عقل در اسلام و مسیحیت
هر دو عقلند
اما
این کجا و آن کجا
پیشانی یک اندیشه ، نوشتههایی هستند که بر تارک تابلوهای تبلیغاتی ، بیلبوردها و امروزه تابلوهای دیجیتالی ، میدرخشند یا اسکرول میشوند.
داشتم تابلوهای مختلف کلیساها را بررسی میکردم و تصاویر آن را در اینترنت در چشمخانه مینشاندم. شگفتیها دیدم.
ملاحظه بفرمایید:
ترجمه تابلو: اگر شما روشنفکر باشید فکر شما درگیر مسائل خواهد بود.
روشنفکر به معنای خردمند و عقلگرا است.(انتلکتوال Intellectual).
تابلوی فوق به بینندگان توصیه میکند که به طور کلی عقلگرا و روشنفکر نباشند.
البته در اسلام نیز عقلگرایی صرف به طوری که شخص حتی وحی و ارتباط ما ورایی را هم انکار نماید ، مورد نکوهش قرار گرفته است و پذیرفته نیست اما این گونه نیست که به طوری کلی مذموم باشد.
به تابلوی دیگری که در نگاه مسیحیت به ارزش و جایگاه عقل گویا تر است ، دقت کنید:
ترجمه : خرد بزرگترین دشمنی است که در مقابل ایمان میایستد.
در فلسفه مسیحی ، بزرگانی همچون توماس اکویناس و نیز آگوستین و امثال اینان معتقدند که تثلیث و تجسد مسیح عقلا پذیرفته نیست و قابل اثبات عقلانی نمی باشند. طبیعی است که با وجود چنین اندیشه هایی باید چنین تابلوهایی نیز در مسیحیت وجود داشته باشد.
در اسلام بر اساس آموزه های قرآن کریم (صم بکم عمی فهم لایعقلون) و نیز (لا دین لمن لا عقل له) خوب شنیدن سخن و تمیز حق از باطل و تشخیص نیکو از نیکوتر از وظایف نیروی عقل و اندیشه ورزی است.
صرف نظر از نوع دین ، به طور کلی اندیشه های دینی و آموزه های وحیانی و موضع گیری عقل نسبت به آن را در سه حالت زیر می توان تصور کرد:
گاهی عقل برخی از اندیشه های دینی را صد در صد تایید می کند ، چرا که با آن کاملا موافق و در یک مسیر است: مانند لزوم تشکر از خداوند یا این که مثلا جزء کوچکتر از کل است.
گاهی عقل نسبت به برخی از اندیشه های دینی و وحیانی ساکت است و هیچ تعارضی با آنها ندارد. در حقیقت دست خرد از رسیدن به این آموزهها و اندیشهها کوتاه است : مانند برخی از رفتارهای عبادی و احکام شرعی که در این حالت عقل از فهم این آموزهها ناتوان است و در قالب وحی انسانها موظف به انجام این آموزهها هستند. در عین حال این آموزههای وحیانی هیچ تعارضی با عقل ندارند.
گاهی هم عقل به شدت در مقابل یک اندیشه و آموزه می ایستد، چون صد در صد با آن مخالف است: مانند اجتماع نقیضین ، جسم انگاری خدا ، تجسد و تثلیث.
نکته مورد نظر اینجاست که در اسلام شما هرگز اندیشه ای را از نوع سوم نمی یابید.
لذا در اسلام عقل فانوس هدایتگر معرفی شده و خود یک پیامبر درونی است. اما در مسیحیت اگر بخواهید در ایمان رشد کنید باید عقل را کنار بگذارید و اگر بخواهید در عقلانیت و درک و فهم رشد کنید ، باید ایمان را کنار بگذارید.
طبیعی است که رهبران دینی مسیحی ایمان را بر عقل ترجیح داده اند و عقل را بزرگترین ابزارگمراهی معرفی می کنند.
