<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: حقوق زن در مسیحیت، چرا و چگونه؟</title>
	<atom:link href="http://www.pedar.net/615.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.pedar.net/615.html</link>
	<description>سايت تخصصي دين پژوهي و فرقه شناسي</description>
	<lastBuildDate>Sat, 31 Jul 2010 04:17:30 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2518</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2518</guid>
		<description>ممنون از سایت خوبتون 
به دوستان پیشنهاد می کنم کتاب &quot;فاطمه فاطمه است&quot; اثر گرانقدر دکتر شریعتی رو به دقت مطالعه کنند تا به دیدگاه اسلام در مورد زن پی ببرند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون از سایت خوبتون<br />
به دوستان پیشنهاد می کنم کتاب &#8220;فاطمه فاطمه است&#8221; اثر گرانقدر دکتر شریعتی رو به دقت مطالعه کنند تا به دیدگاه اسلام در مورد زن پی ببرند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کورش</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2462</link>
		<dc:creator>کورش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2462</guid>
		<description>منظورم از اینکه گوریل موجودی دو پاست اینه که خیلی شبیه انسان است و گاهی بروی دوپا راه میرود مخصوصا وقتی از رود خانه ای عبور میکند و آب باعث کاهش نیروی وزن وارد به پا میشود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منظورم از اینکه گوریل موجودی دو پاست اینه که خیلی شبیه انسان است و گاهی بروی دوپا راه میرود مخصوصا وقتی از رود خانه ای عبور میکند و آب باعث کاهش نیروی وزن وارد به پا میشود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کورش</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2461</link>
		<dc:creator>کورش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2461</guid>
		<description>و اینکه در هیچ شجره نامه ای اسمی از قابیل نیامده شاید این باشد که در کتاب مقدس معمولا شجره نامه انبیا نوشته شده که نسب هیچ یک به اولین قاتل نسل بشر نمیرسد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و اینکه در هیچ شجره نامه ای اسمی از قابیل نیامده شاید این باشد که در کتاب مقدس معمولا شجره نامه انبیا نوشته شده که نسب هیچ یک به اولین قاتل نسل بشر نمیرسد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کورش</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2460</link>
		<dc:creator>کورش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2460</guid>
		<description>با سلام 
من جزوه اغواگر را خواندم.
از نطر علم ژنتیک برای اینکه یک جفت گیری منجر به تولید فرزند باشد اگر از سازگاری بین ژنها بگذریم حد اقل باید تعداد کرومزومها یکی باشدبه عنوان مثال فقط 1% از ژنهای انسان با گوریل فرق دارد که همین یک درصد باعث همچین تفاوت فاهشی میشود البته گوریل هم موجودی 2 پاست ولی هیچ وقت از انسان دارای فرزند نمی شود.به عنوان مثالی دیگر همه میدانیم که قاطر دورگه حاصل از اسب و الاغ است ولی این دو رگه به خاطر عدم سازگاری عقیم است همچنین دورگه حاصل از سگ و گرگ.طبق نظر نویسنده مقاله یکی از شواهدی که باعث میشود قابیل(قائن)فرزند آدم نباشد این است که صفات قابیل در آدم نیست با توجه به چنین تفاوت فاهشی که مسلما از ژنتیک حاصل میشود آیا میشود از این زنا فرزندی حاصل شود؟ که البته من قبول ندارم که قابیل فرزند آدم نیست چون میشود پسر نوح با بدان بنشیند و خاندان نبوتش گم شود.
در مقاله نوشته که میوه ممنوعه زنا بوده اگر اینطوره پس گناه آدم چیست؟آیا نزدیکی با همسر زنا محسوب میشود؟
شاید جواب اینطور داده شود که طریقه ای که برای تولید مثل انسان قرار داده شده بود به طریق جانوران نبوده.من یک سوال دارم آیا خداوند کار بیهوده انجام میدهد؟و آیا هر چیز که خداوند می آفریند حکمتی ندارد؟
البته که خداوند حکیم است و حکمتش اجازه نمی دهد بی هوده کاری انجام دهد.
پس اگر قرار بوده ازدیاد نسل انسان غیر از جانوران دیگر باشد پس چه نیازی به آلات تناسلی آدم وحوا بوده که به وسیله آن مرتکب زنا شوند؟ :lol:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
من جزوه اغواگر را خواندم.<br />
از نطر علم ژنتیک برای اینکه یک جفت گیری منجر به تولید فرزند باشد اگر از سازگاری بین ژنها بگذریم حد اقل باید تعداد کرومزومها یکی باشدبه عنوان مثال فقط ۱% از ژنهای انسان با گوریل فرق دارد که همین یک درصد باعث همچین تفاوت فاهشی میشود البته گوریل هم موجودی ۲ پاست ولی هیچ وقت از انسان دارای فرزند نمی شود.به عنوان مثالی دیگر همه میدانیم که قاطر دورگه حاصل از اسب و الاغ است ولی این دو رگه به خاطر عدم سازگاری عقیم است همچنین دورگه حاصل از سگ و گرگ.طبق نظر نویسنده مقاله یکی از شواهدی که باعث میشود قابیل(قائن)فرزند آدم نباشد این است که صفات قابیل در آدم نیست با توجه به چنین تفاوت فاهشی که مسلما از ژنتیک حاصل میشود آیا میشود از این زنا فرزندی حاصل شود؟ که البته من قبول ندارم که قابیل فرزند آدم نیست چون میشود پسر نوح با بدان بنشیند و خاندان نبوتش گم شود.<br />
در مقاله نوشته که میوه ممنوعه زنا بوده اگر اینطوره پس گناه آدم چیست؟آیا نزدیکی با همسر زنا محسوب میشود؟<br />
شاید جواب اینطور داده شود که طریقه ای که برای تولید مثل انسان قرار داده شده بود به طریق جانوران نبوده.من یک سوال دارم آیا خداوند کار بیهوده انجام میدهد؟و آیا هر چیز که خداوند می آفریند حکمتی ندارد؟<br />
البته که خداوند حکیم است و حکمتش اجازه نمی دهد بی هوده کاری انجام دهد.<br />
پس اگر قرار بوده ازدیاد نسل انسان غیر از جانوران دیگر باشد پس چه نیازی به آلات تناسلی آدم وحوا بوده که به وسیله آن مرتکب زنا شوند؟ <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_lol.gif' alt=':lol:' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: reza</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2325</link>
		<dc:creator>reza</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2325</guid>
		<description>با سلام 
جناب john  

خوب نیست اول کمی تحقیق کنید و بد مطلب بزارید یا نقد کنید؟!!
در کجای قرآن شما پیدا میکنید که گفته باشد زن نجس میباشد؟!!
دوست عزیز الان که زمان سوفیسم نیست که بوسیله قدرت تکلم و حرف کسی بتونه حقانیت را ثابت کنه!!!
این است نظر قرآن راجع به زن !!!!!!!

خلقت و آفرینش زن
در منطق قرآن، زن بمانند مرد، یک انسان تمام عیار است و هیچ تفاوتی میان مرد و زن در اصل خلقت وجود ندارد. هر دوی آنها از یک حقیقت آفریده شده اند.
خداوند در قرآن می فرماید: ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم... همانا گرامی ترین و برترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست1. و در جای دیگر می فرماید: شما را از یک حقیقت واحدی آفریدیم2 و یا اینکه می فرماید: همه شما (چه مرد و چه زن) را از خاک آفریدیم و به خاک برمی گردید3 طبق نظر اکثر مفسرین شیعه، آفرینش حوا (ع) همانند آفرینش حضرت آدم (ع)، مستقل بوده است و اینطور نبوده است که حضرت حوا از باقیمانده یا از دنده چپ حضرت آدم (ع) باشد. امام صادق علیه السلام به یکی از یاران خود به نام زراره می فرماید: آیا خداوند قدرت نداشت که برای آدم، همسری از غیردنده او بیافریند؟ آنگاه آن حضرت فرمودند: خداوند هر کدام از آدم و حوا را از گل آفرید. 4
خلاصه مطلب آن که زن و مرد هر دو انسانند و طبعا باید از یک چیز آفریده شده باشند و در قرآن هیچ اثری از اینکه زن، از جنس پست تر آفریده شده باشد و یا خلقت زن، طفیلی مرد باشد، و یا زن را موجودی شر و بد یا عنصر گناه معرفی کند، وجود ندارد.
ب) مقام و منزلت زن در قرآن و روایات
برخلاف بسیاری از اقوام و ملل جهان درگذشته و حال و حتی برخلاف عقیده و نظر یهودیان و مسیحیان که زن را موجودی بد و شر و عنصر گناه و فساد معرفی می کنند، اسلام، زنان را در مقام و منزلتی والا و ارزشمند قرار داده است. مقام زن در اسلام به حدی است که سومین سوره مفصل قرآن به نام «النساء» نامیده شده است و در ده سوره دیگر به مسائل مربوط به حقوق و منزلت زن اشاره شده است و همه جا در خطاب های عام قرآن، زنان مورد خطاب هستند.
اسلام، زن را به عنوان رکن مهم زندگی و متمم حیات انسانی و عضو مهم و موثر جامعه بشری قلمداد می کند و او را در راس امری عظیم قرار داده است که همان تولید و تربیت نسل بشر است. یعنی در دامن زن است که انبیاء الهی و اولیاء و بزرگان برای خدمت به بشریت، تربیت می شوند. امام امت(ره) در جمله معروفی که از ایشان نقل شده فرمودند: «از دامن زن است که مرد به معراج می رود».
قرآن کریم از برخی از زنان بزرگ، با تجلیل فراوان یاد می کنند حضرت آسیه همسر فرعون و حضرت مریم (سلام الله علیها) را به عنوان یک الگو و سرمشق برای همه مومنان معرفی می نماید5. و در جای دیگر، حضرت مریم (سلام الله علیها) را همانند یکی از پیامبران بزرگ الهی مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید:
ای مریم، همانا خداوند تو را برگزیده و تو را پاک کرد و تو را بر تمام زنان عالم برتری داد6.
در قرآن کریم، زنان با مردان با القاب مساوی و همسان یاد شده اند که بر نقش و جایگاه هر یک در جامعه و مساوی بودن آنها در اصل تکلیف تأکید شده است:
همانا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان عبادت کننده و مردان و زنان راستگو و... خداوند برای همه آنها مغفرت و اجر بزرگی آماده کرده است7.
همچنین به معاشرت و رفتار پسندیده و مناسب با زنان توصیه شده است. زن و مرد در بهره مندی از کسب و تلاش و پاداش عبادات و الزام به تکالیف یکسان و مساوی هستند و زن می تواند مانند مرد، مستقلا اراده کند و مستقلا کار کند و مالک نتیجه کار و تلاش خود شود، قرآن در این زمینه می فرماید:
مردان و زنان، هرکدام بهره ای از کوشش ها و تلاش های خود دارند8.
هیچ تفاوتی در مقررات کلی و جزیی و اصول عقاید و فروع آن میان زن و مرد نیست و در واجبات فردی مثل نماز و روزه یا واجبات اجتماعی مانند حج و امر به معروف و نهی از منکر و اقتصادی مانند خرید و فروش، تفاوتی بین زن و مرد نیست و زنان در حق تحصیل و انتخاب رشته تحصیلی، مالکیت، انتخاب محل سکونت و مانند آن، مستقل و خودکفا و آزاد هستند.
این قسمت را با ذکر چند حدیث و روایت در مورد ارزش و مقام و منزلت زن، متبرک و مزین می کنیم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: بهترین اولاد شما، دختران هستند9 و در جای دیگری فرزندان دختر را حسنه و نیکی معرفی کردند که خداوند به واسطأ آنها، به انسان ثواب می دهد10 و فرمودند: اگر تحفه و هدیه ای برای اهل و عیال خود خریدید، اول به فرزندان دختر بدهید و هرکس دختری را خوشحال کند همانند این است که بنده ای از فرزندان اسماعیل را در راه خدا آزاده کرده است.11
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمودند: من فقط از دنیای شما عطر و زنان را دوست دارم12 و می فرمودند: نزدیک ترین شما به من در قیامت کسی که با همسر خود به نیکی رفتار نماید13 آن حضرت در جای دیگری فرمودند: بیشترین خیر و خوبی در زنان است.

