دلایل تحریف کتاب مقدس (۴): آدرسهای بدون مرجع
مرداد ۷, ۱۳۸۸ ۳ Comments
در طول مطالعه کتاب مقدس شاید شما هم برخورد کرده باشید که در مواردی نام کتاب هایی آورده می شود که امروزه اثری از آن ها در کتاب مقدس نیست. این ارجاعات که مرجع آن ها گم یا حذف شده ، ما را نسبت به اعتبار کتاب مقدس به تردید می افکند. فرض کنید شما یک کتاب علمی نوشته اید. در این کتاب در چندین فصل مطالب خود را به جایی در همان کتاب ارجاع می دهید. اکنون اگر خواننده ای که کتاب شما را مطالعه می کند و به دنبال محلی که ارجاع داده اید می گردد ، اثری از محل ارجاع شما نیابد ، به نظر شما چه حسی نسبت به کتاب شما پیدا می کند؟ آیا اعتبار کتاب شما نزد او زیر سوال نمی رود؟
در کتاب مقدس به کتاب های آسمانی بسیاری در همین کتاب استشهاد می شود که اثری از آن نیست و در کتاب مقدس وجود ندارند. به عنوان نمونه:
سفر جنگ های یهوه:
اعداد فصل ۲۱ : ۱۴ از این جهت در کتاب جنگهای یهُوَه گفته میشود: “واهیب در سوفه و وادیهای ارنون ۱۵ و رودخانه وادیهایی که بسوی مسکن عار متوجه است و بر حدود موآب تکیه میزند.”
سفر یاشر:
یوشع فصل ۱۰ : ۱۳ پس آفتاب ایستاد و ماه توقف نمود تا قوم از دشمنان خود انتقام گرفتند. مگر این در کتاب یاشِر مکتوب نیست که آفتاب در میان آسمان ایستاد و قریب به تمامی روز به فرو رفتن تعجیل نکرد.
سفر وقایع سلیمان:
اول پادشاهان فصل ۱۱ : ۴۱ و بقیة امور سلیمان و هر چه کرد و حکمت او آیا آنها در کتاب وقایعِ سلیمان مکتوب نیست؟
سفر مراثی:
دوم تواریخ فصل ۳۵ : ۲۵ و ارمیا به جهت یوشیا مرثیه خواند و تمامی مغنیان و مغنیات یوشیا را در مراثی خویش تا امروز ذکر میکنند و آنرا فریضهای در اسرائیل قرار دادند چنانکه در سِفر مراثی مکتوب است.
سفر یوشیا:
دوم تواریخ فصل ۳۵ : ۲۵ و ارمیا به جهت یوشیا مرثیه خواند و تمامی مغنیان و مغنیات یوشیا را در مراثی خویش تا امروز ذکر میکنند و آنرا فریضهای در اسرائیل قرار دادند چنانکه در سِفر مراثی مکتوب است.
سفر تواریخ ناتان نبی:
دوم تواریخ فصل ۹ : ۲۹ و اما بقیة وقایع سلیمان از اول تا آخر آیا آنها در تواریخ ناتان نبی و در نبوت اَخِیای شیلونی و در رؤیای یعدُوی رایی دربارة یرُبعام بننَباط مکتوب نیست؟
سفر تواریخ شمعیای نبی:
دوم تواریخ فصل ۱۲ : ۱۵ و اما وقایع اول و آخر رَحبعام آیا آنها در تواریخ شَمعیای نبی و تواریخ انساب عدُّوی رایی مکتوب نیست؟ و در میان رَحبعام و یرُبعام پیوسته جنگ میبود.
