اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین

کوپرنیک (کپرنیک ، کوپرنیکوس ،  Copernicus ، به لهستانی Mikołaj Kopernik و به آلمانی Nikolaus Kopernikus) اخترشناس برجسته قرن شانزدهم میلادی که پیشتر خود کشیش بود ،‌ کشفیات جالب توجهی در زمینه اخترشناسی داشت ؛‌ اما از ترس تکفیر شدن و در نتیجه سوزانده شدن در دادگاه تفتیش عقاید جرأت ابراز نظریات خود را نداشت (دادگاه تفتیش عقاید بعدها نام خود را به اداره تجمع برای علوم اعتقادی تغییر داد و پاپ بندیکت شانزدهم با نام اصلی ژوزف آلوس راتزینگر که اهل آلمان است، پیش از این که پاپ شود و زمانی که اسقف بود ، مدتی مسئول همین اداره بود. در این اداره بین یک تا ده میلیون انسان زنده زنده سوزانده شدند.).


کوپرنیک فهمیده بود که زمین محور چرخش کیهانی نبوده و آنچه کتاب مقدس گفته ، صحیح نیست. کلیسا پیوسته بر دیدگاه کتاب مقدس مبنی بر سکون زمین و حرکت خورشید به آیات زیر استناد می‌کرد و صاحب هر نظر مخالفی را همراه با آثارش ، زنده زنده در آتش می‌سوزاند:

2ai3xi

نظریه زمین مرکزی کتاب مقدس

پیدایش ،‌ ۱ : ۱ در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید. ۲ و زمین تهی و بایر بود…۶ و خدا گفت: “فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند.” ۷ و خدا فلک را بساخت و آبهای زیر فلک را از آبهای بالای فلک جدا کرد. و چنین شد. ۸ و خدا فلک را آسمان نامید. … ۹ و خدا گفت: “آبهای زیر آسمان در یکجا جمع شود و خشکی ظاهر گردد.” و چنین شد. ۱۰ و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها را دریا نامید. …۱۴ و خدا گفت: “نیرها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمانها و روزها و سالها باشند. ۱۵ و نیرها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند.” و چنین شد. ۱۶ و خدا دو نیر بزرگ ساخت نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب و ستارگان را. ۱۷ و خدا آنها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند ۱۸ و تا سلطنت نمایند بر روز و بر شب و روشنایی را از تاریکی جدا کنند. و خدا دید که نیکوست … .

جامعه ۱ : ۳ انسان را از تمامی مشقّتش که زیر آسمان میکشد چه منفعت است؟ ۴ یک طبقه میروند و طبقة دیگر میآیند و زمین تا به ابد پایدار میماند. ۵ آفتاب طلوع میکند و آفتاب غروب میکند و به جایی که از آن طلوع نمود می‌شتابد. ۶ باد بطرف جنوب میرود و بطرف شمال دور میزند دورزنان دورزنان میرود و باد به مدارهای خود برمیگردد.
یوشع ۱۰ : ۱۲ آنگاه یوشع در روزیکه یهُوَه اَموریان را پیش بنی‌اسرائیل تسلیم کرد به یهُوَه در حضور بنی‌اسرائیل تکلم کرده گفت: “ای آفتاب بر جبعون بایست و تو ای ماه بر وادی ایلُون.” ۱۳ پس آفتاب ایستاد و ماه توقف نمود تا قوم از دشمنان خود انتقام گرفتند. مگر این در کتاب یاشِر مکتوب نیست که آفتاب در میان آسمان ایستاد و قریب به تمامی روز به فرو رفتن تعجیل نکرد. (بدین معنا که آفتاب و ماه وظیفه دارند گرد زمین بچرخند و زمین ساکن است اما با فرمان یوشع مدتی گردش فلک به دور زمین متوقف شد.)
مزامیر ۱۹ : ۱ آسمان جلال خدا را بیان میکند و فلک از عمل دستهایش خبر میدهد. ۲ روز سخن میراند تا روز و شب معرفت را اعلان میکند تا شب. ۳ سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمیشود. ۴ قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون. ۵ خیمه ای برای آفتاب در آنها قرار دارد و او مثل داماد از حجله خود بیرون میآید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی میکند. ۶ خروجش از کرانه آسمان است و مدارش تا به کرانه دیگر و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست.
مزامیر ۹۳ : ۱ یهُوَه سلطنت را گرفته و خود را به جلال آراسته و کمر خود را به قوت بسته است. ربع مسکون (کره زمین) نیز پایدار گردیده است و جنبش نخواهد خورد. ۲ تخت تو از ازل پایدار شده است و تو از قدیم هستی.
مزامیر ۱۰۴ : ۱ ای جان من یهُوَه را متبارک بخوان! ای یهُوَه خدای من تو بینهایت عظیم هستی! به عزّت و جلال ملبس هستی. ۲ خویشتن را به نور مثل ردا پوشانیده ای. آسمانها را مثل پرده پهن ساخته ای. ۳ آنکه غرفات خود را بر آبها بنا کرده است و ابرها را مرکب خود نموده و بر بالهای باد میخرامد ۴ فرشتگان خود را بادها میگرداند و خادمان خود را آتش مشتعل ۵ که زمین را بر اساسش استوار کرده تا جنبش نخورد تا ابدالآباد. ۶ آنرا به لجه ها مثل ردا پوشانیده ای که آبها بر کوهها ایستاده اند.
همان گونه که می بینید ، کتاب مقدس در آیات فوق در برخی صراحتا و در برخی تاویلا ،‌ بر زمین محور بودن ، چرخش کیهانی دلالت می کند. این همان چیزی است که با یافته های علمی که از زمان کپرنیک آغاز شد ، مخالفت داشت. در ابتدا کسی از ترس سوزانده شدن ،  جرات نداشت نظریات علمی خود بر خلاف کتاب مقدس اعلام کند. به طوری که وقتی نظریه کپرنیک دهان به دهان منتشر شد (وی از ترس کتاب خود را در زمان احتضارش چاپ و منتشر کرد) ، اربابان کلیسا به شدت از نظریه او خشمگین شدند. به طوری که حتی مارتین لوتر Martin Luther (بنیانگذار Lutherien و مدعی اصلاحات دینی) ، نیز از نظریه کوپرنیک بر آشفت و نوشت: مردم سخنان طالع بین نوخاسته ای را استماع می کنند که می کوشد نشان دهد که زمین می چرخد ، نه قبه فلکی و خورشید و ماه. گویا هر کس بخواهد خود را زیرک جلوه دهد باید برای خود دستگاهی اختراع کند که از همه دستگاه ها ی گذشته بهتر باشد. این احمق می خواهد که علم نجوم را به کلی زیر و رو کند. اما کتاب مقدس به ما می گوید که یوشع به خورشید فرمان داد تا بی حرکت بایستد ، نه به زمین. (راسل ، ج۲ ، ص ۷۳۰)
ژان کالون (بنیانگذار Calviniste) نیز می گوید: کیست که جرات کند حکم کوپرنیک را به جای حکم روح القدس قرار دهد؟ (راسل ، ج۲ ، ص ۷۳۰)
جالب اینجاست که بدانید نظریه غیر بطلمیوسی کپرنیک از مکتب مراغه و از دانشمندان مسلمان گرفته شده است. این را هم ما مسلمانان ادعا نمی کنیم. پروفسور کندی مورخ شهیر و از اساتید دانشگاه کمبریج که خود مسیحی است ، مستندات این حقیقت را ارائه نموده است. راهکارهای هندسی کپرنیک و مدل وی از کتاب های منجمان مسلمان برگرفته شده. قضیه هندسی جفت طوسی ، روش فلک تدویر ابن شاطر در حذف معدل المسیر از جمله مدل هایی است که از دانشمندان اسلامی گرفته شده و در کارهای کپرنیک عینا منعکس شده است.
این در حالی است که پیش از آن ۱۷ قرن نظریه هیئت بطلمیوسی ( بطلمیوس اخترشناس یونانی ، متولد در صد سال بعد از میلاد مسیح) که متاثر از کتاب مقدس بود ، بر عالم حاکم بود. بطلمیوس زمین را ساکن و مرکز همه کرات می پنداشت. او می گفت: « سه چهارم از سطح زمین را آب فراگرفته و کره هوا به مجموع خاک و آب احاطه کرده و کره هوا را کره آتش در میان گرفته و آتش را کره قمر در آغوش دارد. (فلک قمر را جز خود ماه ستاره‌ای نیست) و پس از فلک قمر افلاک عطارد و زهره و شمس و مریخ و مشتری و زحل به ترتیب هر فلک بعدی محیط بر فلک قبلی است و هر یک را فقط یک ستاره است که هم به نام آن نامیده می‌شود. پس از فلک زحل کره هشتم یا فلک ثوابت است که جمیع کواکب ثابته مانند میخ بر پیکر آن کوبیده است. پس از فلک هشتم کره نهم یا فلک اطلس است که تمام افلاک هشت‌گانه به ترتیبی که ذکر شد؛ در شکم آن جا دارد. (مانند پیازی که لایه‌لایه بر همدیگر هستند) فلک مزبور خالی از ستاره و دارای قطر نامحدود است… و در یک شبانه‌روز با کلیه افلاکی که در جوف آن است، به گرد زمین می‌چرخد. »(اسلام و هیئت ، صفحه ۵-۷).
بطلان نظریه بطلمیوس یا همان نظریه کتاب مقدس ، توسط اخترشناسان مسلمان که در اندیشه‌های کپرنیک عالم‌گیر شد ،‌ به مرور کامل گردید. بدین ترتیب که بر اساس هیئت کپرنیک زمین به دور خورشید می‌چرخید؛ ولی شکل چرخش آن دایره‌ای بود. پس از وی  کپلر(۱۶۵۰ م) شکل بیضوی گردش زمین به دور خورشید را کشف کرد. سپس عقیده این دو نفر توسط گالیله ایتالیایی مدلل گردید و از آن پس نظام منظومه شمسی به صورت نوین پایه‌گذاری شد اما باز هم عقیده اخترشناسان (حتی کپرنیک، کپلر و گالیله) بر آن بود که خورشید ثابت ایستاده است. به عبارت دیگر این دانشمندان با نظریه سکون زمین در کتاب مقدس مخالفت کردند ، اما نظریه حرکت خورشید در کتاب مقدس را نپذیرفتند. این در حالی است که بر اساس نظریه قرآنی و اسلامی که توضیح خواهیم داد ، علاوه بر زمین خورشید و ماه نیز در مداری خاص حرکت می‌کنند. یعنی نظریه‌ای درست و نه مانند اشتباه کتاب مقدس و نیز نظریه‌ای کامل که کپرنیک و کپلر و گالیله به بخشی از آن رسیدند.
اکنون مشخص شده است که علاوه بر حرکت زمین ، خورشید نیز چندین حرکت دارد.
این همان اعجاز شگفت انگیزی است که حقانیت قرآن را برای ما اثبات می‌کند. جالب آن که در زمان پیامبر اسلام همه جا سخن از هیئت بطلمیوسی بود و این نظریه همه جا حاکم بود. آباء کلیسا با پافشاری بر نظریه های نادرست و مخالف با علم در کتاب مقدس ، چنان که گفتیم به برخوردهای قهری و نادرستی با دانشمندان پرداختند. صرف نظر از این موضوع ، به سراغ قرآن می رویم تا به تفصیل نظر قرآن را درباره گردش یا سکون خورشید ، ماه و زمین جویا شویم:
بر اساس قرآن کریم هم خورشید حرکت می کند و هم ماه و هم زمین. در آیات زیر به حرکت خورشید و ماه اشاره شده است :

۱٫    … وَالشَّمْسَ تَجْرِی لِمُسْتَقَرِّ لَهَا… : … و خورشید به [سوی] قرارگاه ویژه خود روان است. [یس، ۳۸]. در این آیه «لام» در کلمه « لمستقر» ممکن است به چند معنا باشد ، که در هر صورت بر حرکت خورشید دلالت می‌کند:
الف: لام به معنای « الی» (خورشید به سوی قرارگاه خود روان است) (تفسیر المیزان ، ج ۱۷ ، ص ۷۹ ) ؛
ب: لام به معنای «فی» (خورشید در قرارگاه خود روان است) (سیدهبة الدین شیرازی: اسلام و هیئت ، ص ۱۸۱)؛
ج: لام برای غایت «تا» باشد(خورشید تا قرارگاه خود روان است) (تفسیر المیزان ، ج ۱۷ ، ص ۸۹ ) ؛
د: لام به معنای تأکید باشد(خورشید روان است مر قرارگاه خود را).
واژه مستقر در « لمستقر » نیز هم می‌تواند اسم زمان باشد(زمان قرار گرفتن) و  هم اسم مکان(مکان قرار گرفتن و محل استقرار). یعنی خورشید پایان زمانی(قیامت) یا مکانی حرکت دارد.

۲٫    «لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلُّ فِی فَلَکِ یَسْبَحُونَ» : نه خورشید را سزد که به ما رسد، و نه شب به روز پیشی جوید و هر کدام در سپهری شناورند. [یس، ۴۰] و آیه  « وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلُّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ» : « اوست آن کسی که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است. هر کدام از این دو در مداری [معین] شناورند.» [انبیاء، ۳۳]
واژه فُلْک به معنی کشتی است .  فَلَک نیز یعنی محل جریان یافتن کواکب است که به سبب شباهت آن با کشتی (در شناور بودن) فَلَک نامیده شده است(مفردات راغب).
تفسیر نمونه در معنای فلک نوشته است: « کلمه فلک در لغت به معنی برآمدن پستان دختران و شکل دورانی به خود گرفتن است. سپس به قطعاتی از زمین که مدور است ، یا اشیای مدور دیگر نیز اطلاق شده. از همین رو به مسیر دورانی کواکب نیز اطلاق می‌شود (تفسیر نمونه ، ج۱۸ ، ص ۳۸۷) » .
سید هبة الدین شهرستانی با ذکر ۱۴ دلیل اثبات می‌کند که کلمه « فلک» در اسلام به معنای مدار نجوم و مجرای کواکب است (اسلام و هیئت ، مطبعة الغری ، نجف، ۱۳۵۶ ق، ص ۱۹).
در هر دو آیه کریمه ، یسبحون از ماده « سباحت» گرفته شده که در اصل به معنای حرکت سریع در آب و هواست(مفردات راغب).

۳٫    « وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلُّ یَجْرِی لِاَجَلِ مُسَمّیً» : « و خورشید و ماه را رام گردانید؛ هر کدام برای مدتی معین به سیر خود ادامه می‌دهند.»[رعد، ۲].

