اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین
کوپرنیک (کپرنیک ، کوپرنیکوس ، Copernicus ، به لهستانی Mikołaj Kopernik و به آلمانی Nikolaus Kopernikus) اخترشناس برجسته قرن شانزدهم میلادی که پیشتر خود کشیش بود ، کشفیات جالب توجهی در زمینه اخترشناسی داشت ؛ اما از ترس تکفیر شدن و در نتیجه سوزانده شدن در دادگاه تفتیش عقاید جرأت ابراز نظریات خود را نداشت (دادگاه تفتیش عقاید بعدها نام خود را به اداره تجمع برای علوم اعتقادی تغییر داد و پاپ بندیکت شانزدهم با نام اصلی ژوزف آلوس راتزینگر که اهل آلمان است، پیش از این که پاپ شود و زمانی که اسقف بود ، مدتی مسئول همین اداره بود. در این اداره بین یک تا ده میلیون انسان زنده زنده سوزانده شدند.).
کوپرنیک فهمیده بود که زمین محور چرخش کیهانی نبوده و آنچه کتاب مقدس گفته ، صحیح نیست. کلیسا پیوسته بر دیدگاه کتاب مقدس مبنی بر سکون زمین و حرکت خورشید به آیات زیر استناد میکرد و صاحب هر نظر مخالفی را همراه با آثارش ، زنده زنده در آتش میسوزاند:
پیدایش ، ۱ : ۱ در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید. ۲ و زمین تهی و بایر بود…۶ و خدا گفت: “فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند.” ۷ و خدا فلک را بساخت و آبهای زیر فلک را از آبهای بالای فلک جدا کرد. و چنین شد. ۸ و خدا فلک را آسمان نامید. … ۹ و خدا گفت: “آبهای زیر آسمان در یکجا جمع شود و خشکی ظاهر گردد.” و چنین شد. ۱۰ و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها را دریا نامید. …۱۴ و خدا گفت: “نیرها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمانها و روزها و سالها باشند. ۱۵ و نیرها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند.” و چنین شد. ۱۶ و خدا دو نیر بزرگ ساخت نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب و ستارگان را. ۱۷ و خدا آنها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند ۱۸ و تا سلطنت نمایند بر روز و بر شب و روشنایی را از تاریکی جدا کنند. و خدا دید که نیکوست … .
جامعه ۱ : ۳ انسان را از تمامی مشقّتش که زیر آسمان میکشد چه منفعت است؟ ۴ یک طبقه میروند و طبقة دیگر میآیند و زمین تا به ابد پایدار میماند. ۵ آفتاب طلوع میکند و آفتاب غروب میکند و به جایی که از آن طلوع نمود میشتابد. ۶ باد بطرف جنوب میرود و بطرف شمال دور میزند دورزنان دورزنان میرود و باد به مدارهای خود برمیگردد.
یوشع ۱۰ : ۱۲ آنگاه یوشع در روزیکه یهُوَه اَموریان را پیش بنیاسرائیل تسلیم کرد به یهُوَه در حضور بنیاسرائیل تکلم کرده گفت: “ای آفتاب بر جبعون بایست و تو ای ماه بر وادی ایلُون.” ۱۳ پس آفتاب ایستاد و ماه توقف نمود تا قوم از دشمنان خود انتقام گرفتند. مگر این در کتاب یاشِر مکتوب نیست که آفتاب در میان آسمان ایستاد و قریب به تمامی روز به فرو رفتن تعجیل نکرد. (بدین معنا که آفتاب و ماه وظیفه دارند گرد زمین بچرخند و زمین ساکن است اما با فرمان یوشع مدتی گردش فلک به دور زمین متوقف شد.)
مزامیر ۱۹ : ۱ آسمان جلال خدا را بیان میکند و فلک از عمل دستهایش خبر میدهد. ۲ روز سخن میراند تا روز و شب معرفت را اعلان میکند تا شب. ۳ سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمیشود. ۴ قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون. ۵ خیمه ای برای آفتاب در آنها قرار دارد و او مثل داماد از حجله خود بیرون میآید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی میکند. ۶ خروجش از کرانه آسمان است و مدارش تا به کرانه دیگر و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست.
مزامیر ۹۳ : ۱ یهُوَه سلطنت را گرفته و خود را به جلال آراسته و کمر خود را به قوت بسته است. ربع مسکون (کره زمین) نیز پایدار گردیده است و جنبش نخواهد خورد. ۲ تخت تو از ازل پایدار شده است و تو از قدیم هستی.
مزامیر ۱۰۴ : ۱ ای جان من یهُوَه را متبارک بخوان! ای یهُوَه خدای من تو بینهایت عظیم هستی! به عزّت و جلال ملبس هستی. ۲ خویشتن را به نور مثل ردا پوشانیده ای. آسمانها را مثل پرده پهن ساخته ای. ۳ آنکه غرفات خود را بر آبها بنا کرده است و ابرها را مرکب خود نموده و بر بالهای باد میخرامد ۴ فرشتگان خود را بادها میگرداند و خادمان خود را آتش مشتعل ۵ که زمین را بر اساسش استوار کرده تا جنبش نخورد تا ابدالآباد. ۶ آنرا به لجه ها مثل ردا پوشانیده ای که آبها بر کوهها ایستاده اند.
همان گونه که می بینید ، کتاب مقدس در آیات فوق در برخی صراحتا و در برخی تاویلا ، بر زمین محور بودن ، چرخش کیهانی دلالت می کند. این همان چیزی است که با یافته های علمی که از زمان کپرنیک آغاز شد ، مخالفت داشت. در ابتدا کسی از ترس سوزانده شدن ، جرات نداشت نظریات علمی خود بر خلاف کتاب مقدس اعلام کند. به طوری که وقتی نظریه کپرنیک دهان به دهان منتشر شد (وی از ترس کتاب خود را در زمان احتضارش چاپ و منتشر کرد) ، اربابان کلیسا به شدت از نظریه او خشمگین شدند. به طوری که حتی مارتین لوتر Martin Luther (بنیانگذار Lutherien و مدعی اصلاحات دینی) ، نیز از نظریه کوپرنیک بر آشفت و نوشت: مردم سخنان طالع بین نوخاسته ای را استماع می کنند که می کوشد نشان دهد که زمین می چرخد ، نه قبه فلکی و خورشید و ماه. گویا هر کس بخواهد خود را زیرک جلوه دهد باید برای خود دستگاهی اختراع کند که از همه دستگاه ها ی گذشته بهتر باشد. این احمق می خواهد که علم نجوم را به کلی زیر و رو کند. اما کتاب مقدس به ما می گوید که یوشع به خورشید فرمان داد تا بی حرکت بایستد ، نه به زمین. (راسل ، ج۲ ، ص ۷۳۰)
ژان کالون (بنیانگذار Calviniste) نیز می گوید: کیست که جرات کند حکم کوپرنیک را به جای حکم روح القدس قرار دهد؟ (راسل ، ج۲ ، ص ۷۳۰)
جالب اینجاست که بدانید نظریه غیر بطلمیوسی کپرنیک از مکتب مراغه و از دانشمندان مسلمان گرفته شده است. این را هم ما مسلمانان ادعا نمی کنیم. پروفسور کندی مورخ شهیر و از اساتید دانشگاه کمبریج که خود مسیحی است ، مستندات این حقیقت را ارائه نموده است. راهکارهای هندسی کپرنیک و مدل وی از کتاب های منجمان مسلمان برگرفته شده. قضیه هندسی جفت طوسی ، روش فلک تدویر ابن شاطر در حذف معدل المسیر از جمله مدل هایی است که از دانشمندان اسلامی گرفته شده و در کارهای کپرنیک عینا منعکس شده است.
این در حالی است که پیش از آن ۱۷ قرن نظریه هیئت بطلمیوسی ( بطلمیوس اخترشناس یونانی ، متولد در صد سال بعد از میلاد مسیح) که متاثر از کتاب مقدس بود ، بر عالم حاکم بود. بطلمیوس زمین را ساکن و مرکز همه کرات می پنداشت. او می گفت: « سه چهارم از سطح زمین را آب فراگرفته و کره هوا به مجموع خاک و آب احاطه کرده و کره هوا را کره آتش در میان گرفته و آتش را کره قمر در آغوش دارد. (فلک قمر را جز خود ماه ستارهای نیست) و پس از فلک قمر افلاک عطارد و زهره و شمس و مریخ و مشتری و زحل به ترتیب هر فلک بعدی محیط بر فلک قبلی است و هر یک را فقط یک ستاره است که هم به نام آن نامیده میشود. پس از فلک زحل کره هشتم یا فلک ثوابت است که جمیع کواکب ثابته مانند میخ بر پیکر آن کوبیده است. پس از فلک هشتم کره نهم یا فلک اطلس است که تمام افلاک هشتگانه به ترتیبی که ذکر شد؛ در شکم آن جا دارد. (مانند پیازی که لایهلایه بر همدیگر هستند) فلک مزبور خالی از ستاره و دارای قطر نامحدود است… و در یک شبانهروز با کلیه افلاکی که در جوف آن است، به گرد زمین میچرخد. »(اسلام و هیئت ، صفحه ۵-۷).
بطلان نظریه بطلمیوس یا همان نظریه کتاب مقدس ، توسط اخترشناسان مسلمان که در اندیشههای کپرنیک عالمگیر شد ، به مرور کامل گردید. بدین ترتیب که بر اساس هیئت کپرنیک زمین به دور خورشید میچرخید؛ ولی شکل چرخش آن دایرهای بود. پس از وی کپلر(۱۶۵۰ م) شکل بیضوی گردش زمین به دور خورشید را کشف کرد. سپس عقیده این دو نفر توسط گالیله ایتالیایی مدلل گردید و از آن پس نظام منظومه شمسی به صورت نوین پایهگذاری شد اما باز هم عقیده اخترشناسان (حتی کپرنیک، کپلر و گالیله) بر آن بود که خورشید ثابت ایستاده است. به عبارت دیگر این دانشمندان با نظریه سکون زمین در کتاب مقدس مخالفت کردند ، اما نظریه حرکت خورشید در کتاب مقدس را نپذیرفتند. این در حالی است که بر اساس نظریه قرآنی و اسلامی که توضیح خواهیم داد ، علاوه بر زمین خورشید و ماه نیز در مداری خاص حرکت میکنند. یعنی نظریهای درست و نه مانند اشتباه کتاب مقدس و نیز نظریهای کامل که کپرنیک و کپلر و گالیله به بخشی از آن رسیدند.
اکنون مشخص شده است که علاوه بر حرکت زمین ، خورشید نیز چندین حرکت دارد.
این همان اعجاز شگفت انگیزی است که حقانیت قرآن را برای ما اثبات میکند. جالب آن که در زمان پیامبر اسلام همه جا سخن از هیئت بطلمیوسی بود و این نظریه همه جا حاکم بود. آباء کلیسا با پافشاری بر نظریه های نادرست و مخالف با علم در کتاب مقدس ، چنان که گفتیم به برخوردهای قهری و نادرستی با دانشمندان پرداختند. صرف نظر از این موضوع ، به سراغ قرآن می رویم تا به تفصیل نظر قرآن را درباره گردش یا سکون خورشید ، ماه و زمین جویا شویم:
بر اساس قرآن کریم هم خورشید حرکت می کند و هم ماه و هم زمین. در آیات زیر به حرکت خورشید و ماه اشاره شده است :
۱٫ … وَالشَّمْسَ تَجْرِی لِمُسْتَقَرِّ لَهَا… : … و خورشید به [سوی] قرارگاه ویژه خود روان است. [یس، ۳۸]. در این آیه «لام» در کلمه « لمستقر» ممکن است به چند معنا باشد ، که در هر صورت بر حرکت خورشید دلالت میکند:
الف: لام به معنای « الی» (خورشید به سوی قرارگاه خود روان است) (تفسیر المیزان ، ج ۱۷ ، ص ۷۹ ) ؛
ب: لام به معنای «فی» (خورشید در قرارگاه خود روان است) (سیدهبة الدین شیرازی: اسلام و هیئت ، ص ۱۸۱)؛
ج: لام برای غایت «تا» باشد(خورشید تا قرارگاه خود روان است) (تفسیر المیزان ، ج ۱۷ ، ص ۸۹ ) ؛
د: لام به معنای تأکید باشد(خورشید روان است مر قرارگاه خود را).
واژه مستقر در « لمستقر » نیز هم میتواند اسم زمان باشد(زمان قرار گرفتن) و هم اسم مکان(مکان قرار گرفتن و محل استقرار). یعنی خورشید پایان زمانی(قیامت) یا مکانی حرکت دارد.
۲٫ «لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلُّ فِی فَلَکِ یَسْبَحُونَ» : نه خورشید را سزد که به ما رسد، و نه شب به روز پیشی جوید و هر کدام در سپهری شناورند. [یس، ۴۰] و آیه « وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلُّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ» : « اوست آن کسی که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است. هر کدام از این دو در مداری [معین] شناورند.» [انبیاء، ۴۳]
واژه فُلْک به معنی کشتی است . فَلَک نیز یعنی محل جریان یافتن کواکب است که به سبب شباهت آن با کشتی (در شناور بودن) فَلَک نامیده شده است(مفردات راغب).
تفسیر نمونه در معنای فلک نوشته است: « کلمه فلک در لغت به معنی برآمدن پستان دختران و شکل دورانی به خود گرفتن است. سپس به قطعاتی از زمین که مدور است ، یا اشیای مدور دیگر نیز اطلاق شده. از همین رو به مسیر دورانی کواکب نیز اطلاق میشود (تفسیر نمونه ، ج۱۸ ، ص ۳۸۷) » .
سید هبة الدین شهرستانی با ذکر ۱۴ دلیل اثبات میکند که کلمه « فلک» در اسلام به معنای مدار نجوم و مجرای کواکب است (اسلام و هیئت ، مطبعة الغری ، نجف، ۱۳۵۶ ق، ص ۱۹).
در هر دو آیه کریمه ، یسبحون از ماده « سباحت» گرفته شده که در اصل به معنای حرکت سریع در آب و هواست(مفردات راغب).
۳٫ « وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلُّ یَجْرِی لِاَجَلِ مُسَمّیً» : « و خورشید و ماه را رام گردانید؛ هر کدام برای مدتی معین به سیر خود ادامه میدهند.»[رعد، ۲].
۴٫ « وَسَخَّرَ لَکُمْ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَیْنِ » : « خداوند خورشید و ماه را در حالی که هر دو در حال حرکت هستند، به نفع شما مقهور و مسخر گردانید. [ابراهیم، ۳۳] .
در این آیه، واژه دائبین از ریشه « دأب» است که به معنای « ادامه دادن به سیر » است ، به معنای عادت مستمره هم میآید(مفردات راغب)..
چنان که از آیات فوق ملاحظه کردید ، خورشید و ماه در گردشند ، اما در مسیری معین. از این آیات چنین استنباط نمی شود که گردش آنان بر محوریت زمین است. بلکه آنچه در آیات فوق آمده است این است که گردش آنها بر مداری معین است. ممکن است این سوال مطرح شود که پس زمین چه؟ آیا آن هم در حرکت است یا آن که زمین ساکن میباشد؟
وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ : و کوهها را مىبینى [و] مىپندارى که آنها بىحرکتند و حال آنکه آنها ابرآسا در حرکتند [این] صنع خدایى است که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده است در حقیقت او به آنچه انجام مىدهید آگاه است [نمل : ۸۸] .
بدیهی است که کوه به تنهایی و خودی خود حرکتی ندارد. بلکه حرکت آن عرضی و منتسب به حرکت زمین است نه استقلالی. به عنوان مثال وقتی که شما راه می روید و از مکانی به مکان دیگر منتقل می شوید ، قلب شما نیز از آن مکان به مکان دیگر منتقل شده است . اما آیا قلب هم حرکت کرده است؟ خیر. بلکه جا به جایی و حرکت قلب یک حرکت عرضی است.
هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ : اوست کسى که زمین را براى شما رام گردانید پس در فراخناى آن رهسپار شوید و از روزى [خدا] بخورید و رستاخیز به سوى اوست [ملک : ۱۵]. در این آیه کریمه زمین به ذلول یا شتر راهوار و رام (که بر اثر حرکت سوار خود را نمیرنجاند) تشبیه شده است. زمین با سرعت سی کیلومتر در ثانیه یا ۱۰۷۰۰۰ کیلومتر در ساعت گرد خورشید میگردد در حالی که شما این حرکت را حس نمیکنید.
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَاداً : آیا زمین را گهوارهاى نگردانیدیم [نبأ : ۶]. همان طور که حرکت گهواره به رشد و آرامش کودک کمک میکند ، حرکت زمین نیز همین گونه است.
الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَجَعَلَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلاً لَّعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ : همان کسى که این زمین را براى شما گهوارهاى گردانید و براى شما در آن راهها نهاد باشد که راه یابید [زخرف : ۱۰].
همان طور که در آیات فوق مشاهده کردید قرآن با ظرافت تمام به حرکت ماه و خورشید و زمین اشاره کرده و حتی در آیاتی از قرآن به کروی بودن زمین نیز اشاره شده است. هر چند چنین آیاتی در قرآن کریم وجود دارد ، اما قرآن یک کتاب کدکس یا جغرافیا یا یک دائره المعارف علمی نیست. بلکه کتابی است که برای هدایت بشر آمده است ولی در ذکر نعمت ها و فرمایشات معرفتی خود ، جایی برخلاف علم سخن نرانده است.
و من خدا را شکر میکنم که مسلمان و پیرو قرآنی هستم که علم روز و تجربه نیز آن را تایید میکند.
منبع : www.pedar.net






درود بر شما دوست عزیز
مطلب شما را خواندم …
ولی چند سوال دارم اول اینکه مگر علم اثبات نکرده که خورشید (همه ستارگان ) در جای خود ثابت هستند و بی حرکتند ( از نظر مداری ) ؟
و اینکه چرا شما ربع مسکون را کره زمین ترجمه کرده اید و
البته آنچه شما مد نظر داشته اید بیشتر تفسیر این آیات بوده است (کتاب مقدس ) …
مطمئن باشید که من به تک تک موارد مطرح شده از سوی شما پاسخ خواهم داد و برای همین آدرس آیات را از شما خواستم چون مطلبی که شما عنوان کرده بودید به طور واضح در کلام نیست بلکه آیاتی است که به دلیل تفسیر غلط معنی اشتباه می دهد و باید این گونه مطالب با صبر و بردباری مورد بررسی قرار بگیرد چنانکه پیش از این به این گونه موارد پاسخ داده شده است ولی من به شخصه جواب میدهم …
امیدوارم شما دوست عزیز هم با آرامش و صبر در گفتگو شرکت نمایید
خداوند شما را برکت دهد
مدیر سایت پاسخ در تاريخ تیر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۰ ب.ظ:
با سلام به شما دوست عزیزم
آنچه از حیث یافته های علمی مسلم است این است که خورشید به دور زمین نمی گردد. بلکه این زمین است که گرد خورشید می گردد و موجب پدید آمدن روز و شب می شود. اما آیات کتاب مقدس خلاف این مطلب را نشان می دهد. البته این مطلب چیزی نیست که بنده کشف کرده باشم. بلکه مطلبی است که خود دانشمندان مسیحی از جمله کپرنیک که نه تنها مسیحی ، بلکه کشیش هم بوده است می گوید و توسط دانشمندان بعد از وی مورد تایید قرار گرفته است.
ربع مسکون اصطلاحا به کره زمین اطلاق می شود. اما به طور مفصل اگر می خواهید با معنای ربع مسکون آشنا شوید توجه شما را به لغت نامه دهخدا در این باره جلب می کنم :
ربع مسکون . [ رُ ع ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قسمت معمور و مسکون از کره ٔ ارض . (ناظم الاطباء). ربع زمین که سکونت کرده شده ٔ انسان است و مراد از ربع مسکون هفت اقلیم است چرا که هفت اقلیم مانند هفت بساط مطوله از مشرق تا مغرب در ربع مسکون واقعاند برابر یکدیگر. بدان که زمین کروی شکل است بصورت گوی که دور آن هشت هزار فرسنگ است که بیست وچهارهزار کروه باشد، به این حساب طول ربع مسکون دوازده هزارکروه است و عرض میانه ٔ آن شش هزار کروه ، و حکماء کره ٔ زمین را به سیصدوشصت بخش قسمت کرده اند هر بخش را درجه نامند و هر درجه را شصت وهفت کروه پا و کم میباشدچون زمین کروی شکل است یکصدوهشتاد درجه تحت و یکصدوهشتاد درجه فوق از جمله یکصدوهشتاد درجه ٔ فوق نود درجه ٔ جنوبی بزیر دریای محیط است و نود درجه ٔ شمالی که خشک است آنرا ربع مسکون نامند، از جمله نود درجه ٔ ربع مسکون سی درجه از سمت قطب شمالی خارج نموده چرا که تمام کوههای برف است و در آنجا جانوری کمتر زید پس شصت درجه که باقی ماند محل آبادانی است ، و نزد بعضی عرض معموره ٔ عالم از خط استوا تا پنجاه و نیم درجه است و نزد بعضی شصت وشش درجه و طول معموره ٔ عالم از جزایر خالدات تا ساحل بحر محیط شرقی یکصدوهفتاد درجه ومساحت تمام کره ٔ زمین شش کروه و ده لکه و نودهزارونهصدوهشت کروه است و مساحت معموره ٔ ربع مسکون بقول اکثری از ثقات یک کروه و چهل لکه سی هزارودویست وبیست کروه است . (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ) .
بسیار خوشحالم که شما را اهل منطق می یابم. درود بر شما و امیدوارم این بحث صادقانه تا انتها ادامه یابد و بنده منصفانه پاسخ های شما دوست گلم را به قضاوت می نشینم .
خداوند سعادت دنیا و اخرت را به شما عطا فرماید.
درود بی کران
من رو ببخشید چون سعی می کنم کوتاه و خلاصه پاسخ دهم پس اگر مطلبی رو ناقص دیدید بفرمایید تا در مورد آن گفتگو را ادامه دهم .
دوست عزیز از شما بابت پاسخ هایتان صمیمانه سپاسگذارم .
همانطور که خود فرمودید زمین به دور خود و به دور خورشید در گردش است و البته بر طبق علم روز دنیا خورشید ( و همه ستارگان ) در جای خود ثابت هستند .
پس به نکته ای میرسیم که در قران به صراحط اشاره شده به حرکت خورشید که من هم نمی دانم چرا چنین مطلبی در قران عنوان شده است با توجه به اینکه به آفتاب یا نور اشاره نشده بلکه به خورشید ( شمس ) که پاسخ این مطلب با شما ، اما در باب ربع مسکون ، منظور من هم همین بود که بخشی که در زمین قابل سکونت است و این کلمه اشاره به کره زمین ندارد بلکه بخش خشک زمین که در میان آبها محصور است .
همانطور که می دانید ۳/۴ زمین را آب فرا گرفته و ۱/۴ آنرا خشکی پس باید در معنی کردن کلمات هم دقت کنیم چون ممکن است در کلیات دچار اشتباه شویم .
در آیاتی که از کتاب پیدایش عنوان کردید چیزی برای پاسخ ندیدم حال اگر مطلبی بود بفرمایید تا جواب دهم اما در باب :
“جامعه ۱ : ۳ انسان را از تمامی مشقّتش که زیر آسمان میکشد چه منفعت است؟ ۴ یک طبقه میروند و طبقة دیگر میآیند و زمین تا به ابد “پایدار” میماند. ۵ آفتاب طلوع میکند و آفتاب غروب میکند و به جایی که از آن طلوع نمود “میشتابد”. ۶ باد بطرف جنوب میرود و بطرف شمال دور میزند دورزنان دورزنان میرود و باد به مدارهای خود برمیگردد.”
در این بخش از آیات کلمه پایدار نظر من رو جلب کرد که فکر می کنم منظور شما از بیان این آیات هم همین کلمه است که البته باز هم تفسیر غلط باعث پیچیدگی شده است چون پایدار بودن زمین به معنی ثابت بودن آن نیست و در واقع به معنی طولانی بودن عمر زمین است نسبت به عمر ما انسانها .
ببینید یک انسان در خوشبینانه ترین حالت تا ۱۲۰ سال ( به غیر از افرادی که نامشان در کتاب مقدس آمده ) بر روی زمین عمر می کنند ولی زمین سالهای سال است که بر قرار است و شاید کسی هم نداند که دقیقا” زمین تا چه روزی به همین شکل خواهد بود ….
و در ادامه اینکه گفته شده آفتاب به جایی که از آن آمده بود می شتابد و باید در نظر بگیریم که اسمی از خورشید برده نشده و آفتاب مد نظر بوده چنانکه امروزه در بسیاری از اشعار و تشابهات برای آفتاب رفتن و آمدن و غیره را در نظر می گیرند که درست هم هست و اشاره ای به حرکت خورشید ندارد .
لطفا” به نقش کلمات در این بخش دقت نمایید تا بخشی از مطالب برای شما به راحتی باز شود .
این مبحث ادامه دارد و به امید خدا به بقیه مطالب نیز پاسخ خواهم داد
در فیض بی همتای قادر علی الاطلاق باشید …
مدیر سایت پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۱ ق.ظ:
سلام بر شما دوست گلم
پیش از هر چیز لازم است توضیحاتی را در باره حرکت زمین و خورشید ارائه بدهم.
خورشید در قدیم یک ستاره ثابت به شمار می رفت و آن را در زمره ثوابت به حساب می آوردند. اما امروزه با دید قدیم به ثوابت نگریسته نمی شود. این از مسلمات علمی امروز است که خورشید ثابت نیست، حتی از حیث حرکت مداری. خورشید در مداری در کهکشان راه شیری با سرعت ۹۵۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت در چرخش است . حرکتی که بر اساس پیش بینی دانشمندان ۲۲۵ میلیون سال طول می کشد تا کهکشان راه شیری را طی نماید. حتی کهکشان راه شیری نیز دو میلیارد سال طول می کشد تا یک دور گرد مرکز کیهان بچرخد.
درست است که حرکت خورشید با چشمان غیر مسلح ما قابل رویت نیست اما خورشید هر ۲۶ روز نیز یک دور بر محور خودش می چرخد.
در باره حرکت خورشید اگر بخواهم بیشتر توضیح بدهم از اصل بحث منحرف خواهیم شد.
مساله بعدی که شما به آن اشاره کردید ، اشکال به قرآن مبنی بر اشاره قرآن به حرکت خورشید است. همان طور که قبلا هم عرض کردم حرکت خورشید یک اصل علمی ثابت شده و مسلم است و امروزه سخن گفتن از ثبوت مداری و عدم حرکت خورشید در مجامع علمی ممکن است ناپسند به حساب بیاید.
اما در مورد ربع مسکون ، باید به این نکته توجه داشته باشید که گاهی حرکت عارضی است و از جز به کل نسبت داده می شود. مثلا وقتی که شما در حال راه رفتن هستید دست و سر شما نیز حرکت می کند ولو این که شما سر خود را تکان ندهید. در اینجا نیز همین گونه است. گرچه من قبول ندارم که در آیه مربوطه واقعا مراد از ربع مسکون فقط همین معنایی باشد که شما اراده کرده اید اما به فرض این که چنین هم باشد ، نمی توان گفت که ربع مسکون ساکن است و زمین متحرک.
اکنون به سراغ واژه ربع مسکون در کتاب مقدس می رویم و ببینیم این واژه در اصل چه بوده که به ربع مسکون ترجمه شده است.
در آیاتی که نقل قول کردم ترکیب ربع مسکون تنها در مزامیر ۹۳ : ۱ آمده است . در این آیه واژه عبری תֵּבֵל به کار رفته است که معادل انگلیسی آن را earth و همچنین land در ترجمه های انگلیسی آمده . در برخی از ترجمه های فارسی نیز این واژه به زمین ترجمه شده (ر.ک : ترجمه شریف و ترجمه تفسیری). بنا بر این می بینیم که در اینجا نیز منظور از ربع مسکون زمین است که حرکت در آن نقش دارد.
در باره حرکت خورشید در قرآن کریم و انطباق آن با علم شما را به این مقاله که به طور مبسوط در این باره سخن گفته ارجاع می دهم.
نکته بعدی در حرکت زمین است . زمین چند نوع حرکت دارد. یکی حرکت انتقالی به دور خورشید است که حدود با سرعت متغیر ۳۰ کیلومتر در ثانیه حدود ۳۶۵ روز طول می کشد. دوم حرکت وضعی آن به محور شمال و جنوب خود زمین است که حدود ۲۳ ساعت طول می کشد. سومین ، حرکتی است که لرزشی سینوسی در مدار زمین ایجاد می کند . چهارمین حرکت هم حرکت تقدیمی زمین نام دارد که باعث جا به جایی قطب شمال سماوی شده و حدود ۲۶ هزار سال طول می کشد. حرکت های مختلف زمین نیز از مسائل علمی ثابت شده و انکار ناپذیر است. که پیشنهاد می کنم برای اطلاعات تفصیلی در این مورد این مقاله را دانلود کنید.
نکته سوم در تفاوت معانی شمس ، خورشید ، آفتاب و نور است. این بدیهی است که اگر با دقت فلسفی به تفاوت معنایی این واژه ها بنگریم ، نباید به جای یکدیگر به کار بروند . ولی با دقت عرفی اشکالی ندارد که به جای خورشید واژه آفتاب را به کار ببریم. چنان که در ترجمه های مختلف کتاب مقدس نیز این مساله به همین گونه است. به عنوان مثال در آیه ای که از جامعه نقل شد ، واژه ای که به آفتاب ترجمه شده است ، از اصل عبری שמש به معادل انگلیسی sun و نیز معادل فارسی آفتاب یا خورشید برگردانده شده است. با مراجعه به ترجمه های مختلف این نکته را متوجه خواهید شد که مترجمان کتاب مقدس تفاوتی میان آفتاب و خورشید قائل نشده اند و منظورشان از آفتاب همان خورشید بوده است نه صرفا نور خورشید . از اینجا می توانید برخی از معانی واژه sun را مشاهده کنید.
اما از آنجا که از آیات ذکر شده به بررسی جامعه ۱ : ۳ پرداختید ، بنده هم فعلا به همین آیات می پردازم .
در صورتی که پایدار بودن را به معنایی که شما فرمودید و به تفصیل توضیح دادید بگیریم ، حرف مقبول و پذیرفتنی است اما به شرط این که منبع معتبری بر آن ذکر شود و حداقل بیشتر مفسران کتاب مقدس همین معنا را برداشت کرده باشند. بنا بر این خوشحال می شوم اگر بر این معنا مستندی را بفرمایید.
اما دیدگاه شخصی بنده تا منبع مستندی مبنی بر تایید فرمایش شما به دستم نرسد ، این است که منظور کتاب مقدس از پایدار، چیزی که شما فرمودید نیست. این واژه در حقیقت ترجمه اصل عبری עָמַד با تلفظ آماد است که به انگلیسی معادل abideth می شود. این واژه نیز به معنای ماندن با زمان کوتاه (عدم جاودانی و پایداری بی نهایت و ابد الابادی) یعنی stay و stand است نه به معنای پایداری. به عبارت دیگر در این واژه ویژگی صفت مشبهه وجود ندارد تا دلالت بر پایداری جاودان کند. این از یک سو از طرف دیگر وقتی که به آیه بعد از این آیه نگاه می کنیم (یعنی آیه ۵) ، چنین امده است : (آفتاب طلوع میکند و آفتاب غروب میکند و به جایی که از آن طلوع نمود میشتابد.) . می بینیم که در انتهای آیه این عبارت وجود دارد: (و به جایی که از آن طلوع نمود میشتابد.) اگر این قسمت نبود ، تفسیر شما دوست عزیز باز هم قابل پذیرش بود. چرا که در عرف بسیار دیده شده که حرکت زمین را مجازا به خورشید نسبت می دهند و می گویند آفتاب طلوع یا غروب کرد. اما هیچ کس نمی گوید ، آفتاب شتابان حرکت می کند تا دوباره به جایی که قبلا طلوع کرده ، برسد. چنین جمله ای اگر برای یک شنونده خالی الذهن گفته شود ، نخستین چیزی که به ذهن او متبادر می شود این است که منظور شما این است که خورشید حرکت می کند تا به محل طلوع برسد .
حال اگر این آیه را در کنار آیات دیگر از سایر اسفار کتاب مقدس بگذاریم این نظر بیشتر تایید می شود.
مزامیر ۱۰۴ : آیه ۵ : که زمین را بر اساسش استوار کرده تا جنبش نخورد تا ابدالآباد.
مزامیر ۱۹ : ۵ : خیمه ای برای آفتاب در آنها قرار دارد و او (آفتاب ) مثل داماد از حجله خود بیرون میآید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی میکند. ۶ خروجش از کرانه آسمان است و مدارش تا به کرانه دیگر و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست.
آیه فوق بر حرکت خورشید بر گرد زمین با تشبیهی که شده به خوبی به آنچه گفتیم تصریح می کند.
سایر آیات نیز قرینه های مصرح و خوبی هستند که اگر لازم شد در این باره بیشتر توضیح خواهم داد.
چند واژه عبری را در متن قرار دادم . از آنجا که ممکن است در رایانه شما زبان عبری نصب نشده باشد ، ممکن است این حروف این واژه ها به صورت علامت سوال به نمایش در آیند. با نصب زبان عبری ، این مشکل حل خواهد شد. با این حال اگر در مشاهده آن مشکل داشتید ، اطلاع دهید تا تصویر مطلب را برای شما دوست گلم ارسال کنم .
در تورات
اشعیا ۴۰: ۲۲
او است که بر کره زمین نشسته است و ساکنانش مثل ملخ می باشند .
به کره بودن زمیتن اشاره دارد .
مدیر سایت پاسخ در تاريخ تیر ۲۱م, ۱۳۸۸ ۶:۳۶ ب.ظ:
سخن در کرویت زمین نیست. اشکال به نظریه زمین مرکزی کتاب مقدس است که بر اساس آن می گوید زمین مرکز عالم است و خورشید و … به گرد آن می گردند. به دقت مقاله را بخوانید تا محل بحث را پیدا کنید.
[...] اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین [...]
ahke ….. agar in pzambran miomadan chizhaye mtafiziki be mardome an zman began ksi hali mishod
…..
montazere joab hastam
مدیر سایت پاسخ در تاريخ مرداد ۲م, ۱۳۸۸ ۷:۳۵ ب.ظ:
نظر شما برای این که قابل نمایش باشد ، ویرایش شد.
ناسزاهای شما به خودم را می بخشم اما توهینتان به پیامبر اسلام را هرگز . اگر می خواهید در گفتگوها مشارکت داشته باشید ، ادب را رعایت کنید.
اما در مورد سوالی که مطرح کردید:
به نظر شما آیا قرآن که مطابق علم سخن گفته است و مردم آن عصر متوجه نمی شده اند، مشکلی پیش آورد؟
گذشته از این سخن ما در این نیست که کتاب مقدس باید کتاب علمی و کدکس باشد. بلکه ایراد من به کتاب مقدس این است که چرا مخالف با علم است؟ کتاب مقدس اگر نمی تواند لزومی ندارد مباحث علمی را مطرح نماید. ولی نباید مخالف با علم هم باشد. در صورتی که مخالفت صریح و آشکار با عقل و علم داشته باشد ، اعتبار و ارزش یک کتاب آسمانی را نخواهد داشت.
خیلی جالبه قرآن که زمین را یک تخته صاف میداند و کوه ها را میخی برای نگهداشتن زمین و معتقد است که آسمان توسط ستونهایی نامریی بر روی زمین محکم شده است . اینها نهایت اطلاعات علمی است که یک عرب میتوانست در ۱۴۰۰ ساب پیش داشته باشد و از زبان خدا بگوید
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۳ ب.ظ:
این پاسخ شما نوعی مغالطه است با نام لاتین to quoque . می دانم که روح شما هم از این که مرتکب چنین مغالطه ای شده اید خبر ندارد . ولی دوست گلم ، چیزی که فرمودید ربطی به بحث ما ندارد. شما همین مطلبی که نوشته شده است را به طور دقیق پاسخ دهید. سخن بر سر نظریه زمین مرکزی کتاب مقدس و مقایسه همین نظریه کتاب مقدس با قرآن است. در این موضوع خاص فقط بفرمایید. در lمورد مطلبی که مطرح کردید پاسخ روشن است اما برای پرهیز از انحراف از موضوع بنده جواب نمی دهم و شما پاسخ سوال خود را می توانید از اینجا دریافت کنید.
bebin martike ye joooooooooori defaceet mikonam ke khodet be doreh khodet hamijori becharkhi badesh yadet mireh chi be doreh chi micharkhe martikeh yeh arabeh malakh khor va sosmar khor to ki bashi ke az kalameh khoda eshkale elmi begiri pasheeeeeeeeeeeeeee rozeh aval bayad pashe afaride mishodi na ensan hala ham defacet mikonam va be jayeh arajifet haghighato minevisam ta hLIT BESHE
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ ۵:۴۵ ب.ظ:
بالاخره این هم نوعی پاسخ است دیگر. از همان پاسخ هایی که در عراق و افغانستان و … می دهید. کاملا با محبت . وقتی کسی به منطقی بودن عقاید خودش مطمئن نباشد مجبور است به حذف فیزیکی اقدام کند. اما این کارها جز خسارت برای شما چیز دیگری در بر ندارد. با منطق و گفتگوی سالم و به دور از توهین کارهای بهتری می توان کرد هکر عزیز.
واقعاً از مزخرفات شما لذت بردم .
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ ق.ظ:
همچنین، مزخرفات هم می گویند که از شما لذت برده اند.
.چرا اینهمه وقت تلف میکنی که مزخرفات قرآن را که از مزخرفات عهد عتیق کپی شده را زور چپون بکنی
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۹ ق.ظ:
معلوم شد اصلا مقاله فوق را نخوانده اید. برای من جای شگفتی است کسانی که مانند شما ندانسته و نخوانده و ندیده قضاوت می کنند، چطور در مسائل اجتماعیشان بحران های خود را کنترل می کنند؟! هر کس خودش آن گونه است که فکر می کند و دیگران را با این نگاه مورد داوری قرار می دهد. امیدوارم شما از دنیای مزخرفی خود بیرون بیایید تا مسائل را به گونه ای دیگر مشاهده نمایید.
به اندازه یک پاکت فریزر برای بشریت مفید نبودند .لابد فکر میکنی الان قرآن منو به میمون مسخ مکنه( بقره ) .دوست عزیز عقل چیز خوبی باور کن .
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ ق.ظ:
تحصیل حاصل محال است .(بقره) !
iهم میهن گرامی لطفاً امکان ارسال نظرات بصورت یکجا را اگرر برای شما ممکن است ایجاد نمائید.
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۴ ب.ظ:
نظرات شما به دلیل گسستگی بسیاری که دارد و به صورت جمله جمله ارسال کرده اید ، قابل تایید نیست. همچنین ارتباطی با بحث ندارد. شما وقتی که هیچ دینی را قبول ندارید ، نه اسلام و نه مسیحیت ، از چه چیزی می خواهید بحث کنید؟ مانند کسی که هنوز هیچ خانه ای بنا نکرده است و اکنون بر سر جنس سقف خانه اش چانه می زند. ثبت الارض ثم انقش.
اگر نظرات تکه تکه ارسال شد پوزش می خواهم
بدرود
سلام و خسته نباشید.بسیار ممنون؛هم به خاطر مقالۀ بالا و هم به خاطر منابعی که درخواست کرده بودم (استر و مردخای). توفیقات روزافزون شما را از درگاه ایزد منان که هم اوست یگانه خالق جهانیان؛و از آن اوست قرآن؛خواستارم.
آقا سید از شما متشکرم که قاطعانه با علم و دانش تان پاسخ مخالفین مذهب را می دهید
دوست عزیز چرا شما فکر میکنید حتماً باید به یک مذهب معتقد بود وبعد راجع به آن صحبت کرد شما می توانید به هر چیز حتی مذهب معتاد باشید ولی من می توانم راجع به اعتیاد و مواذ اعتیاد آور که در اینجا مذهب است صحبت کنم .
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱:۲۱ ق.ظ:
مشکل شما در همین جاست . شما
اول باید اثبات کنید که مذهب اعتیاد آور است .
بعد اگر در این مرحله با ما موافق شدید ، باید از بین مسیحیت و اسلام قائل به یکی باشید
بعد اگر قائل به یکی از این دو شدید حالا سر جزئیات این دو دین و کتاب های آسمانی آن بحث می کنیم.
اما وقتی که شما از اساس مذهب را قبول ندارید آمده اید و درباره یکی از ایات قران و کتاب مقدس محاجه می کنید؟
جناب جستجوگر ، چرا سرنا را از سر گشادش می زنی؟ فکر می کنی این روش معرفتی شما درست است ؟
خواهش می کنم از این پس در هر مبحثی در خاص آن اگر مطلبی دارید بفرمایید والا لطفا موضوع را منحرف نکنید و تشریف ببرید در سایت هایی که متناسب با موضوع مورد بحث شما هستند وارد گفتگو شوید.
برای اینکه بازهم مغلطه نکنی دوباره بحث را یکی یکی من نویسم تا جواب بدی
بحث اول
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ ۶:۵۹ ب.ظ:
هیچ یک از نظرات بدون ارتباط مورد تایید قرار نگرفته و حذف خواهند شد .
با اینهمه افاضات که میگوئید در قرآن است چرا یک مسلمان پیدا نشده که کشف مهم ستاره شناسی مثل کشف جاذبه زمین -کروی بودن زمین و……
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ دی ۷م, ۱۳۸۸ ۱:۱۸ ب.ظ:
اگر اطلاعات تاریخی خود را افزایش دهید یا مقاله فوق را با دقت بخوانید ، پاسخ سوال خود را دریافت می کنید .