<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: پدر پدر ، پسر پسر یا پدر پسر؟</title>
	<atom:link href="http://www.pedar.net/265.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.pedar.net/265.html</link>
	<description>پایگاه تخصصی دین شناسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 16:46:57 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: gggggg</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-2768</link>
		<dc:creator>gggggg</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-2768</guid>
		<description>اقای روحالله اینکه شما میگید برای مریم ندا اومد که از بیت المقدس برو بیرون منبعش کجاست ایا منبع معتبری داره؟اگه میشه بگید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اقای روحالله اینکه شما میگید برای مریم ندا اومد که از بیت المقدس برو بیرون منبعش کجاست ایا منبع معتبری داره؟اگه میشه بگید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: dddd</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-274</link>
		<dc:creator>dddd</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-274</guid>
		<description>fffff</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>fffff</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-272</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-272</guid>
		<description>خیر دوست عزیز.
مسیح علیه السلام میکائیل نیست.
میکال (میکائیل) فرشته مقربی است که یهود و مسیحیان وی را میشل می نامند.نام وی فقط یکبار در قرآن مجید آیه ۹۲ از سوره بقره مذکور است: کسی که دشمن خدا و پیغمبران و فرشتگان و جبرئیل و میکال باشد بداند که خدا دشمن کافران است...

درباره این آیه مطالبی بیان شده است. از جمله اینکه یهودیان برای آزمایش نبوت پیامبر از وی سوالاتی کردند و جوابهای کافی شنیدند. در آخر پرسیدند: ملک واسط میان تو و خدا کیست؟ پیامبر جواب داد: جبریل. آنها گفتند جبریل دشمن ماست زیرا فرشته ویرانی و فقر است اما میکائیل همیشه حامی ما بوده و فرشته نعمت و سلامتی است. اگر میکائیل واسطه وحی می بود به تو ایمان می آوردیم (تفسیر طبری - جلد ۱ ص ۳۲۴).

در منابع یهود، مدرکی که بر خصومت جبرئیل با یهود دلالت کند در دست نیست اما نسبت به میکائیل مطالبی که موید مطلب فوق باشد وجود دارد. در کتاب دانیال، میکائیل امیر بزرگ و حامی قوم اسرائیل معرفی شده و بموجب لاویتا، میکائیل اولین کسی است که شیطان را به تعظیم و سجده آدم واداشت. در کتاب اخنوخ، وی حامی بهترین افراد انسان شناخته شده است. در عهد جدید، میکائیل با شیطان نزاع می کند و به موجب مکاشفات یوحنا، میکائیل و فرشتگانش با اژدها می جنگند و اژدها را مغلوب می سازند.

بنابر احادیث اسلامی، جبرئیل و میکائیل اولین فرشتگانی هستند که به آدم سجده کردند و بر خلاف ایشان، ابلیس از تعظیم و سجده خود داری نموده است.

میکائیل از جمله فرشتگانی است که سینه پیغمبر را پیش از شب معراج منشرح ساختند و همچنین یکی از فرشتگانی است که در جنگ بدر به یاری مسلمین شتافتند. کسایی می گوید میکائیل حافظ دریا در آسمان هفتم می باشد.
میکائیل یکی از فرشتگان مقرب در بخش مکاشفه از عهد جدید (12:7) است. همچنین در کتاب دانیال از عهد قدیم، او بعنوان یکی از فرشتگان اعظم و نیز نگهبان قوم اسرائیل ذکر شده است. دانیال نبی پس از انجام یک دوره روزه خاص، رویایی را تجربه می کند که در آن با میکائیل به صحبت می پردازد. دانیال در این رویا متوجه می شود که میکائیل در طول بلایای پیش روی قوم اسرائیل از آنان حمایت خواهد کرد.

در رساله یهودا از عهد جدید، میکائیل با ابلیس بر سر بدن موسی به مبارزه بر می خیزد. در مکاشفه (12:7 الی 12:9) از عهد جدید چنین آمده است:

جنگ در آسمان

«سپس در آسمان جنگی روی داد. میکائیل و فرشتگان زیر فرمان او با اژدها و فرشتگان خبیث او جنگیدند. اژدها شکست خورد و همراه فرشتگانش از آسمان رانده شد. بلی این اژدهای بزرگ یعنی آن مار قدیمی که اسمش ابلیس یا شیطان است و همان کسی است که تمام مردم دنیا را فریب می دهد، با تمام دار و دسته اش به زمین افکنده شد.»

به گفته دانیال نبی (کتاب دانیال 9:27)، بیرون انداخته شدن شیطان از آسمان همزمان است با «پلیدی ای که ویرانی به همراه آورد».

مفسرین اسلامی اعتقاد دارند میکائیل یکی از آن سه فرستاده ای است که پیش از نازل کردن عذاب بر قوم لوط، با ابراهیم (ع) ملاقات کردند و او را به فرزندش اسحاق بشارت دادند (رجوع شود به آیه 72 سوره مبارکه هود (ع)).

در نزد مسلمین، میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب (به همراه جبرئیل، عزرائیل و اصرافیل) می باشد که در قرآن مجید تنها نام او و جبرئیل برده شده است. او در آسمان هفتم زندگی می کند و به اعتقاد عامه دارای بالهای زمردین سبز می باشد.

هنگامی که خداوند آدم را خلق کرد، ابتدا جبرائیل و سپس میکائیل را برای آوردن گِلی که آدم را از آن سرشت فرستاد. همچنین هنگامی که آدم و حوا از بهشت هبوط کردند، جبرئیل به سوی آدم و میکائیل به سوی حوا فرستاده شدند تا آسایش آنها را فراهم کنند.

