<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: اسلام دین شمشیر است یا مسیحیت</title>
	<atom:link href="http://www.pedar.net/253.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.pedar.net/253.html</link>
	<description>پایگاه تخصصی دین شناسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 16:46:57 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: غزال</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-7936</link>
		<dc:creator>غزال</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-7936</guid>
		<description>سلام آقای طباطبایی از وبتون خیلی خوشم اومد میتونم بگم با مطالبتون و بحثایی که با بچه ها کردین دین منو از شناسنامه ای بودن ی کم درآوردین من اطلاعات کمی درمورد ادیان دیگه داشتم ولی با وب شما اطلاعاتم بیشتر شد...ممنونتونم.فقط ببخشین میخواستم بدونم امکانش هست هروقت که مطلب جدیدی میذارین این مطلب رو به ایمیل منم بفرستین یاچنین امکانی واستون وجودنداره؟؟؟بیشتر وقتا میخوام از مطالبتون استفاده کنم ولی نمیتونم به وبتون بیام..اگه امکانش باشه ممنون میشم..
موفق و پیروز باشین.خدانگهدار.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام آقای طباطبایی از وبتون خیلی خوشم اومد میتونم بگم با مطالبتون و بحثایی که با بچه ها کردین دین منو از شناسنامه ای بودن ی کم درآوردین من اطلاعات کمی درمورد ادیان دیگه داشتم ولی با وب شما اطلاعاتم بیشتر شد&#8230;ممنونتونم.فقط ببخشین میخواستم بدونم امکانش هست هروقت که مطلب جدیدی میذارین این مطلب رو به ایمیل منم بفرستین یاچنین امکانی واستون وجودنداره؟؟؟بیشتر وقتا میخوام از مطالبتون استفاده کنم ولی نمیتونم به وبتون بیام..اگه امکانش باشه ممنون میشم..<br />
موفق و پیروز باشین.خدانگهدار.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ...</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-2646</link>
		<dc:creator>...</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-2646</guid>
		<description>همه ی ادیان من درآوردی هستند و شما هم یک مشت متوهم اید که تو کله تون به زور فرو کردن که هرچی میگین راست و درسته و بقیه باطله....شما واقعا احمق هستین که هنوز دارین بحث میکنین که اسلام و مسیحیت کدوم خوب و کدوم بده. هردوتاشون جنایتکارن از همون پاپ بگیر تا حکومت اسلامی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همه ی ادیان من درآوردی هستند و شما هم یک مشت متوهم اید که تو کله تون به زور فرو کردن که هرچی میگین راست و درسته و بقیه باطله&#8230;.شما واقعا احمق هستین که هنوز دارین بحث میکنین که اسلام و مسیحیت کدوم خوب و کدوم بده. هردوتاشون جنایتکارن از همون پاپ بگیر تا حکومت اسلامی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: z.gh</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-2554</link>
		<dc:creator>z.gh</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-2554</guid>
		<description>بحثهاتون خیلی جالب و خوندنی بود استفاده کردیم اما ای کاش در مورد شیعه و سنی هم مقاله میدادید و در موردش بحث می شدراستی ما حضرت عیسی رو بیشتر از پیامبر خودمون دوست نداشته باشیم حداقل به اندازه ی حضرت محمد (ص) دوسش داریم چون ایمان آوردن به ایشون و دوست داشتنش سفارش خود پیامبرعزیزمونه که رحمه للعالمینه به نظرم منظور آقای طباطبایی هم اصل دین مسحیت نبود که مشکل داره چون به اعتقاد ما ادیان کامل کننده ی هم هستند و در طول همند نه در مقابل هم که بعضی از دوستان نوشتن مسیح رو بشناسید بعد در موردش حرف بزنید کلا به نظر من خیلی توی بحث های صورت گرفته مغالطه صورت گرفته اهانت نشه ولی بعضی از دوستان هنوز نفهمیدن شرع چیه ؟ احکام برا چی اومدن؟ برا پاداش و مجازات یا برای خوب زندگی کردن ؟اینا رو نفهمیده اومدن نظر میدن که حضزت عیسی چه جوری بود یا حضرت محمد چه جوری بود توصیه ام به این افراد اینه که اول بفهمن دین یعنی چی بعد در مورد ادیان کارشناسی بکنن   با آرزوی موفقیت برای همه ی حق طلب ها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بحثهاتون خیلی جالب و خوندنی بود استفاده کردیم اما ای کاش در مورد شیعه و سنی هم مقاله میدادید و در موردش بحث می شدراستی ما حضرت عیسی رو بیشتر از پیامبر خودمون دوست نداشته باشیم حداقل به اندازه ی حضرت محمد (ص) دوسش داریم چون ایمان آوردن به ایشون و دوست داشتنش سفارش خود پیامبرعزیزمونه که رحمه للعالمینه به نظرم منظور آقای طباطبایی هم اصل دین مسحیت نبود که مشکل داره چون به اعتقاد ما ادیان کامل کننده ی هم هستند و در طول همند نه در مقابل هم که بعضی از دوستان نوشتن مسیح رو بشناسید بعد در موردش حرف بزنید کلا به نظر من خیلی توی بحث های صورت گرفته مغالطه صورت گرفته اهانت نشه ولی بعضی از دوستان هنوز نفهمیدن شرع چیه ؟ احکام برا چی اومدن؟ برا پاداش و مجازات یا برای خوب زندگی کردن ؟اینا رو نفهمیده اومدن نظر میدن که حضزت عیسی چه جوری بود یا حضرت محمد چه جوری بود توصیه ام به این افراد اینه که اول بفهمن دین یعنی چی بعد در مورد ادیان کارشناسی بکنن   با آرزوی موفقیت برای همه ی حق طلب ها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهران</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-2535</link>
		<dc:creator>مهران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-2535</guid>
		<description>مسیحیت آیین دروغ و ترور است و هیچ ارتباطی با تعالیم صلح آمیز مسیح ندارد.
تمام آنچه دوستان مسیحی به آن رجوع میکنند کلام حضرت مسیح است ولی رفتار آنها بر اساس کلام بترس است.
رفتار مسیح را در مورد ماگدالن در کتاب مقدس بخوانید. مسیح او را بخشید و سنگ را به سوی او نینداخت. ولی بلا فاصله پس از عروج ایشان پترس دستور قتل آنانیاس را صادر کرد. چرا؟ به خاطر آنکه آنانیاس تمام پول خود را به کلیسا نداد و در این مورد به کلیسا دروغ گفت.
در مورد یهودا نیز گفته شده که او خو کشی کرد. در حالیکه در کتاب مقدس نام محل کشته شدن او آکلداما لقب گرفته است که به معنی سرزمین پوشیده از خون است پرا؟
چون یهودا به دست پیروان مسیح تکه تکه شد!
کسانی که از صلح دوستی کتاب مقدسشان صحبت میکنند نمیگن چرا در این کتاب آمده کسانی که
از دین مسیحی بر میگردند باید سوزانده شوند(مانند شاخه خشک). تحریم شوند و یا در آب خفه شوند.

اگر صلح و دوستی هست با مسلمانان است مشکل از مسلمانی ماست.

درود بر شما و تشکر از وب سایت خوبتان

مهران</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مسیحیت آیین دروغ و ترور است و هیچ ارتباطی با تعالیم صلح آمیز مسیح ندارد.<br />
تمام آنچه دوستان مسیحی به آن رجوع میکنند کلام حضرت مسیح است ولی رفتار آنها بر اساس کلام بترس است.<br />
رفتار مسیح را در مورد ماگدالن در کتاب مقدس بخوانید. مسیح او را بخشید و سنگ را به سوی او نینداخت. ولی بلا فاصله پس از عروج ایشان پترس دستور قتل آنانیاس را صادر کرد. چرا؟ به خاطر آنکه آنانیاس تمام پول خود را به کلیسا نداد و در این مورد به کلیسا دروغ گفت.<br />
در مورد یهودا نیز گفته شده که او خو کشی کرد. در حالیکه در کتاب مقدس نام محل کشته شدن او آکلداما لقب گرفته است که به معنی سرزمین پوشیده از خون است پرا؟<br />
چون یهودا به دست پیروان مسیح تکه تکه شد!<br />
کسانی که از صلح دوستی کتاب مقدسشان صحبت میکنند نمیگن چرا در این کتاب آمده کسانی که<br />
از دین مسیحی بر میگردند باید سوزانده شوند(مانند شاخه خشک). تحریم شوند و یا در آب خفه شوند.</p>
<p>اگر صلح و دوستی هست با مسلمانان است مشکل از مسلمانی ماست.</p>
<p>درود بر شما و تشکر از وب سایت خوبتان</p>
<p>مهران</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-253</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-253</guid>
		<description>دوست عزیز
اولا کتاب مسیحیان از دو بخش تدوین شده است : عهد قدیم و عهد جدید و این غلط است که بگوییم کتاب مسیحیان فقط انجیل است.
ثانیا در عهد جدید نیز آیات بسیاری مبنی بر خشونت وجود دارد . به عنوان مثال :
«گمان مبرید که آمده‌ام تا سلامتی بر زمین بگذارم نیامده‌ام تا سلامتی بگذارم بلکه شمشیر را».[متی 10: 34]
«آیا گمان می‌برید که من آمده‌ام تا سلامتی بر زمین بخشم نی بلکه به شما می‌گویم تفریق را زیرا بعد از این پنج نفر که در یک خانه باشند دو از سه و سه از دو جدا خواهند شد»[لوقا 12: 51 – 52]
حتی مسیح در شب آخر از حواریون خواست تا شمشیر تهیه کنند اما حواریون به کلام مسیح بی‌توجهی کردند و فرمان وی را اجابت نکردند(البته چنین گزارشی را مسلمانان قبول ندارند. حواریون شخصیت هایی برجسته تر از این گونه اتهامات دارند) :
«پس به ایشان گفت: لیکن الان هر که کیسه دارد آن را بردارد و همچنین توشه دان را و کسی که شمشیر ندارد جامه ی خود را فروخته آن را بخرد... گفتند: ای خداوند اینک دو شمشیر . به ایشان گفت: کافی است »[لوقا 22: 36 – 38]

