چگونه مسلمان و شیعه شوم؟ (۶)
مرداد ۱۳, ۱۳۸۸ ۷ Commentsمن در زمینه مسیحیت و اموزههای دینی خودم ، خیلی مطالعه کردم . از کودکی به یاد می آورم که معلم یک جواب به من می داد ، پدرم یک جواب ، کشیش یک جواب دیگر و در کتاب ها به جواب متفاوت تری بر می خوردم. این خیلی مرا به تردید و حیرانی دچار کرده . در مورد اسلام هم همین طور. در مورد اسلام سوالات بسیاری برایم پیش می آید. ولی وقتی از دوستان مسلمانم می پرسم هر کدامشان چیز ی می گویند. یکی می گوید هر چه قرآن گفته درست است. یکی می گوید مطالبی که در کتاب های صحیح مثل صحیح بخاری آمده درست است. دیگری می گوید صحیح بخاری معتبر نیست ، اصول کافی درست است. نفر بعد می گوید نگاه عقلانی به مسائل اسلامی حرام است. یکی دیگر می گوید حرف های پیامبر و دوازده جانشین او فقط درست است. من مانده ام در این میان کدام یک درست می گویند. می دانم که حتما یکی از این هایی که مخالف هم هستند اشتباه است . اما از کجا تشخیص بدهم کدام درستند و کدام اشتباه ؟
پاسخ:
دوست عزیزم
برای تشخیص و پیدا کردن راه حل درست یک مساله دو روش کلی وجود دارد . یکی این که از کل به جزء برسیم و دیگری این که از جزء به کل. برای یافتن راه هدایت این که شما از کدام یک از این دو روش مسیر را بپیمایید ، بسیار مهم است. یکی از این روش ها شما را از شاهراه اصلی پیش می برد و روش دیگر شما را در پیچ و خم راه های فرعی می دواند. طبیعی است که روش نخست نتیجه بخش تر است.
روش کل به جزء :
در این روش باید از یک ابزاری استفاده کنید که راهنمای شما در تشخیص کلیات و درستی یا نادرستی آن ها باشد. این ابزار همان عقل شماست. عقل کلیات را به خوبی درک می کند و می تواند صحیح را از سقیم تشخیص دهد. دانش های عقلانی معمولا کلی نگر هستند : مانند فلسفه ، منطق ، ریاضیات و امثال آن.
در روش کلی شما به طور تقریبی از سیری که می گویم پیش می روید:
ابتدا عقل به شما می گوید که خدا وجود دارد یا خیر؟
بعد از این که با دلایل و برهان های محکمی که قانع کننده باشد ، عقل وجود خدا را برای شما اثبات کرد ، نوبت به این می رسد که در برخی از صفات او بیاندیشید. مانند این که خدای موجود یکی است یا خدایان است ؟ تا این جا هنوز در شاهراه هستید و راه های فرعی بیشتری از این شاهراه منشعب می شود. برخی از این راه ها توتم را در تعریف خدای موجود به شما معرفی می کند. تابلو برخی از این راه های فرعی شما را به چندگانه پرستی دعوت می کند و … در این صورت شما وقتی همچنان در شاهراه باقی خواهید ماند و منحرف نخواهید شد که با عقلتان مخالفت نکنید. در اینجا اگر زمزمه ها و ترنم های دل فریبی که از این راه های فرعی بلند می شود ، شما را از شاهراه بیرون بکشد ، سردرگمی و انحراف شما شروع خواهد شد. با تمایلات عاشقانه ، نغمه های شاعرانه اعتقادی ، تلمیح و تاویل و امثال آن نمی توانید راه را پیدا کنید. در جنگلی از آوازها گم خواهید شد و مجبور می شوید یکجا بایستید و شما نیز مانند بقیه فقط فریاد بزنید. پس چه باید کرد ؟ تنها به راهنمایی های عقل گوش کنید. راهنمایی های خالص عقل. بدون دخالت هوس و تمایلات نفسانی. وقتی نوبت به ایمان خواهد رسید که عقل این ایمان را تایید کند. اگر عقلتان پدرانه چیزی می گوید و ایمانتان کودکانه شما را به دنبال چیزی می کشد ، دست عقل را بگیرید.