حضرت محمد (ص) در بستر مرگ بیان نمود که جبرئیل اولین و میکائیل دومین کسانی خواهند بود که بر او نماز خواهند گزارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیر دوست عزیز.<br />
مسیح علیه السلام میکائیل نیست.<br />
میکال (میکائیل) فرشته مقربی است که یهود و مسیحیان وی را میشل می نامند.نام وی فقط یکبار در قرآن مجید آیه ۹۲ از سوره بقره مذکور است: کسی که دشمن خدا و پیغمبران و فرشتگان و جبرئیل و میکال باشد بداند که خدا دشمن کافران است&#8230;</p>
<p>درباره این آیه مطالبی بیان شده است. از جمله اینکه یهودیان برای آزمایش نبوت پیامبر از وی سوالاتی کردند و جوابهای کافی شنیدند. در آخر پرسیدند: ملک واسط میان تو و خدا کیست؟ پیامبر جواب داد: جبریل. آنها گفتند جبریل دشمن ماست زیرا فرشته ویرانی و فقر است اما میکائیل همیشه حامی ما بوده و فرشته نعمت و سلامتی است. اگر میکائیل واسطه وحی می بود به تو ایمان می آوردیم (تفسیر طبری &#8211; جلد ۱ ص ۳۲۴).</p>
<p>در منابع یهود، مدرکی که بر خصومت جبرئیل با یهود دلالت کند در دست نیست اما نسبت به میکائیل مطالبی که موید مطلب فوق باشد وجود دارد. در کتاب دانیال، میکائیل امیر بزرگ و حامی قوم اسرائیل معرفی شده و بموجب لاویتا، میکائیل اولین کسی است که شیطان را به تعظیم و سجده آدم واداشت. در کتاب اخنوخ، وی حامی بهترین افراد انسان شناخته شده است. در عهد جدید، میکائیل با شیطان نزاع می کند و به موجب مکاشفات یوحنا، میکائیل و فرشتگانش با اژدها می جنگند و اژدها را مغلوب می سازند.</p>
<p>بنابر احادیث اسلامی، جبرئیل و میکائیل اولین فرشتگانی هستند که به آدم سجده کردند و بر خلاف ایشان، ابلیس از تعظیم و سجده خود داری نموده است.</p>
<p>میکائیل از جمله فرشتگانی است که سینه پیغمبر را پیش از شب معراج منشرح ساختند و همچنین یکی از فرشتگانی است که در جنگ بدر به یاری مسلمین شتافتند. کسایی می گوید میکائیل حافظ دریا در آسمان هفتم می باشد.<br />
میکائیل یکی از فرشتگان مقرب در بخش مکاشفه از عهد جدید (۱۲:۷) است. همچنین در کتاب دانیال از عهد قدیم، او بعنوان یکی از فرشتگان اعظم و نیز نگهبان قوم اسرائیل ذکر شده است. دانیال نبی پس از انجام یک دوره روزه خاص، رویایی را تجربه می کند که در آن با میکائیل به صحبت می پردازد. دانیال در این رویا متوجه می شود که میکائیل در طول بلایای پیش روی قوم اسرائیل از آنان حمایت خواهد کرد.</p>
<p>در رساله یهودا از عهد جدید، میکائیل با ابلیس بر سر بدن موسی به مبارزه بر می خیزد. در مکاشفه (۱۲:۷ الی ۱۲:۹) از عهد جدید چنین آمده است:</p>
<p>جنگ در آسمان</p>
<p>«سپس در آسمان جنگی روی داد. میکائیل و فرشتگان زیر فرمان او با اژدها و فرشتگان خبیث او جنگیدند. اژدها شکست خورد و همراه فرشتگانش از آسمان رانده شد. بلی این اژدهای بزرگ یعنی آن مار قدیمی که اسمش ابلیس یا شیطان است و همان کسی است که تمام مردم دنیا را فریب می دهد، با تمام دار و دسته اش به زمین افکنده شد.»</p>
<p>به گفته دانیال نبی (کتاب دانیال ۹:۲۷)، بیرون انداخته شدن شیطان از آسمان همزمان است با «پلیدی ای که ویرانی به همراه آورد».</p>
<p>مفسرین اسلامی اعتقاد دارند میکائیل یکی از آن سه فرستاده ای است که پیش از نازل کردن عذاب بر قوم لوط، با ابراهیم (ع) ملاقات کردند و او را به فرزندش اسحاق بشارت دادند (رجوع شود به آیه ۷۲ سوره مبارکه هود (ع)).</p>
<p>در نزد مسلمین، میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب (به همراه جبرئیل، عزرائیل و اصرافیل) می باشد که در قرآن مجید تنها نام او و جبرئیل برده شده است. او در آسمان هفتم زندگی می کند و به اعتقاد عامه دارای بالهای زمردین سبز می باشد.</p>
<p>هنگامی که خداوند آدم را خلق کرد، ابتدا جبرائیل و سپس میکائیل را برای آوردن گِلی که آدم را از آن سرشت فرستاد. همچنین هنگامی که آدم و حوا از بهشت هبوط کردند، جبرئیل به سوی آدم و میکائیل به سوی حوا فرستاده شدند تا آسایش آنها را فراهم کنند.</p>
<p>حضرت محمد (ص) در بستر مرگ بیان نمود که جبرئیل اولین و میکائیل دومین کسانی خواهند بود که بر او نماز خواهند گزارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناصر</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-271</link>
		<dc:creator>ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-271</guid>
		<description>مسیح همان میکائیل رئیس فرشتگان است؟
آری در برخی فرهنگ‌ها رسم بر این است که هر کس می‌تواند بیش از یک نام داشته باشد. در کتاب مقدّس نیز به افرادی اشاره می‌شود که بیش از یک نام داشتند. برای نمونه، نام دیگر یعقوب اسرائیل بود. (پیدایش ۳۵:‌۱۰) پِطْرُس یکی از رسولان عیسی نیز در متون اصلی کتاب مقدّس به نام‌های گوناگونی خوانده شده است. سیمعون، شمعون، کیفا، شمعون پِطْرُس نام‌هایی دیگر او هستند. (متّی ۱۰:‌۲؛ ۱۶:‌۱۶؛ یوحنّا ۱:‌۴۲؛ اَعمال ۱۵:‌۷‌، ۱۴) امّا چگونه می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که نام دیگر عیسی میکائیل است؟ در ادامۀ این مقاله به بررسی این نکته می‌پردازیم.
در کتاب مقدّس پنج بار به نام میکائیل اشاره شده است. تنها در کتاب دانیال سه بار این نام بکار رفته است. در دانیال ۱۰:‌۱۳‌، ۲۱، می‌خوانیم که فرشته‌ای برای انجام وظیفه‌ای به زمین فرستاده شد. میکائیل به کمک این فرشته شتافت و او را نجات داد. در این آیات میکائیل «یکی از رؤسای اوّلین» و «رئیس شما» خوانده شده است. به علاوه، در آیه‌ای دیگر در خصوص روزهای آخر نظام شیطان می‌خوانیم: «میکائیل، فرشتۀ اعظم برای حمایت قوم تو می‌آید.» - دانیال ۱۲:‌۱، مژ.
همچنین کتاب مقدّس در مکاشفه ۱۲:‌۷ صحنۀ جنگی مهلک را به تصویر می‌کشد که در آن «میکائیل و فرشتگانش» به پیکار علیه شیطان و فرشتگانش شریر می‌آیند و وجود آنان را از آسمان پاک می‌سازد.
با توجه به هر یک از موارد بالا می‌توان دید که میکائیل به عنوان فرشته‌ای جنگاور به نبرد دشمنان قوم خدا می‌آید و از خادمان خدا محافظت می‌کند. او حتّی در مقابل دشمن اصلی یَهُوَه، شیطان می‌ایستد.
کتاب مقدّس میکائیل را «رئیس فرشتگان» می‌خواند. (یهودا ۹، اش) در کتاب مقدّس این عبارت به صورت مفرد آمده است نه به صورت جمع. تنها در اوّل تَسّالونیکیان ۴:‌۱۶ بار دیگر به عبارت «رئیس فرشتگان» اشاره شده است. در آنجا می‌خوانیم: «خداوند[یا عیسی] با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور[یا شیپور] خدا از آسمان نازل خواهد شد.» از این رو، عیسی مسیح به عنوان رئیس فرشتگان در این آیه مشخص به عنوان رئیس فرشتگان در این آیه مشخص می‌گردد.
با توجه به مطالبی که بررسی کردیم چه نتیجه‌گیری می‌توان کرد؟ عیسی مسیح همان میکائیل و رئیس فرشتگان است. هر دوی این نام‌ها چه میکائیل(به معنی یَهُوَه نجات است) بر نقش او از حاکمیت خدا جانبداری می‌کند تأکید دارد. در کتاب مقدّس می‌خوانیم: «خدا او را [یعنی عیسی رستاخیزیافته را] بی‌نهایت سرافراز کرد و نامی به او بخشید که از هر نام دیگری والاتر است.» - فیلِپّیان ۲:‌۹، تفسیری.
باید به این نکته توجه داشت که زندگی عیسی قبل از تولدش بر زمین آغاز شده بود. فرشته‌ای پیش از این که عیسی متولّد شود بر مریم ظاهر شد و به او گفت که از طریق روح مقدّس خدا باردار خواهد شد و نام فرزندش عیسی خواهد بود. (لوقا ۱:‌۳۱) زمانی که عیسی موعظه می‌کرد اغلب به وجود ماقبل انسانی خود اشاره نمود. - یوحنّا ۳:‌۱۳؛ ۸:‌۲۳‌، ۵۸.
پس می‌توان نتیجه گرفت عیسی پیش از تولدش بر زمین، میکائیل رئیس فرشتگان بوده است. همچنین پس از رستاخیزش به آسمان مجدداً خدمت خود را به عنوان میکائیل رئیس فرشتگان از سر گرفت تا (خدای پدر را تمجید خواند.) - فیلِپّیان ۲:‌۱۱.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مسیح همان میکائیل رئیس فرشتگان است؟<br />
آری در برخی فرهنگ‌ها رسم بر این است که هر کس می‌تواند بیش از یک نام داشته باشد. در کتاب مقدّس نیز به افرادی اشاره می‌شود که بیش از یک نام داشتند. برای نمونه، نام دیگر یعقوب اسرائیل بود. (پیدایش ۳۵:‌۱۰) پِطْرُس یکی از رسولان عیسی نیز در متون اصلی کتاب مقدّس به نام‌های گوناگونی خوانده شده است. سیمعون، شمعون، کیفا، شمعون پِطْرُس نام‌هایی دیگر او هستند. (متّی ۱۰:‌۲؛ ۱۶:‌۱۶؛ یوحنّا ۱:‌۴۲؛ اَعمال ۱۵:‌۷‌، ۱۴) امّا چگونه می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که نام دیگر عیسی میکائیل است؟ در ادامۀ این مقاله به بررسی این نکته می‌پردازیم.<br />
در کتاب مقدّس پنج بار به نام میکائیل اشاره شده است. تنها در کتاب دانیال سه بار این نام بکار رفته است. در دانیال ۱۰:‌۱۳‌، ۲۱، می‌خوانیم که فرشته‌ای برای انجام وظیفه‌ای به زمین فرستاده شد. میکائیل به کمک این فرشته شتافت و او را نجات داد. در این آیات میکائیل «یکی از رؤسای اوّلین» و «رئیس شما» خوانده شده است. به علاوه، در آیه‌ای دیگر در خصوص روزهای آخر نظام شیطان می‌خوانیم: «میکائیل، فرشتۀ اعظم برای حمایت قوم تو می‌آید.» &#8211; دانیال ۱۲:‌۱، مژ.<br />
همچنین کتاب مقدّس در مکاشفه ۱۲:‌۷ صحنۀ جنگی مهلک را به تصویر می‌کشد که در آن «میکائیل و فرشتگانش» به پیکار علیه شیطان و فرشتگانش شریر می‌آیند و وجود آنان را از آسمان پاک می‌سازد.<br />
با توجه به هر یک از موارد بالا می‌توان دید که میکائیل به عنوان فرشته‌ای جنگاور به نبرد دشمنان قوم خدا می‌آید و از خادمان خدا محافظت می‌کند. او حتّی در مقابل دشمن اصلی یَهُوَه، شیطان می‌ایستد.<br />
کتاب مقدّس میکائیل را «رئیس فرشتگان» می‌خواند. (یهودا ۹، اش) در کتاب مقدّس این عبارت به صورت مفرد آمده است نه به صورت جمع. تنها در اوّل تَسّالونیکیان ۴:‌۱۶ بار دیگر به عبارت «رئیس فرشتگان» اشاره شده است. در آنجا می‌خوانیم: «خداوند[یا عیسی] با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور[یا شیپور] خدا از آسمان نازل خواهد شد.» از این رو، عیسی مسیح به عنوان رئیس فرشتگان در این آیه مشخص به عنوان رئیس فرشتگان در این آیه مشخص می‌گردد.<br />
با توجه به مطالبی که بررسی کردیم چه نتیجه‌گیری می‌توان کرد؟ عیسی مسیح همان میکائیل و رئیس فرشتگان است. هر دوی این نام‌ها چه میکائیل(به معنی یَهُوَه نجات است) بر نقش او از حاکمیت خدا جانبداری می‌کند تأکید دارد. در کتاب مقدّس می‌خوانیم: «خدا او را [یعنی عیسی رستاخیزیافته را] بی‌نهایت سرافراز کرد و نامی به او بخشید که از هر نام دیگری والاتر است.» &#8211; فیلِپّیان ۲:‌۹، تفسیری.<br />
باید به این نکته توجه داشت که زندگی عیسی قبل از تولدش بر زمین آغاز شده بود. فرشته‌ای پیش از این که عیسی متولّد شود بر مریم ظاهر شد و به او گفت که از طریق روح مقدّس خدا باردار خواهد شد و نام فرزندش عیسی خواهد بود. (لوقا ۱:‌۳۱) زمانی که عیسی موعظه می‌کرد اغلب به وجود ماقبل انسانی خود اشاره نمود. &#8211; یوحنّا ۳:‌۱۳؛ ۸:‌۲۳‌، ۵۸.<br />
پس می‌توان نتیجه گرفت عیسی پیش از تولدش بر زمین، میکائیل رئیس فرشتگان بوده است. همچنین پس از رستاخیزش به آسمان مجدداً خدمت خود را به عنوان میکائیل رئیس فرشتگان از سر گرفت تا (خدای پدر را تمجید خواند.) &#8211; فیلِپّیان ۲:‌۱۱.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناصر</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-270</link>
		<dc:creator>ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-270</guid>
		<description>کتاب مقدس در مورد خدا و عیسی چه می‌گوید؟
اگر شخصی بدون داشتن عقیدۀ قبل از تثلیث، کتاب مقدس را از آغاز تا پایان بخوانند، آیا خود به چنین عقیده‌ای می‌رسند؟ به هیچ‌وجه.

آنچه که یک خوانندۀ بی‌طرف بوضوح در خواهد یافت این است که خدای قادر متعال، جدا و متمایز از هر شخص دیگری است و عیسی حتی در موجودیت ماقبل انسانی خود نیز متمایز، مخلوق و فرودست خدا است.

