حقوق زن در مسیحیت، چرا و چگونه؟
تیر ۲۲, ۱۳۸۸ ۵۵ Commentsآیا مسیحیت حقوق زن را پاس داشته است؟
آیا زن در کتاب مقدس ارزشمند است؟
آیا …
در این پست در باره سوالات فوق چیزهایی می خوانید و نظرات ارزشمند شما مرا راهنمایی خواهد کرد.
شعار مسیحیان معتدل در حقوق زن این است که حقوق مرد و زن با یکدیگر برابر است. در مقابل این اقلیت دو گروه دیگر قرار دارد. به عبارت دیگر بقیه مسیحیان یا در زمره کسانی هستند که حقوق زن را برتر از مرد می شمارند و عقده هایشان را در قالب های کنوانسیون های فیمینیستی گشایش می دهند ، یا در زمره کسانی هستند که مرد را برتر از زن می دانند و چشمشان را بر ظلم ها و تحقیر هایی که به زنان وارد می شود می بندند. این مسیحیان بر اسلام می تازند که دین اسلام حقوق و جایگاه زن را محترم نشمرده است. آیا واقعا این گونه است. آیا اسلام که در حق زن و مرد قائل به تفاوت است نه تساوی ، ظلم کرده است؟
فرض کنید دو کودک نزد شما هستند . یکی فوق العاده گرسنه است و دیگری فوق العاده سیر اما تشنه . آیا اگر کسی بیاید و بگوید به هر دو به یک اندازه غذا بدهید ، حقوق آنها را محترم شمرده است؟ ایا اگر دیگری بیاید بگوید غذا را رها کن. به هر دوی آنها به یک اندازه آب بده. آیا این هم جایگاه و حقوق آن ها را مراعات کرده است ؟ یا این که نفر سوم بیاید و بگوید به گرسنه غذا بدهید و به تشنه آب؟ امیدوارم پاسخ مناسب را خودتان دریافته باشید.
در مسیحیت وقتی که می خواهند بگویند زن ارزشمند است ، به آیه زیر از کتاب مقدس استناد می کنند:
۲۷ .. همة شما که در مسیح تعمید یافتید مسیح را در برگرفتید. ۲۸ هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همة شما در مسیح عیسی یک میباشید(غلا ۳ : ۲۸).
از همین رو پیوسته به وضعیت حقوق زن در ادیان مختلف اعتراض می کنند و در حالی که آگاهی کافی ندارند به نقد حقوق زن در اسلام می پردازند.
این در حالی است که پاسخ شایسته و در خوری را در قبال سوالات زیر از ایمانداران مسیحی ندیده ام و امیدوارم اکنون با نظرات خوب مسیحیان آگاه راهنمایی شوم. دوستان خوبم:
اگر شما به حکم ورود بانوان حائض به مسجد معترض هستید ، پس چرا اجازه نمی دهید ، زنان حائض وارد هیکل شوند؟
اگر به حکم نفاس معترضید ، پس چرا معتقدید اگر زنی فرزند پسر به دنیا آورد تا هفت روز نجس است و اگر فرزند دختر به دنیا آورد تا دو هفته؟
لاویان ۱۲ : « ۱ و یهُوَه موسی را خطاب کرده گفت: ۲ “بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو: چون زنی آبستن شده پسر نرینه ای بزاید آنگاه هفت روز نجس باشد موافق ایام طَمث حیضش نجس باشد. ۳ و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. ۴ و سی و سه روز در خون تطهیر خود بماند و هیچ چیز مقدس را لمس ننماید و به مکان مقدس داخل نشود تا ایام طُهرش تمام شود. ۵ و اگر دختری بزاید دو هفته بر حسب مدت طَمث خود نجس باشد و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند. »
اولا چرا زن باید نجس باشد. ثانیا چرا برای فرزند دختر این نجاست دو برابر و به اندازه دو هفته است؟
کتاب مقدس از ۶۶ سفر تشکیل شده است که به اذعان نویسندگان و پژوهشگران مسیحی همه این اسفار توسط نویسندگان مرد نوشته شده است. شما که به حقوق زن در اسلام ایراد می گیرید ، پس چرا خداوند حتی یک زن را هم به عنوان نویسنده حتی یک بخش کوتاه و مختصر از یکی از اسفار برنگزیده است؟!
چرا حتی به یکی از زنان سبط لاوی اجازه نداده است تا کهانت و خدمت در خیمه اجتماع در هیکل (درعهد قدیم) را بر عهده بگیرد؟!
چرا خداوند از میان دوازده رسول و حواری مسیح علیه السلام حتی یک نفر زن هم برنگزیده و همه حواریون مسیح مرد هستند؟!
از این دوازده نفر گذشته ، چرا در آن هفتاد رسولی که خداوند فرستاد ، حتی نشنیده ایم یک نفرشان زن باشد؟!
چرا در اعمال رسولان فصل ۶ آیه سه آمده است : ای برادران هفت مرد نیکنام و پر از و حکمت را از میان خود انتخاب کنید تا ایشان را بر این مهم بگماریم؟ چرا نگفته است هفت زن؟ یا حتی یک زن؟چرا همه باید مرد باشند؟! مگر دلیل انتخاب این هفت مرد خدمت به بیوه زنان نبوده است (بیوهزنان ایشان در خدمت یومیه بیبهره میماندند)؟ خوب در اینجا چه فلسفه ای وجود داشته است که به بیوه زنان باید مردان خدمت کنند نه زنان ؟!
در نامه پولس به قرنتیان (اول قرنتیان فصل ۱۵)، برای اثبات قیام مسیح نام مردان بسیاری آورده می شود که در میان آنها حتی یک زن هم نیست . این نیاوردن نام یک زنان در میان اسامی که گفتیم ، قطعا به دلیل خاصی بوده است . چرا که اولین کسی که شاهد قیام مسیح بود ، مریم بود و او بود که نخستین بشارت به قیام را اعلام کرد. اما چرا نام وی از لیست شاهدان قیام مسیح حذف شده است؟ ایا این یک دلیل آشکار بر نادیده گرفتن جایگاه زن در مسیحیت نیست؟
در کلیسای اولیه به تفصیلی که در نامه های اول تیموتاوس و تیطس آمده است، روی سخن با اسقف ها و شماسان مرد است و در این میان از زنان اسقف و شماس خبری نیست؟! کما این که در عهد جدید ما اصلا نامی از زنان بشارت دهنده یا شبان یا معلم به همان معنای عامی که در عهد جدید است ، نمی بینیم.
در هیچ جایی از عهد جدید نام زنی نیامده است که به دست او معجزه ای رخ داده باشد. در حالی که در قرآن کریم در مورد حضرت مریم علیها سلام آمده است:
درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایی کشاند؛ (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم، و بکلّی فراموش میشدم!» ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: «غمگین مباش! پروردگارت زیر پای تو چشمه آبی (گوارا) قرار داده است! و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازهای بر تو فرو میریزد!
در مکاشفه یوحنا سخن از دو شاهد نبی مرد است نه دو شاهد زن یا یکی زن و دیگری مرد.
به نظر من که یک مسلمان هستم و قائل به تفاوت حقوق زن و مرد ، حقوق زن در اسلام و مسیحیت هر دو محترم است . اما از نظر برادران و خواهران مسیحی که قائل به تساوی حقوق زن هستند ، سوالات فوق چگونه پاسخ داده می شود؟ آیا واقعا مسیحیان حقوق زن در دین خود و کتاب مقدس را درک کرده اند؟

این مقاله توسط سایت های زیر مورد استقبال قرار گرفت که از مسئولان این سایت ها برای درج مقاله تشکر میکنم:
ولاء منتظر ، ادیان و زندگی ، کانون گفتمان قرآن ، شیعه آنلاین ، محاکمه ، کابل پرس ، محبت منجی ، کانون گفتمان دینی

نوگرایی اسلامی و مسیحیت؛ مطالعه انتقادی آثار محمد رشید رضا(معرفی کتاب)
منع طلاق ، لزوم چندهمسری و منع ازدواج مجدد در کتاب مقدس
سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان
ابزارهای پژوهش در کتاب مقدس (5) - نرم افزار لوگوس
سرباز مسیحی ، سرباز شیعه
دفاع دکتر نبیل لوقای مسیحی از اسلام
نسخه های خطی یونانی (1)
اسلام دین شمشیر است یا مسیحیت
تاملی در چالش انگیزترین آیه کتاب مقدس(اول سموئیل 13 : 1)- قسمت دوم
تصویر ممنوعه توسط صهیونیست ها
مایکل جکسون Michael Jackson سلطان موسیقی پاپ، مسلمان شد و درگذشت
شما مسلمانان ، محبت مسیحیایی مسیحیت را نفهمیده اید
مدرسه نقد متنی کتاب مقدس
واتیکان: آمار جمعیتی مسلمانان بالاتر از مسیحیان کاتولیک شد
ابراهیم میرزایی مدعی الوهیت درگذشت
اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین
با عرض سلام و hellow و مخلصیم و …!
بحث فک کنم در مورد این بود که عزیزان مسیحی از خودشون توضیح در وکنن! که کدوم قسمت “کتاب مقدس” در مورد احترام به ضعیفه هاس!(این آخری (ضعیفه ها!) شوخی بود, خواهشا” آبجی های گرام با دمپایی و جارووو تو سر بنده نکوبنددددد!) و جواب چن تا سوال الحاج!مدیر محترم السایت رو بدهند!!!(تو مطابقت فعل و فاعل و قراین لفظی و معنوی و… به مشکل برخورد نمودم!)
آنچه برای ازدواجی موفق لازم است
چه کسی جرأت میکند دل به امواج دریا بزند بدون آنکه شنا کردن بداند؟ مسلماً هیچکس. اینکار بازی با جان، و حتی خودکشی محض است. پس اینهمه کسانی که بدون دانستن سئولیتهای زندگی زناشویی دل به دریا زده، ازدواج میکنند، کارشان را چه میتوان نامید؟
عیسی گفت: «زیرا کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و اوّل ننشیند تا برآوُردِ خرج آنرا بکند که آیا قوّت تمام کردنِ آن دارد یا نه؟» (لوقا ۱۴:۲۸) برای بنای ازدواج نیز مانند بنای ساختمان باید نخست برآورد خرج آنرا کرد. به عبارت دیگر کسانی که در فکر ازدواج میباشند باید با دقّت بسیار تمام جوانب امر را بررسی کرده، ببینند که آیا از عهدۀ مسئولیتهای آن برمیآیند، یا نه؟
نظری به ازدواج
داشتن همسری که در غم و شادی در کنار ما باشد واقعاً موهبت بزرگی است. ازدواج میتواند خلأ تنهایی و یأس را پر کند. ازدواج نیاز فطری ما را به ابراز محبّت، هم نشینی، و صمیمیّت ارضا میکند. بی دلیل نیست که خدا پس از آفرینش آدم گفت: «خوب نیست که آدم تنها باشد. پس برایش معاونی موافق وی بسازم.» – پیدایش ۲:۱۸؛ ۲۴:۶۷؛ ۱ قُرِنتیان ۷:۹.
گرچه ازدواج پاره ای از مشکلات ما را حل میکند لیکن مشکلات دیگری بوجود می آورد. دلیل آن واضح است. ازدواج، ادغام دو شخصیت کاملاً متمایز است که حتی اگر هماهنگی نیز داشته باشند هرگز مشابه یکدیگر نیستند. پولس، رسول مسیحی، نوشت که کسانی که ازدواج میکنند «در جسم زحمت خواهند کشید» – یا بر طبق «انجیل شریف» «در این زندگی دچار زحمت خواهند شد.» – ۱ قُرِنتیان ۷:۲۸.
آیا پولس نگرشی منفی نسبت به ازدواج داشت؟ به هیچ وجه! او فقط میخواست به کسانی که در فکر ازدواج هستند بگوید که واقع بینانه به موضوع نگاه کنند. آنان نباید احساس وجدآمیزی را که هنگام دلباخته شدن به شخصی در خود حس میکنند، ملاک عمل دقیقی برای ماهها و حتی سالها زندگی زناشویی قرار دهند. هر ازدواجی مشکلات مختص به خود را دارد. لیکن، مسئلۀ اصلی وجود مشکلات نیست، بلکه چگونگی برخورد با آنهاست.
در جدال با مصائب و مشکلات است که زن و شوهر میتوانند صداقت محبّت خود را به یکدیگر ثابت کنند. مثالی بزنیم: یک کشتی مسافربری بزرگ هنگامی که آرام و بی حرکت در اسکله لنگر انداخته است، بسیار باشکوه به نظر میرسد. لیکن، تنها در دریا و در مقابل امواج سهمگین و کوبنده است که استحکام و توانایی آن ثابت میشود. استحکام رابطۀ زناشویی را نیز نمیتوان صرفاً هنگامی که آرامش حکمفرماست مشاهده کرد. امواج سهمگینِ ناملایمات زندگی آنرا محک خواهد زد.
میان زن و شوهر باید تعهد وجود داشته باشد، چرا که مقصود خدا نیز این بود که مرد (به زن خویش بپیوندد) و هر دو (یک تن شوند.) (پیدایش ۲:۲۴) فکر چنین تعهدی ترس به دل بسیاری می اندازد؛ در حالیکه اگر عشق و محبّت میان زن و مرد باشد، کاملاً منطقی است که رسماً تعهد کنند در کنار یکدیگر می مانند. ایشان با چنین تعهدی به ازدواجشان شأن و اعتبار می بخشند. همچنین این تعهد به ایشان اطمینان میدهد که همسرشان در سختی و مصیبت، حامی و مددکارشان خواهد بود.* چنانچه شما آمادگی چنین تعهدی را ندارید، پس برای ازدواج کردن هم آماده نیستید. (با جامعه ۵:۴، ۵ مقایسه شود.) البته شکی نیست که افراد متأهل نیز گهگاه باید بر روی حیاتی بودن تعهد خود تأمل و تعمق کنند.
نظری به خودمان
هر یک از ما میتواند فوراً شروع کند به شمردن صفاتی که از همسر خود انتظار دارد. امّا برایمان چندان آسان نیست که در مقابل آینۀ حقیقت بایستیم و صفاتی را که به موفقیت و سعادت ازدواجمان کمک میکند برشماریم. از اینرو، بسیار مهم و حیاتی است که هم پیش از ازدواج، و هم پس از آن، شخصیت خود را مرتباً مورد بررسی قرار دهیم. برای مثال از خود سؤالات زیر را بکنید.
آیا مایلم تعهد و پیمانی جاودانی با همسر خود ببندم؟ – متّی ۱۹:۶.
در دوران یکی از انبیای کتاب مقدّس به نام ملاکی، خیلی از مردان همسران خود را ترک میکردند تا با زنان جوانتر ازدواج کنند. یَهُوَه گفت که مذبحش را اشک زنان رهاشده در بر گرفته است، و مردانی را که بدینگونه به زنان خود (خیانت ورزیده بودند) محکوم کرد. – مَلاکی ۲:۱۳-۱۶.
چنانچه در فکر ازدواج هستم، آیا دوران بلوغ را که در آن احساسات جنسی قوی میباشند، و احتمال میرود بر قضاوت درست من تأثیر بگذارد، گذراندهام؟ – ۱ قُرِنتیان ۷:۳۶.
خانمی به نام نیکی که در سن ۲۲ سالگی ازدواج کرده بود چنین اذعان کرد: «به ازدواج در سنین پایین هیچ اطمینانی نیست. احساسات، هدفها، و سلیقههایمان از دوران نوجوانی تا سنین ۲۵ و حتی ۳۰ سالگی مرتباً در حال تغییر و دگرگونی هستند.» البته، آمادگی برای ازدواج را همیشه نمیتوان با سن و سال سنجید. با اینحال، نباید فراموش کنیم که احساسات جنسیِ نوپا و قوی سنین بلوغ ممکن است قدرت تعقل ما را در زمینۀ ازدواج مختل کند و یا مانع شود که مشکلات بالقوه را ببینیم.
برای موفقیت در ازدواج از چه صفات و خصوصیاتی برخوردارم؟ – غَلاطیان ۵:۲۲، ۲۳.
پولس رسول به مسیحیان شهر کُولُسی نوشت: «مانند برگزیدگان مقدّس و محبوب خدا احشای رحمت و مهربانی و تواضع و تحمّل و حلم را بپوشید.» (کُولُسیان ۳:۱۲) این نصیحت پولس، هم برای کسانی که در فکر ازدواج هستند بکار می آید و هم برای متأهلان.
آیا در موقع مصیبت و سختی، از بلوغ لازم جهت حمایت همسرم برخوردار میباشم؟ – غَلاطیان ۶:۲.
پزشکی چنین میگوید: «وقتی مشکلی پیش می آید فوراً میخواهیم همسر خود را مقصر بدانیم. در حالیکه ابداً مهم نیست چه کسی مقصر است. مهم این است که چگونه میتوانیم برای بهبود رابطۀ زناشویی مان همکاری و تشریک مساعی کنیم.» سلیمان حکیم در مورد متأهلان میگوید: «دو از یک بهترند؛ زیرا اگر بیفتد، یکی از آنها رفیق خود را خواهد برخیزانید. لکن وای بر آن یکی که چون بیفتد دیگری نباشد که او را برخیزاند.» – جامعه ۴:۹، ۱۰.
آیا عموماً سرزنده و خوشبین هستم، و یا در کل دلمرده و منفی بافم؟ – امثال ۱۵:۱۵.
آدم منفی باف روزی نیست که بگوید، چه روز خوبی داشتم. ازدواج هم برای چنین اشخاصی معجزه نمیکند! شخص مجردی که مرتباً ایراد میگیرد و منفی بافی میکند، چه زن چه مرد، وقتی ازدواج میکند، شخص متأهلی میشود که مرتباً ایراد میگیرد و منفی بافی میکند. شکی نیست که چنین خصوصیات منفیی ممکن است آسیب شدیدی به ازدواج بزند.- با امثال ۲۱:۹ مقایسه شود.