در این آیه، واژه دائبین از ریشه « دأب» است که به معنای « ادامه دادن به سیر » است ، به معنای عادت مستمره هم می‌آید(مفردات راغب)..
چنان که از آیات فوق ملاحظه کردید ، خورشید و ماه در گردشند ،‌ اما در مسیری معین. از این آیات چنین استنباط نمی شود که گردش آنان بر محوریت زمین است. بلکه آنچه در آیات فوق آمده است این است که گردش آنها بر مداری معین است. ممکن است این سوال مطرح شود که پس زمین چه؟ آیا آن هم در حرکت است یا آن که زمین ساکن می‌باشد؟
وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ : و کوهها را مى‏بینى [و] مى‏پندارى که آنها بى‏حرکتند و حال آنکه آنها ابرآسا در حرکتند [این] صنع خدایى است که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده است در حقیقت او به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است [نمل : ۸۸] .
بدیهی است که کوه به تنهایی و خودی خود حرکتی ندارد. بلکه حرکت آن عرضی و منتسب به حرکت زمین است نه استقلالی. به عنوان مثال وقتی که شما راه می روید و از مکانی به مکان دیگر منتقل می شوید ، قلب شما نیز از آن مکان به مکان دیگر منتقل شده است . اما آیا قلب هم حرکت کرده است؟ خیر. بلکه جا به جایی و حرکت قلب یک حرکت عرضی است.
هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ : اوست کسى که زمین را براى شما رام گردانید پس در فراخناى آن رهسپار شوید و از روزى [خدا] بخورید و رستاخیز به سوى اوست [ملک : ۱۵]. در این آیه کریمه زمین به ذلول یا شتر راهوار و رام (که بر اثر حرکت سوار خود را نمی‌رنجاند) تشبیه شده است. زمین با سرعت سی کیلومتر در ثانیه یا ۱۰۷۰۰۰ کیلومتر در ساعت گرد خورشید می‌گردد در حالی که شما این حرکت را حس نمی‌کنید.
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَاداً : آیا زمین را گهواره‏اى نگردانیدیم [نبأ : ۶]. همان طور که حرکت گهواره به رشد و آرامش کودک کمک می‌کند ، حرکت زمین نیز همین گونه است.
الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَجَعَلَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلاً لَّعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ : همان کسى که این زمین را براى شما گهواره‏اى گردانید و براى شما در آن راهها نهاد باشد که راه یابید [زخرف : ۱۰].
همان طور که در آیات فوق مشاهده کردید قرآن با ظرافت تمام به حرکت ماه و خورشید و زمین اشاره کرده و حتی در آیاتی از قرآن به کروی بودن زمین نیز اشاره شده است. هر چند چنین آیاتی در قرآن کریم وجود دارد ، اما قرآن یک کتاب کدکس یا جغرافیا یا یک دائره المعارف علمی نیست. بلکه کتابی است که برای هدایت بشر آمده است ولی در ذکر نعمت ها و فرمایشات معرفتی خود ، جایی برخلاف علم سخن نرانده است. ۴٫    « وَسَخَّرَ لَکُمْ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَیْنِ » : « خداوند خورشید و ماه را در حالی که هر دو در حال حرکت هستند، به نفع شما مقهور و مسخر گردانید. [ابراهیم، ۳۳] .

و من خدا را شکر می‌کنم که مسلمان و پیرو قرآنی هستم که علم روز و تجربه نیز آن را تایید می‌کند.

منبع : www.pedar.net

  • Print
  • del.icio.us
  • email
  • Google Bookmarks
  • Yahoo! Bookmarks

مطالب مشابه

۶۶ جواب برای “اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین”

  1. درود بر شما دوست عزیز
    مطلب شما را خواندم …
    ولی چند سوال دارم اول اینکه مگر علم اثبات نکرده که خورشید (همه ستارگان ) در جای خود ثابت هستند و بی حرکتند ( از نظر مداری ) ؟
    و اینکه چرا شما ربع مسکون را کره زمین ترجمه کرده اید و
    البته آنچه شما مد نظر داشته اید بیشتر تفسیر این آیات بوده است (کتاب مقدس ) …

    مطمئن باشید که من به تک تک موارد مطرح شده از سوی شما پاسخ خواهم داد و برای همین آدرس آیات را از شما خواستم چون مطلبی که شما عنوان کرده بودید به طور واضح در کلام نیست بلکه آیاتی است که به دلیل تفسیر غلط معنی اشتباه می دهد و باید این گونه مطالب با صبر و بردباری مورد بررسی قرار بگیرد چنانکه پیش از این به این گونه موارد پاسخ داده شده است ولی من به شخصه جواب میدهم …
    امیدوارم شما دوست عزیز هم با آرامش و صبر در گفتگو شرکت نمایید

    خداوند شما را برکت دهد

    مدیر سایت پاسخ در تاريخ تیر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    با سلام به شما دوست عزیزم
    آنچه از حیث یافته های علمی مسلم است این است که خورشید به دور زمین نمی گردد. بلکه این زمین است که گرد خورشید می گردد و موجب پدید آمدن روز و شب می شود. اما آیات کتاب مقدس خلاف این مطلب را نشان می دهد. البته این مطلب چیزی نیست که بنده کشف کرده باشم. بلکه مطلبی است که خود دانشمندان مسیحی از جمله کپرنیک که نه تنها مسیحی ، بلکه کشیش هم بوده است می گوید و توسط دانشمندان بعد از وی مورد تایید قرار گرفته است.

    ربع مسکون اصطلاحا به کره زمین اطلاق می شود. اما به طور مفصل اگر می خواهید با معنای ربع مسکون آشنا شوید توجه شما را به لغت نامه دهخدا در این باره جلب می کنم :
    ربع مسکون . [ رُ ع ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قسمت معمور و مسکون از کره ٔ ارض . (ناظم الاطباء). ربع زمین که سکونت کرده شده ٔ انسان است و مراد از ربع مسکون هفت اقلیم است چرا که هفت اقلیم مانند هفت بساط مطوله از مشرق تا مغرب در ربع مسکون واقعاند برابر یکدیگر. بدان که زمین کروی شکل است بصورت گوی که دور آن هشت هزار فرسنگ است که بیست وچهارهزار کروه باشد، به این حساب طول ربع مسکون دوازده هزارکروه است و عرض میانه ٔ آن شش هزار کروه ، و حکماء کره ٔ زمین را به سیصدوشصت بخش قسمت کرده اند هر بخش را درجه نامند و هر درجه را شصت وهفت کروه پا و کم میباشدچون زمین کروی شکل است یکصدوهشتاد درجه تحت و یکصدوهشتاد درجه فوق از جمله یکصدوهشتاد درجه ٔ فوق نود درجه ٔ جنوبی بزیر دریای محیط است و نود درجه ٔ شمالی که خشک است آنرا ربع مسکون نامند، از جمله نود درجه ٔ ربع مسکون سی درجه از سمت قطب شمالی خارج نموده چرا که تمام کوههای برف است و در آنجا جانوری کمتر زید پس شصت درجه که باقی ماند محل آبادانی است ، و نزد بعضی عرض معموره ٔ عالم از خط استوا تا پنجاه و نیم درجه است و نزد بعضی شصت وشش درجه و طول معموره ٔ عالم از جزایر خالدات تا ساحل بحر محیط شرقی یکصدوهفتاد درجه ومساحت تمام کره ٔ زمین شش کروه و ده لکه و نودهزارونهصدوهشت کروه است و مساحت معموره ٔ ربع مسکون بقول اکثری از ثقات یک کروه و چهل لکه سی هزارودویست وبیست کروه است . (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ) .

    بسیار خوشحالم که شما را اهل منطق می یابم. درود بر شما و امیدوارم این بحث صادقانه تا انتها ادامه یابد و بنده منصفانه پاسخ های شما دوست گلم را به قضاوت می نشینم .
    خداوند سعادت دنیا و اخرت را به شما عطا فرماید.

  2. درود بی کران
    من رو ببخشید چون سعی می کنم کوتاه و خلاصه پاسخ دهم پس اگر مطلبی رو ناقص دیدید بفرمایید تا در مورد آن گفتگو را ادامه دهم .

    دوست عزیز از شما بابت پاسخ هایتان صمیمانه سپاسگذارم .
    همانطور که خود فرمودید زمین به دور خود و به دور خورشید در گردش است و البته بر طبق علم روز دنیا خورشید ( و همه ستارگان ) در جای خود ثابت هستند .
    پس به نکته ای میرسیم که در قران به صراحط اشاره شده به حرکت خورشید که من هم نمی دانم چرا چنین مطلبی در قران عنوان شده است با توجه به اینکه به آفتاب یا نور اشاره نشده بلکه به خورشید ( شمس ) که پاسخ این مطلب با شما ، اما در باب ربع مسکون ، منظور من هم همین بود که بخشی که در زمین قابل سکونت است و این کلمه اشاره به کره زمین ندارد بلکه بخش خشک زمین که در میان آبها محصور است .
    همانطور که می دانید ۳/۴ زمین را آب فرا گرفته و ۱/۴ آنرا خشکی پس باید در معنی کردن کلمات هم دقت کنیم چون ممکن است در کلیات دچار اشتباه شویم .

    در آیاتی که از کتاب پیدایش عنوان کردید چیزی برای پاسخ ندیدم حال اگر مطلبی بود بفرمایید تا جواب دهم اما در باب :
    “جامعه ۱ : ۳ انسان را از تمامی مشقّتش که زیر آسمان میکشد چه منفعت است؟ ۴ یک طبقه میروند و طبقة دیگر میآیند و زمین تا به ابد “پایدار” میماند. ۵ آفتاب طلوع میکند و آفتاب غروب میکند و به جایی که از آن طلوع نمود “می‌شتابد”. ۶ باد بطرف جنوب میرود و بطرف شمال دور میزند دورزنان دورزنان میرود و باد به مدارهای خود برمیگردد.”

    در این بخش از آیات کلمه پایدار نظر من رو جلب کرد که فکر می کنم منظور شما از بیان این آیات هم همین کلمه است که البته باز هم تفسیر غلط باعث پیچیدگی شده است چون پایدار بودن زمین به معنی ثابت بودن آن نیست و در واقع به معنی طولانی بودن عمر زمین است نسبت به عمر ما انسانها .
    ببینید یک انسان در خوشبینانه ترین حالت تا ۱۲۰ سال ( به غیر از افرادی که نامشان در کتاب مقدس آمده ) بر روی زمین عمر می کنند ولی زمین سالهای سال است که بر قرار است و شاید کسی هم نداند که دقیقا” زمین تا چه روزی به همین شکل خواهد بود ….
    و در ادامه اینکه گفته شده آفتاب به جایی که از آن آمده بود می شتابد و باید در نظر بگیریم که اسمی از خورشید برده نشده و آفتاب مد نظر بوده چنانکه امروزه در بسیاری از اشعار و تشابهات برای آفتاب رفتن و آمدن و غیره را در نظر می گیرند که درست هم هست و اشاره ای به حرکت خورشید ندارد .

    لطفا” به نقش کلمات در این بخش دقت نمایید تا بخشی از مطالب برای شما به راحتی باز شود .

    این مبحث ادامه دارد و به امید خدا به بقیه مطالب نیز پاسخ خواهم داد

    در فیض بی همتای قادر علی الاطلاق باشید …

    مدیر سایت پاسخ در تاريخ تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    سلام بر شما دوست گلم
    پیش از هر چیز لازم است توضیحاتی را در باره حرکت زمین و خورشید ارائه بدهم.
    خورشید در قدیم یک ستاره ثابت به شمار می رفت و آن را در زمره ثوابت به حساب می آوردند. اما امروزه با دید قدیم به ثوابت نگریسته نمی شود. این از مسلمات علمی امروز است که خورشید ثابت نیست،‌ حتی از حیث حرکت مداری. خورشید در مداری در کهکشان راه شیری با سرعت ۹۵۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت در چرخش است . حرکتی که بر اساس پیش بینی دانشمندان ۲۲۵ میلیون سال طول می کشد تا کهکشان راه شیری را طی نماید. حتی کهکشان راه شیری نیز دو میلیارد سال طول می کشد تا یک دور گرد مرکز کیهان بچرخد.
    درست است که حرکت خورشید با چشمان غیر مسلح ما قابل رویت نیست اما خورشید هر ۲۶ روز نیز یک دور بر محور خودش می چرخد.
    در باره حرکت خورشید اگر بخواهم بیشتر توضیح بدهم از اصل بحث منحرف خواهیم شد.
    مساله بعدی که شما به آن اشاره کردید ، اشکال به قرآن مبنی بر اشاره قرآن به حرکت خورشید است. همان طور که قبلا هم عرض کردم حرکت خورشید یک اصل علمی ثابت شده و مسلم است و امروزه سخن گفتن از ثبوت مداری و عدم حرکت خورشید در مجامع علمی ممکن است ناپسند به حساب بیاید.
    اما در مورد ربع مسکون ، باید به این نکته توجه داشته باشید که گاهی حرکت عارضی است و از جز به کل نسبت داده می شود. مثلا وقتی که شما در حال راه رفتن هستید دست و سر شما نیز حرکت می کند ولو این که شما سر خود را تکان ندهید. در اینجا نیز همین گونه است. گرچه من قبول ندارم که در آیه مربوطه واقعا مراد از ربع مسکون فقط همین معنایی باشد که شما اراده کرده اید اما به فرض این که چنین هم باشد ، نمی توان گفت که ربع مسکون ساکن است و زمین متحرک.
    اکنون به سراغ واژه ربع مسکون در کتاب مقدس می رویم و ببینیم این واژه در اصل چه بوده که به ربع مسکون ترجمه شده است.
    در آیاتی که نقل قول کردم ترکیب ربع مسکون تنها در مزامیر ۹۳ : ۱ آمده است . در این آیه واژه عبری תֵּבֵל به کار رفته است که معادل انگلیسی آن را earth و همچنین land در ترجمه های انگلیسی آمده . در برخی از ترجمه های فارسی نیز این واژه به زمین ترجمه شده (ر.ک : ترجمه شریف و ترجمه تفسیری). بنا بر این می بینیم که در اینجا نیز منظور از ربع مسکون زمین است که حرکت در آن نقش دارد.
    در باره حرکت خورشید در قرآن کریم و انطباق آن با علم شما را به این مقاله که به طور مبسوط در این باره سخن گفته ارجاع می دهم.
    نکته بعدی در حرکت زمین است . زمین چند نوع حرکت دارد. یکی حرکت انتقالی به دور خورشید است که حدود با سرعت متغیر ۳۰ کیلومتر در ثانیه حدود ۳۶۵ روز طول می کشد. دوم حرکت وضعی آن به محور شمال و جنوب خود زمین است که حدود ۲۳ ساعت طول می کشد. سومین ، حرکتی است که لرزشی سینوسی در مدار زمین ایجاد می کند . چهارمین حرکت هم حرکت تقدیمی زمین نام دارد که باعث جا به جایی قطب شمال سماوی شده و حدود ۲۶ هزار سال طول می کشد. حرکت های مختلف زمین نیز از مسائل علمی ثابت شده و انکار ناپذیر است. که پیشنهاد می کنم برای اطلاعات تفصیلی در این مورد این مقاله را دانلود کنید.