پی نوشت ها:


1- سوره حجرات: .13
2- سوره زمر: 6.
3- سوره طه: .55
4-من لایحضر الفقیه، ج 3، ص .379
5- سوره تحریم: .11
6- سوره آل عمران: .42
7- سوره احزاب: .35
8- سوره نساء: 19 و .32
9- بحارالانوار، ج 101، ص .91
10- الکافی، ج 6، ص 4.
11- وسائل الشیعه، ج 21، ص .514
12- الکافی، ج 5، ص .321
13- وسائل الشیعه، ج 12، ص .152</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
جناب john  </p>
<p>خوب نیست اول کمی تحقیق کنید و بد مطلب بزارید یا نقد کنید؟!!<br />
در کجای قرآن شما پیدا میکنید که گفته باشد زن نجس میباشد؟!!<br />
دوست عزیز الان که زمان سوفیسم نیست که بوسیله قدرت تکلم و حرف کسی بتونه حقانیت را ثابت کنه!!!<br />
این است نظر قرآن راجع به زن !!!!!!!</p>
<p>خلقت و آفرینش زن<br />
در منطق قرآن، زن بمانند مرد، یک انسان تمام عیار است و هیچ تفاوتی میان مرد و زن در اصل خلقت وجود ندارد. هر دوی آنها از یک حقیقت آفریده شده اند.<br />
خداوند در قرآن می فرماید: ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم&#8230; همانا گرامی ترین و برترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست۱٫ و در جای دیگر می فرماید: شما را از یک حقیقت واحدی آفریدیم۲ و یا اینکه می فرماید: همه شما (چه مرد و چه زن) را از خاک آفریدیم و به خاک برمی گردید۳ طبق نظر اکثر مفسرین شیعه، آفرینش حوا (ع) همانند آفرینش حضرت آدم (ع)، مستقل بوده است و اینطور نبوده است که حضرت حوا از باقیمانده یا از دنده چپ حضرت آدم (ع) باشد. امام صادق علیه السلام به یکی از یاران خود به نام زراره می فرماید: آیا خداوند قدرت نداشت که برای آدم، همسری از غیردنده او بیافریند؟ آنگاه آن حضرت فرمودند: خداوند هر کدام از آدم و حوا را از گل آفرید. ۴<br />
خلاصه مطلب آن که زن و مرد هر دو انسانند و طبعا باید از یک چیز آفریده شده باشند و در قرآن هیچ اثری از اینکه زن، از جنس پست تر آفریده شده باشد و یا خلقت زن، طفیلی مرد باشد، و یا زن را موجودی شر و بد یا عنصر گناه معرفی کند، وجود ندارد.<br />
ب) مقام و منزلت زن در قرآن و روایات<br />
برخلاف بسیاری از اقوام و ملل جهان درگذشته و حال و حتی برخلاف عقیده و نظر یهودیان و مسیحیان که زن را موجودی بد و شر و عنصر گناه و فساد معرفی می کنند، اسلام، زنان را در مقام و منزلتی والا و ارزشمند قرار داده است. مقام زن در اسلام به حدی است که سومین سوره مفصل قرآن به نام «النساء» نامیده شده است و در ده سوره دیگر به مسائل مربوط به حقوق و منزلت زن اشاره شده است و همه جا در خطاب های عام قرآن، زنان مورد خطاب هستند.<br />
اسلام، زن را به عنوان رکن مهم زندگی و متمم حیات انسانی و عضو مهم و موثر جامعه بشری قلمداد می کند و او را در راس امری عظیم قرار داده است که همان تولید و تربیت نسل بشر است. یعنی در دامن زن است که انبیاء الهی و اولیاء و بزرگان برای خدمت به بشریت، تربیت می شوند. امام امت(ره) در جمله معروفی که از ایشان نقل شده فرمودند: «از دامن زن است که مرد به معراج می رود».<br />
قرآن کریم از برخی از زنان بزرگ، با تجلیل فراوان یاد می کنند حضرت آسیه همسر فرعون و حضرت مریم (سلام الله علیها) را به عنوان یک الگو و سرمشق برای همه مومنان معرفی می نماید۵٫ و در جای دیگر، حضرت مریم (سلام الله علیها) را همانند یکی از پیامبران بزرگ الهی مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید:<br />
ای مریم، همانا خداوند تو را برگزیده و تو را پاک کرد و تو را بر تمام زنان عالم برتری داد۶٫<br />
در قرآن کریم، زنان با مردان با القاب مساوی و همسان یاد شده اند که بر نقش و جایگاه هر یک در جامعه و مساوی بودن آنها در اصل تکلیف تأکید شده است:<br />
همانا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان عبادت کننده و مردان و زنان راستگو و&#8230; خداوند برای همه آنها مغفرت و اجر بزرگی آماده کرده است۷٫<br />
همچنین به معاشرت و رفتار پسندیده و مناسب با زنان توصیه شده است. زن و مرد در بهره مندی از کسب و تلاش و پاداش عبادات و الزام به تکالیف یکسان و مساوی هستند و زن می تواند مانند مرد، مستقلا اراده کند و مستقلا کار کند و مالک نتیجه کار و تلاش خود شود، قرآن در این زمینه می فرماید:<br />
مردان و زنان، هرکدام بهره ای از کوشش ها و تلاش های خود دارند۸٫<br />
هیچ تفاوتی در مقررات کلی و جزیی و اصول عقاید و فروع آن میان زن و مرد نیست و در واجبات فردی مثل نماز و روزه یا واجبات اجتماعی مانند حج و امر به معروف و نهی از منکر و اقتصادی مانند خرید و فروش، تفاوتی بین زن و مرد نیست و زنان در حق تحصیل و انتخاب رشته تحصیلی، مالکیت، انتخاب محل سکونت و مانند آن، مستقل و خودکفا و آزاد هستند.<br />
این قسمت را با ذکر چند حدیث و روایت در مورد ارزش و مقام و منزلت زن، متبرک و مزین می کنیم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: بهترین اولاد شما، دختران هستند۹ و در جای دیگری فرزندان دختر را حسنه و نیکی معرفی کردند که خداوند به واسطأ آنها، به انسان ثواب می دهد۱۰ و فرمودند: اگر تحفه و هدیه ای برای اهل و عیال خود خریدید، اول به فرزندان دختر بدهید و هرکس دختری را خوشحال کند همانند این است که بنده ای از فرزندان اسماعیل را در راه خدا آزاده کرده است.۱۱<br />
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمودند: من فقط از دنیای شما عطر و زنان را دوست دارم۱۲ و می فرمودند: نزدیک ترین شما به من در قیامت کسی که با همسر خود به نیکی رفتار نماید۱۳ آن حضرت در جای دیگری فرمودند: بیشترین خیر و خوبی در زنان است.</p>
<p>پی نوشت ها:</p>
<p>۱- سوره حجرات: .۱۳<br />
۲- سوره زمر: ۶٫<br />
۳- سوره طه: .۵۵<br />
۴-من لایحضر الفقیه، ج ۳، ص .۳۷۹<br />
۵- سوره تحریم: .۱۱<br />
۶- سوره آل عمران: .۴۲<br />
۷- سوره احزاب: .۳۵<br />
۸- سوره نساء: ۱۹ و .۳۲<br />
۹- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص .۹۱<br />
۱۰- الکافی، ج ۶، ص ۴٫<br />
۱۱- وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص .۵۱۴<br />
۱۲- الکافی، ج ۵، ص .۳۲۱<br />
۱۳- وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص .۱۵۲</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدرضا امجد</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2287</link>
		<dc:creator>محمدرضا امجد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2287</guid>
		<description>برادر اگر بتونی مقاله ای در زمینه ی فراماسونری و سیر تبلیغاتی اون ها شکل بدی مطمئنا اگاهی بیشتر نسبت به عهد جدید مسیحیت حاصل حقیقت طلبان می شود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برادر اگر بتونی مقاله ای در زمینه ی فراماسونری و سیر تبلیغاتی اون ها شکل بدی مطمئنا اگاهی بیشتر نسبت به عهد جدید مسیحیت حاصل حقیقت طلبان می شود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدرضا امجد</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2286</link>
		<dc:creator>محمدرضا امجد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2286</guid>
		<description>حضرت روح الله عیسی بن مریم ( ع ) از شما سپاسگزار خواهد بود . و ان شاالله در اخر زمان در سپاه این پیامبر مظلوم و عظیم شان و امام زمان( ع ) خواهیم بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حضرت روح الله عیسی بن مریم ( ع ) از شما سپاسگزار خواهد بود . و ان شاالله در اخر زمان در سپاه این پیامبر مظلوم و عظیم شان و امام زمان( ع ) خواهیم بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ابی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2118</link>
		<dc:creator>ابی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2118</guid>
		<description>سلام اقاسید
واقعا روشنمان کردی اجرت باخدا باشد
دوست دارم بیشتر باشمااشنا شوم
اطلاعاتت رابسشتروبیشتر کن
راستی مناظره های شیخ احمد دیدات با قسیسین وبزرگان مسیحیت دراروپاوامریکا را دیده ای؟
من یه مدتیه دارم انهارا ازیک سایت عربی میگیرم ودرحال ترجمشان هستم.اگربخواهی به این سایت مراجعه کن
http://www.ebnmaryam.com/vb/t14959.html</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام اقاسید<br />
واقعا روشنمان کردی اجرت باخدا باشد<br />
دوست دارم بیشتر باشمااشنا شوم<br />
اطلاعاتت رابسشتروبیشتر کن<br />
راستی مناظره های شیخ احمد دیدات با قسیسین وبزرگان مسیحیت دراروپاوامریکا را دیده ای؟<br />
من یه مدتیه دارم انهارا ازیک سایت عربی میگیرم ودرحال ترجمشان هستم.اگربخواهی به این سایت مراجعه کن<br />
<a href="http://www.ebnmaryam.com/vb/t14959.html" rel="nofollow">http://www.ebnmaryam.com/vb/t14959.html</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کیوان</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2098</link>
		<dc:creator>کیوان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2098</guid>
		<description>خداوند با معجزاتش نشان داده که در چه مقامی قرار دارد
خداوند محبت جلال بر نامش
هدف همین است نجات</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خداوند با معجزاتش نشان داده که در چه مقامی قرار دارد<br />
خداوند محبت جلال بر نامش<br />
هدف همین است نجات</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: reza</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2055</link>
		<dc:creator>reza</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2055</guid>
		<description>با سلام وعرض خسته نباشید

بسیار عالیست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام وعرض خسته نباشید</p>
<p>بسیار عالیست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2023</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2023</guid>
		<description>جناب بی طرف عزیز. 
اولا به سایت خودت خوش‌آمدی و ثانیا توضیح جامع و مفیدی بود. از زحمتی که بابت آن کشیده اید ممنونم. 

اگر مواردی که در این مقاله مطرح شده را نیز همین گونه زیبا و دقیق بررسی کنید و پاسخ بدهید متشکر خواهم شد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب بی طرف عزیز.<br />
اولا به سایت خودت خوش‌آمدی و ثانیا توضیح جامع و مفیدی بود. از زحمتی که بابت آن کشیده اید ممنونم. </p>
<p>اگر مواردی که در این مقاله مطرح شده را نیز همین گونه زیبا و دقیق بررسی کنید و پاسخ بدهید متشکر خواهم شد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2021</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2021</guid>
		<description>دوست گلم . اینجا هیچ چیز حذف نمی شود مگر به دو دلیل . یکی این که آن مطلب ربطی به بحث نداشته باشد و دیگری این که آن مطلب توهین و حاوی حرف های رکیک باشد. 
سایر نظرات همگی بررسی شده و اگر فرصتی برای پاسخ دهی بود سریع پاسخ داده شده و مورد تایید و نمایش برای عموم قرار می گیرند. در غیر این صورت در انتظار می مانند تا فرصت لازم به دست آید . 
من هم از شما بابت این تاخیر طولانی پوزش می طلبم . 
به دلیل امتحانات فرصتم اندک بود و در این ایام که فرصت بیشتری دارم بررسی می کنم . 
از حوصله و تامل شما فوق العاده ممنون و سپاسگزارم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست گلم . اینجا هیچ چیز حذف نمی شود مگر به دو دلیل . یکی این که آن مطلب ربطی به بحث نداشته باشد و دیگری این که آن مطلب توهین و حاوی حرف های رکیک باشد.<br />
سایر نظرات همگی بررسی شده و اگر فرصتی برای پاسخ دهی بود سریع پاسخ داده شده و مورد تایید و نمایش برای عموم قرار می گیرند. در غیر این صورت در انتظار می مانند تا فرصت لازم به دست آید .<br />
من هم از شما بابت این تاخیر طولانی پوزش می طلبم .<br />
به دلیل امتحانات فرصتم اندک بود و در این ایام که فرصت بیشتری دارم بررسی می کنم .<br />
از حوصله و تامل شما فوق العاده ممنون و سپاسگزارم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عاشق خداوند</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-2018</link>
		<dc:creator>عاشق خداوند</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-2018</guid>
		<description>متی ب7 آ 1: داوری  مکنید تا بر شما داوری نشود.
من نمیدونستم که اگه کامنتی گذاشته بشه و بعد از یک هفته به مدت یک ماه حذف بشه به علت تحقیق و بررسیه.
اگه اینطوره من صمیمانه معذرت میخوام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>متی ب۷ آ ۱: داوری  مکنید تا بر شما داوری نشود.<br />
من نمیدونستم که اگه کامنتی گذاشته بشه و بعد از یک هفته به مدت یک ماه حذف بشه به علت تحقیق و بررسیه.<br />
اگه اینطوره من صمیمانه معذرت میخوام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1977</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1977</guid>
		<description>سلام خدا بر شما
هیچ نظری حذف نشده. بلکه نظر شما  را هنوز فرصت نکرده ام  پاسخ دهم. به محض این که پاسخ دادم ،‌آن را عمومی می کنم . 
امیدوارم همه را همین گونه مورد داوری قرار ندهید . 
من هم شما را بسیار دوست می دارم و برایتان بهترین ها را آرزو می کنم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خدا بر شما<br />
هیچ نظری حذف نشده. بلکه نظر شما  را هنوز فرصت نکرده ام  پاسخ دهم. به محض این که پاسخ دادم ،‌آن را عمومی می کنم .<br />
امیدوارم همه را همین گونه مورد داوری قرار ندهید .<br />
من هم شما را بسیار دوست می دارم و برایتان بهترین ها را آرزو می کنم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عاشق خداوند</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1976</link>
		<dc:creator>عاشق خداوند</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1976</guid>
		<description>برادر خوبم بسیار خوشحالم که نظر من رو حذف کردی 
اولین باری که نوشته هاتونو خوندم فکر کردم که دنبال حقیقتی و به قول یکی از بزرگان مذهب خودتون: آزاده هستی......
مطمئنا مثل سایر مقالاتت متوجه میشی که فقط متعصب هستی
در ضمن ما در ایران به این روال برخورد  -که ریشه اون تو شریعته - عادت کردیم
بهترین آرزوهارو واست دارم وبدون تا جایی که زنده ام برات دعا میکنم
و بدون که هرچقدر هم پیش بری به حد شاول نمیرسی که مسیحیان رو آزار میداد و حتی تو شهادت استیفان حضور داشت.و مطمئنم خدا به درونت نگاه میکنه.
اما از درونت هیچ خبری ندارم...
دوستت دارم با اینکه حتی ندیدمت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برادر خوبم بسیار خوشحالم که نظر من رو حذف کردی<br />
اولین باری که نوشته هاتونو خوندم فکر کردم که دنبال حقیقتی و به قول یکی از بزرگان مذهب خودتون: آزاده هستی&#8230;&#8230;<br />
مطمئنا مثل سایر مقالاتت متوجه میشی که فقط متعصب هستی<br />
در ضمن ما در ایران به این روال برخورد  -که ریشه اون تو شریعته &#8211; عادت کردیم<br />
بهترین آرزوهارو واست دارم وبدون تا جایی که زنده ام برات دعا میکنم<br />
و بدون که هرچقدر هم پیش بری به حد شاول نمیرسی که مسیحیان رو آزار میداد و حتی تو شهادت استیفان حضور داشت.و مطمئنم خدا به درونت نگاه میکنه.<br />
اما از درونت هیچ خبری ندارم&#8230;<br />
دوستت دارم با اینکه حتی ندیدمت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: باربود</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1949</link>
		<dc:creator>باربود</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1949</guid>
		<description>با سلام وعرض خسته نباشید

