضعیف شده ، پوشش خود را درست محافظت نمی کنیم.<br />
</span></p>
<p><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> پاسخ به این عزیزان: </span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">توجه به این مطلب مهم است که ما آفریننده خودمان نیستیم وگرنه آگاهی کافی و کامل از اوضاع جسمی و روحی خود داشتیم . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-938"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">موجودات مادی دیگر هم مثل ما هستند و توانمندتر از انسان نیستند . زیرا همه محتاج هستند. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">همان طور که خود شما عزیزان می دانید ، یک موجود غیر وابسته و بی نیاز و توانا ما انسانها و موجودات دیگر را آفریده است که گاهی از او غافل می شویم در حالی که خداوند هرگز از ما غافل نمی شد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> خداوند تبارک وتعالی که آفریننده ما است تمام نقاط قوت و ضعف ما را می داند و بر اساس همین علم برای انسان قانون وضع کرده است نه برای این که خودش بهره ای ببرد بلکه برای این که انسان بهتر در مسیر رشد قرار گیرد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پس قانون خدا (دین) برای ما و به نفع ما است و از طرف سازنده ما است. مثل قانون بشر ناقص نیست بلکه کامل است پوشش هم یکی از این قوانین است . پس آن را رعایت کنیم.</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/947.html" title="چرا با حجاب باشم؟ برای دل خودم (4)">چرا با حجاب باشم؟ برای دل خودم (۴) (۰)</a></li>
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/946.html" title="چرا با حجاب باشم؟ عادت کرده ام (3)">چرا با حجاب باشم؟ عادت کرده ام (۳) (۰)</a></li>
<li>نوامبر ۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/942.html" title="چرا با حجاب باشم؟ توجه همسر (2)">چرا با حجاب باشم؟ توجه همسر (۲) (۴)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/938.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یکی از زیباترین قالب های وردپرس lifestyle 30</title>
		<link>http://www.pedar.net/913.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/913.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 10:32:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وردپرس]]></category>
		<category><![CDATA[پوسته]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=913</guid>
		<description><![CDATA[قالب lifestyle_30 را می توان به حق یکی از زیباترین ، با کلاس ترین و در عین حال سبک ترین قالب های وردپرس به حساب آورد. این قالب فارسی شده و به صورت رایگان در اختیار شما عزیزان قرار می گیرد. 
هزینه استفاده از این قالب ده تا صلوات هدیه به فرشته عزیز خدا ،  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قالب lifestyle_30 را می توان به حق یکی از زیباترین ، با کلاس ترین و در عین حال سبک ترین قالب های <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%be%d8%b1%d8%b3">وردپرس</a> به حساب آورد. این قالب فارسی شده و به صورت رایگان در اختیار شما عزیزان قرار می گیرد. </span></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هزینه استفاده از این قالب ده تا صلوات هدیه به فرشته عزیز خدا ،  حضرت میکائیل است . </span></strong></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span id="more-913"></span><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نصب ، تنظیم و راه اندازی این قالب روی سایت مقداری به مهارت نیاز دارد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دوستانی که مایلند از این قالب استفاده کنند بگویند تا آموزش های لازم را در اختیارشان قرار دهیم . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><a href="http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://pedarnet.persiangig.com/Wordpress/theme/lifestyle_30.zip"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دانلود قالب lifestyle ویرایش سوم </span></a></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نسخه های بعدی و تغییرات و بهینه سازی قالب را می توانید بعدا از همین قسمت مشاهده نمایید . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">با تشکر از دوست عزیزم آقای <a href="http://www.fekrejavan.ir/">مهدی زارع </a>که این قالب را به بنده معرفی کردند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a href="http://fekrejavan.ir/">نمونه قالب</a><br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ویژگی های قالب: </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱٫ اندازه و نوع قلم های این  <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa%d9%87">پوسته</a> و همچنین حالت نمایش آن (راست به چپ ) کاملا با زبان فارسی هماهنگ شده است. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۲٫ این قالب ، برای سایت هایی که در کنار سایت اصلی خود می خواهند  انجمن گفتگو هم داشته باشند ، بسیار متناسب و مفید است.<br />
۳٫ صفحه اصلی قالب به سه بخش تقسیم می شود که می توانید آن را از بخش مدیریت تنظیم کنید. شما می توانید در هر قسمت تعداد موضوعاتی که باید نمایش یابد را تعیین کنید. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۴٫ می توان در صفحه اصلی این قالب یک اسلاید شاو هم قرار داد . با کمک <a href="http://forum.wp-persian.com/topic/5476">FCG </a>(Featured Content Gallery ) می توانید اسلاید شاو را با هر ارتفاعی که دوست دارید تنظیم کنید ولی بهتر است عرض آن از ۵۹۰ پیکسل بیشتر نشود تا با قالب هماهنگی داشته باشد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۵٫ شما می توانید با فعال یا غیر فعال کردن افزونه FCG  اسلاید شاو را هر وقت که بخواهید بردارید یا نمایش دهید. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۶٫ عرض این <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa%d9%87">پوسته</a> ثابت است . به طوری که کل نمایشگر را به طرز زیبایی می پوشاند و در نمایشگر شما جای خالی ای نخواهد ماند. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۷٫ این <a href="http://www.pedar.net/tag/%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa%d9%87">پوسته</a> از سه ستون تشکیل شده است. سه تا ستون کناری که یکی پهن و در بالا قرار گرفته و و دو ستون کم عرض در پایین . شما می توانید ابزارک های مختلفی را از بخش مدیریت به این ستون ها اضافه کنید. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۸٫ در این پوسته شما می توانید سیستم تبلیغاتی خوبی را در header یا در زیر مطالبتان داشته باشید. همچنین می توانید از ابزارک های کناری برای تبلیغات استفاده کنید. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۹٫ در صورتی که می خواهید کد نمایش فیلم را درون مطالب خود بگنجانید ، با خیال راحت می توانید این کار را بدون این که قالب به هم بریزد انجام بدهید. چون سایز این پوسته به طور خودکار با سایز فیلم هماهنگ خواهد شد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۰٫ این پوسته با تمام نسخه های ورد پرس از ۲٫۷٫۱ به بالا و حتی نسخه های قبل از آن هماهنگی دارد. کلیه ویژگی هایی که در نسخه های جدید ارائه شده ، توسط این پوسته پشتیبانی می شود .<br />
</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">۱۱٫ قسمت آرشیو این پوسته در حقیقت مانند یک سایت مپ یا نقشه سایت عمل می کند و شما می توانید چه از نظر موضوعی و چه از حیث تاریخ و &#8230; به مطالب دسترسی پیدا کنید . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">روش استفاده از قالب : </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعد از این که قالب را نصب کردید و آن را فعال نمودید ، در منوی مدیریت شما در قسمت نمایش گزینه ای اضافه می شود با عنوان : </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">Lifestyle Theme Options</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">روی آن کلیک کنید تا به صفحه مدیریت پوسته هدایت شوید . </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اکنون بخش های مدیریت پوسته را به شما آموزش می دهم. کاربرد هر گزینه را زیر آن نوشته ام که به راحتی می توانید متوجه شوید: </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br />
featured top left<br />
نمایش در صفحه اصلی سایت در قسمت بالا سمت چپ<br />
of posts<br />
نمایش تعداد پست ها و موضوعات<br />
featured top right<br />
نمایش در صفحه اصلی سایت در قسمت بالا سمت راست<br />
of posts<br />
نمایش تعداد پست ها و موضوعات<br />
featured bottom<br />
نمایش در صفحه اصلی سایت در قسمت پایین صفحه<br />
of posts<br />
نمایش تعداد پست ها و موضوعات<br />
blog category<br />
نمایش انجمن در صورتی که داشته باشید<br />
of posts<br />
نمایش تعداد پست ها و موضوعات</span><br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>مطلب مشابهی برای این پست در سایت وجود ندارد</li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/913.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(۲)</title>
		<link>http://www.pedar.net/903.html</link>
		<comments>http://www.pedar.net/903.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 19:33:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آشنايي با اديان]]></category>
		<category><![CDATA[اديان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=903</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم
اشنایی با ادیان 


قسمت سوم
سید محمد رضا طباطبایی
ویرایش: اول
موضوع: ادامه تفاوت های ادیان وحیانی با غیر وحیانی شرق آسیا
فهرست مطالب:
نظام تقدیر
دنیا
مایا یا توهم و واقعیت
عقل و کشف وشهود

۷٫ از نظر ادیان آسمانی ما به نظام تقدیر قائلیم. هر چه در این دنیا اتفاق می افتد بر اساس مشیت و علم و تقدیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><strong>اشنایی با ادیان<a href="../tag/%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%a7%d9%86"></a> </strong><br />
</span>
</p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">قسمت سوم</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">سید محمد رضا طباطبایی<br />
ویرایش: اول</span></p>
<p><strong>موضوع: </strong>ادامه تفاوت های ادیان وحیانی با غیر وحیانی شرق آسیا<br />
<strong>فهرست مطالب:</strong><br />
نظام تقدیر<br />
دنیا<br />
مایا یا توهم و واقعیت<br />
عقل و کشف وشهود<br />
<span id="more-903"></span></p>
<p>۷٫ از نظر ادیان آسمانی ما به نظام تقدیر قائلیم. هر چه در این دنیا اتفاق می افتد بر اساس مشیت و علم و تقدیر خدا تحقق پیدا می کند. در شرق آسیا اعتقاد به خدا هست. حتی به گونه ای اعتقاد به تقدیر هم هست اما نه به معنایی که ما بدان معتقدیم. آنان به قانونی معتقدند به نام کارما Karma  . کارما همان تاثیرات فعل انسان است ، خواه مثبت مانند دستگیری از فقرا و خواه منفی مانند ظلم کردن به مردم . کارما در حقیقت بقایای فعل ما در عالم دنیاست . فعل کارما تولید می کند و کارما تعیین کننده آینده زندگی ماست . این که ما در حیات بعد به چه صورتی و در چه کالبد و قالبی ظاهر شویم (انسان ، گاو ماده و …) تماما مبتنی بر کارمایی است که از فعل گذشته ما تولید شده است . بنا بر این جایگزین حاکمیت خدا در نظام های الهی ، قانون کارما در ادیان شرق آسیا است . تا وقتی که از فعل کسی کارما تولید شود و این کارما در حصار آن شخص موجود باشد ، شخص باید تناسخ پی در پی یا همان چرخه بازپیدایی یا دریای سامسارا Samsara را به تکامل برساند . لذا نظریه کارما بر افکار شرق آسیا اهمیت بسیاری دارد. از سویی شبیه مکافات عمل است یعنی آثار اعمال ما در دنیا . از سوی دیگر جایگزین نظام تقدیر در ادیان الهی است.<br />
مکمل این مساله مکشا Moksa  است . مکشا یعنی خلاصی ، آزادی یا به تعبیر انگلیسی Liberation . غایت قصوای اندیشه های شرق آسیا ازادی از چرخه تناسخ پی در پی است . از نظر آنان دنیا مساوی است با رنج و زندگانی مساوی است با گرفتاری و مصیبت ولو این زندگی ،‌ زندگی افراد کاخ نشین و ثروتمند باشد. اساسا دنیا مفهومی جز رنج ندارد. لذا آزادی ای که بایستی آرمان هر کسی باشد ، زمانی حاصل می شود که شخص به مکشا یا آزادی از تناسخ برسد.<br />
اما هدف ما معتقدان به ادیان الهی این نیست. در قرآن کریم آمده است :<br />
کُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ [آل عمران : ۱۸۵]</p>
<p>بنا بر این اعمال ما منجر به کارما می شود. کارما به بازپیدایی و اسارت در چرخه تناسخ منتهی می شود و بازپیدایی یعنی رنج و مصیبت. بنا بر این بر اساس اندیشه های ادیان شرق آسیا ،‌ آرمانی که برای آن تلاش می کنیم آن است که چرخه بازپیدایی در مورد ما متوقف شود و به مکشا برسیم. باید کاری کنیم که کارمای عمل ما صفر شود.<br />
از نظر معتقدان به ادیان الهی ،‌آزادی زمانی است که شخص اعمال نیک انجام دهد ،‌اما از دیدگاه ادیان شرق آسیا ، فرد زمانی رستگار است که عمل او کارما نداشته باشد. هم عمل نیک کارما دارد و هم عمل بد. شخص فقط باید دنبال اعمالی باشید که نتیجه نداشته باشد . اگر به دنبال عمل خیر باشد یا شر ، هر دو کارما دارد. پس اصلا نباید به دنبال انجام عمل باشد. انجام عمل یا عدم انجام آن باید برای وی یکسان باشد. باید چنان وارسته باشد که حتی به دنبال عمل خیر آن هم نباشد . کسی که این گونه باشد در زمان حیاتش کارما را به صفر می رساند و از چرخه بازپیدایی نجات می یابد. وگرنه باید صدها بار در چرخه بازپیدایی وارد شود و … . اشکالاتی اساسی بر این اندیشه وارد است که در طی بحث خواهیم گفت.<br />
نتیجه گیری : از نظر ما عامل نجات کار نیک و بر و معروف و تقوی است. اما از نظر آنان فعل اخلاقی عامل نجات نیست بلکه عدم وابستگی و Detachment عامل نجات است. حتی وابستگی به کار خیر هم تولید کارما می کند . آن ها حتی فعل خیر را هم عامل پایبندی و مصیبت انسان می دانند. لذا بزرگانی که خودشان را از قید عمل برهانند ، به هیچ چیزی نباید دلبستگی نداشته باشند.<br />
یکی از عرفای بزرگ آن ها به شهر آمده بود. عرفای آن ها معمولا در جنگلند. از وابستگی به لباس هم رهایند و عریان محضند. رفتم به دیدن ایشان . وی در برجی در یک آپارتمان تک خوابه زندگی می کرد. این آپارتمان هیچ چیز نداشت. نه فرش و نه حصیر. همراه با خودش آن جا را گشتم . از لوازم زندگی فقط یک کاسه ماست خوری داشت. هیچ لباس اضافه و رو انداز و بالشت و … نداشت. یک لنگ به کمرش بسته بود. گفتم اینجا چه کار می کنید . گفت هستم . گفتم از پدر و مادرت چه خبر؟ گفت از پدر و مادرم سی سالی هست که بی خبرم. گفتم دلت برایشان تنگ نمی شود . گفت نه محبتشان را بیرون کرده ام. گفتم دل آن ها برای تو تنگ نمی شود؟ گفت آنها معتقدند که من به خدا پیوسته ام. گفتم : دوستی کسی نداری ؟ نه من به کسی تعلق ندارم. چه کار می کنی؟ هستم. فقط هستم. همین.<br />
یعنی خنثای محض. دنبال هیچ عملی نیستند. خوب شما اینجا هستی چی می خوری؟ ما نباید چیزی بخوریم. من دم غروب این کاسه را دستم می گیرم . دم غروب در خیابان ها می چرخم . مردم برایم نذری در کاسه می ریزند. من حق دارم یکی از این ها را بخورم. رفت تا فردا. ما نباید تعلق به کسی داشته باشیم. ما نه همسر داریم . نه پول و نه دوست. اصلا ما نباید فکر کنیم به این چیزها. حتی عدم وابستگی به عمل خیر.<br />
یک اشکال عمده و اساسی ای که به این اندیشه وارد است این است که همین که این شخص بی هدف می شود با این هدف که از کارما آزاد شود ، خودش یک هدف و وابستگی است که کارمای مثبت تولید می کند. بنا بر این با یک پارادوکس بزرگ مواجه است که موجب می شود هرگز این چرخه یا دریای سامسارا خارج نگردد.<br />
اشکال دیگر این است که مقصد عالی در تفکر مثلا بوداییان رسیدن به نیروانا است. (نیروانا تعبیری است که فقط بوداییان بدان معتقدند.) بوداییان معتقدند همه مشکلات از جدایی از برهمن حاصل شده که با نیروانا وصال تحقق می یابد. بنا بر این رسیدن به نیروانا یا فنای فی الله اوج هدف آنان است و از همه چیز می گذرند و به دنبال رها شدن مطلق هستند ، برای وصال به نیروانا. در حالی که توجه ندارند ، خود نیروانا هم نوعی وابستگی است. بنا بر این ادعای حذف همه وابستگی ها برای رسیدن به نیروانا، نابه جاست. چرا که رسیدن به نیروانا هم در واقع نکته: بوداییان در مراحل پایین سیر و سلوکشان به اخلاقیات پایبندند ولی در مراحل بالا خودشان را از همان اخلاقیات هم رها می کنند .</p>
<p>۸٫ تفاوت بعدی در دکترین آدیان آسمانی و الهی با ادیان شرق آسیا ، نوع تلقی و تعریف آن ها از دنیا است. در فکر الهی و دینی معتقدیم که دنیا هم می تواند عامل خیر باشد و هم می تواند عامل شر باشد. به تعبیر امام علی ع دنیا متجر و تجارتکده اولیای خداست . دنیا را صرف می کنند تا به رضوان الهی برسند . قرآن کریم در ماجرای قارون می فرماید :<br />
وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ [القصص : ۷۷]<br />
بنا بر این ما دنیا را به دنیای مذموم و دنیای ممدوح تقسیم می کنیم. به ما گفته اند از دنیای مذموم حذر کن و به دنیای ممدوح بپرداز. در تفکر الهی مطلق دنیا را رها نمی کنیم. بلکه دنیای مذموم را رها می کنیم .<br />
اما مدل افکار صوفیانه عرفانی شرق آسیا ، این است که باید مطلق دنیا را رها کنند نه فقط دنیای مذموم را. از نظر آنان آخرتشان هم در همین دنیاست. تناسخ در همین دنیا اتفاق می افتد. لذا مطلق دنیا را باید رها کنند . قرآن کریم می فرماید : وَرَهْبَانِیَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا … [حدید : ۲۷]<br />
یعنی ما نگفتیم که رهبان باشید. بلکه قرآن رهبانیت را بدعتی می داند که بزرگان مسیحیت در مسیحیت بدعت کرده اند(و به نوعی آن را از ادیان شرق آسیا گرفته اند). و الا فرهنگ الهی معتقد به عدم دلبستگی به دنیاست نه ترک دنیا ولی آنان معتقد به ترک مطلق دنیایند.<br />
ما معتقد به زهدیم نه رهبانیت.<br />
امام علی ع در دوران خلافتشان در بصره به دیدار زیاد رفتند . وقتی که وارد منزلشان شدند آن را بسیار بزرگ یافتند. تا وارد شدند پرسیدند : زیاد تو این منزل بزرگ را برای چه می خواهی در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری ؟ زیاد شرمنده شد. سپس بلافاصله حضرت آن سوی سکه را بیان کردند و گفتند تو البته می توانی از طریق همین منزل به خدا برسی . می توانی در این منزل سفره پهن کنی و بر و معروف انجام دهی.<br />
با عبارت دوم زیاد جرات کرد و به حضرت گفت. من به شما شکایت دارم از برادرم عاصم که اهمیتی به کار نمی دهد و از صبح تا شب مشغول عبادت است و ترک دنیا کرده است. حضرت فرمودند عاصم را احضار کردند. تا حضرت عاصم را دیدند فرمودند : یا عدی نفسه. یعنی ای کسی که دشمن نفس خود است. شیطان تو را هدف تیرهای خود قرار داده است. چرا این کار (رهبانیت) را پیش گرفته ای. عاصم گفت من به شما اقتدا کرده ام. حضرت فرمودند: تو مانند من نیستی. وظیفه تو با وظیفه من فرق دارد. من رهبر و والی مسلمینم . خداوند از ولات مسلمین پیمان گرفته که زندگی خودشان را در حد اضعف ناس نگه دارند. تو که والی مسلمین نیستی.<br />
در یک روایت حضرت از افراط و تفریط نهی می کنند .<br />
حال از نظر اندیشه دینی ، ادیان شرق آسیا دنبال رهبانیت یا ترک رهبانیت یا به انگلیسی Ascetics هستند. از نظر آنان اصلا دنیا برابر است با رنج. لذا آنان نسبت به دنیا بسیار بدبینند. نسبت به دنیا Pessimist  یا بدبین هستند ولی ادیان الهی نسبت به دنیا Optimist  یا خوش بینند.</p>
<p>۹٫ یکی دیگر از اندیشه های متفاوت آنان ، Maya  است. مایا یعنی توهم و عدم واقعیت. آنان دنیا و مافیها و به اصطلاح متصوفه ، مطلق کثرات را مایا می دانند. تنها واقعیت هستی ، برهمن است. جز برهمن که تنها واقعیت هستی است بقیه واقعیت نما هستند . در اصل واقعیتی ندارند و توهم و تخیلند. واقعیت این ها ریشه در جهالت ما دارد .<br />
قبل از این که مثال هایی که عارفان آن مناطق در این باره می گویند را بگویم ، شما را متوجه این نکته کنم که این اندیشه غلط است و اشکالی که بر آن وارد است را خواهیم گفت.<br />
عارفان مناطق شرق آسیا می گویند: شما نیمه شب از خواب می جهید به تصور این که دزد آمده است. وقتی به حیاط نگاه می کنید با انعکاس نور یقین پیدا می کنید که دزد آمده. ولی وقتی که مشعل را روشن می کنید می بینید که همه این دزدها محو می شوند. این دزدها سایه درختان حیاط بودند. چون تاریک بود در ظلمت تصور دزد در شما پدید آمد. با روشنایی ترس شخص از دزد مرتفع می شود. کثراتی که ما می بینیم ، در ظلمت افکار و اندیشه های ما واقعیت دارند. وقتی نور برهمن برقلب ما بتابد تمام این چیزهایی که واقعیت می پنداشتیم ، زائل می شود . واقعیت این ها در حقیقت واقعیت چشم احول است . احول یکی را دو تا می بیند. این افرادی که در جهالت محضند ، تنها واقعیت هستی یا همان برهمن را دو تا می بینند. اشکال در بصیرت من است .<br />
لذا در تصوف می گویند غیریت تلبیسی است . غیریت خدا و خلق تلبیسی است یعنی نتیجه اشتباه است . نتیجه این است که این فرد گرفتار التباس شده است. وگرنه خداوند در نظام هستی غیر ندارد. پس این دنیا توهم است. نه تنها پست و مقام و جاه و مال و منال و … . بلکه مطلق دنیا و غیر خدا مایا و توهم است.<br />
اشکال این اندیشه: بدین ترتیب حکمت شرق آسیا از این منظر یک حکمت ایده الیستی است و به واقعیت عالم هستی عنایتی ندارد.<br />
به همین دلیل یکی از اعتراضات اساسی ای که به فلسفه های شرق آسیا می کنند این است که این فلسفه ها فقط به درد تفلسف می خورد نه زندگی. واقعیت را نادیده می گیرند. در بین این ها بوداییست ها شدت بیشتری دارند و کاملا ایده آلیستند و هستی را جز مایا و مجاز چیز دیگری نمی بینند.<br />
کل ما فی الکَون وهم او خیال      أو عُکوسٌ فی المَرایا او ظلال<br />
واقعیت کثرات عالم در aveydia یا همان جهالت فرد است. در ادیان الهی این سخن هرگز مورد تایید نیست.<br />
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَىَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ [آل عمران : ۲۶].<br />
موجودی که خداوند به وی وجود بخشیده ،‌ واقعا موجود است. بودن آن شرکی به وجود نمی آورد. شرک مربوط به رابطه عرضی است نه رابطه طولی. در رابطه عرضی، موجود، مستقل از خدا در نظر گرفته می شود که شرک است. ما به معنای واقعی کلمه وجود داریم و خواب و خیال هم نیستیم. خواب و خیال دانستن هستی ،‌سفسطه و سوفسطائی گری و فرار از واقعیت های عالم است .<br />
رابطه من با خدا رابطه اهریمن با اهورا مزدا نیست . بلکه بود و نبود و کمالات و حیات و … من همه به اذن خداست. این هیچ منافاتی با توحید ندارد. ما با این اندیشه هم در عرفان شرق آسیا و هم در تصوف و هم در عرفان محیی الدین مخالفیم. این میز واقعا هست. بودن ‌آن هم جایی را برای خدا تنگ نمی کند . چرا که به اذن خدا موجود است. امام رضا ع : کنهه تفریغ بینه و بین خلقه و غیوره تحدید لما سواه. یعنی غیر خدا خداوند را محدود نمی کند بلکه غیر خداوند را محدود می کند. کثرات همه به اذن خدا موجودند و قائم بالله هستند. نه ایجاد شرک می کنند نه جا را برای خدا تنگ می کنند چون رابطه طولی است نه عرضی.<br />
یکی از معضلات اجتماعی ای که این فکر ایجاد کرده است این است که بوداییان خودکشی را بد نمی دانند. عارفان بودایی آتش درست می کنند و در میان آتش می نشینند. می سوزند. نه او خودش از آتش فرار می کند و نه مردم سعی می کنند او را نجات دهند. از او فیلم می گیرند. او را تماشا می کنند. خاکسترش را هم به باد می دهند و به او می گویند شهید. چرا که به نیروانا پیوسته است و این یکی از نتایج این اندیشه های ایده آلیستی است که در شرق آسیا رایج است.</p>
<p>۱۰٫ در فکر ادیان شرق اسیا عقل جایگاهی ندارد. اساسا چیزی که ما از آن در فرهنگ اسلامی به عقل گرایی تعبیر می کنیم چه در ادیان چه در کلام و چه در فلسفه ، آنها ندارند. آنان مطالب را به صورت کشف و شهود درک می کنند. آنان واقعیت را از طریق چشم قلب درمی یابند. لذا در تفکرات ادیان آن منطقه خردگرایی که در ادیان الهی هست ، مذموم است. چرا که فکر می کنند خرد راه به جایی ندارد و نمی تواند حقیقت را پیدا کند . باید چشم دل و حجاب ها را از روی چشم دل کنار بزند تا بتواند به واقعیت این عالم دسترسی پیدا کند.<br />
اما در فکر الهی و ادیان وحیانی عقل بزرگترین نعمت الهی است. خداوند به هر کس که دوست دارد عقل می دهد. عقل چراغ باطن است. امام موسی بن جعفر ع : ان لله علی الناس حجتین . حجه ظاهره و حجه باطنه. حجت ظاهر انبیا و پیامبران و اوصیائند اما حجت باطن عقل است. عقل پیامبر درون ماست. کما این که پیامبران عقل ظاهرند.<br />
اما در ادیان شرق آسیا عقل رتبه ای ندارد . ما معتقدیم که علت بدبختی و شقاوت کفار این است که لهم قلوب لا یفقهون بها . آنان تعقل و تفکر ندارند و اگر تعقل می کردند از شقاوت نجات پیدا می کردند. اما آنان بالعکس می گویند بین این دو ناسازگاری است.<br />
ما منکر داشتن دید برزخی نیستیم کما این که عرفای ما هم این دید را دارند اما این با عقل منافاتی ندارد.<br />
لَقَدْ کُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ [قـ : ۲۲]<br />
ما به هر دو رویت معتقدیم . هم چشم عقل و هم چشم باطن. ما این دو را متعارضین نمی دانیم در حالی که آنان فقط به کشف و شهود معتقدند.<br />
کشف دو نوع داریم.<br />
یکی کشف واقعی و دیگری شبه کشف. دانشمندانی که در بحث عرفان کار می کنند ، تحقیقات جالبی دارند. دیده اند فردی که اهل کشف است امام علی ع را در صدر اولیای خدا می داند. اگر سنی باشد ابوبکر را در صدر صدیقین می داند. اگر مسیحی باشد تثلیث را و اگر بودایی باشد تناسخ را و … . یعنی افکار فرد و تلقینات فرد در کشفیات او منعکس می شود و این جلوی واقعیت کشف را می گیرد. پس معلوم می شود که کشف متاثر از وهمیات ماست . متاثر از وساوس شیطان است . قرآن می فرماید :<br />
… وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَآئِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ [أنعام : ۱۲۱]<br />
پس هر کشفی قابل اعتماد نیست.<br />
استاد فن کشف در فرهنگ اسلامی که محی الدین است در فتوحاتش می گوید به هر کشفی نمی توان اعتماد کرد. باید کشف را با کتاب و سنت بسنجد اگر ناسازگار بود درست نیست و گر نه درست است . چرا که امکان ورود وساوس شیطان وجود دارد. غزالی هم در کتاب احیاء علوم الدین همین نکته را اشاره می کند .<br />
پس کشفی درست است که مخالف عقل و کتاب و سنت نباشد. بنا بر این مسلک آنان به هیچ وجهی با عقل و برهانیات سازگاری ندارد و هیچ چیزی از فلسفه و کلام که در ادیان الهی است در ادیان شرق آسیا نیست.<br />
تعبیر حکمت و فیلاسافی را معادل حکمت عرفانی به کار می برند نه معادل حکمت عقلی .<br />
<h3>مطالب مشابه</h3>
<ul class="related_post">
<li>نوامبر ۲, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/963.html" title="آیین هندو و آثار مقدس هندوئیسم">آیین هندو و آثار مقدس هندوئیسم (۲)</a></li>
<li>نوامبر ۲, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/960.html" title="تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی (3)">تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی (۳) (۰)</a></li>
<li>اکتبر ۲۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/901.html" title="تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(1)">تفاوت های ادیان شرق آسیا با ادیان آسمانی(۱) (۰)</a></li>
<li>اکتبر ۲۱, ۲۰۰۹ &#8212; <a href="http://www.pedar.net/898.html" title="تاریخ آغاز دین">تاریخ آغاز دین (۱)</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.pedar.net/903.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
