آیا مسیحیت حقوق زن را پاس داشته است؟
آیا زن در کتاب مقدس ارزشمند است؟
آیا …
در این پست در باره سوالات فوق چیزهایی می خوانید و نظرات ارزشمند شما مرا راهنمایی خواهد کرد.
شعار مسیحیان معتدل در حقوق زن این است که حقوق مرد و زن با یکدیگر برابر است. در مقابل این اقلیت دو گروه دیگر قرار دارد. به عبارت دیگر بقیه مسیحیان یا در زمره کسانی هستند که حقوق زن را برتر از مرد می شمارند و عقده هایشان را در قالب های کنوانسیون های فیمینیستی گشایش می دهند ، یا در زمره کسانی هستند که مرد را برتر از زن می دانند و چشمشان را بر ظلم ها و تحقیر هایی که به زنان وارد می شود می بندند. این مسیحیان بر اسلام می تازند که دین اسلام حقوق و جایگاه زن را محترم نشمرده است. آیا واقعا این گونه است. آیا اسلام که در حق زن و مرد قائل به تفاوت است نه تساوی ، ظلم کرده است؟
فرض کنید دو کودک نزد شما هستند . یکی فوق العاده گرسنه است و دیگری فوق العاده سیر اما تشنه . آیا اگر کسی بیاید و بگوید به هر دو به یک اندازه غذا بدهید ، حقوق آنها را محترم شمرده است؟ ایا اگر دیگری بیاید بگوید غذا را رها کن. به هر دوی آنها به یک اندازه آب بده. آیا این هم جایگاه و حقوق آن ها را مراعات کرده است ؟ یا این که نفر سوم بیاید و بگوید به گرسنه غذا بدهید و به تشنه آب؟ امیدوارم پاسخ مناسب را خودتان دریافته باشید.
در مسیحیت وقتی که می خواهند بگویند زن ارزشمند است ، به آیه زیر از کتاب مقدس استناد می کنند:
۲۷ .. همة شما که در مسیح تعمید یافتید مسیح را در برگرفتید. ۲۸ هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همة شما در مسیح عیسی یک میباشید(غلا ۳ : ۲۸).
از همین رو پیوسته به وضعیت حقوق زن در ادیان مختلف اعتراض می کنند و در حالی که آگاهی کافی ندارند به نقد حقوق زن در اسلام می پردازند.
این در حالی است که پاسخ شایسته و در خوری را در قبال سوالات زیر از ایمانداران مسیحی ندیده ام و امیدوارم اکنون با نظرات خوب مسیحیان آگاه راهنمایی شوم. دوستان خوبم:
اگر شما به حکم ورود بانوان حائض به مسجد معترض هستید ، پس چرا اجازه نمی دهید ، زنان حائض وارد هیکل شوند؟
اگر به حکم نفاس معترضید ، پس چرا معتقدید اگر زنی فرزند پسر به دنیا آورد تا هفت روز نجس است و اگر فرزند دختر به دنیا آورد تا دو هفته؟
لاویان ۱۲ : « ۱ و یهُوَه موسی را خطاب کرده گفت: ۲ “بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو: چون زنی آبستن شده پسر نرینه ای بزاید آنگاه هفت روز نجس باشد موافق ایام طَمث حیضش نجس باشد. ۳ و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. ۴ و سی و سه روز در خون تطهیر خود بماند و هیچ چیز مقدس را لمس ننماید و به مکان مقدس داخل نشود تا ایام طُهرش تمام شود. ۵ و اگر دختری بزاید دو هفته بر حسب مدت طَمث خود نجس باشد و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند. »
اولا چرا زن باید نجس باشد. ثانیا چرا برای فرزند دختر این نجاست دو برابر و به اندازه دو هفته است؟
کتاب مقدس از ۶۶ سفر تشکیل شده است که به اذعان نویسندگان و پژوهشگران مسیحی همه این اسفار توسط نویسندگان مرد نوشته شده است. شما که به حقوق زن در اسلام ایراد می گیرید ، پس چرا خداوند حتی یک زن را هم به عنوان نویسنده حتی یک بخش کوتاه و مختصر از یکی از اسفار برنگزیده است؟!
چرا حتی به یکی از زنان سبط لاوی اجازه نداده است تا کهانت و خدمت در خیمه اجتماع در هیکل (درعهد قدیم) را بر عهده بگیرد؟!
چرا خداوند از میان دوازده رسول و حواری مسیح علیه السلام حتی یک نفر زن هم برنگزیده و همه حواریون مسیح مرد هستند؟!
از این دوازده نفر گذشته ، چرا در آن هفتاد رسولی که خداوند فرستاد ، حتی نشنیده ایم یک نفرشان زن باشد؟!