بسیار عالیست 

لطفا باز هم از این کارهای زیبا انجام دهید اما سعی کنید تا میتوانید به طور خلاصه تر که تمامی مفهوم را بفهماند بیان کنید وبا عکسهای بیشتر

با تشکر                  إ :razz:  :razz:  :shock:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام وعرض خسته نباشید</p>
<p>بسیار عالیست </p>
<p>لطفا باز هم از این کارهای زیبا انجام دهید اما سعی کنید تا میتوانید به طور خلاصه تر که تمامی مفهوم را بفهماند بیان کنید وبا عکسهای بیشتر</p>
<p>با تشکر                  إ <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_razz.gif' alt=':razz:' class='wp-smiley' />  <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_razz.gif' alt=':razz:' class='wp-smiley' />  <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_eek.gif' alt=':shock:' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1934</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1934</guid>
		<description>سلام خدا بر شما دوست عزیز. این که عهد عتیق را جدای از کتاب مقدس بدانیم و اندیشه هایش را فقط در مواردی که به سودمان باشد بپذیریم کار شایسته ای نیست . 
اگر شما دوست عزیزم اندکی تاریخ مسیحیت را نگاه کنی می بینی که نگاه کتاب مقدس به زن در اندیشه رهبران دینی شما به طور بسیار برجسته ای آشکار است . 
دقت کنید: 
ترتولیانوس  با خشن ترین عبارت زن را مخاطب ساخته و او را « دری که دیو از آن به درون می‌آید » می‌نامد ( تاریخ تمدن ، ج 3 ، ص 717 ) او خطاب به زن می گوید: تو دروازه ی شیطانی ، تو آنکس را که شیطان جرأت نداشت از رو به رو مورد حمله قرار دهد مجاب کردی . به سبب تو بوده که پسر خدا ناگریز به مردن شده !! تو باید پیوسته جامه ی سوگ و ژنده به تن داشته باشی ( جنس دوم ، ج 1 ، ص 159 ).
آمبروز قدیس :  آدم را حوا به گناه سوق داد نه حوا را آدم شرط عدالت است که زن کسی را که به سوی گناه رهنمون شده به منزله ی فرمانروا بپذیرد  ( جنس دوم ، ج 1 ، ص 159 ).
ژان کریسوستوم قدیس : در میان تمام جانوران وحشی زیان بار تر از زن وجود ندارد ( جنس دوم ، ج1 ، ص 159 ).
توماس آکویناس پر آوازه ترین دانشمند مسیحی در قرون وسطی : زن موجودی است ناقص عرضی ، جنس مونث در واقع مذکری است که منحرف شده است ؛ زن محتملا نتیجه نقصی است در قوه تولیدی مرد ( تاریخ تمدن ، ج 4 ، ص 1311 و جنس دوم ج 1 ، ص 19 و ص 159 ) زن فقط موجودی تصادفی و ناقص و نوعی مرد نقص دار است ( جنس دوم / سیمون دوبووار / ج 1 ، ص 159 ) همین تومای قدیس در ادامه می گوید: زن با نخستین مقصود طبیعت یعنی کمال جوئی منطبق نیست بلکه با دومین مقصود طبیعت یعنی گندیدگی ، بدشکلی و فرتوتی انطباق دارد ( زنان از دید مردان / بنوات گری ص 57 ).
یوحنای زرین دهان و پاتریارک قسطنطینه هم در تعریف زن این گونه او را توصیف می کند: شری ضروری ، وسوسهای طبیعی ، مصیبتی مطلوب ، خطری خانگی ،جذبهای مهلک و آسیبی رنگارنگ (تاریخ تمدن ، ج 4  ص 1111 ).
مارتین لوتر در مورد زنان می گوید:  آنها لگنهای پهن دارند تا بر روی آن بنشینند و خانه داری کنند بچه به دنیا بیاورند و بزرگ کنند ( اصلاحات / سارا فلاورز / ص 91 ).
درهمین قرن بیستم هم شخص پاپ اعلام داشت : بین زندگی مادر و حیات فرزند باید نخستین را فدا کرد ، در واقع مادر که غسل تعمید یافته می تواند به بهشت برود در حالی که جنین برای همیشه به برزخ اختصاص یافته است ( جنس دوم ، ج 1 ، ص 206 ).
این نمونه ای از نظرات دانشمندان برجسته مسیحی در مورد حقوق زن بود که برای مطالعه نظرات بیشتر توصیه می کنم &lt;a href=&quot;http://rahemasih.blogfa.com/post-35.aspx&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;اینجا &lt;/a&gt;را مطالعه نمایید. 
حال دوست گلم 
آیا اساس مسیحیت بر محبت استوار است یا این که محبت ... . 
بگذریم. 
از این که شما دوست نازنینم همه را به هدف اصلی یعنی محبت خداوند دعوت کردید تشکر می کنم . چرا که این همان هدف مطلوب ماست و قرآن کریم هم می گوید :
قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران 64)
باز هم به شما دوست گلم درود می فرستم و بهترین درخواست خودم از خدا را برای شما دارم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خدا بر شما دوست عزیز. این که عهد عتیق را جدای از کتاب مقدس بدانیم و اندیشه هایش را فقط در مواردی که به سودمان باشد بپذیریم کار شایسته ای نیست .<br />
اگر شما دوست عزیزم اندکی تاریخ مسیحیت را نگاه کنی می بینی که نگاه کتاب مقدس به زن در اندیشه رهبران دینی شما به طور بسیار برجسته ای آشکار است .<br />
دقت کنید:<br />
ترتولیانوس  با خشن ترین عبارت زن را مخاطب ساخته و او را « دری که دیو از آن به درون می‌آید » می‌نامد ( تاریخ تمدن ، ج ۳ ، ص ۷۱۷ ) او خطاب به زن می گوید: تو دروازه ی شیطانی ، تو آنکس را که شیطان جرأت نداشت از رو به رو مورد حمله قرار دهد مجاب کردی . به سبب تو بوده که پسر خدا ناگریز به مردن شده !! تو باید پیوسته جامه ی سوگ و ژنده به تن داشته باشی ( جنس دوم ، ج ۱ ، ص ۱۵۹ ).<br />
آمبروز قدیس :  آدم را حوا به گناه سوق داد نه حوا را آدم شرط عدالت است که زن کسی را که به سوی گناه رهنمون شده به منزله ی فرمانروا بپذیرد  ( جنس دوم ، ج ۱ ، ص ۱۵۹ ).<br />
ژان کریسوستوم قدیس : در میان تمام جانوران وحشی زیان بار تر از زن وجود ندارد ( جنس دوم ، ج۱ ، ص ۱۵۹ ).<br />
توماس آکویناس پر آوازه ترین دانشمند مسیحی در قرون وسطی : زن موجودی است ناقص عرضی ، جنس مونث در واقع مذکری است که منحرف شده است ؛ زن محتملا نتیجه نقصی است در قوه تولیدی مرد ( تاریخ تمدن ، ج ۴ ، ص ۱۳۱۱ و جنس دوم ج ۱ ، ص ۱۹ و ص ۱۵۹ ) زن فقط موجودی تصادفی و ناقص و نوعی مرد نقص دار است ( جنس دوم / سیمون دوبووار / ج ۱ ، ص ۱۵۹ ) همین تومای قدیس در ادامه می گوید: زن با نخستین مقصود طبیعت یعنی کمال جوئی منطبق نیست بلکه با دومین مقصود طبیعت یعنی گندیدگی ، بدشکلی و فرتوتی انطباق دارد ( زنان از دید مردان / بنوات گری ص ۵۷ ).<br />
یوحنای زرین دهان و پاتریارک قسطنطینه هم در تعریف زن این گونه او را توصیف می کند: شری ضروری ، وسوسهای طبیعی ، مصیبتی مطلوب ، خطری خانگی ،جذبهای مهلک و آسیبی رنگارنگ (تاریخ تمدن ، ج ۴  ص ۱۱۱۱ ).<br />
مارتین لوتر در مورد زنان می گوید:  آنها لگنهای پهن دارند تا بر روی آن بنشینند و خانه داری کنند بچه به دنیا بیاورند و بزرگ کنند ( اصلاحات / سارا فلاورز / ص ۹۱ ).<br />
درهمین قرن بیستم هم شخص پاپ اعلام داشت : بین زندگی مادر و حیات فرزند باید نخستین را فدا کرد ، در واقع مادر که غسل تعمید یافته می تواند به بهشت برود در حالی که جنین برای همیشه به برزخ اختصاص یافته است ( جنس دوم ، ج ۱ ، ص ۲۰۶ ).<br />
این نمونه ای از نظرات دانشمندان برجسته مسیحی در مورد حقوق زن بود که برای مطالعه نظرات بیشتر توصیه می کنم <a href="http://rahemasih.blogfa.com/post-35.aspx" rel="nofollow">اینجا </a>را مطالعه نمایید.<br />
حال دوست گلم<br />
آیا اساس مسیحیت بر محبت استوار است یا این که محبت &#8230; .<br />
بگذریم.<br />
از این که شما دوست نازنینم همه را به هدف اصلی یعنی محبت خداوند دعوت کردید تشکر می کنم . چرا که این همان هدف مطلوب ماست و قرآن کریم هم می گوید :<br />
قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران ۶۴)<br />
باز هم به شما دوست گلم درود می فرستم و بهترین درخواست خودم از خدا را برای شما دارم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دوست مسیحی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1918</link>
		<dc:creator>دوست مسیحی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1918</guid>
		<description>با سلام بر شما 

