نتیجه آموزه نسل کشی در کتاب مقدس


شما حتی در یک جای قرآن بیاورید که خداوند به کشتار و قتل کودکان یا زنان بی گناه فرمان داده باشد! اما در کتاب مقدس فراوان از این فرمان ها یافت می شود. یکی از دوستان عزیز مسیحی ما فرمود چرا در پست اسلام دین شمشیر است ،‌ شما به امروز مسیحیت و انسان های درون کلیسا پرداخته اید ،‌ حال آن که باید ریشه ها را بررسی کرد.

خوب ما هم امر ایشان را اطاعت می کنیم . می رویم ببینیم کتاب مقدس چگونه به شمشیر می نگرد و شمشیر را چگونه غلاف کرده است؟ در قلب های کودکان و بیگناهان یا فقط در دل متجاوزان و گناهکاران؟

وقتی که داستان حضرت نوح را در کتاب مقدس می خوانیم ،  گذشته از اشکالاتی که از رهگذر آن به ذهن خواننده می نشیند، می بینیم که در فرازهایی از نقل تاریخی عهد قدیم یکی از فرزندان نوح به نام کنعان نسلی گسترده به هم می زند و قومی بزرگ را پدر می شود. کنعانیان سپس در فلسطین ساکن می شوند(همان جا که اکنون یهودیان بر مبنای آموزه های کتاب مقدس خون ساکنانش حتی کودکان چند روزه را می ریزند). زمان می گذرد و داستان ادامه می یابد تا آنجا که بنی اسرائیل می خواهند به رهبری حضرت موسی علیه السلام وارد سرزمین فلسطین شوند. در کتاب مقدس خداوند به موسی دستور می دهد:

تثنیه ‌۲۰ : ۱۶ : اما از شهرهای این امتهایی که یهُوَه‌ خدایت، تو را به ملکیت میدهد هیچ ذی‌نفس(جان‌داری) را زنده مگذار. ۱۷ بلکه ایشان را یعنی حتیان و اموریان و کنعانیان و فَرِز‌ّیان و حِو‌ّیان و یبوسیان را چنانکه یهُوَه خدایت تو را امر فرموده است بالکل(همگی را) هلاک ساز. ۱۸ تا شما را تعلیم ندهند که موافق همة رجاساتی که ایشان با خدایان خود عمل می‌نمودند عمل نمایید. و به یهُوَه خدای خود گناه کنید.

موسای کتاب مقدس نیز به دستور خداوند عهد قدیم عمل نموده و گزارش می دهد که :

تثنیه ۲ :  ۳۳ : و یهُوَه خدای ما او را به دست ما تسلیم نموده او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم. ۳۴ و تمامی شهرهای او را در آنوقت گرفته مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم. ۳۵ لیکن بهایم را با غنیمت شهرهایی که گرفته بودیم برای خود به غارت بردیم.

تثنیه۳ :  ۴ : و در آنوقت همة شهرهایش را گرفتیم و شهری نماند که از ایشان نگرفتیم یعنی شصت شهر و تمامی مرزبوم اَرجوب که مملکت عوج در باشان بود. ۵ جمیع اینها شهرهای حصاردار با دیوارهای بلند و دروازه‌ها و پشت‌بندها بود سوای قُرای بی‌حصارِ بسیار کثیر. ۶ و آنها را بالکل‌ّ هلاک کردیم چنانکه با سیحون ملک حشبون کرده بودیم هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاک ساختیم. ۷ و تمامی بهایم و غنیمت شهرها را برای خود به غارت بردیم.

در بخشی از گزارش تاریخی کتاب مقدس ، حضرت موسی ،‌ که به نظر من چنین اخلاقی از یک پیامبر خدا ،‌ نابایسته و ساختنی است ،‌ ،‌ از این که کودکان و زنان را نکشته و فقط آنها را اسیر کرده اند ،  خشمگین می شود و دوباره فرمان قتل آنها را صادر می کند:

سفر اعداد ۳۱ : ۷ : و با مدیان به طوری که یهُوَه موسی را امر فرموده بود جنگ کرده همة ذکوران را کشتند. ۸ و در میان کشتگان ملوک مدیان یعنی اِوی و راقَم و صور و حور و رابع پنج پادشاه مدیان را کشتند و بلعام بن‌بعور را به شمشیر کشتند. ۹ و بنی‌اسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند و جمیع بهایم و جمیع مواشی ایشان و همة املاک ایشان را غارت کردند. ۱۰ و تمامی شهرها و مساکن و قلعه‌های ایشان را به آتش سوزانیدند. ۱۱ و تمامی غنیمت و جمیع غارت از انسان و بهایم گرفتند. ۱۲ و اسیران و غارت و غنیمت را نزد موسی و العازار کاهن و جماعت بنی‌اسرائیل در لشکرگاه در عربات موآب که نزد اردن در مقابل اریحاست آوردند.