خدا واحد است، نه سه شخص
تعلیم کتاب مقدس مبنی بر اینکه خدا واحد است، مونوته ایسم یا توحید نامیده می‌شود. ل.ل. پِِین ، استاد تاریخ کلیسایی، اظهار می‌دارد که توحید در خالص ترین شکل خود جایی برای تثلیث باقی نمی‌گذارد: «عهد عتیق مطلقاً توحیدی است. خدا وجودِ شخصیِ منفردی است. این عقیده که در عهد عتیق تثلیثی وجود دارد... کاملاً بی‌اساس است.»
آیا پس از آمدن عیسی بر روی زمین در توحید تغییری پدید آمد؟ پِین پاسخ می‌دهد: «در این مورد تفاوتی بین عهد عتیق و عهد جدید وجود ندارد. آیین توحیدی ادامه یافته است. عیسی یهودی بود، و توسط والدین یهودی خود و بر طبق نوشته‌های مقدس عهد عتیق تربیت یافت. تعلیمات او کاملاً یهودی بود؛ در واقع انجیلی جدید، اما نه علم الهیاتی نوین. ... و عیسی توحید یهود را به عنوان اعتقاد شخصی خود پذیرفت: (بشنو ، ای اسرائیل، سرور ما خدا خدای واحد است.»
این کلمات در تثنیه ۶:‌۴ آمده‌اند. در کتاب مقدس اورشلیم جدید، این آیه چنین آمده است: «ای اسرائیل بشنو: یَهوِه خدای ما یَهوِۀ واحد است.»*  از لحاظ دستوری، واژۀ «واحد» در این آیه هیچگونه وجه توصیفی جمع ندارد که حاکی از جمع بودن این واژه باشد.
پولس ، رسول مسیحی، به هیچگونه تغییری در ماهیت خدا، حتی پس از آمدن عیسی به زمین، اشاره نکرد. او نوشت: «خدا یک است.» غَلاطیان ۳:‌۲۰ ؛ همچنین ۱ قُرِنتیان ۸:‌۴-‌۶ ملاحظه شود.
هزاران بار در سراسر کتاب مقدس از خدا بصورت یک شخص صحبت می‌شود. هنگامی که او سخن می‌گوید، بصورت یک فرد غیر منقسم است. کتاب مقدس نمی‌تواند در اینباره از این واضح‌تر باشد. همانطور که خدا اظهار می‌کند: «من یَهُوَه هستم و اسم من همین است. و جلال خود را به کسی دیگر و ستایش خویش را به بُتهای تراشیده نخواهم داد.» (اِشَعْیا ۴۲:‌۸) «من هستم یَهُوَه خدای تو... ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد.» - خروج ۲۰:‌۲‌، ۳.
اگر خدا در واقع سه شخص است، چرا همۀ نگارندگان ملهم کتاب مقدس می‌بایست از او به عنوان یک شخص یاد کنند؟ چنین کاری به جز گمراه کردن مردم به چه کار دیگر می‌آید؟ بطور حتم اگر خدا از سه شخص تشکیل شده بود، نگارندگان کتاب مقدسِ خود را وا می‌داشت تا این مطلب را بطور کامل آشکار سازند تا جای هیچ شک و تردیدی باقی نماند. لااقل نگارندگان نوشته‌های مقدس یونانی مسیحی که تماس شخصی با پسر خدا داشتند چنین میکردند. ولی خیر چنین نیست.
در عوض، آنچه که نگارندگان کتاب مقدس بوضوح آشکار ساخته‌اند این است که خدا یک شخص است وجودی بی‌همتا و غیر‌منقسم که هیچکس با او برابری نمی‌کند: «من یَهُوَه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدائی نی.» (اِشَعْیا ۴۵:‌۵) «تو که اسمت یَهُوَه میباشد، بتنها بر تمامی زمین متعال هستی.» - مزمور ۸۳:‌۱۸.
خدا بیش از یکی نیست
عیسی خدا را «خدای واحدِ حقیقی» خواند. (یوحنّا ۱۷:‌۳) او هرگز به خدا بصورت الوهیتی متشکل از چند شخص اشاره نکرد. به همین دلیل، در سرتاسر کتاب مقدس فقط یَهُوَه قادر مطلق خوانده شده است. در غیر اینصورت، ترکیب «قادر مطلق» از معنی تهی میشود. نه عیسی و نه روح‌القدس هیچیک به این شکل خوانده نشده‌اند، زیرا فقط یَهُوَه متعال است. در پیدایش ۱۷:‌۱ او اظهار می‌کند: «من هستم خدای قادر مطلق.» و خروج ۱۸:‌۱۱ میگوید: «یَهُوَه از جمیع خدایان بزرگتر است.»
در نوشته‌های مقدس عبرانی، واژۀ اِلوهَه (خدا) دو شکل جمع دارد، اِلوهیم (خدایان) و اِلوهِه (خدایانِ). این وجوه جمع، عموماً برای یَهُوَه بکار می‌روند و در هر دو مورد به صورت مفرد «خدا» ترجمه می‌شوند. آیا این وجوه جمع نشانگر تثلیث هستند؟ خیر، چنین نیست. ویلیام اسمیت، در فرهنگ کتاب مقدس، می‌نویسد: «این اعتقاد خیالی که [اِلوهیم] به تثلیث چند شخص در ذات الهی اشاره می‌کند، اکنون میان پژوهشگران، هوادار چندانی ندارد. این وجه یا همان است که دستور‌نویسان آنرا جمع احترام می‌نامند و یا مشخص‌کنندۀ کمال نیروی الهی یعنی مجموع قدرتهای ارائه شده توسط خدا است.»
نشریۀ آمریکایی زبانها و ادبیات سامی در مورد اِلوهیم می‌گوید: «این واژه تقریباً همیشه با مسند فعلی مفرد ترکیب می‌شود، و مسند وصفی مفرد به خود می‌گیرد.» برای نمایش این مطلب، عنوان اِلوهیم ۳۵ بار در روایت پیدایش ظاهر می‌شود، و هر بار فعل توصیف‌کنندۀ آنچه خدا گفته و یا انجام داده مفرد است. (پیدایش ۱:‌۱-‌۲:‌۴) بنابراین ، آن نشریه نتیجه‌گیری می‌کند: «[اِلوهیم] باید در واقع جمع تأکیدی باشد که بر بزرگی و عظمت دلالت می‌کند.»
اِلوهیم به معنای «اشخاص» نیست بلکه به معنای «خدایان» است. بنابراین کسانی که استدلال می‌کنند که این واژه دال بر تثلیث است خود را پولی ته‌ایست می‌سازند یعنی پرستندگان بیش از یک خدا. چرا؟ زیرا این بدین معنا خواهد بود که در تثلیث سه خدا وجود دارد. لیکن تقریباً همۀ هوادران تثلیث این دیدگاه را که تثلیث از سه خدای جدا تشکیل یافته است، رد می‌کنند.
کتاب مقدس نیز در هنگام اشاره به تعدادی از خدایان دروغی از واژه‌های اِلوهیم و اِلوهِه استفاده می‌کند. (خروج ۱۲:‌۱۲؛ ۲۰:‌۲۳) ولی در موارد دیگر این واژه ممکن است تنها به یک خدای دروغی اشاره کند، مثلاً هنگامی که فلسطینیان به «خدای خود [اِلوهِه] داجون» اشاره کردند. (داوران ۱۶:‌۲۳‌، ۲۴) بعل «خدا [اِلوهیم]» خوانده می‌شود. (۱ پادشاهان ۱۸:‌۲۷) بعلاوه ، این واژه برای انسانها نیز بکار برده می‌شود. (مزمور ۸۲:‌۱‌، ۶) به موسی گفته شد که برای هارون و فرعون بجای «خدا [اِلوهیم]» خواهد بود. - خروج ۴:‌۱۶؛ ۷:‌۱.
بدیهی است که استفاده از عناوین اِلوهیم و اِلوهِه برای خدایان کاذب و حتی برای انسانها، بدین مفهوم نیست که هر یک از آنها مجموعه‌ای از خدایان هستند؛ و به همین صورت بکار بردن واژه‌های اِلوهیم یا اِلوهِه برای یَهُوَه بدین مفهوم نیست که او بیش از یک شخص است، بخصوص هنگامی که بقیۀ شهادت کتاب مقدس در اینباره را مورد بررسی قرار دهیم.
عیسی ، آفرینشی جدا
عیسی تا هنگامی که بر روی زمین بود، انسان بود ، البته انسانی کامل زیرا خدا نیروی زندگی او را به رحم مریم منتقل ساخت. (متّی ۱:‌۱۸-‌۲۵) ولی او به اینصورت به وجود نیامد. او خود اذعان کرد که از (آسمان پائین آمده) است. (یوحنّا ۳:‌۱۳) به همین دلیل طبیعی بود که بعدها به پیروانش گفت: «پس اگر پسر انسان را [عیسی را] بینید که بجائیکه اوّل بود صعود میکند چه»؟ - یوحنّا ۶:‌۶۲.
بنابراین ، عیسی پیش از آمدن به زمین، در آسمان وجود داشت. ولی آیا او شخصی از یک الوهیت سه‌گانۀ ازلی و قادر مطلق بود؟ خیر، زیرا کتاب مقدس با صراحت عنوان می‌کند که عیسی در وجود ماقبل انسانی خود موجود روحی آفریده‌ای بود، درست همانطور که فرشتگان موجودات روحی آفریده به دست خدا بودند. نه فرشتگان و نه عیسی هیچیک پیش از آفرینششان وجود نداشته‌اند.
عیسی در وجود ماقبل انسانی خود «نخستزادۀ تمامی آفریدگان» بود. (کُولُسیان ۱:‌۱۵) او «ابتدای خلقت خدا» بود. (مکاشفه ۳:‌۱۴) «ابتدا» [به زبان یونانی، اَرخه] را حقاً نمی‌توان اینطور تفسیر کرد که عیسی ابتداگر یا آغازکنندۀ خلقت خدا بود. یوحنا در نوشته‌های خود از کتاب مقدس بیش از ۲۰ بار از شکلهای گوناگون واژۀ یونانی اَرخه استفاده می‌کند، و اینها همیشه به معنی معمولی «ابتدا» هستند. آری ، عیسی توسط خدا به عنوان ابتدای آفریدگان غیرمرئی خدا آفریده شد.
توجه کنید که این اشارات به منشأ عیسی تا چه اندازه با اظهاراتی که توسط «حکمت» مجازی در کتاب امثال از کتاب مقدس بیان شده است مرتبط هستند: «خداوند مرا مبدای طریق خود داشت. قبل از اََعمال خویش از ازل. قبل از آنکه کوهها برپا شود. پیش از تلّها مولود گردیدم. چون زمین و صحراها را هنوز نساخته بود. و نه اوّل غبار ربع مسکونرا». (امثال ۸:‌۱۲‌، ۲۲‌، ۲۵‌، ۲۶) در حالیکه از واژۀ «حکمت» برای تجسم کسی که آفریدۀ خدا می‌باشد استفاده شده است، اغلب علما موافقند که در واقع این بیانی مستعار از عیسی بصورت آفریده‌ای روحی پیش از هستی انسانی اوست.
عیسی بصورت «حکمت» در هنگام هستی ماقبل انسانی خود به سخن ادامه داده و می‌گوید که «نزد او [خدا] معمار بودم». (امثال ۸:‌۳۰) مطابق با این نقش به عنوان معمار، کُولُسیان ۱:‌۱۶ دربارۀ عیسی میگوید که «در او همه چیز آفریده شد آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است».
بنابراین قادر مطلق بوسیلۀ این معمار، یا دستیار زیردست خود همه چیز را آفرید. کتاب مقدس موضوع را اینطور خلاصه می‌کند: «ما را یک خداست یعنی پدر که همه چیز از اوست... و یک خداوند یعنی عیسی مسیح که همه چیز از اوست». - ۱ قُرِنتیان ۸:‌۶.
بدون شک خطاب به این معمار بود که خدا گفت: «آدم را بصورت ما... بسازیم». (پیدایش ۱:‌۲۶) بعضی‌ها ادعا می‌کنند که ضمیر «ما» در این عبارت حاکی از تثلیث است. ولی اگر شما بگویید بیا چیزی برای خود بسازیم ، قاعدتاً برداشت افراد از این جمله این نخواهد بود که در درون شما چند شخص به هم پیوسته بصورت یک شخص وجود دارند. مفهوم جملۀ شما تنها این است که دو یا چند نفر با هم بر روی چیزی کار خواهند کرد. به همین ترتیب هنگامی که خدا از واژۀ «ما» استفاده کرد، شخص دیگری، نخستین آفریدۀ روحی خود یا معمار و یا عیسی را پیش از هستی انسانیش مورد خطاب قرار داد.
آیا خدا میتوانست وسوسه شود؟
در متّی ۴:‌۱ گفته می‌شود که ابلیس عیسی را (تجربه مینماید). شیطان پس از آنکه «همۀ ممالک جهان و جلال آنها را» به عیسی نشان داد، گفت: «اگر افتاده مرا سجده کنی همانا این همه را بتو بخشم». (متّی ۴:‌۸‌، ۹) شیطان سعی میکرد عیسی را وادار کند که وفاداریش نسبت به خدا را زیر پا گذارد.
اما اگر عیسی خود خدا می بود، این چه آزمایش وفاداریی می‌توانست باشد؟ آیا خدا می‌توانست بر ضد خود شورش کند؟ خیر، اما فرشتگان و انسانها می‌توانستند بر ضد خدا شورش کنند و کردند. وسوسۀ عیسی فقط در حالی می‌توانست مفهوم داشته باشد که او خدا نباشد بلکه فردی جدا و دارای ارادۀ آزاد، فردی که اگر می‌خواست می‌توانست بی‌وفا باشد، همانند یک فرشته و یا یک انسان.
از طرف دیگر، غیر قابل تصور است که خدا بتواند نسبت به خود گناه کند و بی‌وفا شود. «اعمال او کامل... خدای امین... عادل و راست است او». (تثنیه ۳۲:‌۴) بنابراین چنانچه عیسی خدا می‌بود، نمی‌توانست وسوسه شود. - یعقوب ۱:‌۱۳.
عیسی چون خدا نبود، می‌توانست وفادار نماند. اما وفادار باقی ماند و می‌گوید: «دور شو ای شیطان زیرا مکتوب است که خداوند خدای خود را سجده کن و او را فقط عبادت نما.» - متّی ۴:‌۱۰.
بهای فدیه چقدر بود؟
یکی از دلایلی که عیسی برای آن به زمین آمد نیز ارتباط مستقیم با تثلیث دارد. کتاب مقدس بیان می‌کند: «خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسِّطی است یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد، که خود را در راه همه فدا داد شهادتی در زمان معین.» - ۱ تیموتاؤس ۲:‌۵‌، ۶.
عیسی ، نه بیشتر و نه کمتر از یک انسان کامل، فدیه‌ای شد تا آنچه را آدم از دست داد جبران کند، یعنی حق زندگی انسانی کامل بر روی زمین. بنابراین پولس رسول عیسی را حقاً «آدم آخر» خواند ، و در همان متن گفت: «چنانکه در آدم همه می‌میرند در مسیح نیز همه زنده خواهند گشت.» (۱ قُرِنتیان ۱۵:‌۲۲‌، ۴۵) زندگی کامل انسانی عیسی «فدیۀ معادل» بود که از طرف عدل الهی خواسته شد، نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر. حتی یک اصل اساسی عدالت بشری نیز این است که وجه پرداختی باید با خطای انجام شده متناسب باشد.
اما اگر عیسی بخشی از ذات الهی می بود، فدیۀ پرداختی بینهایت عظیمتر از آنچه که شریعت خود خدا خواسته بود می‌شد. (خروج ۲۱:‌۲۳-‌۲۵؛ لاویان ۲۴:‌۱۹-‌۲۱) این فقط یک انسان کامل یعنی آدم بود که در عدن گناه کرد، نه خدا. بنابراین اگر قرار بود که فدیه حقیقتاً با عدالت خدا هماهنگ باشد، می‌بایست دقیقاً یک معادل یک انسان کامل، «آدم آخر» باشد. به این ترتیب هنگامی که خدا عیسی را به عنوان فدیه به زمین فرستاد، او را طوری ساخت که می‌توانست از نظر برابری، عدالت را برآورده سازد، نه یک موجود حاصل از تناسخ یا یک خدای انسان نما، بلکه یک انسان کامل «از فرشتگان اندکی کمتر». (عبرانیان ۲:‌۹ ؛ با مزمور ۸:‌۵‌، ۶ مقایسه شود.) چگونه قسمتی از ذات الهی متعال پدر، پسر یا روح‌القدس می‌توانست از «فرشتگان اندکی کمتر» باشد؟
چگونه «یگانه پسر مولود» بود؟
کتاب مقدس عیسی را «پسر یگانه» خدا می‌نامد. (یوحنّا ۱:‌۱۴؛ ۳:‌۱۶‌، ۱۸؛ ۱ یوحنّا ۴:‌۹) هواداران تثلیث می‌گویند از آن جایی که خدا ازلی است ، بنابراین پسر او نیز ازلی است. اما چگونه شخصی می‌تواند فرزند پسر باشد و در عین حال به سن پدر خود؟
هوادران تثلیث ادعا می‌کنند که در مورد عیسی، «[مولود] یگانه» ، «تولد یافتن» آنطور که در واژه‌نامه آمده است به معنای «بوجود آمدن» ؛ «ایجاد شدن» نیست. آنها می‌گویند در مورد عیسی «به مفهوم نسبتی است که آغازی ندارد» ، نوعی نسبت در مورد یگانه پسری که تولد نیافته است. (فرهنگ توضیحی عهد قدیم و جدید وآین) آیا این به نظر شما منطقی است؟ آیا یک مرد می‌تواند پدر پسری باشد بدون آنکه او را بوجود آورد؟
علاوه بر این، (همانطور که وآین بدون هیچگونه توضیحی اقرار میکند) چرا کتاب مقدس برای توصیف رابطۀ اسحاق و ابراهیم از همان واژۀ یونانی به معنی «یگانه مولود» استفاده می‌کند؟ عبرانیان ۱۱:‌۱۷ از اسحاق به عنوان «پسر یگانه [مجازاً یگانه مولود]» ابراهیم صحبت می‌کند. هیچ تردیدی وجود ندارد که اسحاق یگانه مولود به معنی واقعی کلمه بود، نه اینکه از لحاظ سن یا مقام با پدرش برابر باشد.
کلمۀ اصلی یونانی برای واژۀ (یگانه مولود) که در مورد عیسی و اسحاق استفاده شده مونوگِنِس است، که به گفتۀ کشف‌الآیات جامع سترانگ ، از کلمۀ مونوس به معنی «یگانه» و گی نومای که واژه‌ای ریشه‌ای است به معنی «بوجود آوردن» ، «هستی یافتن [بوجود آمدن]» می‌باشد. به این ترتیب مونوگنس چنین تعریف می‌شود: «یگانه به دنیا آمده، مولود یگانه، یعنی فرزند یگانه.» فرهنگنامۀ یونانی انگلیسی عهد جدید اثر اِ. رابینسون.