سفر اخیای شیلونی نبی:
دوم تواریخ فصل ۹ : ۲۹ و اما بقیة وقایع سلیمان از اول تا آخر آیا آنها در تواریخ ناتان نبی و در نبوت اَخِیای شیلونی و در رؤیای یعدُوی رایی دربارة یرُبعام بننَباط مکتوب نیست؟
سفر رویای یعدوی رایی :
دوم تواریخ فصل ۹ : ۲۹ و اما بقیة وقایع سلیمان از اول تا آخر آیا آنها در تواریخ ناتان نبی و در نبوت اَخِیای شیلونی و در رؤیای یعدُوی رایی دربارة یرُبعام بننَباط مکتوب نیست؟
سفر تواریخ جاد رایی :
اول تواریخ فصل ۲۹ : ۲۹ و اینک امور اول و آخر داود پادشاه در سِفرِ اخبارِ سموئیل رایی و اخبار ناتان نبی و اخبار جاد رایی ۳۰ با تمامی سلطنت و جبروت او و روزگاری که بر وی و بر اسرائیل و بر جمیع ممالک آن اراضی گذشت مکتوب است.
سفر تورات خدا:
یوشع فصل ۲۴ : ۲۶ و یوشع این سخنان را در کتاب تورات خدا نوشت و سنگی بزرگ گرفته آنرا در آنجا زیر درخت بلوطی که نزد قدس یهُوَه بود برپا داشت.
اگر منظور از تورات خدا سفر دیگری غیر از تورات باشد که خوب مشخص است که چنین سفری در کتاب مقدس نیست. اگر هم منظور تورات کنونی باشد ، آیه مورد ارجاع در تورات کنونی نیست.
سفر تورات موسی :
یوشع فصل ۸ : ۳۱ چنانکه موسی بندة یهُوَه بنیاسرائیل را امر فرموده بود بطوری که در کتاب تورات موسی مکتوب است یعنی مذبحی از سنگهای ناتراشیده که کسی بر آنها آلات آهنین بلند نکرده بود و بر آن قربانیهای سلامتی برای یهُوَه گذرانیدند و ذبایح سلامتی ذبح کردند.
آیه مورد ارجاع در تورات نیست.
سفر تورات موسی :
یوشع فصل ۲۳ : ۶ پس بسیار قوی باشید و متوجه شده هر چه در سفر تورات موسی مکتوب است نگاه دارید و به طرف چپ یا راست از آن تجاوز منمایید.
آیه مورد ارجاع در تورات نیست.
سفر تواریخ سموئیل:
اول تواریخ فصل ۲۹ : ۲۹ و اینک امور اول و آخر داود پادشاه در سِفرِ اخبارِ سموئیل رایی و اخبار ناتان نبی و اخبار جاد رایی
سفر حیات بره:
مکاشفه یوحنا فصل ۱۳ : ۸ و جمیع ساکنان جهان جز آنانی که نامهای ایشان در دفتر حیات برّهای که از بنای عالم ذبح شده بود مکتوب است او را خواهند پرستید.
مکاشفه یوحنا فصل ۲۱ : ۲۷ و چیزی ناپاک یا کسی که مرتکب عمل زشت یا دروغ شود هرگز داخل آن نخواهد شد مگر آنانی که در دفتر حیات برّه مکتوبند.
واقعا این ارجاعات و اسفار چه شده اند؟ چرا در کتاب مقدس وجود ندارند؟
آدام کلارک مفسر معروف مسیحی درباره این اسفار گم شده می گوید: بر قلب های دانشمندان به خاطر فقدان و از دست دادن همیشگی تاریخ مخلوقات، نگرانی و غم بزرگی نشسته است.(ر.ک ذیل تفسیر اول پادشاهان ۴ : ۱۳ – ۳۲)
نوشته ها و یادداشت های تفسیر کلارک را می توانید از آدرس های زیر مشاهده نمایید:
http://www.studylight.org/com/acc/
http://www.godrules.net/library/clarke/clarke.htm
زندگی نامه کلارک که آن را در نیویورک نوشته است را نیز می توانید با قلم خودش از اینجا بخوانید:
http://www.godrules.net/library/clarke/08clarke_a0.htm
تامس (توماس) انگلس کاتولیک نیز می گوید: دنیا همه بر این اتفاق نظر دارند که کتاب های گمشده کتاب مقدس ، کمتر از بیست کتاب نیستند.