    نکته سوم در تفاوت معانی شمس ،‌ خورشید ، آفتاب و نور است. این بدیهی است که اگر با دقت فلسفی به تفاوت معنایی این واژه ها بنگریم ، نباید به جای یکدیگر به کار بروند . ولی با دقت عرفی اشکالی ندارد که به جای خورشید واژه آفتاب را به کار ببریم. چنان که در ترجمه های مختلف کتاب مقدس نیز این مساله به همین گونه است. به عنوان مثال در آیه ای که از جامعه نقل شد ، واژه ای که به آفتاب ترجمه شده است ، از اصل عبری שמש به معادل انگلیسی sun و نیز معادل فارسی آفتاب یا خورشید برگردانده شده است. با مراجعه به ترجمه های مختلف این نکته را متوجه خواهید شد که مترجمان کتاب مقدس تفاوتی میان آفتاب و خورشید قائل نشده اند و منظورشان از آفتاب همان خورشید بوده است نه صرفا نور خورشید . از اینجا می توانید برخی از معانی واژه sun را مشاهده کنید.
    اما از آنجا که از آیات ذکر شده به بررسی جامعه ۱ : ۳ پرداختید ، بنده هم فعلا به همین آیات می پردازم .
    در صورتی که پایدار بودن را به معنایی که شما فرمودید و به تفصیل توضیح دادید بگیریم ، حرف مقبول و پذیرفتنی است اما به شرط این که منبع معتبری بر آن ذکر شود و حداقل بیشتر مفسران کتاب مقدس همین معنا را برداشت کرده باشند. بنا بر این خوشحال می شوم اگر بر این معنا مستندی را بفرمایید.
    اما دیدگاه شخصی بنده تا منبع مستندی مبنی بر تایید فرمایش شما به دستم نرسد ، این است که منظور کتاب مقدس از پایدار، چیزی که شما فرمودید نیست. این واژه در حقیقت ترجمه اصل عبری עָמַד با تلفظ آماد است که به انگلیسی معادل abideth می شود. این واژه نیز به معنای ماندن با زمان کوتاه (عدم جاودانی و پایداری بی نهایت و ابد الابادی) یعنی stay و stand است نه به معنای پایداری. به عبارت دیگر در این واژه ویژگی صفت مشبهه وجود ندارد تا دلالت بر پایداری جاودان کند. این از یک سو از طرف دیگر وقتی که به آیه بعد از این آیه نگاه می کنیم (یعنی آیه ۵) ، چنین امده است :‌ (آفتاب طلوع میکند و آفتاب غروب میکند و به جایی که از آن طلوع نمود می‌شتابد.) . می بینیم که در انتهای آیه این عبارت وجود دارد: (و به جایی که از آن طلوع نمود می‌شتابد.) اگر این قسمت نبود ، تفسیر شما دوست عزیز باز هم قابل پذیرش بود. چرا که در عرف بسیار دیده شده که حرکت زمین را مجازا به خورشید نسبت می دهند و می گویند آفتاب طلوع یا غروب کرد. اما هیچ کس نمی گوید ، آفتاب شتابان حرکت می کند تا دوباره به جایی که قبلا طلوع کرده ، برسد. چنین جمله ای اگر برای یک شنونده خالی الذهن گفته شود ، نخستین چیزی که به ذهن او متبادر می شود این است که منظور شما این است که خورشید حرکت می کند تا به محل طلوع برسد .
    حال اگر این آیه را در کنار آیات دیگر از سایر اسفار کتاب مقدس بگذاریم این نظر بیشتر تایید می شود.
    مزامیر ۱۰۴ : آیه ۵ : که زمین را بر اساسش استوار کرده تا جنبش نخورد تا ابدالآباد.
    مزامیر ۱۹ : ۵ : خیمه ای برای آفتاب در آنها قرار دارد و او (آفتاب ) مثل داماد از حجله خود بیرون میآید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی میکند. ۶ خروجش از کرانه آسمان است و مدارش تا به کرانه دیگر و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست.
    آیه فوق بر حرکت خورشید بر گرد زمین با تشبیهی که شده به خوبی به آنچه گفتیم تصریح می کند.
    سایر آیات نیز قرینه های مصرح و خوبی هستند که اگر لازم شد در این باره بیشتر توضیح خواهم داد.

    چند واژه عبری را در متن قرار دادم . از آنجا که ممکن است در رایانه شما زبان عبری نصب نشده باشد ، ممکن است این حروف این واژه ها به صورت علامت سوال به نمایش در آیند. با نصب زبان عبری ، این مشکل حل خواهد شد. با این حال اگر در مشاهده آن مشکل داشتید ، اطلاع دهید تا تصویر مطلب را برای شما دوست گلم ارسال کنم .

  3. در تورات
    اشعیا ۴۰: ۲۲
    او است که بر کره زمین نشسته است و ساکنانش مثل ملخ می باشند .
    به کره بودن زمیتن اشاره دارد .

    مدیر سایت پاسخ در تاريخ تیر ۲۱م, ۱۳۸۸ ۶:۳۶ ب.ظ:

    سخن در کرویت زمین نیست. اشکال به نظریه زمین مرکزی کتاب مقدس است که بر اساس آن می گوید زمین مرکز عالم است و خورشید و … به گرد آن می گردند. به دقت مقاله را بخوانید تا محل بحث را پیدا کنید.

  4. [...] اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین [...]

  5. ahke ….. agar in pzambran miomadan chizhaye mtafiziki be mardome an zman began ksi hali mishod
    …..
    montazere joab hastam :shock:

    مدیر سایت پاسخ در تاريخ مرداد ۲م, ۱۳۸۸ ۷:۳۵ ب.ظ:

    نظر شما برای این که قابل نمایش باشد ،‌ ویرایش شد.
    ناسزاهای شما به خودم را می بخشم اما توهینتان به پیامبر اسلام را هرگز . اگر می خواهید در گفتگوها مشارکت داشته باشید ، ادب را رعایت کنید.
    اما در مورد سوالی که مطرح کردید:
    به نظر شما آیا قرآن که مطابق علم سخن گفته است و مردم آن عصر متوجه نمی شده اند، مشکلی پیش آورد؟
    گذشته از این سخن ما در این نیست که کتاب مقدس باید کتاب علمی و کدکس باشد. بلکه ایراد من به کتاب مقدس این است که چرا مخالف با علم است؟ کتاب مقدس اگر نمی تواند لزومی ندارد مباحث علمی را مطرح نماید. ولی نباید مخالف با علم هم باشد. در صورتی که مخالفت صریح و آشکار با عقل و علم داشته باشد ، اعتبار و ارزش یک کتاب آسمانی را نخواهد داشت.

  6. خیلی جالبه قرآن که زمین را یک تخته صاف میداند و کوه ها را میخی برای نگهداشتن زمین و معتقد است که آسمان توسط ستونهایی نامریی بر روی زمین محکم شده است . اینها نهایت اطلاعات علمی است که یک عرب میتوانست در ۱۴۰۰ ساب پیش داشته باشد و از زبان خدا بگوید

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۳ ب.ظ:

    این پاسخ شما نوعی مغالطه است با نام لاتین to quoque . می دانم که روح شما هم از این که مرتکب چنین مغالطه ای شده اید خبر ندارد . ولی دوست گلم ، چیزی که فرمودید ربطی به بحث ما ندارد. شما همین مطلبی که نوشته شده است را به طور دقیق پاسخ دهید. سخن بر سر نظریه زمین مرکزی کتاب مقدس و مقایسه همین نظریه کتاب مقدس با قرآن است. در این موضوع خاص فقط بفرمایید. در lمورد مطلبی که مطرح کردید پاسخ روشن است اما برای پرهیز از انحراف از موضوع بنده جواب نمی دهم و شما پاسخ سوال خود را می توانید از اینجا دریافت کنید.

  7. bebin martike ye joooooooooori defaceet mikonam ke khodet be doreh khodet hamijori becharkhi badesh yadet mireh chi be doreh chi micharkhe martikeh yeh arabeh malakh khor va sosmar khor to ki bashi ke az kalameh khoda eshkale elmi begiri pasheeeeeeeeeeeeeee rozeh aval bayad pashe afaride mishodi na ensan hala ham defacet mikonam va be jayeh arajifet haghighato minevisam ta hLIT BESHE

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ ۵:۴۵ ب.ظ:

    بالاخره این هم نوعی پاسخ است دیگر. از همان پاسخ هایی که در عراق و افغانستان و … می دهید. کاملا با محبت . وقتی کسی به منطقی بودن عقاید خودش مطمئن نباشد مجبور است به حذف فیزیکی اقدام کند. اما این کارها جز خسارت برای شما چیز دیگری در بر ندارد. با منطق و گفتگوی سالم و به دور از توهین کارهای بهتری می توان کرد هکر عزیز.

  8. واقعاً از مزخرفات شما لذت بردم .

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ ق.ظ:

    همچنین، مزخرفات هم می گویند که از شما لذت برده اند.

  9. .چرا اینهمه وقت تلف میکنی که مزخرفات قرآن را که از مزخرفات عهد عتیق کپی شده را زور چپون بکنی

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۹ ق.ظ:

    معلوم شد اصلا مقاله فوق را نخوانده اید. برای من جای شگفتی است کسانی که مانند شما ندانسته و نخوانده و ندیده قضاوت می کنند، چطور در مسائل اجتماعیشان بحران های خود را کنترل می کنند؟! هر کس خودش آن گونه است که فکر می کند و دیگران را با این نگاه مورد داوری قرار می دهد. امیدوارم شما از دنیای مزخرفی خود بیرون بیایید تا مسائل را به گونه ای دیگر مشاهده نمایید.

  10. به اندازه یک پاکت فریزر برای بشریت مفید نبودند .لابد فکر میکنی الان قرآن منو به میمون مسخ مکنه( بقره ) .دوست عزیز عقل چیز خوبی باور کن .

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ ق.ظ:

    تحصیل حاصل محال است .(بقره) !

  11. iهم میهن گرامی لطفاً امکان ارسال نظرات بصورت یکجا را اگرر برای شما ممکن است ایجاد نمائید.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۴ ب.ظ:

    نظرات شما به دلیل گسستگی بسیاری که دارد و به صورت جمله جمله ارسال کرده اید ، قابل تایید نیست. همچنین ارتباطی با بحث ندارد. شما وقتی که هیچ دینی را قبول ندارید ، نه اسلام و نه مسیحیت ، از چه چیزی می خواهید بحث کنید؟ مانند کسی که هنوز هیچ خانه ای بنا نکرده است و اکنون بر سر جنس سقف خانه اش چانه می زند. ثبت الارض ثم انقش.

  12. اگر نظرات تکه تکه ارسال شد پوزش می خواهم
    بدرود

  13. سلام و خسته نباشید.بسیار ممنون؛هم به خاطر مقالۀ بالا و هم به خاطر منابعی که درخواست کرده بودم (استر و مردخای). توفیقات روزافزون شما را از درگاه ایزد منان که هم اوست یگانه خالق جهانیان؛و از آن اوست قرآن؛خواستارم.

  14. آقا سید از شما متشکرم که قاطعانه با علم و دانش تان پاسخ مخالفین مذهب را می دهید

  15. دوست عزیز چرا شما فکر میکنید حتماً باید به یک مذهب معتقد بود وبعد راجع به آن صحبت کرد شما می توانید به هر چیز حتی مذهب معتاد باشید ولی من می توانم راجع به اعتیاد و مواذ اعتیاد آور که در اینجا مذهب است صحبت کنم .

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱:۲۱ ق.ظ:

    مشکل شما در همین جاست . شما
    اول باید اثبات کنید که مذهب اعتیاد آور است .
    بعد اگر در این مرحله با ما موافق شدید ، باید از بین مسیحیت و اسلام قائل به یکی باشید
    بعد اگر قائل به یکی از این دو شدید حالا سر جزئیات این دو دین و کتاب های آسمانی آن بحث می کنیم.
    اما وقتی که شما از اساس مذهب را قبول ندارید آمده اید و درباره یکی از ایات قران و کتاب مقدس محاجه می کنید؟
    جناب جستجوگر ،‌ چرا سرنا را از سر گشادش می زنی؟ فکر می کنی این روش معرفتی شما درست است ؟
    خواهش می کنم از این پس در هر مبحثی در خاص آن اگر مطلبی دارید بفرمایید والا لطفا موضوع را منحرف نکنید و تشریف ببرید در سایت هایی که متناسب با موضوع مورد بحث شما هستند وارد گفتگو شوید.

  16. برای اینکه بازهم مغلطه نکنی دوباره بحث را یکی یکی من نویسم تا جواب بدی
    بحث اول

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ ۶:۵۹ ب.ظ:

    هیچ یک از نظرات بدون ارتباط مورد تایید قرار نگرفته و حذف خواهند شد .

  17. با اینهمه افاضات که میگوئید در قرآن است چرا یک مسلمان پیدا نشده که کشف مهم ستاره شناسی مثل کشف جاذبه زمین -کروی بودن زمین و……

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ دی ۷م, ۱۳۸۸ ۱:۱۸ ب.ظ:

    اگر اطلاعات تاریخی خود را افزایش دهید یا مقاله فوق را با دقت بخوانید ،‌ پاسخ سوال خود را دریافت می کنید .

  18. dooste gerami salam
    shoma kami ba adabiate ketab moghadas ashna nistid
    ketabe moghadas avalan ketabe elmi nist
    dovoman ketab moghadas be zabane sade negaresh yafte
    roozane dar shabakehaye khabarie donya kalamati be kar miravad ke kamelan mokhalefe elm hastand ama manzoore gooyande an nist

    mesle toloe khorshid va ghorob aya khorshid tolo va ghorob darad???
    va dasteye az in ghabil
    matne ketab moghadaso dar 4 choone adabiatie khodesh bekhanid
    bedrood

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۶:۲۹ ب.ظ:

    دوست گلم توجیه شما بسیار عجیب است. این درست نیست که بگوییم کتاب مقدس کتاب علمی نیست بنا بر این اشکالی ندارد که خطاهای علمی در آن باشد.
    اگر کتاب مقدس کتاب علمی نیست پس نباید مطالب علمی را هم مطرح کند اما اگر بحثی علمی را مطرح می کند ، ایماندارانش باید بتوانند از آن دفاع کنند.
    همین عبارت که فرمودید کتاب مقدس را در چهار چوب ادبیات خودش بخوانیم ، را در پاسخ به همین اشکالی که مطرح کرده ایم خوب باز کنید تا با این ادبیات آشنا شوم . پاسخ کلی دردی را درمان نمی کند .

  19. به نام خداوند یکتا.آقای محمد رضا جان طورات یا انجیل یا قرآن فرقی نمی کند همه کتاب آسمانی و از طرف خداوند نازل شدن برای هدایت انسان.و در قران نیز امده. حال اشکال گرفتن به کلام خداوند کفر به خدا نیست؟ :mad: ما انسان ها انقدر گناه کاریم که باید به فکر بخشش انها از طرف خدا باشیم نه فکر اشکال گیری به کلام خداوند :cry: خداوند شما را ببخشد

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۶:۱۰ ب.ظ:

    سلام خدا بر وحید عزیزم.
    اگر برای من مسلم بود که تمام کتاب مقدس و عهد قدیم و عهد جدید از طرف خداوند است ، اشکال نمی کردم . من به نکاتی اشکال می کنم که احتمال می دهم این از تحریفات کتاب مقدس باشد. و گرنه در کتاب مقدس مواردی هم وجود دارد که آن ها را می خوانم و از خواندشان لذت می برم .
    علاوه بر این یکی از وظایف ما هدایت دیگران است. همان طور که عزیزان مسیحی از وظایف خود می دانند که از قرآن اشکال کنند ، متقابلا … . اما غرض ما لجبازی و … نیست . بلکه هدف هدایت است . هدف این است که شخص مقداری اندیشه کند و بهترین را انتخاب کند. البته ممکن است که در مواردی اشتباه کنم ولی بسیار دوست دارم که اشتباه مرا دوستان مسیحی با دلیل علمی پاسخ دهند. نصیحت اخلاقی در جای خود بسیار عزیز است و با جان و دل می پذیرم ولی در جایی که بحث علمی می شود به جای پاسخ علمی طرح موعظه و نصایح اخلاقی این شبهه را در ذهن ایجاد می کند که شاید شخص می خواهد از پاسخ بگریزد.

  20. فکر نمی کردید که اگر قرآن عنوان می کرد که مثلا خورشید در جای خود ساکن است شما می گفتید که قرآن این حقیقت را آشکار ساخته که مثلا خورشید در جای خود ساکن و سیارات در حرکتند؟معمولا ما عادت داریم که همه چیز را آنطور که می خواهیم برداشت می کنیم.برای نمونه در جایی از قرآن آمده که زمین را مانند فرشی در زیر پای شما گستراندیم که اگر کسی بخواهد می تواند ایراد بگیرد که این همان تفکر مردمان قدیم است که باور داشتند زمین صاف و هموار است و در جایی به انتها می رسد

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۵:۵۱ ب.ظ:

    دوست گلم برای من شگفت انگیز است که شما فرق استعاره و مجاز و تشبیه را با بیان یک مطلب علمی نمی دانید. وقتی قرآن سخن از کوه و گردش زمین و مشرق های متعدد و حرکت زمین و … می کند ،‌ روشن است که منظور چیست. از این گونه استعارات و تشبیهات در کتاب مقدس هم فراوان است که ما کاری به آن نداریم . روی سخن ما در جایی است که یک حقیقت علمی زیر سوال رفته و تا سال ها حتی دانشمندانی مانند گالیله و کوپرنیک هم جرئت مخالفت با آن را نداشتند .