&lt;a href=&quot;http://www.pajoohe.com/FA/index.php?Page=definition&amp;UID=39456&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;مقاله پیشنهادی برای مطالعه&lt;/a&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیز<br />
اولا کتاب مسیحیان از دو بخش تدوین شده است : عهد قدیم و عهد جدید و این غلط است که بگوییم کتاب مسیحیان فقط انجیل است.<br />
ثانیا در عهد جدید نیز آیات بسیاری مبنی بر خشونت وجود دارد . به عنوان مثال :<br />
«گمان مبرید که آمده‌ام تا سلامتی بر زمین بگذارم نیامده‌ام تا سلامتی بگذارم بلکه شمشیر را».[متی ۱۰: ۳۴]<br />
«آیا گمان می‌برید که من آمده‌ام تا سلامتی بر زمین بخشم نی بلکه به شما می‌گویم تفریق را زیرا بعد از این پنج نفر که در یک خانه باشند دو از سه و سه از دو جدا خواهند شد»[لوقا ۱۲: ۵۱ – ۵۲]<br />
حتی مسیح در شب آخر از حواریون خواست تا شمشیر تهیه کنند اما حواریون به کلام مسیح بی‌توجهی کردند و فرمان وی را اجابت نکردند(البته چنین گزارشی را مسلمانان قبول ندارند. حواریون شخصیت هایی برجسته تر از این گونه اتهامات دارند) :<br />
«پس به ایشان گفت: لیکن الان هر که کیسه دارد آن را بردارد و همچنین توشه دان را و کسی که شمشیر ندارد جامه ی خود را فروخته آن را بخرد&#8230; گفتند: ای خداوند اینک دو شمشیر . به ایشان گفت: کافی است »[لوقا ۲۲: ۳۶ – ۳۸]</p>
<p><a href="http://www.pajoohe.com/FA/index.php?Page=definition&amp;UID=39456" rel="nofollow">مقاله پیشنهادی برای مطالعه</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-252</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-252</guid>
		<description>با سلام شما آیه هایی از تورات !را دلیل خشونت مسیحیان نوشته اید آیا درخود انجیل آیه ائ که مسیحیان را به خشونت دعوت کند موجود است؟یا یادتان رفته که کتاب مسیحیان انجیل است نه تورات.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام شما آیه هایی از تورات !را دلیل خشونت مسیحیان نوشته اید آیا درخود انجیل آیه ائ که مسیحیان را به خشونت دعوت کند موجود است؟یا یادتان رفته که کتاب مسیحیان انجیل است نه تورات.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-249</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-249</guid>
		<description>اولا اتفاقا عاشورا و ماه مبارک رمضان هم از شر شما دروغ گویان راحت شده اند..
ثانیا عاشورا و ماه مبارک رمضان ، در این سطح کودکانه نیست که شما پنداشته اید. ابتدا ببینید این چیزی که می گویید چیست و بعد افاضه کنید.
دریای زلال محرم و رمضان ، به گونه ای است که هر کس خود را در آن بشوید پاک می شود. هر کس هم از آن دوری کند ، لحظه به لحظه کثیف و پلیدتر می شود. لذا این افتخار نیست که از شر آن ها راحت شده اید. بلکه به شر گرفتار شده اید و از این پاک کننده های جسم و جان ، محروم شده اید..
برای خود متاسف باشید..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اولا اتفاقا عاشورا و ماه مبارک رمضان هم از شر شما دروغ گویان راحت شده اند..<br />
ثانیا عاشورا و ماه مبارک رمضان ، در این سطح کودکانه نیست که شما پنداشته اید. ابتدا ببینید این چیزی که می گویید چیست و بعد افاضه کنید.<br />
دریای زلال محرم و رمضان ، به گونه ای است که هر کس خود را در آن بشوید پاک می شود. هر کس هم از آن دوری کند ، لحظه به لحظه کثیف و پلیدتر می شود. لذا این افتخار نیست که از شر آن ها راحت شده اید. بلکه به شر گرفتار شده اید و از این پاک کننده های جسم و جان ، محروم شده اید..<br />
برای خود متاسف باشید..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-248</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-248</guid>
		<description>چیزی پاک نشده است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چیزی پاک نشده است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: albert</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-247</link>
		<dc:creator>albert</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-247</guid>
		<description>dooste aziz chera hame chiz ra pak kardi</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>dooste aziz chera hame chiz ra pak kardi</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ارش</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-246</link>
		<dc:creator>ارش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-246</guid>
		<description>من مذهبم عوض کردم از شر عاشورا رمضان ......
راحت شدم شمام این کارو بکنید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من مذهبم عوض کردم از شر عاشورا رمضان &#8230;&#8230;<br />
راحت شدم شمام این کارو بکنید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-239</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-239</guid>
		<description>از بذل محبت شما دوست گلم ممنونم . امیدوارم مطالب این سایت برای شما مفید باشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از بذل محبت شما دوست گلم ممنونم . امیدوارم مطالب این سایت برای شما مفید باشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهرام</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-238</link>
		<dc:creator>بهرام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-238</guid>
		<description>سلام دوست عزیز - از دیدن وب سایت شما بسیار خوشحال شدم چون مدت هاست به دنبال چنین مرجعی برای پاسخگویی به خرافات مسیحیان دروغین که به تازگی در کشورمان رواج داده اند و افراد کم اطلاع از دین و متاسفانه کم استفاده کنندگان از عقل را گول زده اند میگردم - متاسفانه چند تن از اقوام من دچار این شرک شده اند و من هرچه در توان داشته ام برای بیدار شدنشان انجام داده ام - حال به دنبال دلایلی روشن تر و اصیل تر میگردم تا بتوانم ایشان را متوجه اشتباه و منجلابی که درآن غوطه ورند بنمایم . با تشکر از شما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزیز &#8211; از دیدن وب سایت شما بسیار خوشحال شدم چون مدت هاست به دنبال چنین مرجعی برای پاسخگویی به خرافات مسیحیان دروغین که به تازگی در کشورمان رواج داده اند و افراد کم اطلاع از دین و متاسفانه کم استفاده کنندگان از عقل را گول زده اند میگردم &#8211; متاسفانه چند تن از اقوام من دچار این شرک شده اند و من هرچه در توان داشته ام برای بیدار شدنشان انجام داده ام &#8211; حال به دنبال دلایلی روشن تر و اصیل تر میگردم تا بتوانم ایشان را متوجه اشتباه و منجلابی که درآن غوطه ورند بنمایم . با تشکر از شما</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-236</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-236</guid>
		<description>دوست عزیز در اسلام کلید بهشت ، ایمان و عمل صالح است. کسی به زور شمشیر نخواسته دیگران را به بهشت ببرد اما قرآن کریم می فرماید وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِیناً فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ [آل عمران : 85]
 قرآن در آیه 82 سوره بقره می فرماید : « کسانی که &lt;strong&gt;ایمان &lt;/strong&gt;آوردند و &lt;strong&gt;اعمال صالح &lt;/strong&gt;انحام دادند &lt;strong&gt;یاران بهشتند &lt;/strong&gt;و جاودانه در آن خواهند ماند . به این ترتیب قرآن پرده های اوهام گروهی از اهل کتاب و مقلدین آنها را در میان اثوام و ملل دیگر ، که تصور می کردند مسأله نجات و وردود در بهشت بر اساس یک سلسله روابط ، یا ضوابطی غیر از ایمان و عمل صالح است ، پاره می کند ، و انسانها را برای ساختن خویش در دو بعد « عقیده » و « عمل » بسیج می نماید .
 بدیهی است رابطه « ایمان » و « عمل صالح » رابطه « درخت » و « میوه » است . یک درخت سالم ( از درختان میوه ) خالی از میوه نخواهد بود ، همچنین ایمان از عمل صالح جدا نخواهد شد .

دوست عزیز
به این نکته نیز توجه داشته باشید که به دفاع از خود ،‌ به زور شمشیر بهشت بردن نمی گویند. نمونه واضح و اشکار آن غزه و کشتار های اسرائیل جنایتکار است. شما نمی توانید بگویید مسلمانان غزه می خواهند غاصبان اسرائیل را به زور مسلمان کنند و به بهشت ببرند لذا با آن ها جنگ می کنند! خیر . این گونه نیست.