پس از این که خدا را شناختید ، عقل درباره لزوم ارتباط خداوند با آفریده هایش ، علت آفریدن آن ها و … حتما حرف هایی باید برای گفتن داشته باشد. به دقت سخنانش را گوش کنید.
اکنون برای این که عقل شما را در شاهراه اصلی حفظ کرده باشد ، باید پاسخ خوبی را برای نحوه ارتباط برقرار کردن با خدا برایتان داشته باشد. از او بپرسید خدا باید چگونه پیام هایش را به من برساند؟ از کجا بفهمم این پیام ها درست می رسد یا نه؟ تا کی این پیام ها باید ادامه داشته باشد؟ فکر کنید. تا می توانید عقلتان را به حرف بگیرید. پاسخ های دیگران را بخوانید و به عقلتان عرضه کنید. ببینید نظرش چیست؟
اگر درست عمل کرده باشید باز هم در شاهراه پیش می روید ، اما هر چه جلوتر بروید راه های فرعی بیشتر و گیج کننده تر می شوند. اما نگران نباشید . تا وقتی که با عقل همراه می شوید ، سردرگمی به سراغ شما نخواهد آمد. لابد در این مرحله عقل چیزهایی از فرستاده های خدا خواهد گفت. اما باز از او بپرسید این فرستاده های باید چگونه باشند؟ چطور به آن ها اعتماد کنم؟ چطور سخنانشان را به دست بیاورم؟ از کجا معلوم این چیزهایی که الان وجود دارد از همان فرستاده ها باشد؟ تا می توانید بپرسید.
از اینجا به بعد کم کم وارد جزئیات می شوید. بنا بر این هر اندازه که سوالات شما جزئی تر می شود ، نقش عقل در پاسخ دادن به سوالات شما کم رنگ تر می شود و پای تجربه به میان می آید. در این مرحله از یافته های علمی و سخنان دیگران بیشتر می توانید استفاده کنید. ولی هر چه را می خوانید نپذیرید. چه از مخالف چه از موافق. چه خوشتان بیاید و چه خوشتان نیاید. بعد از این که خواندید ببینید درست فهمیده اید یا نه. اگر درست فهمیده بودید ، اکنون از عقل بخواهید تا به شما بگوید چیزی را که درست و کامل فهمیده اید، آیا حقیقت دارد و صحیح است یا خیر؟ اگر عقل با آن مخالف نبود ، آن وقت می توانید بپذیرید.
در همه این مراحلی که طی می کنید اگر بخواهید سرعتتان بیشتر شود باید به چیزهایی که عقل تایید می کند ، ایمان داشته باشید. قدم زدن در راهی که هر چند می دانیم درست است اما به آن ایمان نداریم کسل کننده خواهد بود. آموخته هایی را که با عقل دریافته اید با جان و دل در وجود خود ایمان کنید تا سریعتر بروید. ولی شتابزده نه. ایمانتان با تعصب نباشد. با عقل باشد. تعصب تاریکی است و عقل روشنایی. ایمانی حرکت شما را صحیح و سریع می کند که در روشنایی باشد والا ایمان در تاریکی شما را به چاه میاندازد. چاهی که چه بسا بیرون آمدن از آن تحقق پیدا نکند.
در این مسیر های کلی هر چه به جزئیات می رسید دشوار تر می شود. چرا که علاوه بر کار کشیدن بیشتر از عقل، برای اطلاعات علمی و تجربی هم باید زحمت بیشتری بکشید. باید نسخه شناسی کنید. شخصیت شناسی کنید. علم و تجربه را به کار بگیرید اما باز اجازه بدهید در کلیات عقل تصمیم بگیرد. در جزئیات عقل را دخالت ندهید.
برای مسیری که شرح دادم از ابتدا تا اینجا یک مثال می زنم. جمله ای در کتابی آمده است که می گویند آموزه ای است که خداوند آن را به بندگانش گفته است. حال شما برای دریافت صحت این آموزه ، باید از علم و تجربه کمک بگیرید. نسخه های خطی را بررسی کنید. نظر دانشمندان را بخوانید ، مقایسه کنید و در نهایت نتیجه ای که می گیرید را در یک گزاره کلی به عقل بدهید ببیند چه میگوید. پس در جزئیات از تجربه استفاده کردید و در حکم کلی از عقل. تجربه های جزئی شما هم هرگز نباید مخالف با عقل باشد. اگر عقل نسبت به تجربه های جزئی گزاره یا حکمی نداشت اشکالی ندارد. فقط مهم این است که عقل حکمی بر مخالفت با آن صادر ننماید.
روش جزء به کل:
اکنون که با روش کل به جزء آشنا شدید ، روش جزء به کل را هم باید درک کرده باشید. با توضیحاتی که دادم لابد متوجه شدید که اگر بخواهید از کل به سوی جزء پیش بروید ، چقدر دچار سرگشتگی می شوید و همان طور که در سوال هم مطرح کردید ، می بینید که هر کسی چیزی می گوید و قدرت تشخیص هم ندارید. اما باز هم با روش جزء به کل اگر با پای عقل را در میان بکشید و دستش را بگیرید می توانید به نتیجه برسید و در نهایت شاهد ایمان را با خیال آسوده در آغوش بکشید.
در حرم دل هبل منهید!
ابزارهای پژوهش در کتاب مقدس (5) - نرم افزار لوگوس
جن در یهودیت ، مسیحیت و اسلام
حکم آموختن زبان خارجی بر اساس کتاب مقدس
سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان
تفاوت معجزات مسیح علیه السلام در کتاب مقدس با قرآن
نتیجه آموزه نسل کشی در کتاب مقدس
حقوق زن در مسیحیت، چرا و چگونه؟
انواع نسخه های خطی عهد جدید
خیلی خوبه که شما به صورت تخصصی درباره مسیحیت فعالیت میکنید.بالاخره باید یک سایت مرجع جامع و کامل برای مسیحیت وجود داشته باشه.خواهش میکنم در این سایت فقط درباره مسیحیت فعالیت کنید و اگر خواستید به توصیه دوستان درباره دین های دیگر هم مطلب بنویسید آن را در سایت جداگانه ای انجام دهید.
سلام
لطفا در باره شیعه وسنی کار کنید
و سعی کنید سنی ها را شیعه کنید
Hey what are you doing?
Just you are fighting all the people all over the world.Let the people have what they recognize by them selves.Its non of your business
Im a Orthodox Christianity If i were you I stopped these kind of Nonsens
Be careful about what you ,ve written
Just as a Warning
آقا سید اگر همین کاری که در مورد مسیحیت انجام دادی در آیندهای نزدیک در مورد زرتشت هم انجام بدهی خیلی عالی است. اگر تصمیم به این کار گرفتی من هم حاضرم در اینباره هر کمکی که توانستم به شما انجام دهم.
سید گلم
در مورد زرتشت هم در آینده بخشی را در سایت خواهم داشت ولی فعلا به صورت تخصصی در زمینه مسیحیت مطالعه می کنم . از این که پیشنهاد همکاری دادی ازت تشکر می کنم.
I hate religion
توهین ، ناسزا و بی ادبی های بسیاری کردید . ۸ مورد از نظرات بد شما که توهین به امامان شیعه فدایشان شوم بود را پاک کردم . پاسخ شما را حواله می کنم به خود مهربانان شیعه و امامان عزیزم به ویژه امام عصر حضرت صاحب الزمان که به اندازه ذرات آسمان و زمین درود خدا و فرشتگان بر حضرتش باد .