فرهنگ الهیات عهد جدید، تألیف گِرهارد کیتِل ، میگوید: «[مونوگنس] به معنی (تنها نسل) ، یعنی فاقد برادر یا خواهر است.» این کتاب همچنین نقل میکند که در یوحنّا ۱:‌۱۸؛ ۳:‌۱۶‌، ۱۸ و ۱ یوحنّا ۴:‌۹ ، «رابطۀ عیسی تنها با رابطۀ فرزندی یگانه با پدر خویش مقایسه نشده است، بلکه رابطه‌ای است بین مولود یگانه و پدر.»
بنابراین زندگی عیسی، یگانه پسر مولود، آغازی داشته است. و خدای قادر مطلق حقاً میتواند بوجود‌آورنده او یا پدر وی نامیده شود، به همان مفهومی که پدری زمینی مانند ابراهیم پسری را بوجود می‌آورد. (عبرانیان ۱۱:‌۱۷) به این صورت هنگامی که کتاب مقدس از خدا به عنوان «پدر» عیسی یاد می‌کند، به همین معنی است که می‌گوید آنها دو فرد متمایز هستند. خدا بزرگتر است. عیسی از لحاظ سن، مقام، قدرت و معرفت کوچکتر یا پایین‌تر است.
هنگامی که شخص در نظر می‌گیرد که عیسی تنها پسر روحی خدا نبود که در آسمان آفریده شد، آنگاه آشکار می‌شود که چرا از اصطلاح (یگانه پسر مولود) در مورد او استفاده شده است. آفریده‌های روحی بی‌شمار دیگر یعنی، فرشتگان نیز «پسران خدا» خوانده می‌شوند به همان مفهومی که آدم خوانده شد ، زیرا نیروی زندگی آنها از یَهُوَه خدا که چشمه یا منبع زندگی است، سرچشمه گرفته بود. (ایّوب ۳۸:‌۷؛ مزمور ۳۶:‌۹؛ لوقا ۳:‌۳۸) اما اینها همه به وساطت (یگانه پسر مولود) آفریده شدند، تنها کسی که مستقیماً توسط خدا مولود شد. - کُولُسیان ۱:‌۱۵-‌۱۷.
آیا عیسی را خدا می‌انگاشتند؟
در حالیکه در اغلب موارد عیسی پسر خدا خوانده میشود، هیچکس در قرن اول تصور این را نمی‌کرد که او خدای پسر باشد. حتی دیوها، کسانی که «ایمان [دارند] که خدا واحد است،» از روی تجربیات خود در قلمرو روح می‌دانستند که عیسی خدا نیست. بنابراین ، بدرستی عیسی را بصورت جدا از خدا به عنوان «پسر خدا» خطاب می‌کردند. (یعقوب ۲:‌۱۹؛ متّی ۸:‌۲۹) و در هنگام مرگ عیسی، سربازان رومی بت‌پرست که در کنار او ایستاده بودند، می‌دانستند که آنچه از پیروان عیسی شنیده بودند باید درست باشد، نَه اینکه عیسی خدا بود، بلکه «فی‌الواقع این شخص پسر خدا بود.» - متّی ۲۷:‌۵۴.
به این ترتیب، عبارت «پسر خدا» ، به عیسی به عنوان یک موجود آفریدۀ جدا اشاره می‌کند و نه بخشی از یک تثلیث. او در مقام پسر خدا، نمی‌توانست خود خدا باشد ، زیرا یوحنّا ۱:‌۱۸ می‌گوید: «خدا را هرگز کسی ندیده است».
شاگردان عیسی به او به عنوان (متوسطی [واسطه‌ای] در میان خدا و انسان) می‌نگریستند ، نه بعنوان خود خدا. (۱ تیموتاؤس ۲:‌۵) چون بر طبق تعریف، واسطه کسی است جدا از کسانی که نیاز به وساطت دارند، این امری متناقض خواهد بود که عیسی را با هر یک از طرفینی که او سعی در مصالحۀ آنان را دارد، دارای هویتی یکسان بدانیم. این امر وانمود کردن چیزی است که او نبود.
کتاب مقدس دربارۀ رابطۀ خدا با عیسی روشن و ثابت است. یَهُوَه خدا تنها قادر مطلق است. او مستقیماً عیسای ماقبل انسانی را آفرید. به این ترتیب، عیسی ابتدایی داشت و هرگز نمی‌توانست با خدا در قدرت و ازلیت مساوی باشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب مقدس در مورد خدا و عیسی چه می‌گوید؟<br />
اگر شخصی بدون داشتن عقیدۀ قبل از تثلیث، کتاب مقدس را از آغاز تا پایان بخوانند، آیا خود به چنین عقیده‌ای می‌رسند؟ به هیچ‌وجه.</p>
<p>آنچه که یک خوانندۀ بی‌طرف بوضوح در خواهد یافت این است که خدای قادر متعال، جدا و متمایز از هر شخص دیگری است و عیسی حتی در موجودیت ماقبل انسانی خود نیز متمایز، مخلوق و فرودست خدا است.</p>
<p>خدا واحد است، نه سه شخص<br />
تعلیم کتاب مقدس مبنی بر اینکه خدا واحد است، مونوته ایسم یا توحید نامیده می‌شود. ل.ل. پِِین ، استاد تاریخ کلیسایی، اظهار می‌دارد که توحید در خالص ترین شکل خود جایی برای تثلیث باقی نمی‌گذارد: «عهد عتیق مطلقاً توحیدی است. خدا وجودِ شخصیِ منفردی است. این عقیده که در عهد عتیق تثلیثی وجود دارد&#8230; کاملاً بی‌اساس است.»<br />
آیا پس از آمدن عیسی بر روی زمین در توحید تغییری پدید آمد؟ پِین پاسخ می‌دهد: «در این مورد تفاوتی بین عهد عتیق و عهد جدید وجود ندارد. آیین توحیدی ادامه یافته است. عیسی یهودی بود، و توسط والدین یهودی خود و بر طبق نوشته‌های مقدس عهد عتیق تربیت یافت. تعلیمات او کاملاً یهودی بود؛ در واقع انجیلی جدید، اما نه علم الهیاتی نوین. &#8230; و عیسی توحید یهود را به عنوان اعتقاد شخصی خود پذیرفت: (بشنو ، ای اسرائیل، سرور ما خدا خدای واحد است.»<br />
این کلمات در تثنیه ۶:‌۴ آمده‌اند. در کتاب مقدس اورشلیم جدید، این آیه چنین آمده است: «ای اسرائیل بشنو: یَهوِه خدای ما یَهوِۀ واحد است.»*  از لحاظ دستوری، واژۀ «واحد» در این آیه هیچگونه وجه توصیفی جمع ندارد که حاکی از جمع بودن این واژه باشد.<br />
پولس ، رسول مسیحی، به هیچگونه تغییری در ماهیت خدا، حتی پس از آمدن عیسی به زمین، اشاره نکرد. او نوشت: «خدا یک است.» غَلاطیان ۳:‌۲۰ ؛ همچنین ۱ قُرِنتیان ۸:‌۴-‌۶ ملاحظه شود.<br />
هزاران بار در سراسر کتاب مقدس از خدا بصورت یک شخص صحبت می‌شود. هنگامی که او سخن می‌گوید، بصورت یک فرد غیر منقسم است. کتاب مقدس نمی‌تواند در اینباره از این واضح‌تر باشد. همانطور که خدا اظهار می‌کند: «من یَهُوَه هستم و اسم من همین است. و جلال خود را به کسی دیگر و ستایش خویش را به بُتهای تراشیده نخواهم داد.» (اِشَعْیا ۴۲:‌۸) «من هستم یَهُوَه خدای تو&#8230; ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد.» &#8211; خروج ۲۰:‌۲‌، ۳.<br />
اگر خدا در واقع سه شخص است، چرا همۀ نگارندگان ملهم کتاب مقدس می‌بایست از او به عنوان یک شخص یاد کنند؟ چنین کاری به جز گمراه کردن مردم به چه کار دیگر می‌آید؟ بطور حتم اگر خدا از سه شخص تشکیل شده بود، نگارندگان کتاب مقدسِ خود را وا می‌داشت تا این مطلب را بطور کامل آشکار سازند تا جای هیچ شک و تردیدی باقی نماند. لااقل نگارندگان نوشته‌های مقدس یونانی مسیحی که تماس شخصی با پسر خدا داشتند چنین میکردند. ولی خیر چنین نیست.<br />
در عوض، آنچه که نگارندگان کتاب مقدس بوضوح آشکار ساخته‌اند این است که خدا یک شخص است وجودی بی‌همتا و غیر‌منقسم که هیچکس با او برابری نمی‌کند: «من یَهُوَه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدائی نی.» (اِشَعْیا ۴۵:‌۵) «تو که اسمت یَهُوَه میباشد، بتنها بر تمامی زمین متعال هستی.» &#8211; مزمور ۸۳:‌۱۸.<br />
خدا بیش از یکی نیست<br />
عیسی خدا را «خدای واحدِ حقیقی» خواند. (یوحنّا ۱۷:‌۳) او هرگز به خدا بصورت الوهیتی متشکل از چند شخص اشاره نکرد. به همین دلیل، در سرتاسر کتاب مقدس فقط یَهُوَه قادر مطلق خوانده شده است. در غیر اینصورت، ترکیب «قادر مطلق» از معنی تهی میشود. نه عیسی و نه روح‌القدس هیچیک به این شکل خوانده نشده‌اند، زیرا فقط یَهُوَه متعال است. در پیدایش ۱۷:‌۱ او اظهار می‌کند: «من هستم خدای قادر مطلق.» و خروج ۱۸:‌۱۱ میگوید: «یَهُوَه از جمیع خدایان بزرگتر است.»<br />
در نوشته‌های مقدس عبرانی، واژۀ اِلوهَه (خدا) دو شکل جمع دارد، اِلوهیم (خدایان) و اِلوهِه (خدایانِ). این وجوه جمع، عموماً برای یَهُوَه بکار می‌روند و در هر دو مورد به صورت مفرد «خدا» ترجمه می‌شوند. آیا این وجوه جمع نشانگر تثلیث هستند؟ خیر، چنین نیست. ویلیام اسمیت، در فرهنگ کتاب مقدس، می‌نویسد: «این اعتقاد خیالی که [اِلوهیم] به تثلیث چند شخص در ذات الهی اشاره می‌کند، اکنون میان پژوهشگران، هوادار چندانی ندارد. این وجه یا همان است که دستور‌نویسان آنرا جمع احترام می‌نامند و یا مشخص‌کنندۀ کمال نیروی الهی یعنی مجموع قدرتهای ارائه شده توسط خدا است.»<br />
نشریۀ آمریکایی زبانها و ادبیات سامی در مورد اِلوهیم می‌گوید: «این واژه تقریباً همیشه با مسند فعلی مفرد ترکیب می‌شود، و مسند وصفی مفرد به خود می‌گیرد.» برای نمایش این مطلب، عنوان اِلوهیم ۳۵ بار در روایت پیدایش ظاهر می‌شود، و هر بار فعل توصیف‌کنندۀ آنچه خدا گفته و یا انجام داده مفرد است. (پیدایش ۱:‌۱-‌۲:‌۴) بنابراین ، آن نشریه نتیجه‌گیری می‌کند: «[اِلوهیم] باید در واقع جمع تأکیدی باشد که بر بزرگی و عظمت دلالت می‌کند.»<br />
اِلوهیم به معنای «اشخاص» نیست بلکه به معنای «خدایان» است. بنابراین کسانی که استدلال می‌کنند که این واژه دال بر تثلیث است خود را پولی ته‌ایست می‌سازند یعنی پرستندگان بیش از یک خدا. چرا؟ زیرا این بدین معنا خواهد بود که در تثلیث سه خدا وجود دارد. لیکن تقریباً همۀ هوادران تثلیث این دیدگاه را که تثلیث از سه خدای جدا تشکیل یافته است، رد می‌کنند.<br />
کتاب مقدس نیز در هنگام اشاره به تعدادی از خدایان دروغی از واژه‌های اِلوهیم و اِلوهِه استفاده می‌کند. (خروج ۱۲:‌۱۲؛ ۲۰:‌۲۳) ولی در موارد دیگر این واژه ممکن است تنها به یک خدای دروغی اشاره کند، مثلاً هنگامی که فلسطینیان به «خدای خود [اِلوهِه] داجون» اشاره کردند. (داوران ۱۶:‌۲۳‌، ۲۴) بعل «خدا [اِلوهیم]» خوانده می‌شود. (۱ پادشاهان ۱۸:‌۲۷) بعلاوه ، این واژه برای انسانها نیز بکار برده می‌شود. (مزمور ۸۲:‌۱‌، ۶) به موسی گفته شد که برای هارون و فرعون بجای «خدا [اِلوهیم]» خواهد بود. &#8211; خروج ۴:‌۱۶؛ ۷:‌۱.<br />
بدیهی است که استفاده از عناوین اِلوهیم و اِلوهِه برای خدایان کاذب و حتی برای انسانها، بدین مفهوم نیست که هر یک از آنها مجموعه‌ای از خدایان هستند؛ و به همین صورت بکار بردن واژه‌های اِلوهیم یا اِلوهِه برای یَهُوَه بدین مفهوم نیست که او بیش از یک شخص است، بخصوص هنگامی که بقیۀ شهادت کتاب مقدس در اینباره را مورد بررسی قرار دهیم.<br />
عیسی ، آفرینشی جدا<br />
عیسی تا هنگامی که بر روی زمین بود، انسان بود ، البته انسانی کامل زیرا خدا نیروی زندگی او را به رحم مریم منتقل ساخت. (متّی ۱:‌۱۸-‌۲۵) ولی او به اینصورت به وجود نیامد. او خود اذعان کرد که از (آسمان پائین آمده) است. (یوحنّا ۳:‌۱۳) به همین دلیل طبیعی بود که بعدها به پیروانش گفت: «پس اگر پسر انسان را [عیسی را] بینید که بجائیکه اوّل بود صعود میکند چه»؟ &#8211; یوحنّا ۶:‌۶۲.<br />
بنابراین ، عیسی پیش از آمدن به زمین، در آسمان وجود داشت. ولی آیا او شخصی از یک الوهیت سه‌گانۀ ازلی و قادر مطلق بود؟ خیر، زیرا کتاب مقدس با صراحت عنوان می‌کند که عیسی در وجود ماقبل انسانی خود موجود روحی آفریده‌ای بود، درست همانطور که فرشتگان موجودات روحی آفریده به دست خدا بودند. نه فرشتگان و نه عیسی هیچیک پیش از آفرینششان وجود نداشته‌اند.<br />
عیسی در وجود ماقبل انسانی خود «نخستزادۀ تمامی آفریدگان» بود. (کُولُسیان ۱:‌۱۵) او «ابتدای خلقت خدا» بود. (مکاشفه ۳:‌۱۴) «ابتدا» [به زبان یونانی، اَرخه] را حقاً نمی‌توان اینطور تفسیر کرد که عیسی ابتداگر یا آغازکنندۀ خلقت خدا بود. یوحنا در نوشته‌های خود از کتاب مقدس بیش از ۲۰ بار از شکلهای گوناگون واژۀ یونانی اَرخه استفاده می‌کند، و اینها همیشه به معنی معمولی «ابتدا» هستند. آری ، عیسی توسط خدا به عنوان ابتدای آفریدگان غیرمرئی خدا آفریده شد.<br />
توجه کنید که این اشارات به منشأ عیسی تا چه اندازه با اظهاراتی که توسط «حکمت» مجازی در کتاب امثال از کتاب مقدس بیان شده است مرتبط هستند: «خداوند مرا مبدای طریق خود داشت. قبل از اََعمال خویش از ازل. قبل از آنکه کوهها برپا شود. پیش از تلّها مولود گردیدم. چون زمین و صحراها را هنوز نساخته بود. و نه اوّل غبار ربع مسکونرا». (امثال ۸:‌۱۲‌، ۲۲‌، ۲۵‌، ۲۶) در حالیکه از واژۀ «حکمت» برای تجسم کسی که آفریدۀ خدا می‌باشد استفاده شده است، اغلب علما موافقند که در واقع این بیانی مستعار از عیسی بصورت آفریده‌ای روحی پیش از هستی انسانی اوست.<br />
عیسی بصورت «حکمت» در هنگام هستی ماقبل انسانی خود به سخن ادامه داده و می‌گوید که «نزد او [خدا] معمار بودم». (امثال ۸:‌۳۰) مطابق با این نقش به عنوان معمار، کُولُسیان ۱:‌۱۶ دربارۀ عیسی میگوید که «در او همه چیز آفریده شد آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است».<br />
بنابراین قادر مطلق بوسیلۀ این معمار، یا دستیار زیردست خود همه چیز را آفرید. کتاب مقدس موضوع را اینطور خلاصه می‌کند: «ما را یک خداست یعنی پدر که همه چیز از اوست&#8230; و یک خداوند یعنی عیسی مسیح که همه چیز از اوست». &#8211; ۱ قُرِنتیان ۸:‌۶.<br />
بدون شک خطاب به این معمار بود که خدا گفت: «آدم را بصورت ما&#8230; بسازیم». (پیدایش ۱:‌۲۶) بعضی‌ها ادعا می‌کنند که ضمیر «ما» در این عبارت حاکی از تثلیث است. ولی اگر شما بگویید بیا چیزی برای خود بسازیم ، قاعدتاً برداشت افراد از این جمله این نخواهد بود که در درون شما چند شخص به هم پیوسته بصورت یک شخص وجود دارند. مفهوم جملۀ شما تنها این است که دو یا چند نفر با هم بر روی چیزی کار خواهند کرد. به همین ترتیب هنگامی که خدا از واژۀ «ما» استفاده کرد، شخص دیگری، نخستین آفریدۀ روحی خود یا معمار و یا عیسی را پیش از هستی انسانیش مورد خطاب قرار داد.<br />
آیا خدا میتوانست وسوسه شود؟<br />
در متّی ۴:‌۱ گفته می‌شود که ابلیس عیسی را (تجربه مینماید). شیطان پس از آنکه «همۀ ممالک جهان و جلال آنها را» به عیسی نشان داد، گفت: «اگر افتاده مرا سجده کنی همانا این همه را بتو بخشم». (متّی ۴:‌۸‌، ۹) شیطان سعی میکرد عیسی را وادار کند که وفاداریش نسبت به خدا را زیر پا گذارد.<br />
اما اگر عیسی خود خدا می بود، این چه آزمایش وفاداریی می‌توانست باشد؟ آیا خدا می‌توانست بر ضد خود شورش کند؟ خیر، اما فرشتگان و انسانها می‌توانستند بر ضد خدا شورش کنند و کردند. وسوسۀ عیسی فقط در حالی می‌توانست مفهوم داشته باشد که او خدا نباشد بلکه فردی جدا و دارای ارادۀ آزاد، فردی که اگر می‌خواست می‌توانست بی‌وفا باشد، همانند یک فرشته و یا یک انسان.<br />