  21. هموطن گرامی
    همه مطالب مرا حذف کردی واین سبب خوشحالی من هستش
    آینده حقیقت بیشتری را روشن میکند و هروز که به علم افزوده میشه اشکالات قرآن در تمامی زمینه های که در خود دارد را بیشتر مشخص میکند .
    ریالران شما حتی طول بارداری دقیق یک زن را نمی داند دیگه بقیه پیشکش

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۸م, ۱۳۸۸ ۸:۰۵ ق.ظ:

    من قبلا هم به شما عرض کرده بودم که در هر مطلبی نظراتتان را مرتبط با همان مطلب بنویسید. در غیر این صورت حذف می شود. (با این حال هنوز حذف نشده و در حال تایید نشده قرار دارند). علاوه بر این شما یک متن یک صفحه ای را یک سطر یک سطر ارسال کرده بودید به طوری که برای بیان یک مطلب ۳۰ نظر داده بودید و این موجب بروز اشکال در بخش نظرات می شود. بدیهی است که بی توجهی شما نخستین نتیجه اش این است که خودتان به پاسخ سوالاتتان نمی رسید. با این حال اگر مایلید به طور مفصل پاسخ سوالات خود را دریافت کنید به این سایت مراجعه کنید : http://www.askquran.ir
    نمونه بی توجهی شما به قوانین سایت همین نظر بدون ارتباطتان با بحث نظریه زمین مرکزی کتاب مقدس است .

  22. در طول تاریخ هیچ مذهبی در دنیا هرگز از منطق برخوردار نبوده وبجای استفاده از محتویات داخل جمجمه از شمشیر استفاده میکند.
    نمونه این مذهبی خود تو که از شمشیر پاک کردن صورت مسئله استفاده میکنی.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۸م, ۱۳۸۸ ۸:۱۰ ق.ظ:

    پاسخ در کامنت قبلی عرض شد. ضمنا نه که شما (مثلا) بی دینان از شمشیر توهین و ناسزا و شایعه سازی و … استفاده نمی کنین؟!
    غیر از این مگر سایت اینترنتی برای دریافت پاسخ شبهات و سوالات کم در اینترنت وجود دارد؟ آنچیزی که شما دوست مسیحیم را رنجیده کرده این است که می خواهید فضای بحث را به هم بریزید ولی بنده اجازه نمی دهم . دوست گلم این ترفندها سوخته است . اگر مایلید با سلاح منطق گفتگو کنید سوالاتی که مطرح شده را منطقی پاسخ دهید. با ادعای لامذهبی سعی نکنید از پاسخ فرار کنید .

  23. خوشحالم وارد صحبت شده ای
    اولاً چرا فکر کرده ای که من ار بین این همه مذاهب خانمان سوز یکی از خانمان سوز ترین و غیر منطقی ترین آنها که مسحیت است که از نظر بی منطقی وافسانه ای بودن به اسلام پهلو می زند مسیحیت را انتخاب کرده ام .
    دوم اینکه برای شروع بحث شما باید مطالب را درست نگارش کنید برای شروع کار باید شماره صحیح آیه انبیاء ۳۳ را بجای اشتباه چند ماه که انبیاء۴۳ نگارش نموده اید را تصیح کنید تا با هم شروع به بحث نمائیم .
    لطفاً غرور را کنار بگذارید و این اشتباه چند ماهه را تصیح کنید .
    در ضمن عنوان بحث اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین است نه زمین مرکزی کتاب مقدس اگرچه در دل بحث زمین مرکزی وجود دارد .

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۱ ق.ظ:

    بزرگوار پیش شرط گفتگو در این سایت این نیست که مثلا من شماره آیه ای را تصحیح کنم یا نکنم.
    پیش شرط گفتگو این است که ایماندار باشید.
    اگر شما هیچ مذهب و دینی را قبول نداری و اکنون آمده ای اینجا با اشکال به قرآن با اسلام مبارزه کنی یا مثلا با اشکال به کتاب مقدس مسیحیت را نفی کنی مانند این است که سرنا را گرفته و شروع کنی از سر گشادش بزنی. ابتدا یک خانه بنا کن و سپس به لوستر آن آویزان شو.
    ابتدا خانه ایمان را برای خودت بنا کن و سپس به جزئیاتش بپرداز تا موفق باشی.
    امیدوارم خداوند به حق پیامبر عزیز اسلام و هدیه تولد ایشان به شما ، بینش صحیحی را به شما هدیه کند .

  24. ازاینکه اشتباه تان را تصحیح کرده اید بسیار عالیه .
    و اما از اینکه اینگونه فکر میکنی تعجب نمیکنم من هیچ سرنای در دست ندارم من یک کتاب با نام قرآن و یکی هم به نام عهد عتیق و حدید ویک مشت حدیث و یک عالمه تاریخ و از همه مهمتر شفایخش جانها یعنی علم در دست دارم و با بررسی و مقایسه اینها به یک نتیجه میرسم که یک تعداد اقراد با توجه به پیشرفت های گوناگون در زمینه های مختلف به گفته ها و نظریاتی میرسند که شامل نوشته های میشود که اکنون با نام قرآن و کتاب مقدس و کتاب های علمی در دست ما است و ما هم در این زندگی کوتاه اگر تلاشی بکنیم می توانیم به این مورد آخری یعنی علم برای افزایش کیفیت و کمیت زندگی انسانی چیزی اضافه کنیم نه مثل خاخام ها ،کشیش ها وآخوندها ار این کیفت و کمیت کم کنیم.پس مذهب شما و مذهب طرفداران کتاب مقدس با مغلطه مصادره به مطلوب می خواهید این کتاب ها را به یک خدا نسبت بدهید و بگوید، خدا که اشتباه نمی کند نمی دانم چقدر اشتباه باید به شما نشان دهیم که شما مجاب شوید ول وقتی از طریق قیاس (induction ) وارد مسله میشوند نه از طریق استقرا (deduction )خدا همین خدا و قرآن همین قرآن خواهد بود.
    تازه شما فرض کن من از یک کره دیگر ویا از ته چاه آمده ام و بیا ایراد های مرا نسبت به کتاب مقدست بشنو و جواب بده و استدلال کن .
    ایمان یعنی پذیرش یدون منطق و استدلال مانند مذهب .پس اگر می خواهی من مثل شما بگویم خدا هست ( بدون دلیل ) و بعد این خدا یک نفر را فرستاد ( محمد) واین فرد یک کتاب پر اشتباه را از طرف این خدا همه چیز دان آورده وباید بگی درست است متاسفم .
    پس من ایماندار نیستم .آیا می توانی با استدلال مرا به موارد فوق متعقد کنی ؟
    بفرما تلاش کن در راه مذهبت قدمی بردار ! ؟

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    باز هم عرض می کنم که این نظر شما ربطی به این پست ندارد با این حال توجه داشته باشید که طبق گفته خودتان شما هنوز خدا را قبول ندارید . هنوز عیسی ع را قبول ندارید. هنوز محمد ص را قبول ندارید و آن وقت انتظار دارید که سر یک آیه از کتاب مقدس یا قرآن با یکدیگر بحث کنیم؟! این سیر جزء به کل کاملا اشتباه است. این کار شما مانند این است که برای اثبات وجود یک گل بیایید و در برگ و ساقه و میلیون ها سلول آن تشکیک کنید و همه تلاش کنند دانه دانه برای شما اثبات کنند که این ها سلولند و ایرادی ندارند و در مجموع می شوند گل؟! شما با این شیوه خود وقت خیلی ها را بیهوده و بدون نتیجه تلف می کنید.
    به همین دلیل است که می گویم سرنا را از سر گشادش می نوازید.
    بنده لزومی نمی بینم شما را متقاعد کنم. نه من را در قبر شما می گذارند و نه شما را در قبر من. شما سعی کن خودت و عقل و منطق خودت را مجاب کنی. خداوند به هر کسی که او را آفریده است ،‌ نیرویی درونی عطا کرده است به نام عقل . در روز قیامت هم او را به همان ملاک عقلش محاکمه می کند. اگر جوابی برای آن روز داری که خوب خود دانی و خدا. پس لزومی ندارد من شما را مجاب کنم .
    با این حال آدرس هم خدمت شما دادم . اگر واقعا به دنبال پاسخ هستی ، سایت های بسیاری هستند که در موضوع مورد علاقه شما فعالیت دارند و شما می توانید در این سایت ها گفتگو کنید و دلایل خود را عرضه کنید و …. . از جمله:
    http://www.askquran.ir
    http://www.askdin.com
    http://www.islamquest.net
    http://www.andisheqom.com
    و … .

  25. راستی دوست عزیز من در سایت های که شما معرفی کرده ای قبلاً نظرات خودم رانوشته ام و هنوزم می نویسم یادت باشه برای دنیای بهتر باید همه جانبه تلاش کرد لذا لازم نیست مرا به سایتی معرفی کنید من می خواهم در صورت تمایل شما در مورد بحث مورد نظر شما مستدل و از روی خود قرآن بحث کنم .

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۱ ق.ظ:

    در مورد خاص همین پست مطلبی دارید ،‌ بفرمایید استفاده می کنیم .

  26. in sher molana ham ye hediye kochak az mane haghir vase bozgvari mesle shoma…..
    ای دل چه اندیشیدۀ در عذر آن تقصیر ها ؟
    زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا
    زان سوی او چندان کرم، زین سو خلاف و بیش و کم
    زان سوی او چندان نعم،زین سوی تو چندین خطا
    زین سوی تو چندین حسد ، چندین خیال و ظنّ بد
    زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
    چندین چشش از بهر چه؟ تا جان تلخت خوش شود
    چندین کشش از بهر چه؟ تا در رسی در اولیا
    از بد پشیمان می شوی، الله گویان می شوی
    آن دم ترا او می کشد تا وا رهاند مر ترا
    از جرم ترسان می شوی، وز چاه پرسان می شوی
    آن لحظه ترساننده را با خود نمی بینی چرا؟
    گر چشم تو بر بست او چون مهرۀ ! در دست او
    گاهت بغلتاند چنین گاهت بُبازد در هوا
    گاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زرّ و زن
    گاهی نهد در جان تو نور خیال مصطفی
    این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان
    یا بگذرد یا بشکند کشتی درین گردابها
    چندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان
    کز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدا
    بانگ شعیب و ناله اش وان اشک همچون ژاله اش
    چون شد ز حد ، از آسمان آمد سحر گاهش ندا:
    « گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
    فردوس خواهی دادمت خامش ، رها کن این دعا »
    گفتا:« نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان
    گر هفت بحر آتش شود من در روم بهر بقا
    گر راندۀ آن منظرم، بستست ازو چشم ترم
    من در جحیم اولیترم جنت نشاید مر مرا
    جنت مرا بی روی او هم دوزخست و هم عدو
    من سوختم زین رنگ و بو کو فَرّ انوار بقا ؟ »
    گفتند: « باری کم گری تا کم نگردد مبصری
    که چشم نابینا شود چون بگذرد از حد بکا »
    گفت: « ار دو چشمم عاقبت خواهند دیدن آن صفت
    هر جزو من چشمی شود کی غم خورم من از عمی؟
    ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن
    تا کور گردد آن بصر کو نیست لایق دوست را»
    اندر جهان هر آدمی باشد فدای یار خود
    یار یکی انبان خون یار یکی شمس ضیا
    چون هر کسی در خورد خود یاری گزید از نیک و بد
    ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر لا
    روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی
    پس بایزیدش گفت:«چه پیشه گزیدی ای دغا»
    گفتا که:«من خربنده ام» پس بایزیدش گفت:«رو»
    یارب خرش را مرگ ده تا او شود بندۀ خدا

  27. خداوند با معجزاتش نشان داده که در چه مقامی قرار دارد
    خداوند محبت جلال بر نامش
    هدف همین است نجات

  28. در جواب محقق

    (در تورات
    اشعیا ۴۰: ۲۲
    او است که بر کره زمین نشسته است و ساکنانش مثل ملخ می باشند .
    به کره بودن زمیتن اشاره دارد .)
    جالب است که تحریف در کتاب مقدس استمرار دارد چراکه در ترجمه های جدید وپس از کشف علمی نوشته ها در این کتاب تغییر میکند در هیچ جای کتاب مقدس اشاره نکرده ونگفته (کره زمین) بلکه بوضوح گفته که زمین چهارگوشه است ویا درجایی گفته که میشود ازبالای کوه تمام زمین رادید که این مخالف کروی بودن زمین است وکتاب مقدس تحریف شده ونامقدس است

  29. دوست عزیز چرا از گفته های جستجو گر در هراسی؟خوب او حق دارد که یک مشت چرندیات را در قرنی که تمامی استدلالات علمی بر نادرست بودن قرآن و تورات و انجیل اشارت دارند باور نکند و آنها را به نقد بکشد.همه ی آنها پر از تناقض و ناسخ و منسوخند.اصلآ چه اصراری هست که برخی گفته های قران و دیگر کتابهای به اصطلاح آسمانی را به طور انتزاعی و ابتدا به ساکن به خود همین پیامبران نسبت دهیم ؟مگر در آن دوره همه ۴ تا آدم متفکر پیدا نمیشد که مروج نظریات علمی باشند.به نظر من بوده اند ولی مانند کوپرنیک و گالیله بیچاره جرآت بیان آن را نداشته اند و یا از طرف خود این افراد به گوش این به اصطلاح پیامبرها رسیده اند. ;-)

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۹ ۲:۰۶ ق.ظ:

    می دانید تفاوت من و شما چیست؟
    من به کتاب مقدس ایمان دارم . به قرآن کریم هم ایمان دارم و ایمانم به بخشی از کتاب مقدس است و نیز به کل قرآن کریم. اما شما کلا به هیچ یک ایمان ندارید.
    لذا به بخشی از کتاب مقدس که ایمان ندارم نقدهایم را می نویسم.
    اما شما دوست عزیز که کلا هیچ یک را قبول ندارید و حتی خدا را ، در این مقام ، مقالتان پذیرفته نیست. چرا که سرنا را از سر گشادش می نوازید. ابتدا وجود خدا را برای خود حل کنید و سپس به مناقشه در بحث بین ادیان بپردازید .
    تقاضای دیگرم هم این است که در رد یا اثبات نظرتان مجادله نکنید . دلیل استوار بیاورید تا هبائا منثورا نشود. این توهم که تمام استدلالات علمی بر نادرستی قرآن دلالت می کند ، در همان جلسات اکس پارتی بیشتر صادر می شود تا محافل علمی . توهم نزنید بزرگوار. موارد بسیاری در کتاب مقدس وجود دارد که مورد تایید علم نیز قرار دارند و من هم آن ها را که هم مورد تایید وحی هستند و هم تجربه و هم عقل می پذیرم.

    با درود

  30. اما شما دوست عزیز که کلا هیچ یک را قبول ندارید و حتی خدا را ، در این مقام ، مقالتان پذیرفته نیست. چرا که سرنا را از سر گشادش می نوازید. ابتدا وجود خدا را برای خود حل کنید و سپس به مناقشه در بحث بین ادیان بپردازید .