چرا در اعمال رسولان فصل ۶ آیه سه آمده است : ای برادران هفت مرد نیکنام و پر از و حکمت را از میان خود انتخاب کنید تا ایشان را بر این مهم بگماریم؟ چرا نگفته است هفت زن؟ یا حتی یک زن؟چرا همه باید مرد باشند؟! مگر دلیل انتخاب این هفت مرد خدمت به بیوه زنان نبوده است (بیوهزنان ایشان در خدمت یومیه بیبهره میماندند)؟ خوب در اینجا چه فلسفه ای وجود داشته است که به بیوه زنان باید مردان خدمت کنند نه زنان ؟!
در نامه پولس به قرنتیان (اول قرنتیان فصل ۱۵)، برای اثبات قیام مسیح نام مردان بسیاری آورده می شود که در میان آنها حتی یک زن هم نیست . این نیاوردن نام یک زنان در میان اسامی که گفتیم ، قطعا به دلیل خاصی بوده است . چرا که اولین کسی که شاهد قیام مسیح بود ، مریم بود و او بود که نخستین بشارت به قیام را اعلام کرد. اما چرا نام وی از لیست شاهدان قیام مسیح حذف شده است؟ ایا این یک دلیل آشکار بر نادیده گرفتن جایگاه زن در مسیحیت نیست؟
در کلیسای اولیه به تفصیلی که در نامه های اول تیموتاوس و تیطس آمده است، روی سخن با اسقف ها و شماسان مرد است و در این میان از زنان اسقف و شماس خبری نیست؟! کما این که در عهد جدید ما اصلا نامی از زنان بشارت دهنده یا شبان یا معلم به همان معنای عامی که در عهد جدید است ، نمی بینیم.
در هیچ جایی از عهد جدید نام زنی نیامده است که به دست او معجزه ای رخ داده باشد. در حالی که در قرآن کریم در مورد حضرت مریم علیها سلام آمده است:
درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایی کشاند؛ (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم، و بکلّی فراموش میشدم!» ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: «غمگین مباش! پروردگارت زیر پای تو چشمه آبی (گوارا) قرار داده است! و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازهای بر تو فرو میریزد!
در مکاشفه یوحنا سخن از دو شاهد نبی مرد است نه دو شاهد زن یا یکی زن و دیگری مرد.
به نظر من که یک مسلمان هستم و قائل به تفاوت حقوق زن و مرد ، حقوق زن در اسلام و مسیحیت هر دو محترم است . اما از نظر برادران و خواهران مسیحی که قائل به تساوی حقوق زن هستند ، سوالات فوق چگونه پاسخ داده می شود؟ آیا واقعا مسیحیان حقوق زن در دین خود و کتاب مقدس را درک کرده اند؟

این مقاله توسط سایت های زیر مورد استقبال قرار گرفت که از مسئولان این سایت ها برای درج مقاله تشکر میکنم:
ولاء منتظر ، ادیان و زندگی ، کانون گفتمان قرآن ، شیعه آنلاین ، محاکمه ، کابل پرس ، محبت منجی ، کانون گفتمان دینی
مطالب مشابه
![]() |
به این مطلب امتیاز دهید :




تیر ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۸ ب.ظ
درود بر شما دوست گرامی
نمی دانم از چه رو بدون علم و آگاهی بسبت به کلام خدا در کتاب مقدس و به تاریخ و رسومات قوم یهود چنین پست هایی را نمایش می دهید .
از طرفی می فرمایید که به دنبال ارزش ها هستید و از طرفی به ضد ارزشها رو آورده اید !
پاسخ به مطالبی که عنوان فرموده اید طولانی است و نیاز به تحمل و بردباری دارد اما در ابتدا : ( قصد مقایسه بین مسیحیت و اسلام ندارم ) ولی آنچه که شما در باب مقام زن در فرمودید مگر در اسلام چگونه است ؟
دوست دارید برای شما آیه ای از قران بیاورم که در آن به مرد اجازه داده شده که زن ( زنان ) خود را کتک بزند ؟
آیا در اسلام نام زنی هست که شما از خداوند ایراد می گیرید که چرا زنان را به خدمت نمی گمارد !؟
آیا بخشی از قران شما را یک زن نوشته است ؟
آیا در باب نجاست زن در اسلام و زرتشت هیچ آیه ای نیست ؟
آیا احساس نمی کنید که یک طرفه به قاضی رفته اید !؟
و در نهایت آیا در اسلام پیامبر شما زنی را برای حکومت و یا خلافت بر شهرو دیاری فرستادند ؟؟؟
البته اساسا” مقایسه در این باب صحیح نیست ولی خواستم تا کمی مسئله را برایتان باز کنم ….
در ادامه پاسخ می دهم .
مدیر سایت پاسخ در تاريخ تیر ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱:۱۴ ق.ظ:
درود بر شما دوست عزیزم
همان طور که در این پست چندین بار متذکر شدم ، دیدگاه هایم را به شما عرضه می کنم تا راهنمایی شوم و فکر نمی کنم این یک ضد ارزش باشد و اگر یک بار دیگر مطالبم را با دقت بخوانید خواهید دید که حساب شما و مسیحیان نیک اندیش را از مسیحیانی که نسبت به حقوق زن جفا می کنند جدا کرده ام.