آیا وقتی زیر فشار روحی قرار میگیرم میتوانم آرامش خودم را حفظ کنم، یا فوراً کنترل خود را از دست میدهم و به خشونت متوسل میشوم؟ – غَلاطیان ۵:۱۹، ۲۰.
مسیحیان دستور دارند که (در خشم سُست باشند.) (یعقوب ۱:۱۹) چه قبل از ازدواج و چه پس از آن، زن و مرد، باید مستعد اجرای این نصیحت کتاب مقدّس باشند که میگوید: «خشم گیرید و گناه مورزید؛ خورشید بر غیظ شما غروب نکند.» – اَفَسُسیان ۴:۲۶.
نظری به همسر آینده تان
مثلی در کتاب مقدّس است که میگوید: «مرد زیرک در رفتار خود تأمّل مینماید.» (امثال ۱۴:۱۵) بویژه هنگام انتخاب همسر است که این مثل بکار می آید. انتخاب شریک زندگی از جمله مهمترین تصمیمات زندگی مردان و زنان است. با اینحال، خیلی ها بر روی خرید اتومبیل و یا انتخاب مدرسه بیشتر تعمق میکنند تا بر روی انتخاب شریک مادامالعمر زندگیشان.
در جماعت مسیحی، کسانی که به آنها مسئولیت داده میشود باید، (اول آزموده شوند.) (۱ تیموتاؤس ۳:۱۰) چنانچه در فکر ازدواج هستید، ممکن است بخواهید از (آزمودگی) فرد مقابلتان مطمئن شوید. برای اینکار به سؤالاتی که ذیلاً آمده است توجه کنید. البته در اینجا میخواهیم از نگاه یک زن به موضوع ازدواج بنگریم، با اینحال مردان نیز میتوانند همین اصول را استفاده کنند. این اصول حتی برای متأهلان نیز بسیار مفید هستند.
دیگران به چه چشم به او مینگرند؟ – فیلِپّیان ۲:۱۹-۲۲.
امثال ۳۱:۲۳ به وصف شوهری می پردازد که «در دربارها معروف میباشد، و در میان مشایخ ولایت می نشیند.» مشایخ ولایت در کنار دروازههای شهر بر کرسی قضاوت مینشستند و میان مردمان داوری مینمودند. با این تفاصیل، شوهر مزبور می بایست در نظر مردم مرد بسیار مورد اعتمادی بوده باشد. اینکه دیگران به چه چشم به شخص مینگرند، تا حدّی اعتبار وی را مشخص میکند. همچنین اگر شوهر آینده تان اختیار افراد دیگری را در دست دارد میتوانید توجه کنید که آنان به چه چشمی به او مینگرند. با اینکار تقریباً متوجه خواهید شد که در آینده، خود شما چه دیدی نسبت به او خواهید داشت. – با ۱ سموئیل ۲۵:۳، ۲۳-۲۵ مقایسه شود.
از لحاظ اخلاقی چگونه است؟
حکمت الهی نخست «طاهر است.» (یعقوب ۳:۱۷) آیا شوهر آینده تان بدون توجه به اعتبار خود و شما نزد خدا در فکر ارضای تمایلات جنسی خود است؟ چنانچه وی اکنون کوششی در نگاه داشتن معیارهای اخلاقی خدا نمیکند، چه اطمینانی است که پس از ازدواج اینکار را بکند؟ – پیدایش ۳۹:۷-۱۲.
رفتارش با من چگونه است؟ – اَفَسُسیان ۵:۲۸، ۲۹.
کتاب امثال سلیمان نبی در کتاب مقدّس در باب شوهری صحبت میکند که به همسر خود «اعتماد دارد» و حتی او را «میستاید.» (امثال ۳۱:۱۱، ۲۸) وی نه بیش از حد حسود است و نه انتظارات نامعقول و بیجا دارد. یعقوب نوشت که آن حکمتی که از بالا است «صلح آمیز، و ملایم [به زبان یونانی، «معقول»] . . . پر از رحمت و میوه های نیکو» است. – یعقوب ۳:۱۷.
رفتار او با اعضای دیگر خانوادهاش چگونه است؟ – خروج ۲۰:۱۲.
حکم نگاه داشتن احترام والدین فقط برای کودکان نیست. کتاب مقدّس میگوید: «پدر خویش را که تو را تولید نمود گوش گیر، و مادر خود را چون پیر شود خوار مشمار.» (امثال ۲۳:۲۲) گفتۀ دکتر هیومیسِلدین نیز جالب توجه میباشد که میگوید: «چه بجاست که عروس و داماد آینده گاهی بطور غیررسمی به خانه های یکدیگر سر بزنند و رفتار (نامزد) خود را با والدینش تماشا کنند. اینکار از بروز بسیاری از مشکلات خانوادگی جلوگیری میکند، و یا لااقل باعث میشود آنها را پیش بینی کنید. طرز برخورد شخص با والدینش همان طرز برخوردی خواهد بود که در آینده با شما خواهد داشت. باید از خود سؤال کنید: (آیا دوست دارم اینطور با من رفتار کند؟) از طرف دیگر، رفتاری که والدینش با وی دارند، نشان خوبی از این است که چقدر برای خود ارزش قائل است، و اینکه پس از ماه عسلتان انتظار دارد چگونه با او رفتار شود.»
آیا گاهی خشم وی بالا میگیرد یا سخنان رکیک بکار می برد؟
پند کتاب مقدّس این است: «هر قسم تلخی و غیظ و خشم و فریاد و بدگویی و خباثت را از خود دور کنید.» (اَفَسُسیان ۴:۳۱) پولس تیموتاؤس را در مورد بعضی از مسیحیانی که (در مباحثات و مجادلات دیوانه میگشتند،) و جلوی «حسد و نزاع و کفر و ظنون و شرّ» خود را نمیگرفتند، هشدار داد. – ۱ تیموتاؤس ۶:۴، ۵.
بعلاوه، پولس نوشت کسی که برای امتیازی در جماعت منصوب میشود نباید «زننده» باشد- واژۀ اصلی در زبان یونانی به معنی «مشت زننده» است. (۱ تیموتاؤس ۳:۳ ؛ پاورقی «ترجمۀ دنیای جدید») در واقع، نباید آدمی ستیزه جو و فحّاش باشد. شخصی که هنگام عصبانیت فوراً کنترل خود را از دست بدهد و دست به خشونت بزند همسر چندان مناسبی نخواهد بود.
چه اهدافی در زندگی دارد؟
عده ای در تعاقب ثروت اندوزی خود را گرفتار مشکلات اجتناب ناپذیری میکنند. (۱ تیموتاؤس ۶:۹، ۱۰) عده ای نیز کوره راه زندگی را بدون آنکه هدف و مقصود مشخصی داشته باشند میپیمایند. (امثال ۶:۶-۱۱) امّا، شخص خداپرست اراده ای همچون یوشع دارد که گفت: «من و خاندان من، یَهُوَه را عبادت خواهیم نمود.» – یوشَع ۲۴:۱۵.
پاداشها و مسئولیتها
ازدواج نهادی الهیست. یَهُوَه خدا بانی تامالاختیار آن است. (پیدایش ۲:۲۲-۲۴) او ترتیب ازدواج را بوجود آورد تا پیوندی دائمی میان مرد و زن بوجود آمده، هر دو یار و مددکار یکدیگر باشند. بکار بردن اصول کتاب مقدّس زن و شوهر را قادر میسازد که به زندگیی سعادتمند و شادی بخش دست یابند. – جامعه ۹:۷-۹.
البته، باید واقف باشیم که در «روزگار سختی» بسر می بریم. کتاب مقدّس پیشگویی کرده است که در روزگار ما مردم «خودپرست خواهند بود و طمّاع و لاف زن و متکبّر . . . ناپاک و بی الفت و کینه دل . . . خیانتکار و تندمزاج و مغرور.» (۲ تیموتاؤس ۳:۱-۴) این خصوصیات ممکن است تأثیرات بسیار منفیی بر روی زندگی زنان و شوهران بگذارد. از اینرو، کسانی که در فکر ازدواج هستند باید بدقّت بهای آنرا مد نظر قرار دهند. اشخاص متأهل نیز باید با یادگیری و بکار بردن فرامین الهی کتاب مقدّس پیوند زناشویی خود را مرتباً تقویت نمایند.
آری، چه خوب است کسانی که در فکر ازدواج هستند بیشتر به روزهای پس از جشن عروسی خود بیندیشند. موضوع فقط ازدواج کردن نیست، موضوع یک عمر زندگی زناشویی است. از یَهُوَه راهنمایی بطلبید تا نسبت به ازدواج نگرشی واقعبینانه پیدا کنید، نه فقط رمانتیک، بدین گونه به احتمال زیاد به زندگیی پرسعادت دست خواهید یافت.
____ پاورقی ____
بر اساس کتاب مقدّس «زنا،» یعنی داشتن رابطۀ جنسی خارج از حلقۀ ازدواج، تنها موردی است که شخص میتواند، طلاق گرفته، مجدداً ازدواج کند. – متّی ۱۹:۹.
____ کادر ____
«عالیترین وصف عشق و محبّت»
«از کجا بدانید که واقعاً عاشق شدهاید؟» دکتر کِوین لیمِن این سؤال را مطرح کرد و سپس چنین به سخن خود ادامه داد: «کتابی باستانی وجود دارد که به وصف عشق و محبّت پرداخته است. این کتاب اگر چه حدوداً دو هزار سال قدمت دارد، ولی حاوی عالیترین وصف عشق و محبّت است.»
دکتر لیمِن در واقع به سخنان پولس رسول در کتاب مقدّس اشاره کرده بود که در ۱ قُرِنتیان ۱۳:۴-۸ میگوید: «محبّت حلیم و مهربان است؛ محبّت حسد نمیبرد؛ محبّت کبر و غرور ندارد؛ اطوار ناپسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمیشود؛ خشم نمیگیرد و سوء ظن ندارد؛ از ناراستی خوشوقت نمیگردد؛ ولی با راستی شادی میکند؛ در همه چیز صبر میکند و همه را باور مینماید؛ در همه حال امیدوار میباشد و هر چیز را متحمل میباشد. محبّت هرگز ساقط نمیشود.»
« ای شوهران…..[همسرانتان] … با شما وارث فیض حیات[یعنی زندگی ابدی در بهشت روی زمین] نیز هستند…. .» (۱ پِطْرُس ۳:۷)
این آیه در کتاب مقدس به روشنی نشانگر این است پیوند ازدواج از دید یَهُوَه بانی خانواده ابدیست. زن و شوهر پارسا با عشق و محبت به خالق مهربان طوری با هم رفتار نمیکنند که باعث رنجش ناخشنودی آفریدگارشان گرداند. بلکه با اصول و مبانی که کلام خدا کتاب مقدس آمده او هم از مردان و همچنین زنان انتظار رعایت این معیارها را دارد.چنین زوجی با پرورش عشق و محبت در حفظ پیوند ناگستستنی ازدواج تا ابدیت در زمینی که در آینده به دست یَهُوَه خدا به مکانی زیبا و بهشتی که در آن دگر بدی ظلم فساد و نابرابری و خشونت به هیچوجه وجود ندارد در تندرستی و کاملیت در کنار فرزندانشان زندگی خواهند کرد.
واقعاً که چه امید زیبایی کتاب مقدس پیش روی ما میگذار آیا اینطور نیست؟
«صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود.» آری، زمین برای صالحان و درستکاران آفریده شده که تا به ابد در صلح و سلامتی روی آن زندگی کنند. – مزمور ۳۷:۳۹؛ مکاشفه ۲۱:۳، ۴.
در چنین بهشتی نه حوری و نه قلمانی وجود دارد.
در چنین بهشتی تنها خوردن و خوابیدن و مورد پذیرایی قرار گرفتن خبری نیست. با وجود فراوانی نعمت باید با دستان خودمان زحمات بکشیم تا مایحتاج خود و خانوادۀ مان را فراهم کنیم.
«خانه ها بنا کرده، در آنها ساکن خواهند شد و تاکستانها غَرس نموده، میوۀ آنها را خواهند خورد. بنا نخواهند کرد تا دیگران سکونت نمایند و آنچه را که غَرس مینمایند دیگران نخواهند خورد. زیرا که ایّام قوم من مثل ایّام درخت خواهد بود و برگزیدگان من از عمل دستهای خود تمتّع خواهند برد. زحمت بیجا نخواهند کشید و اولاد به جهت اضطراب نخواهند زایید زیرا که اولاد برکت یافتگان خداوند هستند و ذریّت ایشان با ایشانند.» – اِشَعْیا ۶۵:۲۱-۲۳.
ناصر عزیز ، مشکل در همین آموزه است که خانواده ابدی است و قانون طلاق در مسیحیت وجود ندارد. این مساله مشکلات فراوانی را در دنیای مسیحیت (به استثنای فرقه هایی محدود) فراهم آورده است . فرض کنید اگر دو نفر که شناختی نسبت به هم ندارند با هم ازدواج کردند و بعدا متوجه شدند که نمی توانند با هم زندگی کنند و با تفاهم کامل بخواهند از هم جدا شوند. در مسیحیت چنین چیزی وجود ندارد و تنها در صورت زنا می توانند جدا شوند که این شرط آسیب های اجتماعی فراوانی را ایجاد می کند . لذا برای این که این مساله به خوبی تبیین شود ، مقاله ای را برای شما در سایت درج نمودم که پیشنهاد می کنم حتما بخوانید: http://www.pedar.net/1565.html
ارزش زنان «ظروف ضعیفتر»
پِطرُس رسول به شوهران پندی درخور توجه داد. وی چنین نوشت: «ای شوهران، با فطانت با [همسرتان] زیست کنید، چون با ظروف ضعیفترِ زنانه، و ایشانرا محترم دارید.» (۱ پِطْرُس ۳:۷) آیا کتاب مقدّس با تشبیه کردن زنان به «ظروف ضعیفتر» از ارزش و منزلت آنها میکاهد؟ برای دست یافتن به جواب این سؤال باید ببینیم که منظور نویسنده از نوشتن این آیۀ الهامی چه بوده است.
واژۀ یونانی که در اینجا «محترم» ترجمه شده است به معنای «قدر ، ارزش و منزلت» میباشد. پس مرد مسیحی باید ملاحظۀ زن خود را بکند و با او همچون ظرفی ظریف و پُربها رفتاری ملایم داشته باشد. اما به این مفهوم نیست که زن با این تشبیه کوچک و حقیر شده است. برای مثال آباژور سبک تیفانی را در نظر بگیرید که از شیشه های رنگین با نقش و نگار گل نیلوفر ساخته شده است و یک اثر هنری میباشد. این آباژور زیبا و اعلا که در این تصویر مشاهده میکنید در واقع بسیار ظریف و شکننده است. با این وصف آیا آنرا بی ارزش میسازد؟ ابداً! در سال ۱۹۹۷ آباژور نیلوفری تیفانی به قیمت ۸/۲ میلیون دلار به مزایده گذاشته و فروخته شد. ظرافت این چراغ و نقش و نگارش بر ارزش آن افزوده بود.
به همین گونه احترام به زن که همچون ظرفی ضعیف میباشد نه او را تحقیر میکند نه از ارزش او میکاهد. با زن خود به «فطانت» رفتار کردن به این معناست که شوهر توانایی ها، محدودیتها، دیدگاه، احساسات، علایق و آنچه را برای زنش ناخوشایند است در نظر بگیرد. شوهری که به همسرش توجه دارد تفاوت بین شخصیت خودش و همسرش را تشخیص میدهد، به او احترام میگذارد و ملاحظۀ همسرش را میکند (تا دعاهایش بازداشته نشود.) (۱ پِطْرُس ۳:۷) شوهری که خصوصیات همسرش را نادیده بگیرد و در احترام گذاشتن به او کوتاهی کند رابطۀ خود را با خدا به خطر می اندازد. در حقیقت کلام خدا ارزش زنان را پایین نمیآورد بلکه آنها را والا دانسته، محترم میدارد.
در همین زمینه امام علی علیه السلام تعبیر صریح و زیبایی دارند. حضرت امیرالمؤمنین على علیه السلام مى فرمایند: «فان المراة ریحانة و لیستبقهرمانة» : «زن مانند گل لطیف و زیباست و مانند مردان جنگى سخت و خشن نیست». توضیح همین حدیث را با بیان شیرین مقام معظم رهبری بخوانید:
مرد قوّام است و زن ریحان
اسلام مرد را قوّام و زن را ریحان می داند. این نه جسارت به زن است و نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد؛ بلکه، درست دیدن طبیعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقاً برابر است؛ یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه می گذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محلّ اعتماد و اتکا بودن و تکیه گاه بودن برای زن را هم در کفه دیگر ترازو می گذاریم، این دو کفه با هم برابر می شود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.
زن، گل است نه کارپرداز شما
در روایات داریم «المرأة ریحانه»، زن گل است. حالا شما ببینید اگر مردی با یک گلی با خشونت و بی اعتنایی رفتار کند و پاس گل بودن او را ندارد، چقدر ظالم و بد است. مثل تحمیل کردن، زیاده روی کردن،زیاده خواهی کردنِ مردها از زنها، توقعّات بی جا و زیادی. «المَرأةُ رَیحانَه ٌو لـَیسَت بقَهرِمانَهٍ» قهرمان، یعنی همین کارپرداز امروز زندگی …این زن، کار
پرداز شما نیست که همه کارهای زندگی تان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه کنید. نه! این یک گـُلی است در دست شما… حتی اگر دانشمند یا سیاست مدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گـُل است.
قرآن می فرماید : «الرّجال قوّامونَ علی النّساءِ »؛ ( سوره ی نساء آیه ی ۲۴) یعنی سرپرستی امور خانواده به عهده ی مرد است. مرد باید برود کار کند. معیشتِ خانواده به عهده ی اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است. امّا معیشتِ خانواده بر دوش او نیست.
نه مرد سالاری و نه زن سالاری
این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کند؛ نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع.« الرّجال قوّامونَ علی النّساءِ » معنایش این نیست که زن بایستی در همه امور تابع شوهر باشد. نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیده های بدتر از اروپا و مقلِّد اروپا، بگوییم که زن بایستی همه کاره باشد و مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است. بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستید. یک جا مرد کوتاه بیاید، یک جا زن کوتاه بیاید. یکی این جا از سلیقه و خواست خود بگذرد، دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با یکدیگر زندگی کنید.
مرد نباید خیال کند چون می رود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کله می زند و یک شاهی – صنّار پول می آورد خانه، همه چیز دیگر مال اوست؛ نه ! آنچه او می آورد نصف موجودی همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است.
زن نصف موجودی خانواده است
از طرف مرد وظیفه این طور است که ضرورت های زن را درک کند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیار مطلق العنان او در خانه نداند. زن و شوهر دو نفرند، دو شریک اند، دو رفیق اند، هر کدام یک وسعی از لحاظ فکری و روحی دارند.
مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگی هایی را که در جامعه ما دارند ، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگی ها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگی ها در جامعه ی ما مطرح می شود. بلکه مراد معرفت است. مراد تحصیلات است. مراد پیدا شدن روح اندیشه و تأمل و فکر کردن است. مراد اینهاست که هر چه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن می خواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیت های اجتماعی سهیم باشد، در حد اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.
مرد نباید خیال کند چون می رود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کله می زند و یک شاهی – صنّار پول می آورد خانه، همه چیز دیگر مال اوست؛ نه ! آنچه او می آورد نصف موجودی همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است. اختیارات خانم، کدبانویی خانم، رأی و نظر و نیاز های روحی خانم، اینها را باید رعایت کند.
این طور نباشد که مردچون در دوران مجردی ساعت ده شب می آمده خانه ی پدر و مادرش، حالا هم که زن گرفته این طور ادامه بدهد، نه! حالا باید ملاحظه همسرش را بکند. در قدیم، بعضی مرد ها خورد را مالک زن می دانستند… نه! همان قدری که شما در محیط خانواده ذی حق هستید او هم ذی حق است. نباید به زن زور بگویید و تحمل کنید، چون به حسب جسم، او ضعیف تر است، بعضی ها خیال می کنند که بله، حالا باید زور بگویند، صدایشان را کلفت کنند دعوا کنند و تحمیل کنند…
در جوامع غربی جوان ها، دوره نشاطِ جوانی و تُندی احساسات و غرایز را آزادانه می گذرانند و وقتی به خانواده و به ازدواج می رسند که در واقع بخش زیادی از میل طبیعی آنها و غرایز آنها فرو نشسته است. آن شوق و محبّت و عشقی که باید رد اعماق روح زن و شوهر جایگزین شود، در اینها نیست یا کم است.
اینکه بعضی سن ازدواج را برای سال های میانیِ عمر که در غرب و تمدّن غرب معمول است، می گذراند؛ مثل اغلب چیزهایشان، غلط و بر خلاف فطرت و مصلحت بشر و ناشی از این است که به شهوت رانی و بی بندوباری اقبال دارند. می خواهند جوانی خود را به اصطلاحِ خودشان، با خوشی سپری کنند، هوسرانی هایشان را بکنند، بعد که از کار افتاده شدند و آتش هایشان فرو نشست، حالا سراغ خانواده بروند. ملاحظه می کنید که در غرب زندگی خانوادگی این طوری است. طلاق های زیاد، ازدواج های ناموفق، مرد و زن های بی وفا، تخطّی های جنسی فراان، غیرتِ کم، زندگی خانوادگی به این معناست.
مردهای بی مسئولیت؛ زن های بد اخلاق
آن کسانی که می خواهند در یک کشور یا جامعه ای نفوذ پیدا کنند فرهنگ آن جامعه را در مشت خود بگیرند و فرهنگ خود را به آها تحمیل نمایند، یکی از کارهایشان، معمولاً متزلزل کردن بنیان خانواده است. کما اینکه در خیلی از کشورها این کار را متأسفانه انجام داده اند. مردها را بی مسئولیت و زن ها را بد اخلاق کرده اند.
انتقال فرهنگ ها و تمدن ها و حفظ اصول و عناصر اصلی یک تمدن و یک فرهنگ در جامعه و انتقالش به نسل های بعد، به برکت خانواده انجام می پذیرد. خانواده که نبود، همه چیز متلاشی می شود. اینکه می بینید غربی ها در داخل کشورهای شرقی و اسلامی و آسیایی، این همه سعی می کنند شهوت رانی و فساد را رواج دهند، برای چیست؟ یکی از علل آن همین است که می خواهند با این کار خانواده ها را متلاشی کنند تا فرهنگ این جوامع تضعیف شود؛ تا بتوانند سوار اینها شوند. چون تا فرهنگ یک ملّتی تضعیف نشود، کسی نمی تواند او را مهار کند، به دهان او دهنه بزند و سوار دوش او بشوند. آن چیزی که ملت ها را بی دفاع کرده است و در دست اجانب اسیر می کند، از دست دادن هویت فرهنگی است. این کار هم با بر هم خوردن بنیان خانواده ها در جامعه آسان می شود.
سرپرستی امور خانواده به عهده ی مرد است. مرد باید برود کار کند. معیشتِ خانواده به عهده ی اوست. زن هر چه ثروت دارد مال خودش است. امّا معیشتِ خانواده بر دوش او نیست.
من فقط اینو میدونم که هر کسی قران رو نوشته..حالا هر کی بوده…اصلا چیزی راجع به روان و وجود زن نمیدونسته ..البته خودشو (یعنی مردا رو) خوب میشناخته که …
خانم ساره در مورد زن در قرآن توجه شما رو به این مقاله جلب می کنم. با خواندن این مقاله برخی از سو تفاهم های شما رفع می شود:
حضرت رسول موقعیت مهم زن در اجتماع بشری و جایگاه بلند و شایستگی ها و استعدادهای فراوان او را گشزد نمود و ایه هایی از قران کریم را در رابطه با معرفی مقام مهم زن و ارزش والای او برای مردم بیان نمود و زن را بعنوان اینکه مانند مرد یک انسان کامل است و شایسته همه کمالات انسانی است و شایستگی خلیفه الهی بودن را دارد معرفی کرد.
اولین قسم از ایات قران دلالت دارند که انسان در عالم افرینش موقعیت مخصوص و جایگاه بلندی دارد . انسان خلیفه خدا در روی زمین و مخلوق ممتاز و مورد تکریم خداوند است ( در این زمینه ایه شریفه ۲۹ سوره بقره گواه صادقی بر این مدعا است )
روشن است که در این قبیل ایات که مربوط به عظمت و موقعیت ممتاز انسان در عالم هستی است محور و مدار انسان است چه مرد و چه زن در این مورد توجه به مضمون همین یک ایه کافی است :
ما فرزندان ادم را گرامی داشتیم و انان را بر صحرا و دریا مسلط ساختیم و از غذاهای پاکیزه برای انها روزی فراهم کردیم و ان ها را بر بسیاری از مخلوقات خود فضیلت و برتری بخشیدی (سوره اسراء ایه ۷۰ )
نکته : در این قبیل ایات هر چند تعبیر قران بیشتر با ضمیر جمع مذکر مانند و سخر لکم اللیل و النهار امده است ولی چون قران بر اساس کیفیت محاوره عربی نازل شده است و در محاوره عرب در این قبیل موارد ضمیر جمع مذکر را برای مرد و زن به کار می برند مثل اسلام علیکم یا اهل القبور که منظور مجموع مردها و زنها است .
در سوره شمس ایه ۷-۱۰ خداوند تبارک و تعالی می فرمایند سوگند به جان انسان و ان پروردگاری که ان را کامل و مرتب افرید و بر اساس فطرت راه گناه و انحراف و راه تقوا و پاکی را به او نشان داد هر کس که نفس خود را تزکیه کرد و پاکیزه ساخت رستگار شد و هر انکه ان را الوده کرد به خسران و زیان دچار گردید
روشن است که در این ایات منظور از (نفس) که با عظمت مخصوصی از ان یاد شده است روح انسان است بدون تفاوت میان مرد و زن.
بر این اساس و همچنین بر اساس ایه ۱-۴ سوره تین خداوند تمام انچه را که به مرد از لحاظ خلقت انسانی او داده است عینا همان مزایا را بدون تفاوت به زن نیز عنایت کرده است .
هر انسانی چه مرد و چه زن از دو انسان دیگر که یکی از انها مرد و دیگری زن است یعنی پدر و مادر خود به وجود امده است و هیچ فردی بر فرد دیگر فضیلت و برتری ندارد مگر به تقوا
خداوند تبارک و تعالی در ایه ۱۳ سوره حجرات می فرماید :
ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!
و نیز در سوره نحل ایه ۷۹ می فرماید :
هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند، خواهیم داد
و در سوره غافر ایه ۴۰ می فرماید :
هر کس بدی کند، جز بمانند آن کیفر داده نمی شود ولی هر کس کار شایسته ای انجام دهد- خواه مرد یا زن- در حالی که مؤمن باشد آنها وارد بهشت می شوند و در آن روزی بی حسابی به آنها داده خواهد شد.
و در ایه ۳۵ سوره احزاب می فرماید :
به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است .
در سوره تحریم ایات ۱۰- ۱۱-۱۲ می فرماید :
خداوند برای کسانی که کافر شده اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودی به حالشان (در برابر عذاب الهی) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می شوند!» (۱۰)
و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!» (۱۱)
و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم او کلمات پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود! (۱۲)
سوره حج ایه ۵ می فرماید: زمین را می بینی (در فصل زمستان ) که خاموش و ارام است اما هنگامی که ما از اسمان اب فرو می ریزیم به حرکت در می اید و نمو می کند و از هر نوع گیاه جفتی بهجت زا به وجود می اورد
و در سوره طه ایه ۵۳ می فرماید : همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد و راه هایی در آن ایجاد کرد و از آسمان، آبی فرستاد!» که با آن، انواع گوناگون گیاهان را (از خاک تیره) برآوردیم.
و در سوره نجم ایه ۴۵ می فرماید : و اوست که دو زوج نر و مادّه را آفرید …
و در سوره ذاریات ایه ۴۹ می فرماید : و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکّر شوید!
بنابرین کلیه انچه که کارگاه خلقت خارج شده و پا به عرصه هستی گذاشته است همه و همه جفت خلقت شده است
باید دانست که موضوع جفت بودن مرد و زن و اینکه خداوند زن و مرد را جفت همدیگر افریده است در چندین جای قران با تعبیرات مختلف بیان شده است مثلا :
در سوره نبا ایه ۸ می فرماید : و شما را بصورت زوجها آفریدیم!
در ایه ۲۱ سوره روم می فرماید : و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکّر می کنند!
یکی از ابتکارات و امتیازات قران کریم این است که داستانهایی از گذشتگان را نقل می کند و در ضمن ان معارف مهم اعتقادی ،اجتماعی ، اقتصادی و اخلاقی را بیان می کند
قران مجید در این راستا داستان یک زن را نقل می کند که با دقت در ان میزان عقل و فکر ان زن در مقایسه با مردان مشابه او برای ما روشن می شود و ان قصه حضرت سلیمان و ملکه سبا است . حضرت سلیمان پس از دریافت گزارشی مبنی بر اینکه در یمن زنی حکومت می کند که زمام سلطنت را در دست دارد و قدرت بسیاری دارد اما خورشید پرست هستند ( نقل به مضمون ایه ۲۳ سوره نمل ) حضرت سلیمان پس از دریافت این گزارش نامه کوتاهی برای ملکه سبا به این مضمون نوشت : این نامه از سلیمان است، و چنین می باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان توصیه من این است که نسبت به من برتری جویی نکنید، و بسوی من آیید در حالی که تسلیم حقّ هستید(ایات ۳۰و ۳۱ سوره نمل )
باید توجه داشت که کیفیت برخورد سلاطین و فرمانروایان با نامه های پیامبران خدا بسیار متفاوت است مثلا در نامه هایی که پیامبر اسلام (ص ) به فرمانرواین ان روز جهان نوشت جواب منفی شنید و حتی گاها نسبت به نامه حضرت جسارت شدقران کریم کیفیت برخورد ملکه سبا با نامه حضرت سلیمان را بر خلاف برخورد افرادی همچون فرعون و و نمرود و یا اکثر سلاطین و فرمانروایان زمان پیامبر معرفی می کند
ملکه سبا با نامه حضرت سلیمان برخورد مثبتی نشان داد و به درباریان گفت (وانی القی الی کتاب کریم )نامه با کرامتی برای من امده است .
و با انها به مشورت پرداخت و انها گفتند : (نحن اولوا قوه و اولوا باس شدید )ما از جهات قدرت سیاسی و تدبیر مملکتی و از لحاظ قدرت نظامی و دفاعی نیرومند می باشیم (والامر الیک فانظری ماذا تامرین )و در عین حال تصمیم گیری و فرمان نهایی با توست .
ملکه سبا گفت : باید فکر کنیم و بر اساس فکر و عقل حرکت کنیم و چون هنوز به مقام و منزلت سلیمان پی نبرده بود گفت
ان الملوک اذا دخلوا قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله و کذالک یفعلون ) روش و رسم پادشاهان روزگار این است که اگر داخل یم مملکت شوند و یک مملکت را مورد تجاوز نظامی قرار دهند فساد و اختلال وضع در ان کشور به وجود می اورند و صاحبان قدرت را ذلیل می سازند بنابراین ما نباید بدون تامل گام برداریم (انی مرسله الیهم بهدیه فناظره بم یرجع المرسلون ) من هدیه ای برای انها می فرستم از ان پس منتظر می مانم تا ببینم پیک هایی که من می فرستم چه پیامی می اورند .وقتی هدایا به سلیمان (علیه السلام ) رسید او هدایا را رد کرد و فرمود(بل انتم بهدیتکم تفرحون ) شما به هدایای ارسالی خود دلخوش کرده و امید بسته اید . در نتیجه ان بانو فهمید که نظام سلیمان نظام مالی نیست حضررت سلیمان در ادامه گفت (فلنا تینهم بجنود لا قبل لهم بها )من برای قلع و قمع خورشید پرستی و برقرار کردن نظام توحید با لشگریان فراوان به طرف انها حرکت می کنم
▪ چگونگی ایمان بانوی جلیل الشان ملکه سبا
ملکه سبا پس از دریافت پیام حضرت سلیمان که در تایپست های قبلی به انها اشاره شد خود را اماده کرد که به دیدار حضرت سلیمان (علیه السلام ) برود ولی حضرت سلیمان پیش از انکه ملکه سیا نزد او بیاید تصمیم گرفت با ارائه معجزه ای او را از نبوت خود مطمئن سازد لذا از اطرافیانش خواست که تخت بلقیس را بحظورش بیاورند : (قال الذی عنده علم من الکتاب انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک ) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!
نکته ای که لازم است اینجا تذکر بدهم ان است که بسط و تحقیق در معنای علم کتاب که باعث این قدرت در وزیر حضرت سلیمان (علیه السلام ) گردید از بحث کنونی ما خارج است .
وقتی که ملکه سبا به محضر سلیمان امد ان حضرت بعوان ازمایش دستور داد تغییر مختصری در ان تخت به وجود اورند تا میزان هوش و فراست او معلوم شود او پس از سوال گفت (کانه هو ) گویا این تخت من است و بالخره بعد از یک سلسله مناظره و پس از مشاهده جریانهایی گفت : (رب انی ظلمت نفسی و اسلمت مع سلیمان لله رب العالمین) (ملکه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم و (اینک) با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم
● آیا زن از دنده چپ خلق شده است ؟
در اغاز سوره نساء این ایه واقع شده است یا ایها الناس اتّقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها
یعنی ای مردم نسبت به ان پروردگاری که همه شما را از یک انسان به وجود اورده و برای او جفتی از جنس خودش افریده است (تقوا) داشته باشید .مفسرین بزرگ شیعه مانند شیخ طوسی در تفسیر تبیان و شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان و سیذ بحرانی در تفسیر برهان و استاد علامه طباطیائی در تفسیر المیزان جمله (وخلق منها زوجها ) را اینگونه تفسیر می کنند خداوند از جنس حضرت ادم برای او جفتی افرید
در این ایه همانگونه که می بینیم تعبیر به زوجها یعنی جفتش نموده است و این تعبیر بیانگر این نکته است که انها به همدیگر احتیاج دارند و وجود هر یک مکمل وجود دیگری است
▪ افرینش حوا از دنده چپ ادم گفتار اهل تسنن است
مفسران اهل تسنن نوعا می گویند: معنای و خلق منها زوجها این است که خداوند حوا را از قطعه ای از بدن ادم افریده است در این مورد هم گروهی مانند قرطبی به ذکر دنده ادم (علیه السلام ) اکتفا می کنند اما بیشتر انها مانند طبری و فخر رازی و شیخ محمد عبده و مراغی می گویند حضرت حوا را از دنده چپ حضرت ادم افرید
شیح بزرگوار صدوق نقل می کند :زراره که یکی از راویان بزرگ و جلیل القدر است از حضرت صادق (علیه السلام ) درباره خلقت حواء سوال کرد و گفت جمعی از کسانی که در اجتماع ما زندگی می کنند می گویند خداوند حوا را از دنده چپ حضرت ادم (ع) افریده است
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود :سبحان الله خداوند بزرگ تر از این است ایا کسی که این گونه می گوید عقیده اش این است که خداوند قدرت نداشت که برای ادم همسری از غیر دنده او بیافریند ؟ خدا میان ما و این نوع افراد حکم کند که در تفسیر قران به اهل بیتی که قران در خانه انها نازل شده است مراجعه نمی کنند و بیراهه می روند
سپس حضرت در ادامه روایت جریان خلقت ادم و حوا را به این ترتیب شرح می دهند : خداوند ادم را از گل افرید و به فرشتگان امر فرمود در برابر او حد اعلای خضوع را بجا بیاورند از ان پس ادم به قدرت خدا بخواب رفت و خداوند در ان هنگام حوا را نیز از یک قطعه گل افرید و بعد از ان ادم علیه السلام از حرکت حوا از خواب بیدار شد و به حوا از جانب خدا امر شد که از ادم فاصله بگیر ،ادم نگاه کرد انسانی در چهره نیکو که شباهت به چهره خود داشت دید و از او سوال کرد :تو کیستی ؟او پاسخ داد من مخلوقی هستم که خدا مرا با این قیافه که می بینی افریده است .
حضرت ادم عرض کرد :خدایا این شخص با این چهره زیبا که موجب انس من شد کیست ؟ خداوند فرمود : این حوا است ایا دوست می داری که او با تو و همراه تو موجب انس تو باشد و با او هم صحبت باشی ادم در پاسخ گفت :بلی خیلی ممنون می شوم و تو را شکر می کنم
خداوند فرمود از او خواستگاری کن در این حال خداوند شهوت را نیز در وجود ادم پدید اورد حضرت ادم گفت :پرورگارا من از تو حوا را خواستگاری می کنم اکنون بفرمایید وظیفه من و خواست تو چیست ؟
خداوند فرمود مهریه او این است که معارف دین را به او یاد دهی حضرت ادم قبول کرد خداوند صیغه عقد خواند از ان پس حضرت ادم به حوا گفت اینک به سوی من بیا حوا در جواب گفت تو به طرف من بیا خداوند به حضرت ادم فرمود تو به سوی او برو حضرت صادق (علیه السلام) اضافه کرد : اگر این چنین نبود که ادم مامور شد به طرف حوا برود زن ها به سراغ مردها می رفتند و خواستگاری می کردند
حدیث از من لایحضر الفقیه ج ۳ ص ۳۷۹ و ۳۸۰ و علل الشرایع ج ۱ باب ۱۷
این حدیث از جهاتی دلالت بر شان و موقعیت زن دارد که در تایپست بعدی ذکر خواهم کرد البته نظیر این حدیث در رابطه با خلقت مستقل حوا نه از دنده ادم را شیخ طوسی در تفسیر تبیان و طبرسی در مجمع البیان و بحرانی در تفسیر برهان از امام باقر (علیه السلام ) نقل کرده است
البته روایاتی هم از طریق شیعه در مورد خاقت ادم از دنده ادم نقل شده که سندا ضعیف هستند و و علامه مجلسی در بحار ج ۱۱ ص ۲۲۲ انها را حمل بر تقیه کرده است
این حدیث بر چند مطلب در رابطه با موقعیت(زن ) دلالت دارد :
۱)خلقت حوا از دنده چپ حضرت ادم صحیح نیست و افرینش حوا مانند ادم مستقل است
۲) توجه و معاشرت ادم با حوا در درجه اول برای انس گرفتن بود و خداوند نیز همین را پایه و اساس برقراری ارتباط میان انها قرار داد و موضوع انس و الفت قبل از ظهور غریزه شهوت جنسی بود
۳) بهترین مهریه تعلیم معارف دینی است که خداوند ان را مهریه حضرت حوا علیها السلام قرار داد
۴) مقتضای فطرت این است که مرد به طرف زن برود و از او خواستگار کند و این خود یک نوع احترام و تکریم زن است
منابع برای مطالعه بیشتر:
جایگاه بانوان در اسلام ، حضرت ایت الله العظمی نوری همدانی و همچنین چهره زن در اسلام تالیف استاد ارجمند آیت الله نوری همدانی
ممنون از سایت خوبتون
به دوستان پیشنهاد می کنم کتاب “فاطمه فاطمه است” اثر گرانقدر دکتر شریعتی رو به دقت مطالعه کنند تا به دیدگاه اسلام در مورد زن پی ببرند
منظورم از اینکه گوریل موجودی دو پاست اینه که خیلی شبیه انسان است و گاهی بروی دوپا راه میرود مخصوصا وقتی از رود خانه ای عبور میکند و آب باعث کاهش نیروی وزن وارد به پا میشود.
و اینکه در هیچ شجره نامه ای اسمی از قابیل نیامده شاید این باشد که در کتاب مقدس معمولا شجره نامه انبیا نوشته شده که نسب هیچ یک به اولین قاتل نسل بشر نمیرسد.
با سلام
من جزوه اغواگر را خواندم.
از نطر علم ژنتیک برای اینکه یک جفت گیری منجر به تولید فرزند باشد اگر از سازگاری بین ژنها بگذریم حد اقل باید تعداد کرومزومها یکی باشدبه عنوان مثال فقط ۱% از ژنهای انسان با گوریل فرق دارد که همین یک درصد باعث همچین تفاوت فاهشی میشود البته گوریل هم موجودی ۲ پاست ولی هیچ وقت از انسان دارای فرزند نمی شود.به عنوان مثالی دیگر همه میدانیم که قاطر دورگه حاصل از اسب و الاغ است ولی این دو رگه به خاطر عدم سازگاری عقیم است همچنین دورگه حاصل از سگ و گرگ.طبق نظر نویسنده مقاله یکی از شواهدی که باعث میشود قابیل(قائن)فرزند آدم نباشد این است که صفات قابیل در آدم نیست با توجه به چنین تفاوت فاهشی که مسلما از ژنتیک حاصل میشود آیا میشود از این زنا فرزندی حاصل شود؟ که البته من قبول ندارم که قابیل فرزند آدم نیست چون میشود پسر نوح با بدان بنشیند و خاندان نبوتش گم شود.
در مقاله نوشته که میوه ممنوعه زنا بوده اگر اینطوره پس گناه آدم چیست؟آیا نزدیکی با همسر زنا محسوب میشود؟
شاید جواب اینطور داده شود که طریقه ای که برای تولید مثل انسان قرار داده شده بود به طریق جانوران نبوده.من یک سوال دارم آیا خداوند کار بیهوده انجام میدهد؟و آیا هر چیز که خداوند می آفریند حکمتی ندارد؟
البته که خداوند حکیم است و حکمتش اجازه نمی دهد بی هوده کاری انجام دهد.
پس اگر قرار بوده ازدیاد نسل انسان غیر از جانوران دیگر باشد پس چه نیازی به آلات تناسلی آدم وحوا بوده که به وسیله آن مرتکب زنا شوند؟
با سلام
جناب john
خوب نیست اول کمی تحقیق کنید و بد مطلب بزارید یا نقد کنید؟!!
در کجای قرآن شما پیدا میکنید که گفته باشد زن نجس میباشد؟!!
دوست عزیز الان که زمان سوفیسم نیست که بوسیله قدرت تکلم و حرف کسی بتونه حقانیت را ثابت کنه!!!
این است نظر قرآن راجع به زن !!!!!!!
خلقت و آفرینش زن
در منطق قرآن، زن بمانند مرد، یک انسان تمام عیار است و هیچ تفاوتی میان مرد و زن در اصل خلقت وجود ندارد. هر دوی آنها از یک حقیقت آفریده شده اند.
خداوند در قرآن می فرماید: ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم… همانا گرامی ترین و برترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست۱. و در جای دیگر می فرماید: شما را از یک حقیقت واحدی آفریدیم۲ و یا اینکه می فرماید: همه شما (چه مرد و چه زن) را از خاک آفریدیم و به خاک برمی گردید۳ طبق نظر اکثر مفسرین شیعه، آفرینش حوا (ع) همانند آفرینش حضرت آدم (ع)، مستقل بوده است و اینطور نبوده است که حضرت حوا از باقیمانده یا از دنده چپ حضرت آدم (ع) باشد. امام صادق علیه السلام به یکی از یاران خود به نام زراره می فرماید: آیا خداوند قدرت نداشت که برای آدم، همسری از غیردنده او بیافریند؟ آنگاه آن حضرت فرمودند: خداوند هر کدام از آدم و حوا را از گل آفرید. ۴
خلاصه مطلب آن که زن و مرد هر دو انسانند و طبعا باید از یک چیز آفریده شده باشند و در قرآن هیچ اثری از اینکه زن، از جنس پست تر آفریده شده باشد و یا خلقت زن، طفیلی مرد باشد، و یا زن را موجودی شر و بد یا عنصر گناه معرفی کند، وجود ندارد.
ب) مقام و منزلت زن در قرآن و روایات
برخلاف بسیاری از اقوام و ملل جهان درگذشته و حال و حتی برخلاف عقیده و نظر یهودیان و مسیحیان که زن را موجودی بد و شر و عنصر گناه و فساد معرفی می کنند، اسلام، زنان را در مقام و منزلتی والا و ارزشمند قرار داده است. مقام زن در اسلام به حدی است که سومین سوره مفصل قرآن به نام «النساء» نامیده شده است و در ده سوره دیگر به مسائل مربوط به حقوق و منزلت زن اشاره شده است و همه جا در خطاب های عام قرآن، زنان مورد خطاب هستند.
اسلام، زن را به عنوان رکن مهم زندگی و متمم حیات انسانی و عضو مهم و موثر جامعه بشری قلمداد می کند و او را در راس امری عظیم قرار داده است که همان تولید و تربیت نسل بشر است. یعنی در دامن زن است که انبیاء الهی و اولیاء و بزرگان برای خدمت به بشریت، تربیت می شوند. امام امت(ره) در جمله معروفی که از ایشان نقل شده فرمودند: «از دامن زن است که مرد به معراج می رود».
قرآن کریم از برخی از زنان بزرگ، با تجلیل فراوان یاد می کنند حضرت آسیه همسر فرعون و حضرت مریم (سلام الله علیها) را به عنوان یک الگو و سرمشق برای همه مومنان معرفی می نماید۵. و در جای دیگر، حضرت مریم (سلام الله علیها) را همانند یکی از پیامبران بزرگ الهی مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید:
ای مریم، همانا خداوند تو را برگزیده و تو را پاک کرد و تو را بر تمام زنان عالم برتری داد۶.
در قرآن کریم، زنان با مردان با القاب مساوی و همسان یاد شده اند که بر نقش و جایگاه هر یک در جامعه و مساوی بودن آنها در اصل تکلیف تأکید شده است:
همانا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان عبادت کننده و مردان و زنان راستگو و… خداوند برای همه آنها مغفرت و اجر بزرگی آماده کرده است۷.
همچنین به معاشرت و رفتار پسندیده و مناسب با زنان توصیه شده است. زن و مرد در بهره مندی از کسب و تلاش و پاداش عبادات و الزام به تکالیف یکسان و مساوی هستند و زن می تواند مانند مرد، مستقلا اراده کند و مستقلا کار کند و مالک نتیجه کار و تلاش خود شود، قرآن در این زمینه می فرماید:
مردان و زنان، هرکدام بهره ای از کوشش ها و تلاش های خود دارند۸.
هیچ تفاوتی در مقررات کلی و جزیی و اصول عقاید و فروع آن میان زن و مرد نیست و در واجبات فردی مثل نماز و روزه یا واجبات اجتماعی مانند حج و امر به معروف و نهی از منکر و اقتصادی مانند خرید و فروش، تفاوتی بین زن و مرد نیست و زنان در حق تحصیل و انتخاب رشته تحصیلی، مالکیت، انتخاب محل سکونت و مانند آن، مستقل و خودکفا و آزاد هستند.
این قسمت را با ذکر چند حدیث و روایت در مورد ارزش و مقام و منزلت زن، متبرک و مزین می کنیم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: بهترین اولاد شما، دختران هستند۹ و در جای دیگری فرزندان دختر را حسنه و نیکی معرفی کردند که خداوند به واسطأ آنها، به انسان ثواب می دهد۱۰ و فرمودند: اگر تحفه و هدیه ای برای اهل و عیال خود خریدید، اول به فرزندان دختر بدهید و هرکس دختری را خوشحال کند همانند این است که بنده ای از فرزندان اسماعیل را در راه خدا آزاده کرده است.۱۱
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمودند: من فقط از دنیای شما عطر و زنان را دوست دارم۱۲ و می فرمودند: نزدیک ترین شما به من در قیامت کسی که با همسر خود به نیکی رفتار نماید۱۳ آن حضرت در جای دیگری فرمودند: بیشترین خیر و خوبی در زنان است.
پی نوشت ها:
۱- سوره حجرات: .۱۳
۲- سوره زمر: ۶.
۳- سوره طه: .۵۵
۴-من لایحضر الفقیه، ج ۳، ص .۳۷۹
۵- سوره تحریم: .۱۱
۶- سوره آل عمران: .۴۲
۷- سوره احزاب: .۳۵
۸- سوره نساء: ۱۹ و .۳۲
۹- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص .۹۱
۱۰- الکافی، ج ۶، ص ۴.
۱۱- وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص .۵۱۴
۱۲- الکافی، ج ۵، ص .۳۲۱
۱۳- وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص .۱۵۲
برادر اگر بتونی مقاله ای در زمینه ی فراماسونری و سیر تبلیغاتی اون ها شکل بدی مطمئنا اگاهی بیشتر نسبت به عهد جدید مسیحیت حاصل حقیقت طلبان می شود.
حضرت روح الله عیسی بن مریم ( ع ) از شما سپاسگزار خواهد بود . و ان شاالله در اخر زمان در سپاه این پیامبر مظلوم و عظیم شان و امام زمان( ع ) خواهیم بود.
سلام اقاسید
واقعا روشنمان کردی اجرت باخدا باشد
دوست دارم بیشتر باشمااشنا شوم
اطلاعاتت رابسشتروبیشتر کن
راستی مناظره های شیخ احمد دیدات با قسیسین وبزرگان مسیحیت دراروپاوامریکا را دیده ای؟
من یه مدتیه دارم انهارا ازیک سایت عربی میگیرم ودرحال ترجمشان هستم.اگربخواهی به این سایت مراجعه کن
http://www.ebnmaryam.com/vb/t14959.html
خداوند با معجزاتش نشان داده که در چه مقامی قرار دارد
خداوند محبت جلال بر نامش
هدف همین است نجات
با سلام وعرض خسته نباشید
بسیار عالیست
متی ب۷ آ ۱: داوری مکنید تا بر شما داوری نشود.
من نمیدونستم که اگه کامنتی گذاشته بشه و بعد از یک هفته به مدت یک ماه حذف بشه به علت تحقیق و بررسیه.
اگه اینطوره من صمیمانه معذرت میخوام
دوست گلم . اینجا هیچ چیز حذف نمی شود مگر به دو دلیل . یکی این که آن مطلب ربطی به بحث نداشته باشد و دیگری این که آن مطلب توهین و حاوی حرف های رکیک باشد.
سایر نظرات همگی بررسی شده و اگر فرصتی برای پاسخ دهی بود سریع پاسخ داده شده و مورد تایید و نمایش برای عموم قرار می گیرند. در غیر این صورت در انتظار می مانند تا فرصت لازم به دست آید .
من هم از شما بابت این تاخیر طولانی پوزش می طلبم .
به دلیل امتحانات فرصتم اندک بود و در این ایام که فرصت بیشتری دارم بررسی می کنم .
از حوصله و تامل شما فوق العاده ممنون و سپاسگزارم .
برادر خوبم بسیار خوشحالم که نظر من رو حذف کردی
اولین باری که نوشته هاتونو خوندم فکر کردم که دنبال حقیقتی و به قول یکی از بزرگان مذهب خودتون: آزاده هستی……
مطمئنا مثل سایر مقالاتت متوجه میشی که فقط متعصب هستی
در ضمن ما در ایران به این روال برخورد -که ریشه اون تو شریعته – عادت کردیم
بهترین آرزوهارو واست دارم وبدون تا جایی که زنده ام برات دعا میکنم
و بدون که هرچقدر هم پیش بری به حد شاول نمیرسی که مسیحیان رو آزار میداد و حتی تو شهادت استیفان حضور داشت.و مطمئنم خدا به درونت نگاه میکنه.
اما از درونت هیچ خبری ندارم…
دوستت دارم با اینکه حتی ندیدمت
سلام خدا بر شما
هیچ نظری حذف نشده. بلکه نظر شما را هنوز فرصت نکرده ام پاسخ دهم. به محض این که پاسخ دادم ،آن را عمومی می کنم .
امیدوارم همه را همین گونه مورد داوری قرار ندهید .
من هم شما را بسیار دوست می دارم و برایتان بهترین ها را آرزو می کنم .
با سلام وعرض خسته نباشید
بسیار عالیست
لطفا باز هم از این کارهای زیبا انجام دهید اما سعی کنید تا میتوانید به طور خلاصه تر که تمامی مفهوم را بفهماند بیان کنید وبا عکسهای بیشتر
با تشکر إ
با سلام بر شما
ای کاش به جای بحث های جانبی کمی بیشتر دل خودمان را از کینه ورزی و مچ گیری یکدیگر خالی می کردیم. در رابطه با حقوق زن و مرد البته نمی توان بر اینکه آیا یکی از حواریون یک زن بوده یا نه و غیره تکیه زد و هر کدام نیز می توانند دلایل خاص خود را داشته باشند که شاید ما از آنها بی خبریم مثلاً در این رابطه می توان گفت (نظر شخصی من) از آنجایی که رسولان بعدها سفرهای طولانی را برای رساندن پیغام انجیل انجام دادند و زیر بدترین شکنجه ها بودند و این کار برای زنان بسیار سخت بود. ولی در جایی دیگر می بینیم که رسولان همراه با زنان در خانه ای نشسته و دعا می کردند و همواره به یکدیگر یاری می رساندند. همین امروز هم اگر ما نمی گذاریم که خواهر یا همسرمان و یا به طور کلی یک زن یک چمدان سنگین را بردارد نشانه زیر پا گذاشتن و یا تحقیر زن نیست بلکه به این خاطر است که این کار برایش سنگین است. اما راجب دوستی که درباره نجاست نوشته بودند و … مسأله نجاست تنها در دوران عهد عتیق و شریعت موسی مطرح بود خود مسیح می گوید “۱۸لیکن آنچه از دهان برآید، از دل صادر می گردد و این چیزها است که انسان را نجس می سازد.
۱۹زیرا که از دل برمی آید، خیالات بد و قتلها و زناها و فسقها و دزدیها و شهادات دورغ و کفرها.” (متی ۱۵) بطور کلی اساس مسیحیت بر محبت استوار است و هیچ فرقی هم نگذاشته که به چه کسی محبت می کنیم چه زن یا چه مرد. در آخر هم از تمام برادران مسلمان و مسیحی خودم خواهشمندم به جای پرداختن به فرعیات کمی تنها کمی نیز به آنچه باید انجام داد تمرکز کنند. چرا که مطمئن باشید همواره مسائلی خواهند بود که هر دو طرف خواهند گفت که حق با آنهاست و این خواسته شیطان است که ما را از هدف اصلی که محبت خداوند است باز دارند. ببخشید که طولانی بود. موفق باشید خداوند شما را برکت دهد.
سلام خدا بر شما دوست عزیز. این که عهد عتیق را جدای از کتاب مقدس بدانیم و اندیشه هایش را فقط در مواردی که به سودمان باشد بپذیریم کار شایسته ای نیست .
اگر شما دوست عزیزم اندکی تاریخ مسیحیت را نگاه کنی می بینی که نگاه کتاب مقدس به زن در اندیشه رهبران دینی شما به طور بسیار برجسته ای آشکار است .
دقت کنید:
ترتولیانوس با خشن ترین عبارت زن را مخاطب ساخته و او را « دری که دیو از آن به درون میآید » مینامد ( تاریخ تمدن ، ج ۳ ، ص ۷۱۷ ) او خطاب به زن می گوید: تو دروازه ی شیطانی ، تو آنکس را که شیطان جرأت نداشت از رو به رو مورد حمله قرار دهد مجاب کردی . به سبب تو بوده که پسر خدا ناگریز به مردن شده !! تو باید پیوسته جامه ی سوگ و ژنده به تن داشته باشی ( جنس دوم ، ج ۱ ، ص ۱۵۹ ).
آمبروز قدیس : آدم را حوا به گناه سوق داد نه حوا را آدم شرط عدالت است که زن کسی را که به سوی گناه رهنمون شده به منزله ی فرمانروا بپذیرد ( جنس دوم ، ج ۱ ، ص ۱۵۹ ).
ژان کریسوستوم قدیس : در میان تمام جانوران وحشی زیان بار تر از زن وجود ندارد ( جنس دوم ، ج۱ ، ص ۱۵۹ ).
توماس آکویناس پر آوازه ترین دانشمند مسیحی در قرون وسطی : زن موجودی است ناقص عرضی ، جنس مونث در واقع مذکری است که منحرف شده است ؛ زن محتملا نتیجه نقصی است در قوه تولیدی مرد ( تاریخ تمدن ، ج ۴ ، ص ۱۳۱۱ و جنس دوم ج ۱ ، ص ۱۹ و ص ۱۵۹ ) زن فقط موجودی تصادفی و ناقص و نوعی مرد نقص دار است ( جنس دوم / سیمون دوبووار / ج ۱ ، ص ۱۵۹ ) همین تومای قدیس در ادامه می گوید: زن با نخستین مقصود طبیعت یعنی کمال جوئی منطبق نیست بلکه با دومین مقصود طبیعت یعنی گندیدگی ، بدشکلی و فرتوتی انطباق دارد ( زنان از دید مردان / بنوات گری ص ۵۷ ).
یوحنای زرین دهان و پاتریارک قسطنطینه هم در تعریف زن این گونه او را توصیف می کند: شری ضروری ، وسوسهای طبیعی ، مصیبتی مطلوب ، خطری خانگی ،جذبهای مهلک و آسیبی رنگارنگ (تاریخ تمدن ، ج ۴ ص ۱۱۱۱ ).
مارتین لوتر در مورد زنان می گوید: آنها لگنهای پهن دارند تا بر روی آن بنشینند و خانه داری کنند بچه به دنیا بیاورند و بزرگ کنند ( اصلاحات / سارا فلاورز / ص ۹۱ ).
درهمین قرن بیستم هم شخص پاپ اعلام داشت : بین زندگی مادر و حیات فرزند باید نخستین را فدا کرد ، در واقع مادر که غسل تعمید یافته می تواند به بهشت برود در حالی که جنین برای همیشه به برزخ اختصاص یافته است ( جنس دوم ، ج ۱ ، ص ۲۰۶ ).
این نمونه ای از نظرات دانشمندان برجسته مسیحی در مورد حقوق زن بود که برای مطالعه نظرات بیشتر توصیه می کنم اینجا را مطالعه نمایید.
حال دوست گلم
آیا اساس مسیحیت بر محبت استوار است یا این که محبت … .
بگذریم.
از این که شما دوست نازنینم همه را به هدف اصلی یعنی محبت خداوند دعوت کردید تشکر می کنم . چرا که این همان هدف مطلوب ماست و قرآن کریم هم می گوید :
قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران ۶۴)
باز هم به شما دوست گلم درود می فرستم و بهترین درخواست خودم از خدا را برای شما دارم.
اما در میان قوم ، انبیای دروغین نیز بودند ، همانگونه که در میان شما نیز معلمان دروغین خواهند بود که پنهانی بدعتهای مهلک خواهند آورد و حتی سروری را که ایشان را خریده ، انکار خواهند کرد و اینگونه ، هلاکتی سریع بر خود فرو خواهند آورد. دوم پطرس ۲:۱
زن در مقام معلم و واعظ در کلیسا
اما تعارض ظاهری موجود بین این قسمتها با دو متن مهم (اول قرنتیان ۱۴: ۳۴ و ۳۵، اول تیموتاووس ۲: ۱۵-۱۱) در مورد سکوت زنان در کلیسا را باید چگونه فهمید؟ در ادامۀ این مقاله سعی خواهد شد تا زمینۀ تاریخی این متن به دقت بررسی شود و به نتیجهای هماهنگ با نگرش انقلابی عیسی در باره زنان و اصول دیگر موجود در عهد جدید دست یافت.
متن اول – اول قرنتیان ۱۴: ۳۴ و ۳۵:
زنان باید در کلیسا خاموش بمانند. آنها مجاز به سخن گفتن نیستند، بلکه باید چنانکه شریعت میگوید مطیع باشند. اگر دربارۀ مطلبی سؤالی دارند از شوهر خود در خانه بپرسند زیرا زن را شایسته نیست در کلیسا سخن بگوید.
در بررسی این متن دو نکته را باید در نظر داشت:
اول اینکه قرنتس از لحاظ روحانی و اخلاقی شهری فاسد و سرسخت به حساب میآمد. در کلیسا نیز بینظمی، تفرقه و فساد اخلاقی رخنه کرده بود. در این شهر عمدتاً یونانی زبان، مردان از تحصیلات دینی بیشتری برخوردار بودند. اغلب زنان که از هر گونه تحصیلات مذهبی محروم بودند در محافل کلیسایی یا از شوهران خود مرتباً سوال میکردند و یا با یکدیگر به گفتگو میپرداختند! این وضعیت باعث اختلال در جلسه میشد. در چنین شرایطی است که پولس زنان قرنتس را ترغیب میکند که با سکوت خود از اختلال در پرستش و عبادت بپرهیزند. بیشک منظور پولس این نیست که زنان میبایست در کلیسا کاملاً خاموش باشند، چرا که خود او در چند باب جلوتر (۱۱: ۵) به دعا و نبوت زنان در کلیسا اشاره میکند. نگرانی اصلی پولس در این قسمت، بینظمی در کلیسای قرنتس بود.
پرفسور کینرKeener استاد عهد جدید و نویسندۀ معاصر مسیحی در این باره مینویسد: «در محیطی که زنان در نوعی جهل و بیسوادی روحانی بسر میبرند، پولس در حقیقت راه حلی برای مشکل پیدا میکند، و آن اینکه شوهرانشان به آنها آموزش دهند. این نه تنها زنان را محدود نمیکند بلکه آنها را آزاد هم میکند.»
نکتۀ دوم مطابق نظر پرفسور کنت بیلی Kenneth Baily استاد عهد جدید، این است که نقطۀ اوج و پیام محوری در اول قرنتیان ۱۴-۱۱ محبت است (فصل ۱۳) و قسمتهای مربوط به بینظمی در عبادت در دو سوی این پیام مرکزی قرار میگیرند. درک این مطلب به دو دلیل مهم است. یکی اینکه پولس در این بخش قصد ارائه اصول و تعالیمی کلی در ارتباط با خدمت زنان ندارد. او به ذکر موارد بینظمی در کلیسا میپردازد که صحبت زنان در کلیسا، شرکت نادرست در شام خداوند، و بینظمی در بکار بردن عطایا را شامل میشود. دوم اینکه ممکن است ارتباط این آیات را با پیام محوری این بخش فراموش کنیم.
متن دوم و مشکلتر اول تیموتاووس ۲: ۱۱-۱۵ است: زن باید در آرامی و تسلیم کامل تعلیم گیرد.
خطاب پولس در رسالۀ اول تیموتاووس کلیسای شهر افسس است که معبد آرتیمیس در آن قرار داشت. فعالیتهای گسترده عبادتی هنوز در این معبد انجام میشد. معبد آرتمیس ساختمان بسیار عظیم هفت طبقهای بود که یکی از عجایب هفتگانه دنیا به شمار میآمد. به علاوه در این معبد زنان بسیار مقتدر بوده و از ادارۀ فعالیتهای مهم نیایشی معبد گرفته تا نظافت و امور اقتصادی توسط آنها انجام میپذیرفت. در مقابل مردان هیچ دخالتی در امور اداری و پرستشی معبد نداشتند. آنگونه که از حکایت دیمیتریوس نقره ساز در اعمال ۱۹ هم پیداست این معبد باعث شکوفایی اقتصادی شهر شده بود.
اشارات پولس در این رساله همچنین حاکی از آن است که تعالیم نادرست ناستیکی هم در کلیسا رخنه کرده بود. هشدارهای پولس به تیموتاووس و اشاراتی به این تعالیم (در فصل ۴) موید این نکته است. اما این تعالیم توسط چه کسانی و چگونه در کلیسا رخنه کرده بود؟ با توجه با اینکه به شهادت تاریخ، در تشکیلات اولیۀ ناستیکها معلمین زن نقش برجستهای داشتند.
میتوان تصور کرد که چنین فضایی چگونه میتوانست بر کلیسا اثر گذارد؟ آیا بعید بود که عقاید رایج در اجتماع در کلیسا هم رسوخ کند؟ رفتارهای غالب زنان در شهر افسس چگونه میتوانست باشد؟ در رسالۀ دوم تیموتاووس پولس مردان و زنانی را که به دنبال این تعالیم پوچ بودند به شدت مورد انتقاد قرار میدهد (فصل ۳). اما زنان بدلیل محرومیت از آموزشهای دینی بیشتر از همۀ قشرهای اجتماع در معرض این تعالیم غلط قرار داشتند.
در حقیقت پیام پولس هم حاکی از هشدار است و و هم تشویق. زنان باید مانند مریم (لوقا ۱۰) فرصت و موقعیت این را داشته باشند که با آسودگی و فراغت خاطر تعلیم بگیرند تا عطایای روحانی خود را بطرز درستی بکار گیرند. تاکید پولس این است که به حاشیه راندن مردان چنانکه در معبد آرتیمیس مرسوم بود نباید در عبادت کلیسایی راه یابد.
حال نگاه عمیقتری به خود متن بیاندازیم:
زن باید در آرامی و تسلیم کامل تعلیم گیرد. زن را اجازه نمیدهم که تعلیم دهد یا بر مرد مسلط شود بلکه باید آرام باشد.
اولین دستور پولس این است که زن باید تعلیم بگیرد. این درست برعکس نظر رابی ایلعاذر در تلمود است که معتقد بود: «بهتر است تورات سوخته شود تا اینکه حقایق آن را به یک زن یاد داد.» پس قسمت اول این آیه محروم کردن زنان از تعلیم نیست بلکه فرمان پولس به تیموتاووس و کلیسا که بگذارید زنان تعلیم درست بیابند.
واژۀ “آرامی” چنانکه در ترجمه هزاره نو آمده، ترجمۀ مناسبتری از لغت یونانی است تا «خاموشی» و این متناسب با موقعیت افسسیان نیز هست. در آیۀ ۲ همین فصل نیز لغت «آرام» به عنوان روش زندگی همۀ ایمانداران بکار رفته است. به طور کلی آرامی و دوری جستن از روحیۀ نزاع و پرخاشگری لازمۀ یادگیری است. به اعتقاد کینر: دلیل هشدار برای سکوت زنان این بود که آنها در این کلیسا نقش دانشآموز مبتدی را داشتند. پولس به آنان حکم میکند که در آرامش و آسایش تعلیم بگیرند.
در واقع، از این متن نمیتوان نتیجه گرفت که منظور پولس این است که زنان در کلیسا ساکت باشند. چرا که خود پولس پریسکیلا و زنان خادم دیگر را تشویق میکند. در اول قرنتیان ۱۱ پولس به زنانی که در کلیسا نبوت و دعا میکردند تعلیم میدهد که بعضی نکات را رعایت کنند. پس چگونه میتوان هم در کلیسا خاموش بود و هم صحبت کرد؟
همچنین آنها باید در تسلیم کامل باشند؟ اما به چه چیز باید تسلیم باشند؟ این نکته واضحاً بیان نشده است، اما با توجه به پیام کلی این رساله میتوان پاسخ طبیعی این سؤال را هم تسلیم به تعلیم منطبق بر انجیل (۱:۱۱) دانست. این حکم نه تنها در مورد زنان بلکه همۀ افرادی که متأثر از تعالیم نادرست و بدعتکارانه در کلیسا بودند صادق است.
کنت بیلی بطور تفسیری آیه ۱۲ را اینطور بازنویسی میکند:
«به هیچ کدام از این زنان افسسی که از لحاظ الهیاتی نادان هستند اجازه نمیدهم که تعلیم دهند
چرا که تعلیمات نادرست خود را به همراه خود به کلیسا آوردهاند.»
آیا تمام زنان افسس بدعتکار بودند؟ مسلماً خیر! اما پولس از تیموتاووس جوان انتظار نداشت که در اوج این بحران کلیسایی برای اعضای کلیسای خود امتحان الهیات برگزار نماید! باید از رشد این تعالیم نادرست و بدعتکارانه هر چه سریعتر جلوگیری میشد. به این ترتیب پولس به هیچ یک از زنان اجازۀ تعلیم نمیدهد تا همۀ آنها ابتدا در ایمانشان تعلیم بیابند. با در نظر گرفتن موقعیت حساس و بحرانی کلیسای افسس فرمان پولس بسیار بجا است.
«زن را اجازه نمیدهم که تعلیم دهد یا بر مرد مسلط شود». عبارت مسلط شدن (authenteo) یا مستبدانه حکمرانی کردن در عهد جدید تنها در اینجا بکار رفته است. این لغتی بار معنی بسیار قوی و منفی دارد که معنی سلطۀ کامل کردن یا بزور و استبداد حکمرانی کردن است.
چنانچه پیشتر ذکر شد، در افسس زنانی بودند که بر مردان تسلط کامل داشته و حتی در کلیسا با روحیهای پرخاشگر به جر و بحث با مردان بر سر تعالیم مذهبی آنان میپرداختند. پاسخ پولس مقابله با چنین رفتارهای غیر مسیحی است. تحکّم و سلطه جویی بر مردان، چنانکه در فرهنگ افسس و در معبد آرتیمیس یافت میشد با رفتار شایستۀ یک مسیحی در تضاد بود.
پرفسور کنت بیلی این قسمت را نیز اینگونه بازنویسی میکند:
به این زنان نادان اجازه نمیدهم که مردان را تحت تسلط خود درآورند. آنها باید پرخاشجویی را کنار
بگذارند و آرام شوند.
نتیجهگیری:
با بررسی موشکافانۀ تاریخی و درک زمینۀ این دو متن مشکل، میتوان علت هشدار پولس را در اختلال ناشی از صحبت کردن زنان در مراسم عبادی کلیسای قرنتس، و رخنه کردن تعالیم بدعتکارانه توسط آنان در افسس دانست. بنابراین پولس به آنها هشدار میدهد که آرام باشند یا صحبت نکنند.
سرچشمۀ این مشکلات زنانی بودند که بیشتر در معرض تعالیم غلط قررا داشتند. پس پولس یک راه حل محدود ارائه میدهد؛ و آن اینکه زنان تعلیم ندهند. اما راه حل دیگری که دوشادوش اولی ارائه میدهد این است که زنان تعلیم بگیرند. این تذکرات را باید در هماهنگی با غلاطیان ۳: ۲۸ و در سایۀ تعالیم و نگرش عیسی در مورد زنان و خدمت آنان به عنوان شاگرد، خادم، معلم، نبی و رسول دید. پولس در غلاطیان ۳:۲۸ اصلی را بوضوح بیان میدارد: «دیگر نه یهودی معنی دارد و نه یونانی نه غلام و نه آزاد نه مرد و نه زن زیرا همگی شما در مسیح عیسی یکی هستید.» این آیه، مرکز و محوری است که باید نقش زن در کلیسای اولیه را همیشه و در هر حال با توجه به آن بررسی کنیم.
به بیان گوردون فی متأله مسیحی دیگری: “بزرگترین خطای مسیحیان انجیلی در رابطه با موضوع جنسیت این است که آن را از تصویر بزرگتر الهیات کتابمقدس مجزا کردهاند. ما نباید یک قسمتِ مجزا را که مربوط به یک موقعیت خاص است، محور اصلی مباحثات خود بگردانیم، بلکه باید الهیاتِ «خلقت تازۀ» پولس را، که در همۀ رسالات او مشهود است، مرکز و محور اصول ایمانی و کلیسایی خود قرار دهیم. این خلقت تازه همۀ دستهبندیهای مذهبی/اجتماعی/جنسیتی را از ریشهکن میکند.”
فی ادامه میدهد که غلاطیان ۳: ۲۸ فقط مربوط به یکی بودن زن و مرد در نجات نیست. در الهیات پولس نمیتوان نجات را از کلیسا جدا کرد. نجات از نظر پولس، مطابق اول قرنتیان ۱۲:۱۳، مشارکت همۀ افراد نجات یافته در یک بدن، و نوشانیده شدن از یک روح است. در چنین بدنی هر کس عطیهای را که خدا بدون تبعیض جنسی به آنها بخشیده میتواند برای خدمت کلیسا به کار بندد. همانطور که پطرس در اعمال ۱۰:۳۴ و پولس در رومیان ۲:۱۱ به ما یادآوری میکنند خدا تبعیضی میان مردمان قائل نیست.
اسقف تام رایت محقق کتاب مقدس و چهارمین اسقف ارشد در انگلیس میگوید: “ما بطور جدی این متون کتابمقدس را به غلط برداشت کردهایم. این به دلیل ترکیبی از پیشفرضهای اشتباه، رسوم و اندیشههای پسا کتابمقدسی و غیر کتابمقدسی است که به مسیحیت وارد شده است. بیایید این متون را آنطور که مقصود نویسنده بوده است بخوانیم، به نحوی که باعث بنای کلیسای خدا شود، هم زنان و هم مردان. ما باید با دعا در این باره تفکر کنیم که فرهنگ ما، تعصبهای ما و نگرش یکطفرۀمان، ما رابه سمتی نراند که با کلیشهها سازش کنیم، بلکه پیام انجیل را برای شفا و آزادی زنان و مردان به یکسان بکار ببریم.”
علاوه بر این کسانی که همیشه با کتابمقدس مخالفت میکنند از برخی از این پیشفرضها و اندیشههای غلط در مورد زنان، برای سرکوبی کلام خدا و پیام کلی آن استفاده کردهاند. شاید نسل ما فرصتی داشته باشد تا جهت درستی به بعضی از این ابهامات که مورد سوء استفاده واقع شدهاند بدهد.
********************************
جناب بی طرف عزیز.
اولا به سایت خودت خوشآمدی و ثانیا توضیح جامع و مفیدی بود. از زحمتی که بابت آن کشیده اید ممنونم.
اگر مواردی که در این مقاله مطرح شده را نیز همین گونه زیبا و دقیق بررسی کنید و پاسخ بدهید متشکر خواهم شد .
en axo az enja bardarid bad nista.bishtar yadam mindaze ke koja daram zendegi mikonam
مقاله ی شما رو خوندم .جای تقدیر و تشکر داره .اما جهت تذکر
فرمودید که :
آیا اسلام که در حق زن و مرد قائل به تفاوت است نه تساوی ، ظلم کرده است؟
،بله ،اگر اینی که شما می فرمایید باشد ، صد در صد ظلم کرده است
به جای این جمله بفرمایید که :
آیا اسلام که در حق زن و مرد قائل به” تساوی” است نه” تشابه ” ، ظلم کرده است ؟؟؟
در این صورت باید بگیم نه .چون صورت متفاوت است اما جوهر و ماهیتش مساوی است .مثلا اگه حق طلاق رو به مرد داده حق بله گفتنو به زن داده
اگه ارثش کمتره در عوض مهریه داره و…
اینا در واقع شبیه هم نیست اما باهم جبران و دفع می شن .
البته برداشت من با توجه به رشته ام اینه .
مسیحیت امروز داره از زن یه مرد می سازه چون اشتباه براش جا افتاده و فکر می کنه که تساوی همون تشابه است . بنابراین کارهایی رو به عهده ی زن می ذارن که در شان الهی و انسانی وی نیست
تشکر
فرمایش شما متین است . بسیار متشکرم .
answer chera zan bayad najesbashad?in qavanin marbot be qom bani israeel dar zaman mosa ast va rabti be masihiyat nadarad
2;chera khodavand hata yek zan ra be envan navisande?az2000 untill 4000sal qabl name chandnavisande va movarekh dar tarikh sabt shode ,dar an zaman chonin shoqlhaiee mokhtase mardan bood,2 inke hoquq zan ra ba shoqlash moqayese namikonand.
3;chera hata be yeki az zanan sabat lavi ejaza nadade ast ta kehanat?dar an zaman kehanat shoqle mardane bood vali emruze dar kenar keshishan mard,keshishan zan ham khedmat mikonand
4;chera khodavand az meian 12 nafar rasul havari masih 1 nafar zan?albate zanani anha ra hamrahi mikardand louqa 8;;3-2 maria majdalia.
,yuna,shosen,va besiari zanan digar ke za amval khod oo ra khedmat mikardand.
man yek soal za u ;afradi ke dar shemar imaman dini u amade chera name yek zan nayamade?
از پاسخ های بسیار خوب شما تشکر می کنم .
در مورد پاسخ سوال اولتان :
آیا شما عهد قدیم را قبول ندارین؟ مگر عهد قدیم بخشی از کتاب مقدس شما نیست؟ مگر مسیح علیه السلام نفرمود : گمان مبرید که من آمده ام تا تورات و یا صحف انبیاء را باطل سازم .. بلکه( آمده ام ) تا تمام کنم . زیرا هر آیینه به شما می گویم ….همزه یا نقطه ای از.. تورات هر گز زایل نخواهد شد .. هر کس یکی از کوچکترین این احکام را بشکند در آسمان کوچکترین شمرده می شود. متی ۳-۲:.۳-۱ همچنین ببینید متی ۵:.۱۹ .
مگر در کتاب مقدس نیامده است : من خود از کلامم دیده بانی میکنم خداوند خود نگهبان کلامش هست و کلام و سخن خداوند همانطور که کتابمقدس می گوید تا به ابد پایدار است.و هر گز تحریف نمی شود. بر این اساس آنچه در عهد قدیم آمده است باید یک مسیحی هم بدان ایمان و اعتقاد داشته باشد و گرنه مسیحی نخواهد بود.
علاوه بر این فرض کنیم که مربوط به قوم بنی اسرائیل باشد ، شما یکجا در قرآن پیدا کنید که گفته باشد زن نجس است. ولو در قوم بنی اسرائیل .
از این گذشته وقتی این پاسخ صحیح است که در کتاب مقدس خودش گفته باشد که به اعتقاد قوم بنی اسرائیل زن نجس بود. در حالی که چنین مطلبی به عنوان یک بیان تاریخی نیامده . بلکه فضای بیانی این آیات این است که احکام شرعی را بیان می کنند نه یک مساله تاریخی را .
پاسخ سوال دوم:
هرگز چنین نبوده که پیامبری و داشتن یا نوشتن یک کتاب آسمانی یک شغل باشد. این پاسخ پذیرفتنی نیست. آیا شغل موسی علیه السلام پیامبری بود؟ در این پاسختان بیشتر دقت کنید .
پاسخ سوال سوم :
هر چند ظاهر این پاسخ شما پذیرفتنی است . اما وقتی این حرف صحیح است که بگوییم زنان دقیقا به همین دلیل شغل بودن کاهن نمی شدند. این در حالی است که چون یهودیان بر اساس کتاب مقدس ، کاهنی را شغل مقدسی می دانستند و از طرف دیگر بر اساس عهد قدیم، زنان را در برخی از اوقات نجس به حساب می آوردند برای این که این شغل آلوده نشود با کاهن شدن زنان مخالفت میکردند . به طوری که مریم علیها سلام وقتی قرار بود خادم معبد شود با مخالفت های بسیاری از کاهنان روبرو شد.
پاسخ سوال چهارم:
بله . بانو مریم مجدلیه را می شناسم و و فیلم های زیادی از ایشان دیده ام. ولی صرف همراهی کردن کافی نیست. ما معتقدیم که از ۳۱۳ تن یاران امام زمان علیه السلام پنجاه تن خانم هستند. یعنی مسئولیت مستقیم دارند. یا مثلا معتقدیم که از چهارده معصوم یکی از آنان زن است (حضرت فاطمه علیها سلام). نه این که حضرت زهرا علیها سلام همراه معصومین است . بلکه خودش معصوم است. حتی ما حضرت مریم علیها سلام را هم معصوم می دانیم و معتقدیم ایشان سرور بانوان جهان است و در قرآن کریم سوره ای مستقل با نام ایشان آمده است.
با همه این احوال من عنادی با پذیرش سخنان شما ندارم. با شما همراه می شوم و اگر واقعا شما به این مسائل اعتقادی ندارید و زن را نجس نمی دانید و حقوقش را محترم می شمارید و … که خوب این خیلی عالی است و همان چیزی است که من با آن موافقم و معتقدم باید همین گونه باشید. بنا بر این اگر یک بار دیگر به ابتدای مقاله مراجعه کنید می بینید که این مقاله در پاسخ به کسانی نوشته شده که دائما به مقام زن در اسلام اشکال می گیرند و می گویند در اسلام به حقوق زن ظلم شده است در حالی که از مسیحیت و کتاب مقدس خود اطلاعی ندارند.
آرزوی من این است که زن در همه جوامع چه دینی و چه غیر دینی ارزش و جایگاه واقعی خود را پیدا کند.
نمیدانم چطور به این نتیجه رسیدی که من باید مسیحی باشم ؟ میشه بگی قوانین سنگسار و تضییع حقوق زنان جز از یهود از کجا وارد اسلام شده است ؟
پیشنهاد میکنم که اگر میتونی تابلوی شام آخر داوینچی را تماشا کن تا مریم مجدلیه را در کنار مسیح ببینی
متاسفانه اطلاعاتت خیلی ناچیز و متعصبانه است . قلب تو سرشار از کینه ی به انسانهای دیگه ست که برخلاف تو فکر میکنند . در توهم توطئه با همه دشمنی میکنی که البته جز به خودت به کس دیگری آسیب نمیرسونی
دوست عزیزم . اولا قوانین سنگسار در اسلام با یهودیت بسیار متفاوت است . در این باره بیشتر مطالعه کنید. اگر توفیقی بود و فرصت اقتضا کرد، به زودی این تفاوت ها را در قالب یک فایل پاورپوینت در سایت قرار می دهم.
اما در مورد مریم مجدلیه ، شما دو موضوع را با یکدیگر قاطی کرده اید . یکی وجود زنی در مسیحیت به نام مریم مجدلیه و دیگری از حواریون و رسولان مسیح بودن مریم مجدلیه. آنچه من مطرح کرده بودم این بود که هیچ یک از حواریون از بانوان نیستند. آیا مریم مجدلیه از حواریون و رسولان بود؟ آیا صرف وجود مریم مجدلیه در تابلو شام آخر ، معنایش این است که ایشان از حواریون بوده است؟ جواب این سوال که خیلی واضح است ، دوست گلم.
در مورد اطلاعات ناچیزم درست می فرمایید و درصددم که با مطالعه آن را افزایش دهم و صادقانه می پذیرم که خیلی چیزها را نمی دانم. هیچ کینه ای ندارم دوست عزیزم. دشمنی ای هم وجود ندارد. اگر پاسخی منطقی ارائه بدهید با جان و دل می پذیرم.
احمق گفتی که هیچ یک از رسولان مسیح زن نبوده اند ! اول برو کمی مطالعه بکن و بعد بیا افاضات در بکن ! قابل توجه شما مریم مجدلیه از حواریون و اولین کسی بود که برخواستن مسیح از دنیای مردگان را دید .
دوم : اینها که میگویی همه شزیعت یهود هستند که ادامه آن به صورت مسخره و دیوانه وار وارد اسلام شده ! بدون که مسیحیت شریعت نداره
دوست مودب مسیحی من که احمق نیستی ، اسامی رسولان در کتاب مقدس اومده . من برات اینجا می نویسم:
در انجیل متی باب ۱۰ ، لوقا باب ۶ و انجیل مرقس باب ۹ :
۱. شمعون پطرس
۲. اندریاس ، برادر پطرس
۳. یعقوب پسر زبدی
۴. یوحنا
۵. فیلیپس
۶. برتولما
۷. توما
۸. متی
۹. یعقوب پسر حلفا
۱۰. لبی معروف به تدی
۱۱. شمعون قانوی یا شمعون غیور
۱۲. یهودا اسخریوطی
کدومشون مریم مجدلیه بودند؟ اطلاعاتت خیلی کمه . بیشتر مطالعه کن. مریم مجدلیه جز رسولان و حواریون نبود.
دوم: اولا آیاتی از کتاب مقدس را که گفتم هرگز وارد اسلام نشده و اسلام کاملا با آن مخالف است که در متن مقاله آورده ام . ثانیا من یک سوال از شما می پرسم. آیا شما عهد قدیم را به عنوان بخشی از کتاب مقدس قبول ندارید و کاملا آن را رد می کنید؟ اگر بگویی آره که معلوم است یا مسیحی نیستی یا مسیحی بسیاری بی سوادی هستی. اگر هم بگویی نه که پاسخ سوال خودت را گرفته ای.
سلام آقا سید عزیز
… سید عزیز یکی دیگه از پستهات به نام عشای ربانی رو گذاشتم تو وبلاگم
گفتم که حلال کنی
التماس دعا
درود خداوند بر شما دوست نازنینم . شما هر یک از مطالب سایتم را که دوست داشتید را استفاده کنید. از حسن نظرتان نسبت به بنده ه هم بسیار تشکر می کنم .
[...] بحث و تبادل نظر در اینجا [...]
Thanks for writing, I really enjoyed that post, wish you would post more often
با درودی دگر
عزیز گرامی اینکه من و شما چه می اندیشیم و اینکه در حقیقت در باغ عدن چه اتفاقی روی داده است دو مطلب جدا از هم است که هر کدام در جای خود قابل تامل و بررسی است.
اینکه در مکتبی چیزی پذیرفته نیست دلیل بر عدم صحت موضوع نیست و صرفا” پاک کردن صورت مسئله است .
مثالی برای شما می آورم :
فرض کنید در هندوستان دسته ای پهن پرست هستند که وقتی با ایشان از اسلام صحبت می کنید ، می گویند که اسلام درست نیست و ما به آن اعتقادی نداریم و مکتب ما درست است( البته برای این گفته خود دلایل فراوان هم می آورند ) ؛ حال آیا می توان این مدعا را صحیح دانست ؟
البته موضوع زنای مار با حوا مطلبی است که در همین اواخر از سوی خداوند بر انسانها مکاشفه شده و طبیعتا” پذیرفتن آن کمی دشوار است اما واقعیت دارد .
برای مطالعه بیشتر در این باب نظر شما را جلب میکنم به وب سایت کلیسای ایران به آدرس : http://www.persianmission.com در صفحه نخست قسمت مقالات پر بازدید ، جزوه اغواگر .
امیدوارم مطالب این جزوه را مطالعه فرمایید و این حقیر را از نظر خود مطلع سازید .
البته موضوع بحث ما در باب حقوق و جایگاه زنان بود حال نمی دانم تا کجا توانسته ام مطلب را برای شما بازگو کنم
خداوند شما را برکت دهد
درود خداوند بر شما یوحنای عزیزم
بله و دقیقا به خاطر کشف همین حقیقت است که باید گفتگو و مطالعه و تحقیق صورت بگیرد. و گرنه اندیشه ای که بدون پشتوانه باشد پشیزی نمی ارزد دوست نازنینم.
چیزی که شما فرمودید در صورتی است که مکتبی یک ادعای صرف کرده باشد و لجبازانه بگوید من نمی پذیرم. اما وقتی نپذیرفتن با دلیل و منطق همراه باشد ، پاک کردن صورت مساله نیست بلکه عین حل کردن صورت مساله است. عقاید و اندیشه های هر مکتبی طبیعتا دنباله و تاریخچه ای دارد . اندیشه ای استوار است و پذیرفتنی که با دلیل منطقی و عقل پذیر قابل ارائه باشد. به نظر شما این اندیشه آیا پذیرفتنی است: ۱+۱+۱= ۱ وقتی عقیده ای مخالفت صریح با عقل داشت ، نمی توان آن را پذیرفت. عقل پیامبر و راهنمای درونی ماست. اگر به هشدارهایش توجه نکنیم و بر خلاف آنچه عقل می گوید پیش برویم پس از مرگ زمانی که در محضر خداوند قرار می گیریم باید به خاطر مخالفت با عقل مورد داوری حضرتش قرار بگیریم و می گیریم.
دوست نازنینم اولا نظریه تکامل داروین که می گوید انسان تکامل یافته حیوان است با آنچه در مقاله ای که شما ارجاع دادید و بنده به دقت خواندم تفاوت اساسی دارد. بر اساس نظریه داروین انسان تکامل یافته میمون است اما بر اساس مقاله شما انسان از مار به زنا متولد شده است.
مشکل دیگر مقاله شما که هیچ پشتوانه علمی ندارد و به یقین می دانم که شما حتی یک دلیل علمی استوار هم نمی توانید بر آن ذکر کنید این است که مار در ابتدا حیوانی دو پا مانند انسان بوده است و سپس با حوا زنا کرده.
همین جا از شما دوست نازنینم تقاضا می کنم آدرس یا اصل مقاله یا دلایل علمی این ادعا را بگویید تا بررسی کنم. پیگیری این موضوع برای من بسیار جالب توجه است و به آن علاقمند شدم.
البته
شما دوست گلم مطالبی را شرح دادید که پاسخ هایی به همه آن ها داده شد . اما دیگر از طرف شما جوابی به این پاسخ داده نشد. بنا بر این بنده قانع نشدم و مشتاقانه منتظرم تا دیدگاه های قانع کننده ای را مبنی بر ارزش حقوق زن در کتاب مقدس ببینم. همچنین درخواست کردم که یک یا چند آیه صریح از آیاتی که بر ارزش و جایگاه والای زن تصریح (اشاره نه) کند بیاورید تا از پژوهش شما دوست عزیزم استفاده کنم.
خداوند به شما دوست نازنینم هم برکت دهد.
سلام
عالی بود
به دوستانی که حوصله ی مطالعه دارند، کتاب زن در اسلام شهید بزرگوار مطهری رو پیشنهاد می کنم. حتما بخونن.
هیچ دینی نظیر اسلام وجود ندارد که اینچنین به زن شخصیت و کرامت داده باشد زنان مسلمان باید بخود ببالند البته اگر ما زنها خودمون رو قبول داشته باشیم.
مطلب شما :
“الف) زن و مرد از یک پدر و مادر بوجود آمده است.«یا ایّها النّاس انّا خلقناکم من ذکرٍ و انثى و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکُم عند اللّه اتقاکم»: اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است! (حجرات آیه ۱۳).”
سوالی داشتم و اینکه در این میان جایگاه شیطان که با حوا زنا کرده بود و ثمره آن زنا قائن بود چه می شود ؟
چون یک مرد و یک زن در اینجا صدق نمی کند و
البته هابیل فرزند دیگر آدم پیش از ازدواج به دست قائن ( قابیل ) کشته شد پس تکلیف انسانها چیست ؟
زیرا که میوه نور در کمال، نیکویی و عدالت و راستی است. ( افسسیان ۵ : ۹ )
با سلام به شما دوست عزیزم.
ما در اسلام چنین چیزی را قبول نداریم که شیطان با حوا زنا کرده باشد. این را از مطالب نادرست و مردود می دانیم. بنا بر این چون فرض سوال از اساس پذیرفته نیست ، نوبت به پاسخ نمی رسد.
دوست گرامی
بابت پاسخ شما سپاسگذارم .
اما آنچه شما در پاسخ به سوالات من دادید در نگر اسلام شیعی فرمودید و نه در نگر اسلام صدر تاریخ .
دوست عزیز شما فرمودید در باب نجاست زن در اسلام هیچ ندارید البته که دارید ولی من نه مدرس علوم قرانی هستم و نه معلم شریعت و بهتر است برای پاسخ خود رجوع کنید به رساله های حضرات مراجع و در آن جستجو کنید .
قران را نیز بیشتر و بهتر بخوانید ، آیه هست .
واقعا” عجیب است که برداشت شما از آفرینش زن اینگونه است و شما می فرمایید که خلقت زن از دنده چپ مرد نشان از برابری نیست ! پس نشان از چیست ؟
اما در باب کتاب پیدایش اگر مایلید آیات رو با دقت بررسی کنیم از اینجا شروع می کنم :
۱ و مار از همة حیوانات صحرا که خداوند خدا ساخته بود، هُشیارتر بود. و به زن گفت: «آیا خدا حقیقتاً گفته است که از همة درختان باغ نخورید؟» ۲ زن به مار گفت: «از میوة درختان باغ میخوریم، ۳ لکن از میوة درختی کهدر وسط باغ است، خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید، مبادا بمیرید.»( پید ۳ :۱ -۳ ) حوا گفت خداوند گفته از آن مخورید و آن را لمس نکنید !
در حالی که خداوند فرموده بود :
۱۶ و خداوند خدا آدم را امر فرموده، گفت: «از همة درختان باغ بیممانعتبخور، ۱۷ اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری، زیرا روزی که از آن خوردی، هرآینه خواهی مرد.»(پید ۲ : ۱۶ و ۱۷ )
همانطور که میبینید اضافه شدن کلامی به کلام خداوند کار را برای شیطان آسان کرد و شیطان با اضافه کردن یک کلمه به کلام خداوند ” آیا ” حوا را فریب داد .
اما با این همه خداوند وعده نجات را بر ذریت زن می دهد و شما این قسمت را نادیده گرفتید ، آنچه شما فرمودید در خصوص اشاره قران به مریم مقدس کاملا” طبیعیست و نه قران و نه هیچ کتابی منکر شخصیت و نقش مریم باکره در نجات خداوند نیست .
اما اینکه در قران از زنان زیادی نام برده شده است ( تنها نام برده شده است ) که دلیل بر چیزی نیست چون در کتاب مقدس هم از زنان زیادی نام برده شده است آن هم به نیکویی و یک به یک با نقش ها و اعمال ایشان به طور مثال :
و زنی نبیه بود، حنا نام، دختر فنُوئیل از سبط اشیر بسیار سالخورده، که از زمان بکارت هفت سال با شوهر بسر برده بود. ۳۷ و قریب به هشتاد و چهـار سـال بـود که او بیـوه گشته از هیکل جدا نمیشد، بلکه شبانه روز به روزه و مناجات در عبادت مشغول میبود. ۳۸ او در همان ساعت در آمـده، خـدا را شکـر نمـود و دربـاره او به همه منتظرین نجات در اورشلیـم، تکلـم نمـود.( انجیل لوقا ۲ : ۳۶ – ۳۸ )
والبته در عهد قدیم در آیات : ” خروج باب ۱۵ : ۲۰ ”
“داوران ۴ :۴ ”
” دوم پادشاهان ۲۲ : ۱۴ ”
دوم تواریخ ۳۴ : ۲۲ ”
” کتاب نحمیا باب ۶ : ۱۴ ”
از زنان نبیه نام برده شده است که همانطور که می دانید نبیه اسم مونث نبی به معنی پیامبر است یعنی کسی که نبوت ( پیشگویی ) می کند و فکر نمی کنم در شریعتی مثل اسلام در هیچ کجا نامی از پیامبر زن برده شده باشد و چنین امری محال ممکن است . البته آنچه شما در مورد حضرت فاطمه و حضرت زینب فرمودید در روایات شیعی جای دارد که نمی توان آن را به عنوان آیات قرانی به حساب آورد بلکه به عنوان روایت در جای خود محترم است .
البته بحث در باب پیدایش در کتاب مقدس فوق العاده حساس و سنگین است به طور مثال خداوند به آدم گفت : آدم کجا هستی ؟ ( پید ۳:۹)
در زمانی که آدم و حوا با برگ درخت انجیر خود را پوشانده بودند ( اولین مذهب در دنیا ) قطعا” خداوند می دانست که آدم و حوا کجا هستند ولی اراده خداوند این بود که آدم خود از روی ندامت و پشیمانی قدم جلو گذارد اما متاسفانه این آدم بود که در ابتدا ، حوا را در اشتباه خود متهم دانست و گفت :
آدم گفت: «این زنی که قرین من ساختی، وی از میوة درخت به من داد که خوردم.» ( پید ۳ :۱۲ )
و با این سخن نه تنها زن را محکوم کرد بلکه خداوند را نیز به دلیل آفرینش زن محکوم کرد و بعد از این بود که خداوند به حوا گفت :
پس خداوند خدا به زن گفت: «این چه کار است که کردی؟» زن گفت: «مار مرا اغوا نمود که خوردم. »(پید ۳: ۱۳ )
همانطور که میبینید خداوند یک قضاوت درست و اصولی را به انجام رساند و در حقیقت آدم و حوا خودشان ، خود را محکوم کردند .
پس اینکه شما فرمودید که خداوند تقصیر اصلی را بر گردن زن انداخته صحت ندارد چون زن بود که اول کلام خداوند را تغییر داد و سپس مرتکب اشتباه شد و بعد از آن شوهر خود را نیز گرفتار کرد و در نهایت طلبکارانه در مقابل خداوند ایستاد اما با این همه باز هم تکرار می کنم که خداوند در محبت خویش جایگاه زن را به او باز گرداند و همان مریم مقدس که فرمودید نام زن را جلالی دوباره بخشید .
خداوند شما را برکت دهد و دروازه های رحمت خویش را بر شما و بر تمامی زنان عالم بگشاید …
به شما دوست عزیزم سلام و عرض ادب می کنم .
دوست گلم .
اسلام صدر اسلام همان اسلام شیعی است. توصیه می کنم در این زمینه اطلاعات تاریخی خود را افزایش دهید. این حدیث از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است که می فرماید:
یا علی ، انت و شیعتک هم الفائزون. یعنی ای علی ، تو و پیروان (شیعیان) تو، در زمره رستگاران هستید.
دوست عزیز . لازم نیست شما استاد باشید تا بتوانید جواب این سوال را پیدا کنید. ابزار اینترنت ، نرم افزارها ، کتاب خانه ها ، دفاتر مراجع و … همه در اختیارتان است . همین الان گوشی را بردارید و با شماره ۰۹۶۴۰ مرکز ملی پاسخگویی تماس بگیرید و همین سوال را از کارشناسان و اساتید بپرسید. در اسلام زن نجس نیست. خون ، مدفوع ، ادرار و منی که در هر انسانی اعم از زن و مرد وجود دارد نجس است ولی این گونه نیست که مثلا اگر زنی در ایام پریود باشد بگوییم نجس است. خونی که از وی خارج می شود نجس است ولی خود او بسیار ارزشمند است و هرگز نجس نمی باشد . در اسلام وقتی که زنی کودکی را به دنیا می آورد در بالاترین حالت معنوی قرار دارد به طوری که تمام گناهانش آمرزیده می شود و با به دنیا آمدن کودک هیچ گناهی برای او باقی نمی ماند و در پاکی مقام فرشتگان را دارد . این در حالی است که در مسیحیت وقتی این زن کودک را به دنیا می آورد نجس می باشد(نه این که مثلا خون او نجس باشد. بلکه خودش نجس است.) حال اگر نوزاد دختر باشد دو برابر نجس است و به جای یک هفته ۱۴ روز نجس به حساب می آید.
من قضاوت نمی کنم. قضاوت با خوانندگان. یک بار دیگر مقایسه می کنم تا خوانندگان قضاوت کنند و بگویند کدام یک نشان از برابری دارد:
نظر کتاب مقدس: زن از دنده چپ مرد آفریده شده است.
نظر قرآن کریم : زن و مرد از یک نفس واحد آفریده شدند.
آنچه گفتید نظر کتاب مقدس است. اما در اسلام زن باعث فریب آدم نشد. بلکه ادم و حوا به یک اندازه مقصر بودند و با هم فریب خوردند: فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فِیهِ. هر دو با هم فریب خوردند و هر دو با هم اخراج شدند. زن موجب فریب مرد نشد.
دوست من
از این بخش سخن شما خیلی تعجب کردم. در مورد مقام حضرت مریم سلام الله علیها گویا یک جا به جایی صورت گرفته است. آنچه در قرآن آمده است شدیدتر از آن باید در کتاب مقدس باشد. این در حالی است که در کتاب مقدس عکس آن را مشاهده می کنیم.
در کتاب مقدس بانو مریم علیها سلام همسر دارد و قبل از به دنیا آمدن مسیح در اختیار یوسف نجار بوده است . در حالی که در قرآن این گونه نیست و همتایی برای او نبوده است تا همسرش باشد.
در کتاب مقدس وقتی به مسیح علیه السلام می گویند که مادر و برادرانش در انتظار او هستند، با لحنی توهین آمیز نسبت به مادرش می گوید: کیست مادر من؟ و برادرانم کیانند؟ و دست خود را به سوی شاگردان خود دراز کرده و گفت : اینانند مادر من و برادرانم. زیرا هر که اراده پدر مرا که در آسمان است به جا آورد همان برادر و خواهر و مادر من است.
آنچه در کتاب مقدس به مسیح نسبت داده شده را ممکن است پاسخ بدهید که عیسای مسیح خواسته است با این جمله اهمیت ایمان را برساند و بگوید ملاک برتری ایمان است. خوب در این صورت اگر مسیح مادرش را با ایمان می دانست او را نیز باید در زمره کسانی که به انان اشاره کرده بود به حساب می آورد. پس به طور ضمنی مسیح علیه السلام بانو مریم سلام الله علیها را در زمره مومنان به خدا نمی دانسته است و با این جمله او را کسی می دانسته که اراده پدر در آسمان را به جا نمی آورده و این توهینی بزرگ به مقام حضرت مریم علیها سلام در کتاب مقدس است. این در حالی است که قرآن در مقام معنوی و به قول کتاب مقدس در به جا آوردن اراده پدر توسط حضرت مریم علیها سلام می گوید: فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتاً حَسَناً وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ [آل عمران : ۳۷]
شما فقط یک آیه از کتاب مقدس بیاورید که به زیبایی آیه فوق رابطه بین مریم علیها سلام و خداوند را ترسیم کرده باشد.
سوره مریم را فکر می کنید فقط از حضرت مریم علیها سلام نام برده است. دوست عزیزم شما اگر کل آیات کتاب مقدس درباره زنان را جمع کنید ، هرگز به پای آیاتی که در قرآن در مقام حضرت مریم و نیز شرح زندگی او آمده است نمی رسد.
کمی صبر کنید. اینجا گویا دارد مغالطه ای صورت می گیرد که البته می دانم عامدانه نیست و در صداقت شما دوست گلم شکی ندارم.
دوست عزیزم تعریف نبی در اسلام با تعریف نبی در مسیحیت متفاوت است. با تعریفی که شما از نبی ارائه می دهید من هزاران زن نبی در اسلام به شما معرفی می کنم که درتاریخ اسلام آمده است و کتاب های بسیاری در وصف آنان نوشته شده است. حال اگراز چنین بانوانی یک بار نامی در کتاب مقدس آورده شود ، مساله خاصی اتفاق نیفتاده است. اما شما یک آیه از کتاب مقدس را به من نشان بدهید که بگوید زنی در مقام نبوت به معنای پیامبری (که عصمت و … دارد) بوده است.
در مورد علم خداوند، ظاهر آیات فوق چیزی که شما گفتید را نمی رساند ، با این حال این برداشت و نظر شما ،حالا از هر کجا که به دست آمده باشد مهم نیست ، ولی چون منطقی است ، می پذیرم.
دوست عزیزم من نگفتم خداوند تقصیر اصلی را بر گردن زن انداخته است. من می گویم نویسندگان کتاب مقدس چنین کرده اند. مقام زن بسیار بالا است ، اما نویسندگان کتاب مقدس داستان آفرینش را به گونه ای چیده اند که زن عامل فریب خوردن مرد می شود ، و به قول شما طلبکارانه در مقابل خداوند می ایستد و کلام خدا را تغییر می دهد و … . اما در اسلام و قرآن زن از چنین اتهاماتی مبرا و پاک است . زن مقامی دارد هم ردیف با مقام مرد . نه از دنده چپ او آفریده شده است و نه عامل بدبختی مرد است تا به قول آباء کلیسا دروازه شیطان باشد. اما در مورد بازگرداندن جایگاه زن توسط خدا ، وقتی این سخن شما قابل قبول است که در کتاب مقدس فصلی در تمجید زن یا حضرت مریم علیها سلام حداقل به اندازه نصف قرآن کریم آمده باشد. اما نیامده است. اگر هست به من نشان بدهید.
از شما دوست بسیار نازنیم که حوصله کردید ، وقت ارزشمندتان را صرف پاسخ کردید و مطالب و پاسخ ها را با دقت خواندید ، واقعا تشکر می کنم . شما جز معدود دوستان مسیحی ای هستید که اهل منطق و گفتگو است. با تمام وجود دعا می کنم که پدر آسمانی من و شما ، هر دوی ما را به نیکوترین حالت ممکن بپذیرد و از یاران بانو مریم مقدس قرار بدهد. آمین.
من واقعا از این بحث ها لذت می برم
از مدیر سایت برای چندمین بار تشکر می کنم
و امیدوارم خداوند یار و یاورتان باشد و امیدوارم مطالب این سایت برای روشن شدن انسان های غافل کافی باشد تا کمی در مورد دینشان به فکر فرو روند و ببینند که ایا مسیر درست را انتتخاب کرده اند یا نه
در یک نگاه کلی در میابیم که مقام زن در مسیحیت از همان ابتدا در نظر گرفته شده است .
در ترجمه قدیم از عهد جدید ۱۴۸ آیه در رابطه با نام زن بکار رفته است که نشان از اهمیت موضوع دارد …
برای نمونه در انجیل مثال زن سامری را داریم که بسیار پر معنی و پر محتواست و البته بسیار پیچیده و دقیق و یا زمانی که سران یهود زنی را در حین عمل زنا گرفته پیش عیسی بردند و عیسی مسیح با عدالت بر آن زن حکم کرد و یا در انجیل یوحنا باب ۱۶ آیه ۲۱ داریم :
زن در حین زاییدن محزون میشود، زیرا که ساعت او رسیده است. و لیکن چون طفل را زایید، آن زحمت را دیگر یاد نمیآورد بهسبب خوشی از اینکه انسانی در جهان تولد یافت.
در اینجا عمل زاییدن به معنای تولد انسانی جدید در مسیح است که این امر در کلیسا انجام می شود و کلیسای مسیح به زنی تشبیه شده است که عمل زاییدن را با درد انجام می دهد ولی زمانی که جانی مولود می شود خوشی آن عظیم تر از درد زایمان است و اما :
اما یهودیان چند زن دیندار و متشخص و اکابر شهر را بشورانیدند و ایشان را به زحمت رسانیدن بر پولس و برنابا تحریض نموده، ایشان را از حدود خود بیرون کردند. ( اعمال رسولان ۱۳ : ۵۰ ) باز هم زنان گول خوردند و اما در ادامه احکام بسیاری در خصوص روابط زن و مرد در کلام هست برای نمونه :
زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چونکه او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است. ( ۱قرنتیان ۱۱ : ۷ ) و یا
خلاصه هریکی از شما نیز زن خود را مثل نفس خود محبت بنماید و زن شوهرخود را باید احترام نمود. ( افسسیان ۵ : ۳۳ ) و اما در پایان کلیسای عیسی مسیح به زن تشبیه شده است و این اوج عزت زن است زیرا کلیسا به عروس بی چین و چروک مسیح تشبیه شده است و البته این عروس با داماد آسمانی خود ( عیسی مسیح ) پیوند خواهند خورد چنانکه در کتاب مکاشفه از بزم نکاح بره سخن به میان آمده است و ….
ببخشید کمی طولانی شد ولی در ارتباط با این مسئله مهم نیاز به مباحثات طولانی و توضیحات کامل اجتناب ناپذیر است.
در پایان خدمت شما عرض می کنم که در مسیحیت همگی ایمانداران با یکدیگر خواهر و برادر روحانی هستند چنانکه از پدر ، خداوند، یکی و از مادر ، کلیسا ، نیز یکی هستند .
امیدوارم توانسته باشم مطلب را به درستی ادا کرده باشم
خداوند شما را برکت دهد
در مورد مطالبی که فرمودید دو نکته دارم که تقدیم می کنم .
الف – یکی این که صرفا تکرار یک واژه در متن نشانه ارزش قائل شدن برای آن واژه نیست. بلکه نشانه توجه است. حال این توجه مثبت است یا منفی باید موارد که این واژه تکرار شده ، تک به تک بررسی شود. تحقیقات من در مورد آیات مربوط به زن در کتاب مقدس ، نشان می دهد که متاسفانه گرایش کلی این آیات به سمت جایگاه منفی زن است .
آیاتی که در مورد زن در کتاب مقدس است به چند گروه تقسیم می شود. برخی ازاین آیات صرفا توصیف هستند از برخی رفتار های زنان. مانند همان آیاتی که از زایمان زن نقل کردید.
دسته دوم آیاتی هستند که در پایین آوردن مقام زن در کتاب مقدس سهم به سزایی دارند که به پاره ای از آن ها در اصل مقاله اشاره کرده ام. از جمله آیاتی که بر اساس آن زن عامل گناه بشر به حساب می آید یا به قول ترتولیانوس دروازه شیطان است. یا آیاتی که بر اساس آن زن نجس انگاشته شده است به ویژه این که اگر دختر به دنیا بیاورد دو برابر نجس است .
اما در دسته سوم که بنده یک آیه بیشتر سراغ ندارم و این تنها آیه ای که بسیار هم به آن علاقمندم و کاش همه آیات کتاب مقدس از از این قسم بود ، همین آیه است که شما در پایان نقل کردید: افسسیان ۵ : ۳۳ : هریکی از شما نیز زن خود را مثل نفس خود محبت بنماید.
اگر باز هم آیه ای مانند همین آیه که به محبت به زن و تجلیل از او امر می کند ، سراغ دارید ، خوشحال می شوم که برایم نقل کنید.
در پناه خدا باشید یوحنای عزیز
دوست گرامی :
در کتاب مقدس در پیدایش خداوند وقتی دید که آدم تنهاست برای وی همنشینی انتخاب کرد والبته خداوند زن را از دنده مرد آفرید !چرا ؟( پیدایش ۲ : ۲۱ -۲۳ )
خداوند بدین شکل به آدم نشان داد که زن در مقام ، درست همپای آدم است ، نه از آدم کمتر ( از استخوان پا خلق نشد ) و نه برتر از آدم ( از استخوان جمجمه هم خلق نشد ) بلکه از دنده مرد تا مرد بداند که با زن برابر است و این اولین نشانه برابری مردو زن در کتاب مقدس .
اما آنکه اول فریب خورد و از آن میوه ممنوعه ( گناه ) که خداوند فرموده بود نخورید ، خورد حوا بود ( آن میوه گناه زنا بود که حوا با مار مرتکب شد ) و البته از آن میوه به آدم هم داد .(پیدایش ۳ : ۸ – ۱۳ )
۱۴ پس خداوند خدا به مار گفت: «چونکه این کار کردی، از جمیع بهایم و از همة حیوانات صحرا ملعونتر هستی! بر شکمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد. ۱۵ و عداوت در میان تو و زن، و در میان ذُرّیت تو وذریت وی میگذارم؛ او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنة وی را خواهی کوبید.» ۱۶ و به زن گفت: «اَلَم و حمل تو را بسیار افزون گردانم؛ با الم فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهـد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد.» ۱۷ و به آدم گفت: «چونکه سخن زوجهات را شنیـدی و از آن درخت خـوردی که امـر فرمـوده، گفتم از آن نخـوری، پـس بسبب تـو زمیـن ملعون شـد، و تمام ایام عمـرت از آن با رنـج خواهی خورد( پیدایش ۳ : ۱۴ -۱۷ )
از اینجا به بعد بود که حوا دیگر آن جایگاه خود را از دست داد و به مقام پایین تری تنزل پیدا کرد و خداوند گفت که اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد !
اما نکته ریزی در این میان نهفته است ، اینکه خداوند وعده ای در این میان به نسل آدم می دهد
و عداوت در میان تو و زن، و در میان ذُرّیت تو وذریت وی میگذارم؛ او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنة وی را خواهی کوبید(پید ۳ :۱۵ )
چرا خداوند گفت ذریت تو و ذریت زن ؟
چرا از ذریت آدم سخن نگفت ؟
چه کسی در تاریخ بشریت تنها از یک زن به دنیا آمد ؟
بله خداوند وعده عیسی مسیح را در کتاب پیدایش به نسل آدم می دهد چنانکه مسیح از مریم تولد یافت بدون آنکه عمل جنسی در این میان انجام شده باشد و البته مریم باکره بود .
میبینیم که خداوند باز هم مقام زن را به او بر می گرداند و نجات دهنده خود را از طریق یک زن بر روی زمین می فرستد همان کسی که سر شیطان را بر صلیب کوبید و پس از ۳ روز از میان مردگان بر خاست .
در ادامه نگاهی خواهیم داشت به مقام زن در مسیحیت …
پاسخ:
دوست عزیزم به نکته بسیار جالبی اشاره کردید. این جا یکی از تفاوت های اساسی اسلام با مسیحیت در بحث جایگاه زن آشکار می شود. چنان که خودتان این آیه را ذکر کردید در مسیحیت حوا از دنده چپ آدم خلق شد . از خلقت حوا از دنده چپ آدم مفهوم برابری فهمیده نمی شود. بلکه مفهوم برتری ذاتی مرد بر زن فهمیده می شود چنان که در آیات بعدی کتاب مقدس نیز لحن خداوند نسبت به زن بسیار با مرد متفاوت است و تا حدی تحقیر آمیز است. اما در اسلام این گونه نیست. در یکی از روایات اسلامی یکی از راویان معتبر به نام زراره مى گوید: از امام صادق (ع) از آفرینش حوا سؤال شد که برخى مى گویند: خداوند حوا را از دنده پایین و چپ آدم آفرید، امام (ع) فرمود: خدا منزه و برتر است از این نسبت، آن کس که چنین مى گوید مى پندارد که خداوند قدرت نداشت براى آدم همسرى از غیر دنده اش بیافریند!
قرآن کریم بر خلاف کتاب مقدس نگفته است که زن را از دنده چپ آفرید بلکه در خلقت مرد و زن تفاوتی قائل نیست و آن دو را در یک سطح می داند و تنها برتری زن و مرد را در تقوی می داند. به آیات زیر دقت کنید:
الف) زن و مرد از یک پدر و مادر بوجود آمده است.«یا ایّها النّاس انّا خلقناکم من ذکرٍ و انثى و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکُم عند اللّه اتقاکم»: اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است! (حجرات آیه ۱۳).
ب) زن و مرد از نفس واحده خلق شده است.«یا ایّها النّاس اتّقوا ربّکُم الّذى خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها»: اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسى که همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد (نساء، ۱).
«زوجها..هو الّذى خلقکم من نفس واحدة و جعل منها»: او خدایى است که (همه) شما را از یک فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید. ( اعراف، ۱۸۹).
ج) زن آدم از جنس آدم (و نه دنده چپ) آفریده شده است. چنان که در ذیل دو آیه مبارکه آمده «و خلق منها زوجها» «و جعل منها زوجها».
د) زن و مرد مکمّل یکدیگرند.«هُنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ»:آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها «هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرید»( بقره:۱۸۷ )
پاسخ:
اما شما در این قسمت آیات را کامل نقل نکردید. آیات ۶ و ۷ از سفر پیدایش را جا انداختید. در این آیات عامل گناه آدم ، حوا معرفی شده است :
پیدایش فصل ۳ : ۶ و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و بنظر خوشنما و درختی دلپذیر و دانش افزا پس از میوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد. ۷ آنگاه چشمان هر دوِ ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند. پس برگهای انجیر به هم دوخته سترها برای خویشتن ساختند.
به دلیل نگاه یک جانبه گرایانه کتاب مقدس علیه زن ، کوینیتوس ترتولیانوس (Quintus Septimus Florens Tertullianus) پدر الهیات لاتین و یکی از مدافعان برجسته ایمان مسیحی وقتی که به تفسیر این آیه می رسد از زن به عنوان دروازه شیطان، شکننده مهر شجره ممنوعه، ترک کننده شریعت الهى و نابود کننده تصویر خدا یعنى انسان یاد می کند. این نحوه نگاه به مقام زن که متاثر از کتاب مقدس است در آثار بسیاری از آباء کلیسا مشاهده می شود.
این در حالی است که قرآن وقتی که به داستان آدم و حوا می رسد می گوید این دو به طور یکسان فریفته شیطان شدند: فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ [أعراف : ۲۰]
پاسخ:
در اینجا کتاب مقدس تقصیر اصلی را متوجه حوا و زن می داند. لذا وقتی که آدم را هم سرزنش می کند می گوید که چرا سخن زوجه ات را شنیدی . این در حالی است که در قرآن کریم بدون هیچ برتری هر دو را با هم سرزنش می نماید :
فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَکُمَا عَن تِلْکُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّکُمَا إِنَّ الشَّیْطَآنَ لَکُمَا عَدُوٌّ مُّبِینٌ [الأعراف : ۲۲]
درود بر شما دوست گرامی
نمی دانم از چه رو بدون علم و آگاهی بسبت به کلام خدا در کتاب مقدس و به تاریخ و رسومات قوم یهود چنین پست هایی را نمایش می دهید .
از طرفی می فرمایید که به دنبال ارزش ها هستید و از طرفی به ضد ارزشها رو آورده اید !
پاسخ به مطالبی که عنوان فرموده اید طولانی است و نیاز به تحمل و بردباری دارد اما در ابتدا : ( قصد مقایسه بین مسیحیت و اسلام ندارم ) ولی آنچه که شما در باب مقام زن در فرمودید مگر در اسلام چگونه است ؟
دوست دارید برای شما آیه ای از قران بیاورم که در آن به مرد اجازه داده شده که زن ( زنان ) خود را کتک بزند ؟
آیا در اسلام نام زنی هست که شما از خداوند ایراد می گیرید که چرا زنان را به خدمت نمی گمارد !؟
آیا بخشی از قران شما را یک زن نوشته است ؟
آیا در باب نجاست زن در اسلام و زرتشت هیچ آیه ای نیست ؟
آیا احساس نمی کنید که یک طرفه به قاضی رفته اید !؟
و در نهایت آیا در اسلام پیامبر شما زنی را برای حکومت و یا خلافت بر شهرو دیاری فرستادند ؟؟؟
البته اساسا” مقایسه در این باب صحیح نیست ولی خواستم تا کمی مسئله را برایتان باز کنم ….
در ادامه پاسخ می دهم .
درود بر شما دوست عزیزم
همان طور که در این پست چندین بار متذکر شدم ، دیدگاه هایم را به شما عرضه می کنم تا راهنمایی شوم و فکر نمی کنم این یک ضد ارزش باشد و اگر یک بار دیگر مطالبم را با دقت بخوانید خواهید دید که حساب شما و مسیحیان نیک اندیش را از مسیحیانی که نسبت به حقوق زن جفا می کنند جدا کرده ام.
سوالاتی که برای شما پیش آمده مرا خرسند کرد. چرا که نشانه توجه شما به این موضوع است. سوال مقدمه فهم و درک مسائل است و اساسا اگر سوالی مطرح نشود ، رشد علمی ای هم نخواهد بود . اما در مورد سوالات ارزشمندی که مطرح کرده اید ، برای این که بحث به سمت موضوع حقوق زن در اسلام که مبحث دیگری است منحرف نشود به ارائه آدرس برای پاسخ اکتفا می کنم و به مطالعه دقیق پاسخ های شما دوست خوبم به این مقاله می پردازم.
دوست دارید برای شما آیه ای از قران بیاورم که در آن به مرد اجازه داده شده که زن ( زنان ) خود را کتک بزند ؟
پاسخ : بله و آیه ای که مد نظر شما دوست گلم می باشد آیه زیر است:
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیّاً کَبِیراً [نساء : ۳۴]
مردان، سرپرست زنانند، به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] به دلیل آنکه از اموالشان خرج مىکنند. پس، زنان درستکار ، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ کرده، اسرار [شوهران خود] را حفظ مىکنند. و زنانى را که از نافرمانى آنان بیم دارید [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاهها از ایشان دورى کنید و [اگر تاثیر نکرد] آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت کردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى [براى سرزنش] مجویید، که خدا والاى بزرگ است. حال این که معنا و مفهوم ضرب در این آیه چیست ، بحث مفصلی می طلبد که برای نمونه سه مورد از لینک پاسخ ها را برای شما قرار می دهم:
مشاهده پاسخ ۱ ، ۲ ، ۳
آیا در اسلام نام زنی هست که شما از خداوند ایراد می گیرید که چرا زنان را به خدمت نمی گمارد !؟
پاسخ:
در روایات اسلامی که فراوان از زنان نامدار تجلیل شده است. به عنوان مثال به حضرت مریم علیها سلام سرور بانوان جهان لقب داده شده است.
اما در قرآن کریم نه تنها به نام زنان بسیاری اشاره شده است حتی یک سوره به نام حضرت مریم علیها سلام است و سوره دیگری نیز به مسائل مربوط با بانوان می پردازد. این در حالی است که شما در کتاب مقدس چنین چیزی را نمی یابید.
برخی از زنانی که در قرآن از آن ها تجلیل شده است : حوا ، مریم ، آسیه زن فرعون ، بلقیس ملکه صبا ، مادر موسی ، خواهر موسی ، دختران شعیب ، همسر عمران و … .
همچنین از ۳۱۳ تن یاران امام زمان علیه السلام ۵۰ تن آن ها خانم ها هستند.
آیا بخشی از قران شما را یک زن نوشته است ؟
پاسخ:
بله . یکی از کاتبان وحی زن بوده است به نام بانو فاطمه سدوسی. بانوان حافظ قرآن در صدر اسلام نیز بسیار فراوان بوده اند.
آیا در باب نجاست زن در اسلام و زرتشت هیچ آیه ای نیست ؟
پاسخ:
خیر. در مورد نجاست زن در اسلام هیچ آیه و حدیثی نداریم که گفته باشد زن نجس است. اگر پیدا کردید خوشحال می شوم که مرا راهنمایی کنید. (زرتشت را هم از خودشان بپرسید.)
و در نهایت آیا در اسلام پیامبر شما زنی را برای حکومت و یا خلافت بر شهرو دیاری فرستادند ؟؟؟
پاسخ:
در اسلام دختر پیامبر بزرگترین حامی خلافت بود. حضرت زینب سلام الله علیها نیز همین طور. قبل از پیامبر در عربستان، شخصیت زن آن چنان تنزل یافته بود که دختران را زنده به گور می کردند و ایشان به جایگاه زنی جانی دوباره بخشید. در آن موقع که تعصب مردان عرب زن ها را خانه نشین کرده بود ، دختر پیامبر در صحنه های اجتماعی حاضر می شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز از زنانی که در صحنه های سیاسی و اجتماعی فعال بودند (مانند کبیشه ، خنساء ، ام کلثوم خواهر عمر بن عبدود ، شیما و …) تجلیل می کرد و جملات ارزشمندی را در بزرگداشت این بانوان می فرمود. طبیعتا در آن موقع زنی می توانست خلافت را بر عهده بگیرد که مقبولیت عام و نیز توان مدیریتی مناسبی را داشته باشد ، که در آن عصر چنین شخصی یافت نمی شد. اما می بینیم در دوره هایی از تاریخ تشیع که زنان این قدرت را یافتند حمایت شدند و بر تخت حاکمیت نشستند به عنوان نمونه سیده ملکه خاتون بانوی حاکم شیعه بر دیلمان ری نام برد(قرن چهارم هجری) ، همچنین ترکان خاتون همسر ملکشاه سلجوقی.