حقیقتا ژرفای اسلام زور نیست. امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند:
• اصل ایمان برای امر خداوند خوب تسلیم شدن است.( غررالحکم ، صفحه 91)
• نزدیکترین مردم به خداوند سبحان کسی است که ایمانش بهتر از دیگران باشد .( غررالحکم ، صفحه 93)
• سه چیز است که هر کس آنها را داشته باشد ایمانش کامل است : عقل ، برداری و علم.( غررالحکم ، صفحه 96)
• سه چیز است که در هر کس باشد ایمانش کامل است : کسی که چون خشنود شود ، خشنودیش بسوی باطل نبرد و زمانی که خشمگین شود خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون قدرت یابد چیزی را که مال او نیست ( به زور و ستم از دیگری ) نستاند .( غررالحکم ، صفحه 160)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیز در اسلام کلید بهشت ، ایمان و عمل صالح است. کسی به زور شمشیر نخواسته دیگران را به بهشت ببرد اما قرآن کریم می فرماید وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِیناً فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ [آل عمران : ۸۵]<br />
 قرآن در آیه ۸۲ سوره بقره می فرماید : « کسانی که <strong>ایمان </strong>آوردند و <strong>اعمال صالح </strong>انحام دادند <strong>یاران بهشتند </strong>و جاودانه در آن خواهند ماند . به این ترتیب قرآن پرده های اوهام گروهی از اهل کتاب و مقلدین آنها را در میان اثوام و ملل دیگر ، که تصور می کردند مسأله نجات و وردود در بهشت بر اساس یک سلسله روابط ، یا ضوابطی غیر از ایمان و عمل صالح است ، پاره می کند ، و انسانها را برای ساختن خویش در دو بعد « عقیده » و « عمل » بسیج می نماید .<br />
 بدیهی است رابطه « ایمان » و « عمل صالح » رابطه « درخت » و « میوه » است . یک درخت سالم ( از درختان میوه ) خالی از میوه نخواهد بود ، همچنین ایمان از عمل صالح جدا نخواهد شد .</p>
<p>دوست عزیز<br />
به این نکته نیز توجه داشته باشید که به دفاع از خود ،‌ به زور شمشیر بهشت بردن نمی گویند. نمونه واضح و اشکار آن غزه و کشتار های اسرائیل جنایتکار است. شما نمی توانید بگویید مسلمانان غزه می خواهند غاصبان اسرائیل را به زور مسلمان کنند و به بهشت ببرند لذا با آن ها جنگ می کنند! خیر . این گونه نیست.</p>
<p>حقیقتا ژرفای اسلام زور نیست. امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند:<br />
• اصل ایمان برای امر خداوند خوب تسلیم شدن است.( غررالحکم ، صفحه ۹۱)<br />
• نزدیکترین مردم به خداوند سبحان کسی است که ایمانش بهتر از دیگران باشد .( غررالحکم ، صفحه ۹۳)<br />
• سه چیز است که هر کس آنها را داشته باشد ایمانش کامل است : عقل ، برداری و علم.( غررالحکم ، صفحه ۹۶)<br />
• سه چیز است که در هر کس باشد ایمانش کامل است : کسی که چون خشنود شود ، خشنودیش بسوی باطل نبرد و زمانی که خشمگین شود خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون قدرت یابد چیزی را که مال او نیست ( به زور و ستم از دیگری ) نستاند .( غررالحکم ، صفحه ۱۶۰)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد رضا طباطبایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-235</link>
		<dc:creator>سید محمد رضا طباطبایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-235</guid>
		<description>دوست عزیزم
نمی دانم پیام مقاله ای که نوشتم را درک نمودید یا خیر . ببینید به طور کلی ادیان الهی در مسائل مهمی مانند صلح و جنگ، تفاوت اساسی ندارند، بدین معنا که مثلا در یک دین الهی مردم به صلح و صفا فرا خوانده شده باشند و در دین دیگر به خشونت ؛ بلکه در همه ادیان الهی هم جهاد و هم دفاع وجود دارد وهم صلح ومحبت و مهربانی. متاسفانه چنین وا نمود شده است که اسلام دین خشونت است.
گوستاولوبون دانشمند مسیحی فرانسوی می گوید :
«تمام آسانی و سهولت بی نظیر اسلام روی همین توحید خالص است و رمز پیشرفت اسلام نیز در همان سهولت و آسانی آن است ، آن تناقضات و پیچیدگی هایی که غالبا در سایر کیش ها و آیین های دیگر دیده می شود در دین اسلام جود ندارد،همین صاف و سادگی اسلام و دستورات آن کمک زیادی به پیشرفت این دین در جهان نموده و به همین خاطراست که ملت های زیادی از مسیحیان را می بینیم که دین اسلام را می پذیرند و آن را بر مسیحیت ترجیح می دهند، مصریان که در زمان امپراطوران قسطنطنیه مسیحی بودند و به محض آشنا شدن با اصول اسلام یک باره مسلمان شدند و به همین سبب است که هر ملتی مسلمان شد دوباره زیر بار دین نصرانیت نخواهد رفت ، خواه پیروز شوند و یا شکست بخورند، زور وشمشیر موجب پیشرفت قرآن نگشت ؛ زیرا رسم اعراب این بود که هرجا را فتح میکردند مردم آنجا را در دین خود آزاد می گذاردند و این که مردم مسیحی از دین خود دست بر می داشتند و به دین اسلام می گرویدند و زبان عرب را بر زبان مادری خود بر می گزیدند، بدان جهت بود که عدل و داد که از آن عرب های فاتح می دیدند مانندش را از زمامداران پیشین خود ندیده بودند.»
روبرتسون می گوید :
« تنها مسلمانان هستند که با عقیده محکمی که نسبت به دین خود دارند یک روح سازگاری و تسامحی نیز نسبت به ادیان دیگر در آنها هست. »
در کتاب جنگ های صلیبی آمده است :
« همان قرآنی که دستور جهاد داده است نسبت به ادیان دیگر سهل انگاری و مسامحه کرده است، هنگامی که مسلمانان بیت المقدس را فتح کردند هیچ گونه آزاری به مسیحیان نرساندند ولی برعکس هنگامی که نصاری این شهر را گرفتند با کمال بی رحمی مسلمانان را قتل و عام کردند و یهود نیز وقتی به آن جا آمدند بی باکانه همه راسوزاندند .»
نیز می گوید : « باید اقرار کنم که این سازش و احترام متقابل به ا دیان را که نشانه رحم و مروت ، انسانی است ملت های مسیحی مذهب ازمسلمانان یاد گرفته اند .» (1)
هیچ یک از جنگهای پیامبر جنبه خشونت طلبی و بی رحمی و تهاجم نداشت بلکه یا به سبب فتنه و نقض عهد طرف مقابل بود،مانند جنگ با بنی قنیقاع در مدینه و جنگ با مشرکان درفتح مکه که به سبب نقض عهد قریش در صلح حدیبیه روی داد.یا برای جلوگیری از تجاوز بود مانند جنگ احد و خندق و یا قصاص و معامله به مثل و یا به سبب محاصره اقتصادی بود، مثل جنگ بدر و یا پشگیری از تجاوز و فتنه بود مانند : تجاوزهای پراکنده عمال روم و امپراطوری روم و هم چنین ایران وعوامل آنان در سر حدات و جنگ تبوک . حتی رومیان سفیر پیامبر را کشتند.
جورح سیل انگلیسی می گوید : « آن ها که می پندارند شریعت اسلام با زور شمشیر پیش رفته است ، خیانت و خدعه بزرگی مرتکب شده اند .» آرنولد می گوید : « پیروزی اسلام عمدتاً بدون شمشیر بود و جز در موارد کمی متوسل به شمشیر می شد. »
رفتار اخلاقی و عاطفی پیامبر رحمت در جنگ بادشمنان کینه توز بسیار عجیب است از جمله این که در جنگ حنین نه فقط اکثریت را بخشید و اموال و اسیرانشان را برگرداند بلکه مالک بن عوف رهبر هوازن را نیز عفو کرد و صد اشتر به او داد و بعد از این که مالک اسلام آورد پیامبر او را به رهبری مسلمانان هوازن و بنی سعد که به نوشته ابی هاشم شش هزار نفر بودند گمارد و بنی سعد را بخشید.
نیز در فتح مکه دشمنان دیرینه و کینه توز پیامبر که اسیر شده بودند، برخی از مسلمانان مانند سعد بن عباده فریاد الیوم یوم الملحمه(امروز روز انتقام است) سر دادند. حضرت فرمود:بگویید: الیوم یوم المرحمه(امروز روز رحمت است) و در برابر چشمان وحشت زده مردم مکه و سران جنگ افروز فرمود: بروید همه شما آزاد هستید.
در جنگ خیبر وقتی به او پیشنهاد شد که راه آب را به قلعه یهودیان ببندد یا آب مشروب آنان را مسموم کند ، به شدت مخالفت نمود و ایجاد مسمومیت در شهر دشمنان و به طور کلی در همه جا را نهی کرد.
اسود راعی با گله گوسفندان یهودیان خیبر و به هنگام محاصره خیبر مسلمان و پناهنده شد و پیامبر فرمود گوسفندان امانت یهود پیش شما است هر چند در حال جنگیم ولی باید آنها رابرگردانی؛ آن هم با وجود نیاز شدید به آن و وجود صدها سرباز گرسنه .
در جنگ خندق پس از مرگ عمروبن عبدود به دست علی (ع) نوفل ابن عبدالله سردار دیگر مشرکان به خندق پرت شد و ابوسفیان از ترس تلافی پیامبر (ص) و مثله شدن جسد او به جای جسد حمزه مبلغ ده هزار دینار یا درهم برایش فرستادتا جسد او را برگرداند، اما پیامبر هم پول وهم جسد را برگرداند و فرمود : ما پول مرده نمی خوریم.
وقتی در جنگ احد که دندان رسول خدا شکسته شد و جراحات متعدد و فراوانی بر پیکر نازنین حضرت وارد شد به حضرت گفتند: دشمنان را لعن کن. حضرت فرمود : « انی لم ابعث لعاناً ولکن بعثت داعیا و رحمهً ؛ من به عنوان بدگو و نفرین کننده مبعوث نشده ام بلکه عنوان دعوت کننده و هدایت گر و صاحب رحمت مبعوث شده ام » سپس دست به آسمان بلند کردو گفت : خدایا! این قوم را هدایت کن زیرا که کوته نظر و نادانند .
از این گونه وقایع که دال بر عطوفت و مهربانی و منطق دین مبین اسلام است در تاریخ اسلام بی شمار است . (2)

در سال هشتم هجری که رسول گرامی اسلام با اقتدار و پیروزی کامل به شهر مکه وارد شد، و آن را از دست کفار و مشرکان خارج نمود، طرفداران جبهه باطل به ویژه کسانی که در مدت بیست سال گذشته، بدترین ستمها و جسارتها و دشمنیها را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و یاران گرامی اش انجام داده بودند، در هاله ای از رعب و وحشت و ترس گرفتار شدند. آنان بهترین یاران، جوانان و عزیزان رسول خدا صلی الله علیه و آله را به خاک و خون کشیده، بارها توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله را در سر پرورانده و چندین بار به قصد ترور پیامبر وارد عملیات ناموفق شده بودند. آنان کسانی بودند که شبانه به منزل حضرت هجوم برده و می خواستند او را قطعه قطعه کنند، اما هم اکنون بعد از فتح مکه در گردابی سخت گرفتار شده، به انتظار انتقام و عکس العمل متقابل پیامبر صلی الله علیه و آله لحظه شماری می کردند. این نگرانی و اضطراب هنگامی به اوج خود رسید که اهل مکه از سعد بن عباده ـ که پرچم اسلام را بر دوش داشت ـ شنیدند که فریاد می زد:

اَلْیَوْمُ یَوْمُ الْمَلْحَمَةِ 	اَلْیَوْمُ تُسْبی الْحُرَمَةُ
«امروز روز جنگ و خونریزی و اسارت است.»