ای کاش به جای بحث های جانبی کمی بیشتر دل خودمان را از کینه ورزی و مچ گیری یکدیگر خالی می کردیم. در رابطه با حقوق زن و مرد البته نمی توان بر اینکه آیا یکی از حواریون یک زن بوده یا نه و غیره تکیه زد و هر کدام نیز می توانند دلایل خاص خود را داشته باشند که شاید ما از آنها بی خبریم مثلاً در این رابطه می توان گفت (نظر شخصی من) از آنجایی که رسولان بعدها سفرهای طولانی را برای رساندن پیغام انجیل انجام دادند و زیر بدترین شکنجه ها بودند و این کار برای زنان بسیار سخت بود. ولی در جایی دیگر می بینیم که رسولان همراه با زنان در خانه ای نشسته و دعا می کردند و همواره به یکدیگر یاری می رساندند. همین امروز هم اگر ما نمی گذاریم که خواهر یا همسرمان و یا به طور کلی یک زن یک چمدان سنگین را بردارد نشانه زیر پا گذاشتن و یا تحقیر زن نیست بلکه به این خاطر است که این کار برایش سنگین است. اما راجب دوستی که درباره نجاست نوشته بودند و ... مسأله نجاست تنها در دوران عهد عتیق و شریعت موسی مطرح بود خود مسیح می گوید  &quot;18لیکن آنچه از دهان برآید، از دل صادر می گردد و این چیزها است که انسان را نجس می سازد.
19زیرا که از دل برمی آید، خیالات بد و قتلها و زناها و فسقها و دزدیها و شهادات دورغ و کفرها.&quot; (متی 15)  بطور کلی اساس مسیحیت بر محبت استوار است و هیچ فرقی هم نگذاشته که به چه کسی محبت می کنیم چه زن یا چه مرد. در آخر هم از تمام برادران مسلمان و مسیحی خودم خواهشمندم به جای پرداختن به فرعیات کمی تنها کمی نیز به آنچه باید انجام داد تمرکز کنند. چرا که مطمئن باشید همواره مسائلی خواهند بود که هر دو طرف خواهند گفت که حق با آنهاست و این خواسته شیطان است که ما را از هدف اصلی که محبت خداوند است باز دارند. ببخشید که طولانی بود. موفق باشید خداوند شما را برکت دهد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام بر شما </p>
<p>ای کاش به جای بحث های جانبی کمی بیشتر دل خودمان را از کینه ورزی و مچ گیری یکدیگر خالی می کردیم. در رابطه با حقوق زن و مرد البته نمی توان بر اینکه آیا یکی از حواریون یک زن بوده یا نه و غیره تکیه زد و هر کدام نیز می توانند دلایل خاص خود را داشته باشند که شاید ما از آنها بی خبریم مثلاً در این رابطه می توان گفت (نظر شخصی من) از آنجایی که رسولان بعدها سفرهای طولانی را برای رساندن پیغام انجیل انجام دادند و زیر بدترین شکنجه ها بودند و این کار برای زنان بسیار سخت بود. ولی در جایی دیگر می بینیم که رسولان همراه با زنان در خانه ای نشسته و دعا می کردند و همواره به یکدیگر یاری می رساندند. همین امروز هم اگر ما نمی گذاریم که خواهر یا همسرمان و یا به طور کلی یک زن یک چمدان سنگین را بردارد نشانه زیر پا گذاشتن و یا تحقیر زن نیست بلکه به این خاطر است که این کار برایش سنگین است. اما راجب دوستی که درباره نجاست نوشته بودند و &#8230; مسأله نجاست تنها در دوران عهد عتیق و شریعت موسی مطرح بود خود مسیح می گوید  &#8220;۱۸لیکن آنچه از دهان برآید، از دل صادر می گردد و این چیزها است که انسان را نجس می سازد.<br />
۱۹زیرا که از دل برمی آید، خیالات بد و قتلها و زناها و فسقها و دزدیها و شهادات دورغ و کفرها.&#8221; (متی ۱۵)  بطور کلی اساس مسیحیت بر محبت استوار است و هیچ فرقی هم نگذاشته که به چه کسی محبت می کنیم چه زن یا چه مرد. در آخر هم از تمام برادران مسلمان و مسیحی خودم خواهشمندم به جای پرداختن به فرعیات کمی تنها کمی نیز به آنچه باید انجام داد تمرکز کنند. چرا که مطمئن باشید همواره مسائلی خواهند بود که هر دو طرف خواهند گفت که حق با آنهاست و این خواسته شیطان است که ما را از هدف اصلی که محبت خداوند است باز دارند. ببخشید که طولانی بود. موفق باشید خداوند شما را برکت دهد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عاشق خداوند</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1902</link>
		<dc:creator>عاشق خداوند</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1902</guid>
		<description>اما در میان قوم ، انبیای دروغین نیز بودند ، همانگونه که در میان شما نیز معلمان دروغین خواهند بود که پنهانی بدعتهای مهلک خواهند آورد و حتی سروری را که ایشان را خریده ، انکار خواهند کرد و اینگونه ، هلاکتی سریع بر خود فرو خواهند آورد. دوم پطرس 2:1</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اما در میان قوم ، انبیای دروغین نیز بودند ، همانگونه که در میان شما نیز معلمان دروغین خواهند بود که پنهانی بدعتهای مهلک خواهند آورد و حتی سروری را که ایشان را خریده ، انکار خواهند کرد و اینگونه ، هلاکتی سریع بر خود فرو خواهند آورد. دوم پطرس ۲:۱</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نوایمان</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1846</link>
		<dc:creator>نوایمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1846</guid>
		<description>زن در مقام معلم و واعظ در کلیسا 
اما تعارض ظاهری موجود بین این قسمتها با دو متن مهم (اول قرنتیان ۱۴: ۳۴ و ۳۵، اول تیموتاووس ۲: ۱۵-۱۱) در مورد سکوت زنان در کلیسا را باید چگونه فهمید؟ در ادامۀ این مقاله سعی خواهد شد تا زمینۀ تاریخی این متن به دقت بررسی شود و به نتیجه‌ای هماهنگ با نگرش انقلابی عیسی در باره زنان و اصول دیگر موجود در عهد جدید دست یافت. 

متن اول - اول قرنتیان ۱۴: ۳۴ و ۳۵: 
زنان باید در کلیسا خاموش بمانند. آنها مجاز به سخن گفتن نیستند، بلکه باید چنانکه شریعت می‌گوید مطیع باشند. اگر دربارۀ مطلبی سؤالی دارند از شوهر خود در خانه بپرسند زیرا زن را شایسته نیست در کلیسا سخن بگوید.
در بررسی این متن دو نکته را باید در نظر داشت:
اول اینکه قرنتس از لحاظ روحانی و اخلاقی شهری فاسد و سرسخت به حساب می‌آمد. در کلیسا نیز بی‌نظمی، تفرقه و فساد اخلاقی رخنه کرده بود. در این شهر عمدتاً یونانی زبان، مردان از تحصیلات دینی بیشتری برخوردار بودند. اغلب زنان که از هر گونه تحصیلات مذهبی محروم بودند در محافل کلیسایی یا از شوهران خود مرتباً سوال می‌کردند و یا با یکدیگر به گفتگو می‌پرداختند! این وضعیت باعث اختلال در جلسه می‌شد. در چنین شرایطی است که پولس زنان قرنتس را ترغیب می‌کند که با سکوت خود از اختلال در پرستش و عبادت بپرهیزند. بی‌شک منظور پولس این نیست که زنان می‌بایست در کلیسا کاملاً خاموش باشند، چرا که خود او در چند باب جلوتر (۱۱: ‏۵) به دعا و نبوت زنان در کلیسا اشاره می‌کند. نگرانی اصلی پولس در این قسمت، بی‌نظمی در کلیسای قرنتس بود.
پرفسور کینرKeener استاد عهد جدید و نویسندۀ معاصر مسیحی در این باره می‌نویسد: «در محیطی که زنان در نوعی جهل و بی‌سوادی روحانی بسر می‌برند، پولس در حقیقت راه حلی برای مشکل پیدا می‌کند، و آن اینکه شوهرانشان به آنها آموزش دهند. این نه تنها زنان را محدود نمی‌کند بلکه آنها را آزاد هم می‌کند.»
نکتۀ دوم مطابق نظر پرفسور کنت بیلی Kenneth Baily استاد عهد جدید، این است که نقطۀ اوج و پیام محوری در اول قرنتیان ۱۴-۱۱ محبت است (فصل ۱۳) و قسمتهای مربوط به بی‌نظمی در عبادت در دو سوی این پیام مرکزی قرار می‌گیرند. درک این مطلب به دو دلیل مهم است. یکی اینکه پولس در این بخش قصد ارائه اصول و تعالیمی کلی در ارتباط با خدمت زنان ندارد. او به ذکر موارد بی‌نظمی در کلیسا می‌پردازد که صحبت زنان در کلیسا، شرکت نادرست در شام خداوند، و بی‌نظمی در بکار بردن عطایا را شامل می‌شود. دوم اینکه ممکن است ارتباط این آیات را با پیام محوری این بخش فراموش کنیم.
متن دوم و مشکلتر اول تیموتاووس ۲: ۱۱-۱۵ است: زن باید در آرامی و تسلیم کامل تعلیم گیرد.
خطاب پولس در رسالۀ اول تیموتاووس کلیسای شهر افسس است که معبد آرتیمیس در آن قرار داشت. فعالیت‌های گسترده عبادتی هنوز در این معبد انجام می‌شد. معبد آرتمیس ساختمان بسیار عظیم هفت طبقه‌ای بود که یکی از عجایب هفتگانه دنیا به شمار می‌آمد. به علاوه در این معبد زنان بسیار مقتدر بوده و از ادارۀ فعالیت‌های مهم نیایشی معبد گرفته تا نظافت و امور اقتصادی توسط آنها انجام می‌پذیرفت. در مقابل مردان هیچ دخالتی در امور اداری و پرستشی معبد نداشتند. آنگونه که از حکایت دیمیتریوس نقره ساز در اعمال ۱۹ هم پیداست این معبد باعث شکوفایی اقتصادی شهر شده بود.
اشارات پولس در این رساله همچنین حاکی از آن است که تعالیم نادرست ناستیکی هم در کلیسا رخنه کرده‌ بود. هشدار‌های پولس به تیموتاووس و اشاراتی به این تعالیم (در فصل ۴) موید این نکته است. اما این تعالیم توسط چه کسانی و چگونه در کلیسا رخنه کرده بود؟ با توجه با اینکه به شهادت تاریخ، در تشکیلات اولیۀ ناستیک‌ها معلمین زن نقش برجسته‌ای داشتند.
می‌توان تصور کرد که چنین فضایی چگونه می‌توانست بر کلیسا اثر گذارد؟ آیا بعید بود که عقاید رایج در اجتماع در کلیسا هم رسوخ کند؟ رفتارهای غالب زنان در شهر افسس چگونه می‌توانست باشد؟ در رسالۀ دوم تیموتاووس پولس مردان و زنانی را که به دنبال این تعالیم پوچ بودند به شدت مورد انتقاد قرار می‌دهد (فصل ۳). اما زنان بدلیل محرومیت از آموزشهای دینی بیشتر از همۀ قشرهای اجتماع در معرض این تعالیم غلط قرار داشتند.
در حقیقت پیام پولس هم حاکی از هشدار ‌است و و هم تشویق. زنان باید مانند مریم (لوقا ۱۰) فرصت و موقعیت این را داشته باشند که با آسودگی و فراغت خاطر تعلیم بگیرند تا عطایای روحانی خود را بطرز درستی بکار گیرند. تاکید پولس این است که به حاشیه راندن مردان چنانکه در معبد آرتیمیس مرسوم بود نباید در عبادت کلیسایی راه یابد.
حال نگاه عمیق‌تری به خود متن بیاندازیم:
زن باید در آرامی و تسلیم کامل تعلیم گیرد. زن را اجازه نمی‌دهم که تعلیم دهد یا بر مرد مسلط شود بلکه باید آرام باشد. 
اولین دستور پولس این است که زن باید تعلیم بگیرد. این درست برعکس نظر رابی ایلعاذر در تلمود است که معتقد بود: «بهتر است تورات سوخته شود تا اینکه حقایق آن را به یک زن یاد داد.» پس قسمت اول این آیه محروم کردن زنان از تعلیم نیست بلکه فرمان پولس به تیموتاووس و کلیسا که بگذارید زنان تعلیم درست بیابند.
واژۀ &quot;آرامی&quot; چنانکه در ترجمه هزاره نو آمده، ترجمۀ مناسب‌تری از لغت یونانی است تا «خاموشی» و این متناسب با موقعیت افسسیان نیز هست. در آیۀ ۲ همین فصل نیز لغت «آرام» به عنوان روش زندگی همۀ ایمانداران بکار رفته است. به طور کلی آرامی و دوری جستن از روحیۀ نزاع و پرخاشگری لازمۀ یادگیری است. به اعتقاد کینر: دلیل هشدار برای سکوت زنان این بود که آنها در این کلیسا نقش دانش‌آموز مبتدی را داشتند. پولس به آنان حکم می‌کند که در آرامش و آسایش تعلیم بگیرند.
در واقع، از این متن نمی‌توان نتیجه گرفت که منظور پولس این است که زنان در کلیسا ساکت باشند. چرا که خود پولس پریسکیلا و زنان خادم دیگر را تشویق می‌کند. در اول قرنتیان ۱۱ پولس به زنانی که در کلیسا نبوت و دعا می‌کردند تعلیم می‌دهد که بعضی نکات را رعایت کنند. پس چگونه می‌توان هم در کلیسا خاموش بود و هم صحبت کرد؟
همچنین آنها باید در تسلیم کامل باشند؟ اما به چه چیز باید تسلیم باشند؟ این نکته واضحاً بیان نشده است، اما با توجه به پیام کلی این رساله می‌توان پاسخ طبیعی این سؤال را هم تسلیم به تعلیم منطبق بر انجیل (۱:‏۱۱) دانست. این حکم نه تنها در مورد زنان بلکه همۀ افرادی که متأثر از تعالیم نادرست و بدعتکارانه در کلیسا بودند صادق است.
کنت بیلی بطور تفسیری آیه ۱۲ را اینطور بازنویسی می‌کند: 
«به هیچ کدام از این زنان افسسی که از لحاظ الهیاتی نادان هستند اجازه نمی‌دهم که تعلیم دهند 
چرا که تعلیمات نادرست خود را به همراه خود به کلیسا آورده‌اند.»
آیا تمام زنان افسس بدعتکار بودند؟ مسلماً خیر! اما پولس از تیموتاووس جوان انتظار نداشت که در اوج این بحران کلیسایی برای اعضای کلیسای خود امتحان الهیات برگزار نماید! باید از رشد این تعالیم نادرست و بدعت‌کارانه هر چه سریعتر جلوگیری می‌شد. به این ترتیب پولس به هیچ یک از زنان اجازۀ تعلیم نمی‌دهد تا همۀ آنها ابتدا در ایمانشان تعلیم بیابند. با در نظر گرفتن موقعیت حساس و بحرانی کلیسای افسس فرمان پولس بسیار بجا است.
«زن را اجازه نمی‌دهم که تعلیم دهد یا بر مرد مسلط شود». عبارت مسلط شدن (authenteo) یا مستبدانه حکمرانی کردن در عهد جدید تنها در اینجا بکار رفته است. این لغتی بار معنی بسیار قوی و منفی دارد که معنی سلطۀ کامل کردن یا بزور و استبداد حکمرانی کردن است.
چنانچه پیشتر ذکر شد، در افسس زنانی بودند که بر مردان تسلط کامل داشته و حتی در کلیسا با روحیه‌ای پرخاشگر به جر و بحث با مردان بر سر تعالیم مذهبی آنان می‌پرداختند. پاسخ پولس مقابله با چنین رفتارهای غیر مسیحی است. تحکّم و سلطه جویی بر مردان، چنانکه در فرهنگ افسس و در معبد آرتیمیس یافت می‌شد با رفتار شایستۀ یک مسیحی در تضاد بود.
پرفسور کنت بیلی این قسمت را نیز اینگونه بازنویسی می‌کند:
به این زنان نادان اجازه نمی‌دهم که مردان را تحت تسلط خود درآورند. آنها باید پرخاشجویی را کنار 
بگذارند و آرام شوند.
نتیجه‌گیری:
با بررسی موشکافانۀ تاریخی و درک زمینۀ این دو متن مشکل، می‌توان علت هشدار پولس را در اختلال ناشی از صحبت کردن زنان در مراسم عبادی کلیسای قرنتس، و رخنه کردن تعالیم بدعت‌کارانه توسط آنان در افسس دانست. بنابراین پولس به آنها هشدار می‌دهد که آرام باشند یا صحبت نکنند.
سرچشمۀ این مشکلات زنانی بودند که بیشتر در معرض تعالیم غلط قررا داشتند. پس پولس یک راه حل محدود ارائه می‌دهد؛ و آن اینکه زنان تعلیم ندهند. اما راه حل دیگری که دوشادوش اولی ارائه می‌دهد این است که زنان تعلیم بگیرند. این تذکرات را باید در هماهنگی با غلاطیان ۳: ۲۸ و در سایۀ تعالیم و نگرش عیسی در مورد زنان و خدمت آنان به عنوان شاگرد، خادم، معلم، نبی و رسول دید. پولس در غلاطیان ۳:‏۲۸ اصلی را بوضوح بیان می‌دارد: «دیگر نه یهودی معنی دارد و نه یونانی نه غلام و نه آزاد نه مرد و نه زن زیرا همگی شما در مسیح عیسی یکی هستید.» این آیه، مرکز و محوری است که باید نقش زن در کلیسای اولیه را همیشه و در هر حال با توجه به آن بررسی کنیم.
به بیان گوردون فی متأله مسیحی دیگری: &quot;بزرگترین خطای مسیحیان انجیلی در رابطه با موضوع جنسیت این است که آن را از تصویر بزرگتر الهیات کتاب‌مقدس مجزا کرده‌اند. ما نباید یک قسمتِ مجزا را که مربوط به یک موقعیت خاص است، محور اصلی مباحثات خود بگردانیم، بلکه باید الهیاتِ «خلقت تازۀ» پولس را، که در همۀ رسالات او مشهود است، مرکز و محور اصول ایمانی و کلیسایی خود قرار دهیم. این خلقت تازه همۀ دسته‌بندی‌های مذهبی/اجتماعی/جنسیتی را از ریشه‌کن می‌کند.&quot;
فی ادامه می‌دهد که غلاطیان ۳: ۲۸ فقط مربوط به یکی بودن زن و مرد در نجات نیست. در الهیات پولس نمی‌توان نجات را از کلیسا جدا کرد.‏ نجات از نظر پولس، مطابق اول قرنتیان ۱۲:‏۱۳، مشارکت همۀ افراد نجات یافته در یک بدن، و نوشانیده شدن از یک روح است. در چنین بدنی هر کس عطیه‌ای را که خدا بدون تبعیض جنسی به آنها بخشیده می‌تواند برای خدمت کلیسا به کار بندد. همانطور که پطرس در اعمال ۱۰:‏۳۴ و پولس در رومیان ۲:‏۱۱ به ما یادآوری می‌کنند خدا تبعیضی میان مردمان قائل نیست.
اسقف تام رایت محقق کتاب مقدس و چهارمین اسقف ارشد در انگلیس می‌گوید: &quot;ما بطور جدی این متون کتاب‌مقدس را به غلط برداشت کرده‌ایم. این به دلیل ترکیبی از پیش‌فرض‌های اشتباه، رسوم و اندیشه‌های پسا کتاب‌مقدسی و غیر کتاب‌مقدسی است که به مسیحیت وارد شده است. بیایید این متون را آنطور که مقصود نویسنده بوده است بخوانیم، به نحوی که باعث بنای کلیسای خدا شود، هم زنان و هم مردان. ما باید با دعا در این باره تفکر کنیم که فرهنگ ما، تعصب‌های ما و نگرش یک‌طفرۀمان، ما رابه سمتی نراند که با کلیشه‌ها سازش کنیم، بلکه پیام انجیل را برای شفا و آزادی زنان و مردان به یکسان بکار ببریم.&quot;
علاوه بر این کسانی که همیشه با کتاب‌مقدس مخالفت می‌کنند از برخی از این پیش‌فرض‌ها و اندیشه‌های غلط در مورد زنان، برای سرکوبی کلام خدا و پیام کلی آن استفاده کرده‌اند. شاید نسل ما فرصتی داشته باشد تا جهت درستی به بعضی از این ابهامات که مورد سوء استفاده واقع شده‌اند بدهد.
********************************</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زن در مقام معلم و واعظ در کلیسا<br />
اما تعارض ظاهری موجود بین این قسمتها با دو متن مهم (اول قرنتیان ۱۴: ۳۴ و ۳۵، اول تیموتاووس ۲: ۱۵-۱۱) در مورد سکوت زنان در کلیسا را باید چگونه فهمید؟ در ادامۀ این مقاله سعی خواهد شد تا زمینۀ تاریخی این متن به دقت بررسی شود و به نتیجه‌ای هماهنگ با نگرش انقلابی عیسی در باره زنان و اصول دیگر موجود در عهد جدید دست یافت. </p>
<p>متن اول &#8211; اول قرنتیان ۱۴: ۳۴ و ۳۵:<br />
زنان باید در کلیسا خاموش بمانند. آنها مجاز به سخن گفتن نیستند، بلکه باید چنانکه شریعت می‌گوید مطیع باشند. اگر دربارۀ مطلبی سؤالی دارند از شوهر خود در خانه بپرسند زیرا زن را شایسته نیست در کلیسا سخن بگوید.<br />
در بررسی این متن دو نکته را باید در نظر داشت:<br />
اول اینکه قرنتس از لحاظ روحانی و اخلاقی شهری فاسد و سرسخت به حساب می‌آمد. در کلیسا نیز بی‌نظمی، تفرقه و فساد اخلاقی رخنه کرده بود. در این شهر عمدتاً یونانی زبان، مردان از تحصیلات دینی بیشتری برخوردار بودند. اغلب زنان که از هر گونه تحصیلات مذهبی محروم بودند در محافل کلیسایی یا از شوهران خود مرتباً سوال می‌کردند و یا با یکدیگر به گفتگو می‌پرداختند! این وضعیت باعث اختلال در جلسه می‌شد. در چنین شرایطی است که پولس زنان قرنتس را ترغیب می‌کند که با سکوت خود از اختلال در پرستش و عبادت بپرهیزند. بی‌شک منظور پولس این نیست که زنان می‌بایست در کلیسا کاملاً خاموش باشند، چرا که خود او در چند باب جلوتر (۱۱: ‏۵) به دعا و نبوت زنان در کلیسا اشاره می‌کند. نگرانی اصلی پولس در این قسمت، بی‌نظمی در کلیسای قرنتس بود.<br />
پرفسور کینرKeener استاد عهد جدید و نویسندۀ معاصر مسیحی در این باره می‌نویسد: «در محیطی که زنان در نوعی جهل و بی‌سوادی روحانی بسر می‌برند، پولس در حقیقت راه حلی برای مشکل پیدا می‌کند، و آن اینکه شوهرانشان به آنها آموزش دهند. این نه تنها زنان را محدود نمی‌کند بلکه آنها را آزاد هم می‌کند.»<br />
نکتۀ دوم مطابق نظر پرفسور کنت بیلی Kenneth Baily استاد عهد جدید، این است که نقطۀ اوج و پیام محوری در اول قرنتیان ۱۴-۱۱ محبت است (فصل ۱۳) و قسمتهای مربوط به بی‌نظمی در عبادت در دو سوی این پیام مرکزی قرار می‌گیرند. درک این مطلب به دو دلیل مهم است. یکی اینکه پولس در این بخش قصد ارائه اصول و تعالیمی کلی در ارتباط با خدمت زنان ندارد. او به ذکر موارد بی‌نظمی در کلیسا می‌پردازد که صحبت زنان در کلیسا، شرکت نادرست در شام خداوند، و بی‌نظمی در بکار بردن عطایا را شامل می‌شود. دوم اینکه ممکن است ارتباط این آیات را با پیام محوری این بخش فراموش کنیم.<br />
متن دوم و مشکلتر اول تیموتاووس ۲: ۱۱-۱۵ است: زن باید در آرامی و تسلیم کامل تعلیم گیرد.<br />
خطاب پولس در رسالۀ اول تیموتاووس کلیسای شهر افسس است که معبد آرتیمیس در آن قرار داشت. فعالیت‌های گسترده عبادتی هنوز در این معبد انجام می‌شد. معبد آرتمیس ساختمان بسیار عظیم هفت طبقه‌ای بود که یکی از عجایب هفتگانه دنیا به شمار می‌آمد. به علاوه در این معبد زنان بسیار مقتدر بوده و از ادارۀ فعالیت‌های مهم نیایشی معبد گرفته تا نظافت و امور اقتصادی توسط آنها انجام می‌پذیرفت. در مقابل مردان هیچ دخالتی در امور اداری و پرستشی معبد نداشتند. آنگونه که از حکایت دیمیتریوس نقره ساز در اعمال ۱۹ هم پیداست این معبد باعث شکوفایی اقتصادی شهر شده بود.<br />
اشارات پولس در این رساله همچنین حاکی از آن است که تعالیم نادرست ناستیکی هم در کلیسا رخنه کرده‌ بود. هشدار‌های پولس به تیموتاووس و اشاراتی به این تعالیم (در فصل ۴) موید این نکته است. اما این تعالیم توسط چه کسانی و چگونه در کلیسا رخنه کرده بود؟ با توجه با اینکه به شهادت تاریخ، در تشکیلات اولیۀ ناستیک‌ها معلمین زن نقش برجسته‌ای داشتند.<br />
می‌توان تصور کرد که چنین فضایی چگونه می‌توانست بر کلیسا اثر گذارد؟ آیا بعید بود که عقاید رایج در اجتماع در کلیسا هم رسوخ کند؟ رفتارهای غالب زنان در شهر افسس چگونه می‌توانست باشد؟ در رسالۀ دوم تیموتاووس پولس مردان و زنانی را که به دنبال این تعالیم پوچ بودند به شدت مورد انتقاد قرار می‌دهد (فصل ۳). اما زنان بدلیل محرومیت از آموزشهای دینی بیشتر از همۀ قشرهای اجتماع در معرض این تعالیم غلط قرار داشتند.<br />
در حقیقت پیام پولس هم حاکی از هشدار ‌است و و هم تشویق. زنان باید مانند مریم (لوقا ۱۰) فرصت و موقعیت این را داشته باشند که با آسودگی و فراغت خاطر تعلیم بگیرند تا عطایای روحانی خود را بطرز درستی بکار گیرند. تاکید پولس این است که به حاشیه راندن مردان چنانکه در معبد آرتیمیس مرسوم بود نباید در عبادت کلیسایی راه یابد.<br />
حال نگاه عمیق‌تری به خود متن بیاندازیم:<br />
زن باید در آرامی و تسلیم کامل تعلیم گیرد. زن را اجازه نمی‌دهم که تعلیم دهد یا بر مرد مسلط شود بلکه باید آرام باشد.<br />
اولین دستور پولس این است که زن باید تعلیم بگیرد. این درست برعکس نظر رابی ایلعاذر در تلمود است که معتقد بود: «بهتر است تورات سوخته شود تا اینکه حقایق آن را به یک زن یاد داد.» پس قسمت اول این آیه محروم کردن زنان از تعلیم نیست بلکه فرمان پولس به تیموتاووس و کلیسا که بگذارید زنان تعلیم درست بیابند.<br />
واژۀ &#8220;آرامی&#8221; چنانکه در ترجمه هزاره نو آمده، ترجمۀ مناسب‌تری از لغت یونانی است تا «خاموشی» و این متناسب با موقعیت افسسیان نیز هست. در آیۀ ۲ همین فصل نیز لغت «آرام» به عنوان روش زندگی همۀ ایمانداران بکار رفته است. به طور کلی آرامی و دوری جستن از روحیۀ نزاع و پرخاشگری لازمۀ یادگیری است. به اعتقاد کینر: دلیل هشدار برای سکوت زنان این بود که آنها در این کلیسا نقش دانش‌آموز مبتدی را داشتند. پولس به آنان حکم می‌کند که در آرامش و آسایش تعلیم بگیرند.<br />
در واقع، از این متن نمی‌توان نتیجه گرفت که منظور پولس این است که زنان در کلیسا ساکت باشند. چرا که خود پولس پریسکیلا و زنان خادم دیگر را تشویق می‌کند. در اول قرنتیان ۱۱ پولس به زنانی که در کلیسا نبوت و دعا می‌کردند تعلیم می‌دهد که بعضی نکات را رعایت کنند. پس چگونه می‌توان هم در کلیسا خاموش بود و هم صحبت کرد؟<br />
همچنین آنها باید در تسلیم کامل باشند؟ اما به چه چیز باید تسلیم باشند؟ این نکته واضحاً بیان نشده است، اما با توجه به پیام کلی این رساله می‌توان پاسخ طبیعی این سؤال را هم تسلیم به تعلیم منطبق بر انجیل (۱:‏۱۱) دانست. این حکم نه تنها در مورد زنان بلکه همۀ افرادی که متأثر از تعالیم نادرست و بدعتکارانه در کلیسا بودند صادق است.<br />
کنت بیلی بطور تفسیری آیه ۱۲ را اینطور بازنویسی می‌کند:<br />
«به هیچ کدام از این زنان افسسی که از لحاظ الهیاتی نادان هستند اجازه نمی‌دهم که تعلیم دهند<br />
چرا که تعلیمات نادرست خود را به همراه خود به کلیسا آورده‌اند.»<br />
آیا تمام زنان افسس بدعتکار بودند؟ مسلماً خیر! اما پولس از تیموتاووس جوان انتظار نداشت که در اوج این بحران کلیسایی برای اعضای کلیسای خود امتحان الهیات برگزار نماید! باید از رشد این تعالیم نادرست و بدعت‌کارانه هر چه سریعتر جلوگیری می‌شد. به این ترتیب پولس به هیچ یک از زنان اجازۀ تعلیم نمی‌دهد تا همۀ آنها ابتدا در ایمانشان تعلیم بیابند. با در نظر گرفتن موقعیت حساس و بحرانی کلیسای افسس فرمان پولس بسیار بجا است.<br />
«زن را اجازه نمی‌دهم که تعلیم دهد یا بر مرد مسلط شود». عبارت مسلط شدن (authenteo) یا مستبدانه حکمرانی کردن در عهد جدید تنها در اینجا بکار رفته است. این لغتی بار معنی بسیار قوی و منفی دارد که معنی سلطۀ کامل کردن یا بزور و استبداد حکمرانی کردن است.<br />
چنانچه پیشتر ذکر شد، در افسس زنانی بودند که بر مردان تسلط کامل داشته و حتی در کلیسا با روحیه‌ای پرخاشگر به جر و بحث با مردان بر سر تعالیم مذهبی آنان می‌پرداختند. پاسخ پولس مقابله با چنین رفتارهای غیر مسیحی است. تحکّم و سلطه جویی بر مردان، چنانکه در فرهنگ افسس و در معبد آرتیمیس یافت می‌شد با رفتار شایستۀ یک مسیحی در تضاد بود.<br />
پرفسور کنت بیلی این قسمت را نیز اینگونه بازنویسی می‌کند:<br />
به این زنان نادان اجازه نمی‌دهم که مردان را تحت تسلط خود درآورند. آنها باید پرخاشجویی را کنار<br />
بگذارند و آرام شوند.<br />
نتیجه‌گیری:<br />
با بررسی موشکافانۀ تاریخی و درک زمینۀ این دو متن مشکل، می‌توان علت هشدار پولس را در اختلال ناشی از صحبت کردن زنان در مراسم عبادی کلیسای قرنتس، و رخنه کردن تعالیم بدعت‌کارانه توسط آنان در افسس دانست. بنابراین پولس به آنها هشدار می‌دهد که آرام باشند یا صحبت نکنند.<br />
سرچشمۀ این مشکلات زنانی بودند که بیشتر در معرض تعالیم غلط قررا داشتند. پس پولس یک راه حل محدود ارائه می‌دهد؛ و آن اینکه زنان تعلیم ندهند. اما راه حل دیگری که دوشادوش اولی ارائه می‌دهد این است که زنان تعلیم بگیرند. این تذکرات را باید در هماهنگی با غلاطیان ۳: ۲۸ و در سایۀ تعالیم و نگرش عیسی در مورد زنان و خدمت آنان به عنوان شاگرد، خادم، معلم، نبی و رسول دید. پولس در غلاطیان ۳:‏۲۸ اصلی را بوضوح بیان می‌دارد: «دیگر نه یهودی معنی دارد و نه یونانی نه غلام و نه آزاد نه مرد و نه زن زیرا همگی شما در مسیح عیسی یکی هستید.» این آیه، مرکز و محوری است که باید نقش زن در کلیسای اولیه را همیشه و در هر حال با توجه به آن بررسی کنیم.<br />
به بیان گوردون فی متأله مسیحی دیگری: &#8220;بزرگترین خطای مسیحیان انجیلی در رابطه با موضوع جنسیت این است که آن را از تصویر بزرگتر الهیات کتاب‌مقدس مجزا کرده‌اند. ما نباید یک قسمتِ مجزا را که مربوط به یک موقعیت خاص است، محور اصلی مباحثات خود بگردانیم، بلکه باید الهیاتِ «خلقت تازۀ» پولس را، که در همۀ رسالات او مشهود است، مرکز و محور اصول ایمانی و کلیسایی خود قرار دهیم. این خلقت تازه همۀ دسته‌بندی‌های مذهبی/اجتماعی/جنسیتی را از ریشه‌کن می‌کند.&#8221;<br />
فی ادامه می‌دهد که غلاطیان ۳: ۲۸ فقط مربوط به یکی بودن زن و مرد در نجات نیست. در الهیات پولس نمی‌توان نجات را از کلیسا جدا کرد.‏ نجات از نظر پولس، مطابق اول قرنتیان ۱۲:‏۱۳، مشارکت همۀ افراد نجات یافته در یک بدن، و نوشانیده شدن از یک روح است. در چنین بدنی هر کس عطیه‌ای را که خدا بدون تبعیض جنسی به آنها بخشیده می‌تواند برای خدمت کلیسا به کار بندد. همانطور که پطرس در اعمال ۱۰:‏۳۴ و پولس در رومیان ۲:‏۱۱ به ما یادآوری می‌کنند خدا تبعیضی میان مردمان قائل نیست.<br />
اسقف تام رایت محقق کتاب مقدس و چهارمین اسقف ارشد در انگلیس می‌گوید: &#8220;ما بطور جدی این متون کتاب‌مقدس را به غلط برداشت کرده‌ایم. این به دلیل ترکیبی از پیش‌فرض‌های اشتباه، رسوم و اندیشه‌های پسا کتاب‌مقدسی و غیر کتاب‌مقدسی است که به مسیحیت وارد شده است. بیایید این متون را آنطور که مقصود نویسنده بوده است بخوانیم، به نحوی که باعث بنای کلیسای خدا شود، هم زنان و هم مردان. ما باید با دعا در این باره تفکر کنیم که فرهنگ ما، تعصب‌های ما و نگرش یک‌طفرۀمان، ما رابه سمتی نراند که با کلیشه‌ها سازش کنیم، بلکه پیام انجیل را برای شفا و آزادی زنان و مردان به یکسان بکار ببریم.&#8221;<br />
علاوه بر این کسانی که همیشه با کتاب‌مقدس مخالفت می‌کنند از برخی از این پیش‌فرض‌ها و اندیشه‌های غلط در مورد زنان، برای سرکوبی کلام خدا و پیام کلی آن استفاده کرده‌اند. شاید نسل ما فرصتی داشته باشد تا جهت درستی به بعضی از این ابهامات که مورد سوء استفاده واقع شده‌اند بدهد.<br />
********************************</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: seva</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1625</link>
		<dc:creator>seva</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1625</guid>
		<description>en axo az enja bardarid bad nista.bishtar yadam mindaze ke koja daram zendegi mikonam</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>en axo az enja bardarid bad nista.bishtar yadam mindaze ke koja daram zendegi mikonam</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1244</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1244</guid>
		<description>فرمایش شما متین است . بسیار متشکرم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فرمایش شما متین است . بسیار متشکرم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهتاب</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-1238</link>
		<dc:creator>مهتاب</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-1238</guid>
		<description> 
مقاله ی شما رو خوندم .جای تقدیر و تشکر داره .اما جهت تذکر 
فرمودید که :
آیا اسلام که در حق زن و مرد قائل به تفاوت است نه تساوی ،‌ ظلم کرده است؟