    :!: :!: :!: :!: :!: :!: :?:
    دوست عزیز شمای که به هردو کتاب معتقدی ؟!!!خود مسلمان ناشده!!
    کافر شدی !!
    چطور به سید رضا تهمت میزنید که خدا نشناسه !!؟
    متاسفم برای ادله شما !!!
    سالیان زیادی که در مرده مسیحیت تحقیق و مطاله دارم !!اینجا به جز نقد علمی چیزه دیگری ندیدم !!
    درود و سپاس از سید محمد رضا طباطبای

  31. با سلام خدمت دوستان میخواستم بخش کوچکی از معجزات قران رامشاهده نماییید خواهش میکنم کمی درباره زندگی وافرینش خودتون تفکر کنید.فقط همین!
    http://njavan.ir/forum/showthread.php?t=23987
    http://submission.info/quran/appendices/appendix1.html

  32. تمرکز خدا در آفرینش انسان بود و بس و این انسان در زمین آفریده شد و زمین مرکز کل عوالم است و بس.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ خرداد ۸م, ۱۳۸۹ ۹:۳۱ ق.ظ:

    پس در حقیقت شما دوست گلم این اشتباه مسلم کتاب مقدس را تایید فرمودید.

  33. tasob doshmane manteghe.
    bejaye inke bikhodi fosh bedin va mozakharafat sare ham konid yekam fekr konid bad shoro konid be nazar dadan.(albate rishe aghrab na az rahe kin ast… .ya be ghole MARILYN MANSON :its not your fault ‘cus you’re always wrong.)
    az bala be mozo nigah konid.baraye chan lahze na mosalmon bashin na masihi na yahodi.
    shoma chetor mitonid esme ketabi ke har noskhash na noskheye ghablish fargh dare va bar khodetonam mohraze ke 1000 bar bishtar in ketab edit shode(ya hamon tahrif shode) va in hamon ketabe moghadasi nist ke be hazrate mosa va hazrate isa nazel shode.khodeton khob midonid.pas chetor be on motevasel mishin va tayidesh mikonid.tayidesh nakonid ke shayad sale bad ba ye chape jadid robe ro shin va onvaght… :))
    hamin moteasebaye bi aghle yahodi mage nabodan ke mardomo bekhater e aghayedshon mikoshtan atish mizadan.faghat be khatere inke setare shenase bichare haghighato fahmide bod ke zamin be dore khorshid micharkhe va sabet nist(chizi ke ghoran 1400 sale pish gofte bod)
    albate haghighat roshan tar az on chizie ke ehtiaj be sabet kardan dashte bashe.faghato faghat bayad be hale adamyi mese shoma tasof khord.dalil baraye esbate ghoran va rade in ketabe pocho bi mani ke ketabe moghadas sedash mikonid ziade.
    age din nadarin azade bashin.
    yadeton bashe har bakhshname bakhshnameye ghabliro naskh mikone.ghoran akharin bakhshname bod va ghablia hame mansokh mishan.albate ghoran hameye onaro tayid mikone va mige ke az tarafe khoda bodan.vali yahodia va masihiaye moteaseb…(garche yahodia masihiaram ghabol nadaran :)) )
    harf ziade vaght kam.vali khodetonam midonid ke haghighat chie khodetono be nafahmi zadin.az yekate tahrif shode hemayat nakonid.tasob neshon nadin.bavar konid ya nakonid ketabe moghadasi be name enjil ya torat dige vojod nadare.kamelan tahrif shodas ke tavasol behesh chizi joz hemaghat nist.

  34. سلام دوست عزیز
    من فقط تنها حرفی که میتوانم بزنم این است که خدا به شما قدرت دهد تا با برخی افراد که زبان منطق و عقل نمیفهمند بتوانید مدارا کنید . واقعا سخت است بعضی حرفهای بی ادبانه و گستاخانه را شنیدن و دم برنیاوردن . علی یارتان

  35. با سلام خدمت دوستان گلم چه مسیحی چه مسلمان
    خوشحالم که بین این همه آدم بی منطق چند تا آدم بامنطق اینجا میبینم البته بلانسبت بعضیها.
    من مسلمانم با اعتقاد به ۱۲۴۰۰۰ پیامبر از آدم تا خاتم و با اعتقاد کامل به تمامی کتب آسمانی البته بدون تحریفات اضافه یا کم شده.
    در مورد این بحث به عقل ناقصم اینطور میرسه که با تمامی حرفهای آقای طباطبایی در مورد نظر قرآن کریم در مورد زمین و سیارات و ستاره ها کاملا موافقم و معتقدم هنوز هم در قرآن نکات علمی زیادی هست که بشر به آن پی نبرده چون قرآن کتاب علمی نیست که مسائل علمی رو دقیقا بیان کند بلکه در قالب اشارات و کنایات بسیار ظریفی بیان کرده که احتیاج به تفکر دارد.اما در مورد کتاب مقدس اول باید این مشخص شود که آیا تمامی این کتاب وحی است؟البته منظورم بحث در مورد تحریف شدن یا نشدن نیست بلکه در این مورد است که مثلا وقتی میگوید حضرت یوشع (علیه و علی نبینا سلام) دست بر دعا بلند کرد که ای آفتاب در فلان جا بایست و ای ماه در فلانجا این واقعه از دید چه کسی بیان شده؟آیا این گزارش را خدا داده که مسلما نه یا از دید یک ناظر زمینی به عنوان برگی از تاریخ ضبط شده؟ اگر این سخن را به خدا منسوب کرده باشند ایراد وارده چون خداوند علیم و خبیر است ولی اگر از دید یک ناظر زمینی باشد که واقعه را دیده وگوشش سخن یوشع نبی را شنیده باید به این نکته توجه کرد که اولا پیامبر عالم کامل نیست و فقط از آنچه که به او وحی می شود اطلاع دارد(داستان حضرت موسی و حضرت خضر و ساختن کشتی حضرت نوح و زره زنجیری توسط حضرت داوود و…را خاطر نشان میشوم)و اگر هم حضرت یوشع از اینکه زمین حرکت میکند وخورشید ایستاده آگاه بوده باز هم فکر نمیکنم احتیاجی باشد آن حضرت دعایش را اینطور تغییر دهد که ای زمین از گردش بایست تا خورشید و ماه متعاقبا بایستند چون خداوندی که تمامی این معجزات به اذن او میباشد خودش بهتر میداند که چه کند.دوما اون ناظر زمینی هم فقط دیده یا شنیده که خورشید و ماه در فلان مکان ایستاده اند و نوشته.ولی در مورد مشکلی که گالیله با کلیسا داشت اون از ذهن بسته و عقل ناقص پاپ و اسخفهای اون زمان نشئت میگرفته که یا نمی فهمیدن یا اگر میفهمیدن نمیخاستند به فهم اشتباهشان از کتاب مقدس اعتراف کنند که اگر میکردند البته به خیال خودشان دیگر اعتباری نداشتند.مثل مشکلی که قیاص الدین جمشید کاشانی خودمون در مورد محاسبه زمان خسوف و کسوف با بعضی به ظاهر علمای دینی متحجر زمان خود داشت.اما در این مورد که اگر در قرآن به این قضیه اشاره شده چرا مسلمانان این را به جای گالیله کشف نکردند باید بگویم خیلی از کشف های مسلمانان به خصوص ایرانیان را اروپا ییهای متاثر از فرهنگ روم به نام خودشون ثبت کردند چون در این قضیه که شنیده های خود را به عنوان دیده ها و کشفیات خود بنویسند مهارت زیادی داشتند(اخیرا فهمیدن که مارکو پلو اصلا در مکانهایی که گفته نبوده و فقط آن وقایه را شنیده ودر مورد آن مکانها مطالعه کرده)مثلا همین گرد بودن زمین و حرکت آن وسکون ستاره ها را چندین قرن قبل از گالیله یکی از دانشمندان ایرانی مسلمان که متاسفانه اسمش خاطرم نیست کشف کرده بوده.

  36. اعجاز و شگفتیهای ریاضی در قرآن

    نوشته : دکتر رشاد خلیفه

    اعجاز و شگفتیهای ریاضی در قرآن
    ________________________________________
    * بسم الله الرحمن الرحیم *
    آفریننده کوه و دریا زمین و زمان
    آفریننده انسان در جهان
    چه زرد و سیاه و سفید ؛ همه یکسان نزد آن
    خدایی که داده به ما جسم و جان
    تا کنیم خود را فدای دین و قرآن
    ایزدی که داده به انسان زبان
    که باشد شاکر نعمتش در جهان
    ————————————————–
    در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱میلادی چند هواپیما با برجهای دوقلوی نیویورک در خیابان جرف هار با طبقه ۱۰۹ آن اصابت می کند که این امر موجب بوجود آمدن تشنج های سیاسی واقتصادی و اجتماعی شد و نشان داد بنیا نهای چپاول و غارتگری سست و بی پایه می باشد ؛ که خداوند سبحان ۱۴۰۰ سال پیش توسط پیامبر خود در قرآن کریم به این موضوع اشاره می کند.
    سوره توبه ؛ جزء ۱۱ و سوره ۹ قرآن کریم می باشد. روز حا دثه : ۱۱/۹/۲۰۰۱
    کلمه ۲۰۰۱ آن جرف هار می باشد. محل برج : خیابان جرف هار
    خداوند در آیه ۱۰۹ سوره به خرابی بنا اشاره می فرماید. طبقه اصابت : ۱۰۹

    قرآن و علم:

    نظرات علمی در مورد عالم، زمین ، دریا و ماده :

    پیدایش جهان(فصلت/۱۱)، انبساط و گسترش عالم (ذاریات /۴۷)، اتحاد ویگانگی جهان و وجود آب در هر موجود زنده(انبیاء/۳۰)،حرکت هموار ومناسب زمین(ملک/۱۵) و (نمل/۸۸)، حرکت زمین به دور خود (فرقان/۴۶-۴۵)، مسطح نبودن زمین(رحمن/۱۷)،بیضی شکل بودن تقریبی زمین(نازعات/۳۰)،(اعراف/۱۳۷) و(شمس/۶)، ناقص شدن کره ی زمین در هر دو قطب(رعد/۴۱)، کوهها عامل استحکام پوست زمین (نبأ/۷) ، قوه ی جاذبه (رعد/ ۲) و (لقمان/۱۰)، پیدایش دریا (مؤمنون/۱۸)، دریای شور وشیرین(فاطر/۱۲)، دریا گهواره ی زندگی (نور/۴۵)، زوجیت یا وجود بارهای مثبت ومنفی در هر چیز(یس/۳۶)،(ذاریات/۴۹)و (رعد/۳)،نظریه ی نسبیت (حج/۴۷) (سجده/۵) و(معارج/۴)، اشاره به کوچکتر از ذره و در حقیقت مواد سازنده ی اتم(یونس/۶۱)و (سبأ/۳)، و.. .

    نظرات علمی قرآن در مورد باد و باران:

    گردش باد (جاثیه/۵) و(فرقان/۴۸)،وزن داشتن ابر یا هوا(اعراف/۵۷) و(رعد/۱۲)،مراحل متوالی بادهای مهاجر(ذاریات/۴-۱)،بادها به عنوان مقدمه ی ابر و باران(نمل/۶۳)،پیدایش ابر(روم/۴۸)،بادها عامل تلقیح ابرها(حجر/۲۲)، پدیده ی تقطیر در ابرها(نبأ/۱۴)،جزئیات تشکیل ابر و بارش باران(روم/۴۸) و (نور/۴۳) و.. .

    نظرات علمی قرآن درمورد جهان جنین:

    آفرینش جنین از عناصر خاک(مؤمنون/۱۲)،(روم/۲۰)و(حج/۵)،تبدیل موادخاکی به نطفه ورشد تدریجی جنین(مؤمنون/۱۴-۱۲)،اشاره به بافتهای کامل و ناقص در جنین (حج/۵)،تخمک وسلول تخم(انسان/۲)، تشکیل توده ی سلولی(قیامت/۳۸)،وجود پرده های سه گانه ی آمینوس،کوریون و آلانتوئید و یا پرده ی شکمی،پرده ی رحمی و پرده ی آلانتوکوریون در اطراف جنین(زمر/۶)،آب در ساختمان جنین(فرقان/۵۴)،دوران شیرخوارگی (بقره/۲۳۳)،نقش مرد در تعیین جنس جنین(نجم/۴۶-۴۵)، (قیامت /۳۹-۳۷) و(بقره/۲۳۳) ،به کار افتادن حس شنوایی قبل از بینایی(نحل/۷۸)، و.. .

    نظرات علمی قرآن در مورد بهداشت ودانش پزشکی و حشره شناسی:

    توجه به خوردن میوه و مواد غذایی پروتئین دار(واقعه/۲۱-۲۰)و(طور/۲۲)، اعجاز اثر انگشت(قیامت/۴)،تسهیل درد زایمان(مریم/۲۵)،شدت احساس درد توسط پوست(نساء/۵۶)،درمان موضعی بسیاری از بیماریهای پوستی در سرما(ص/۴۲)،اندوه ورابطه ی آن با کوری(یوسف/۸۴)،اشاره به زخمهای ناشی از عدم تحرک(کهف/۱۸)، تأثیر روانی رنگ سبز(رحمن/۷۶) ، (انسان/۲۱)و (کهف/۳۱)،اشاره به بیماری پیری زودرس در کودکان(مزمل/۱۷)، عدم شناخت روح ازنظر علمی(اسراء/۸۵)، وضو وپاکیزگی قسمتهایی از بدن که بامیکروبها در تماس است(مائده/۶)،پرهیز از پرخوری(اعراف/۳۱)،پرهیز از خوردن خون،مردار و گوشت خوک(بقره/۱۷۳)،پاکیزگی لباس و پوشاک(مدثر/۴)، غیر بهداشتی بودن تماس جنسی در حالت قاعدگی(بقره/۲۲۲)، اشاره به بیماری فراموشی در پیری(نحل/۷۰)،) خاصیت شفا بخشی عسل و گرد آوری شهد و ساختن عسل توسط زنبور ماده (نحل/۶۹)،تناسب رنگ عسل با رنگ گلها(نحل/۶۹)، تنیدن تار توسط عنکبوت ماده(عنکبوت/۴۱)،ارتباطات در میان حشرات(نمل/۱۸) ، ترکیب آنزیم با غذا خارج از بدن مگس(حج/۷۳) و.. .