هنگامی که این شعار به گوش رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید، آن حضرت ناراحت شد و دستور داد پرچم اسلام را از او گرفته و به دست علی علیه السلام بسپارند، و سپس با سخنان آرامبخش و ملاطفت آمیز خود، دشمنان دیرینه خویش را آرامش داد. حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله ـ که دریای رحمت و محبت بود ـ تمام گذشته های تلخ و درد آور را به بوته فراموشی سپرد و با قرائت آیه ای از قرآن، سایه مهر و عطوفت خویش را بر سر آن انسانهای جاهل و نادان گسترد.

آن حضرت فرمود: شما در مورد من چگونه می اندیشید؟ مشرکان گفتند: ما جز نیکی و محبت از تو انتظاری نداریم. ما تو را برادری بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار خود می دانیم. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من آنچه را برادرم یوسف در مورد برادران ستمگر خود انجام داد، همان می کنم و همانند او می گویم: «لاَ تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّ حِمِینَ»؛ «امروز ملامت و سرزنشی بر شما نیست، خداوند گناهان شما را می بخشد و او مهربان ترین مهربانان است.»

هنگامی که آن رهبر مهربان، مردم هراسناک و نگران را آرام نمود، اضافه کرد که: امروز روز نبرد و انتقام نیست، بلکه «اَلْیَوْمُ یَوْمُ الْمَرْحَمَةِ؛ امروز روز رحمت و محبت است.» و این نکته را هم یاد آور شد که: شما همشهریان خوبی برای من نبودید، شما مرا دروغگو خوانده، از خانه ام بیرون کردید و به آن شهری که پناهنده شدم حمله نمودید، اما من از تمام جنایات و گناهان شما گذشتم. آنگاه جمله معروفش را فرمود: «اِذْهَبُوا فَأنْتُمُ الطُّلَقاءُ؛ [به دنبال ادامه زندگیتان] بروید که همه شما آزاد شده گانید.»

تمامی آنان، همانند کسانی که از قبر دوباره سر برآورده باشند، نفس راحتی کشیده و ـ به غیر از افراد معدودی ـ محبت و عشق رسول خدا صلی الله علیه و آله در اعماق وجودشان نفوذ کرد و مسلمان شدند.

مالک بن عوف نصری از سرسخت ترین دشمنان پیامبر صلی الله علیه و آله بود. او در سال هشتم هجری با تحریک قبیله های ثقیف و هوازن آتش جنگ حنین را برافروخته و دولت نوپای رسول گرامی اسلام را گرفتار جنگی دیگر نمود؛ اما به فضل الهی لشکریان اسلام در آن جنگ پیروز شدند. خداوند متعال در سوره توبه با اشاره به این پیروزی و امدادهای غیبی می فرماید: «لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَةٍ وَیَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنکُمْ شَیْئا وَضَاقَتْ عَلَیْکُمُ الأَْرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُم مُّدْبِرِینَ * ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَی رَسُولِهِ وَعَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَأَنزَلَ جُنُودا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَذَ لِکَ جَزَآءُ الْکَـفِرِینَ »؛ «خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد و در روز حنین [نیز یاری نمود] در آن هنگامی که کثرت یاران شما را مغرور کرد، اما [تعداد فراوان لشکر شما] هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن کرده و فرار نمودید. در همان حال خداوند آرامش خود را بر پیامبر و مؤمنان نازل کرد و لشکرهایی فرستاد که شما نمی دیدید و کافران را مجازات کرد و این جزای کافران است.»

در این پیروزی که غنائم بسیاری به اضافه شش هزار اسیر جنگی از دشمن به دست مسلمانان افتاد، مالک بن عوف ـ عامل اصلی این جنگ ـ از ترس جان خود به طائف پناهنده شد. اما وقتی در مورد پیامبر و اندیشه های الهی، انسانی او قدری فکر کرد؛ به ویژه کردار نیک و محبتهای رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد دشمنان و اسیران، او را شیفته پیامبر صلی الله علیه و آله نمود؛ به همین جهت امان خواسته و به مدینه آمد و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله مسلمان شد. پیامبر صلی الله علیه و آله نیز خانواده او را ـ که اسیر شده بود ـ آزاد کرده، اموالش را نیز به وی پس داد.

مالک بن عوف در اثر این همه محبت نبوی صلی الله علیه و آله آن چنان مشتاق حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله گردید که از نفوذ خود در منطقه طائف بهره گرفته و تمام هستی اش را در راه گسترش اسلام به کار گرفت. او در مقابل عظمت و جلالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سخنانی بر زبان آورد که کمتر کسی اینگونه ابراز ارادت کرده است. او دلباختگی خود به رسول خدا صلی الله علیه و آله را اینگونه اظهار می کرد:

ما اِن رَأیْتُ وَلاسَمِعْتُ بِمِثْلِهِ 	فی الناسِ کُلِّهِمْ بِمِثْلِ مُحَمّدٍ
«من هرگز در میان تمام مردم دنیا نه مانند محمد دیده ام و نه شنیده ام.»

مولوی در مورد رحمت و حلم پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید:
او به تیغ حلم چندین خلق را 	واخرید از تیغ چندین خلق را
تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر 	بل ز صد لشکر ظفر انگیزتر

انس بن مالک (از اطرافیان پیامبر صلی الله علیه و آله ) گفته است: «کانَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِنْ أشَدِّ الناسِ لُطْفا بِالنّاسِ ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله بیشترین لطف و محبت را به مردم داشت.»

وقتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد این همه ابراز لطف و محبت نسبت به مردم می پرسیدند، پاسخ می داد: «إنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ رَحیمٌ یُحِبُّ کُلَّ رَحیمٍ؛ خداوند عزیز و جلیل، مهربان است و هر فرد مهربان را دوست دارد.»

علامه حلّی رحمه الله در رساله سعدیه از آن حضرت نقل کرده است «وَالّذی نَفْسی بِیَدِهِ لا یَضَعُ اللّهُ الرَّحْمَةَ إلاّ عَلی رَحیمٍ. قالوا: یا رَسولَ اللّهِ کُلُّنا رَحیمٌ. قالَ: لَیْسَ الَّذی یَرْحَمُ نَفْسَهُ وَاَهْلَهُ خاصَّةً وَلکِنْ الَّذی یَرْحَمُ المُسلِمینَ وَقال صلی الله علیه و آله : قال اللّه تعالی: إن کُنْتُم تُریدونَ رَحْمَتی فارْحَموا؛ سوگند به آنکه جانم در دست اوست، رحمت خدا جز افراد مهربان را در بر نمی گیرد. اصحاب گفتند: ای رسول خدا! ما همه مهربانیم. فرمود: مقصود کسانی نیستند که فقط نسبت به خود و خانواده شان مهربانند؛ بلکه مقصود کسانی هستند که به همه مسلمانان مهربانند. خدای متعال فرمود: اگر خواهان مهربانی [و بخشایش] من هستید، پس [نسبت به هم] مهربان باشید.»