اما نظر اسلام در مورد عقل چیست؟
شهید مرتضی مطهری در باره تفاوت جایگاه عقل در اسلام و مسیحیت مینویسد:
یک حمایت فوق العاده ای از عقل را در متون اسلام می بینم و در هیچ دینی از ادیان دنیا به اندازه اسلام از عقل یعنی از حجیت عقل و از سندیت و اعتبار عقل حمایت نشده است. شما اسلام را با مسیحیت مقایسه کنید. مسیحیت در قلمرو ایمان برای عقل، حق مداخله قائل نیست. می گوید آنجائی که انسان باید به چیز ایمان بیاورد حق ندارد فکر کند، فکر ما عقل است و عقل در این نوع مسائل حق مداخله ندارد. آنچه را که باید به آن ایمان داشت، نباید درباره آن فکر کرد و نباید اجازه فکر کردن و چون و چرا کردن به عقل داد. وظیفه یک مؤمن، مخصوصاً وظیفه یک کشیش و حافظان ایمان مردم این است که جلوی هجوم فکر و استدلال و عقل را به حوزه ایمان بگیرند. اصلاً تعلیمات مسیحی بر همین اساس است. در اسلام قضیه درست بر عکس است. در اصول دین اسلام، جز عقل هیچ چیز دیگری حق مداخله ندارد، یعنی اگر از شما بپرسند که یکی از اصول دین شما چیست، می گوئید «توحید» وجود خدای یگانه، اگر دوباره بپرسند به چه دلیل به خدا ایمان آورده اید شما باید دلیل عقلی بیاورید اسلام جز از راه عقل از شما قبول نمی کند. اگر بگوئید من خودم قبول ندارم که خدا یگانه است دلیلی هم ندارم، تو چه کار داری؟ «خذ الغایات و اترک المبادی» تو نتیجه را بگیر، به مقدمه چکار داری؟ من از قول مادر بزرگم یقین پیدا کرده ام، بالاخره به یک حقیقتی یقین پیدا کرده ام، ولو از قول مادر بزرگم باشد، ولو خواب دیده باشم! اسلام می گوید نه، ولو به وجود خدای یگانه اعتقاد داشته باشی ولی آن اعتقادی که ریشه اش خواب دیدن است، ریشه اش تقلید از پدر و مادر یا تاثیر محیط است، مورد قبول نیست. جز تحقیقی که عقل تو با دلیل و برهان مطلب را دریافت کرده باشد، هیچ چیز دیگر را ما قبول نداریم.
اصول ایمان مسیحیت، منطقه ای ممنوع برای ورود عقل است و وظیفه یک مومن مسیحی حفظ این منطقه از هجوم قوای عقلی و فکری است ولی اصول ایمان در اسلام منطقه ای است که در قرق عقل است و غیر از عقل هیچ قدرت دیگری حق مداخله در این منطقه را ندارد.»



سلام بر شما
حداقل کمی وقت برای ترجمه آن تابلو می گذاشتید.
fall out کلمه ای مرکب است و به معنی بیرون ریختن نمی باشد بلکه به معنی درگیری می باشد.
معنی ان جمله این چنین خواهد بود: اگر شما روشنفکر باشید مغز یا فکر شما درگیر مسائل خواهد بود.
ولی متاسفانه شما جمله به جمله و خیلی ناشیانه ترجمه کرده اید.
حال با این ترجمه ناشیانه کل مطلب شما زیر سوال رفته است.
ضمنا open minded به معنی مغز باز نم باشد بلکه معنی روشنفکری می باشد.
مدیر سایت پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸م, ۱۳۸۷ ۱۲:۴۷ ب.ظ:
سلام مسیح علیه السلام بر شما عمانوئیل عزیز
در مورد خطای ترجمه حق با شماست. از توضیحات و راهنمایی خوب شما تشکر می کنم . ترجمه زیر تابلو را با توجه به راهنمایی شما تصحیح کردم. اما قضاوت شما در مورد اصل سوال را نمیپذیرم. اکنون با توجه به ترجمه شما و نیز متن تابلوی دوم منظورم روشن و گویا شده است.
salam web khobi darid movafagh bashed
سلام
جالبه شما با توجه به اشتباه بودن کارتون اشتباه دیگری را مرتکب شدید و آن تابلوی دوم هست.
شما با این کارتون هیچ چیزی را ثابت نمی توانید بکنید و من در ۲ پست جواب خواهم دادم.
فراموش نکن ریزون دارای ۸ معنی مختلف می باشد.
شما را با ترجمه های گرانبهایتان تنها می گذارم.
مدیر سایت پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱م, ۱۳۸۷ ۱:۳۳ ب.ظ:
با سلام بر عمانوئیل عزیز
دوست خوبم در تابلوی اول، بنده که ترجمه خود شما را قرار دادم. بنا بر این اگر اشکالی در ترجمه تابلوی نخست باشد ، به ترجمه خودتان باز میگردد.
اما در مورد تابلوی دوم من هم معانی مختلف این واژه که بیش از هشت معنا میباشد را نیز دیدهام.
ممنون میشوم اگر بنده را در جریان نقدتان قرار بدهید.