    نظرات علمی قرآن در مورد فضا ومسافرت به فضا:

    تفاوت ستاره و سیاره (یونس/۵)و (فرقان/۶۱)، گردش خورشید،ماه،زمین وسیارگان در مدارهای مشخص(یس/۴۰-۳۸)،(انبیاء/۳۳) و(تکویر/۱۶-۱۵)، پیش بینی مسافرت به فضا و عبور از جو(رحمن/۳۳)و(انعام/۱۲۵)،سقوط سنگهای آسمانی (رحمن/۳۵)،شهابها(جن/۸)،فقدان اکسیژن و هوا در ارتفاعات بالای جو(انعام/۱۲۵)تسخیر کره ی ماه و احتمالاً خورشید(ابراهیم/۳۳)،مطالبی در مورد سیاره ی زهره (طارق/۳-۱) وجود ساکنین دیگر در کرات آسمانی(شوری/۲۹) و.. .
    ——————————————
    قرآن و کامپیوتر
    مقاله قرآن و کامپیوتر نوشته « دکتر رشاد خلیفه» دانشمند مسلمان مصری دارای درجه پی اچ دی در رشته مهندسی سیستمها و استاد دانشگاه آریزونای آمریکاست که مدتی معاون سازمان توسعه صنعتی ملل متحد بوده است . وی با کمک عده ای از مسلمین متخصص و صرف وقت بسیار تحقیقات گسترده ای را در نظم ریاضی کاربرد حروف و کلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آیات ۱۱ تا ۳۱ سوره مدثر که عدد ۱۹ را کلید رمز اعجاز آمیز قرآن و آسمانی بودن آن معرفی میکنند به کمک عدد ۱۹ توانست رمز نظم ریاضی حیرت انگیز و اعجاز آمیز حاکم بر حروف قرآنی را کشف نماید. دکتر رشاد خلیفه ، نخستین بار ترجمه قرآن مجید از عربی به انگلیسی را در ۱۲ جلد نگاشت . این ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ایالت آریزونای آمریکا بچاپ رسید. مقاله قرآن و کامپیوتر در پایان جلد اول کتاب ترجمه قرآن درج شده است.
    اینک متن مقاله :
    در چهارده قرن اخیر نوشته های بیشمار ادبی شامل کتاب ، مقاله . گزارشات پژوهشی درباره کیفیت معجزه آسای قرآن برشته تحریر در آمده است . دراین نوشته ها فصاحت بیان ، فضیلت ادبی، معجزات علمی، سبک و حتی جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشریح شده است. با وجود این، تحقیق در اعجاز قرآن بعلت احساسات بشری، بیطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقیده نویسنده برعلیه آن قلم فرسایی شده است . چون مطالعات وپژوهش های قبلی به بوسیله بشر انجام شده خواهی نخواهی تمایلات ونظرات ضد ونقیض نویسندگان در آنها به چشم میخورد ، این نوشته ها نتوانسته اند افراد غیرمسلمان را قانع کنند که قرآن کتاب آسمانی است و دلایل نویسندگان درایشان مؤثر نبوده است. معجزه ای که در این رساله پژوهشی ارائه می شود برمبنای اصولی بی چون و چرا و خالی از شک و شبیه و غیرقابل تغییر استوار است بدین ترتیب که فن کامپیوتر با کشف سیستم اعدادی اعجاز آمیز قرآن مدلل می دارد که قرآن مجید بدون شک ساخته فکر بشر نمی تواند باشد. خواست خدای توانا بوده است که این نظم پیچ در پیچ عددی قرآن مخفی نماند تا تایپ شود که سرچشمه غیبی قرآن از جانب خداوند متعال است و نیز در عرض گذشت قرون بوسیله ذات او محافظت میشده و از گزند تغییر ، افزایش یا کاهش در امان مانده است. رمزهای اعجاز آمیز قرآن منحصراً از این قرارند :

    ۱- اولین آیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارای ۱۹ حرف عربی است.
    ۲- قرآن مجید از ۱۱۴ سوره تشکیل شده است و این عدد به ۱۹ قسمت است. (۶× ۱۹).
    ۳- اولین سوره ای که نازل شده است سوره علق (شماره۹۶) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است.
    ۴- سوره علق ۱۹ آیه دارد.
    ۵- سوره علق ۲۸۵ حرف (۱۵× ۱۹) دارد.
    ۶- اولین بارکه جبرئیل امین با قرآن فرود آمد ۵ آیه اولی سوره علق را آورد که شامل ۱۹ کلمه است.
    ۷- این ۱۹ کلمه ، ۷۶ حرف (۴× ۱۹) دارد که به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است.
    ۸- دومین باری که جبرئیل امین فرود آمد ۹ آیه اولی سوره قلم (شماره ۶۸) را آورده که شامل ۳۸ کلمه است. (۲ × ۱۹) .
    ۹- سومین بارکه جبرئیل امین فرود آمد ۱۰ آیه اولی سوره مزمل (شماره ۷۳) را آورد که شامل ۵۷ کلمه است. (۳× ۱۹).
    ۱۰- چهارمین بارکه جبرئیل فرود آمد ۳۰ آیه اولی سوره مدثر (شماره ۷۴) را آورد که آخرین آیه آن « بر آن دوزخ ۱۹ فرشته موکلند» می باشد. (آیه ۳۰) .
    ۱۱- پنجمین بار که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل « فاتحه الکتاب» را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (۱۹ حرف) اغاز می شود . این بیانیه ۱۹ حرفی بالفاصله بعد از نزول آیه «برآن دوزخ ۱۹ فرشته موکلند» نازل شد . این مراتب گواهی ارتباط آری از شبهه آیه ۳۰ سوره مدثر(عدد ۱۹) و اولین بیانیه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» (عدد ۱۹) با سیستم اعدای اعجاز آمیز است که بر عدد ۱۹ بنا نهاده شده است.
    ۱۲- آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه ۳۱ سوره مدثر به ما یاد می دهد که چرا عدد ۱۹ را انتخاب کرده است. پنج دلیل زیر را بیان می فرماید :
    الف) بی ایمانان را آشفته سازد.
    ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن آسمانی است.
    ج) ایمان مومنان تقویت نماید.
    د) تا هر گونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهویت و مسیحیت بزداید.
    ه) تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.
    ۱۳- آفریننده بمامی آموزدکه این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است (آیه ۳۱ سوره مدثر)ویکی از معجزات عظیم قران است. (آیه ۳۵).
    ۱۴- هرکلمه از جمله آغازیه قرآنبسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن بنحوی تکرار شده که به عدد ۱۹ قابل تقسیم است ،بدین ترتیب که کلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ ۱۹ بارکلمه “ الله “ ۲۶۹۸بار(۴۲*۱۹)، کلمه “ الرحمن “ ۵۷ بار (۳*۱۹) وکلمه “ الرحیم “ ۱۱۴بار (۶*۱۹)دیده می ۱۵- قرآن ۱۱۴سوره دارد که هر کدام از سوره ها با آیه افتتاحیه “ بسم الله الرحمن الرحیم “ آغاز میشود بجز سوره توبه (شماره ۹) که بدون آیه معموله افتتاحیه است،لذا آیه “ بسم الله الرحمن الرحیم“ در ابتدای سوره ها ۱۱۳ بار تکرار شده است.
    چون این رقم به ۱۹ قابل قسمت نیست وسیستم اعدادی قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید کامل باشد یکصد وچهاردهمین آیه بسم الله را در سوره النمل که دوبسم الله دارد(آیه ۲۷) (آیه افتتاحیه وآیه ۳۰ )بنابراین قرآن مجید ۱۱۴ بسم الله دارد.
    ۱۶- همانطور که در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع کرده آنرا سوره شماره یک وسوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همین ترتیب جلو برویم ، ملاحظه می شود که سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره ۲۷) که بسم الله تکمیلی را دارد .از این نظم نتیجه می گیریم که قرآنی که اکنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یکی است .
    ۱۷- تعداد کلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل ۳۴۲(۱۸*۱۹) میباشد.
    ۱۸- قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است .مثلاً : ما موسی را برای جهل شب احضار کردیم ،ما هفت آسمان را آفریدیم .شمار این اعداد در تمام قرآن ۲۸۵(۱۵*۱۹) میباشد.
    ۱۹- اگر اعداد ۲۸۵ فوق را با هم جمع کنیم ، حاصل جمع ۱۷۴۵۹۱ (۹۱۸۹*۱۹)خواهد بود .
    ۲۰- حتی اگر اعداد تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع ۱۶۲۱۴۶ (۸۵۳۴*۱۹) خواهد بود.
    ۲۱- یک کیفیت مخصوص به قرآن مجید اینست که۲۹ سوره با حروف رمزی شروع میشود که معنی ظاهری ندارند ، این علامات در هیچ کتاب دیگری و در هیچ جایی دیده نمی شوند .این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز آمیز می باشد که بر عدد ۱۹ بنا شده است.اولین نشانه این ارتباط اینست که۲۹ سوره از قرآن با این علامات شروع میشود.تعداد حروف الفبا دراین رموز۱۴وتعداد خود رمزها نیز۱۴میباشد.هرگاه تعدادسوره ها(۲۹) وحروف الفبا(۱۴)راباتعدادرمزها(۱۴)جم ع کنیم ، حاصل جمع ۵۷(۳*۱۹) خواهد بود.
    ۲۲- خداوند توانا بما یاد میدهدکه در هشت سوره وسوره های شماره( ۱۰،۱۲،۱۳،۱۵،۲۶،۲۷،۲۸ ،۳۱)دو آیه اول که با این رموز آغاز میشوند حاوی وحامل معجزه قرآن هستند،باید توجه داشت که قرآن کلمه “ آیه “ را بمعنی معجزه بکار برده است . باید کلمه آیه دارای معانی متعددی باشد که یکی از آنها معجزه است ونیز باید دانست که خود کلمه معجزه در هیچ جای قرآن بکار برده نشده است.
    بدین جهت قرآن مناسب تفسیر نسلهای گوناگون بشریت است مثلاً نسلهای قبلی (پیش ازکشف اهمیت حروف رمزی قرآن )کلمه آیه رادر این هشت سوره ،آیه نیم بیتی می پنداشتند ،ولی نسلهای بعدی که از اهمیت این رموزبا خبر شدند آیه را به معنی معجزه تفسیر کرده اند.
    بکار بردن کلمات چند معنایی و مناسب برای همه نسلهای بشر در زمانهای گوناگون خود یکی از معجزات قران است.
    ۲۳- سوره قاف که با حرف ق شروع می شود (شماره ۵۰ ) شامل ۵۷(۳*۱۹) حروف ق است.
    ۲۴- سوره دیگری در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزی خود دارد (سوره شورا شماره ۴۲) که اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید، ملاحظه خواهید کرد که حرف ق ۵۷ (۳ * ۱۹) بار تکرار شده است.
    ۲۵- بدین ترتیب در مییابید که دو سوره قرآنی فوق الذکر (شماره ۵۰ و ۴۲ ) به اندازه همدیگر (۵۷،۵۷) شامل حرف ق هستند که مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن(۱۱۴) برابر است. چون سوره ق بدین نحو آغاز می شود : “ق و القرآن المجید“ تصور حرف ق به معنی قرآن مجید می نماید و ۱۱۴ ق مذکور گواه ۱۱۴ سوره های قرآن است. این احتساب اعداد آشکار و گویا ، مدلل می دارد که ۱۱۴ سوره قرآن ، تمام قرآن را تشکیل می دهند و چیزی جز قرآن نیستند.
    ۲۶- آمار کامپیوتر نشان میدهد که فقط این دو سوره که با حرف ق آغاز می شود ، دارای تعداد معینی ق (۵۷ مورد ) هستند ، گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و کنایه بفرماید که خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن با خبر است.
    ۲۷- یک نمونه در آیه ۱۳ از سوره ق مدلل می دارد که هر کلمه و در حقیقت هر حروف در قرآن مجید به دستور الهی و طبق یک سیستم اعدادی بخصوصی که بیرون از قدرت بشر است گنجانیده شده است این آیه می فرماید “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمی که لوط را نپذیرفتند ، قوم نامیده می شوند. خواننده بلافاصله متوجه می شود که اگر بجای « اخوان » در سوره ق کلمه « قوم » بکار بدره می شد چه اتفاقی می افتاد . در این صورت ذکر کلمه قوم بجای اخوان، حرف « ق» در این سوره ۵۸ بار تکرار می شد و عدد ۵۸ به ۱۹ قابل قسمت نیست و لذا با تعداد ۵۷ «ق» که در سوره شورا مطابقت نمی کرد و جمع آن دو با تعداد سوره های قرآن برابرنمی شد ، بدین معنی که با جایگزین کردن یک کلمه بجای دیگری نظم قرآن از بین میرود.
    ۲۸- تنها سوره ای که با حرف « ن » آغاز میشود ، سوره قلم است ( شماره ۶ ) این سوره ۱۳۳ « ن » دارد که به ۱۹ قابل قسمت است ( ۷×۱۹).
    ۲۹- سه سوره اعراف (شماره ۷ ) مریم ( شماره ۱۹ ) و ص ( شماره ۳۸) که با حروف « ص» شروع میشوند، جمعاً ۱۵۲ حرف « ص » دارند ( ۸×۱۹).
    ۳۰- در سوره طه (شماره ۲۰ ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» ۳۴۴ میباشد ( ۱۸ × ۱۹) .
    ۳۱- در سوره « یس » تعداد حروف « ی » و « س» ۲۸۵ میباشد ( ۱۵×۱۹).
    ۳۲- در هفت سوره ۴۰ تا ۴۶ که با رمز « حم » شروع میشوند تکرار حروف ۲۱۶۶ میباشد (۱۴*۱۹) بنابراین تمام حروف اختصاری که در ابتدای سوره های قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددی اعجاز آمیز قرآن شرکت دارند. باید توجه داشت که این روش اعدادی قرآن ، در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص معمولی است ، اما در موارد دیگر ، بسیار مشکل و پیچیده بوده و برای درک آنها اشخاص تحصیل کرده باید از ماشینهای الکترونیکی کمک بگیرند .
    ۳۳- در سوره های شماره ۲و۳و۷و۱۳و۱۹و۳۰و۳۱و۳۲ که با رمز « الم » شروع میشوند تعداد حروف الف ، لام ، میم جمعاً ۲۶۶۷۶ مورد و قابل قسمت به ۱۹ میباشند ( ۱۴۰۴*۱۹).
    ۳۴- در سوره های ۲۰و۲۶و۲۷و۲۸و۳۶و۴۲ که با رمز « طس » یا یکی از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز میشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» ۴۹۴ مورد میباشد ( ۲۶*۱۹).
    ۳۵- در سوره های ۱۰و۱۱و۱۲و۱۴و۱۵ که با رمز « الر» آغاز می شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سیزدهم ،۹،۹۷ مورد است که این عدد قابل قسمت بر عدد ۱۹ می باشد (۵۱۱*۱۹).
    ۳۶- در سوره هایی که با رمز یکی از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز می شوند ، تعداد حروف طاء و سین و میم ۹۱۷۷ مورد می باشد (۴۳۸*۱۹).
    ۳۷- در سوره رعد ( شماره ۱۳ ) که با حرف رمزی “المرا“ آغاز می شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، میم، را ) ۱۵۰۱ مورد می باشد (۷۹*۱۹).
    ۳۸- در سوره اعراف (شماره ۷) که با حروف رمزی “المص“ شروع می گردد تعداد وقوع “الف“ ۲۵۷۲ مورد ، حرف “لام“ ۱۵۲۳ مورد ، حرف “میم“ ۱۶۵ و حرف “ص“ ۹۸ مورد که جمعاً عدد ۵۳۵۸ بدست می آید(۲۸۲*۱۹).
    ۳۹- در سوره مریم (شماره ۱۹) که با حروف “کهیعص“ شروع می شود ، تعداد حروف (کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد) ۷۹۸ مورد می باشد (۴۲*۱۹).
    ۴۰- در سوره شورا (شماره ۴۲) که با حروف “حم عسق “ شروع می شود ، تعداد حروف (حا ، میم ، عین، سین ، قاف ) ۵۷۰ مورد می باشد(۳۰*۱۹).