..................
1- ر.ک: علی ربانی گلپایگانی ، تحلیل و نقد پلورالیسم دینی.
2- برای اطلاع بیشتر ر.ک : علی اکبر حسنی ،تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیزم<br />
نمی دانم پیام مقاله ای که نوشتم را درک نمودید یا خیر . ببینید به طور کلی ادیان الهی در مسائل مهمی مانند صلح و جنگ، تفاوت اساسی ندارند، بدین معنا که مثلا در یک دین الهی مردم به صلح و صفا فرا خوانده شده باشند و در دین دیگر به خشونت ؛ بلکه در همه ادیان الهی هم جهاد و هم دفاع وجود دارد وهم صلح ومحبت و مهربانی. متاسفانه چنین وا نمود شده است که اسلام دین خشونت است.<br />
گوستاولوبون دانشمند مسیحی فرانسوی می گوید :<br />
«تمام آسانی و سهولت بی نظیر اسلام روی همین توحید خالص است و رمز پیشرفت اسلام نیز در همان سهولت و آسانی آن است ، آن تناقضات و پیچیدگی هایی که غالبا در سایر کیش ها و آیین های دیگر دیده می شود در دین اسلام جود ندارد،همین صاف و سادگی اسلام و دستورات آن کمک زیادی به پیشرفت این دین در جهان نموده و به همین خاطراست که ملت های زیادی از مسیحیان را می بینیم که دین اسلام را می پذیرند و آن را بر مسیحیت ترجیح می دهند، مصریان که در زمان امپراطوران قسطنطنیه مسیحی بودند و به محض آشنا شدن با اصول اسلام یک باره مسلمان شدند و به همین سبب است که هر ملتی مسلمان شد دوباره زیر بار دین نصرانیت نخواهد رفت ، خواه پیروز شوند و یا شکست بخورند، زور وشمشیر موجب پیشرفت قرآن نگشت ؛ زیرا رسم اعراب این بود که هرجا را فتح میکردند مردم آنجا را در دین خود آزاد می گذاردند و این که مردم مسیحی از دین خود دست بر می داشتند و به دین اسلام می گرویدند و زبان عرب را بر زبان مادری خود بر می گزیدند، بدان جهت بود که عدل و داد که از آن عرب های فاتح می دیدند مانندش را از زمامداران پیشین خود ندیده بودند.»<br />
روبرتسون می گوید :<br />
« تنها مسلمانان هستند که با عقیده محکمی که نسبت به دین خود دارند یک روح سازگاری و تسامحی نیز نسبت به ادیان دیگر در آنها هست. »<br />
در کتاب جنگ های صلیبی آمده است :<br />
« همان قرآنی که دستور جهاد داده است نسبت به ادیان دیگر سهل انگاری و مسامحه کرده است، هنگامی که مسلمانان بیت المقدس را فتح کردند هیچ گونه آزاری به مسیحیان نرساندند ولی برعکس هنگامی که نصاری این شهر را گرفتند با کمال بی رحمی مسلمانان را قتل و عام کردند و یهود نیز وقتی به آن جا آمدند بی باکانه همه راسوزاندند .»<br />
نیز می گوید : « باید اقرار کنم که این سازش و احترام متقابل به ا دیان را که نشانه رحم و مروت ، انسانی است ملت های مسیحی مذهب ازمسلمانان یاد گرفته اند .» (۱)<br />
هیچ یک از جنگهای پیامبر جنبه خشونت طلبی و بی رحمی و تهاجم نداشت بلکه یا به سبب فتنه و نقض عهد طرف مقابل بود،مانند جنگ با بنی قنیقاع در مدینه و جنگ با مشرکان درفتح مکه که به سبب نقض عهد قریش در صلح حدیبیه روی داد.یا برای جلوگیری از تجاوز بود مانند جنگ احد و خندق و یا قصاص و معامله به مثل و یا به سبب محاصره اقتصادی بود، مثل جنگ بدر و یا پشگیری از تجاوز و فتنه بود مانند : تجاوزهای پراکنده عمال روم و امپراطوری روم و هم چنین ایران وعوامل آنان در سر حدات و جنگ تبوک . حتی رومیان سفیر پیامبر را کشتند.<br />
جورح سیل انگلیسی می گوید : « آن ها که می پندارند شریعت اسلام با زور شمشیر پیش رفته است ، خیانت و خدعه بزرگی مرتکب شده اند .» آرنولد می گوید : « پیروزی اسلام عمدتاً بدون شمشیر بود و جز در موارد کمی متوسل به شمشیر می شد. »<br />
رفتار اخلاقی و عاطفی پیامبر رحمت در جنگ بادشمنان کینه توز بسیار عجیب است از جمله این که در جنگ حنین نه فقط اکثریت را بخشید و اموال و اسیرانشان را برگرداند بلکه مالک بن عوف رهبر هوازن را نیز عفو کرد و صد اشتر به او داد و بعد از این که مالک اسلام آورد پیامبر او را به رهبری مسلمانان هوازن و بنی سعد که به نوشته ابی هاشم شش هزار نفر بودند گمارد و بنی سعد را بخشید.<br />
نیز در فتح مکه دشمنان دیرینه و کینه توز پیامبر که اسیر شده بودند، برخی از مسلمانان مانند سعد بن عباده فریاد الیوم یوم الملحمه(امروز روز انتقام است) سر دادند. حضرت فرمود:بگویید: الیوم یوم المرحمه(امروز روز رحمت است) و در برابر چشمان وحشت زده مردم مکه و سران جنگ افروز فرمود: بروید همه شما آزاد هستید.<br />
در جنگ خیبر وقتی به او پیشنهاد شد که راه آب را به قلعه یهودیان ببندد یا آب مشروب آنان را مسموم کند ، به شدت مخالفت نمود و ایجاد مسمومیت در شهر دشمنان و به طور کلی در همه جا را نهی کرد.<br />
اسود راعی با گله گوسفندان یهودیان خیبر و به هنگام محاصره خیبر مسلمان و پناهنده شد و پیامبر فرمود گوسفندان امانت یهود پیش شما است هر چند در حال جنگیم ولی باید آنها رابرگردانی؛ آن هم با وجود نیاز شدید به آن و وجود صدها سرباز گرسنه .<br />
در جنگ خندق پس از مرگ عمروبن عبدود به دست علی (ع) نوفل ابن عبدالله سردار دیگر مشرکان به خندق پرت شد و ابوسفیان از ترس تلافی پیامبر (ص) و مثله شدن جسد او به جای جسد حمزه مبلغ ده هزار دینار یا درهم برایش فرستادتا جسد او را برگرداند، اما پیامبر هم پول وهم جسد را برگرداند و فرمود : ما پول مرده نمی خوریم.<br />
وقتی در جنگ احد که دندان رسول خدا شکسته شد و جراحات متعدد و فراوانی بر پیکر نازنین حضرت وارد شد به حضرت گفتند: دشمنان را لعن کن. حضرت فرمود : « انی لم ابعث لعاناً ولکن بعثت داعیا و رحمهً ؛ من به عنوان بدگو و نفرین کننده مبعوث نشده ام بلکه عنوان دعوت کننده و هدایت گر و صاحب رحمت مبعوث شده ام » سپس دست به آسمان بلند کردو گفت : خدایا! این قوم را هدایت کن زیرا که کوته نظر و نادانند .<br />
از این گونه وقایع که دال بر عطوفت و مهربانی و منطق دین مبین اسلام است در تاریخ اسلام بی شمار است . (۲)</p>
<p>در سال هشتم هجری که رسول گرامی اسلام با اقتدار و پیروزی کامل به شهر مکه وارد شد، و آن را از دست کفار و مشرکان خارج نمود، طرفداران جبهه باطل به ویژه کسانی که در مدت بیست سال گذشته، بدترین ستمها و جسارتها و دشمنیها را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و یاران گرامی اش انجام داده بودند، در هاله ای از رعب و وحشت و ترس گرفتار شدند. آنان بهترین یاران، جوانان و عزیزان رسول خدا صلی الله علیه و آله را به خاک و خون کشیده، بارها توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله را در سر پرورانده و چندین بار به قصد ترور پیامبر وارد عملیات ناموفق شده بودند. آنان کسانی بودند که شبانه به منزل حضرت هجوم برده و می خواستند او را قطعه قطعه کنند، اما هم اکنون بعد از فتح مکه در گردابی سخت گرفتار شده، به انتظار انتقام و عکس العمل متقابل پیامبر صلی الله علیه و آله لحظه شماری می کردند. این نگرانی و اضطراب هنگامی به اوج خود رسید که اهل مکه از سعد بن عباده ـ که پرچم اسلام را بر دوش داشت ـ شنیدند که فریاد می زد:</p>
<p>اَلْیَوْمُ یَوْمُ الْمَلْحَمَةِ 	اَلْیَوْمُ تُسْبی الْحُرَمَةُ<br />
«امروز روز جنگ و خونریزی و اسارت است.»</p>
<p>هنگامی که این شعار به گوش رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید، آن حضرت ناراحت شد و دستور داد پرچم اسلام را از او گرفته و به دست علی علیه السلام بسپارند، و سپس با سخنان آرامبخش و ملاطفت آمیز خود، دشمنان دیرینه خویش را آرامش داد. حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله ـ که دریای رحمت و محبت بود ـ تمام گذشته های تلخ و درد آور را به بوته فراموشی سپرد و با قرائت آیه ای از قرآن، سایه مهر و عطوفت خویش را بر سر آن انسانهای جاهل و نادان گسترد.</p>
<p>آن حضرت فرمود: شما در مورد من چگونه می اندیشید؟ مشرکان گفتند: ما جز نیکی و محبت از تو انتظاری نداریم. ما تو را برادری بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار خود می دانیم. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من آنچه را برادرم یوسف در مورد برادران ستمگر خود انجام داد، همان می کنم و همانند او می گویم: «لاَ تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّ حِمِینَ»؛ «امروز ملامت و سرزنشی بر شما نیست، خداوند گناهان شما را می بخشد و او مهربان ترین مهربانان است.»</p>
<p>هنگامی که آن رهبر مهربان، مردم هراسناک و نگران را آرام نمود، اضافه کرد که: امروز روز نبرد و انتقام نیست، بلکه «اَلْیَوْمُ یَوْمُ الْمَرْحَمَةِ؛ امروز روز رحمت و محبت است.» و این نکته را هم یاد آور شد که: شما همشهریان خوبی برای من نبودید، شما مرا دروغگو خوانده، از خانه ام بیرون کردید و به آن شهری که پناهنده شدم حمله نمودید، اما من از تمام جنایات و گناهان شما گذشتم. آنگاه جمله معروفش را فرمود: «اِذْهَبُوا فَأنْتُمُ الطُّلَقاءُ؛ [به دنبال ادامه زندگیتان] بروید که همه شما آزاد شده گانید.»</p>
<p>تمامی آنان، همانند کسانی که از قبر دوباره سر برآورده باشند، نفس راحتی کشیده و ـ به غیر از افراد معدودی ـ محبت و عشق رسول خدا صلی الله علیه و آله در اعماق وجودشان نفوذ کرد و مسلمان شدند.</p>
<p>مالک بن عوف نصری از سرسخت ترین دشمنان پیامبر صلی الله علیه و آله بود. او در سال هشتم هجری با تحریک قبیله های ثقیف و هوازن آتش جنگ حنین را برافروخته و دولت نوپای رسول گرامی اسلام را گرفتار جنگی دیگر نمود؛ اما به فضل الهی لشکریان اسلام در آن جنگ پیروز شدند. خداوند متعال در سوره توبه با اشاره به این پیروزی و امدادهای غیبی می فرماید: «لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَةٍ وَیَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنکُمْ شَیْئا وَضَاقَتْ عَلَیْکُمُ الأَْرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُم مُّدْبِرِینَ * ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَی رَسُولِهِ وَعَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَأَنزَلَ جُنُودا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَذَ لِکَ جَزَآءُ الْکَـفِرِینَ »؛ «خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد و در روز حنین [نیز یاری نمود] در آن هنگامی که کثرت یاران شما را مغرور کرد، اما [تعداد فراوان لشکر شما] هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن کرده و فرار نمودید. در همان حال خداوند آرامش خود را بر پیامبر و مؤمنان نازل کرد و لشکرهایی فرستاد که شما نمی دیدید و کافران را مجازات کرد و این جزای کافران است.»</p>
<p>در این پیروزی که غنائم بسیاری به اضافه شش هزار اسیر جنگی از دشمن به دست مسلمانان افتاد، مالک بن عوف ـ عامل اصلی این جنگ ـ از ترس جان خود به طائف پناهنده شد. اما وقتی در مورد پیامبر و اندیشه های الهی، انسانی او قدری فکر کرد؛ به ویژه کردار نیک و محبتهای رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد دشمنان و اسیران، او را شیفته پیامبر صلی الله علیه و آله نمود؛ به همین جهت امان خواسته و به مدینه آمد و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله مسلمان شد. پیامبر صلی الله علیه و آله نیز خانواده او را ـ که اسیر شده بود ـ آزاد کرده، اموالش را نیز به وی پس داد.</p>
<p>مالک بن عوف در اثر این همه محبت نبوی صلی الله علیه و آله آن چنان مشتاق حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله گردید که از نفوذ خود در منطقه طائف بهره گرفته و تمام هستی اش را در راه گسترش اسلام به کار گرفت. او در مقابل عظمت و جلالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سخنانی بر زبان آورد که کمتر کسی اینگونه ابراز ارادت کرده است. او دلباختگی خود به رسول خدا صلی الله علیه و آله را اینگونه اظهار می کرد:</p>
<p>ما اِن رَأیْتُ وَلاسَمِعْتُ بِمِثْلِهِ 	فی الناسِ کُلِّهِمْ بِمِثْلِ مُحَمّدٍ<br />
«من هرگز در میان تمام مردم دنیا نه مانند محمد دیده ام و نه شنیده ام.»</p>
<p>مولوی در مورد رحمت و حلم پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید:<br />
او به تیغ حلم چندین خلق را 	واخرید از تیغ چندین خلق را<br />
تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر 	بل ز صد لشکر ظفر انگیزتر</p>
<p>انس بن مالک (از اطرافیان پیامبر صلی الله علیه و آله ) گفته است: «کانَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله مِنْ أشَدِّ الناسِ لُطْفا بِالنّاسِ ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله بیشترین لطف و محبت را به مردم داشت.»</p>
<p>وقتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد این همه ابراز لطف و محبت نسبت به مردم می پرسیدند، پاسخ می داد: «إنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ رَحیمٌ یُحِبُّ کُلَّ رَحیمٍ؛ خداوند عزیز و جلیل، مهربان است و هر فرد مهربان را دوست دارد.»</p>
<p>علامه حلّی رحمه الله در رساله سعدیه از آن حضرت نقل کرده است «وَالّذی نَفْسی بِیَدِهِ لا یَضَعُ اللّهُ الرَّحْمَةَ إلاّ عَلی رَحیمٍ. قالوا: یا رَسولَ اللّهِ کُلُّنا رَحیمٌ. قالَ: لَیْسَ الَّذی یَرْحَمُ نَفْسَهُ وَاَهْلَهُ خاصَّةً وَلکِنْ الَّذی یَرْحَمُ المُسلِمینَ وَقال صلی الله علیه و آله : قال اللّه تعالی: إن کُنْتُم تُریدونَ رَحْمَتی فارْحَموا؛ سوگند به آنکه جانم در دست اوست، رحمت خدا جز افراد مهربان را در بر نمی گیرد. اصحاب گفتند: ای رسول خدا! ما همه مهربانیم. فرمود: مقصود کسانی نیستند که فقط نسبت به خود و خانواده شان مهربانند؛ بلکه مقصود کسانی هستند که به همه مسلمانان مهربانند. خدای متعال فرمود: اگر خواهان مهربانی [و بخشایش] من هستید، پس [نسبت به هم] مهربان باشید.»</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;<br />
۱- ر.ک: علی ربانی گلپایگانی ، تحلیل و نقد پلورالیسم دینی.<br />
۲- برای اطلاع بیشتر ر.ک : علی اکبر حسنی ،تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حمید</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-234</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-234</guid>
		<description>مطلب آقای طباطبائی حکایت آن کسیست که یک روز تابستان در یک نانوایی در تبریز گفت هوای تبریز خیلی گرمتر از اهواز است وقتی پرسیدند دلیلت چیست پاسخ داد که او در زمستان قبلش در اهواز بوده و هوای آنجا به این گرمی نبوده.
برادر طباطبائی اینکه اسلام با شمشیر گسترش یافت اظهر من الشمس است.
  جناب محمد خود جنگهای بسیار کرد و حتی بدستور خود او و در حضور او صدها اسیر از قوم بنی غریظه بعد از 3 روز اسارت بدست علی در یک روز در مدینه گردن زده شدند. ضمنن هیچکس هم معصوم نیست حتی پاپ.  اما پیغمبری که اسیرکشی کند تکلیف جانشینانش معلوم است.