شما نقل قولی از طوماس اکواینس و آگوستین در مورد تعریف ذات خدا نمودید و گفتید که ریشه سطحی صحبت کردن بعضی از کشیشان پایه بر تفکرات افرادی چون این پدران کلیسا دارد. اولا باید خدمت شما عرض کنم که خدایی که بتوان آن را تعریف کرد و بسادگی روی میز جراحی گذاشته و تشریح نمود، خدایی نیست که شایسته پرستش باشد. آیا شما قادر به تشریح خدا هستید؟ هرچند تثلیث با منطق در تضاد نیست ولی هرگز قادر به تشریح و توضیح ذات نامحدود خدا با کلمات قاصر انسانی نخواهیم بود.
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ ۶:۰۹ ب.ظ:
با سلام به شما دوست عزیزم.
برای من این پارادوکسی که در اندیشه های شما وجود دارد حل نشدنی است . از یک سو آنقدر خداوند را دور می انگارید که حتی اجازه تعریف آن را هم به خود نمی دهید و می گویید خدایی که قابل تعریف باشد شایسته پرستش نیست و از طرف دیگر آنقدر خدا را سطحی فرض می کنید که او را محدود به یک انسان می کنید.
دوست گلم
خداوند نه آن است نه این.
خداوند در اندیشه من و شما نمی گنجد اما تعریف دارد. اگر تعریف نداشت شما عزیزان کتاب ها در وصف آن نمی نوشتید. اگر این حرف و ادعای شما درست باشد باید بخش های زیادی از کتاب مقدس را دور بریزیم . چرا که تعریف خداست.
شما با این ادعای خود بسیاری از اعتقاد نامه های مسیحی که در آن خدا تعریف شده است را زیر سوال بردید. به عنوان مثال در اعتقادنامه «وست منیستر» خدا تعریف شده و در این تعریف آمده است: خدا روحى است که در وجود و حکمت و قدرت و قدوسیت و عدالت و نیکویى و حقیقت خود، نامحدود و ابدى و لایتغیر است. او در تمام دنیا حضور دارد و در عین حال از تمام موجودات برتر است.
با فرمایش شما تشریحی که از خدا در تعریف فوق شد زیر سوال رفت.
از طرف دیگر فرمودید تثلیث با منطق در تضاد نیست. یک تعریف ساده از تثلیث: ۱+۱+۱=۱ به نظر شما آیا این تعریفی که در تثلیث می شود با منطق تضاد ندارد. اگر تضاد ندارد و این تعریف منطقی و پذیرفتنی است پس چرا بلافاصله فرمودید قادر به تشریح ذات نامحدود خدا نیستیم؟
دوست گلم
شما در دیدگاهی که ارائه کردید که حتی از عقاید و دیدگاه های مسیحی نیز دور شدید و اندیشه های توتم پرستان در مقابل تعریف خدا را به زبان جاری نمودید. در ادیان الهی چنین منطقی هرگز پذیرفته نیست. هرچند بله کنه ذات خدا در حد درک ما انسان ها نیست. اما این که خدا کیست آیا بت خداست یا خورشید یا یک انسان ، یا ترکیبی از انسان و … ، یا یک ذات بدون ترکیب و نامحدود ، انسان قدرت تشخیص و درک این مفاهیم را دارد و قطعا می تواند آن را با کلمات قاصر خود بیان کند اما به کنه ذات خدا پی نمی برد.
ما نمی توانیم به بهانه تشریح ناپذیری کنه ذات خدا ، به طور کلی تعریف خدا را کنار گذاشته و هر گونه توصیفی را در مورد حضرتش کنار بگذاریم.
درود بر شما
سلام دوست عزیز
تثلیث اولا ۱۰۰% منطقی است و با قانون منطق قابل اثبات است
اما تثلیث ۱۰۰ % قابل درک نیست چون تثلیث یعنی خدا و خدا نامحدود است و انسان محدود و چنینن چیزی امکان ندارد که خدا ۱۰۰ % درک شود
ایا این اشتباه است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر اسلام نیز اتقاد دارد ۱۰۰ % می شود خدا را درک کرد حتما به من بگویید!!!!!
چون آن خدیی که ۱۰۰% درک شود بت ذهن است نه خدا
در پناه حق
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آبان ۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۱ ب.ظ:
دوست گلم .
ناخواسته دچار مغالطه شدید. تثلیث هرگز به معنای خدا نیست. یک منبع معتبر را بیاورید که تثلیث را معادل خدا محسوب کرده باشد. استدلال شما مانند این است که بگوییم: در باز است . باز پرنده است . پس در پرنده است. امیدوارم متوجه منظورم شده باشید.