از طرف دیگر، غیر قابل تصور است که خدا بتواند نسبت به خود گناه کند و بی‌وفا شود. «اعمال او کامل&#8230; خدای امین&#8230; عادل و راست است او». (تثنیه ۳۲:‌۴) بنابراین چنانچه عیسی خدا می‌بود، نمی‌توانست وسوسه شود. &#8211; یعقوب ۱:‌۱۳.<br />
عیسی چون خدا نبود، می‌توانست وفادار نماند. اما وفادار باقی ماند و می‌گوید: «دور شو ای شیطان زیرا مکتوب است که خداوند خدای خود را سجده کن و او را فقط عبادت نما.» &#8211; متّی ۴:‌۱۰.<br />
بهای فدیه چقدر بود؟<br />
یکی از دلایلی که عیسی برای آن به زمین آمد نیز ارتباط مستقیم با تثلیث دارد. کتاب مقدس بیان می‌کند: «خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسِّطی است یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد، که خود را در راه همه فدا داد شهادتی در زمان معین.» &#8211; ۱ تیموتاؤس ۲:‌۵‌، ۶.<br />
عیسی ، نه بیشتر و نه کمتر از یک انسان کامل، فدیه‌ای شد تا آنچه را آدم از دست داد جبران کند، یعنی حق زندگی انسانی کامل بر روی زمین. بنابراین پولس رسول عیسی را حقاً «آدم آخر» خواند ، و در همان متن گفت: «چنانکه در آدم همه می‌میرند در مسیح نیز همه زنده خواهند گشت.» (۱ قُرِنتیان ۱۵:‌۲۲‌، ۴۵) زندگی کامل انسانی عیسی «فدیۀ معادل» بود که از طرف عدل الهی خواسته شد، نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر. حتی یک اصل اساسی عدالت بشری نیز این است که وجه پرداختی باید با خطای انجام شده متناسب باشد.<br />
اما اگر عیسی بخشی از ذات الهی می بود، فدیۀ پرداختی بینهایت عظیمتر از آنچه که شریعت خود خدا خواسته بود می‌شد. (خروج ۲۱:‌۲۳-‌۲۵؛ لاویان ۲۴:‌۱۹-‌۲۱) این فقط یک انسان کامل یعنی آدم بود که در عدن گناه کرد، نه خدا. بنابراین اگر قرار بود که فدیه حقیقتاً با عدالت خدا هماهنگ باشد، می‌بایست دقیقاً یک معادل یک انسان کامل، «آدم آخر» باشد. به این ترتیب هنگامی که خدا عیسی را به عنوان فدیه به زمین فرستاد، او را طوری ساخت که می‌توانست از نظر برابری، عدالت را برآورده سازد، نه یک موجود حاصل از تناسخ یا یک خدای انسان نما، بلکه یک انسان کامل «از فرشتگان اندکی کمتر». (عبرانیان ۲:‌۹ ؛ با مزمور ۸:‌۵‌، ۶ مقایسه شود.) چگونه قسمتی از ذات الهی متعال پدر، پسر یا روح‌القدس می‌توانست از «فرشتگان اندکی کمتر» باشد؟<br />
چگونه «یگانه پسر مولود» بود؟<br />
کتاب مقدس عیسی را «پسر یگانه» خدا می‌نامد. (یوحنّا ۱:‌۱۴؛ ۳:‌۱۶‌، ۱۸؛ ۱ یوحنّا ۴:‌۹) هواداران تثلیث می‌گویند از آن جایی که خدا ازلی است ، بنابراین پسر او نیز ازلی است. اما چگونه شخصی می‌تواند فرزند پسر باشد و در عین حال به سن پدر خود؟<br />
هوادران تثلیث ادعا می‌کنند که در مورد عیسی، «[مولود] یگانه» ، «تولد یافتن» آنطور که در واژه‌نامه آمده است به معنای «بوجود آمدن» ؛ «ایجاد شدن» نیست. آنها می‌گویند در مورد عیسی «به مفهوم نسبتی است که آغازی ندارد» ، نوعی نسبت در مورد یگانه پسری که تولد نیافته است. (فرهنگ توضیحی عهد قدیم و جدید وآین) آیا این به نظر شما منطقی است؟ آیا یک مرد می‌تواند پدر پسری باشد بدون آنکه او را بوجود آورد؟<br />
علاوه بر این، (همانطور که وآین بدون هیچگونه توضیحی اقرار میکند) چرا کتاب مقدس برای توصیف رابطۀ اسحاق و ابراهیم از همان واژۀ یونانی به معنی «یگانه مولود» استفاده می‌کند؟ عبرانیان ۱۱:‌۱۷ از اسحاق به عنوان «پسر یگانه [مجازاً یگانه مولود]» ابراهیم صحبت می‌کند. هیچ تردیدی وجود ندارد که اسحاق یگانه مولود به معنی واقعی کلمه بود، نه اینکه از لحاظ سن یا مقام با پدرش برابر باشد.<br />
کلمۀ اصلی یونانی برای واژۀ (یگانه مولود) که در مورد عیسی و اسحاق استفاده شده مونوگِنِس است، که به گفتۀ کشف‌الآیات جامع سترانگ ، از کلمۀ مونوس به معنی «یگانه» و گی نومای که واژه‌ای ریشه‌ای است به معنی «بوجود آوردن» ، «هستی یافتن [بوجود آمدن]» می‌باشد. به این ترتیب مونوگنس چنین تعریف می‌شود: «یگانه به دنیا آمده، مولود یگانه، یعنی فرزند یگانه.» فرهنگنامۀ یونانی انگلیسی عهد جدید اثر اِ. رابینسون.<br />
فرهنگ الهیات عهد جدید، تألیف گِرهارد کیتِل ، میگوید: «[مونوگنس] به معنی (تنها نسل) ، یعنی فاقد برادر یا خواهر است.» این کتاب همچنین نقل میکند که در یوحنّا ۱:‌۱۸؛ ۳:‌۱۶‌، ۱۸ و ۱ یوحنّا ۴:‌۹ ، «رابطۀ عیسی تنها با رابطۀ فرزندی یگانه با پدر خویش مقایسه نشده است، بلکه رابطه‌ای است بین مولود یگانه و پدر.»<br />
بنابراین زندگی عیسی، یگانه پسر مولود، آغازی داشته است. و خدای قادر مطلق حقاً میتواند بوجود‌آورنده او یا پدر وی نامیده شود، به همان مفهومی که پدری زمینی مانند ابراهیم پسری را بوجود می‌آورد. (عبرانیان ۱۱:‌۱۷) به این صورت هنگامی که کتاب مقدس از خدا به عنوان «پدر» عیسی یاد می‌کند، به همین معنی است که می‌گوید آنها دو فرد متمایز هستند. خدا بزرگتر است. عیسی از لحاظ سن، مقام، قدرت و معرفت کوچکتر یا پایین‌تر است.<br />
هنگامی که شخص در نظر می‌گیرد که عیسی تنها پسر روحی خدا نبود که در آسمان آفریده شد، آنگاه آشکار می‌شود که چرا از اصطلاح (یگانه پسر مولود) در مورد او استفاده شده است. آفریده‌های روحی بی‌شمار دیگر یعنی، فرشتگان نیز «پسران خدا» خوانده می‌شوند به همان مفهومی که آدم خوانده شد ، زیرا نیروی زندگی آنها از یَهُوَه خدا که چشمه یا منبع زندگی است، سرچشمه گرفته بود. (ایّوب ۳۸:‌۷؛ مزمور ۳۶:‌۹؛ لوقا ۳:‌۳۸) اما اینها همه به وساطت (یگانه پسر مولود) آفریده شدند، تنها کسی که مستقیماً توسط خدا مولود شد. &#8211; کُولُسیان ۱:‌۱۵-‌۱۷.<br />
آیا عیسی را خدا می‌انگاشتند؟<br />
در حالیکه در اغلب موارد عیسی پسر خدا خوانده میشود، هیچکس در قرن اول تصور این را نمی‌کرد که او خدای پسر باشد. حتی دیوها، کسانی که «ایمان [دارند] که خدا واحد است،» از روی تجربیات خود در قلمرو روح می‌دانستند که عیسی خدا نیست. بنابراین ، بدرستی عیسی را بصورت جدا از خدا به عنوان «پسر خدا» خطاب می‌کردند. (یعقوب ۲:‌۱۹؛ متّی ۸:‌۲۹) و در هنگام مرگ عیسی، سربازان رومی بت‌پرست که در کنار او ایستاده بودند، می‌دانستند که آنچه از پیروان عیسی شنیده بودند باید درست باشد، نَه اینکه عیسی خدا بود، بلکه «فی‌الواقع این شخص پسر خدا بود.» &#8211; متّی ۲۷:‌۵۴.<br />
به این ترتیب، عبارت «پسر خدا» ، به عیسی به عنوان یک موجود آفریدۀ جدا اشاره می‌کند و نه بخشی از یک تثلیث. او در مقام پسر خدا، نمی‌توانست خود خدا باشد ، زیرا یوحنّا ۱:‌۱۸ می‌گوید: «خدا را هرگز کسی ندیده است».<br />
شاگردان عیسی به او به عنوان (متوسطی [واسطه‌ای] در میان خدا و انسان) می‌نگریستند ، نه بعنوان خود خدا. (۱ تیموتاؤس ۲:‌۵) چون بر طبق تعریف، واسطه کسی است جدا از کسانی که نیاز به وساطت دارند، این امری متناقض خواهد بود که عیسی را با هر یک از طرفینی که او سعی در مصالحۀ آنان را دارد، دارای هویتی یکسان بدانیم. این امر وانمود کردن چیزی است که او نبود.<br />
کتاب مقدس دربارۀ رابطۀ خدا با عیسی روشن و ثابت است. یَهُوَه خدا تنها قادر مطلق است. او مستقیماً عیسای ماقبل انسانی را آفرید. به این ترتیب، عیسی ابتدایی داشت و هرگز نمی‌توانست با خدا در قدرت و ازلیت مساوی باشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کورش</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-269</link>
		<dc:creator>کورش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-269</guid>
		<description>با سلام خدمت دوستان گرامی چه مسیحی چه مسلمان
سوالهایی حاصل از عقل ناقص بنده که خوشحال میشم دوستان مسیحی راهنماییم کنن.
من به عنوان یک بشر محتاج به دنیا آمده ومحتاج از دنیا میروم.محتاج به غذا محتاج به آب محتاج به هوا محتاج به لباس محتاج به شغل و ...و البته محتاج به محبت خانواده و تداوم نسل. و به این جهت همه انسانهای سالم بچه خود را دوست دارند که اولا ادامه نسل آنهاست و نامشان را حفظ میکند ثانیا اینکه موجودیست که هم محبت کردن ما را ارضا میکند هم به ما محبت میکند هم موجودیست ضعیف که به ما برای بقا وابسته است واز این نظر ما را ارضا میکند و ...و حالا سوال:
آیا خداوند مانند من بشر محتاج است؟ یا زبانم لال مانند من فانیست که احتیاج با تداوم نسل داشته باشد که احتیاج به فرزند داشته باشد؟
سوال بعد اینکه من شنیده ام که حضرت عیسی(علیه و علی نبینا السلام)روزی را شب نمیکردند مگر باروزه و شبی را به صبح نمیرساندند مگر با نماز حالا سوال:
اگر حضرت عیسی(ع) خدا بودند یا فرزند خدا آیا احتیاج به تهذیب نفس داشتند که روزه میگرفتند؟یا اگر نماز میخواندند در برابر کدام معبود به جز خود ایشان؟(البته این سوالی است که حضرت علی بن موسی امام رضا (ع) در مناظره ای با یکی از علمای مسیحی از وی پرسیدند و جوابی نشنیدند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام خدمت دوستان گرامی چه مسیحی چه مسلمان<br />
سوالهایی حاصل از عقل ناقص بنده که خوشحال میشم دوستان مسیحی راهنماییم کنن.<br />
من به عنوان یک بشر محتاج به دنیا آمده ومحتاج از دنیا میروم.محتاج به غذا محتاج به آب محتاج به هوا محتاج به لباس محتاج به شغل و &#8230;و البته محتاج به محبت خانواده و تداوم نسل. و به این جهت همه انسانهای سالم بچه خود را دوست دارند که اولا ادامه نسل آنهاست و نامشان را حفظ میکند ثانیا اینکه موجودیست که هم محبت کردن ما را ارضا میکند هم به ما محبت میکند هم موجودیست ضعیف که به ما برای بقا وابسته است واز این نظر ما را ارضا میکند و &#8230;و حالا سوال:<br />
آیا خداوند مانند من بشر محتاج است؟ یا زبانم لال مانند من فانیست که احتیاج با تداوم نسل داشته باشد که احتیاج به فرزند داشته باشد؟<br />
سوال بعد اینکه من شنیده ام که حضرت عیسی(علیه و علی نبینا السلام)روزی را شب نمیکردند مگر باروزه و شبی را به صبح نمیرساندند مگر با نماز حالا سوال:<br />
اگر حضرت عیسی(ع) خدا بودند یا فرزند خدا آیا احتیاج به تهذیب نفس داشتند که روزه میگرفتند؟یا اگر نماز میخواندند در برابر کدام معبود به جز خود ایشان؟(البته این سوالی است که حضرت علی بن موسی امام رضا (ع) در مناظره ای با یکی از علمای مسیحی از وی پرسیدند و جوابی نشنیدند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-267</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-267</guid>
		<description>مهزیار گلم
شما تثلیث را اشتباه معنا کردید. تثلیث به معنای خدا نیست. من هم از تثلیث مثال نمی خواهم . تعریفی می خواهم بدون تناقض با تعریف توحید . در مسیحیت از یک سو تثلیث مطرح می شود و سپس گفته می شود تثلیث در عین توحید است. این پارادوکس را تبیین کنید حال با مثال یا بی مثال فرقی نمی کند .
شما می فرمایید اگر مشکلی باشد از خود خداست نه ما. خوب من هم همین را می گویم . خدا نباید مشکلی داشته باشد. پس اگر از دیدگاه شما خدا مشکل دارد باید دیدگاهتان را اصلاح کنید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مهزیار گلم<br />
شما تثلیث را اشتباه معنا کردید. تثلیث به معنای خدا نیست. من هم از تثلیث مثال نمی خواهم . تعریفی می خواهم بدون تناقض با تعریف توحید . در مسیحیت از یک سو تثلیث مطرح می شود و سپس گفته می شود تثلیث در عین توحید است. این پارادوکس را تبیین کنید حال با مثال یا بی مثال فرقی نمی کند .<br />
شما می فرمایید اگر مشکلی باشد از خود خداست نه ما. خوب من هم همین را می گویم . خدا نباید مشکلی داشته باشد. پس اگر از دیدگاه شما خدا مشکل دارد باید دیدگاهتان را اصلاح کنید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهزیار</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-266</link>
		<dc:creator>مهزیار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-266</guid>
		<description>salam dooste gerami
aslan niazi nadarim ma masihian baraye taslis mesal biavarim
mesle in mimanad ke man begam baraye alah dar ghoran mesal biavar ta man darkash konam aya mitavanid?
taslis yani khoda va khoda mesali nadarad
hich mesali kamel nist  chon ensan kamel nist
agar ba mesal mishavad taslis ra dark kard digar in hame moshkel nabood
dooste gerami khoda khodra intor neshan dade hast va agar moshkeli bashad az khode khodast na az ma
aya shoma mitavanid entehaye aseman ra dark koni???????
pas chetor entezar darid khodara dark konid ke taslis ast
bedrood</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam dooste gerami<br />
aslan niazi nadarim ma masihian baraye taslis mesal biavarim<br />
mesle in mimanad ke man begam baraye alah dar ghoran mesal biavar ta man darkash konam aya mitavanid?<br />
taslis yani khoda va khoda mesali nadarad<br />
hich mesali kamel nist  chon ensan kamel nist<br />
agar ba mesal mishavad taslis ra dark kard digar in hame moshkel nabood<br />
dooste gerami khoda khodra intor neshan dade hast va agar moshkeli bashad az khode khodast na az ma<br />
aya shoma mitavanid entehaye aseman ra dark koni???????<br />
pas chetor entezar darid khodara dark konid ke taslis ast<br />
bedrood</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: باقری</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-265</link>
		<dc:creator>باقری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-265</guid>
		<description>سلام علیکم

استاد شمائید جناب آقای طباطبایی . هر چه بود حقیر از شما یاد می گرفتم.

انشاالله همیشه موفق باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام علیکم</p>
<p>استاد شمائید جناب آقای طباطبایی . هر چه بود حقیر از شما یاد می گرفتم.</p>
<p>انشاالله همیشه موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تازه ترین نوشته های سایت چرا مسیحی نیستم؟ &#124; خبرگزاری ندای مسیح</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-264</link>
		<dc:creator>تازه ترین نوشته های سایت چرا مسیحی نیستم؟ &#124; خبرگزاری ندای مسیح</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-264</guid>
		<description>[...] شیعه شدن خانمی مسیحی)  برخی از نومسلمانان مشهور غربی  پدر پدر ، پسر پسر یا پدر پسر؟  کدام دستش به شمشیر آشناتر است؟  اسلام دین شمشیر است یا [...] </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] شیعه شدن خانمی مسیحی)  برخی از نومسلمانان مشهور غربی  پدر پدر ، پسر پسر یا پدر پسر؟  کدام دستش به شمشیر آشناتر است؟  اسلام دین شمشیر است یا [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مقالات منتخب و موضوعی در نقد مسیحیت &#124; خبرگزاری ندای مسیح</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-263</link>
		<dc:creator>مقالات منتخب و موضوعی در نقد مسیحیت &#124; خبرگزاری ندای مسیح</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-263</guid>
		<description>[...] پدر پدر ، پسر پسر یا پدر پسر؟ [...] </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] پدر پدر ، پسر پسر یا پدر پسر؟ [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مدیر سایت</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-262</link>
		<dc:creator>مدیر سایت</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-262</guid>
		<description>&lt;blockquote&gt;اگه خدای پدر نبود عیسی مسیح و روح قدوس هم نبودند،من این مثال رو برای تثلیث گفتم&lt;/blockquote&gt;

آفرین به شما دوست عزیزم. همین نشان از این دارد که عیسی مسیح و روح القدس خدا نیستند. بلکه هر دو آفریده های خدا هستند.


&lt;blockquote&gt;و این سوال رو هم دارم که آیا خدا که این همه قدرت و جلال داره میتونه خودش رو در شکل یک انسان خاکی ظاهر کنه؟ &lt;/blockquote&gt;


این سوال شما ، سوالی بسیار منطقی و به جاست و پاسخ آن فقط با دلایل عقلی ما را به نتیجه می رساند. و گر نه ایمان به آموزه ای که عقل مخالف آن باشد ، روشی درست نخواهد بود. این سوالتان را خودتان بررسی کنید و با عقل ارزیابی کنید. امیدوارم پاسخ درست را خداوند خودش به شما با کمک عقل و منطق خوبی که در شما سراغ دارم به شما ارائه دهد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<blockquote><p>اگه خدای پدر نبود عیسی مسیح و روح قدوس هم نبودند،من این مثال رو برای تثلیث گفتم</p></blockquote>
<p>آفرین به شما دوست عزیزم. همین نشان از این دارد که عیسی مسیح و روح القدس خدا نیستند. بلکه هر دو آفریده های خدا هستند.</p>
<blockquote><p>و این سوال رو هم دارم که آیا خدا که این همه قدرت و جلال داره میتونه خودش رو در شکل یک انسان خاکی ظاهر کنه؟ </p></blockquote>
<p>این سوال شما ، سوالی بسیار منطقی و به جاست و پاسخ آن فقط با دلایل عقلی ما را به نتیجه می رساند. و گر نه ایمان به آموزه ای که عقل مخالف آن باشد ، روشی درست نخواهد بود. این سوالتان را خودتان بررسی کنید و با عقل ارزیابی کنید. امیدوارم پاسخ درست را خداوند خودش به شما با کمک عقل و منطق خوبی که در شما سراغ دارم به شما ارائه دهد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: هادی</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-261</link>
		<dc:creator>هادی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-261</guid>
		<description>سلام بر شما...   من هم با دوست شما موافقم... و اما گفته بودین که خورشید و نور و گرما نمی‌تونن نامحدود باشن،من هم نگفتم که نامحدود هستن اگه دقت کنین گفتم نور و گرما هر ۲آنها از خورشید تولید میشن خوب اگه خورشید نباشه هیچ نور و گرمایی هم نیست! پس با این وجود اگه خدای پدر نبود عیسی مسیح و روح قدوس هم نبودند،من این مثال رو برای تثلیث گفتم...و در ضمن اینکه خدا همه جاست و روح است من هم تائید می‌کنم و این سوال رو هم دارم که آیا خدا که این همه قدرت و جلال داره میتونه خودش رو در شکل یک انسان خاکی ظاهر کنه؟ یا میتونه از طریقه یک پرنده با ما سخن بگه؟ یا میتون از طریقه من به شما پیغامی برسونه؟ تثلیث...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر شما&#8230;   من هم با دوست شما موافقم&#8230; و اما گفته بودین که خورشید و نور و گرما نمی‌تونن نامحدود باشن،من هم نگفتم که نامحدود هستن اگه دقت کنین گفتم نور و گرما هر ۲آنها از خورشید تولید میشن خوب اگه خورشید نباشه هیچ نور و گرمایی هم نیست! پس با این وجود اگه خدای پدر نبود عیسی مسیح و روح قدوس هم نبودند،من این مثال رو برای تثلیث گفتم&#8230;و در ضمن اینکه خدا همه جاست و روح است من هم تائید می‌کنم و این سوال رو هم دارم که آیا خدا که این همه قدرت و جلال داره میتونه خودش رو در شکل یک انسان خاکی ظاهر کنه؟ یا میتونه از طریقه یک پرنده با ما سخن بگه؟ یا میتون از طریقه من به شما پیغامی برسونه؟ تثلیث&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مدیر سایت</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-260</link>
		<dc:creator>مدیر سایت</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-260</guid>
		<description>سلام خدا بر شما دوست نازنینم.
آقا هادی اشکالی که در این پست مطرح شده را با همین مثال شما بررسی می کنیم. دوست عزیزم بازل Buswell در تعریف خدا در مسیحیت د‌(هنرى تیسن، الهیات مسیحى، ص 25) ، می گوید:



&lt;blockquote&gt;بهترین خلاصه اى که در مورد تعریف خدا طبق کتاب مقدس وجود دارد در اعتقادنامه «وست منیستر» یافت مى شود که مى گوید: خدا روحى است که در وجود و حکمت و قدرت و قدوسیت و عدالت و نیکویى و حقیقت خود، &lt;strong&gt;نامحدود و ابدى و لایتغیر است. او در تمام دنیا حضور دارد و در عین حال از تمام موجودات برتر است.&lt;/strong&gt;   &lt;/blockquote&gt;


خوب اکنون اگر شما دوست گلم در مثالتان دقت کنید می بینید که غیر ممکن است هم نور و هم گرما و هم خورشید هر سه نامحدود باشند. محال عقلی است. چرا که اگر یکی از این ها نامحدود و برتر از دیگری باشد معنایش این است که دیگری برتر نیست و محدود است و خداوند نیز محدود نیست . پس دو اقنوم دیگر خدا نیستند. اگر هم بگویید که اشکالی ندارد . این دو محدود هستند و یکی از آن ها نامحدود است. در این صورت دو اشکال اساسی به شما وارد می شود. یکی این که این تعریف با تعریفی که در الهیات مسیحی از خدا می شود مغایر است و از طرف دیگر صفات بسیار دیگری هم هستند که به این خورشید بر می گردند. مثلا صفت نور و روشنایی ، صفت رنگ خورشید ، صفت فاصله خورشید و .... . حال اگر این مثال را در مورد خدا بخواهیم بگوییم مثلا صفت علم خدا ، صفت مهربانی خدا ، عدالت خدا و ... . حال اگر هر یک از این صفات و ابعاد را بخواهیم یک شخصیت مستقل از خدا به حساب بیاوریم مانند دو اقنوم دیگر تثلیث ، در این صورت تثلیث بی معنا خواهد بود. چرا که صفات خدا بسیار زیاد است و همه این صفات می شوند شخصیت های خدا و هر کدامشان یک خدای جداگانه.
بنده هم به شما دوست نازنینم بسیار علاقمندم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خدا بر شما دوست نازنینم.<br />
آقا هادی اشکالی که در این پست مطرح شده را با همین مثال شما بررسی می کنیم. دوست عزیزم بازل Buswell در تعریف خدا در مسیحیت د‌(هنرى تیسن، الهیات مسیحى، ص ۲۵) ، می گوید:</p>
<blockquote><p>بهترین خلاصه اى که در مورد تعریف خدا طبق کتاب مقدس وجود دارد در اعتقادنامه «وست منیستر» یافت مى شود که مى گوید: خدا روحى است که در وجود و حکمت و قدرت و قدوسیت و عدالت و نیکویى و حقیقت خود، <strong>نامحدود و ابدى و لایتغیر است. او در تمام دنیا حضور دارد و در عین حال از تمام موجودات برتر است.</strong>   </p></blockquote>
<p>خوب اکنون اگر شما دوست گلم در مثالتان دقت کنید می بینید که غیر ممکن است هم نور و هم گرما و هم خورشید هر سه نامحدود باشند. محال عقلی است. چرا که اگر یکی از این ها نامحدود و برتر از دیگری باشد معنایش این است که دیگری برتر نیست و محدود است و خداوند نیز محدود نیست . پس دو اقنوم دیگر خدا نیستند. اگر هم بگویید که اشکالی ندارد . این دو محدود هستند و یکی از آن ها نامحدود است. در این صورت دو اشکال اساسی به شما وارد می شود. یکی این که این تعریف با تعریفی که در الهیات مسیحی از خدا می شود مغایر است و از طرف دیگر صفات بسیار دیگری هم هستند که به این خورشید بر می گردند. مثلا صفت نور و روشنایی ، صفت رنگ خورشید ، صفت فاصله خورشید و &#8230;. . حال اگر این مثال را در مورد خدا بخواهیم بگوییم مثلا صفت علم خدا ، صفت مهربانی خدا ، عدالت خدا و &#8230; . حال اگر هر یک از این صفات و ابعاد را بخواهیم یک شخصیت مستقل از خدا به حساب بیاوریم مانند دو اقنوم دیگر تثلیث ، در این صورت تثلیث بی معنا خواهد بود. چرا که صفات خدا بسیار زیاد است و همه این صفات می شوند شخصیت های خدا و هر کدامشان یک خدای جداگانه.<br />
بنده هم به شما دوست نازنینم بسیار علاقمندم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: هادی</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-259</link>
		<dc:creator>هادی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-259</guid>
		<description>سلام مدیر عزیز،مطمئناً من رو خاطرتون هست... در مورد اینکه مسیحیان ۳خدا دارن یا ۳خدا رو میپرستن،بعضی‌ از هموطنی ما برداشت نسبتا خوبی‌ به ندران،چون درک اون مفاهیم براشون یه جور سخته یا بهتر بگم تعصب آنها باعث می‌شه که زیاد تحقیق نکنن یا بعضی‌‌ها فکر می‌کنن که شاید کفر گفته باشن...من فقط می‌خوام با یک مثال توضیح بدم...شما خورشید رو در نظر بگیرین خورشید خیلی‌ بزرگه و یکی‌ از زیباترین افرینش در طبیعت هستش خوب شما فرض کنین که خورشید خداست،همون خدای پدر،و نور خورشید عیسی مسیح هست،همون پسر،و گرمای خورشید روح قدوس هست،اما این ۲ از خورشید هستش و بر میگرد به صفات خورشید.... دوست تون دارم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مدیر عزیز،مطمئناً من رو خاطرتون هست&#8230; در مورد اینکه مسیحیان ۳خدا دارن یا ۳خدا رو میپرستن،بعضی‌ از هموطنی ما برداشت نسبتا خوبی‌ به ندران،چون درک اون مفاهیم براشون یه جور سخته یا بهتر بگم تعصب آنها باعث می‌شه که زیاد تحقیق نکنن یا بعضی‌‌ها فکر می‌کنن که شاید کفر گفته باشن&#8230;من فقط می‌خوام با یک مثال توضیح بدم&#8230;شما خورشید رو در نظر بگیرین خورشید خیلی‌ بزرگه و یکی‌ از زیباترین افرینش در طبیعت هستش خوب شما فرض کنین که خورشید خداست،همون خدای پدر،و نور خورشید عیسی مسیح هست،همون پسر،و گرمای خورشید روح قدوس هست،اما این ۲ از خورشید هستش و بر میگرد به صفات خورشید&#8230;. دوست تون دارم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: روح الله</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-258</link>
		<dc:creator>روح الله</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-258</guid>
		<description>با سلام
من هم باید بگویم که کاملا موافقم
وقتی دوستان مسیحی می گویند که عیسی عبادت می کرده و انسان عابدی بوده من خنده ام می گیرد
مگر میشود خدا عبادت کند
اگر این کار را کند معلوم میشود خدا محتاج است که عبادت می کند
پس نباید بگوییم عیسی خداست
در اخر هم باید بگویم که برای پسر خدا متاسفم که توی خونه خدا به دنیا نیومده و وقتی موقع زایمان حضرت مریم شد ندا امد که ای مریم از بیت المقدس برو بیرون اینجا حریم الهی است جای زایمان نیست و به جاش مولای عالم امکان حضرت علی علیه السلام توی خونه خدا به دنیا اومد و با این تفاوت که دیوار خانه کعبه برای این امر سینه چاک شد و در باز نشد بلکه دیوار کعبه شکافته شد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
من هم باید بگویم که کاملا موافقم<br />
وقتی دوستان مسیحی می گویند که عیسی عبادت می کرده و انسان عابدی بوده من خنده ام می گیرد<br />
مگر میشود خدا عبادت کند<br />
اگر این کار را کند معلوم میشود خدا محتاج است که عبادت می کند<br />
پس نباید بگوییم عیسی خداست<br />
در اخر هم باید بگویم که برای پسر خدا متاسفم که توی خونه خدا به دنیا نیومده و وقتی موقع زایمان حضرت مریم شد ندا امد که ای مریم از بیت المقدس برو بیرون اینجا حریم الهی است جای زایمان نیست و به جاش مولای عالم امکان حضرت علی علیه السلام توی خونه خدا به دنیا اومد و با این تفاوت که دیوار خانه کعبه برای این امر سینه چاک شد و در باز نشد بلکه دیوار کعبه شکافته شد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مدیر سایت</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-257</link>
		<dc:creator>مدیر سایت</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-257</guid>
		<description>با سلام به شما دوست عزیزم.
برای مطالعه در زمینه مسیحیت و یهود می توانید از کتاب هایی که در سایت های زیر
www.ngoic.com
www.mouood.org
معرفی شده است استفاده کنید.
من نیز در این وبلاگ (www.pedar.net) با معرفی شخصیت های برجسته مسیحی و آثار آنان سعی در راهنمایی عزیزان دارم. به عنوان نمونه به پست مربوط به دکتر نبیل لوقا البباوی و نیز آثار ایشان که معرفی شده است، مراجعه کنید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به شما دوست عزیزم.<br />
برای مطالعه در زمینه مسیحیت و یهود می توانید از کتاب هایی که در سایت های زیر<br />
<a href="http://www.ngoic.com" rel="nofollow">http://www.ngoic.com</a><br />
<a href="http://www.mouood.org" rel="nofollow">http://www.mouood.org</a><br />
معرفی شده است استفاده کنید.<br />
من نیز در این وبلاگ (www.pedar.net) با معرفی شخصیت های برجسته مسیحی و آثار آنان سعی در راهنمایی عزیزان دارم. به عنوان نمونه به پست مربوط به دکتر نبیل لوقا البباوی و نیز آثار ایشان که معرفی شده است، مراجعه کنید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کریستوفر</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-256</link>
		<dc:creator>کریستوفر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-256</guid>
		<description>با درود و سلام به شما دوست عزیز  در عیسی مسیح

مطلبی که گذاشتید در مثال زیبا بود (دایره)

اما ما بر این باوریم که خداوند به جای 3 اقنوم 3 عنوان داشته و با نظریه تثلیث که پس از قرن سوم و چهارم میلادی به کلیسا تزریق شده کاملا غیر کتاب مقدسی است مخالفیم  . چرا که اولا در هیچ جای کتاب مقدس کلمه تثلیث به چشم نمی خورد ثانیا تثلیث اساس مسیحیت را زیر سوال می برد  . اگر توجه کنیم در عهد عتیق هم ما فقط یک خدا داریم و آیه های زیادی در این مورد می توانیم ذکر کنیم . البته می دانم که در این مختصر نوشته شما هرگز قانع نمی شوید اما دوست دارم  ... کاملا دوستانه در این مورد با یکدیگر گفتگو کنیم . ...
ما نه jesus only  و نه از فرقه دیگریم  بلکه مایلیم شما نیز در این مورد نظرات خود را با توجه به آیات کتاب مقدس و بدون جبهه گیری عنوان کنید .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با درود و سلام به شما دوست عزیز  در عیسی مسیح</p>
<p>مطلبی که گذاشتید در مثال زیبا بود (دایره)</p>
<p>اما ما بر این باوریم که خداوند به جای ۳ اقنوم ۳ عنوان داشته و با نظریه تثلیث که پس از قرن سوم و چهارم میلادی به کلیسا تزریق شده کاملا غیر کتاب مقدسی است مخالفیم  . چرا که اولا در هیچ جای کتاب مقدس کلمه تثلیث به چشم نمی خورد ثانیا تثلیث اساس مسیحیت را زیر سوال می برد  . اگر توجه کنیم در عهد عتیق هم ما فقط یک خدا داریم و آیه های زیادی در این مورد می توانیم ذکر کنیم . البته می دانم که در این مختصر نوشته شما هرگز قانع نمی شوید اما دوست دارم  &#8230; کاملا دوستانه در این مورد با یکدیگر گفتگو کنیم . &#8230;<br />
ما نه jesus only  و نه از فرقه دیگریم  بلکه مایلیم شما نیز در این مورد نظرات خود را با توجه به آیات کتاب مقدس و بدون جبهه گیری عنوان کنید .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خورشید مکه</title>
		<link>http://www.pedar.net/265.html#comment-255</link>
		<dc:creator>خورشید مکه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=265#comment-255</guid>
		<description>دوست عزیز من در حال تحقیق در مورد ادیان هستم تا بتوانم دینم را با تفکر وتحقیق واستواری کامل انتخاب واز دستوراتش پیروی کنم البته این بدین معنی نیست که من در دینم سست شده ام اما با عقل چیز دیگری است لطفا کتابهایی خوب را در مورد مسیحیت ویهود به من معرفی کنید
ممنونم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیز من در حال تحقیق در مورد ادیان هستم تا بتوانم دینم را با تفکر وتحقیق واستواری کامل انتخاب واز دستوراتش پیروی کنم البته این بدین معنی نیست که من در دینم سست شده ام اما با عقل چیز دیگری است لطفا کتابهایی خوب را در مورد مسیحیت ویهود به من معرفی کنید<br />
ممنونم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