- هیچ توجیهی برای قتل عام اسیران و حمله به کاروانهای بازرگانان و جنگهای پی در پی آنهم بدست یک پیغمبر پذیرفتنی نیست

- &quot;آیاتی که انسان ها را به صلح دعوت می کند&quot; مربوط به سوره های مکی است و زمانی که محمد به مدینه رفت و قدرت بدست آورد دیگر خبری از چنین آیاتی نیست. درست مثل خمینی خودمان که زمانی که پاریس بود بسیار حرفهای خوب میزد و از جمله میگفت &quot;در حکومت اسلامی حتی کمونیستها هم آزادند&quot; یا &quot;من یک طلبه هستم و (بعد از پیروزی) به قم میروم و اداره امور را به سیاسیون میسپارم&quot;

- اینکه مسیحیان هم جنگ کرده اند و آدم کشته اند هم آدمکشیهای پیغمبر اسلام و جانشینانش (که تا زمان خمینی و خامنه ای هم ادامه دارد) را توجیه نمیکند

- ایرانیانی مثل شما بخاطر خوبی خودشان و ایمانی که دارند سعی در صاف و صوف کردن جنایات بیشمار صدر اسلام دارند .

- توجیه چنین جنایاتی باعث تکرار آنها میشود کما اینکه خمینی برای توجیه کشتار سالهای 60 به همین واقعه یهودیان بنی غریظه اشاره کرد و بعدها برای کشتار سال 67 هم همین توجیه ارایه شد.

بنابرین بجای &quot;ایمان&quot; لطفن &quot;اعتقاد&quot; داشته باشید چون عقیده قابل تغییر است و میتواند ما را به درک مشترک برساند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مطلب آقای طباطبائی حکایت آن کسیست که یک روز تابستان در یک نانوایی در تبریز گفت هوای تبریز خیلی گرمتر از اهواز است وقتی پرسیدند دلیلت چیست پاسخ داد که او در زمستان قبلش در اهواز بوده و هوای آنجا به این گرمی نبوده.<br />
برادر طباطبائی اینکه اسلام با شمشیر گسترش یافت اظهر من الشمس است.<br />
  جناب محمد خود جنگهای بسیار کرد و حتی بدستور خود او و در حضور او صدها اسیر از قوم بنی غریظه بعد از ۳ روز اسارت بدست علی در یک روز در مدینه گردن زده شدند. ضمنن هیچکس هم معصوم نیست حتی پاپ.  اما پیغمبری که اسیرکشی کند تکلیف جانشینانش معلوم است.</p>
<p>- هیچ توجیهی برای قتل عام اسیران و حمله به کاروانهای بازرگانان و جنگهای پی در پی آنهم بدست یک پیغمبر پذیرفتنی نیست</p>
<p>- &#8220;آیاتی که انسان ها را به صلح دعوت می کند&#8221; مربوط به سوره های مکی است و زمانی که محمد به مدینه رفت و قدرت بدست آورد دیگر خبری از چنین آیاتی نیست. درست مثل خمینی خودمان که زمانی که پاریس بود بسیار حرفهای خوب میزد و از جمله میگفت &#8220;در حکومت اسلامی حتی کمونیستها هم آزادند&#8221; یا &#8220;من یک طلبه هستم و (بعد از پیروزی) به قم میروم و اداره امور را به سیاسیون میسپارم&#8221;</p>
<p>- اینکه مسیحیان هم جنگ کرده اند و آدم کشته اند هم آدمکشیهای پیغمبر اسلام و جانشینانش (که تا زمان خمینی و خامنه ای هم ادامه دارد) را توجیه نمیکند</p>
<p>- ایرانیانی مثل شما بخاطر خوبی خودشان و ایمانی که دارند سعی در صاف و صوف کردن جنایات بیشمار صدر اسلام دارند .</p>
<p>- توجیه چنین جنایاتی باعث تکرار آنها میشود کما اینکه خمینی برای توجیه کشتار سالهای ۶۰ به همین واقعه یهودیان بنی غریظه اشاره کرد و بعدها برای کشتار سال ۶۷ هم همین توجیه ارایه شد.</p>
<p>بنابرین بجای &#8220;ایمان&#8221; لطفن &#8220;اعتقاد&#8221; داشته باشید چون عقیده قابل تغییر است و میتواند ما را به درک مشترک برساند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بی بهشت</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-233</link>
		<dc:creator>بی بهشت</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-233</guid>
		<description>بنظر من اصولا دین همراهشمشیر است چه یهودیت چه مسیحیت و چه اسلام چونکه میخواهند به زور ما را به بهشت ببرند ! باور کنید خیلیها بهشت یهود و مسیحیت و اسلام را قبول ندارند بزارین مردم آزاد باشند شما هم حرفتون بزنید نه به زوز شمشیر دینی !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنظر من اصولا دین همراهشمشیر است چه یهودیت چه مسیحیت و چه اسلام چونکه میخواهند به زور ما را به بهشت ببرند ! باور کنید خیلیها بهشت یهود و مسیحیت و اسلام را قبول ندارند بزارین مردم آزاد باشند شما هم حرفتون بزنید نه به زوز شمشیر دینی !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محاکمه</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-232</link>
		<dc:creator>محاکمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-232</guid>
		<description>جناب آقای طباطبائی . سلام و عرض ادب ما را پذیرا باشید
این مقاله شما با ذکر نامتان در وب سایت محاکمه منتشر شد .
امیدواریم شاهد مقالات دیگرتان در سایت محاکمه باشیم .

