<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: حقوق زن در مسیحیت، چرا و چگونه؟</title>
	<atom:link href="http://www.pedar.net/615.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.pedar.net/615.html</link>
	<description>پایگاه تخصصی دین شناسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 16:46:57 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: هادی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-966</link>
		<dc:creator>هادی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-966</guid>
		<description>با عرض سلام و hellow و مخلصیم و ...!
بحث فک کنم در مورد این بود که عزیزان مسیحی از خودشون توضیح در  وکنن! که کدوم قسمت &quot;کتاب مقدس&quot; در مورد احترام به ضعیفه هاس!(این آخری (ضعیفه ها!) شوخی بود, خواهشا&quot; آبجی های گرام با دمپایی و جارووو تو سر بنده نکوبنددددد!) و جواب چن تا سوال الحاج!مدیر محترم السایت رو بدهند!!!(تو مطابقت فعل و فاعل و قراین لفظی و معنوی و... به مشکل برخورد نمودم!)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام و hellow و مخلصیم و &#8230;!<br />
بحث فک کنم در مورد این بود که عزیزان مسیحی از خودشون توضیح در  وکنن! که کدوم قسمت &#8220;کتاب مقدس&#8221; در مورد احترام به ضعیفه هاس!(این آخری (ضعیفه ها!) شوخی بود, خواهشا&#8221; آبجی های گرام با دمپایی و جارووو تو سر بنده نکوبنددددد!) و جواب چن تا سوال الحاج!مدیر محترم السایت رو بدهند!!!(تو مطابقت فعل و فاعل و قراین لفظی و معنوی و&#8230; به مشکل برخورد نمودم!)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناصر</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-964</link>
		<dc:creator>ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-964</guid>
		<description>آنچه برای ازدواجی موفق لازم است

چه کسی جرأت میکند دل به امواج دریا بزند بدون آنکه شنا کردن بداند؟ مسلماً هیچکس. اینکار بازی با جان، و حتی خودکشی محض است. پس اینهمه کسانی که بدون دانستن سئولیتهای زندگی زناشویی دل به دریا زده، ازدواج میکنند، کارشان را چه میتوان نامید؟
عیسی گفت: «زیرا کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و اوّل ننشیند تا برآوُردِ خرج آنرا بکند که آیا قوّت تمام کردنِ آن دارد یا نه؟» (لوقا ۱۴:‌۲۸) برای بنای ازدواج نیز مانند بنای ساختمان باید نخست برآورد خرج آنرا کرد. به عبارت دیگر کسانی که در فکر ازدواج میباشند باید با دقّت بسیار تمام جوانب امر را بررسی کرده، ببینند که آیا از عهدۀ مسئولیتهای آن برمی‌آیند، یا نه؟
نظری به ازدواج
داشتن همسری که در غم و شادی در کنار ما باشد واقعاً موهبت بزرگی است. ازدواج میتواند خلأ تنهایی و یأس را پر کند. ازدواج نیاز فطری ما را به ابراز محبّت، هم نشینی، و صمیمیّت ارضا میکند. بی دلیل نیست که خدا پس از آفرینش آدم گفت: «خوب نیست که آدم تنها باشد. پس برایش معاونی موافق وی بسازم.» - پیدایش ۲:‌۱۸؛ ۲۴:‌۶۷؛ ۱ قُرِنتیان ۷:‌۹.
گرچه ازدواج پاره ای از مشکلات ما را حل میکند لیکن مشکلات دیگری بوجود می آورد. دلیل آن واضح است. ازدواج، ادغام دو شخصیت کاملاً متمایز است که حتی اگر هماهنگی نیز داشته باشند هرگز مشابه یکدیگر نیستند. پولس، رسول مسیحی، نوشت که کسانی که ازدواج میکنند «در جسم زحمت خواهند کشید» - یا بر طبق «انجیل شریف» «در این زندگی دچار زحمت خواهند شد.» - ۱ قُرِنتیان ۷:‌۲۸.
آیا پولس نگرشی منفی نسبت به ازدواج داشت؟ به هیچ وجه! او فقط میخواست به کسانی که در فکر ازدواج هستند بگوید که واقع بینانه به موضوع نگاه کنند. آنان نباید احساس وجدآمیزی را که هنگام دلباخته شدن به شخصی در خود حس میکنند، ملاک عمل دقیقی برای ماهها و حتی سالها زندگی زناشویی قرار دهند. هر ازدواجی مشکلات مختص به خود را دارد. لیکن، مسئلۀ اصلی وجود مشکلات نیست، بلکه چگونگی برخورد با آنهاست.
در جدال با مصائب و مشکلات است که زن و شوهر میتوانند صداقت محبّت خود را به یکدیگر ثابت کنند. مثالی بزنیم: یک کشتی مسافربری بزرگ هنگامی که آرام و بی حرکت در اسکله لنگر انداخته است، بسیار باشکوه به نظر میرسد. لیکن، تنها در دریا و در مقابل امواج سهمگین و کوبنده است که استحکام و توانایی آن ثابت میشود. استحکام رابطۀ زناشویی را نیز نمیتوان صرفاً هنگامی که آرامش حکمفرماست مشاهده کرد. امواج سهمگینِ ناملایمات زندگی آنرا محک خواهد زد.
میان زن و شوهر باید تعهد وجود داشته باشد، چرا که مقصود خدا نیز این بود که مرد (به زن خویش بپیوندد) و هر دو (یک تن شوند.) (پیدایش ۲:‌۲۴) فکر چنین تعهدی ترس به دل بسیاری می اندازد؛ در حالیکه اگر عشق و محبّت میان زن و مرد باشد، کاملاً منطقی است که رسماً تعهد کنند در کنار یکدیگر می مانند. ایشان با چنین تعهدی به ازدواجشان شأن و اعتبار می بخشند. همچنین این تعهد به ایشان اطمینان میدهد که همسرشان در سختی و مصیبت، حامی و مددکارشان خواهد بود.*  چنانچه شما آمادگی چنین تعهدی را ندارید، پس برای ازدواج کردن هم آماده نیستید. (با جامعه ۵:‌۴‌، ۵ مقایسه شود.) البته شکی نیست که افراد متأهل نیز گهگاه باید بر روی حیاتی بودن تعهد خود تأمل و تعمق کنند.
نظری به خودمان
هر یک از ما میتواند فوراً شروع کند به شمردن صفاتی که از همسر خود انتظار دارد. امّا برایمان چندان آسان نیست که در مقابل آینۀ حقیقت بایستیم و صفاتی را که به موفقیت و سعادت ازدواجمان کمک میکند برشماریم. از اینرو، بسیار مهم و حیاتی است که هم پیش از ازدواج، و هم پس از آن، شخصیت خود را مرتباً مورد بررسی قرار دهیم. برای مثال از خود سؤالات زیر را بکنید.
آیا مایلم تعهد و پیمانی جاودانی با همسر خود ببندم؟ - متّی ۱۹:‌۶.
در دوران یکی از انبیای کتاب مقدّس به نام ملاکی، خیلی از مردان همسران خود را ترک میکردند تا با زنان جوانتر ازدواج کنند. یَهُوَه گفت که مذبحش را اشک زنان رهاشده در بر گرفته است، و مردانی را که بدینگونه به زنان خود (خیانت ورزیده بودند) محکوم کرد. - مَلاکی ۲:‌۱۳-‌۱۶.
چنانچه در فکر ازدواج هستم، آیا دوران بلوغ را که در آن احساسات جنسی قوی میباشند، و احتمال میرود بر قضاوت درست من تأثیر بگذارد، گذرانده‌ام؟ - ۱ قُرِنتیان ۷:‌۳۶.
خانمی به نام نیکی که در سن ۲۲ سالگی ازدواج کرده بود چنین اذعان کرد: «به ازدواج در سنین پایین هیچ اطمینانی نیست. احساسات، هدفها، و سلیقه‌هایمان از دوران نوجوانی تا سنین ۲۵ و حتی ۳۰ سالگی مرتباً در حال تغییر و دگرگونی هستند.» البته، آمادگی برای ازدواج را همیشه نمیتوان با سن و سال سنجید. با اینحال، نباید فراموش کنیم که احساسات جنسیِ نوپا و قوی سنین بلوغ ممکن است قدرت تعقل ما را در زمینۀ ازدواج مختل کند و یا مانع شود که مشکلات بالقوه را ببینیم.
برای موفقیت در ازدواج از چه صفات و خصوصیاتی برخوردارم؟ - غَلاطیان ۵:‌۲۲‌، ۲۳.
پولس رسول به مسیحیان شهر کُولُسی نوشت: «مانند برگزیدگان مقدّس و محبوب خدا احشای رحمت و مهربانی و تواضع و تحمّل و حلم را بپوشید.» (کُولُسیان ۳:‌۱۲) این نصیحت پولس، هم برای کسانی که در فکر ازدواج هستند بکار می آید و هم برای متأهلان.
آیا در موقع مصیبت و سختی، از بلوغ لازم جهت حمایت همسرم برخوردار میباشم؟ - غَلاطیان ۶:‌۲.
پزشکی چنین میگوید: «وقتی مشکلی پیش می آید فوراً میخواهیم همسر خود را مقصر بدانیم. در حالیکه ابداً مهم نیست چه کسی مقصر است. مهم این است که چگونه میتوانیم برای بهبود رابطۀ زناشویی مان همکاری و تشریک مساعی کنیم.» سلیمان حکیم در مورد متأهلان میگوید: «دو از یک بهترند؛ زیرا اگر بیفتد، یکی از آنها رفیق خود را خواهد برخیزانید. لکن وای بر آن یکی که چون بیفتد دیگری نباشد که او را برخیزاند.» - جامعه ۴:‌۹‌، ۱۰.
آیا عموماً سرزنده و خوشبین هستم، و یا در کل دلمرده و منفی بافم؟ - امثال ۱۵:‌۱۵.
آدم منفی باف روزی نیست که بگوید، چه روز خوبی داشتم. ازدواج هم برای چنین اشخاصی معجزه نمیکند! شخص مجردی که مرتباً ایراد میگیرد و منفی بافی میکند، چه زن چه مرد، وقتی ازدواج میکند، شخص متأهلی میشود که مرتباً ایراد میگیرد و منفی بافی میکند. شکی نیست که چنین خصوصیات منفیی ممکن است آسیب شدیدی به ازدواج بزند.- با امثال ۲۱:‌۹ مقایسه شود.
آیا وقتی زیر فشار روحی قرار میگیرم میتوانم آرامش خودم را حفظ کنم، یا فوراً کنترل خود را از دست میدهم و به خشونت متوسل میشوم؟ - غَلاطیان ۵:‌۱۹‌، ۲۰.
مسیحیان دستور دارند که (در خشم سُست باشند.) (یعقوب ۱:‌۱۹) چه قبل از ازدواج و چه پس از آن، زن و مرد، باید مستعد اجرای این نصیحت کتاب مقدّس باشند که میگوید: «خشم گیرید و گناه مورزید؛ خورشید بر غیظ شما غروب نکند.» - اَفَسُسیان ۴:‌۲۶.
نظری به همسر آینده تان
مثلی در کتاب مقدّس است که میگوید: «مرد زیرک در رفتار خود تأمّل مینماید.» (امثال ۱۴:‌۱۵) بویژه هنگام انتخاب همسر است که این مثل بکار می آید. انتخاب شریک زندگی از جمله مهمترین تصمیمات زندگی مردان و زنان است. با اینحال، خیلی ها بر روی خرید اتومبیل و یا انتخاب مدرسه بیشتر تعمق میکنند تا بر روی انتخاب شریک مادام‌العمر زندگیشان.
در جماعت مسیحی، کسانی که به آنها مسئولیت داده میشود باید، (اول آزموده شوند.) (۱ تیموتاؤس ۳:‌۱۰) چنانچه در فکر ازدواج هستید، ممکن است بخواهید از (آزمودگی) فرد مقابلتان مطمئن شوید. برای اینکار به سؤالاتی که ذیلاً آمده است توجه کنید. البته در اینجا میخواهیم از نگاه یک زن به موضوع ازدواج بنگریم، با اینحال مردان نیز میتوانند همین اصول را استفاده کنند. این اصول حتی برای متأهلان نیز بسیار مفید هستند.
دیگران به چه چشم به او مینگرند؟ - فیلِپّیان ۲:‌۱۹-‌۲۲.
امثال ۳۱:‌۲۳ به وصف شوهری می پردازد که «در دربارها معروف میباشد، و در میان مشایخ ولایت می نشیند.» مشایخ ولایت در کنار دروازه‌های شهر بر کرسی قضاوت می‌نشستند و میان مردمان داوری مینمودند. با این تفاصیل، شوهر مزبور می بایست در نظر مردم مرد بسیار مورد اعتمادی بوده باشد. اینکه دیگران به چه چشم به شخص مینگرند، تا حدّی اعتبار وی را مشخص میکند. همچنین اگر شوهر آینده تان اختیار افراد دیگری را در دست دارد میتوانید توجه کنید که آنان به چه چشمی به او مینگرند. با اینکار تقریباً متوجه خواهید شد که در آینده، خود شما چه دیدی نسبت به او خواهید داشت. - با ۱ سموئیل ۲۵:‌۳‌، ۲۳-‌۲۵ مقایسه شود.
از لحاظ اخلاقی چگونه است؟
حکمت الهی نخست «طاهر است.» (یعقوب ۳:‌۱۷) آیا شوهر آینده تان بدون توجه به اعتبار خود و شما نزد خدا در فکر ارضای تمایلات جنسی خود است؟ چنانچه وی اکنون کوششی در نگاه داشتن معیارهای اخلاقی خدا نمیکند، چه اطمینانی است که پس از ازدواج اینکار را بکند؟ - پیدایش ۳۹:‌۷-‌۱۲.
رفتارش با من چگونه است؟ - اَفَسُسیان ۵:‌۲۸‌، ۲۹.
کتاب امثال سلیمان نبی در کتاب مقدّس در باب شوهری صحبت میکند که به همسر خود «اعتماد دارد» و حتی او را «می‌ستاید.» (امثال ۳۱:‌۱۱‌، ۲۸) وی نه بیش از حد حسود است و نه انتظارات نامعقول و بیجا دارد. یعقوب نوشت که آن حکمتی که از بالا است «صلح آمیز، و ملایم [به زبان یونانی، «معقول»] . . . پر از رحمت و میوه های نیکو» است. - یعقوب ۳:‌۱۷.
رفتار او با اعضای دیگر خانواده‌اش چگونه است؟ - خروج ۲۰:‌۱۲.
حکم نگاه داشتن احترام والدین فقط برای کودکان نیست. کتاب مقدّس میگوید: «پدر خویش را که تو را تولید نمود گوش گیر، و مادر خود را چون پیر شود خوار مشمار.» (امثال ۲۳:‌۲۲) گفتۀ دکتر هیومیسِلدین نیز جالب توجه میباشد که میگوید: «چه بجاست که عروس و داماد آینده گاهی بطور غیررسمی به خانه های یکدیگر سر بزنند و رفتار (نامزد) خود را با والدینش تماشا کنند. اینکار از بروز بسیاری از مشکلات خانوادگی جلوگیری میکند، و یا لااقل باعث میشود آنها را پیش بینی کنید. طرز برخورد شخص با والدینش همان طرز برخوردی خواهد بود که در آینده با شما خواهد داشت. باید از خود سؤال کنید: (آیا دوست دارم اینطور با من رفتار کند؟) از طرف دیگر، رفتاری که والدینش با وی دارند، نشان خوبی از این است که چقدر برای خود ارزش قائل است، و اینکه پس از ماه عسلتان انتظار دارد چگونه با او رفتار شود.»
آیا گاهی خشم وی بالا میگیرد یا سخنان رکیک بکار می برد؟
پند کتاب مقدّس این است: «هر قسم تلخی و غیظ و خشم و فریاد و بدگویی و خباثت را از خود دور کنید.» (اَفَسُسیان ۴:‌۳۱) پولس تیموتاؤس را در مورد بعضی از مسیحیانی که (در مباحثات و مجادلات دیوانه میگشتند،) و جلوی «حسد و نزاع و کفر و ظنون و شرّ» خود را نمی‌گرفتند، هشدار داد. - ۱ تیموتاؤس ۶:‌۴‌، ۵.
بعلاوه، پولس نوشت کسی که برای امتیازی در جماعت منصوب میشود نباید «زننده» باشد- واژۀ اصلی در زبان یونانی به معنی «مشت زننده» است. (۱ تیموتاؤس ۳:‌۳ ؛ پاورقی «ترجمۀ دنیای جدید») در واقع، نباید آدمی ستیزه جو و فحّاش باشد. شخصی که هنگام عصبانیت فوراً کنترل خود را از دست بدهد و دست به خشونت بزند همسر چندان مناسبی نخواهد بود.
چه اهدافی در زندگی دارد؟
عده ای در تعاقب ثروت اندوزی خود را گرفتار مشکلات اجتناب ناپذیری میکنند. (۱ تیموتاؤس ۶:‌۹‌، ۱۰) عده ای نیز کوره راه زندگی را بدون آنکه هدف و مقصود مشخصی داشته باشند می‌پیمایند. (امثال ۶:‌۶-‌۱۱) امّا، شخص خداپرست اراده ای همچون یوشع دارد که گفت: «من و خاندان من، یَهُوَه را عبادت خواهیم نمود.» - یوشَع ۲۴:‌۱۵.
پاداشها و مسئولیتها
ازدواج نهادی الهیست. یَهُوَه خدا بانی تام‌الاختیار آن  است. (پیدایش ۲:‌۲۲-‌۲۴) او ترتیب ازدواج را بوجود آورد تا پیوندی دائمی میان مرد و زن بوجود آمده، هر دو یار و مددکار یکدیگر باشند. بکار بردن اصول کتاب مقدّس زن و شوهر را قادر میسازد که به زندگیی سعادتمند و شادی بخش دست یابند. - جامعه ۹:‌۷-‌۹.
البته، باید واقف باشیم که در «روزگار سختی» بسر می بریم. کتاب مقدّس پیشگویی کرده است که در روزگار ما مردم «خودپرست خواهند بود و طمّاع و لاف زن و متکبّر . . . ناپاک و بی الفت و کینه دل . . . خیانتکار و تندمزاج و مغرور.» (۲ تیموتاؤس ۳:‌۱-‌۴) این خصوصیات ممکن است تأثیرات بسیار منفیی بر روی زندگی زنان و شوهران بگذارد. از اینرو، کسانی که در فکر ازدواج هستند باید بدقّت بهای آنرا مد نظر قرار دهند. اشخاص متأهل نیز باید با یادگیری و بکار بردن فرامین الهی کتاب مقدّس پیوند زناشویی خود را مرتباً تقویت نمایند.
آری، چه خوب است کسانی که در فکر ازدواج هستند بیشتر به روزهای پس از جشن عروسی خود بیندیشند. موضوع فقط ازدواج کردن نیست، موضوع یک عمر زندگی زناشویی است. از یَهُوَه راهنمایی بطلبید تا نسبت به ازدواج نگرشی واقع‌بینانه پیدا کنید، نه فقط رمانتیک، بدین گونه به احتمال زیاد به زندگیی پرسعادت دست خواهید یافت.

____ پاورقی ____
بر اساس کتاب مقدّس «زنا،» یعنی داشتن رابطۀ جنسی خارج از حلقۀ ازدواج، تنها موردی است که شخص میتواند، طلاق گرفته، مجدداً ازدواج کند. - متّی ۱۹:‌۹.

____ کادر  ____
«عالیترین وصف عشق و محبّت»
«از کجا بدانید که واقعاً عاشق شده‌اید؟» دکتر کِوین لیمِن این سؤال را مطرح کرد و سپس چنین به سخن خود ادامه داد: «کتابی باستانی وجود دارد که به وصف عشق و محبّت پرداخته است. این کتاب اگر چه حدوداً دو هزار سال قدمت دارد، ولی حاوی عالیترین وصف عشق و محبّت است.»
دکتر لیمِن در واقع به سخنان پولس رسول در کتاب مقدّس اشاره کرده بود که در ۱ قُرِنتیان ۱۳:‌۴-‌۸ میگوید: «محبّت حلیم و مهربان است؛ محبّت حسد نمی‌برد؛ محبّت کبر و غرور ندارد؛ اطوار ناپسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمیشود؛ خشم نمیگیرد و سوء ظن ندارد؛ از ناراستی خوشوقت نمیگردد؛ ولی با راستی شادی میکند؛ در همه چیز صبر میکند و همه را باور مینماید؛ در همه حال امیدوار میباشد و هر چیز را متحمل میباشد. محبّت هرگز ساقط نمیشود.»</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آنچه برای ازدواجی موفق لازم است</p>
<p>چه کسی جرأت میکند دل به امواج دریا بزند بدون آنکه شنا کردن بداند؟ مسلماً هیچکس. اینکار بازی با جان، و حتی خودکشی محض است. پس اینهمه کسانی که بدون دانستن سئولیتهای زندگی زناشویی دل به دریا زده، ازدواج میکنند، کارشان را چه میتوان نامید؟<br />
عیسی گفت: «زیرا کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و اوّل ننشیند تا برآوُردِ خرج آنرا بکند که آیا قوّت تمام کردنِ آن دارد یا نه؟» (لوقا ۱۴:‌۲۸) برای بنای ازدواج نیز مانند بنای ساختمان باید نخست برآورد خرج آنرا کرد. به عبارت دیگر کسانی که در فکر ازدواج میباشند باید با دقّت بسیار تمام جوانب امر را بررسی کرده، ببینند که آیا از عهدۀ مسئولیتهای آن برمی‌آیند، یا نه؟<br />
نظری به ازدواج<br />
داشتن همسری که در غم و شادی در کنار ما باشد واقعاً موهبت بزرگی است. ازدواج میتواند خلأ تنهایی و یأس را پر کند. ازدواج نیاز فطری ما را به ابراز محبّت، هم نشینی، و صمیمیّت ارضا میکند. بی دلیل نیست که خدا پس از آفرینش آدم گفت: «خوب نیست که آدم تنها باشد. پس برایش معاونی موافق وی بسازم.» &#8211; پیدایش ۲:‌۱۸؛ ۲۴:‌۶۷؛ ۱ قُرِنتیان ۷:‌۹.<br />
گرچه ازدواج پاره ای از مشکلات ما را حل میکند لیکن مشکلات دیگری بوجود می آورد. دلیل آن واضح است. ازدواج، ادغام دو شخصیت کاملاً متمایز است که حتی اگر هماهنگی نیز داشته باشند هرگز مشابه یکدیگر نیستند. پولس، رسول مسیحی، نوشت که کسانی که ازدواج میکنند «در جسم زحمت خواهند کشید» &#8211; یا بر طبق «انجیل شریف» «در این زندگی دچار زحمت خواهند شد.» &#8211; ۱ قُرِنتیان ۷:‌۲۸.<br />
آیا پولس نگرشی منفی نسبت به ازدواج داشت؟ به هیچ وجه! او فقط میخواست به کسانی که در فکر ازدواج هستند بگوید که واقع بینانه به موضوع نگاه کنند. آنان نباید احساس وجدآمیزی را که هنگام دلباخته شدن به شخصی در خود حس میکنند، ملاک عمل دقیقی برای ماهها و حتی سالها زندگی زناشویی قرار دهند. هر ازدواجی مشکلات مختص به خود را دارد. لیکن، مسئلۀ اصلی وجود مشکلات نیست، بلکه چگونگی برخورد با آنهاست.<br />
در جدال با مصائب و مشکلات است که زن و شوهر میتوانند صداقت محبّت خود را به یکدیگر ثابت کنند. مثالی بزنیم: یک کشتی مسافربری بزرگ هنگامی که آرام و بی حرکت در اسکله لنگر انداخته است، بسیار باشکوه به نظر میرسد. لیکن، تنها در دریا و در مقابل امواج سهمگین و کوبنده است که استحکام و توانایی آن ثابت میشود. استحکام رابطۀ زناشویی را نیز نمیتوان صرفاً هنگامی که آرامش حکمفرماست مشاهده کرد. امواج سهمگینِ ناملایمات زندگی آنرا محک خواهد زد.<br />
میان زن و شوهر باید تعهد وجود داشته باشد، چرا که مقصود خدا نیز این بود که مرد (به زن خویش بپیوندد) و هر دو (یک تن شوند.) (پیدایش ۲:‌۲۴) فکر چنین تعهدی ترس به دل بسیاری می اندازد؛ در حالیکه اگر عشق و محبّت میان زن و مرد باشد، کاملاً منطقی است که رسماً تعهد کنند در کنار یکدیگر می مانند. ایشان با چنین تعهدی به ازدواجشان شأن و اعتبار می بخشند. همچنین این تعهد به ایشان اطمینان میدهد که همسرشان در سختی و مصیبت، حامی و مددکارشان خواهد بود.*  چنانچه شما آمادگی چنین تعهدی را ندارید، پس برای ازدواج کردن هم آماده نیستید. (با جامعه ۵:‌۴‌، ۵ مقایسه شود.) البته شکی نیست که افراد متأهل نیز گهگاه باید بر روی حیاتی بودن تعهد خود تأمل و تعمق کنند.<br />
نظری به خودمان<br />
هر یک از ما میتواند فوراً شروع کند به شمردن صفاتی که از همسر خود انتظار دارد. امّا برایمان چندان آسان نیست که در مقابل آینۀ حقیقت بایستیم و صفاتی را که به موفقیت و سعادت ازدواجمان کمک میکند برشماریم. از اینرو، بسیار مهم و حیاتی است که هم پیش از ازدواج، و هم پس از آن، شخصیت خود را مرتباً مورد بررسی قرار دهیم. برای مثال از خود سؤالات زیر را بکنید.<br />
آیا مایلم تعهد و پیمانی جاودانی با همسر خود ببندم؟ &#8211; متّی ۱۹:‌۶.<br />
در دوران یکی از انبیای کتاب مقدّس به نام ملاکی، خیلی از مردان همسران خود را ترک میکردند تا با زنان جوانتر ازدواج کنند. یَهُوَه گفت که مذبحش را اشک زنان رهاشده در بر گرفته است، و مردانی را که بدینگونه به زنان خود (خیانت ورزیده بودند) محکوم کرد. &#8211; مَلاکی ۲:‌۱۳-‌۱۶.<br />
چنانچه در فکر ازدواج هستم، آیا دوران بلوغ را که در آن احساسات جنسی قوی میباشند، و احتمال میرود بر قضاوت درست من تأثیر بگذارد، گذرانده‌ام؟ &#8211; ۱ قُرِنتیان ۷:‌۳۶.<br />
خانمی به نام نیکی که در سن ۲۲ سالگی ازدواج کرده بود چنین اذعان کرد: «به ازدواج در سنین پایین هیچ اطمینانی نیست. احساسات، هدفها، و سلیقه‌هایمان از دوران نوجوانی تا سنین ۲۵ و حتی ۳۰ سالگی مرتباً در حال تغییر و دگرگونی هستند.» البته، آمادگی برای ازدواج را همیشه نمیتوان با سن و سال سنجید. با اینحال، نباید فراموش کنیم که احساسات جنسیِ نوپا و قوی سنین بلوغ ممکن است قدرت تعقل ما را در زمینۀ ازدواج مختل کند و یا مانع شود که مشکلات بالقوه را ببینیم.<br />
برای موفقیت در ازدواج از چه صفات و خصوصیاتی برخوردارم؟ &#8211; غَلاطیان ۵:‌۲۲‌، ۲۳.<br />
پولس رسول به مسیحیان شهر کُولُسی نوشت: «مانند برگزیدگان مقدّس و محبوب خدا احشای رحمت و مهربانی و تواضع و تحمّل و حلم را بپوشید.» (کُولُسیان ۳:‌۱۲) این نصیحت پولس، هم برای کسانی که در فکر ازدواج هستند بکار می آید و هم برای متأهلان.<br />
آیا در موقع مصیبت و سختی، از بلوغ لازم جهت حمایت همسرم برخوردار میباشم؟ &#8211; غَلاطیان ۶:‌۲.<br />
پزشکی چنین میگوید: «وقتی مشکلی پیش می آید فوراً میخواهیم همسر خود را مقصر بدانیم. در حالیکه ابداً مهم نیست چه کسی مقصر است. مهم این است که چگونه میتوانیم برای بهبود رابطۀ زناشویی مان همکاری و تشریک مساعی کنیم.» سلیمان حکیم در مورد متأهلان میگوید: «دو از یک بهترند؛ زیرا اگر بیفتد، یکی از آنها رفیق خود را خواهد برخیزانید. لکن وای بر آن یکی که چون بیفتد دیگری نباشد که او را برخیزاند.» &#8211; جامعه ۴:‌۹‌، ۱۰.<br />
آیا عموماً سرزنده و خوشبین هستم، و یا در کل دلمرده و منفی بافم؟ &#8211; امثال ۱۵:‌۱۵.<br />
آدم منفی باف روزی نیست که بگوید، چه روز خوبی داشتم. ازدواج هم برای چنین اشخاصی معجزه نمیکند! شخص مجردی که مرتباً ایراد میگیرد و منفی بافی میکند، چه زن چه مرد، وقتی ازدواج میکند، شخص متأهلی میشود که مرتباً ایراد میگیرد و منفی بافی میکند. شکی نیست که چنین خصوصیات منفیی ممکن است آسیب شدیدی به ازدواج بزند.- با امثال ۲۱:‌۹ مقایسه شود.<br />
آیا وقتی زیر فشار روحی قرار میگیرم میتوانم آرامش خودم را حفظ کنم، یا فوراً کنترل خود را از دست میدهم و به خشونت متوسل میشوم؟ &#8211; غَلاطیان ۵:‌۱۹‌، ۲۰.<br />
مسیحیان دستور دارند که (در خشم سُست باشند.) (یعقوب ۱:‌۱۹) چه قبل از ازدواج و چه پس از آن، زن و مرد، باید مستعد اجرای این نصیحت کتاب مقدّس باشند که میگوید: «خشم گیرید و گناه مورزید؛ خورشید بر غیظ شما غروب نکند.» &#8211; اَفَسُسیان ۴:‌۲۶.<br />
نظری به همسر آینده تان<br />
مثلی در کتاب مقدّس است که میگوید: «مرد زیرک در رفتار خود تأمّل مینماید.» (امثال ۱۴:‌۱۵) بویژه هنگام انتخاب همسر است که این مثل بکار می آید. انتخاب شریک زندگی از جمله مهمترین تصمیمات زندگی مردان و زنان است. با اینحال، خیلی ها بر روی خرید اتومبیل و یا انتخاب مدرسه بیشتر تعمق میکنند تا بر روی انتخاب شریک مادام‌العمر زندگیشان.<br />
در جماعت مسیحی، کسانی که به آنها مسئولیت داده میشود باید، (اول آزموده شوند.) (۱ تیموتاؤس ۳:‌۱۰) چنانچه در فکر ازدواج هستید، ممکن است بخواهید از (آزمودگی) فرد مقابلتان مطمئن شوید. برای اینکار به سؤالاتی که ذیلاً آمده است توجه کنید. البته در اینجا میخواهیم از نگاه یک زن به موضوع ازدواج بنگریم، با اینحال مردان نیز میتوانند همین اصول را استفاده کنند. این اصول حتی برای متأهلان نیز بسیار مفید هستند.<br />
دیگران به چه چشم به او مینگرند؟ &#8211; فیلِپّیان ۲:‌۱۹-‌۲۲.<br />
امثال ۳۱:‌۲۳ به وصف شوهری می پردازد که «در دربارها معروف میباشد، و در میان مشایخ ولایت می نشیند.» مشایخ ولایت در کنار دروازه‌های شهر بر کرسی قضاوت می‌نشستند و میان مردمان داوری مینمودند. با این تفاصیل، شوهر مزبور می بایست در نظر مردم مرد بسیار مورد اعتمادی بوده باشد. اینکه دیگران به چه چشم به شخص مینگرند، تا حدّی اعتبار وی را مشخص میکند. همچنین اگر شوهر آینده تان اختیار افراد دیگری را در دست دارد میتوانید توجه کنید که آنان به چه چشمی به او مینگرند. با اینکار تقریباً متوجه خواهید شد که در آینده، خود شما چه دیدی نسبت به او خواهید داشت. &#8211; با ۱ سموئیل ۲۵:‌۳‌، ۲۳-‌۲۵ مقایسه شود.<br />
از لحاظ اخلاقی چگونه است؟<br />
حکمت الهی نخست «طاهر است.» (یعقوب ۳:‌۱۷) آیا شوهر آینده تان بدون توجه به اعتبار خود و شما نزد خدا در فکر ارضای تمایلات جنسی خود است؟ چنانچه وی اکنون کوششی در نگاه داشتن معیارهای اخلاقی خدا نمیکند، چه اطمینانی است که پس از ازدواج اینکار را بکند؟ &#8211; پیدایش ۳۹:‌۷-‌۱۲.<br />
رفتارش با من چگونه است؟ &#8211; اَفَسُسیان ۵:‌۲۸‌، ۲۹.<br />
کتاب امثال سلیمان نبی در کتاب مقدّس در باب شوهری صحبت میکند که به همسر خود «اعتماد دارد» و حتی او را «می‌ستاید.» (امثال ۳۱:‌۱۱‌، ۲۸) وی نه بیش از حد حسود است و نه انتظارات نامعقول و بیجا دارد. یعقوب نوشت که آن حکمتی که از بالا است «صلح آمیز، و ملایم [به زبان یونانی، «معقول»] . . . پر از رحمت و میوه های نیکو» است. &#8211; یعقوب ۳:‌۱۷.<br />
رفتار او با اعضای دیگر خانواده‌اش چگونه است؟ &#8211; خروج ۲۰:‌۱۲.<br />
حکم نگاه داشتن احترام والدین فقط برای کودکان نیست. کتاب مقدّس میگوید: «پدر خویش را که تو را تولید نمود گوش گیر، و مادر خود را چون پیر شود خوار مشمار.» (امثال ۲۳:‌۲۲) گفتۀ دکتر هیومیسِلدین نیز جالب توجه میباشد که میگوید: «چه بجاست که عروس و داماد آینده گاهی بطور غیررسمی به خانه های یکدیگر سر بزنند و رفتار (نامزد) خود را با والدینش تماشا کنند. اینکار از بروز بسیاری از مشکلات خانوادگی جلوگیری میکند، و یا لااقل باعث میشود آنها را پیش بینی کنید. طرز برخورد شخص با والدینش همان طرز برخوردی خواهد بود که در آینده با شما خواهد داشت. باید از خود سؤال کنید: (آیا دوست دارم اینطور با من رفتار کند؟) از طرف دیگر، رفتاری که والدینش با وی دارند، نشان خوبی از این است که چقدر برای خود ارزش قائل است، و اینکه پس از ماه عسلتان انتظار دارد چگونه با او رفتار شود.»<br />
آیا گاهی خشم وی بالا میگیرد یا سخنان رکیک بکار می برد؟<br />
پند کتاب مقدّس این است: «هر قسم تلخی و غیظ و خشم و فریاد و بدگویی و خباثت را از خود دور کنید.» (اَفَسُسیان ۴:‌۳۱) پولس تیموتاؤس را در مورد بعضی از مسیحیانی که (در مباحثات و مجادلات دیوانه میگشتند،) و جلوی «حسد و نزاع و کفر و ظنون و شرّ» خود را نمی‌گرفتند، هشدار داد. &#8211; ۱ تیموتاؤس ۶:‌۴‌، ۵.<br />
بعلاوه، پولس نوشت کسی که برای امتیازی در جماعت منصوب میشود نباید «زننده» باشد- واژۀ اصلی در زبان یونانی به معنی «مشت زننده» است. (۱ تیموتاؤس ۳:‌۳ ؛ پاورقی «ترجمۀ دنیای جدید») در واقع، نباید آدمی ستیزه جو و فحّاش باشد. شخصی که هنگام عصبانیت فوراً کنترل خود را از دست بدهد و دست به خشونت بزند همسر چندان مناسبی نخواهد بود.<br />
چه اهدافی در زندگی دارد؟<br />
عده ای در تعاقب ثروت اندوزی خود را گرفتار مشکلات اجتناب ناپذیری میکنند. (۱ تیموتاؤس ۶:‌۹‌، ۱۰) عده ای نیز کوره راه زندگی را بدون آنکه هدف و مقصود مشخصی داشته باشند می‌پیمایند. (امثال ۶:‌۶-‌۱۱) امّا، شخص خداپرست اراده ای همچون یوشع دارد که گفت: «من و خاندان من، یَهُوَه را عبادت خواهیم نمود.» &#8211; یوشَع ۲۴:‌۱۵.<br />
پاداشها و مسئولیتها<br />
ازدواج نهادی الهیست. یَهُوَه خدا بانی تام‌الاختیار آن  است. (پیدایش ۲:‌۲۲-‌۲۴) او ترتیب ازدواج را بوجود آورد تا پیوندی دائمی میان مرد و زن بوجود آمده، هر دو یار و مددکار یکدیگر باشند. بکار بردن اصول کتاب مقدّس زن و شوهر را قادر میسازد که به زندگیی سعادتمند و شادی بخش دست یابند. &#8211; جامعه ۹:‌۷-‌۹.<br />
البته، باید واقف باشیم که در «روزگار سختی» بسر می بریم. کتاب مقدّس پیشگویی کرده است که در روزگار ما مردم «خودپرست خواهند بود و طمّاع و لاف زن و متکبّر . . . ناپاک و بی الفت و کینه دل . . . خیانتکار و تندمزاج و مغرور.» (۲ تیموتاؤس ۳:‌۱-‌۴) این خصوصیات ممکن است تأثیرات بسیار منفیی بر روی زندگی زنان و شوهران بگذارد. از اینرو، کسانی که در فکر ازدواج هستند باید بدقّت بهای آنرا مد نظر قرار دهند. اشخاص متأهل نیز باید با یادگیری و بکار بردن فرامین الهی کتاب مقدّس پیوند زناشویی خود را مرتباً تقویت نمایند.<br />
آری، چه خوب است کسانی که در فکر ازدواج هستند بیشتر به روزهای پس از جشن عروسی خود بیندیشند. موضوع فقط ازدواج کردن نیست، موضوع یک عمر زندگی زناشویی است. از یَهُوَه راهنمایی بطلبید تا نسبت به ازدواج نگرشی واقع‌بینانه پیدا کنید، نه فقط رمانتیک، بدین گونه به احتمال زیاد به زندگیی پرسعادت دست خواهید یافت.</p>
<p>____ پاورقی ____<br />
بر اساس کتاب مقدّس «زنا،» یعنی داشتن رابطۀ جنسی خارج از حلقۀ ازدواج، تنها موردی است که شخص میتواند، طلاق گرفته، مجدداً ازدواج کند. &#8211; متّی ۱۹:‌۹.</p>
<p>____ کادر  ____<br />
«عالیترین وصف عشق و محبّت»<br />
«از کجا بدانید که واقعاً عاشق شده‌اید؟» دکتر کِوین لیمِن این سؤال را مطرح کرد و سپس چنین به سخن خود ادامه داد: «کتابی باستانی وجود دارد که به وصف عشق و محبّت پرداخته است. این کتاب اگر چه حدوداً دو هزار سال قدمت دارد، ولی حاوی عالیترین وصف عشق و محبّت است.»<br />
دکتر لیمِن در واقع به سخنان پولس رسول در کتاب مقدّس اشاره کرده بود که در ۱ قُرِنتیان ۱۳:‌۴-‌۸ میگوید: «محبّت حلیم و مهربان است؛ محبّت حسد نمی‌برد؛ محبّت کبر و غرور ندارد؛ اطوار ناپسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمیشود؛ خشم نمیگیرد و سوء ظن ندارد؛ از ناراستی خوشوقت نمیگردد؛ ولی با راستی شادی میکند؛ در همه چیز صبر میکند و همه را باور مینماید؛ در همه حال امیدوار میباشد و هر چیز را متحمل میباشد. محبّت هرگز ساقط نمیشود.»</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-962</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-962</guid>
		<description>ناصر عزیز ، مشکل در همین آموزه است که خانواده ابدی است و قانون طلاق در مسیحیت وجود ندارد. این مساله مشکلات فراوانی را در دنیای مسیحیت (به استثنای فرقه هایی محدود) فراهم آورده است . فرض کنید اگر دو نفر که شناختی نسبت به هم ندارند با هم ازدواج کردند و بعدا متوجه شدند که نمی توانند با هم زندگی کنند و با تفاهم کامل بخواهند از هم جدا شوند. در مسیحیت چنین چیزی وجود ندارد و تنها در صورت زنا می توانند جدا شوند که این شرط آسیب های اجتماعی فراوانی را ایجاد می کند . لذا برای این که این مساله به خوبی تبیین شود ، مقاله ای را برای شما در سایت درج نمودم که پیشنهاد می کنم حتما بخوانید: http://www.pedar.net/1565.html</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ناصر عزیز ، مشکل در همین آموزه است که خانواده ابدی است و قانون طلاق در مسیحیت وجود ندارد. این مساله مشکلات فراوانی را در دنیای مسیحیت (به استثنای فرقه هایی محدود) فراهم آورده است . فرض کنید اگر دو نفر که شناختی نسبت به هم ندارند با هم ازدواج کردند و بعدا متوجه شدند که نمی توانند با هم زندگی کنند و با تفاهم کامل بخواهند از هم جدا شوند. در مسیحیت چنین چیزی وجود ندارد و تنها در صورت زنا می توانند جدا شوند که این شرط آسیب های اجتماعی فراوانی را ایجاد می کند . لذا برای این که این مساله به خوبی تبیین شود ، مقاله ای را برای شما در سایت درج نمودم که پیشنهاد می کنم حتما بخوانید: <a href="http://www.pedar.net/1565.html" rel="nofollow">http://www.pedar.net/1565.html</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناصر</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-961</link>
		<dc:creator>ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-961</guid>
		<description>« ای شوهران.....[همسرانتان] ... با شما وارث فیض حیات[یعنی زندگی ابدی در بهشت روی زمین] نیز هستند.... .» (۱ پِطْرُس ۳:‌۷)