    ۴۱- در سیزده سوره ای که حرف “الف“ در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره ۲ ، ۳ ، ۷ ، ۱۰ ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۳ ، ۱۴ ، ۲۹ ، ۳۰ ، ۳۱ ، ۳۲و۱۵ ) جمع الف های موجود ۱۷۴۹۹ مورد می باشد(۹۲۱*۱۹).
    ۴۲- در سیزده سوره فوق الذکر جمع حروف “لام“ ۱۸۷۰ مورد می باشد(۶۲۰*۱۹).
    ۴۳- در هفده سوره ای که حروف “میم“ در لغت رمزی آنها ست (سوره های شماره ۲ ، ۳ ، ۷ ، ۱۳ ، ۳۲ ، ۲۶ ، ۲۸ ، ۲۹ ، ۳۱ ، ۳۰ ، ۴۰ ، ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۳ ، ۴۴ ، ۴۵ ، ۴۶ ) جمع حروف “میم“ ۸۶۸۳ مورد می باشد (۴۵۷*۱۹).
    درتاریخ ، کتابی سراغ نداریم که مانند قرآن طبق یک سیستم عددی تنظیم شده باشد بر این حقیقت علاوه بر ۴۳ بند پیشین ، موارد زیر نیز گواه صادقی است:
    الف: کلمه “الله“ ۲۶۹۸ مرتبه در قرآن تکرار شده که مضربی از عدد ۱۹ است (۱۴۲ * ۱۹ ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحیم“ نیز ۱۹ مورد می باشد. مسئله جالب اینکه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتی که اگر “هو الصمد“ می آمد ، جمله صحیح بود. از نظر دسترو زبانی باید “هو “ می آمد اما با این حال “الله“ آمده است ، اگر بجای “الله“ “هو“ می آمد ، سیستم ریاضی قران بهم می ریخت و این مسئله شباهت زیادی دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“………..ادامه دارد

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ تیر ۴م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۸ ب.ظ:

    دوست عزیزم جناب ابی .
    نظرات رشاد خلیفه از دیدگاه درست دانشمندان اسلامی قابل قبول نیست. ایشان اشتباهات زیادی در نظریه شان دارند. کما این که در نهایت نیز ادعای پیامبری کرد و در مصر مجازات شد.
    بله این که در قرآن کریم برخی زیبایی های عددی وجود دارد شکی نیست . اما اعجاز ریاضی قرآن به نحوی که رشاد خلیفه مطرح می کند قابل پذیرش نیست .
    با تشکر از زحمتی که کشیدید.

  37. مطلب بالا خیلی خوب بود ولی این سوالها و جوابها اصلا خوب نبود
    اگر من جای نویسنده بودم خودم را درگیر مسائل بی ربط نمی کردم
    امیدوارم اینگونه مطالب(بالا) بیشتر شوند

  38. dar abtada man ba shoma va hame dostanika in ra makhanand arz adab va khasta nabashid magoyam omad varam ka halaton khob bashad mozoi ka man mikham´ba shoma arz konam ka aqai amin shoma ashtabah fakr makonid in tori ka shoma fakr makonid dorost nist danashmandan islam ham khali dorot tahqiq kardand qaran yak katab pasyar bozorg va bi paya hast in hama in ra midonand ka qoran basyar bozrg hast ka ma harcha bakhanaim baz ham tamam shod nadaram pas man ta jai ka matavanim bayad az in katab bozorg chizhai ziyadi yad bagirim va in katab bozorg ra bayad khob bakhonia
    man digar az in bashtar mozahim shoma namashavam shoma ra ba khodai bozorg misparam omad varam ka har jai donja hasti dar panahi khodai yakta bashid
    khoda hafe´z hameshoma dostan aziz va omad varam ka har jai hastid moufaqh va sar boland bashid

  39. کتابی که سوء تفسیر شده است
    «اعتقاد به گردش دوگانه زمین بدور محور خود و خورشید نادرست است، و کاملا مغایر با نوشته های مقدّس.» این جمله نقل قولی است از تصویب‌نامه انجمن ممنوعیت کلیسای کاتولیک روم در سال ۱۶۱۶! آیا کتاب مقدّس واقعاً با حقایق علمی تناقض دارد؟ یا اینکه سوء‌تفسیر شده است؟
    در زمستان سالهای ۱۶۰۹‌-‌۱۶۱۰ ، گالیلئو گالیله تلسکوپی را که تازه ساخته بود متوجه آسمانها کرد و چهار قمری را که دور مشتری در چرخشند کشف کرد. مشاهدات او اساس عقیده رایج آن زمان را که همه اجرام آسمانی به دور زمین میگردند از هم پاشید. پیش از آن، در سال ۱۵۴۳ ، منجم لهستانی نیکلا کپرنیک فرضیه داده بود که سیارات بر گرد خورشید میگردند. گالیله صحت علمی این فرضیه را ثابت کرد.
    اما در نظر عالمان الهیات کاتولیک این گفته بدعت بود. کلیسا مدتها بر این عقیده بود که زمین مرکز عالم است. این نظریه بر پایه برداشت تحت‌الفظی نوشته‌های مقدّس بود که زمین (بر اساسش استوار شده، تا جنبش نخورد تا ابدالآباد.) (مزمور ۱۰۴:‌۵) گالیله به روم فرا خوانده شد و در مقابل دادگاه تفتیش عقاید قرار گرفت. او را تحت بازپرسی شدید وادار کردند تا کشفیات خود را انکار کند، و تا پایان عمر در خانه‌اش تحت بازداشت نگاه داشتند.
    در سال ۱۹۹۲، حدود ۳۵۰ سال پس از مرگ گالیله، کلیسای کاتولیک عاقبت صحت گفته‌های او را اعلام کرد. اما اگر گفته‌های گالیله صحّت داشت آیا کتاب مقدّس در اینباره اشتباه می‌کرد؟
    مفهوم حقیقی آیه های کتاب مقدّس را دریابیم
    گالیله به صحت کتاب مقدّس اعتقاد داشت. هنگامی که کشفیات علمی او با برداشتی که از بعضی آیه های کتاب مقدّس رواج داشت تناقض پیدا کرد. استدلال کرد که عالمان الهیات مفهوم حقیقی این آیه ها را در نیافته‌اند. او چنین نوشت: «دو حقیقت هرگز نمی‌توانند با یکدیگر تناقض داشته باشند.» او اظهار داشت که اصطلاحات دقیق علمی با کلمات روزمره کتاب مقدّس تناقض ندارند. اما عالمان الهیات نمی‌خواستند قانع شوند. آنها تاکید می‌کردند که همه گفته‌های کتاب مقدّس درباره زمین را باید بصورت تحت‌الفظی پذیرفت. در نتیجه، نه تنها کشفیات گالیله را رد کردند بلکه به مفهوم حقیقی چنین آیه‌هایی نیز دست نیافتند.
    حقیقتاً عقل سلیم حکم می‌کند که وقتی کتاب مقدّس درباره «چهار گوشه زمین» سخن می‌گوید، بدانیم که منظور آن نیست که نویسندگان کتاب مقدّس باور داشتند که زمین در واقع چهار گوش یا مربعی شکل است. (مکاشفه ۷:‌۱) کتاب مقدّس به زبان عامه مردم نگاشته شده است و در بسیاری از موارد از تشبیه و استعاره استفاده می‌کند. بنابراین وقتی کتاب مقدّس میگوید که زمین دارای (چهار گوشه،) (بنیادی) پایدار، (پایه‌ها) و (سنگ زاویه) است،‌ نمی‌خواهد توصیفی علمی از زمین به دست دهد؛ بلکه واضح است که بصورت مجازی سخن می‌گوید، همانطور که اغلب در سخنان روزمره پیش می‌آید. (اِشَعْیا ۵۱:‌۱۳؛ ایّوب ۳۸:‌۶) برای مثال، حتی واقع بین ترین ستاره‌شناسان نیز امروز از واژه‌های «طلوع» و «غروب» خورشید، ستارگان و صورت فلکی استفاده می‌کنند ولی در واقع علّت اینکه این اجرام متحرک بنظر می‌آیند گردش خود زمین است.
    زندگی‌نامه‌نویسی به نام ال. گی مونات در کتاب خود با عنوان گالیلئو گالیلئی می‌نویسد: «عالمان الهیات تنگ نظر که می‌خواستند علم را به استدلالهایی بر پایه کتاب مقدّس محدود کنند، فقط کتاب مقدّس را بی‌حرمت می‌ساختند.» در واقع تفسیر‌های این عالمان الهیات بود که قید و بندهای غیر معقولانه بر علم می‌گذاشت نه خود کتاب مقدّس.
    به همین شکل، امروزه نیز وقتی بنیان‌گرایان مذهبی اصرار میورزند که زمین در شش روز بیست و چهار ساعته آفریده شد، کتاب مقدّس را تحریف می‌کنند. (پیدایش ۱:‌۳-‌۳۱) چنین نگرشی نه با علم توافق دارد نه با کتاب مقدّس. کلمه «روز» در کتاب مقدّس نیز مانند زبان روزمره، اصطلاحی انعطاف‌پذیر است و به دوره‌های زمانی با مدتهای متفاوت اطلاق می‌شود. در پیدایش ۲:‌۴ ، شش روز آفرینش همگی مجموعاً «روز» خوانده می‌شوند. در کتاب مقدّس کلمه عبری که «روز» ترجمه شده است، می‌تواند به معنی «مدتی طولانی» باشد. بنابراین در کتاب مقدّس هیچ شاهدی دال بر اینکه روزهای آفرینش از بیست و چهار ساعت تشکیل می‌شوند وجود ندارد. بنیاد‌گرایانی که خلاف این را تعلیم می‌دهند کتاب مقدّس را سوءتفسیر میکنند. – ۲ پِطْرُس ۳:‌۸.
    در سراسر تاریخ، عالمان الهیات بارها دست به تحریف کتاب مقدّس زده‌اند، به چند مورد دیگر توجه کنید که مذاهب جهان مسیحیت گفته‌های کتاب مقدّس را سوءتفسیر کرده‌اند.
    سوء تفسیرهای مذاهب
    در اغلب موارد، اعمال کسانی که ادعا میکنند به کتاب مقدّس حرمت می‌گذارند و از آن پیروی می‌کنند، باعث بد نام کردن این کتاب می‌شود. این اصطلاح مسیحیان، به نام خدا خون یکدیگر را می‌ریزند. در حالی که کتاب مقدّس تذکر می‌دهد که پیروان مسیح باید (یکدیگر را محبت نمایند.) – یوحنّا ۱۳:‌۳۴‌، ۳۵؛ متّی ۲۶:‌۵۲.
    برخی از روحانیان جیب اعضای مذهب خود را خالی میکنند و پولی را که بزحمت کسب کرده‌اند از چنگشان بیرون می‌آورند؛ این کاری است که با آموزش کتاب مقدّس فرسنگها فاصله دارد، در کتاب مقدّس آمده است: «مفت یافته‌اید مفت بدهید.» – متّی ۱۰:‌۸؛ ۱ پِطْرُس ۵:‌۲‌، ۳.
    روشن است که نمی‌توان از روی گفتار و کردار کسانی که از کتاب مقدّس نقل قول می‌کنند یا مدعی زندگی بر طبق آن هستند، در مورد این کتاب قضاوت کرد. بنابراین فرد روشن بین می‌تواند شخصاً کتاب مقدّس را بررسی کند و به موضوع و استثنائی بودن این کتاب پی ببرد.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۸ ق.ظ:

    دوست گلم .
    باز هم مقاله ای که درج فرمودید بسیار خوب و قابل استفاده بود و ارزشمند. اما پاسخ مقاله و اشکالاتی که درباره نظریه زمین مرکزی مطرح کردیم را نداد.
    ببینید دوست گلم
    بر اساس آنچه تاریخ از گالیله ، کوپرنیک (که خود کشیش بود) و دیگران نقل کرده است و مستنداتش را در مقاله آورده ایم مشخص است که اینان در بحث زمین مرکزی بودن عالم ، نظر کتاب مقدس را قبول نداشتند. در هیچ کجا هم نگفتند که تفسیر کلیسا غلط است و کتاب مقدس چیز دیگری را می گوید. از جمله ای که نقل کردید هم چنین ادعایی قابل اثبات نیست. با این حال ما به این مساله کاری نداریم.
    آنچه سوال اساسی ماست این است که نظریه زمین مرکزی کتاب مقدس که به طور جدی با دانش اخترشناسی امروز فاصله ای نجومی دارد ، را امروزه چگونه توجیه می کنید؟

    با تشکر و احترام .