سوالاتی که برای شما پیش آمده مرا خرسند کرد. چرا که نشانه توجه شما به این موضوع است. سوال مقدمه فهم و درک مسائل است و اساسا اگر سوالی مطرح نشود ، رشد علمی ای هم نخواهد بود . اما در مورد سوالات ارزشمندی که مطرح کرده اید ، برای این که بحث به سمت موضوع حقوق زن در اسلام که مبحث دیگری است منحرف نشود به ارائه آدرس برای پاسخ اکتفا می کنم و به مطالعه دقیق پاسخ های شما دوست خوبم به این مقاله می پردازم.
دوست دارید برای شما آیه ای از قران بیاورم که در آن به مرد اجازه داده شده که زن ( زنان ) خود را کتک بزند ؟
پاسخ : بله و آیه ای که مد نظر شما دوست گلم می باشد آیه زیر است:
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیّاً کَبِیراً [نساء : ۳۴]
مردان، سرپرست زنانند، به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] به دلیل آنکه از اموالشان خرج مىکنند. پس، زنان درستکار ، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ کرده، اسرار [شوهران خود] را حفظ مىکنند. و زنانى را که از نافرمانى آنان بیم دارید [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاهها از ایشان دورى کنید و [اگر تاثیر نکرد] آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت کردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى [براى سرزنش] مجویید، که خدا والاى بزرگ است. حال این که معنا و مفهوم ضرب در این آیه چیست ، بحث مفصلی می طلبد که برای نمونه سه مورد از لینک پاسخ ها را برای شما قرار می دهم:
مشاهده پاسخ ۱ ، ۲ ، ۳
آیا در اسلام نام زنی هست که شما از خداوند ایراد می گیرید که چرا زنان را به خدمت نمی گمارد !؟
پاسخ:
در روایات اسلامی که فراوان از زنان نامدار تجلیل شده است. به عنوان مثال به حضرت مریم علیها سلام سرور بانوان جهان لقب داده شده است.
اما در قرآن کریم نه تنها به نام زنان بسیاری اشاره شده است حتی یک سوره به نام حضرت مریم علیها سلام است و سوره دیگری نیز به مسائل مربوط با بانوان می پردازد. این در حالی است که شما در کتاب مقدس چنین چیزی را نمی یابید.
برخی از زنانی که در قرآن از آن ها تجلیل شده است : حوا ، مریم ، آسیه زن فرعون ، بلقیس ملکه صبا ، مادر موسی ، خواهر موسی ، دختران شعیب ، همسر عمران و … .
همچنین از ۳۱۳ تن یاران امام زمان علیه السلام ۵۰ تن آن ها خانم ها هستند.
آیا بخشی از قران شما را یک زن نوشته است ؟
پاسخ:
بله . یکی از کاتبان وحی زن بوده است به نام بانو فاطمه سدوسی. بانوان حافظ قرآن در صدر اسلام نیز بسیار فراوان بوده اند.
آیا در باب نجاست زن در اسلام و زرتشت هیچ آیه ای نیست ؟
پاسخ:
خیر. در مورد نجاست زن در اسلام هیچ آیه و حدیثی نداریم که گفته باشد زن نجس است. اگر پیدا کردید خوشحال می شوم که مرا راهنمایی کنید. (زرتشت را هم از خودشان بپرسید.)
و در نهایت آیا در اسلام پیامبر شما زنی را برای حکومت و یا خلافت بر شهرو دیاری فرستادند ؟؟؟
پاسخ:
در اسلام دختر پیامبر بزرگترین حامی خلافت بود. حضرت زینب سلام الله علیها نیز همین طور. قبل از پیامبر در عربستان، شخصیت زن آن چنان تنزل یافته بود که دختران را زنده به گور می کردند و ایشان به جایگاه زنی جانی دوباره بخشید. در آن موقع که تعصب مردان عرب زن ها را خانه نشین کرده بود ، دختر پیامبر در صحنه های اجتماعی حاضر می شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز از زنانی که در صحنه های سیاسی و اجتماعی فعال بودند (مانند کبیشه ، خنساء ، ام کلثوم خواهر عمر بن عبدود ، شیما و …) تجلیل می کرد و جملات ارزشمندی را در بزرگداشت این بانوان می فرمود. طبیعتا در آن موقع زنی می توانست خلافت را بر عهده بگیرد که مقبولیت عام و نیز توان مدیریتی مناسبی را داشته باشد ، که در آن عصر چنین شخصی یافت نمی شد. اما می بینیم در دوره هایی از تاریخ تشیع که زنان این قدرت را یافتند حمایت شدند و بر تخت حاکمیت نشستند به عنوان نمونه سیده ملکه خاتون بانوی حاکم شیعه بر دیلمان ری نام برد(قرن چهارم هجری) ، همچنین ترکان خاتون همسر ملکشاه سلجوقی.