اما مساله دیگر این که شما فرمودید تثلیث ۱۰۰ درصد منطقی است و مفاد فرمایش شما در خط بعد این بود که خدای نامحدود در انسان محدود خلیده است. در حالی که این سخن کاملا غیر منطقی است . دوست گلم . بر هیچ مبنای منطقی و فلسفی ای نمی توانید چنین ادعایی داشته باشید . چرا که حلول نامحدود در محدود ، محال است . آیا محال در نظر شما درست است؟
اسلام هرگز نمی گوید شما می توانید به کنه و ذات خدا پی ببرید. اما اصل وجود خدا و صفات وی را می توانید با براهین عقلانی به اثبات برسانید. عقل پیامبر درونی شماست که شما را به روشنایی هدایت می کند . اتفاقا نکته جالب اینجاست که افتخار شما مسیحیان این است که خدا بشر شد تا ما ۱۰۰ درصد او را درک کنیم و یکی مثل ما انسان ها شد. بنا بر این اشکالی که فرمودید ، در مقیاس بسیار بسیار بزرگ آن بر مسیحیت منطبق است . این در حالی است که اسلام می گوید خداوند هرگز مانند بشر یا مخلوقاتش نیست. بلکه فراتر از آنان است. چرا که عقل می گوید مخلوق خداوند محدود است و محدود ناقص . و خداوند ناقص نیست و عین کمال است .
در مسیح شاد باشید دوست نازنینم .
د تسالوکیان آمده
وکتب را تفحص مینمودند تا ببینند آیا آنچیز منطبق بر آنان است
و از تسالوکیان ستایش شده چون اندیشه میکردند و تفحص
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ ۹:۳۳ ب.ظ:
بی طرف یا نوایمان عزیز ، تفحص با تعقل خیلی فرق می کند. جستجوی در کتاب ها آن چیزی نیست که مطرح شد. بحث در تعقل است. حال بنا بر نظری که فرمودید ، آیا منظور شما این است که این تابلو از سوی مسیحیان بی اطلاع ساخته و نصب شده ؟ اگر شما هم مانند نظر اسلامی جایگاه عقل را بالا و بلند مرتبه بدانید که تحسینتان می کنم .
سید جان مثل همیشه عالی بود !!
خدا یارو یاواره شما باشد
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ خرداد ۴م, ۱۳۸۹ ۹:۰۴ ب.ظ:
از حسن عنایت و نظر محبت آمیز شما دوست نازنینم متشکرم. خداوند بهترین هایش را برایتان در نظر بگیرد.
Salam
Dar morede tabloye dovom, “reason” bishtar be maniye “dalil,ellat” va “dalile manteghi” estefadeh mishe
Dar in tablo dare mige masalan age ma migim “taslis” shoma bayad ghabool koni va dige nagi chera, va agar beri donbale dalilesh va bekhay tahghigh koni ke bebini in doroste ya na, doshmane iman va masih va masihiyat hasti
Yani ma midoonim ke taslis aslan manteghi nist va shayad ham mozakhraf bashe, vali shoma bayad ghabool koni
با سلام
در اینکه در مسیحیت از تنها چیزی که استفاده نمیشود و همیشه بکر میماند عقل است بحثی ندارم و با شما هم عقیده ام اما به نظر من که میخواهم از این دو عکس برای بحث با مسلمان زادگان مسیحی نما استفاده کنم دلیل محکمی وجود ندارد . لطفا مثال محکمتری بیاورید برای کمک به من نه برای اثبات به من
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱م, ۱۳۸۹ ۱۲:۲۸ ق.ظ:
با سلام به شما دوست گلم.
تصور می کنم وبلاگ بانک مقالات عقلی برای شما دوست خوبم منبع مناسبی باشد:
http://www.aghl14.blogfa.com
مخصوصا می توانید به ارشیو مطالب قبلی این وبلاگ مراجعه کنید از جمله :
http://www.aghl14.blogfa.com/post-13.aspx
salam da bareie masih va eslam ke hame ja bahs ast lotfan jaii ro be man neshan bedahi ke darbareie zartosht etelaati kasb konam (ba arze sharma ndegie faravan)
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۸م, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۹ ب.ظ:
این وبلاگ ها می توانند برایتان مفید باشند :
zartoshtenik.blogfa.com
antimajus.blogfa.com
zartoshtway.blogfa.com
zartoshtimosalman.parsiblog.com