  40. کتابی سودمند برای زندگی امروزی
    در دنیای امروز کتابهایی که پند و اندرز ارائه میدهند از محبوبیت فراوانی برخوردارند. اما دیری نمیگذرد که کهنه می‌شوند و باید در آنها تجدید نظر شود یا اینکه چیز دیگری را جایگزین آنها کرد. آیا این مطلب در مورد کتاب مقدّس نیز صدق می‌کند؟ نگارش این کتاب قریب ۲۰۰۰ سال پیش به اتمام رسید. با این حال، پیام اصلی آن هیچگاه نیازی به تغییر و اصلاح یا امروزی کردن نداشته است.
    آیا چنین کتابی میتواند حاوی راهنمایی‌هایی سودمند برای دنیای امروز ما باشد؟
    برخی از افراد به این پرسش پاسخ منفی میدهند. دکتر ایلای اس. چزن در توضیح نظر خود مبنی بر کهنگی مطالب کتاب مقدّس، نوشت: «امروز هیچکس برای تدریس درس شیمی از کتاب درسی شیمی چاپ سال ۱۹۲۴ استفاده نمی‌کند.» عقیده او ظاهراً درست است. هر چه باشد دانش بشر در زمینه‌های سلامت فکری و رفتار انسانی از زمان نگارش کتاب مقدّس تاکنون بسیار افزایش یافته است. پس چنین کتاب باستانیی چگونه ممکن است کاربردی در زمان ما داشته باشد؟
    اصولی کهنه نشدنی
    درست است که زمانه تغییر کرده، اما در نیازهای بنیادی بشر تغییری پدید نیامده است. مردم در سراسر تاریخ محتاج مهر و محبّت بوده‌اند. آنها خواهان زندگی سعادتمندانه و پرمعنی هستند. آنان برای مقابله با فشارهای اقتصادی، داشتن زندگی زناشویی موفق، و القای ارزشهای درست اخلاقی به فرزندانشان به مشورت و اندرز نیازمندند. کتاب مقدّس حاوی نصایح و اندرزهایی برای ارضای این نیازهای بنیادی است. – جامعه ۳:‌۱۲‌، ۱۳؛ رومیان ۱۲:‌۱۰؛ کُولُسیان ۳:‌۱۸-‌۲۱؛ ۱ تیموتاؤس ۶:‌۶-‌۱۰.
    اندرزهای کتاب مقدّس بازتابی است از آگاهیی کامل از طبیعت انسان . لطفاً به برخی از نمونه‌های اصول مشخص و کهنه نشدنی آن که برای زندگی امروزی سودمندند توجه کنید.
    راهنماییهای سودمند برای زندگی زناشویی
    در وقایع‌نامه سازمان ملل آمده است که خانواده «کهن‌ترین و بنیادی‌ترین واحد سازمان بشری است؛ و مهمترین رابط بین نسلها.» اما این (رابط بسیار مهم) با سرعت نگران‌کننده‌ای در حال از هم پاشیدگی است. در این وقایع‌نامه همچنین آمده است که «در دنیای امروز، بسیاری از خانواده‌ها با مسائل دشواری روبرو هستند که کارآیی و حتی موجودیت آنها را به خطر انداخته است.» کتاب مقدّس برای زنده نگاه داشتن واحد خانواده چه اندرزی دارد؟
    اوّل از همه ، این کتاب در مورد طرز رفتار زن و شوهر با یکدیگر مطالب بسیاری عنوان می‌کند. برای مثال، در مورد شوهر ها می‌گوید: «مردان زنان خویش را مثل بدن خود محبت نمایند زیرا هر که زوجه خود را محبت نماید خویشتن را محبت مینماید، زیرا هیچکس هرگز جسم خود را دشمن نداشته است بلکه آنرا تربیت و نوازش میکند.» (اَفَسُسیان ۵:‌۲۸‌، ۲۹) به زنان توصیه میشود که (شوهر خود را احترام نمایند.) – اَفَسُسیان ۵:‌۳۳.
    به پیامد بکار گیری این پیشنهادات کتاب مقدّس توجه کنید. شوهری که همسر خویش را «مثل بدن خود» محبت نماید با او با تنفر یا خشونت رفتار نمی‌کند. او را مورد حمله بدنی، لفظی یا عاطفی قرار نمی‌دهد. بلکه ، در عوض همان ارزش و توجهی را که برای خود قائل است به او نیز مبذول می‌دارد.( ۱ پِطْرُس ۳:‌۷) بنابراین همسر وی در زندگی زناشویی خود احساس محبت و امنیت می‌کند. بدین ترتیب سرمشق خوبی برای فرزندانش خواهد بود تا آنها بدانند که با زنان چگونه باید رفتار شود. از سوی دیگر، همسر او که شوهرش را (احترام مینماید) او را مرتبا مورد انتقاد قرار نمی‌دهد یا او را کوچک نمی‌کند و با این کار عزت او را حفظ می‌کند. شوهر با دیدن احترامی که همسرش برایش قائل است احساس می‌کند که مورد قبول و اطمینان است و از او قدردانی می‌شود.
    آیا چنین اندرزی در دنیای امروز سودمند است؟ نکته جالب اینجاست که کسانی که خانواده‌های امروز را مطالعه قرار می‌دهند نیز به نتایج مشابهی می‌رسند. مدیر یک برنامه مشاوره خانواده اظهار داشت: «سالم‌ترین خانواده‌هایی که میشناسم آنهایی هستند که در آنها بین پدر و مادر رابطه ای استوار و پر مهر وجود دارد. … ظاهراً این رابطه پر اهمیت و مستحکم است که در کودکان احساس امنیت بوجود می‌آورد.»
    در طی سالها، پیشنهادات کتاب مقدّس در زمینه زندگی زناشویی بسیار قابل اعتماد‌تر از توصیه‌های مشاوران خیرخواه و بی‌شمار خانواده بوده است. تا چندی پیش بسیاری از متخصصان، طلاق را سریع‌ترین و آسان‌ترین راه رهایی از یک زندگی زناشویی نامطلوب می‌دانستند. امروزه بسیاری از آنها مردم را تشویق می‌کنند که تا حد امکان زندگی زناشویی خود را حفظ کنند. اما آنان زمانی در این مورد تغییر عقیده دادند که صدمات فراوانی وارد آمده بود.
    برخلاف آنها، کتاب مقدّس در زمینه زندگی زناشویی پیشنهاداتی قابل اعتماد و متعادل ارائه می‌دهد. این کتاب خاطر نشان می‌کند که در بعضی شرایط حاد طلاق جایز است. (متّی ۱۹:‌۹) ولی در عین حال، طلاق سبک سرانه را محکوم می‌کند. (مَلاکی ۲:‌۱۴-‌۱۶) این کتاب عدم وفاداری در زندگی زناشویی را نیز محکوم می‌نماید. (عبرانیان ۱۳:‌۴) به گفته این کتاب ازدواج با خود تعهد می‌آورد: «از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود.» پیدایش ۲:‌۲۴؛ متّی ۱۹:‌۵‌، ۶.*
    پیشنهادات کتاب مقدّس در زمینه زندگی زناشویی امروز همان قدر کارآیی دارد که در هنگام نگارش این کتاب داشت. وقتی زن و شوهر با محبت و احترام با یکدیگر رفتار کنند و در رابطه زناشویی خود فرد دیگری را وارد نکنند، احتمال موفقیت در زندگی زناشویی و به همراه آن موفقیت در زندگی خانوادگی‌شان بسیار بیشتر خواهد بود.
    راهنمایی سودمند برای والدین
    چند دهه پیش بسیاری از والدین تحت تاثیر «ایده‌های نو» گمان میکردند که «ممنوع کردن ممنوع است.» آنها نگران بودند که مبادا محدود کردن کودکان به آنها ضربه عاطفی وارد سازد یا موجب یأس آنها شود. مشاوران خیرخواه پرورش کودکان اصرار می‌کردند که والدین باید فقط از تنبیهات خیلی ملایم استفاده کنند. اما حالا بسیاری از این متخصصان در نظرات خود در مورد نقش تنبیه و تأدیب تجدیدنظر کرده‌اند، و والدین نگران در جستجوی پاسخ روشنی در این زمینه هستند.
    در تمام این مدت، کتاب مقدّس درباره پرورش کودکان پیشنهاداتی روشن و معقول ارائه داده است. حدود ۲۰۰۰ سال پیش، این کتاب گفت: «ای پدران فرزندان خود را به خشم میاورید بلکه ایشان را بتأدیب و نصیحت خداوند تربیت نمائید.» (اَفَسُسیان ۶:‌۴) اسم یونانی که در اینجا (تأدیب) ترجمه شده به معنی «بار آوردن، تربیت، و آموزش» است. به گفته کتاب مقدّس چنین تأدیب یا آموزشی نشانه محبت والدین می‌باشد. (امثال ۱۳:‌۲۴) کودکانی که برایشان دستورالعملهای مشخص اخلاقی وضع شود شکوفا می‌شوند و در آنها حس تشخیص خوب و بد پدید می‌آید. تأدیب و تنبیه به کودکان نشان می‌دهد که والدین شان به آنها توجه دارند و به شخصیت آینده‌شان اهمیت می‌دهند.
    اما اعمال نفوذ والدین، یعنی «چوب تأدیب» نباید هیچگاه با خشونت همراه باشد. (امثال ۲۲:‌۱۵؛ ۲۹:‌۱۵)*
    کتاب مقدّس به والدین چنین تذکر می‌دهد: «شما پدران، فرزندانتان را آنقدر سرزنش نکنید که دلسرد و دل شکسته شوند.» (کُولُسیان ۳:‌۲۱، ترجمه تفسیری) این کتاب همچنین خاطر نشان می‌کند که تنبیه بدنی معمولاً روش آموزشی مؤثری نیست. در امثال ۱۷:‌۱۰ آمده است: «یک ملامت بمرد فهیم اثر میکند، بیشتر از صد تازیانه بمرد جاهل.» بعلاوه کتاب مقدّس تأدیب پیشگیرانه را توصیه می‌کند. در تثنیه ۱۱:‌۱۹ به والدین تأکید می‌شود که از اوقات فراغت برای القای ارزشهای اخلاقی به فرزندانشان استفاده می‌کنند. لطفاً تثنیه ۶:‌۶‌، ۷ نیز ملاحظه شود.
    پندهای همیشه تازه کتاب مقدّس به والدین، روشن و واضح است. کودکان به تربیت و تأدیب مرتب و محبت آمیز نیازمندند. تجربه نشان داده است که این نصایح واقعاً عملی هستند.*
    فائق آمدن بر موانع تفرقه‌انگیز
    در جهان امروز نژاد و ملیت و قوم موانعی هستند که بین مردم تفرقه و جدایی می‌اندازند. این دیوارهای ساختگی عامل ریخته‌شدن خون انسانهای بی‌گناه در طی جنگهای سراسر جهان بوده‌اند. اگر تاریخ را ملاک عمل قرار دهیم، می‌بینیم که چندان امیدی به اینکه مردان و زنان نژادها و ملیتهای گوناگون به همدیگر به یک چشم نگاه کنند و با یکدیگر به تساوی رفتار کنند وجود ندارد. یکی از دولتمندان آفریقایی در اینباره می‌گوید: «کلید موفقیت در قلبهای ماست.» بله ولی دگرگون کردن قلب افراد کار آسانی نیست. با اینحال، توجه کنید که پیام کتاب مقدّس چگونه به دلها می‌نشیند و باعث می‌شود که افراد با یکدیگر بطور یکسان رفتار کنند.
    این آموزش کتاب مقدّس که خدا «تمام مردم دنیا را از یکنفر بوجود آورد.» عقیده برتری نژادی را باطل می‌سازد. (اَعمال ۱۷:‌۲۶ ، ترجمه تفسیری) این امر نشانگر آن است که در واقع فقط یک نژاد وجود دارد نژاد بشر. کتاب مقدّس سپس ما را تشویق می‌کند تا (بخدا اقتدا کنیم) و در مورد او می‌گوید: «خدا هیچ تبعیضی قائل نمی‌شود. هر کس از هر ملت که خدا ترس و نیکوکار باشد مقبول خدا است.» (اَفَسُسیان ۵:‌۱؛ اَعمال ۱۰:‌۳۴‌، ۳۵ ، انجیل شریف) آگاهی از این امر بر کسانی که به کتاب مقدّس علاقه‌مندند و حقیقتاً در تلاشند که مطابق آموزشهای آن زندگی کنند، تأثیری متحدکننده دارد. تأثیر آن بسیار ژرف است و به اعماق دل انسان رسوخ می‌کند و موانع تفرقه‌افکنانه‌ای را که انسانها بوجود آورده‌اند از میان برمی‌دارد. لطفاً به یک نمونه توجه کنید.
    هنگامی که هیتلر سراسر اروپا را به کام جنگ کشید، یک گروه از مسیحیان شاهدان یَهُوَه با استقامت از شرکت در کشتار انسانهای بی‌گناه سرباز زدند. آنها نمی‌خواستند علیه همنوعان خود (شمشیر بکشند.) دلیل اینکه این موضع را اتخاذ کردند آن بود که می‌خواستند خدا را خشنود سازند. (اِشَعْیا ۲:‌۳‌، ۴؛ میکاه ۴:‌۳‌، ۵) آنها حقیقتاً به آموزشهای کتاب مقدّس معتقد بودند اینکه هیچ ملیت یا نژادی بر دیگری برتری ندارد. (غَلاطیان ۳:‌۲۸) شاهدان یَهُوَه به سبب موضع صلح‌جویانه‌شان در میان نخستین زندانیان اردوگاههای اسیران بودند. – رومیان ۱۲:‌۱۸.
    اما همه کسانی که مدعی پیروی از کتاب مقدّس بودند چنین موضعی اتخاذ نکردند. اندکی پس از جنگ جهانی دوّم، یک روحانی پروتستان آلمانی به نام مارتین نیملر نوشت: «هر کس که بخواهد خدا را به دلیل [جنگها] سرزنش کند کلام خدا را نمی‌داند، یا نمی‌خواهد بداند…. کلیساهای مسیحی در سراسر اعصار، مکرراً جنگها، ارتش‌ها و اسلحه‌ها را برکت داده‌اند و … به نحوی بسیار غیرمسیحی برای نابودی دشمنانشان در جنگ دعا کرده‌اند. اینها همه تقصیر ما و پدران ماست و به هیچ عنوان نباید خدا را مقصر بشماریم. و ما مسیحیان امروز در مقابل به اصطلاح فرقه‌ای همچون شاگردان صادق کتاب مقدّس [شاهدان یَهُوَه] خجالت زده‌ایم، صدها و هزاران نفر از آنها به دلیل امتناع از خدمت در جنگ و تیراندازی به انسانها به اردوگاههای اسیران رفتند و [حتی] جان سپردند.»
    شاهدان یَهُوَه تا به امروز به دلیل برادری خود که عرب را با یهودی، کروات را با صرب و هوتو را با توتسی متحد می‌سازد، زبانزد هستند. با اینحال با کمال میل اذعان می‌کنند که اتحاد آنها بدلیل برتری آنان بر دیگران نیست بلکه به دلیل آن است که از پیام کتاب مقدّس نیرو می‌گیرند. – ۱ تَسّالونیکیان ۲:‌۱۳.
    راهنماییهای سودمند که مولد سلامت روانی است
    سلامت جسمی فرد در بیشتر مواقع به سلامت روانی و عاطفی او وابسته است. برای مثال، مطالعات علمی نشانگر اثرات مضر عصبانیت هستند. دکتر ردفورد ویلیامز، مدیر مرکز پزشکی پژوهشهای رفتاری در دانشگاه دوک و همسرش ویرجینیا ویلیامز در کتابشان با عنوان عصبانیت قاتل بشر، می‌گویند: «بر طبق اغلب شواهد موجود افراد عصبانی به دلایل مختلف از قبیل کاهش حمایت اجتماعی ، افزایش واکنش پذیری زیستی در هنگام عصبانیت،‌ و زیاده روی در رفتارهای خطرناک ، بیشتر مورد تهدید بیماری‌های قلب و عروق (همینطور دیگر بیماریها) هستند.»
    هزاران سال پیش از آنکه چنین مطالعات عظیمی صورت گیرد، کتاب مقدّس، با زبانی ساده اما روشن ، بین وضعیت عاطفی و سلامت جسمی ما رابطه‌ای قائل می‌شود و می‌گوید: «دل آرام حیات بدن است. اما حسد پوسیدگی استخوانها است.» (امثال ۱۴:‌۳۰؛ ۱۷:‌۲۲) این کتاب به نحوی حکیمانه اندرز می‌دهد: «از غضب برکنار شو و خشم را ترک کن.» و «در دل خود بزودی خشمناک مشو.» – مزمور ۳۷:‌۸؛ جامعه ۷:‌۹.
    کتاب مقدّس همچنین حاوی اندرزهای معقولی برای چیره شدن بر عصبانیت است. برای مثال، در امثال ۱۹:‌۱۱ آمده است: «عقل انسان خشم او را نگاه میدارد، و گذشتن از تقصیر جلال او است.» کلمه عبرانی برای «عقل» از فعلی مشتق میشود که از آن مفهوم «آگاهی از دلیل» چیزی استنباط می‌شود. اندرز حکیمانه این است: «پیش از عمل، فکر کن.» تلاش برای درک دلایل نهفته گفته‌ها یا اعمال افراد باعث بردباری و شکیبایی است و به همین دلیل امکان عصبانی شدن فرد را کاهش می‌دهد. – امثال ۱۴:‌۲۹.
    اندرز مفید دیگری را می‌توان در کُولُسیان ۳:‌۱۳ (اش) یافت که میگوید: «متحمل یکدیگر شوید. اگر از دیگران شکوه و شکایتی دارید یکدیگر را عفو کنید.» رنجشهای ناچیز بخشی از زندگی را تشکیل می‌دهند. عبارت (متحمل شوید) به مفهوم آن است که در مقابل چیزهایی که در دیگران می‌بینیم و ما را رنج می‌دهند از خود بردباری نشان دهیم. «عفو» کردن به معنی رنجیدگی را کنار گذاشتن است. گاهی عاقلانه‌تر است که به جای آنکه به احساسات تلخ و نامطلوب میدان دهیم آنها را در کنار بگذاریم؛ پروراندن عصبانیت فقط باری بر دوش ما می‌گذارد. لطفاً به کادر «راهنمایی‌های مفید در روابط انسانها» مراجعه کنید.
    امروزه، منابع گوناگونی از راهنمایی و اندرز وجود دارند. اما کتاب مقدّس حقیقتاً منبعی است بی‌همتا. اندرزهای آن فقط فرضیه نیستند و هرگز بر ضد فرد عمل نمیکنند. بلکه برعکس حکمت آن «بینهایت امین» است. (مزمور ۹۳:‌۵) به علاوه، اندرزهای کتاب مقدّس هرگز کهنه نمی‌شوند. با اینکه نگارش این کتاب حدود ۲۰۰۰ سال پیش به اتمام رسید، مطالب آن هنوز قابل اجرا هستند. و تاثیر به کارگیری آنها ارتباطی به رنگ پوست و کشوری که در آن زندگی میکنیم ندارد. مطالب کتاب مقدّس دارای قدرت هستند، قدرت بهتر کردن افراد. (عبرانیان ۴:‌۱۲) خواندن این کتاب و بکار گیری اصول آن میتواند کیفیت زندگی شما را بالا ببرد.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۹ ق.ظ:

    با تشکر از زحمتی که برای نوشته فوق کشیده اید ولی هیچ یک از جملات و بخش های این نوشته در پاسخ به سوالاتی که در این مقاله مطرح شده است نبود. در این بخش فقط در مورد نظریه زمین مرکزی کتاب مقدس پاسخ های خود را ارائه کنید.
    متشکرم .

نظرات خوب شما بر چشمان ما جاي دارد

:smile: :grin: :sad: :eek: :shock: :???: :cool: :lol: :mad: :razz: :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: ;-) :!: :?: :idea: :arrow: :neutral: :mrgreen: