سلام بر شما
من مالک هستم و جدیدا مسلمان شدهام. در خانوادهای نژاد پرست و متجاوز به عنف بزرگ شده و سالها بدین گونه زندگی کردهام. من از آنجا که در خامی و نوجوانی به سر میبردم، درگیر جنبش نژاد پرستی شدم. اما با گذشت زمان و دور شدن از خانوادهام و نیز تاثیرات نژادپرستی، اعتقادم به نژادپرستی را از دست دادم و عملا مخالف نژادپرستی شدم و دیگر ملاک من برای قضاوت در مورد افراد، رنگ پوست یا زادگاهشان نبود.
وقتی در انگلستان زندگی می کردم به مسائل سیاسی خاورمیانه، به ویژه مبارزه برای آزادی فلسطین، علاقمند شدم. از آنجایی که همیشه به تاریخ علاقه داشتم، تصمیم گرفتم درباره خاورمیانه و مسائل سیاسی بیشتر مطالعه کنم که البته این تصمیم، مرا به مطالعه درباره اسلام سوق داد. با اولین کتابی که در مورد اسلام خواندم مجذوب آن شدم در عین حال نمیتوانستم به خوبی مطالب آن را بفهمم. بنابراین هر کتاب و جزوهای که میتوانستم درباره اسلام به دست بیاورم، را مطالعه می کردم.
بعضی از مسائل ایمان اسلامی را با قلبم دریافت میکردم. وقت مطالعاتم درباره اسلام شروع شد ، به یک باره پاسخ همه سوالاتی را که درباره زندگی و مذهب داشتم، پیدا کردم. تمام چیزهایی که را که جستجو می کردم، یافتم. شک و تردیدهایی که درزمان مسیحی بودن با من بودند، با شناخت اسلام برطرف شدند.
به لندن رفتم و در آنجا مسلمان شدم. به طور خلاصه، بعد از آن به آمریکا بازگشتم و در یکی از شهرهای آمریکا ساکن شدم. در آنجا امکان رفتن به کلاس و یادگیری بیشتر در مورد اسلام را نداشتم، اما از طریق مطالعه و تحقیق در اینترنت توانستم اطلاعاتم را درباره اسلام افزایش دهم و چیزهای بیشتری یاد بگیرم.
با یک زن ا ز عربستان سعودی آشنا شدم. احساس کردم که او همان زنی است که می خواهم. خداوند همیشه در نظرم بود و از آنجایی که به دنبال انجام کارهای حلال بودم، از او تقاضای ازدواج کردم. در مورد مسایل فرهنگی که ممکن بود با یک زن عربی به وجود بیاید ،نگران بودم. اما همه خانواده اش میخواستند که در مورد دین من بدانند. الحمدالله خانواده اش با ازدواجمان موافقت کردند. ما ازدواج کردیم و من اکنون در سواحل شرقی امریکا زندگی می کنم. در منطقه ای که بیشتر می توانم در مورد مذهبم یاد بگیرم. این جا من در جلسات مسلمانان شرکت میکنم. عربی را یاد گرفتهام و این به من کمک میکند تا برای ارتباط با همسرم که خیلی روان عربی صحبت می کند ، راحتتر باشم. الان آگاهی و شناخت دینی من افزایش یافته و امیدوارم که افراد بیشتری به اسلام روی بیاورند. دعوت مسیحیان به سوی اسلام یک نیاز جامعه کنونی و عنصر با اهمیتی است که من فکر می کنم در مورد آن کوتاهی شده است. داستان زندگی من نشان می دهد که با توکل به خداوند، هر کسی با هر نژاد و گذشتهای میتواند مسلمان باشد.
ترجمه توسط : www.pedar.net
مطالب مشابه
![]() |
به این مطلب امتیاز دهید :



خرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۳ ق.ظ
Thanks for the useful info. It’s so interesting