http://www.mohakeme.com/news-693.html

لطفا دوستان و بازدیدکنندگان سایت خود را از درج این مقاله در سایت محاکمه باخبر سازید.
با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب آقای طباطبائی . سلام و عرض ادب ما را پذیرا باشید<br />
این مقاله شما با ذکر نامتان در وب سایت محاکمه منتشر شد .<br />
امیدواریم شاهد مقالات دیگرتان در سایت محاکمه باشیم .</p>
<p><a href="http://www.mohakeme.com/news-693.html" rel="nofollow">http://www.mohakeme.com/news-693.html</a></p>
<p>لطفا دوستان و بازدیدکنندگان سایت خود را از درج این مقاله در سایت محاکمه باخبر سازید.<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: هادی قراختایی</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-230</link>
		<dc:creator>هادی قراختایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-230</guid>
		<description>می دانید که مغول ها با تحریک پاپ به ایران حمله کردند و آن همه تجاوز به دختران باکره و خوش اندام، تجاوز به زنان و دختران ، تجاوز چند نفر به یک نفر ‌، تجاوز به دختران در خانه هایشان ،‌تجاوز به چند خواهر ، و غیره را رقم زدند حال اسلام دین شمشیر است یا مسیحیت جناب بندیکت؟!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می دانید که مغول ها با تحریک پاپ به ایران حمله کردند و آن همه تجاوز به دختران باکره و خوش اندام، تجاوز به زنان و دختران ، تجاوز چند نفر به یک نفر ‌، تجاوز به دختران در خانه هایشان ،‌تجاوز به چند خواهر ، و غیره را رقم زدند حال اسلام دین شمشیر است یا مسیحیت جناب بندیکت؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: eh</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-229</link>
		<dc:creator>eh</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-229</guid>
		<description>;-)  :razz:                                              موضوع مهم از نظر من
حتما بخونید

             “اسلام دین شمشیر است یا مسیحت”و چند موضوع دیگر با مثال!!

ای کاش همه یاد میگرفتن که دیگران را قضاوت یا داوری نکنند از هر مذهب ونژادی که باشیم
جنگی که به مسیحیان یا مسلمانان ارتباط می دهند یک جمله بی معنا است
من به عنوان یه میسحی هر چند عقایدم با مسلمانان فرق میکند ولی دیگران را خود به خود محکوم نمیکنم وقتی کلمه مسیحی را به کار میبریم یعنی تمام مسیحیان جهان و وقتی مسلمان را به کار می بریم یعنی همه مسلمانان جهان
من در خانواده مسیحیم اما خواهرم مسلمان نه من بر کسی شمشیر کشیدم
نه خواهرم  از لحاظ کتاب اگر بخواهیم بررسی کنیم مثلا در افسسیان فصل 6 آیه 12 بدانید جنگ ما انسانها نیست انسانهایی که گوشت وخون دارند بلکه ما با موجودات نامرئی می جنگیم که بر دنیای نامرئی حکومت میکنند  / منظور شیطان و افکار نا پاک ودمان هست که آنها را نمی توانیم ببینیم بعضی از سیاستمداران  شاید خود را مسیحی جلوه بدهند  آیا طبق این آیه عمل میکنند اگر خیر ! پس مسیحی نیستند یعنی پیرو مسیح نمی توانند باشند اگر طبق این آیه بگویند عمل میکنیم در رفتار آنها باید دقت کرد پس از لحاظ کتاب انجیل هر کسی را نباید مسیحی دانست. دوم اینکه هر چیزی را باید از ثمرهاش شناخت مثلا اگه کسی به من گفت پیامبرم باید من بسنجم آیا رفتارش با اون خدای مهربان تضاد نداشته باشد مثلا پیامبره بگوید خدا من مهربان اما خودش وسائل شکنجه و اسلحه و شمشیر و بمب داشته باشد درخت خوب را از میوهاش میشنایم پس تمام انسانها و کتابها و رفتار مردم را می توانیم از این شیوه های که گفتم بشناسید یعنی بسنجید آیا حرفش که خوب با عملش خوب جفت میشود  آیا به نظر شما خدا -خدای مهربانی شاید بگویید بله اما از نظر کتاب انجیل مهربان و در عین حال سختگیر است رومیان  ف 11 آیه 22
پس خدا شبیه پدر من  می ماند که گاهی وقتها پسرش را توبیخ می کند که اگر زدی شیشه مردم را شکستی دعوات میکند که این کار را نکن وبعدش برای اینکه اشک زیاد نریزم منو دلداری میدهد وبا دستش منو نوازش میکند و تشویقم میکند که این اشتباه یا خطا یا به عبارتی از لحاظ روحانی گناه نکن
حالا خدای منم همینطور عمل میکند که او پدر منه و منم فرزندش یا پسرش وقتی اشتباه میکنم نمیگد می اندازمت تو جهنم میگه تو فرزند منی و فرزند هم از پدرش ضعیف تر است از لحظ روحانی پس با روح پاکش یعنی روح القدس منو نواز میکند
و راه درست زندگی کردن را به من می آموزد البته خدا به انسان یا فرزندانش حق انتخاب هم می هد آیا پدرت را دوست داری یا رفیق ناباب شیطان را اگر فرزند شیطان را انتخاب کرد خودش پیرو دوست بده میشد و حرف پدر یا خدا را قبول نمیکند یا به عبارتی هر شبانه روز فکرش و بدنش تو ی خونه شیطان است ولی باز پدر نمی تواند هلاکت پسرش را ببیند  باز دنبالش میرود تا مقدماتی به وجود بیارد تا فکر و طرز زندگیشو عوض کند.