این آیه در کتاب مقدس به روشنی نشانگر این است پیوند ازدواج از دید یَهُوَه بانی خانواده ابدیست. زن و شوهر پارسا با عشق و محبت به خالق مهربان طوری با هم رفتار نمیکنند که باعث رنجش ناخشنودی آفریدگارشان گرداند. بلکه با اصول و مبانی که کلام خدا کتاب مقدس آمده او هم از مردان و همچنین زنان انتظار رعایت این معیارها را دارد.چنین زوجی با پرورش عشق و محبت در حفظ پیوند ناگستستنی ازدواج تا ابدیت در زمینی که در آینده به دست  یَهُوَه خدا  به مکانی زیبا و بهشتی که در آن دگر بدی ظلم فساد و نابرابری و خشونت به هیچوجه وجود ندارد در تندرستی و کاملیت در کنار فرزندانشان زندگی خواهند کرد.
واقعاً که چه امید زیبایی کتاب مقدس پیش روی ما میگذار آیا اینطور نیست؟

 «صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود.» آری، زمین برای صالحان و درستکاران آفریده شده که تا به ابد در صلح و سلامتی روی آن زندگی کنند. - مزمور ۳۷:‌۳۹؛ مکاشفه ۲۱:‌۳‌، ۴.

در چنین بهشتی نه حوری و نه قلمانی وجود دارد.
در چنین بهشتی تنها خوردن و خوابیدن و مورد پذیرایی قرار گرفتن خبری نیست. با وجود فراوانی نعمت باید با دستان خودمان زحمات بکشیم تا مایحتاج خود و خانوادۀ مان را فراهم کنیم.
 «خانه ها بنا کرده، در آنها ساکن خواهند شد و تاکستانها غَرس نموده، میوۀ آنها را خواهند خورد. بنا نخواهند کرد تا دیگران سکونت نمایند و آنچه را که غَرس مینمایند دیگران نخواهند خورد. زیرا که ایّام قوم من مثل ایّام درخت خواهد بود و برگزیدگان من از عمل دستهای خود تمتّع خواهند برد. زحمت بیجا نخواهند کشید و اولاد به جهت اضطراب نخواهند زایید زیرا که اولاد برکت یافتگان خداوند هستند و ذریّت ایشان با ایشانند.» - اِشَعْیا ۶۵:‌۲۱-‌۲۳.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>« ای شوهران&#8230;..[همسرانتان] &#8230; با شما وارث فیض حیات[یعنی زندگی ابدی در بهشت روی زمین] نیز هستند&#8230;. .» (۱ پِطْرُس ۳:‌۷)</p>
<p>این آیه در کتاب مقدس به روشنی نشانگر این است پیوند ازدواج از دید یَهُوَه بانی خانواده ابدیست. زن و شوهر پارسا با عشق و محبت به خالق مهربان طوری با هم رفتار نمیکنند که باعث رنجش ناخشنودی آفریدگارشان گرداند. بلکه با اصول و مبانی که کلام خدا کتاب مقدس آمده او هم از مردان و همچنین زنان انتظار رعایت این معیارها را دارد.چنین زوجی با پرورش عشق و محبت در حفظ پیوند ناگستستنی ازدواج تا ابدیت در زمینی که در آینده به دست  یَهُوَه خدا  به مکانی زیبا و بهشتی که در آن دگر بدی ظلم فساد و نابرابری و خشونت به هیچوجه وجود ندارد در تندرستی و کاملیت در کنار فرزندانشان زندگی خواهند کرد.<br />
واقعاً که چه امید زیبایی کتاب مقدس پیش روی ما میگذار آیا اینطور نیست؟</p>
<p> «صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود.» آری، زمین برای صالحان و درستکاران آفریده شده که تا به ابد در صلح و سلامتی روی آن زندگی کنند. &#8211; مزمور ۳۷:‌۳۹؛ مکاشفه ۲۱:‌۳‌، ۴.</p>
<p>در چنین بهشتی نه حوری و نه قلمانی وجود دارد.<br />
در چنین بهشتی تنها خوردن و خوابیدن و مورد پذیرایی قرار گرفتن خبری نیست. با وجود فراوانی نعمت باید با دستان خودمان زحمات بکشیم تا مایحتاج خود و خانوادۀ مان را فراهم کنیم.<br />
 «خانه ها بنا کرده، در آنها ساکن خواهند شد و تاکستانها غَرس نموده، میوۀ آنها را خواهند خورد. بنا نخواهند کرد تا دیگران سکونت نمایند و آنچه را که غَرس مینمایند دیگران نخواهند خورد. زیرا که ایّام قوم من مثل ایّام درخت خواهد بود و برگزیدگان من از عمل دستهای خود تمتّع خواهند برد. زحمت بیجا نخواهند کشید و اولاد به جهت اضطراب نخواهند زایید زیرا که اولاد برکت یافتگان خداوند هستند و ذریّت ایشان با ایشانند.» &#8211; اِشَعْیا ۶۵:‌۲۱-‌۲۳.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-960</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-960</guid>
		<description>&lt;strong&gt;در همین زمینه امام علی علیه السلام تعبیر صریح و زیبایی دارند. حضرت امیرالمؤمنین على علیه السلام مى ‏فرمایند: «فان المراة ریحانة و لیست‏بقهرمانة‏» : «زن مانند گل لطیف و زیباست و مانند مردان جنگى سخت و خشن نیست‏». توضیح همین حدیث را با بیان شیرین مقام معظم رهبری بخوانید:&lt;/strong&gt;

مرد قوّام است و زن ریحان
اسلام مرد را قوّام و زن را ریحان می داند. این نه جسارت به زن است و نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد؛ بلکه، درست دیدن طبیعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقاً برابر است؛ یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه می گذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محلّ اعتماد و اتکا بودن و تکیه گاه بودن برای زن را هم در کفه دیگر ترازو می گذاریم، این دو کفه با هم برابر می شود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.

زن، گل است نه کارپرداز شما

در روایات داریم «المرأة ریحانه»، زن گل است. حالا شما ببینید اگر مردی با یک گلی با خشونت و بی اعتنایی رفتار کند و پاس گل بودن او را ندارد، چقدر ظالم و بد است. مثل تحمیل کردن، زیاده روی کردن،زیاده خواهی کردنِ مردها از زنها، توقعّات بی جا و زیادی. «المَرأةُ رَیحانَه ٌو لـَیسَت بقَهرِمانَهٍ» قهرمان، یعنی همین کارپرداز امروز زندگی ...این زن، کار

پرداز شما نیست که همه کارهای زندگی تان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه کنید. نه! این یک گـُلی است در دست شما... حتی اگر دانشمند یا سیاست مدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گـُل است.

قرآن می فرماید : «الرّجال قوّامونَ علی النّساءِ »؛ ( سوره ی نساء آیه ی 24) یعنی سرپرستی امور خانواده به عهده ی مرد است. مرد باید برود کار کند. معیشتِ خانواده به عهده ی اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است. امّا معیشتِ خانواده بر دوش او نیست.

نه مرد سالاری و نه زن سالاری

این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کند؛ نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع.« الرّجال قوّامونَ علی النّساءِ » معنایش این نیست که زن بایستی در همه امور تابع شوهر باشد. نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیده های بدتر از اروپا و مقلِّد اروپا، بگوییم که زن بایستی همه کاره باشد و مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است. بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستید. یک جا مرد کوتاه بیاید، یک جا زن کوتاه بیاید. یکی این جا از سلیقه و خواست خود بگذرد، دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با یکدیگر زندگی کنید.
مرد نباید خیال کند چون می رود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کله می زند و یک شاهی - صنّار پول می آورد خانه، همه چیز دیگر مال اوست؛ نه ! آنچه او می آورد نصف موجودی همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است.
زن نصف موجودی خانواده است

از طرف مرد وظیفه این طور است که ضرورت های زن را درک کند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیار مطلق العنان او در خانه نداند. زن و شوهر دو نفرند، دو شریک اند، دو رفیق اند، هر کدام یک وسعی از لحاظ فکری و روحی دارند.

مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگی هایی را که در جامعه ما دارند ، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگی ها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگی ها در جامعه ی ما مطرح می شود. بلکه مراد معرفت است. مراد تحصیلات است. مراد پیدا شدن روح اندیشه و تأمل و فکر کردن است. مراد اینهاست که هر چه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن می خواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیت های اجتماعی سهیم باشد، در حد اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.

مرد نباید خیال کند چون می رود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کله می زند و یک شاهی - صنّار پول می آورد خانه، همه چیز دیگر مال اوست؛ نه ! آنچه او می آورد نصف موجودی همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است. اختیارات خانم، کدبانویی خانم، رأی و نظر و نیاز های روحی خانم، اینها را باید رعایت کند.

این طور نباشد که مردچون در دوران مجردی ساعت ده شب می آمده خانه ی پدر و مادرش، حالا هم که زن گرفته این طور ادامه بدهد، نه! حالا باید ملاحظه همسرش را بکند. در قدیم، بعضی مرد ها خورد را مالک زن می دانستند... نه! همان قدری که شما در محیط خانواده ذی حق هستید او هم ذی حق است. نباید به زن زور بگویید و تحمل کنید، چون به حسب جسم، او ضعیف تر است، بعضی ها خیال می کنند که بله، حالا باید زور بگویند، صدایشان را کلفت کنند دعوا کنند و تحمیل کنند...

در جوامع غربی جوان ها، دوره نشاطِ جوانی و تُندی احساسات و غرایز را آزادانه می گذرانند و وقتی به خانواده و به ازدواج می رسند که در واقع بخش زیادی از میل طبیعی آنها و غرایز آنها فرو نشسته است. آن شوق و محبّت و عشقی که باید رد اعماق روح زن و شوهر جایگزین شود، در اینها نیست یا کم است.

اینکه بعضی سن ازدواج را برای سال های میانیِ عمر که در غرب و تمدّن غرب معمول است، می گذراند؛ مثل اغلب چیزهایشان، غلط و بر خلاف فطرت و مصلحت بشر و ناشی از این است که به شهوت رانی و بی بندوباری اقبال دارند. می خواهند جوانی خود را به اصطلاحِ خودشان، با خوشی سپری کنند، هوسرانی هایشان را بکنند، بعد که از کار افتاده شدند و آتش هایشان فرو نشست، حالا سراغ خانواده بروند. ملاحظه می کنید که در غرب زندگی خانوادگی این طوری است. طلاق های زیاد، ازدواج های ناموفق، مرد و زن های بی وفا، تخطّی های جنسی فراان، غیرتِ کم، زندگی خانوادگی به این معناست.

مردهای بی مسئولیت؛ زن های بد اخلاق

آن کسانی که می خواهند در یک کشور یا جامعه ای نفوذ پیدا کنند فرهنگ آن جامعه را در مشت خود بگیرند و فرهنگ خود را به آها تحمیل نمایند، یکی از کارهایشان، معمولاً متزلزل کردن بنیان خانواده است. کما اینکه در خیلی از کشورها این کار را متأسفانه انجام داده اند. مردها را بی مسئولیت و زن ها را بد اخلاق کرده اند.

انتقال فرهنگ ها و تمدن ها و حفظ اصول و عناصر اصلی یک تمدن و یک فرهنگ در جامعه و انتقالش به نسل های بعد، به برکت خانواده انجام می پذیرد. خانواده که نبود، همه چیز متلاشی می شود. اینکه می بینید غربی ها در داخل کشورهای شرقی و اسلامی و آسیایی، این همه سعی می کنند شهوت رانی و فساد را رواج دهند، برای چیست؟ یکی از علل آن همین است که می خواهند با این کار خانواده ها را متلاشی کنند تا فرهنگ این جوامع تضعیف شود؛ تا بتوانند سوار اینها شوند. چون تا فرهنگ یک ملّتی تضعیف نشود، کسی نمی تواند او را مهار کند، به دهان او دهنه بزند و سوار دوش او بشوند. آن چیزی که ملت ها را بی دفاع کرده است و در دست اجانب اسیر می کند، از دست دادن هویت فرهنگی است. این کار هم با بر هم خوردن بنیان خانواده ها در جامعه آسان می شود.
سرپرستی امور خانواده به عهده ی مرد است. مرد باید برود کار کند. معیشتِ خانواده به عهده ی اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است. امّا معیشتِ خانواده بر دوش او نیست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>در همین زمینه امام علی علیه السلام تعبیر صریح و زیبایی دارند. حضرت امیرالمؤمنین على علیه السلام مى ‏فرمایند: «فان المراة ریحانة و لیست‏بقهرمانة‏» : «زن مانند گل لطیف و زیباست و مانند مردان جنگى سخت و خشن نیست‏». توضیح همین حدیث را با بیان شیرین مقام معظم رهبری بخوانید:</strong></p>
<p>مرد قوّام است و زن ریحان<br />
اسلام مرد را قوّام و زن را ریحان می داند. این نه جسارت به زن است و نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد؛ بلکه، درست دیدن طبیعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقاً برابر است؛ یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه می گذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محلّ اعتماد و اتکا بودن و تکیه گاه بودن برای زن را هم در کفه دیگر ترازو می گذاریم، این دو کفه با هم برابر می شود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.</p>
<p>زن، گل است نه کارپرداز شما</p>
<p>در روایات داریم «المرأة ریحانه»، زن گل است. حالا شما ببینید اگر مردی با یک گلی با خشونت و بی اعتنایی رفتار کند و پاس گل بودن او را ندارد، چقدر ظالم و بد است. مثل تحمیل کردن، زیاده روی کردن،زیاده خواهی کردنِ مردها از زنها، توقعّات بی جا و زیادی. «المَرأةُ رَیحانَه ٌو لـَیسَت بقَهرِمانَهٍ» قهرمان، یعنی همین کارپرداز امروز زندگی &#8230;این زن، کار</p>
<p>پرداز شما نیست که همه کارهای زندگی تان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه کنید. نه! این یک گـُلی است در دست شما&#8230; حتی اگر دانشمند یا سیاست مدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گـُل است.</p>
<p>قرآن می فرماید : «الرّجال قوّامونَ علی النّساءِ »؛ ( سوره ی نساء آیه ی ۲۴) یعنی سرپرستی امور خانواده به عهده ی مرد است. مرد باید برود کار کند. معیشتِ خانواده به عهده ی اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است. امّا معیشتِ خانواده بر دوش او نیست.</p>
<p>نه مرد سالاری و نه زن سالاری</p>
<p>این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کند؛ نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع.« الرّجال قوّامونَ علی النّساءِ » معنایش این نیست که زن بایستی در همه امور تابع شوهر باشد. نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیده های بدتر از اروپا و مقلِّد اروپا، بگوییم که زن بایستی همه کاره باشد و مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است. بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستید. یک جا مرد کوتاه بیاید، یک جا زن کوتاه بیاید. یکی این جا از سلیقه و خواست خود بگذرد، دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با یکدیگر زندگی کنید.<br />
مرد نباید خیال کند چون می رود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کله می زند و یک شاهی &#8211; صنّار پول می آورد خانه، همه چیز دیگر مال اوست؛ نه ! آنچه او می آورد نصف موجودی همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است.<br />
زن نصف موجودی خانواده است</p>
<p>از طرف مرد وظیفه این طور است که ضرورت های زن را درک کند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیار مطلق العنان او در خانه نداند. زن و شوهر دو نفرند، دو شریک اند، دو رفیق اند، هر کدام یک وسعی از لحاظ فکری و روحی دارند.</p>
<p>مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگی هایی را که در جامعه ما دارند ، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگی ها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگی ها در جامعه ی ما مطرح می شود. بلکه مراد معرفت است. مراد تحصیلات است. مراد پیدا شدن روح اندیشه و تأمل و فکر کردن است. مراد اینهاست که هر چه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن می خواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیت های اجتماعی سهیم باشد، در حد اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.</p>
<p>مرد نباید خیال کند چون می رود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کله می زند و یک شاهی &#8211; صنّار پول می آورد خانه، همه چیز دیگر مال اوست؛ نه ! آنچه او می آورد نصف موجودی همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است. اختیارات خانم، کدبانویی خانم، رأی و نظر و نیاز های روحی خانم، اینها را باید رعایت کند.</p>
<p>این طور نباشد که مردچون در دوران مجردی ساعت ده شب می آمده خانه ی پدر و مادرش، حالا هم که زن گرفته این طور ادامه بدهد، نه! حالا باید ملاحظه همسرش را بکند. در قدیم، بعضی مرد ها خورد را مالک زن می دانستند&#8230; نه! همان قدری که شما در محیط خانواده ذی حق هستید او هم ذی حق است. نباید به زن زور بگویید و تحمل کنید، چون به حسب جسم، او ضعیف تر است، بعضی ها خیال می کنند که بله، حالا باید زور بگویند، صدایشان را کلفت کنند دعوا کنند و تحمیل کنند&#8230;</p>
<p>در جوامع غربی جوان ها، دوره نشاطِ جوانی و تُندی احساسات و غرایز را آزادانه می گذرانند و وقتی به خانواده و به ازدواج می رسند که در واقع بخش زیادی از میل طبیعی آنها و غرایز آنها فرو نشسته است. آن شوق و محبّت و عشقی که باید رد اعماق روح زن و شوهر جایگزین شود، در اینها نیست یا کم است.</p>
<p>اینکه بعضی سن ازدواج را برای سال های میانیِ عمر که در غرب و تمدّن غرب معمول است، می گذراند؛ مثل اغلب چیزهایشان، غلط و بر خلاف فطرت و مصلحت بشر و ناشی از این است که به شهوت رانی و بی بندوباری اقبال دارند. می خواهند جوانی خود را به اصطلاحِ خودشان، با خوشی سپری کنند، هوسرانی هایشان را بکنند، بعد که از کار افتاده شدند و آتش هایشان فرو نشست، حالا سراغ خانواده بروند. ملاحظه می کنید که در غرب زندگی خانوادگی این طوری است. طلاق های زیاد، ازدواج های ناموفق، مرد و زن های بی وفا، تخطّی های جنسی فراان، غیرتِ کم، زندگی خانوادگی به این معناست.</p>
<p>مردهای بی مسئولیت؛ زن های بد اخلاق</p>
<p>آن کسانی که می خواهند در یک کشور یا جامعه ای نفوذ پیدا کنند فرهنگ آن جامعه را در مشت خود بگیرند و فرهنگ خود را به آها تحمیل نمایند، یکی از کارهایشان، معمولاً متزلزل کردن بنیان خانواده است. کما اینکه در خیلی از کشورها این کار را متأسفانه انجام داده اند. مردها را بی مسئولیت و زن ها را بد اخلاق کرده اند.</p>
<p>انتقال فرهنگ ها و تمدن ها و حفظ اصول و عناصر اصلی یک تمدن و یک فرهنگ در جامعه و انتقالش به نسل های بعد، به برکت خانواده انجام می پذیرد. خانواده که نبود، همه چیز متلاشی می شود. اینکه می بینید غربی ها در داخل کشورهای شرقی و اسلامی و آسیایی، این همه سعی می کنند شهوت رانی و فساد را رواج دهند، برای چیست؟ یکی از علل آن همین است که می خواهند با این کار خانواده ها را متلاشی کنند تا فرهنگ این جوامع تضعیف شود؛ تا بتوانند سوار اینها شوند. چون تا فرهنگ یک ملّتی تضعیف نشود، کسی نمی تواند او را مهار کند، به دهان او دهنه بزند و سوار دوش او بشوند. آن چیزی که ملت ها را بی دفاع کرده است و در دست اجانب اسیر می کند، از دست دادن هویت فرهنگی است. این کار هم با بر هم خوردن بنیان خانواده ها در جامعه آسان می شود.<br />
سرپرستی امور خانواده به عهده ی مرد است. مرد باید برود کار کند. معیشتِ خانواده به عهده ی اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است. امّا معیشتِ خانواده بر دوش او نیست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناصر</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-959</link>
		<dc:creator>ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-959</guid>
		<description>ارزش زنان «ظروف ضعیفتر»

پِطرُس رسول به شوهران پندی درخور توجه داد. وی چنین نوشت: «ای شوهران، با فطانت با [همسرتان] زیست کنید، چون با ظروف ضعیفترِ زنانه، و ایشانرا محترم دارید.» (۱ پِطْرُس ۳:‌۷) آیا کتاب مقدّس با تشبیه کردن زنان به «ظروف ضعیفتر» از ارزش و منزلت آنها میکاهد؟ برای دست یافتن به جواب این سؤال باید ببینیم که منظور نویسنده از نوشتن این آیۀ الهامی چه بوده است.
واژۀ یونانی که در اینجا «محترم» ترجمه شده است به معنای «قدر ، ارزش و منزلت» میباشد. پس مرد مسیحی باید ملاحظۀ زن خود را بکند و با او همچون ظرفی ظریف و پُربها رفتاری ملایم داشته باشد. اما به این مفهوم نیست که زن با این تشبیه کوچک و حقیر شده است. برای مثال آباژور سبک تیفانی را در نظر بگیرید که از شیشه های رنگین با نقش و نگار گل نیلوفر ساخته شده است و یک اثر هنری میباشد. این آباژور زیبا و اعلا که در این تصویر مشاهده میکنید در واقع بسیار ظریف و شکننده است. با این وصف آیا آنرا بی ارزش میسازد؟ ابداً! در سال ۱۹۹۷ آباژور نیلوفری تیفانی به قیمت ۸‌/‌۲ میلیون دلار به مزایده گذاشته و فروخته شد. ظرافت این چراغ و نقش و نگارش بر ارزش آن افزوده بود.
به همین گونه احترام به زن که همچون ظرفی ضعیف میباشد نه او را تحقیر میکند نه از ارزش او میکاهد. با زن خود به «فطانت» رفتار کردن به این معناست که شوهر توانایی ها، محدودیتها، دیدگاه، احساسات، علایق و آنچه را برای زنش ناخوشایند است در نظر بگیرد. شوهری که به همسرش توجه دارد تفاوت بین شخصیت خودش و همسرش را تشخیص میدهد، به او احترام میگذارد و ملاحظۀ همسرش را میکند (تا دعاهایش بازداشته نشود.) (۱ پِطْرُس ۳:‌۷) شوهری که خصوصیات همسرش را نادیده بگیرد و در احترام گذاشتن به او کوتاهی کند رابطۀ خود را با خدا به خطر می اندازد. در حقیقت کلام خدا ارزش زنان را پایین نمی‌آورد بلکه آنها را والا دانسته، محترم میدارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ارزش زنان «ظروف ضعیفتر»</p>
<p>پِطرُس رسول به شوهران پندی درخور توجه داد. وی چنین نوشت: «ای شوهران، با فطانت با [همسرتان] زیست کنید، چون با ظروف ضعیفترِ زنانه، و ایشانرا محترم دارید.» (۱ پِطْرُس ۳:‌۷) آیا کتاب مقدّس با تشبیه کردن زنان به «ظروف ضعیفتر» از ارزش و منزلت آنها میکاهد؟ برای دست یافتن به جواب این سؤال باید ببینیم که منظور نویسنده از نوشتن این آیۀ الهامی چه بوده است.<br />
واژۀ یونانی که در اینجا «محترم» ترجمه شده است به معنای «قدر ، ارزش و منزلت» میباشد. پس مرد مسیحی باید ملاحظۀ زن خود را بکند و با او همچون ظرفی ظریف و پُربها رفتاری ملایم داشته باشد. اما به این مفهوم نیست که زن با این تشبیه کوچک و حقیر شده است. برای مثال آباژور سبک تیفانی را در نظر بگیرید که از شیشه های رنگین با نقش و نگار گل نیلوفر ساخته شده است و یک اثر هنری میباشد. این آباژور زیبا و اعلا که در این تصویر مشاهده میکنید در واقع بسیار ظریف و شکننده است. با این وصف آیا آنرا بی ارزش میسازد؟ ابداً! در سال ۱۹۹۷ آباژور نیلوفری تیفانی به قیمت ۸‌/‌۲ میلیون دلار به مزایده گذاشته و فروخته شد. ظرافت این چراغ و نقش و نگارش بر ارزش آن افزوده بود.<br />
به همین گونه احترام به زن که همچون ظرفی ضعیف میباشد نه او را تحقیر میکند نه از ارزش او میکاهد. با زن خود به «فطانت» رفتار کردن به این معناست که شوهر توانایی ها، محدودیتها، دیدگاه، احساسات، علایق و آنچه را برای زنش ناخوشایند است در نظر بگیرد. شوهری که به همسرش توجه دارد تفاوت بین شخصیت خودش و همسرش را تشخیص میدهد، به او احترام میگذارد و ملاحظۀ همسرش را میکند (تا دعاهایش بازداشته نشود.) (۱ پِطْرُس ۳:‌۷) شوهری که خصوصیات همسرش را نادیده بگیرد و در احترام گذاشتن به او کوتاهی کند رابطۀ خود را با خدا به خطر می اندازد. در حقیقت کلام خدا ارزش زنان را پایین نمی‌آورد بلکه آنها را والا دانسته، محترم میدارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-958</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-958</guid>
		<description>&lt;strong&gt;خانم ساره در مورد زن در قرآن توجه شما رو به این مقاله جلب می کنم. با خواندن این مقاله برخی از سو تفاهم های شما رفع می شود: &lt;/strong&gt;

  حضرت رسول موقعیت مهم زن در اجتماع بشری و جایگاه بلند و شایستگی ها و استعدادهای فراوان او را گشزد نمود و ایه هایی از قران کریم را در رابطه با معرفی مقام مهم زن و ارزش والای او برای مردم بیان نمود و زن را بعنوان اینکه مانند مرد یک انسان کامل است و شایسته همه کمالات انسانی است و شایستگی خلیفه الهی بودن را دارد معرفی کرد.

اولین قسم از ایات قران دلالت دارند که انسان در عالم افرینش موقعیت مخصوص و جایگاه بلندی دارد . انسان خلیفه خدا در روی زمین و مخلوق ممتاز و مورد تکریم خداوند است ( در این زمینه ایه شریفه ۲۹ سوره بقره گواه صادقی بر این مدعا است )

روشن است که در این قبیل ایات که مربوط به عظمت و موقعیت ممتاز انسان در عالم هستی است محور و مدار انسان است چه مرد و چه زن در این مورد توجه به مضمون همین یک ایه کافی است :

ما فرزندان ادم را گرامی داشتیم و انان را بر صحرا و دریا مسلط ساختیم و از غذاهای پاکیزه برای انها روزی فراهم کردیم و ان ها را بر بسیاری از مخلوقات خود فضیلت و برتری بخشیدی (سوره اسراء ایه ۷۰ )

نکته : در این قبیل ایات هر چند تعبیر قران بیشتر با ضمیر جمع مذکر مانند و سخر لکم اللیل و النهار امده است ولی چون قران بر اساس کیفیت محاوره عربی نازل شده است و در محاوره عرب در این قبیل موارد ضمیر جمع مذکر را برای مرد و زن به کار می برند مثل اسلام علیکم یا اهل القبور که منظور مجموع مردها و زنها است .

در سوره شمس ایه ۷-۱۰ خداوند تبارک و تعالی می فرمایند سوگند به جان انسان و ان پروردگاری که ان را کامل و مرتب افرید و بر اساس فطرت راه گناه و انحراف و راه تقوا و پاکی را به او نشان داد هر کس که نفس خود را تزکیه کرد و پاکیزه ساخت رستگار شد و هر انکه ان را الوده کرد به خسران و زیان دچار گردید

روشن است که در این ایات منظور از (نفس) که با عظمت مخصوصی از ان یاد شده است روح انسان است بدون تفاوت میان مرد و زن.

بر این اساس و همچنین بر اساس ایه ۱-۴ سوره تین خداوند تمام انچه را که به مرد از لحاظ خلقت انسانی او داده است عینا همان مزایا را بدون تفاوت به زن نیز عنایت کرده است .

هر انسانی چه مرد و چه زن از دو انسان دیگر که یکی از انها مرد و دیگری زن است یعنی پدر و مادر خود به وجود امده است و هیچ فردی بر فرد دیگر فضیلت و برتری ندارد مگر به تقوا

خداوند تبارک و تعالی در ایه ۱۳ سوره حجرات می فرماید :

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!

و نیز در سوره نحل ایه ۷۹ می فرماید :

هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند، خواهیم داد

و در سوره غافر ایه ۴۰ می فرماید :

هر کس بدی کند، جز بمانند آن کیفر داده نمی شود ولی هر کس کار شایسته ای انجام دهد- خواه مرد یا زن- در حالی که مؤمن باشد آنها وارد بهشت می شوند و در آن روزی بی حسابی به آنها داده خواهد شد.

و در ایه ۳۵ سوره احزاب می فرماید :

به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است .

در سوره تحریم ایات ۱۰- ۱۱-۱۲ می فرماید :

خداوند برای کسانی که کافر شده اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودی به حالشان (در برابر عذاب الهی) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می شوند!» (۱۰)

و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!» (۱۱)

و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم او کلمات پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود! (۱۲)

سوره حج ایه ۵ می فرماید: زمین را می بینی (در فصل زمستان ) که خاموش و ارام است اما هنگامی که ما از اسمان اب فرو می ریزیم به حرکت در می اید و نمو می کند و از هر نوع گیاه جفتی بهجت زا به وجود می اورد

و در سوره طه ایه ۵۳ می فرماید : همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد و راه هایی در آن ایجاد کرد و از آسمان، آبی فرستاد!» که با آن، انواع گوناگون گیاهان را (از خاک تیره) برآوردیم.

و در سوره نجم ایه ۴۵ می فرماید : و اوست که دو زوج نر و مادّه را آفرید ...

و در سوره ذاریات ایه ۴۹ می فرماید : و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید!

بنابرین کلیه انچه که کارگاه خلقت خارج شده و پا به عرصه هستی گذاشته است همه و همه جفت خلقت شده است

باید دانست که موضوع جفت بودن مرد و زن و اینکه خداوند زن و مرد را جفت همدیگر افریده است در چندین جای قران با تعبیرات مختلف بیان شده است مثلا :

در سوره نبا ایه ۸ می فرماید : و شما را بصورت زوجها آفریدیم!

در ایه ۲۱ سوره روم می فرماید : و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکّر می کنند!

یکی از ابتکارات و امتیازات قران کریم این است که داستانهایی از گذشتگان را نقل می کند و در ضمن ان معارف مهم اعتقادی ،اجتماعی ، اقتصادی و اخلاقی را بیان می کند

قران مجید در این راستا داستان یک زن را نقل می کند که با دقت در ان میزان عقل و فکر ان زن در مقایسه با مردان مشابه او برای ما روشن می شود و ان قصه حضرت سلیمان و ملکه سبا است . حضرت سلیمان پس از دریافت گزارشی مبنی بر اینکه در یمن زنی حکومت می کند که زمام سلطنت را در دست دارد و قدرت بسیاری دارد اما خورشید پرست هستند ( نقل به مضمون ایه ۲۳ سوره نمل ) حضرت سلیمان پس از دریافت این گزارش نامه کوتاهی برای ملکه سبا به این مضمون نوشت : این نامه از سلیمان است، و چنین می باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان توصیه من این است که نسبت به من برتری جویی نکنید، و بسوی من آیید در حالی که تسلیم حقّ هستید(ایات ۳۰و ۳۱ سوره نمل )

باید توجه داشت که کیفیت برخورد سلاطین و فرمانروایان با نامه های پیامبران خدا بسیار متفاوت است مثلا در نامه هایی که پیامبر اسلام (ص ) به فرمانرواین ان روز جهان نوشت جواب منفی شنید و حتی گاها نسبت به نامه حضرت جسارت شدقران کریم کیفیت برخورد ملکه سبا با نامه حضرت سلیمان را بر خلاف برخورد افرادی همچون فرعون و و نمرود و یا اکثر سلاطین و فرمانروایان زمان پیامبر معرفی می کند

ملکه سبا با نامه حضرت سلیمان برخورد مثبتی نشان داد و به درباریان گفت (وانی القی الی کتاب کریم )نامه با کرامتی برای من امده است .

و با انها به مشورت پرداخت و انها گفتند : (نحن اولوا قوه و اولوا باس شدید )ما از جهات قدرت سیاسی و تدبیر مملکتی و از لحاظ قدرت نظامی و دفاعی نیرومند می باشیم (والامر الیک فانظری ماذا تامرین )و در عین حال تصمیم گیری و فرمان نهایی با توست .

ملکه سبا گفت : باید فکر کنیم و بر اساس فکر و عقل حرکت کنیم و چون هنوز به مقام و منزلت سلیمان پی نبرده بود گفت :(ان الملوک اذا دخلوا قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله و کذالک یفعلون ) روش و رسم پادشاهان روزگار این است که اگر داخل یم مملکت شوند و یک مملکت را مورد تجاوز نظامی قرار دهند فساد و اختلال وضع در ان کشور به وجود می اورند و صاحبان قدرت را ذلیل می سازند بنابراین ما نباید بدون تامل گام برداریم (انی مرسله الیهم بهدیه فناظره بم یرجع المرسلون ) من هدیه ای برای انها می فرستم از ان پس منتظر می مانم تا ببینم پیک هایی که من می فرستم چه پیامی می اورند .وقتی هدایا به سلیمان (علیه السلام ) رسید او هدایا را رد کرد و فرمود(بل انتم بهدیتکم تفرحون ) شما به هدایای ارسالی خود دلخوش کرده و امید بسته اید . در نتیجه ان بانو فهمید که نظام سلیمان نظام مالی نیست حضررت سلیمان در ادامه گفت (فلنا تینهم بجنود لا قبل لهم بها )من برای قلع و قمع خورشید پرستی و برقرار کردن نظام توحید با لشگریان فراوان به طرف انها حرکت می کنم

▪ چگونگی ایمان بانوی جلیل الشان ملکه سبا

ملکه سبا پس از دریافت پیام حضرت سلیمان که در تایپست های قبلی به انها اشاره شد خود را اماده کرد که به دیدار حضرت سلیمان (علیه السلام ) برود ولی حضرت سلیمان پیش از انکه ملکه سیا نزد او بیاید تصمیم گرفت با ارائه معجزه ای او را از نبوت خود مطمئن سازد لذا از اطرافیانش خواست که تخت بلقیس را بحظورش بیاورند : (قال الذی عنده علم من الکتاب انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک ) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!

نکته ای که لازم است اینجا تذکر بدهم ان است که بسط و تحقیق در معنای علم کتاب که باعث این قدرت در وزیر حضرت سلیمان (علیه السلام ) گردید از بحث کنونی ما خارج است .

وقتی که ملکه سبا به محضر سلیمان امد ان حضرت بعوان ازمایش دستور داد تغییر مختصری در ان تخت به وجود اورند تا میزان هوش و فراست او معلوم شود او پس از سوال گفت (کانه هو ) گویا این تخت من است و بالخره بعد از یک سلسله مناظره و پس از مشاهده جریانهایی گفت : (رب انی ظلمت نفسی و اسلمت مع سلیمان لله رب العالمین) (ملکه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم و (اینک) با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم

● آیا زن از دنده چپ خلق شده است ؟

در اغاز سوره نساء این ایه واقع شده است یا ایها الناس اتّقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها

یعنی ای مردم نسبت به ان پروردگاری که همه شما را از یک انسان به وجود اورده و برای او جفتی از جنس خودش افریده است (تقوا) داشته باشید .مفسرین بزرگ شیعه مانند شیخ طوسی در تفسیر تبیان و شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان و سیذ بحرانی در تفسیر برهان و استاد علامه طباطیائی در تفسیر المیزان جمله (وخلق منها زوجها ) را اینگونه تفسیر می کنند خداوند از جنس حضرت ادم برای او جفتی افرید

در این ایه همانگونه که می بینیم تعبیر به زوجها یعنی جفتش نموده است و این تعبیر بیانگر این نکته است که انها به همدیگر احتیاج دارند و وجود هر یک مکمل وجود دیگری است

▪ افرینش حوا از دنده چپ ادم گفتار اهل تسنن است

مفسران اهل تسنن نوعا می گویند: معنای و خلق منها زوجها این است که خداوند حوا را از قطعه ای از بدن ادم افریده است در این مورد هم گروهی مانند قرطبی به ذکر دنده ادم (علیه السلام ) اکتفا می کنند اما بیشتر انها مانند طبری و فخر رازی و شیخ محمد عبده و مراغی می گویند حضرت حوا را از دنده چپ حضرت ادم افرید

شیح بزرگوار صدوق نقل می کند :زراره که یکی از راویان بزرگ و جلیل القدر است از حضرت صادق (علیه السلام ) درباره خلقت حواء سوال کرد و گفت جمعی از کسانی که در اجتماع ما زندگی می کنند می گویند خداوند حوا را از دنده چپ حضرت ادم (ع) افریده است

حضرت امام صادق علیه السلام فرمود :سبحان الله خداوند بزرگ تر از این است ایا کسی که این گونه می گوید عقیده اش این است که خداوند قدرت نداشت که برای ادم همسری از غیر دنده او بیافریند ؟ خدا میان ما و این نوع افراد حکم کند که در تفسیر قران به اهل بیتی که قران در خانه انها نازل شده است مراجعه نمی کنند و بیراهه می روند

سپس حضرت در ادامه روایت جریان خلقت ادم و حوا را به این ترتیب شرح می دهند : خداوند ادم را از گل افرید و به فرشتگان امر فرمود در برابر او حد اعلای خضوع را بجا بیاورند از ان پس ادم به قدرت خدا بخواب رفت و خداوند در ان هنگام حوا را نیز از یک قطعه گل افرید و بعد از ان ادم علیه السلام از حرکت حوا از خواب بیدار شد و به حوا از جانب خدا امر شد که از ادم فاصله بگیر ،ادم نگاه کرد انسانی در چهره نیکو که شباهت به چهره خود داشت دید و از او سوال کرد :تو کیستی ؟او پاسخ داد من مخلوقی هستم که خدا مرا با این قیافه که می بینی افریده است .

حضرت ادم عرض کرد :خدایا این شخص با این چهره زیبا که موجب انس من شد کیست ؟ خداوند فرمود : این حوا است ایا دوست می داری که او با تو و همراه تو موجب انس تو باشد و با او هم صحبت باشی ادم در پاسخ گفت :بلی خیلی ممنون می شوم و تو را شکر می کنم

خداوند فرمود از او خواستگاری کن در این حال خداوند شهوت را نیز در وجود ادم پدید اورد حضرت ادم گفت :پرورگارا من از تو حوا را خواستگاری می کنم اکنون بفرمایید وظیفه من و خواست تو چیست ؟

خداوند فرمود مهریه او این است که معارف دین را به او یاد دهی حضرت ادم قبول کرد خداوند صیغه عقد خواند از ان پس حضرت ادم به حوا گفت اینک به سوی من بیا حوا در جواب گفت تو به طرف من بیا خداوند به حضرت ادم فرمود تو به سوی او برو حضرت صادق (علیه السلام) اضافه کرد : اگر این چنین نبود که ادم مامور شد به طرف حوا برود زن ها به سراغ مردها می رفتند و خواستگاری می کردند

حدیث از من لایحضر الفقیه ج ۳ ص ۳۷۹ و ۳۸۰ و علل الشرایع ج ۱ باب ۱۷

این حدیث از جهاتی دلالت بر شان و موقعیت زن دارد که در تایپست بعدی ذکر خواهم کرد البته نظیر این حدیث در رابطه با خلقت مستقل حوا نه از دنده ادم را شیخ طوسی در تفسیر تبیان و طبرسی در مجمع البیان و بحرانی در تفسیر برهان از امام باقر (علیه السلام ) نقل کرده است

البته روایاتی هم از طریق شیعه در مورد خاقت ادم از دنده ادم نقل شده که سندا ضعیف هستند و و علامه مجلسی در بحار ج ۱۱ ص ۲۲۲ انها را حمل بر تقیه کرده است

این حدیث بر چند مطلب در رابطه با موقعیت(زن ) دلالت دارد :

۱)خلقت حوا از دنده چپ حضرت ادم صحیح نیست و افرینش حوا مانند ادم مستقل است

۲) توجه و معاشرت ادم با حوا در درجه اول برای انس گرفتن بود و خداوند نیز همین را پایه و اساس برقراری ارتباط میان انها قرار داد و موضوع انس و الفت قبل از ظهور غریزه شهوت جنسی بود

۳) بهترین مهریه تعلیم معارف دینی است که خداوند ان را مهریه حضرت حوا علیها السلام قرار داد

۴) مقتضای فطرت این است که مرد به طرف زن برود و از او خواستگار کند و این خود یک نوع احترام و تکریم زن است




منابع برای مطالعه بیشتر:
جایگاه بانوان در اسلام ، حضرت ایت الله العظمی نوری همدانی و همچنین چهره زن در اسلام تالیف استاد ارجمند آیت الله نوری همدانی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>خانم ساره در مورد زن در قرآن توجه شما رو به این مقاله جلب می کنم. با خواندن این مقاله برخی از سو تفاهم های شما رفع می شود: </strong></p>
<p>  حضرت رسول موقعیت مهم زن در اجتماع بشری و جایگاه بلند و شایستگی ها و استعدادهای فراوان او را گشزد نمود و ایه هایی از قران کریم را در رابطه با معرفی مقام مهم زن و ارزش والای او برای مردم بیان نمود و زن را بعنوان اینکه مانند مرد یک انسان کامل است و شایسته همه کمالات انسانی است و شایستگی خلیفه الهی بودن را دارد معرفی کرد.</p>
<p>اولین قسم از ایات قران دلالت دارند که انسان در عالم افرینش موقعیت مخصوص و جایگاه بلندی دارد . انسان خلیفه خدا در روی زمین و مخلوق ممتاز و مورد تکریم خداوند است ( در این زمینه ایه شریفه ۲۹ سوره بقره گواه صادقی بر این مدعا است )</p>
<p>روشن است که در این قبیل ایات که مربوط به عظمت و موقعیت ممتاز انسان در عالم هستی است محور و مدار انسان است چه مرد و چه زن در این مورد توجه به مضمون همین یک ایه کافی است :</p>
<p>ما فرزندان ادم را گرامی داشتیم و انان را بر صحرا و دریا مسلط ساختیم و از غذاهای پاکیزه برای انها روزی فراهم کردیم و ان ها را بر بسیاری از مخلوقات خود فضیلت و برتری بخشیدی (سوره اسراء ایه ۷۰ )</p>
<p>نکته : در این قبیل ایات هر چند تعبیر قران بیشتر با ضمیر جمع مذکر مانند و سخر لکم اللیل و النهار امده است ولی چون قران بر اساس کیفیت محاوره عربی نازل شده است و در محاوره عرب در این قبیل موارد ضمیر جمع مذکر را برای مرد و زن به کار می برند مثل اسلام علیکم یا اهل القبور که منظور مجموع مردها و زنها است .</p>
<p>در سوره شمس ایه ۷-۱۰ خداوند تبارک و تعالی می فرمایند سوگند به جان انسان و ان پروردگاری که ان را کامل و مرتب افرید و بر اساس فطرت راه گناه و انحراف و راه تقوا و پاکی را به او نشان داد هر کس که نفس خود را تزکیه کرد و پاکیزه ساخت رستگار شد و هر انکه ان را الوده کرد به خسران و زیان دچار گردید</p>
<p>روشن است که در این ایات منظور از (نفس) که با عظمت مخصوصی از ان یاد شده است روح انسان است بدون تفاوت میان مرد و زن.</p>
<p>بر این اساس و همچنین بر اساس ایه ۱-۴ سوره تین خداوند تمام انچه را که به مرد از لحاظ خلقت انسانی او داده است عینا همان مزایا را بدون تفاوت به زن نیز عنایت کرده است .</p>
<p>هر انسانی چه مرد و چه زن از دو انسان دیگر که یکی از انها مرد و دیگری زن است یعنی پدر و مادر خود به وجود امده است و هیچ فردی بر فرد دیگر فضیلت و برتری ندارد مگر به تقوا</p>
<p>خداوند تبارک و تعالی در ایه ۱۳ سوره حجرات می فرماید :</p>
<p>ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!</p>
<p>و نیز در سوره نحل ایه ۷۹ می فرماید :</p>
<p>هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند، خواهیم داد</p>
<p>و در سوره غافر ایه ۴۰ می فرماید :</p>
<p>هر کس بدی کند، جز بمانند آن کیفر داده نمی شود ولی هر کس کار شایسته ای انجام دهد- خواه مرد یا زن- در حالی که مؤمن باشد آنها وارد بهشت می شوند و در آن روزی بی حسابی به آنها داده خواهد شد.</p>
<p>و در ایه ۳۵ سوره احزاب می فرماید :</p>
<p>به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است .</p>
<p>در سوره تحریم ایات ۱۰- ۱۱-۱۲ می فرماید :</p>
<p>خداوند برای کسانی که کافر شده اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودی به حالشان (در برابر عذاب الهی) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می شوند!» (۱۰)</p>
<p>و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!» (۱۱)</p>
<p>و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم او کلمات پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود! (۱۲)</p>
<p>سوره حج ایه ۵ می فرماید: زمین را می بینی (در فصل زمستان ) که خاموش و ارام است اما هنگامی که ما از اسمان اب فرو می ریزیم به حرکت در می اید و نمو می کند و از هر نوع گیاه جفتی بهجت زا به وجود می اورد</p>
<p>و در سوره طه ایه ۵۳ می فرماید : همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد و راه هایی در آن ایجاد کرد و از آسمان، آبی فرستاد!» که با آن، انواع گوناگون گیاهان را (از خاک تیره) برآوردیم.</p>
<p>و در سوره نجم ایه ۴۵ می فرماید : و اوست که دو زوج نر و مادّه را آفرید &#8230;</p>
<p>و در سوره ذاریات ایه ۴۹ می فرماید : و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید!</p>
<p>بنابرین کلیه انچه که کارگاه خلقت خارج شده و پا به عرصه هستی گذاشته است همه و همه جفت خلقت شده است</p>
<p>باید دانست که موضوع جفت بودن مرد و زن و اینکه خداوند زن و مرد را جفت همدیگر افریده است در چندین جای قران با تعبیرات مختلف بیان شده است مثلا :</p>
<p>در سوره نبا ایه ۸ می فرماید : و شما را بصورت زوجها آفریدیم!</p>
<p>در ایه ۲۱ سوره روم می فرماید : و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکّر می کنند!</p>
<p>یکی از ابتکارات و امتیازات قران کریم این است که داستانهایی از گذشتگان را نقل می کند و در ضمن ان معارف مهم اعتقادی ،اجتماعی ، اقتصادی و اخلاقی را بیان می کند</p>
<p>قران مجید در این راستا داستان یک زن را نقل می کند که با دقت در ان میزان عقل و فکر ان زن در مقایسه با مردان مشابه او برای ما روشن می شود و ان قصه حضرت سلیمان و ملکه سبا است . حضرت سلیمان پس از دریافت گزارشی مبنی بر اینکه در یمن زنی حکومت می کند که زمام سلطنت را در دست دارد و قدرت بسیاری دارد اما خورشید پرست هستند ( نقل به مضمون ایه ۲۳ سوره نمل ) حضرت سلیمان پس از دریافت این گزارش نامه کوتاهی برای ملکه سبا به این مضمون نوشت : این نامه از سلیمان است، و چنین می باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان توصیه من این است که نسبت به من برتری جویی نکنید، و بسوی من آیید در حالی که تسلیم حقّ هستید(ایات ۳۰و ۳۱ سوره نمل )</p>
<p>باید توجه داشت که کیفیت برخورد سلاطین و فرمانروایان با نامه های پیامبران خدا بسیار متفاوت است مثلا در نامه هایی که پیامبر اسلام (ص ) به فرمانرواین ان روز جهان نوشت جواب منفی شنید و حتی گاها نسبت به نامه حضرت جسارت شدقران کریم کیفیت برخورد ملکه سبا با نامه حضرت سلیمان را بر خلاف برخورد افرادی همچون فرعون و و نمرود و یا اکثر سلاطین و فرمانروایان زمان پیامبر معرفی می کند</p>
<p>ملکه سبا با نامه حضرت سلیمان برخورد مثبتی نشان داد و به درباریان گفت (وانی القی الی کتاب کریم )نامه با کرامتی برای من امده است .</p>
<p>و با انها به مشورت پرداخت و انها گفتند : (نحن اولوا قوه و اولوا باس شدید )ما از جهات قدرت سیاسی و تدبیر مملکتی و از لحاظ قدرت نظامی و دفاعی نیرومند می باشیم (والامر الیک فانظری ماذا تامرین )و در عین حال تصمیم گیری و فرمان نهایی با توست .</p>
<p>ملکه سبا گفت : باید فکر کنیم و بر اساس فکر و عقل حرکت کنیم و چون هنوز به مقام و منزلت سلیمان پی نبرده بود گفت <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> ان الملوک اذا دخلوا قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله و کذالک یفعلون ) روش و رسم پادشاهان روزگار این است که اگر داخل یم مملکت شوند و یک مملکت را مورد تجاوز نظامی قرار دهند فساد و اختلال وضع در ان کشور به وجود می اورند و صاحبان قدرت را ذلیل می سازند بنابراین ما نباید بدون تامل گام برداریم (انی مرسله الیهم بهدیه فناظره بم یرجع المرسلون ) من هدیه ای برای انها می فرستم از ان پس منتظر می مانم تا ببینم پیک هایی که من می فرستم چه پیامی می اورند .وقتی هدایا به سلیمان (علیه السلام ) رسید او هدایا را رد کرد و فرمود(بل انتم بهدیتکم تفرحون ) شما به هدایای ارسالی خود دلخوش کرده و امید بسته اید . در نتیجه ان بانو فهمید که نظام سلیمان نظام مالی نیست حضررت سلیمان در ادامه گفت (فلنا تینهم بجنود لا قبل لهم بها )من برای قلع و قمع خورشید پرستی و برقرار کردن نظام توحید با لشگریان فراوان به طرف انها حرکت می کنم</p>
<p>▪ چگونگی ایمان بانوی جلیل الشان ملکه سبا</p>
<p>ملکه سبا پس از دریافت پیام حضرت سلیمان که در تایپست های قبلی به انها اشاره شد خود را اماده کرد که به دیدار حضرت سلیمان (علیه السلام ) برود ولی حضرت سلیمان پیش از انکه ملکه سیا نزد او بیاید تصمیم گرفت با ارائه معجزه ای او را از نبوت خود مطمئن سازد لذا از اطرافیانش خواست که تخت بلقیس را بحظورش بیاورند : (قال الذی عنده علم من الکتاب انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک ) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!</p>
<p>نکته ای که لازم است اینجا تذکر بدهم ان است که بسط و تحقیق در معنای علم کتاب که باعث این قدرت در وزیر حضرت سلیمان (علیه السلام ) گردید از بحث کنونی ما خارج است .</p>
<p>وقتی که ملکه سبا به محضر سلیمان امد ان حضرت بعوان ازمایش دستور داد تغییر مختصری در ان تخت به وجود اورند تا میزان هوش و فراست او معلوم شود او پس از سوال گفت (کانه هو ) گویا این تخت من است و بالخره بعد از یک سلسله مناظره و پس از مشاهده جریانهایی گفت : (رب انی ظلمت نفسی و اسلمت مع سلیمان لله رب العالمین) (ملکه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم و (اینک) با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم</p>
<p>● آیا زن از دنده چپ خلق شده است ؟</p>
<p>در اغاز سوره نساء این ایه واقع شده است یا ایها الناس اتّقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها</p>
<p>یعنی ای مردم نسبت به ان پروردگاری که همه شما را از یک انسان به وجود اورده و برای او جفتی از جنس خودش افریده است (تقوا) داشته باشید .مفسرین بزرگ شیعه مانند شیخ طوسی در تفسیر تبیان و شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان و سیذ بحرانی در تفسیر برهان و استاد علامه طباطیائی در تفسیر المیزان جمله (وخلق منها زوجها ) را اینگونه تفسیر می کنند خداوند از جنس حضرت ادم برای او جفتی افرید</p>
<p>در این ایه همانگونه که می بینیم تعبیر به زوجها یعنی جفتش نموده است و این تعبیر بیانگر این نکته است که انها به همدیگر احتیاج دارند و وجود هر یک مکمل وجود دیگری است</p>
<p>▪ افرینش حوا از دنده چپ ادم گفتار اهل تسنن است</p>
<p>مفسران اهل تسنن نوعا می گویند: معنای و خلق منها زوجها این است که خداوند حوا را از قطعه ای از بدن ادم افریده است در این مورد هم گروهی مانند قرطبی به ذکر دنده ادم (علیه السلام ) اکتفا می کنند اما بیشتر انها مانند طبری و فخر رازی و شیخ محمد عبده و مراغی می گویند حضرت حوا را از دنده چپ حضرت ادم افرید</p>
<p>شیح بزرگوار صدوق نقل می کند :زراره که یکی از راویان بزرگ و جلیل القدر است از حضرت صادق (علیه السلام ) درباره خلقت حواء سوال کرد و گفت جمعی از کسانی که در اجتماع ما زندگی می کنند می گویند خداوند حوا را از دنده چپ حضرت ادم (ع) افریده است</p>
<p>حضرت امام صادق علیه السلام فرمود :سبحان الله خداوند بزرگ تر از این است ایا کسی که این گونه می گوید عقیده اش این است که خداوند قدرت نداشت که برای ادم همسری از غیر دنده او بیافریند ؟ خدا میان ما و این نوع افراد حکم کند که در تفسیر قران به اهل بیتی که قران در خانه انها نازل شده است مراجعه نمی کنند و بیراهه می روند</p>
<p>سپس حضرت در ادامه روایت جریان خلقت ادم و حوا را به این ترتیب شرح می دهند : خداوند ادم را از گل افرید و به فرشتگان امر فرمود در برابر او حد اعلای خضوع را بجا بیاورند از ان پس ادم به قدرت خدا بخواب رفت و خداوند در ان هنگام حوا را نیز از یک قطعه گل افرید و بعد از ان ادم علیه السلام از حرکت حوا از خواب بیدار شد و به حوا از جانب خدا امر شد که از ادم فاصله بگیر ،ادم نگاه کرد انسانی در چهره نیکو که شباهت به چهره خود داشت دید و از او سوال کرد :تو کیستی ؟او پاسخ داد من مخلوقی هستم که خدا مرا با این قیافه که می بینی افریده است .</p>
<p>حضرت ادم عرض کرد :خدایا این شخص با این چهره زیبا که موجب انس من شد کیست ؟ خداوند فرمود : این حوا است ایا دوست می داری که او با تو و همراه تو موجب انس تو باشد و با او هم صحبت باشی ادم در پاسخ گفت :بلی خیلی ممنون می شوم و تو را شکر می کنم</p>
<p>خداوند فرمود از او خواستگاری کن در این حال خداوند شهوت را نیز در وجود ادم پدید اورد حضرت ادم گفت :پرورگارا من از تو حوا را خواستگاری می کنم اکنون بفرمایید وظیفه من و خواست تو چیست ؟</p>
<p>خداوند فرمود مهریه او این است که معارف دین را به او یاد دهی حضرت ادم قبول کرد خداوند صیغه عقد خواند از ان پس حضرت ادم به حوا گفت اینک به سوی من بیا حوا در جواب گفت تو به طرف من بیا خداوند به حضرت ادم فرمود تو به سوی او برو حضرت صادق (علیه السلام) اضافه کرد : اگر این چنین نبود که ادم مامور شد به طرف حوا برود زن ها به سراغ مردها می رفتند و خواستگاری می کردند</p>
<p>حدیث از من لایحضر الفقیه ج ۳ ص ۳۷۹ و ۳۸۰ و علل الشرایع ج ۱ باب ۱۷</p>
<p>این حدیث از جهاتی دلالت بر شان و موقعیت زن دارد که در تایپست بعدی ذکر خواهم کرد البته نظیر این حدیث در رابطه با خلقت مستقل حوا نه از دنده ادم را شیخ طوسی در تفسیر تبیان و طبرسی در مجمع البیان و بحرانی در تفسیر برهان از امام باقر (علیه السلام ) نقل کرده است</p>
<p>البته روایاتی هم از طریق شیعه در مورد خاقت ادم از دنده ادم نقل شده که سندا ضعیف هستند و و علامه مجلسی در بحار ج ۱۱ ص ۲۲۲ انها را حمل بر تقیه کرده است</p>
<p>این حدیث بر چند مطلب در رابطه با موقعیت(زن ) دلالت دارد :</p>
<p>۱)خلقت حوا از دنده چپ حضرت ادم صحیح نیست و افرینش حوا مانند ادم مستقل است</p>
<p>۲) توجه و معاشرت ادم با حوا در درجه اول برای انس گرفتن بود و خداوند نیز همین را پایه و اساس برقراری ارتباط میان انها قرار داد و موضوع انس و الفت قبل از ظهور غریزه شهوت جنسی بود</p>
<p>۳) بهترین مهریه تعلیم معارف دینی است که خداوند ان را مهریه حضرت حوا علیها السلام قرار داد</p>
<p>۴) مقتضای فطرت این است که مرد به طرف زن برود و از او خواستگار کند و این خود یک نوع احترام و تکریم زن است</p>
<p>منابع برای مطالعه بیشتر:<br />
جایگاه بانوان در اسلام ، حضرت ایت الله العظمی نوری همدانی و همچنین چهره زن در اسلام تالیف استاد ارجمند آیت الله نوری همدانی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ساره</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-956</link>
		<dc:creator>ساره</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-956</guid>
		<description>من فقط اینو میدونم که هر کسی قران رو نوشته..حالا هر کی بوده...اصلا چیزی راجع به روان و وجود زن نمیدونسته ..البته خودشو (یعنی مردا رو) خوب میشناخته که ... :idea:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من فقط اینو میدونم که هر کسی قران رو نوشته..حالا هر کی بوده&#8230;اصلا چیزی راجع به روان و وجود زن نمیدونسته ..البته خودشو (یعنی مردا رو) خوب میشناخته که &#8230; <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_idea.gif' alt=':idea:' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-954</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-954</guid>
		<description>ممنون از سایت خوبتون
به دوستان پیشنهاد می کنم کتاب &quot;فاطمه فاطمه است&quot; اثر گرانقدر دکتر شریعتی رو به دقت مطالعه کنند تا به دیدگاه اسلام در مورد زن پی ببرند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون از سایت خوبتون<br />
به دوستان پیشنهاد می کنم کتاب &#8220;فاطمه فاطمه است&#8221; اثر گرانقدر دکتر شریعتی رو به دقت مطالعه کنند تا به دیدگاه اسلام در مورد زن پی ببرند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کورش</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-952</link>
		<dc:creator>کورش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-952</guid>
		<description>منظورم از اینکه گوریل موجودی دو پاست اینه که خیلی شبیه انسان است و گاهی بروی دوپا راه میرود مخصوصا وقتی از رود خانه ای عبور میکند و آب باعث کاهش نیروی وزن وارد به پا میشود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منظورم از اینکه گوریل موجودی دو پاست اینه که خیلی شبیه انسان است و گاهی بروی دوپا راه میرود مخصوصا وقتی از رود خانه ای عبور میکند و آب باعث کاهش نیروی وزن وارد به پا میشود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کورش</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-951</link>
		<dc:creator>کورش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-951</guid>
		<description>و اینکه در هیچ شجره نامه ای اسمی از قابیل نیامده شاید این باشد که در کتاب مقدس معمولا شجره نامه انبیا نوشته شده که نسب هیچ یک به اولین قاتل نسل بشر نمیرسد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و اینکه در هیچ شجره نامه ای اسمی از قابیل نیامده شاید این باشد که در کتاب مقدس معمولا شجره نامه انبیا نوشته شده که نسب هیچ یک به اولین قاتل نسل بشر نمیرسد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کورش</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-950</link>
		<dc:creator>کورش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-950</guid>
		<description>با سلام
من جزوه اغواگر را خواندم.
از نطر علم ژنتیک برای اینکه یک جفت گیری منجر به تولید فرزند باشد اگر از سازگاری بین ژنها بگذریم حد اقل باید تعداد کرومزومها یکی باشدبه عنوان مثال فقط 1% از ژنهای انسان با گوریل فرق دارد که همین یک درصد باعث همچین تفاوت فاهشی میشود البته گوریل هم موجودی 2 پاست ولی هیچ وقت از انسان دارای فرزند نمی شود.به عنوان مثالی دیگر همه میدانیم که قاطر دورگه حاصل از اسب و الاغ است ولی این دو رگه به خاطر عدم سازگاری عقیم است همچنین دورگه حاصل از سگ و گرگ.طبق نظر نویسنده مقاله یکی از شواهدی که باعث میشود قابیل(قائن)فرزند آدم نباشد این است که صفات قابیل در آدم نیست با توجه به چنین تفاوت فاهشی که مسلما از ژنتیک حاصل میشود آیا میشود از این زنا فرزندی حاصل شود؟ که البته من قبول ندارم که قابیل فرزند آدم نیست چون میشود پسر نوح با بدان بنشیند و خاندان نبوتش گم شود.
در مقاله نوشته که میوه ممنوعه زنا بوده اگر اینطوره پس گناه آدم چیست؟آیا نزدیکی با همسر زنا محسوب میشود؟
شاید جواب اینطور داده شود که طریقه ای که برای تولید مثل انسان قرار داده شده بود به طریق جانوران نبوده.من یک سوال دارم آیا خداوند کار بیهوده انجام میدهد؟و آیا هر چیز که خداوند می آفریند حکمتی ندارد؟
البته که خداوند حکیم است و حکمتش اجازه نمی دهد بی هوده کاری انجام دهد.
پس اگر قرار بوده ازدیاد نسل انسان غیر از جانوران دیگر باشد پس چه نیازی به آلات تناسلی آدم وحوا بوده که به وسیله آن مرتکب زنا شوند؟ :lol:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
من جزوه اغواگر را خواندم.<br />
از نطر علم ژنتیک برای اینکه یک جفت گیری منجر به تولید فرزند باشد اگر از سازگاری بین ژنها بگذریم حد اقل باید تعداد کرومزومها یکی باشدبه عنوان مثال فقط ۱% از ژنهای انسان با گوریل فرق دارد که همین یک درصد باعث همچین تفاوت فاهشی میشود البته گوریل هم موجودی ۲ پاست ولی هیچ وقت از انسان دارای فرزند نمی شود.به عنوان مثالی دیگر همه میدانیم که قاطر دورگه حاصل از اسب و الاغ است ولی این دو رگه به خاطر عدم سازگاری عقیم است همچنین دورگه حاصل از سگ و گرگ.طبق نظر نویسنده مقاله یکی از شواهدی که باعث میشود قابیل(قائن)فرزند آدم نباشد این است که صفات قابیل در آدم نیست با توجه به چنین تفاوت فاهشی که مسلما از ژنتیک حاصل میشود آیا میشود از این زنا فرزندی حاصل شود؟ که البته من قبول ندارم که قابیل فرزند آدم نیست چون میشود پسر نوح با بدان بنشیند و خاندان نبوتش گم شود.<br />
در مقاله نوشته که میوه ممنوعه زنا بوده اگر اینطوره پس گناه آدم چیست؟آیا نزدیکی با همسر زنا محسوب میشود؟<br />
شاید جواب اینطور داده شود که طریقه ای که برای تولید مثل انسان قرار داده شده بود به طریق جانوران نبوده.من یک سوال دارم آیا خداوند کار بیهوده انجام میدهد؟و آیا هر چیز که خداوند می آفریند حکمتی ندارد؟<br />
البته که خداوند حکیم است و حکمتش اجازه نمی دهد بی هوده کاری انجام دهد.<br />
پس اگر قرار بوده ازدیاد نسل انسان غیر از جانوران دیگر باشد پس چه نیازی به آلات تناسلی آدم وحوا بوده که به وسیله آن مرتکب زنا شوند؟ <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_lol.gif' alt=':lol:' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: reza</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-949</link>
		<dc:creator>reza</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-949</guid>
		<description>با سلام
جناب john

خوب نیست اول کمی تحقیق کنید و بد مطلب بزارید یا نقد کنید؟!!
در کجای قرآن شما پیدا میکنید که گفته باشد زن نجس میباشد؟!!
دوست عزیز الان که زمان سوفیسم نیست که بوسیله قدرت تکلم و حرف کسی بتونه حقانیت را ثابت کنه!!!
این است نظر قرآن راجع به زن !!!!!!!

خلقت و آفرینش زن
در منطق قرآن، زن بمانند مرد، یک انسان تمام عیار است و هیچ تفاوتی میان مرد و زن در اصل خلقت وجود ندارد. هر دوی آنها از یک حقیقت آفریده شده اند.
خداوند در قرآن می فرماید: ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم... همانا گرامی ترین و برترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست1. و در جای دیگر می فرماید: شما را از یک حقیقت واحدی آفریدیم2 و یا اینکه می فرماید: همه شما (چه مرد و چه زن) را از خاک آفریدیم و به خاک برمی گردید3 طبق نظر اکثر مفسرین شیعه، آفرینش حوا (ع) همانند آفرینش حضرت آدم (ع)، مستقل بوده است و اینطور نبوده است که حضرت حوا از باقیمانده یا از دنده چپ حضرت آدم (ع) باشد. امام صادق علیه السلام به یکی از یاران خود به نام زراره می فرماید: آیا خداوند قدرت نداشت که برای آدم، همسری از غیردنده او بیافریند؟ آنگاه آن حضرت فرمودند: خداوند هر کدام از آدم و حوا را از گل آفرید. 4
خلاصه مطلب آن که زن و مرد هر دو انسانند و طبعا باید از یک چیز آفریده شده باشند و در قرآن هیچ اثری از اینکه زن، از جنس پست تر آفریده شده باشد و یا خلقت زن، طفیلی مرد باشد، و یا زن را موجودی شر و بد یا عنصر گناه معرفی کند، وجود ندارد.
ب) مقام و منزلت زن در قرآن و روایات
برخلاف بسیاری از اقوام و ملل جهان درگذشته و حال و حتی برخلاف عقیده و نظر یهودیان و مسیحیان که زن را موجودی بد و شر و عنصر گناه و فساد معرفی می کنند، اسلام، زنان را در مقام و منزلتی والا و ارزشمند قرار داده است. مقام زن در اسلام به حدی است که سومین سوره مفصل قرآن به نام «النساء» نامیده شده است و در ده سوره دیگر به مسائل مربوط به حقوق و منزلت زن اشاره شده است و همه جا در خطاب های عام قرآن، زنان مورد خطاب هستند.
اسلام، زن را به عنوان رکن مهم زندگی و متمم حیات انسانی و عضو مهم و موثر جامعه بشری قلمداد می کند و او را در راس امری عظیم قرار داده است که همان تولید و تربیت نسل بشر است. یعنی در دامن زن است که انبیاء الهی و اولیاء و بزرگان برای خدمت به بشریت، تربیت می شوند. امام امت(ره) در جمله معروفی که از ایشان نقل شده فرمودند: «از دامن زن است که مرد به معراج می رود».
قرآن کریم از برخی از زنان بزرگ، با تجلیل فراوان یاد می کنند حضرت آسیه همسر فرعون و حضرت مریم (سلام الله علیها) را به عنوان یک الگو و سرمشق برای همه مومنان معرفی می نماید5. و در جای دیگر، حضرت مریم (سلام الله علیها) را همانند یکی از پیامبران بزرگ الهی مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید:
ای مریم، همانا خداوند تو را برگزیده و تو را پاک کرد و تو را بر تمام زنان عالم برتری داد6.
در قرآن کریم، زنان با مردان با القاب مساوی و همسان یاد شده اند که بر نقش و جایگاه هر یک در جامعه و مساوی بودن آنها در اصل تکلیف تأکید شده است:
همانا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان عبادت کننده و مردان و زنان راستگو و... خداوند برای همه آنها مغفرت و اجر بزرگی آماده کرده است7.
همچنین به معاشرت و رفتار پسندیده و مناسب با زنان توصیه شده است. زن و مرد در بهره مندی از کسب و تلاش و پاداش عبادات و الزام به تکالیف یکسان و مساوی هستند و زن می تواند مانند مرد، مستقلا اراده کند و مستقلا کار کند و مالک نتیجه کار و تلاش خود شود، قرآن در این زمینه می فرماید:
مردان و زنان، هرکدام بهره ای از کوشش ها و تلاش های خود دارند8.
هیچ تفاوتی در مقررات کلی و جزیی و اصول عقاید و فروع آن میان زن و مرد نیست و در واجبات فردی مثل نماز و روزه یا واجبات اجتماعی مانند حج و امر به معروف و نهی از منکر و اقتصادی مانند خرید و فروش، تفاوتی بین زن و مرد نیست و زنان در حق تحصیل و انتخاب رشته تحصیلی، مالکیت، انتخاب محل سکونت و مانند آن، مستقل و خودکفا و آزاد هستند.
این قسمت را با ذکر چند حدیث و روایت در مورد ارزش و مقام و منزلت زن، متبرک و مزین می کنیم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: بهترین اولاد شما، دختران هستند9 و در جای دیگری فرزندان دختر را حسنه و نیکی معرفی کردند که خداوند به واسطأ آنها، به انسان ثواب می دهد10 و فرمودند: اگر تحفه و هدیه ای برای اهل و عیال خود خریدید، اول به فرزندان دختر بدهید و هرکس دختری را خوشحال کند همانند این است که بنده ای از فرزندان اسماعیل را در راه خدا آزاده کرده است.11
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمودند: من فقط از دنیای شما عطر و زنان را دوست دارم12 و می فرمودند: نزدیک ترین شما به من در قیامت کسی که با همسر خود به نیکی رفتار نماید13 آن حضرت در جای دیگری فرمودند: بیشترین خیر و خوبی در زنان است.

پی نوشت ها:


1- سوره حجرات: .13
2- سوره زمر: 6.
3- سوره طه: .55
4-من لایحضر الفقیه، ج 3، ص .379
5- سوره تحریم: .11
6- سوره آل عمران: .42
7- سوره احزاب: .35
8- سوره نساء: 19 و .32
9- بحارالانوار، ج 101، ص .91
10- الکافی، ج 6، ص 4.
11- وسائل الشیعه، ج 21، ص .514
12- الکافی، ج 5، ص .321
13- وسائل الشیعه، ج 12، ص .152</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
جناب john</p>
<p>خوب نیست اول کمی تحقیق کنید و بد مطلب بزارید یا نقد کنید؟!!<br />
در کجای قرآن شما پیدا میکنید که گفته باشد زن نجس میباشد؟!!<br />
دوست عزیز الان که زمان سوفیسم نیست که بوسیله قدرت تکلم و حرف کسی بتونه حقانیت را ثابت کنه!!!<br />
این است نظر قرآن راجع به زن !!!!!!!</p>
<p>خلقت و آفرینش زن<br />
در منطق قرآن، زن بمانند مرد، یک انسان تمام عیار است و هیچ تفاوتی میان مرد و زن در اصل خلقت وجود ندارد. هر دوی آنها از یک حقیقت آفریده شده اند.<br />
خداوند در قرآن می فرماید: ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم&#8230; همانا گرامی ترین و برترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست۱. و در جای دیگر می فرماید: شما را از یک حقیقت واحدی آفریدیم۲ و یا اینکه می فرماید: همه شما (چه مرد و چه زن) را از خاک آفریدیم و به خاک برمی گردید۳ طبق نظر اکثر مفسرین شیعه، آفرینش حوا (ع) همانند آفرینش حضرت آدم (ع)، مستقل بوده است و اینطور نبوده است که حضرت حوا از باقیمانده یا از دنده چپ حضرت آدم (ع) باشد. امام صادق علیه السلام به یکی از یاران خود به نام زراره می فرماید: آیا خداوند قدرت نداشت که برای آدم، همسری از غیردنده او بیافریند؟ آنگاه آن حضرت فرمودند: خداوند هر کدام از آدم و حوا را از گل آفرید. ۴<br />
خلاصه مطلب آن که زن و مرد هر دو انسانند و طبعا باید از یک چیز آفریده شده باشند و در قرآن هیچ اثری از اینکه زن، از جنس پست تر آفریده شده باشد و یا خلقت زن، طفیلی مرد باشد، و یا زن را موجودی شر و بد یا عنصر گناه معرفی کند، وجود ندارد.<br />
ب) مقام و منزلت زن در قرآن و روایات<br />
برخلاف بسیاری از اقوام و ملل جهان درگذشته و حال و حتی برخلاف عقیده و نظر یهودیان و مسیحیان که زن را موجودی بد و شر و عنصر گناه و فساد معرفی می کنند، اسلام، زنان را در مقام و منزلتی والا و ارزشمند قرار داده است. مقام زن در اسلام به حدی است که سومین سوره مفصل قرآن به نام «النساء» نامیده شده است و در ده سوره دیگر به مسائل مربوط به حقوق و منزلت زن اشاره شده است و همه جا در خطاب های عام قرآن، زنان مورد خطاب هستند.<br />
اسلام، زن را به عنوان رکن مهم زندگی و متمم حیات انسانی و عضو مهم و موثر جامعه بشری قلمداد می کند و او را در راس امری عظیم قرار داده است که همان تولید و تربیت نسل بشر است. یعنی در دامن زن است که انبیاء الهی و اولیاء و بزرگان برای خدمت به بشریت، تربیت می شوند. امام امت(ره) در جمله معروفی که از ایشان نقل شده فرمودند: «از دامن زن است که مرد به معراج می رود».<br />
قرآن کریم از برخی از زنان بزرگ، با تجلیل فراوان یاد می کنند حضرت آسیه همسر فرعون و حضرت مریم (سلام الله علیها) را به عنوان یک الگو و سرمشق برای همه مومنان معرفی می نماید۵. و در جای دیگر، حضرت مریم (سلام الله علیها) را همانند یکی از پیامبران بزرگ الهی مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید:<br />
ای مریم، همانا خداوند تو را برگزیده و تو را پاک کرد و تو را بر تمام زنان عالم برتری داد۶.<br />
در قرآن کریم، زنان با مردان با القاب مساوی و همسان یاد شده اند که بر نقش و جایگاه هر یک در جامعه و مساوی بودن آنها در اصل تکلیف تأکید شده است:<br />
همانا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان عبادت کننده و مردان و زنان راستگو و&#8230; خداوند برای همه آنها مغفرت و اجر بزرگی آماده کرده است۷.<br />
همچنین به معاشرت و رفتار پسندیده و مناسب با زنان توصیه شده است. زن و مرد در بهره مندی از کسب و تلاش و پاداش عبادات و الزام به تکالیف یکسان و مساوی هستند و زن می تواند مانند مرد، مستقلا اراده کند و مستقلا کار کند و مالک نتیجه کار و تلاش خود شود، قرآن در این زمینه می فرماید:<br />
مردان و زنان، هرکدام بهره ای از کوشش ها و تلاش های خود دارند۸.<br />
هیچ تفاوتی در مقررات کلی و جزیی و اصول عقاید و فروع آن میان زن و مرد نیست و در واجبات فردی مثل نماز و روزه یا واجبات اجتماعی مانند حج و امر به معروف و نهی از منکر و اقتصادی مانند خرید و فروش، تفاوتی بین زن و مرد نیست و زنان در حق تحصیل و انتخاب رشته تحصیلی، مالکیت، انتخاب محل سکونت و مانند آن، مستقل و خودکفا و آزاد هستند.<br />
این قسمت را با ذکر چند حدیث و روایت در مورد ارزش و مقام و منزلت زن، متبرک و مزین می کنیم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: بهترین اولاد شما، دختران هستند۹ و در جای دیگری فرزندان دختر را حسنه و نیکی معرفی کردند که خداوند به واسطأ آنها، به انسان ثواب می دهد۱۰ و فرمودند: اگر تحفه و هدیه ای برای اهل و عیال خود خریدید، اول به فرزندان دختر بدهید و هرکس دختری را خوشحال کند همانند این است که بنده ای از فرزندان اسماعیل را در راه خدا آزاده کرده است.۱۱<br />
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمودند: من فقط از دنیای شما عطر و زنان را دوست دارم۱۲ و می فرمودند: نزدیک ترین شما به من در قیامت کسی که با همسر خود به نیکی رفتار نماید۱۳ آن حضرت در جای دیگری فرمودند: بیشترین خیر و خوبی در زنان است.</p>
<p>پی نوشت ها:</p>
<p>۱- سوره حجرات: .۱۳<br />
۲- سوره زمر: ۶.<br />
۳- سوره طه: .۵۵<br />
۴-من لایحضر الفقیه، ج ۳، ص .۳۷۹<br />
۵- سوره تحریم: .۱۱<br />
۶- سوره آل عمران: .۴۲<br />
۷- سوره احزاب: .۳۵<br />
۸- سوره نساء: ۱۹ و .۳۲<br />
۹- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص .۹۱<br />
۱۰- الکافی، ج ۶، ص ۴.<br />
۱۱- وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص .۵۱۴<br />
۱۲- الکافی، ج ۵، ص .۳۲۱<br />
۱۳- وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص .۱۵۲</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدرضا امجد</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-948</link>
		<dc:creator>محمدرضا امجد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-948</guid>
		<description>برادر اگر بتونی مقاله ای در زمینه ی فراماسونری و سیر تبلیغاتی اون ها شکل بدی مطمئنا اگاهی بیشتر نسبت به عهد جدید مسیحیت حاصل حقیقت طلبان می شود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برادر اگر بتونی مقاله ای در زمینه ی فراماسونری و سیر تبلیغاتی اون ها شکل بدی مطمئنا اگاهی بیشتر نسبت به عهد جدید مسیحیت حاصل حقیقت طلبان می شود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدرضا امجد</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-947</link>
		<dc:creator>محمدرضا امجد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-947</guid>
		<description>حضرت روح الله عیسی بن مریم ( ع ) از شما سپاسگزار خواهد بود . و ان شاالله در اخر زمان در سپاه این پیامبر مظلوم و عظیم شان و امام زمان( ع ) خواهیم بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حضرت روح الله عیسی بن مریم ( ع ) از شما سپاسگزار خواهد بود . و ان شاالله در اخر زمان در سپاه این پیامبر مظلوم و عظیم شان و امام زمان( ع ) خواهیم بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ابی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-946</link>
		<dc:creator>ابی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-946</guid>
		<description>سلام اقاسید
واقعا روشنمان کردی اجرت باخدا باشد
دوست دارم بیشتر باشمااشنا شوم
اطلاعاتت رابسشتروبیشتر کن
راستی مناظره های شیخ احمد دیدات با قسیسین وبزرگان مسیحیت دراروپاوامریکا را دیده ای؟
من یه مدتیه دارم انهارا ازیک سایت عربی میگیرم ودرحال ترجمشان هستم.اگربخواهی به این سایت مراجعه کن
http://www.ebnmaryam.com/vb/t14959.html</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام اقاسید<br />
واقعا روشنمان کردی اجرت باخدا باشد<br />
دوست دارم بیشتر باشمااشنا شوم<br />
اطلاعاتت رابسشتروبیشتر کن<br />
راستی مناظره های شیخ احمد دیدات با قسیسین وبزرگان مسیحیت دراروپاوامریکا را دیده ای؟<br />
من یه مدتیه دارم انهارا ازیک سایت عربی میگیرم ودرحال ترجمشان هستم.اگربخواهی به این سایت مراجعه کن<br />
<a href="http://www.ebnmaryam.com/vb/t14959.html" rel="nofollow">http://www.ebnmaryam.com/vb/t14959.html</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کیوان</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-945</link>
		<dc:creator>کیوان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-945</guid>
		<description>خداوند با معجزاتش نشان داده که در چه مقامی قرار دارد
خداوند محبت جلال بر نامش
هدف همین است نجات</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خداوند با معجزاتش نشان داده که در چه مقامی قرار دارد<br />
خداوند محبت جلال بر نامش<br />
هدف همین است نجات</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: reza</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-944</link>
		<dc:creator>reza</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-944</guid>
		<description>با سلام وعرض خسته نباشید

بسیار عالیست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام وعرض خسته نباشید</p>
<p>بسیار عالیست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-943</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-943</guid>
		<description>جناب بی طرف عزیز.
اولا به سایت خودت خوش‌آمدی و ثانیا توضیح جامع و مفیدی بود. از زحمتی که بابت آن کشیده اید ممنونم.

اگر مواردی که در این مقاله مطرح شده را نیز همین گونه زیبا و دقیق بررسی کنید و پاسخ بدهید متشکر خواهم شد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب بی طرف عزیز.<br />
اولا به سایت خودت خوش‌آمدی و ثانیا توضیح جامع و مفیدی بود. از زحمتی که بابت آن کشیده اید ممنونم.</p>
<p>اگر مواردی که در این مقاله مطرح شده را نیز همین گونه زیبا و دقیق بررسی کنید و پاسخ بدهید متشکر خواهم شد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html#comment-942</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-942</guid>
		<description>دوست گلم . اینجا هیچ چیز حذف نمی شود مگر به دو دلیل . یکی این که آن مطلب ربطی به بحث نداشته باشد و دیگری این که آن مطلب توهین و حاوی حرف های رکیک باشد.
سایر نظرات همگی بررسی شده و اگر فرصتی برای پاسخ دهی بود سریع پاسخ داده شده و مورد تایید و نمایش برای عموم قرار می گیرند. در غیر این صورت در انتظار می مانند تا فرصت لازم به دست آید .
من هم از شما بابت این تاخیر طولانی پوزش می طلبم .
به دلیل امتحانات فرصتم اندک بود و در این ایام که فرصت بیشتری دارم بررسی می کنم .
از حوصله و تامل شما فوق العاده ممنون و سپاسگزارم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست گلم . اینجا هیچ چیز حذف نمی شود مگر به دو دلیل . یکی این که آن مطلب ربطی به بحث نداشته باشد و دیگری این که آن مطلب توهین و حاوی حرف های رکیک باشد.<br />
سایر نظرات همگی بررسی شده و اگر فرصتی برای پاسخ دهی بود سریع پاسخ داده شده و مورد تایید و نمایش برای عموم قرار می گیرند. در غیر این صورت در انتظار می مانند تا فرصت لازم به دست آید .<br />
من هم از شما بابت این تاخیر طولانی پوزش می طلبم .<br />
به دلیل امتحانات فرصتم اندک بود و در این ایام که فرصت بیشتری دارم بررسی می کنم .<br />
از حوصله و تامل شما فوق العاده ممنون و سپاسگزارم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