،بله ،اگر اینی که شما می فرمایید باشد ، صد در صد ظلم کرده است 
به جای این جمله بفرمایید که :

آیا اسلام که در حق زن و مرد قائل به&quot; تساوی&quot; است نه&quot; تشابه &quot; ، ظلم کرده است ؟؟؟
در این صورت باید بگیم نه .چون صورت متفاوت است اما جوهر و ماهیتش مساوی است .مثلا اگه حق طلاق رو به مرد داده حق بله گفتنو به زن داده 
اگه ارثش کمتره در عوض مهریه داره و...
اینا در واقع شبیه هم نیست اما باهم جبران و دفع می شن .
البته برداشت من با توجه به رشته ام اینه .

مسیحیت امروز داره از زن یه مرد می سازه چون اشتباه براش جا افتاده و فکر می کنه که تساوی همون تشابه است . بنابراین کارهایی رو به عهده ی زن می ذارن که در شان الهی و انسانی وی نیست 
تشکر  :grin:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مقاله ی شما رو خوندم .جای تقدیر و تشکر داره .اما جهت تذکر<br />
فرمودید که :<br />
آیا اسلام که در حق زن و مرد قائل به تفاوت است نه تساوی ،‌ ظلم کرده است؟</p>
<p>،بله ،اگر اینی که شما می فرمایید باشد ، صد در صد ظلم کرده است<br />
به جای این جمله بفرمایید که :</p>
<p>آیا اسلام که در حق زن و مرد قائل به&#8221; تساوی&#8221; است نه&#8221; تشابه &#8221; ، ظلم کرده است ؟؟؟<br />
در این صورت باید بگیم نه .چون صورت متفاوت است اما جوهر و ماهیتش مساوی است .مثلا اگه حق طلاق رو به مرد داده حق بله گفتنو به زن داده<br />
اگه ارثش کمتره در عوض مهریه داره و&#8230;<br />
اینا در واقع شبیه هم نیست اما باهم جبران و دفع می شن .<br />
البته برداشت من با توجه به رشته ام اینه .</p>
<p>مسیحیت امروز داره از زن یه مرد می سازه چون اشتباه براش جا افتاده و فکر می کنه که تساوی همون تشابه است . بنابراین کارهایی رو به عهده ی زن می ذارن که در شان الهی و انسانی وی نیست<br />
تشکر  <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':grin:' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-944</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-944</guid>
		<description>از پاسخ های بسیار خوب شما تشکر می کنم . 
در مورد پاسخ سوال اولتان : 
آیا شما عهد قدیم را قبول ندارین؟ مگر عهد قدیم بخشی از کتاب مقدس شما نیست؟ مگر مسیح علیه السلام نفرمود : گمان مبرید که من آمده ام تا تورات و یا صحف انبیاء را باطل سازم .. بلکه( آمده ام ) تا تمام کنم . زیرا هر آیینه به شما می گویم ….همزه یا  نقطه ای  از.. تورات هر گز زایل نخواهد شد  .. هر کس یکی از کوچکترین این احکام را بشکند در آسمان کوچکترین شمرده می شود. متی ۳-۲:.۳-۱   همچنین ببینید متی ۵:.۱۹ .
مگر در کتاب مقدس نیامده است : من خود از کلامم دیده بانی میکنم خداوند خود نگهبان کلامش هست و کلام و سخن خداوند همانطور که کتابمقدس می گوید تا به ابد پایدار است.و هر گز تحریف نمی شود. بر این اساس آنچه در عهد قدیم آمده است باید یک مسیحی هم بدان ایمان و اعتقاد داشته باشد و گرنه مسیحی نخواهد بود. 
علاوه بر این فرض کنیم که مربوط به قوم بنی اسرائیل باشد ، شما یکجا در قرآن پیدا کنید که گفته باشد زن نجس است. ولو در قوم بنی اسرائیل . 
از این گذشته وقتی این پاسخ صحیح است که در کتاب مقدس خودش گفته باشد که به اعتقاد قوم بنی اسرائیل زن نجس بود. در حالی که چنین مطلبی به عنوان یک بیان تاریخی نیامده . بلکه فضای بیانی این آیات این است که احکام شرعی را بیان می کنند نه یک مساله تاریخی را . 
پاسخ سوال دوم: 
هرگز چنین نبوده که پیامبری و داشتن یا نوشتن یک کتاب آسمانی یک شغل باشد. این پاسخ پذیرفتنی نیست. آیا شغل موسی علیه السلام پیامبری بود؟ در این پاسختان بیشتر دقت کنید . 
پاسخ سوال سوم : 
هر چند ظاهر این پاسخ شما پذیرفتنی است . اما وقتی این حرف صحیح است که بگوییم زنان دقیقا به همین دلیل شغل بودن کاهن نمی شدند. این در حالی است که چون یهودیان بر اساس کتاب مقدس ، کاهنی را شغل مقدسی می دانستند و از طرف دیگر بر اساس عهد قدیم، زنان را در برخی از اوقات نجس به حساب می آوردند برای این که این شغل آلوده نشود با کاهن شدن زنان مخالفت میکردند . به طوری که مریم علیها سلام وقتی قرار بود خادم معبد شود با مخالفت های بسیاری از کاهنان روبرو شد. 
پاسخ سوال چهارم: 
بله . بانو مریم مجدلیه را می شناسم و و فیلم های زیادی از ایشان دیده ام. ولی صرف همراهی کردن کافی نیست. ما معتقدیم که از 313 تن یاران امام زمان علیه السلام پنجاه تن خانم هستند. یعنی مسئولیت مستقیم دارند. یا مثلا معتقدیم که از چهارده معصوم یکی از آنان زن است (حضرت فاطمه علیها سلام). نه این که حضرت زهرا علیها سلام همراه معصومین است . بلکه خودش معصوم است. حتی ما حضرت مریم علیها سلام را هم معصوم می دانیم و معتقدیم ایشان سرور بانوان جهان است و در قرآن کریم سوره ای مستقل با نام ایشان آمده است. 
با همه این احوال من عنادی با پذیرش سخنان شما ندارم. با شما همراه می شوم و اگر واقعا شما به این مسائل اعتقادی ندارید و زن را نجس نمی دانید و حقوقش را محترم می شمارید و ... که خوب این خیلی عالی است و همان چیزی است که من با آن موافقم و معتقدم باید همین گونه باشید. بنا بر این اگر یک بار دیگر به ابتدای مقاله مراجعه کنید می بینید که این مقاله در پاسخ به کسانی نوشته شده که دائما به مقام زن در اسلام اشکال می گیرند و می گویند در اسلام به حقوق زن ظلم شده است در حالی که از مسیحیت و کتاب مقدس خود اطلاعی ندارند. 
آرزوی من این است که زن در همه جوامع چه دینی و چه غیر دینی ارزش و جایگاه واقعی خود را پیدا کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از پاسخ های بسیار خوب شما تشکر می کنم .<br />
در مورد پاسخ سوال اولتان :<br />
آیا شما عهد قدیم را قبول ندارین؟ مگر عهد قدیم بخشی از کتاب مقدس شما نیست؟ مگر مسیح علیه السلام نفرمود : گمان مبرید که من آمده ام تا تورات و یا صحف انبیاء را باطل سازم .. بلکه( آمده ام ) تا تمام کنم . زیرا هر آیینه به شما می گویم ….همزه یا  نقطه ای  از.. تورات هر گز زایل نخواهد شد  .. هر کس یکی از کوچکترین این احکام را بشکند در آسمان کوچکترین شمرده می شود. متی ۳-۲:.۳-۱   همچنین ببینید متی ۵:.۱۹ .<br />
مگر در کتاب مقدس نیامده است : من خود از کلامم دیده بانی میکنم خداوند خود نگهبان کلامش هست و کلام و سخن خداوند همانطور که کتابمقدس می گوید تا به ابد پایدار است.و هر گز تحریف نمی شود. بر این اساس آنچه در عهد قدیم آمده است باید یک مسیحی هم بدان ایمان و اعتقاد داشته باشد و گرنه مسیحی نخواهد بود.<br />
علاوه بر این فرض کنیم که مربوط به قوم بنی اسرائیل باشد ، شما یکجا در قرآن پیدا کنید که گفته باشد زن نجس است. ولو در قوم بنی اسرائیل .<br />
از این گذشته وقتی این پاسخ صحیح است که در کتاب مقدس خودش گفته باشد که به اعتقاد قوم بنی اسرائیل زن نجس بود. در حالی که چنین مطلبی به عنوان یک بیان تاریخی نیامده . بلکه فضای بیانی این آیات این است که احکام شرعی را بیان می کنند نه یک مساله تاریخی را .<br />
پاسخ سوال دوم:<br />
هرگز چنین نبوده که پیامبری و داشتن یا نوشتن یک کتاب آسمانی یک شغل باشد. این پاسخ پذیرفتنی نیست. آیا شغل موسی علیه السلام پیامبری بود؟ در این پاسختان بیشتر دقت کنید .<br />
پاسخ سوال سوم :<br />
هر چند ظاهر این پاسخ شما پذیرفتنی است . اما وقتی این حرف صحیح است که بگوییم زنان دقیقا به همین دلیل شغل بودن کاهن نمی شدند. این در حالی است که چون یهودیان بر اساس کتاب مقدس ، کاهنی را شغل مقدسی می دانستند و از طرف دیگر بر اساس عهد قدیم، زنان را در برخی از اوقات نجس به حساب می آوردند برای این که این شغل آلوده نشود با کاهن شدن زنان مخالفت میکردند . به طوری که مریم علیها سلام وقتی قرار بود خادم معبد شود با مخالفت های بسیاری از کاهنان روبرو شد.<br />
پاسخ سوال چهارم:<br />
بله . بانو مریم مجدلیه را می شناسم و و فیلم های زیادی از ایشان دیده ام. ولی صرف همراهی کردن کافی نیست. ما معتقدیم که از ۳۱۳ تن یاران امام زمان علیه السلام پنجاه تن خانم هستند. یعنی مسئولیت مستقیم دارند. یا مثلا معتقدیم که از چهارده معصوم یکی از آنان زن است (حضرت فاطمه علیها سلام). نه این که حضرت زهرا علیها سلام همراه معصومین است . بلکه خودش معصوم است. حتی ما حضرت مریم علیها سلام را هم معصوم می دانیم و معتقدیم ایشان سرور بانوان جهان است و در قرآن کریم سوره ای مستقل با نام ایشان آمده است.<br />
با همه این احوال من عنادی با پذیرش سخنان شما ندارم. با شما همراه می شوم و اگر واقعا شما به این مسائل اعتقادی ندارید و زن را نجس نمی دانید و حقوقش را محترم می شمارید و &#8230; که خوب این خیلی عالی است و همان چیزی است که من با آن موافقم و معتقدم باید همین گونه باشید. بنا بر این اگر یک بار دیگر به ابتدای مقاله مراجعه کنید می بینید که این مقاله در پاسخ به کسانی نوشته شده که دائما به مقام زن در اسلام اشکال می گیرند و می گویند در اسلام به حقوق زن ظلم شده است در حالی که از مسیحیت و کتاب مقدس خود اطلاعی ندارند.<br />
آرزوی من این است که زن در همه جوامع چه دینی و چه غیر دینی ارزش و جایگاه واقعی خود را پیدا کند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: kathryna</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-941</link>
		<dc:creator>kathryna</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-941</guid>
		<description>answer chera zan bayad najesbashad?in qavanin marbot be qom  bani israeel dar zaman mosa ast va rabti be masihiyat nadarad
2;chera khodavand hata yek zan ra be envan navisande?az2000 untill 4000sal qabl name chandnavisande va movarekh dar tarikh sabt shode ,dar an zaman chonin shoqlhaiee mokhtase mardan bood,2 inke hoquq zan ra ba shoqlash moqayese namikonand.
3;chera hata be yeki az zanan sabat lavi ejaza nadade ast ta kehanat?dar an zaman kehanat shoqle mardane bood vali emruze dar kenar keshishan mard,keshishan zan ham khedmat mikonand
4;chera khodavand az meian 12 nafar rasul havari masih 1 nafar zan?albate zanani anha ra hamrahi mikardand louqa 8;;3-2 maria majdalia.
,yuna,shosen,va besiari zanan digar ke za amval khod oo ra khedmat mikardand.
man yek soal za u ;afradi ke dar shemar imaman dini u amade chera name yek zan nayamade?</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>answer chera zan bayad najesbashad?in qavanin marbot be qom  bani israeel dar zaman mosa ast va rabti be masihiyat nadarad<br />
2;chera khodavand hata yek zan ra be envan navisande?az2000 untill 4000sal qabl name chandnavisande va movarekh dar tarikh sabt shode ,dar an zaman chonin shoqlhaiee mokhtase mardan bood,2 inke hoquq zan ra ba shoqlash moqayese namikonand.<br />
3;chera hata be yeki az zanan sabat lavi ejaza nadade ast ta kehanat?dar an zaman kehanat shoqle mardane bood vali emruze dar kenar keshishan mard,keshishan zan ham khedmat mikonand<br />
4;chera khodavand az meian 12 nafar rasul havari masih 1 nafar zan?albate zanani anha ra hamrahi mikardand louqa 8;;3-2 maria majdalia.<br />
,yuna,shosen,va besiari zanan digar ke za amval khod oo ra khedmat mikardand.<br />
man yek soal za u ;afradi ke dar shemar imaman dini u amade chera name yek zan nayamade?</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-412</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-412</guid>
		<description>دوست عزیزم . اولا قوانین سنگسار در اسلام با یهودیت بسیار متفاوت است . در این باره بیشتر مطالعه کنید. اگر توفیقی بود و فرصت اقتضا کرد، به زودی این تفاوت ها را در قالب یک فایل پاورپوینت در سایت قرار می دهم. 
اما در مورد مریم مجدلیه ،‌ شما دو موضوع را با یکدیگر قاطی کرده اید . یکی وجود زنی در مسیحیت به نام مریم مجدلیه و دیگری از حواریون و رسولان مسیح بودن مریم مجدلیه. آنچه من مطرح کرده بودم این بود که هیچ یک از حواریون از بانوان نیستند. آیا مریم مجدلیه از حواریون و رسولان بود؟ آیا صرف وجود مریم مجدلیه در تابلو شام آخر ، معنایش این است که ایشان از حواریون بوده است؟ جواب این سوال که خیلی واضح است ، دوست گلم. 
در مورد اطلاعات ناچیزم درست می فرمایید و درصددم که با مطالعه آن را افزایش دهم و صادقانه می پذیرم که خیلی چیزها را نمی دانم. هیچ کینه ای ندارم دوست عزیزم. دشمنی ای هم وجود ندارد. اگر پاسخی منطقی ارائه بدهید با جان و دل می پذیرم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیزم . اولا قوانین سنگسار در اسلام با یهودیت بسیار متفاوت است . در این باره بیشتر مطالعه کنید. اگر توفیقی بود و فرصت اقتضا کرد، به زودی این تفاوت ها را در قالب یک فایل پاورپوینت در سایت قرار می دهم.<br />
اما در مورد مریم مجدلیه ،‌ شما دو موضوع را با یکدیگر قاطی کرده اید . یکی وجود زنی در مسیحیت به نام مریم مجدلیه و دیگری از حواریون و رسولان مسیح بودن مریم مجدلیه. آنچه من مطرح کرده بودم این بود که هیچ یک از حواریون از بانوان نیستند. آیا مریم مجدلیه از حواریون و رسولان بود؟ آیا صرف وجود مریم مجدلیه در تابلو شام آخر ، معنایش این است که ایشان از حواریون بوده است؟ جواب این سوال که خیلی واضح است ، دوست گلم.<br />
در مورد اطلاعات ناچیزم درست می فرمایید و درصددم که با مطالعه آن را افزایش دهم و صادقانه می پذیرم که خیلی چیزها را نمی دانم. هیچ کینه ای ندارم دوست عزیزم. دشمنی ای هم وجود ندارد. اگر پاسخی منطقی ارائه بدهید با جان و دل می پذیرم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-408</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-408</guid>
		<description>نمیدانم چطور به این نتیجه رسیدی که من باید مسیحی باشم ؟ میشه بگی قوانین سنگسار و تضییع حقوق زنان جز از یهود از کجا وارد اسلام شده است ؟ 
پیشنهاد میکنم که اگر میتونی تابلوی شام آخر داوینچی را تماشا کن تا مریم مجدلیه را در کنار مسیح ببینی
متاسفانه اطلاعاتت خیلی ناچیز و متعصبانه است . قلب تو سرشار از کینه ی به انسانهای دیگه ست که برخلاف تو فکر میکنند . در توهم توطئه با همه دشمنی میکنی که البته جز به خودت به کس دیگری آسیب نمیرسونی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمیدانم چطور به این نتیجه رسیدی که من باید مسیحی باشم ؟ میشه بگی قوانین سنگسار و تضییع حقوق زنان جز از یهود از کجا وارد اسلام شده است ؟<br />
پیشنهاد میکنم که اگر میتونی تابلوی شام آخر داوینچی را تماشا کن تا مریم مجدلیه را در کنار مسیح ببینی<br />
متاسفانه اطلاعاتت خیلی ناچیز و متعصبانه است . قلب تو سرشار از کینه ی به انسانهای دیگه ست که برخلاف تو فکر میکنند . در توهم توطئه با همه دشمنی میکنی که البته جز به خودت به کس دیگری آسیب نمیرسونی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-397</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-397</guid>
		<description>دوست مودب مسیحی من که احمق نیستی ، اسامی رسولان در کتاب مقدس اومده . من برات اینجا می نویسم: 
در انجیل متی باب ۱۰ ، لوقا باب ۶ و انجیل مرقس باب ۹ :
   1. شمعون پطرس
   2. اندریاس ، برادر پطرس
   3. یعقوب پسر زبدی
   4. یوحنا
   5. فیلیپس
   6. برتولما
   7. توما
   8. متی
   9. یعقوب پسر حلفا
  10. لبی معروف به تدی
  11. شمعون قانوی یا شمعون غیور
  12. یهودا اسخریوطی

کدومشون مریم مجدلیه بودند؟ اطلاعاتت خیلی کمه . بیشتر مطالعه کن. مریم مجدلیه جز رسولان و حواریون نبود. 
دوم: اولا آیاتی از کتاب مقدس را که گفتم هرگز وارد اسلام نشده و اسلام کاملا با آن مخالف است که در متن مقاله آورده ام . ثانیا من یک سوال از شما می پرسم. آیا شما عهد قدیم را به عنوان بخشی از کتاب مقدس قبول ندارید و کاملا آن را رد می کنید؟ اگر بگویی آره که معلوم است یا مسیحی نیستی یا مسیحی بسیاری بی سوادی هستی. اگر هم بگویی نه که پاسخ سوال خودت را گرفته ای.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست مودب مسیحی من که احمق نیستی ، اسامی رسولان در کتاب مقدس اومده . من برات اینجا می نویسم:<br />
در انجیل متی باب ۱۰ ، لوقا باب ۶ و انجیل مرقس باب ۹ :<br />
   ۱٫ شمعون پطرس<br />
   ۲٫ اندریاس ، برادر پطرس<br />
   ۳٫ یعقوب پسر زبدی<br />
   ۴٫ یوحنا<br />
   ۵٫ فیلیپس<br />
   ۶٫ برتولما<br />
   ۷٫ توما<br />
   ۸٫ متی<br />
   ۹٫ یعقوب پسر حلفا<br />
  ۱۰٫ لبی معروف به تدی<br />
  ۱۱٫ شمعون قانوی یا شمعون غیور<br />
  ۱۲٫ یهودا اسخریوطی</p>
<p>کدومشون مریم مجدلیه بودند؟ اطلاعاتت خیلی کمه . بیشتر مطالعه کن. مریم مجدلیه جز رسولان و حواریون نبود.<br />
دوم: اولا آیاتی از کتاب مقدس را که گفتم هرگز وارد اسلام نشده و اسلام کاملا با آن مخالف است که در متن مقاله آورده ام . ثانیا من یک سوال از شما می پرسم. آیا شما عهد قدیم را به عنوان بخشی از کتاب مقدس قبول ندارید و کاملا آن را رد می کنید؟ اگر بگویی آره که معلوم است یا مسیحی نیستی یا مسیحی بسیاری بی سوادی هستی. اگر هم بگویی نه که پاسخ سوال خودت را گرفته ای.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-396</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-396</guid>
		<description>احمق گفتی که هیچ یک از رسولان مسیح زن نبوده اند ! اول برو کمی مطالعه بکن و بعد بیا افاضات در بکن ! قابل توجه شما مریم مجدلیه از حواریون و اولین کسی بود که برخواستن مسیح از دنیای مردگان را دید .
دوم : اینها که میگویی همه شزیعت یهود هستند که ادامه آن به صورت مسخره و دیوانه وار وارد اسلام شده ! بدون که مسیحیت شریعت نداره  :lol:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>احمق گفتی که هیچ یک از رسولان مسیح زن نبوده اند ! اول برو کمی مطالعه بکن و بعد بیا افاضات در بکن ! قابل توجه شما مریم مجدلیه از حواریون و اولین کسی بود که برخواستن مسیح از دنیای مردگان را دید .<br />
دوم : اینها که میگویی همه شزیعت یهود هستند که ادامه آن به صورت مسخره و دیوانه وار وارد اسلام شده ! بدون که مسیحیت شریعت نداره  <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_lol.gif' alt=':lol:' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/615.html/comment-page-1#comment-373</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=615#comment-373</guid>
		<description>&lt;blockquote&gt;با درودی دگر 
عزیز گرامی اینکه من و شما چه می اندیشیم و اینکه در حقیقت در باغ عدن چه اتفاقی روی داده است دو مطلب جدا از هم است که هر کدام در جای خود قابل تامل و بررسی است.&lt;/blockquote&gt;


&lt;strong&gt;درود خداوند بر شما یوحنای عزیزم
بله و دقیقا به خاطر کشف همین حقیقت است که باید گفتگو و مطالعه و تحقیق صورت بگیرد. و گرنه اندیشه ای که بدون پشتوانه باشد پشیزی نمی ارزد دوست نازنینم. 
&lt;/strong&gt;


&lt;blockquote&gt;اینکه در مکتبی چیزی پذیرفته نیست دلیل بر عدم صحت موضوع نیست و صرفا” پاک کردن صورت مسئله است .
مثالی برای شما می آورم :
فرض کنید در هندوستان دسته ای پهن پرست هستند که وقتی با ایشان از اسلام صحبت می کنید ، می گویند که اسلام درست نیست و ما به آن اعتقادی نداریم و مکتب ما درست است( البته برای این گفته خود دلایل فراوان هم می آورند ) ؛ حال آیا می توان این مدعا را صحیح دانست ؟&lt;/blockquote&gt;


&lt;strong&gt;چیزی که شما فرمودید در صورتی است که مکتبی یک ادعای صرف کرده باشد و لجبازانه بگوید من نمی پذیرم. اما وقتی نپذیرفتن با دلیل و منطق همراه باشد ، پاک کردن صورت مساله نیست بلکه عین حل کردن صورت مساله است. عقاید و اندیشه های هر مکتبی طبیعتا دنباله و تاریخچه ای دارد . اندیشه ای استوار است و پذیرفتنی که با دلیل منطقی و عقل پذیر قابل ارائه باشد. به نظر شما این اندیشه آیا پذیرفتنی است: 1+1+1= 1  وقتی عقیده ای مخالفت صریح با عقل داشت ، نمی توان آن را پذیرفت. عقل پیامبر و راهنمای درونی ماست. اگر به هشدارهایش توجه نکنیم و بر خلاف آنچه عقل می گوید پیش برویم پس از مرگ زمانی که در محضر خداوند قرار می گیریم باید به خاطر مخالفت با عقل مورد داوری حضرتش قرار بگیریم و می گیریم. &lt;/strong&gt;


&lt;blockquote&gt;البته موضوع زنای مار با حوا مطلبی است که در همین اواخر از سوی خداوند بر انسانها مکاشفه شده و طبیعتا” پذیرفتن آن کمی دشوار است اما واقعیت دارد .
برای مطالعه بیشتر در این باب نظر شما را جلب میکنم به وب سایت کلیسای ایران به آدرس  در &lt;a href=&quot;http://www.persianmission.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=46:eghvagar&amp;catid=44:snaket&amp;Itemid=63&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;صفحه نخست قسمت مقالات&lt;/a&gt; پر بازدید ، جزوه اغواگر .
امیدوارم مطالب این جزوه را مطالعه فرمایید و این حقیر را از نظر خود مطلع سازید .&lt;/blockquote&gt;


&lt;strong&gt;دوست نازنینم اولا نظریه تکامل داروین که می گوید انسان تکامل یافته حیوان است با آنچه در مقاله ای که شما ارجاع دادید و بنده به دقت خواندم تفاوت اساسی دارد. بر اساس نظریه داروین انسان تکامل یافته میمون است اما بر اساس مقاله شما انسان از مار به زنا متولد شده است. 
مشکل دیگر مقاله شما که هیچ پشتوانه علمی ندارد و به یقین می دانم که شما حتی یک دلیل علمی استوار هم نمی توانید بر آن ذکر کنید این است که مار در ابتدا حیوانی دو پا مانند انسان بوده است و سپس با حوا زنا کرده. 
همین جا از شما دوست نازنینم تقاضا می کنم آدرس یا اصل مقاله یا دلایل علمی این ادعا را بگویید تا بررسی کنم. پیگیری این موضوع برای من بسیار جالب توجه است و به آن علاقمند شدم. 
&lt;/strong&gt;
البته 

&lt;blockquote&gt;موضوع بحث ما در باب حقوق و جایگاه زنان بود حال نمی دانم تا کجا توانسته ام مطلب را برای شما بازگو کنم 
خداوند شما را برکت دهد&lt;/blockquote&gt;


&lt;strong&gt;شما دوست گلم مطالبی را شرح دادید که پاسخ هایی به همه آن ها داده شد . اما دیگر از طرف شما جوابی به این پاسخ داده نشد. بنا بر این بنده قانع نشدم و مشتاقانه منتظرم تا دیدگاه های قانع کننده ای را مبنی بر ارزش حقوق زن در کتاب مقدس ببینم. همچنین درخواست کردم که یک یا چند آیه صریح از آیاتی که بر ارزش و جایگاه والای زن تصریح (اشاره نه) کند بیاورید تا از پژوهش شما دوست عزیزم استفاده کنم. 
خداوند به شما دوست نازنینم هم برکت دهد. &lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<blockquote><p>با درودی دگر<br />
عزیز گرامی اینکه من و شما چه می اندیشیم و اینکه در حقیقت در باغ عدن چه اتفاقی روی داده است دو مطلب جدا از هم است که هر کدام در جای خود قابل تامل و بررسی است.</p></blockquote>
<p><strong>درود خداوند بر شما یوحنای عزیزم<br />
بله و دقیقا به خاطر کشف همین حقیقت است که باید گفتگو و مطالعه و تحقیق صورت بگیرد. و گرنه اندیشه ای که بدون پشتوانه باشد پشیزی نمی ارزد دوست نازنینم.<br />
</strong></p>
<blockquote><p>اینکه در مکتبی چیزی پذیرفته نیست دلیل بر عدم صحت موضوع نیست و صرفا” پاک کردن صورت مسئله است .<br />
مثالی برای شما می آورم :<br />
فرض کنید در هندوستان دسته ای پهن پرست هستند که وقتی با ایشان از اسلام صحبت می کنید ، می گویند که اسلام درست نیست و ما به آن اعتقادی نداریم و مکتب ما درست است( البته برای این گفته خود دلایل فراوان هم می آورند ) ؛ حال آیا می توان این مدعا را صحیح دانست ؟</p></blockquote>
<p><strong>چیزی که شما فرمودید در صورتی است که مکتبی یک ادعای صرف کرده باشد و لجبازانه بگوید من نمی پذیرم. اما وقتی نپذیرفتن با دلیل و منطق همراه باشد ، پاک کردن صورت مساله نیست بلکه عین حل کردن صورت مساله است. عقاید و اندیشه های هر مکتبی طبیعتا دنباله و تاریخچه ای دارد . اندیشه ای استوار است و پذیرفتنی که با دلیل منطقی و عقل پذیر قابل ارائه باشد. به نظر شما این اندیشه آیا پذیرفتنی است: ۱+۱+۱= ۱  وقتی عقیده ای مخالفت صریح با عقل داشت ، نمی توان آن را پذیرفت. عقل پیامبر و راهنمای درونی ماست. اگر به هشدارهایش توجه نکنیم و بر خلاف آنچه عقل می گوید پیش برویم پس از مرگ زمانی که در محضر خداوند قرار می گیریم باید به خاطر مخالفت با عقل مورد داوری حضرتش قرار بگیریم و می گیریم. </strong></p>
<blockquote><p>البته موضوع زنای مار با حوا مطلبی است که در همین اواخر از سوی خداوند بر انسانها مکاشفه شده و طبیعتا” پذیرفتن آن کمی دشوار است اما واقعیت دارد .<br />
برای مطالعه بیشتر در این باب نظر شما را جلب میکنم به وب سایت کلیسای ایران به آدرس  در <a href="http://www.persianmission.com/index.php?option=com_content&#038;view=article&#038;id=46:eghvagar&#038;catid=44:snaket&#038;Itemid=63" rel="nofollow">صفحه نخست قسمت مقالات</a> پر بازدید ، جزوه اغواگر .<br />
امیدوارم مطالب این جزوه را مطالعه فرمایید و این حقیر را از نظر خود مطلع سازید .</p></blockquote>
<p><strong>دوست نازنینم اولا نظریه تکامل داروین که می گوید انسان تکامل یافته حیوان است با آنچه در مقاله ای که شما ارجاع دادید و بنده به دقت خواندم تفاوت اساسی دارد. بر اساس نظریه داروین انسان تکامل یافته میمون است اما بر اساس مقاله شما انسان از مار به زنا متولد شده است.<br />
مشکل دیگر مقاله شما که هیچ پشتوانه علمی ندارد و به یقین می دانم که شما حتی یک دلیل علمی استوار هم نمی توانید بر آن ذکر کنید این است که مار در ابتدا حیوانی دو پا مانند انسان بوده است و سپس با حوا زنا کرده.<br />
همین جا از شما دوست نازنینم تقاضا می کنم آدرس یا اصل مقاله یا دلایل علمی این ادعا را بگویید تا بررسی کنم. پیگیری این موضوع برای من بسیار جالب توجه است و به آن علاقمند شدم.<br />
</strong><br />
البته </p>
<blockquote><p>موضوع بحث ما در باب حقوق و جایگاه زنان بود حال نمی دانم تا کجا توانسته ام مطلب را برای شما بازگو کنم<br />
خداوند شما را برکت دهد</p></blockquote>
<p><strong>شما دوست گلم مطالبی را شرح دادید که پاسخ هایی به همه آن ها داده شد . اما دیگر از طرف شما جوابی به این پاسخ داده نشد. بنا بر این بنده قانع نشدم و مشتاقانه منتظرم تا دیدگاه های قانع کننده ای را مبنی بر ارزش حقوق زن در کتاب مقدس ببینم. همچنین درخواست کردم که یک یا چند آیه صریح از آیاتی که بر ارزش و جایگاه والای زن تصریح (اشاره نه) کند بیاورید تا از پژوهش شما دوست عزیزم استفاده کنم.<br />
خداوند به شما دوست نازنینم هم برکت دهد. </strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