دائره المعارف کتابیه ذیل واژه اپوکریفا نیز از کتاب های مفقود و گمشده بسیاری سخن می گوید که در قرن چهارم میلادی مورد قبول مسیحیان واقع شده بوده است . برای توضیح بیشتر میتوانید به دائره المعارف مزبور مراجعه نمایید.
و اکنون این سوال همچنان مطرح می شود که مرجع ضمیر و منبع ارجاعات کتاب مقدس کجا رفته اند؟ اگر حذف نشده اند پس چه توجیهی دارند و اگر حذف شده اند پس چگونه می توان گفت که کتاب مقدس تحریف نشده است؟

فهرست دانلودهای سایت
بیشتر مسیحیان انگلیس ، کریسمس را قبول ندارند
سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان
چگونه به انجیلها اعتماد کنم؟
فیلم سینمایی پسر جهنمی
آموزش ساده زبان عبری در سه ساعت
تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟
خودسوزی مسیحیان پنطیکاستی
باسلام
ازدوستانی که در مورد تثلیث مطالعاتی دارند دعوت میشود با نظرات خود درآدرس زیر به روشن شدن حقیقت کمک نمایند
http://1ioc.com/fa/?p=605
در کتاب مقدّس به «کتاب یاشِر» و (کتاب جنگهای یَهُوَه) اشاره شده است. (یوشَع ۱۰:۱۳؛ اعداد ۲۱:۱۴) این دو کتاب جزو کتاب نیست. آیا این کتابها الهامی بوده و از میان رفتهاند؟
مدرکی در دست نیست که ثابت کند این دو کتاب تحت الهام الهی نوشته شده و بعدها از میان رفته باشند. نویسندگان کتاب مقدّس که تحت الهام الهی دست به نگارش میزدند در نوشتههایشان به کتابهای دیگر اشاره کردهاند. برخی از این کتابها ممکن است بخشی از کتب قانونی کتاب مقدّس باشند که ما امروزه آنها را به نامی دیگر میشناسیم. برای مثال در کتاب ۱ تواریخ ۲۹:۲۹ به کتابهای «اخبار سموئیل رایی،» «اخبار ناتان نبی» و «اخبار جاد رایی» اشاره شده است. این سه کتاب ممکن است همان کتابهایی باشند که ما امروزه به نامهای اوّل و دوّم سموئیل یا شاید کتاب داوران میشناسیم.
از طرف دیگر، به نام برخی کتابها در کتاب مقدّس اشاره شده است که بخشی از کتاب مقدّس نیستند امّا اسامی آنان به اسامی کتب نوشتههای مقدّس نزدیک است. برای نمونه میتوان به چهار کتاب «تواریخ ایّام پادشاهان یهودا،» «تواریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل،» «تواریخ پادشاهان اسرائیل» و «تواریخ پادشاهان اسرائیل و یهودا» اشاره کرد. با این که اسامی این کتب به اسامی کتب نوشتههای مقدّس که ما میشناسیم، همانند اوّل و دوّم پادشاهان، شباهت دارند، امّا این کتابها از جمله نوشتههای الهامی و در میان کتب قانونی کتاب مقدّس نمیباشند. (۱ پادشاهان ۱۴:۲۹؛ ۲ تواریخ ۱۶:۱۱؛ ۲۰:۳۴؛ ۲۷:۷) این کتابها احتمالاً تنها کتابهای تاریخیای میباشند که گزارشهایی را که در کتابهای اِرْمیا و عَزْرا نوشته شده در بر دارند.
در واقع برخی از نویسندگان کتاب مقدّس به مدارک و گزارشهای تاریخی ثبتشده امّا نه الهامشده اشاره کردهاند یا برای کسب اطلاعات به بررسی آنها پرداختهاند. در اِسْتَر ۱۰:۲ به «کتاب تواریخ ایّام پادشاهان مادی و فارسی» اشاره شده است. لوقا نیز به منظور نگارش انجیل خود چنین کرده است. او میگوید: «همه چیز را از آغاز به دقّت بررسی کردهام.» احتمالاً منظور او این است که برای نوشتن شجرهنامۀ عیسی که امروزه در انجیل لوقا یافت میشود او از منابعی استفاده کرده است. (لوقا ۱:۳، ترجمۀ هزارۀ نو؛ ۳: ۲۳-۳۸) منابعی که لوقا از آنها برای نوشتن این گزارش استفاده کرده نوشتههای الهامی نبوده است، امّا قطعاً انجیل لوقا کلامی الهامی و در نظر ما ارزشمند است.
به نظر میرسد «کتاب یاشرو» و (کتاب جنگهای یَهُوَه) که در سؤال به آنها اشاره شده است گزارشاتی مکتوب و غیرالهامی بودهاند. به همین دلیل یَهُوَه خدا آنان را حفظ نکرده است. از اشاراتی که به این دو کتاب در نوشتههای مقدّس شده است محققین به این نتیجه رسیدهاند که این دو، مجموعهای از اشعار یا سرودهایی در خصوص نبردهای اسرائیلیان و دشمنانشان بوده است. (۲ سموئیل ۱:۱۷-۲۷) در یکی از دایرۀالمعارفهای کتاب مقدّس آمده است که این دو کتاب حاوی «اشعار و سرودهای آشنا برای مردم بوده که به وسیلۀ خوانندگان قوم اسرائیل باستان حفظ شده است.» حتّی برخی از مردانی که زمانی نبی خدا بودهاند و یا رؤیاهایی الهامی دیده بودند گزارشاتی نوشتهاند که خدا وحی نکرده بود یا در نظر نداشت که بخشی از کتاب مقدّس باشد؛ مجموعه کتابی که امروزه «به جهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت» انسانهاست. – ۲ تیموتاؤس ۳:۱۶؛ ۲ تواریخ ۹:۲۹؛ ۱۲:۱۵؛ ۱۳:۲۲.
از این امر که در کتاب مقدّس نام برخی کتابها که مأخذهای مفیدی بودهاند آمده است نمیتوان نتیجه گرفت که این کتابها الهامشده از خداست. یَهُوَه خدا تمام نوشتههایی را که کلام اوست حفظ کرده و این کلام «تا ابدالآباد استوار خواهد ماند.» (اِشَعْیا ۴۰:۸) آری، هر آنچه که ما نیاز داریم تا (کامل و به جهت هر عمل نیکو آراسته شویم) یَهُوَه در ۶۶ کتاب نوشتههای مقدّس به ثبت رسانده است. – ۲ تیموتاؤس ۳:۱۶، ۱۷.
با تشکر از شما دوست عزیز جهت پاسخ مبسوطی که دادید.
فرمودید:
“به نظر میرسد «کتاب یاشرو» و (کتاب جنگهای یَهُوَه) که در سؤال به آنها اشاره شده است گزارشاتی مکتوب و غیرالهامی بودهاند. به همین دلیل یَهُوَه خدا آنان را حفظ نکرده است. ”
این پاسخ شما یک ادعای کلی است که باید اثبات شود. بالاخره الهامی بودن یا نبودن یک کتاب باید ملاک هایی داشته باشد. این که هر کتابی مفقود شود بگوییم چون الهامی نبوده یهوه آن را حفظ نکرده و مفقود شده قابل قبول نیست. اگر الهامی نبوده ، پس چرا از ابتدا در این مجموعه راه یافته است. در دوره ای که این کتاب داخل کتاب مقدس بوده و مردم از آن استفاده می کردند آیا آنان از یک کتاب غیر الهامی بهره می بردند و کتاب مقدسشان تحریف شده بود؟
خلاصه این ادعا را اثبات کنید ، خوشحال می شوم .
با احترام