۱۳ و موسی و العازار کاهن و تمامی آقاان جماعت بیرون از لشکرگاه به استقبال ایشان آمدند. ۱۴ و موسی بر رؤسای لشکر یعنی سرداران هزاره‌ها و سرداران صدها که از خدمت جنگ باز آمده بودند‌غضبناک شد. ۱۵ و موسی به ایشان گفت: “آیا همة زنان را زنده نگاه داشتید؟ ۱۶ اینک اینانند که بر حسب مشورت بلعام بنی‌اسرائیل را واداشتند تا در امر فغور به یهُوَه خیانت ورزیدند و در جماعت یهُوَه وبا عارض شد. ۱۷ پس الآن هر ذکوری از اطفال را بکشید و هر زنی را که مرد را شناخته با او همبستر شده باشد بکشید. ۱۸ و از زنان هر دختری را که مرد را نشناخته و با او همبستر نشده برای خود زنده نگاه دارید. ۱۹

دوست عزیز مسیحی ام

صرف نظر از این که چرا باید بی گناهان ، کودکان و دخترکان معصوم ،‌ بی رحمانه جلوی چشم مادرشان سر بریده شوند ، آیا ذکر چنین مطالبی در کتاب مقدس زمینه های خشونت افسار گسیخته را پدید نمی آورد؟

آیا جنایتکار نمی پرورد و کشتارهای جمعی بیگناهان را اموزش نمی‌دهد ؟

http://www.stolenchildhood.net/images/israel_lebanon_war_israeli_children_signing_missiles_israeli_children__2.jpg

آیا اگر کودکی با خواندن این آیات کتاب مقدس ،‌اسلحه در دست بگیرد و به مدرسه رفته و همکلاسان خود را بکشد ، باید او را سرزنش کرد؟

همه می گویند خشونتی که دنیای غرب را در خود فرو برده است ، اثر فیلم های آکنده از قتل و خشونت است ، ولی من معتقدم بخش عمده این خشونت پروری ها این است که در کتاب مقدس قتل بی گناه و کشتار ، تقبیح نشده و بلکه مورد تایید هم قرار گرفته است. لذا همان فیلم ها هم محصول همین آیات است.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/d/dc/Eric_harris_dylan_klebold.jpg/780px-Eric_harris_dylan_klebold.jpg http://graphics8.nytimes.com/images/2007/04/16/us/16virginia_slide1.jpg

http://www.eduinreview.com/blog/wp-content/uploads/2009/04/columbine-victims.jpg

‌اسرائیل اکنون به استناد آموزه های همین کتاب مقدس شماست که خون کودکان شیرخواره فلسطین را بر زمین می ریزد.

http://www.fararu.com/images/docs/000002/n00002101-r-b-006.jpg

دوست عزیزم ، آیا اگر از این ریشه ای که شما به آن اعتماد کرده اید ، برگ خشونت نروید ،‌ جای تعجب نیست؟!

http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/02/child-and-mother-2.jpg

دوست عزیزم کدام قسمت آیات کتاب مقدس از انسان های درون کلیساست؟

دوست خوبم ،‌ ما مسلمانان هم پیامبری به نام موسی علیه السلام داریم ،‌ اما بر خلاف شما به موسی و خدایی همانند آنچه در کتاب مقدس شما آمده است،‌ عقیده نداریم. موسای ما به جای کشتار کودکان و زنان بی گناه ،  به آنان کمک می کند و خداوند ما نیز به ما می آموزد که اگر کسی یک نفر بی گناه را بکشد ، گویا تمام انسان ها را کشته است .

مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِکَ فِی الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ [مائدة : ۳۲]

و جالب این که خداوند در قرآن کریم در این آیه گزارش می دهد چنین آموزه ای را بر بنی اسرائیل واجب کرده بودیم و هشدار و … اما بسیاری از آنان بعد از آن در زمین … .

منبع: چرا مسیحی نیستم؟



مشکل از نیقودیموس است یا یوحنا؟


عیسی و نیقودیموس

در انجیل یوحنا باب سوم در داستان ملاقات نیقودیموس که یکی از فریسیان می باشد، با عیسی علیه السلام آمده است:

۱ ملاقات نیقودیموس با عیسی : و شخصی از فریسیان نیقودیموس نام ازروسای یهود بود.

۲ او در شب نزد عیسی آمده، به وی گفت: «ای استاد می‌دانیم که تو معلم هستی که از جانب خدا آمده‌ای زیرا هیچ‌کس نمی تواند معجزاتی را که تو می‌نمایی بنماید، جزاینکه خدا با وی باشد.»

۳ عیسی در جواب اوگفت: «آمین آمین به تو می‌گویم اگر کسی از سر نو مولود نشود، ملکوت خدا را نمی تواند دید.»

ἀπεκρίθη Ἰησοῦς καὶ εἶπεν αὐτῷ, Ἀμὴν ἀμὴν λέγω σοι, ἐὰν μή τις γεννηθῇ ἄνωθεν, οὐ δύναται ἰδεῖν τὴν βασιλείαν τοῦ θεοῦ.

(برای مشاهده معنای واژه های یونانی به انگلیسی به این سایت بروید http://www.greekbible.com/index.php و پس از نمایش آیه مورد نظر یوحنا ۳ : ۳ روی واژه ها کلیک کنید تا در پنجره ای جدید معنای واژه نمایش یابد)

۴ نیقودیموس بدو گفت: «چگونه ممکن است که انسانی که پیر شده باشد، مولود گردد؟ آیا می‌شودکه بار دیگر داخل شکم مادر گشته، مولود شود؟»

۵ عیسی در جواب گفت: «آمین، آمین به تومی گویم اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود.

۶ آنچه از جسم مولود شد، جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است.

۷ عجب مدار که به توگفتم باید شما از سر نو مولود گردید.

۸ باد هرجاکه می‌خواهد می‌وزد و صدای آن را می‌شنوی لیکن نمی دانی از کجا می‌آید و به کجا می‌رود. همچنین است هر‌که از روح مولود گردد.»

۹ نیقودیموس در جواب وی گفت: «چگونه ممکن است که چنین شود؟»

۱۰ عیسی در جواب وی گفت: «آیا تو معلم اسرائیل هستی و این رانمی دانی؟

۱۱ آمین، آمین به تو می‌گویم آنچه می‌دانیم، می‌گوییم و به آنچه دیده‌ایم، شهادت می‌دهیم و شهادت ما را قبول نمی کنید.

۱۲ چون شما را از امور زمینی سخن گفتم، باور نکردید. پس هرگاه به امور آسمانی با شما سخن رانم چگونه تصدیق خواهید نمود؟

۱۳ و کسی به آسمان بالا نرفت مگر آن کس که از آسمان پایین آمد یعنی پسر انسان که در آسمان است.

۱۴ وهمچنان‌که موسی مار را در بیابان بلند نمود، همچنین پسر انسان نیز باید بلند کرده شود،

۱۵ تاهر‌که به او ایمان آرد هلاک نگردد، بلکه حیات جاودانی یابد.

۱۶ زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر‌که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.

۱۷ زیرا خدا پسر خود را در جهان نفرستاد تا برجهان داوری کند، بلکه تا به وسیله او جهان نجات یابد.

۱۸ آنکه به او ایمان آرد، بر او حکم نشود؛ اما هر‌که ایمان نیاورد الان بر او حکم شده است، بجهت آنکه به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده.

۱۹ و حکم این است که نور در جهان آمدو مردم ظلمت را بیشتر از نور دوست داشتند، ازآنجا که اعمال ایشان بد است.

۲۰ زیرا هر‌که عمل بد می‌کند، روشنی را دشمن دارد و پیش روشنی نمی آید، مبادا اعمال او توبیخ شود.

چنان که در آیات فوق می بینید مسیح علیه السلام به نیقودیموس می گوید که لازم است “از سر نو” یا “بار دیگر” یا “از بالا…” متولد شد.(با توجه به ترجمه های مختلف).

در اینجا به سه معنای متفاوت اشاره کردیم. به این دلیل که واژه اصلی و یونانی آن معنای پیچیده و دشواری دارد.
در آیات فوق خود نیقودیموس هم منظور حضرت عیسی علیه السلام را نفهمید. به همین دلیل دوباره سوال خود را تکرار نمود که : “«چگونه ممکن است که انسانی که پیر شده باشد، مولود گردد؟ آیا می‌شودکه بار دیگر داخل شکم مادر گشته، مولود شود؟»”

لذا در این جا مسیح علیه السلام مقصود خود را توضیح می دهد که منظورش از این کلمه چه بوده است و این که انسان باید یک بار دیگر در روح متولد شود و نه جسد. می فرماید: ” آنچه از جسم مولود شد، جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است.”
در اینجا نیقودیموس در فهم معنای واژه یونانی اشتباه کرد و نفهمید که این واژه می تواند معانی دیگری هم داشته باشد و لذا خیال کرد که معنای مورد نظر مسیح علیه السلام “تولد دوباره” است‌، اما مسیح علیه السلام برایش توضیح داد که منظورش معنای دوم این واژه یعنی “تولد از بالا” (= ملکوت ،‌ آسمان) است .

γεννάω,v {ghen-nah’-o}
1) of men who fathered children  ۱a) to be born  ۱b) to be begotten  ۱b1) of women giving birth to children  ۲) metaph.  ۲a) to engender, cause to arise, excite  ۲b) in a Jewish sense, of one who brings others over to his  way of life, to convert someone  ۲c) of God making Christ his son  ۲d) of God making men his sons through faith in Christ’s work

حال در اینجا مساله ای وجود دارد و آن این که اگر بگوییم این گفتگو به زبان آرامی و در شهر اورشلیم صورت گرفته است ، دچار مشکل خواهیم شد. چرا که واژه آرامی ای که به معنای “مرتبه دوم” است ،‌ معنای ” از بالا”  را نمی دهد.

به عبارت دیگر آنچه موجب گنگی مطلب و درست نفهمیدن مطلب برای نیقودیموس شده ، مبتنی بر معنای واژه به زبان یونانی است اما اصل این گفتگو به زبان آرامی صورت گرفته است .

لذا بر این اساس دانشمندانی مانند بارت ارمن در بحث عیسای تاریخی (Historical Jesus) این اشکال را مطرح می کنند و می گویند این گفتگویی که بین نیقودیموس و مسیح علیه السلام به فرض این که شکل گرفته باشد ، به صورت دیگری بوده است و این چیزی نیست که در انجیل یوحنا روایت شده است.




تورات (تؤرات): תּוֹרָה یا اسفار پنجگانه


تَورات

/تؤرات/ (به عبری: תּוֹרָה)؛ نامی است عبری که به پراهمیت‌ترین نوشتار یهود داده‌ شده‌ و به باور آنان به‌وسیله یهوه (خداوند) به موسی وحی شده‌است. تورات اولین بخش از کتاب «تنخ» بوده و مشتمل بر پنج کتاب می‌باشد. به همین خاطر، گاه «اسفار پنج‌گانه» و «کتب پنجگانه موسی» نیز خوانده می‌شود.

این پنج کتاب، به این نام‌ها معروفند:

  • برشیت בראשית (پیدایش)
  • شموت שמות (خروج)
  • وییقرا ויקרא (لاویان)
  • بمدیبار במדבר (اعداد)
  • دواریم דברים (تثنیه)

http://www.levitt.com/news/wp-content/uploads/2008/12/pic-yanov-torah-ceremony.bmp

یهودیان و همچنین مسیحیان و سامری‌ها در طول دورانها، بسیار به تورات حرمت نهاده‌اند. «کتاب مقدس» مسیحیان، کتاب یهود را با اختلافاتی چند با نام «عهد عتیق»، در خود دارد.

عناوین کتاب عبری از پنج کلمه اول متون مربوطه اخذ شده‌است با این وجود عنوان عبری اعداد از پنجمین کلمه متن مربوطه گرفته شده‌است. تورات به سه دوران تغییر رابطه بین خداوند و مردم اشاره دارد:

یازده فصل اول کتاب پیدایش به «پیدایش» و نظم جهان و تاریخچه ارتباط اولیه بین خداوند و مردم اشاره دارد.

سی و نه فصل بعدی کتاب به عهد خداوند با اجداد عبری، ابراهیم، اسحاق، یعقوب (که به او اسرائیل هم می‌گویند) و فرزندان یعقوب – بنی‌اسرائیل – مخصوصا یوسف اشاره دارد. در این فصل‌ها به فرمان خداوند به ابراهیم مبنی بر ترک خانواده و زادگاهش شهر اور و مراجعت وی به سرزمین کنعان و همچنین نحوه مهاجرت بنی‌اسرائیل به مصر اشاره شده‌است.

چهار کتاب دیگر تورات به داستان موسی اشاره دارند که صدها سال پس از ابراهیم زندگی می‌کرد. داستان وی در کنار داستان آزادیبنی‌اسرائیل از بردگی در مصر و عهد مجدد آنان با خداوند در کوه سینا و همچنین سرگردانی آنها در صحرا تا زمان ورود نسلی جدید به سرزمین کنعان اشاره دارد. تورات با مرگ موسی پایان می‌یابد. قوم

تورات شامل ۶۱۳ فرمان از جانب خداوند است که این فرمان‌ها به «میتس وات» معروف‌اند و از زمان بردگی در سرزمین مصر تا زمان آزادی در سرزمین کنعان به صورت وحی بر پیامبران نازل شده‌اند. این فرامین پایه قانون مذهبی یهودیان (هلاخاء) را تشکیل می‌دهد. تورات از ۵۴ بخش تشکیل شده که به ترتیب در آیین عبادت یهودیان قرائت می‌شود و از ابتدای کتاب پیدایش تا انتهای کتاب تثنیه را در بر می‌گیرد. این قرائت در پایان بخش سکوت مجدداً آغاز می‌گردد که این بخش را «تورات سیمکات» می‌نامند.

http://www.jewishsoftware.com/products/files/Training-Torah-Styles.jpg

دو کتاب تورات

در دوران یهودیان یونانی یهودیان بر اساس تورات تقسیم‌بندی می‌شدند برخی، برای مثال: صدوقی‌ها اعتقاد دارند که هوماش، کل تورات را در بر می‌گیرد.و همه آن‌چه را که خداوند در صحرای سینا بر موسی وحی کرده دراین کتاب آمده‌است.

برخی دیگر مانند فاریمی‌ها اعتقاد دارند که بخشی از آن‌چه بر موسی وحی شده و به صورت نوشته در آمده دراین کتاب آمده‌است. (یعنی قانون نوشته شده یا تورات نوشته شده) اما بقیه وحی به صورت شفاهی میان مردم رد و بدل شده‌است (که شامل تورات شفاهی یا قانون شفاهی می‌شود). مکتب یهودیت ارتودوکس ومازورتی و مکتب یهودی‌های محافظه‌کار براین باورند که تلمود شامل بخشی از تورات شفاهی است همچنین مکتب تورات اصلاح‌طلب نیز بروجود بخش‌هایی از تورات شفاهی در تلمود تاکید دارد اما درعین حال این مطالب را وحی خداوند و نه مفاهیمی دیکته‌شده می‌دانند.

منابع چهارگانه

طبق «فرضیه مستند» منشأ تورات مکتوب افرادی هستند که در زمان پادشاهان گذشته یا پس از آن زندگی می‌کردند و با عناوین Jیهوه)، E (الوهیم)، D (اهل تثنیه) و P (کاهن‌ها) مشخص می‌شوند. برخی از این‌ها ممکن است به مطالب شفاهی (وگاهی تقلیدهایی) از اسطوره‌شناسی خاور نزدیک دوران باستان برگردند. «ژولیوس ول هاسن» که در اواخر قرن نوزدهم زندگی می‌کرد به این فرضیه شکلی جدید داد و ادعا کرد که این منابع با همدیگر در زمان «عزیر» و شاید توسط خود وی ویرایش و اصلاح شده‌اند. از آن زمان به بعد نظریه «ول هاسن» توسط منتقدانی مانند «یسکل کافمن» مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌است. مخالفت کلی با JEDPJEDP کاملا تصادفی و با توجه به حدسیات متفکران خاص صورت گرفته‌است. متفکرانی که نظریه مستند را پذیرفته‌اند در مورد نزول این منابع به صورت وحی و همچنین تبعیت آنها از ۶۱۳ فرمان و قوانین ارائه شده در تورات شفاهی اختلاف نظر دارند با این وجود همه آیین‌های مکتب یهود، تورات‌های مکتوب و شفاهی را پایه اصلی دین یهود می‌دانند حتی اگر این متون و سخنان مقدس نباشند.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/0/03/Torah_Reading_Sephardic_custom.jpg

ترجمه و ویرایش

تنخ در اصل به زبان عبری مقدس نوشته شده بود و بخشی از آن ( به خصوص در کتاب دانیال) نیز به زبان آرامی بود.

در قرن دوم یا سوم قبل از میلاد تورات به زبان «یونانی کوئیس» ترجمه شد و در طی قرن‌ها بقیه کتاب نیز ترجمه شدند. این ترجمه را سپتانت یا سبعینه می‌نامند و توسط یهودیان یونانی‌زبان و سپس مسیحیان بسیار مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. درنهایت تعدادی متن بسیار مشابه تهیه شد که به هر یک از آنها متن‌های مازورتی (TM) می‌گویند.

مازورت‌ها «حروف صدادار» (با نام «نیکود») را به متن اضافه کردند تا متن اصلی از یکنواختی خارج شود.

برخی از این ملحقات در زبان یونانی به متن اصلی اضافه شده و بقیه هم ترجمه‌های عبری کتاب‌ها و متونی هستند که در متون مازورتی وجود نداشته‌اند. کشفیات جدید نشان می‌دهد که بیشتر مطالعات سپتاجینت منشا عبری دارند درحالیکه دست نوشته کاملی از متون عبری وجود ندارد که سپتاجینت برپایه آن شکل گرفته‌است اما بسیاری از متفکران معتقدند که متون عبری یک «جهش» متن از متن اصلی متون مازورتی را به تصویر می‌کشند.

همچنین یهودیان ترجمه‌های آزادی را به زبان آرامی تهیه کردند که آنها را ترجم می‌نامیدند. سپتاجینت (ترجمه یونانی که توسط الکساندر در مصر و در دوران حکومت تولمائیک‌ها انجام شد ) در مقابل متن مازورتی مورد توجه کمتری قرار گرفت تامتن مازورتی بتوان به عنوان متن اصلی عهد عتیق برای ترجمه به زبان‌های غربی عرض‌اندام کند واین روند از زمان ترجمه کتاب Vulgate توسط Saint Jerome تاکنون ادامه یافت. در مسیحیت شرقی هنوز ترجمه‌هایی وجود دارند که متن اصلی آن سپتاجینت بوده‌است دربرخی از ترجمه‌های غربی مدرن از سپتاجینت برای تشریح بخش‌هایی از متن مازورتی که به نظر می‌رسید در هنگام نوشتن با غرض ورزی نویسندگان روبرو شده و تحریف شده استفاده می‌شود همچنین گاهی دراین ترجمه‌ها از متن پیمایش دریای ساکن نیز استفاده شده‌است.

تعدادی از کتب تثنیه مقدس که بخشی از سپتاجینت یونانی هستند اما درکتاب مقدس عبری وجود ندارند را آپوکریفا می‌نامند. اغلب پروستان ‌های مدرن آپوکریفا رابه عنوان کتب مقدس در نظر نمی‌گیرند اگر چه حدود سال ۱۸۲۰ کتب مقدس پروتستان این مطالب را درخود جای داده بودند. با این وجود اغلب مسیحیان ( شامل اعضا کلیسای کاتولیک روم ،کلیسای ارتدوکس شرق و کلیساهای ارتدوکس خاور ) آپوکریفا را بخشی از عهد عتیق می‌دانند. کلیسای کاتولیک روم هفت کتاب از این دسته شامل (کتاب توبیت ،کتاب جودیت ، مکابیان ۱ ،مکابیان ۲ ، خرد سلیمان ،کتاب واعظ وکتاب باروخ و همچنین بخش‌هایی ازکتاب استر وکتاب دانیال را جزء عهد عتیق می‌داند. کلیساهای ارتدوکس تعدادی کتاب دیگر مانند مکابیان ۳ ، زبور ۱۵۱-۱۵۵ ،اسدراس ۱، اودس ، زبور سلیمان و گاهی مکابیان ۴ را در این عهد قرار می‌دهند.

بیشتر:

تورات در ویکی پدیا

تورات در دائره المعارف یهود jewish encyclopedia.