                                 www.thegodforall@gmail.com



   نکات دیگری هست که در فرصت بعدی ذکر می شود

اگر خواستید تا در مورد چگونه و چرا مسلمان و شیعه شوم یا چرا مسیحی بشوم
یا اصلا چرا مذهبی باشم توضیح میدهم اگر هم که نه مزاحم نمیشم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p> <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';-)' class='wp-smiley' />   <img src='http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_razz.gif' alt=':razz:' class='wp-smiley' />                                               موضوع مهم از نظر من<br />
حتما بخونید</p>
<p>             “اسلام دین شمشیر است یا مسیحت”و چند موضوع دیگر با مثال!!</p>
<p>ای کاش همه یاد میگرفتن که دیگران را قضاوت یا داوری نکنند از هر مذهب ونژادی که باشیم<br />
جنگی که به مسیحیان یا مسلمانان ارتباط می دهند یک جمله بی معنا است<br />
من به عنوان یه میسحی هر چند عقایدم با مسلمانان فرق میکند ولی دیگران را خود به خود محکوم نمیکنم وقتی کلمه مسیحی را به کار میبریم یعنی تمام مسیحیان جهان و وقتی مسلمان را به کار می بریم یعنی همه مسلمانان جهان<br />
من در خانواده مسیحیم اما خواهرم مسلمان نه من بر کسی شمشیر کشیدم<br />
نه خواهرم  از لحاظ کتاب اگر بخواهیم بررسی کنیم مثلا در افسسیان فصل ۶ آیه ۱۲ بدانید جنگ ما انسانها نیست انسانهایی که گوشت وخون دارند بلکه ما با موجودات نامرئی می جنگیم که بر دنیای نامرئی حکومت میکنند  / منظور شیطان و افکار نا پاک ودمان هست که آنها را نمی توانیم ببینیم بعضی از سیاستمداران  شاید خود را مسیحی جلوه بدهند  آیا طبق این آیه عمل میکنند اگر خیر ! پس مسیحی نیستند یعنی پیرو مسیح نمی توانند باشند اگر طبق این آیه بگویند عمل میکنیم در رفتار آنها باید دقت کرد پس از لحاظ کتاب انجیل هر کسی را نباید مسیحی دانست. دوم اینکه هر چیزی را باید از ثمرهاش شناخت مثلا اگه کسی به من گفت پیامبرم باید من بسنجم آیا رفتارش با اون خدای مهربان تضاد نداشته باشد مثلا پیامبره بگوید خدا من مهربان اما خودش وسائل شکنجه و اسلحه و شمشیر و بمب داشته باشد درخت خوب را از میوهاش میشنایم پس تمام انسانها و کتابها و رفتار مردم را می توانیم از این شیوه های که گفتم بشناسید یعنی بسنجید آیا حرفش که خوب با عملش خوب جفت میشود  آیا به نظر شما خدا -خدای مهربانی شاید بگویید بله اما از نظر کتاب انجیل مهربان و در عین حال سختگیر است رومیان  ف ۱۱ آیه ۲۲<br />
پس خدا شبیه پدر من  می ماند که گاهی وقتها پسرش را توبیخ می کند که اگر زدی شیشه مردم را شکستی دعوات میکند که این کار را نکن وبعدش برای اینکه اشک زیاد نریزم منو دلداری میدهد وبا دستش منو نوازش میکند و تشویقم میکند که این اشتباه یا خطا یا به عبارتی از لحاظ روحانی گناه نکن<br />
حالا خدای منم همینطور عمل میکند که او پدر منه و منم فرزندش یا پسرش وقتی اشتباه میکنم نمیگد می اندازمت تو جهنم میگه تو فرزند منی و فرزند هم از پدرش ضعیف تر است از لحظ روحانی پس با روح پاکش یعنی روح القدس منو نواز میکند<br />
و راه درست زندگی کردن را به من می آموزد البته خدا به انسان یا فرزندانش حق انتخاب هم می هد آیا پدرت را دوست داری یا رفیق ناباب شیطان را اگر فرزند شیطان را انتخاب کرد خودش پیرو دوست بده میشد و حرف پدر یا خدا را قبول نمیکند یا به عبارتی هر شبانه روز فکرش و بدنش تو ی خونه شیطان است ولی باز پدر نمی تواند هلاکت پسرش را ببیند  باز دنبالش میرود تا مقدماتی به وجود بیارد تا فکر و طرز زندگیشو عوض کند.</p>
<p>                                 <a href="http://www.thegodforall@gmail.com" rel="nofollow">http://www.thegodforall@gmail.com</a></p>
<p>   نکات دیگری هست که در فرصت بعدی ذکر می شود</p>
<p>اگر خواستید تا در مورد چگونه و چرا مسلمان و شیعه شوم یا چرا مسیحی بشوم<br />
یا اصلا چرا مذهبی باشم توضیح میدهم اگر هم که نه مزاحم نمیشم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدرضا مهدی</title>
		<link>http://www.pedar.net/253.html#comment-228</link>
		<dc:creator>محمدرضا مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pedar.net/?p=253#comment-228</guid>
		<description>با سلام.
&quot;اسلام دین شمشیر است یا مسیحت&quot;
منظور کدام اسلام است ؟ اکر اسلام خدائی است دین صلح و دوستی است مظهر عشق و محبت پیوند دو نژاد در اسلام محمدی و ......
اکر منظور اسلام عربی است ( قومیگرائی و ملیگرائی) درست است دین شمشیر است پرچم عربستان را نگاه کنید.!! اسلام(دین) شمشیر
حال ببینیم قرآن محمدی چه میگوید.
سوره ال عمران 19و85
19- دین نزد خدا اسلام است.........
85- کسی که جز اسلام را بعنوان دین بپذیرد از او پذیرفته نمی شود.
بنابر این دین نزد تمام پیام آوران اسلام است و (یهودیت - مسیحت - محمدی ) شاخه ای از اسلام است
و حضرت محمد(ص) اولین عربی است که به اسلام ایمان می آورد. انعام آیه 14 و 163 الزمر آیه 11-12

در رابطه با اسلام
کلمه اسلام از شهر اورشلیم (دارالسلام)گرفته شده (Urshalem). در زمان حضرت ابراهیم سفر پیدایش باب 14 آیه 18ملک صدیق و ملک سالیم نان و شراب بیرون آورد و او کاهن خدای تعالی بود.
کلمه اسلام در زبان عبری به معنی صلح (Peace) می باشد و آن تائید می شود با عبرائیان باب 7 آیه 2
سوره انعام آیه 127
آنان راست خانه سلام(دارالسلام) نزد پرورگار خویش واوست دوست ایشان
بدانچه بودند می کردند
یونس 25
وخدا می خواندشما را بسوی خانه سلام و هدایت کند هرکه را خواهد بسوی راهی راست
همانطور که می بینیم در زمان حضرت ابراهیم Urshalem در زمان حضرت عیسی Jerusalem در زمان حضرت محمد(ص) Mosalem و هر سه در کلمه سلام مشترک می باشند.
سوره حج آیه 78
خداوند برای شما در دین بیچارگی قرار نداده است این آئین پدر شما ا براهیم است او شما را مسلمان نامیده است تا قبل از آن که این شریعت (منظور حضرت محمد) آمده باشد.

اورشلیم یا بیت المقدس

کنعانیها اولین گروه موحد در این منطقه بودند اند که در این سرزمین میزیسته اند و آنرا (اورسالم) نامیدند.اورسالم نامی ترکیبی از دو واژه‌ی «اور» و «سالم» است.
«اور» کلمه ای سومری به معنای شهر است و در زبان عبری نیز اور را آتش،روشنایی و مقدس ترجمه کرده‌اند. این واژه را در کلماتی چون اورمیه (آب مقدس)، اورمزد (روشن‌مقدس) نیز می‌توانیم مشاهده بکنیم. «سالم»نیز به مفهوم صلح،سلامتی و آرامش ذکر شده‏. ترکیب این دو واژه اورسالم را نتیجه میدهد که به معنای شهر سلامتی و صلح و آرامش است.
اورسالم نزد یهود به &quot;یروشالایم&quot; (יְרוּשָׁלַיִם)‎ و فراعنه به &quot;اوشامام&quot; و یونان و روم به &quot;هیروسولیما&quot; و نزد غرب به &quot;جروسالم&quot;(Jerusalem) * (Holy land) شهرت یافت. مسلمین و اعراب آن را بیت المقدس (شهر قدس) نامیدند که همان ترجمه‌ی اورسالم (مدینة السلام) است. این شهر در طول تاریخ نام‌های دیگری چون ارین ئیل، ایلیا، بیت همیقداش‏، ایلیا‌کاپیتولینا را نیز به خود دیده است که در حال حاضر استعمال نمی‌شود.
خلاصه ای از مقاله آینده جهان اسلام. کدام اسلام؟ از وبلاک
mrmahdi.blogfa.com

با تشکر م-مهدی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام.<br />
&#8220;اسلام دین شمشیر است یا مسیحت&#8221;<br />
منظور کدام اسلام است ؟ اکر اسلام خدائی است دین صلح و دوستی است مظهر عشق و محبت پیوند دو نژاد در اسلام محمدی و &#8230;&#8230;<br />
اکر منظور اسلام عربی است ( قومیگرائی و ملیگرائی) درست است دین شمشیر است پرچم عربستان را نگاه کنید.!! اسلام(دین) شمشیر<br />
حال ببینیم قرآن محمدی چه میگوید.<br />
سوره ال عمران ۱۹و۸۵<br />
۱۹- دین نزد خدا اسلام است&#8230;&#8230;&#8230;<br />
۸۵- کسی که جز اسلام را بعنوان دین بپذیرد از او پذیرفته نمی شود.<br />
بنابر این دین نزد تمام پیام آوران اسلام است و (یهودیت &#8211; مسیحت &#8211; محمدی ) شاخه ای از اسلام است<br />
و حضرت محمد(ص) اولین عربی است که به اسلام ایمان می آورد. انعام آیه ۱۴ و ۱۶۳ الزمر آیه ۱۱-۱۲</p>
<p>در رابطه با اسلام<br />
کلمه اسلام از شهر اورشلیم (دارالسلام)گرفته شده (Urshalem). در زمان حضرت ابراهیم سفر پیدایش باب ۱۴ آیه ۱۸ملک صدیق و ملک سالیم نان و شراب بیرون آورد و او کاهن خدای تعالی بود.<br />
کلمه اسلام در زبان عبری به معنی صلح (Peace) می باشد و آن تائید می شود با عبرائیان باب ۷ آیه ۲<br />
سوره انعام آیه ۱۲۷<br />
آنان راست خانه سلام(دارالسلام) نزد پرورگار خویش واوست دوست ایشان<br />
بدانچه بودند می کردند<br />
یونس ۲۵<br />
وخدا می خواندشما را بسوی خانه سلام و هدایت کند هرکه را خواهد بسوی راهی راست<br />
همانطور که می بینیم در زمان حضرت ابراهیم Urshalem در زمان حضرت عیسی Jerusalem در زمان حضرت محمد(ص) Mosalem و هر سه در کلمه سلام مشترک می باشند.<br />
سوره حج آیه ۷۸<br />
خداوند برای شما در دین بیچارگی قرار نداده است این آئین پدر شما ا براهیم است او شما را مسلمان نامیده است تا قبل از آن که این شریعت (منظور حضرت محمد) آمده باشد.</p>
<p>اورشلیم یا بیت المقدس</p>
<p>کنعانیها اولین گروه موحد در این منطقه بودند اند که در این سرزمین میزیسته اند و آنرا (اورسالم) نامیدند.اورسالم نامی ترکیبی از دو واژه‌ی «اور» و «سالم» است.<br />
«اور» کلمه ای سومری به معنای شهر است و در زبان عبری نیز اور را آتش،روشنایی و مقدس ترجمه کرده‌اند. این واژه را در کلماتی چون اورمیه (آب مقدس)، اورمزد (روشن‌مقدس) نیز می‌توانیم مشاهده بکنیم. «سالم»نیز به مفهوم صلح،سلامتی و آرامش ذکر شده‏. ترکیب این دو واژه اورسالم را نتیجه میدهد که به معنای شهر سلامتی و صلح و آرامش است.<br />
اورسالم نزد یهود به &#8220;یروشالایم&#8221; (יְרוּשָׁלַיִם)‎ و فراعنه به &#8220;اوشامام&#8221; و یونان و روم به &#8220;هیروسولیما&#8221; و نزد غرب به &#8220;جروسالم&#8221;(Jerusalem) * (Holy land) شهرت یافت. مسلمین و اعراب آن را بیت المقدس (شهر قدس) نامیدند که همان ترجمه‌ی اورسالم (مدینة السلام) است. این شهر در طول تاریخ نام‌های دیگری چون ارین ئیل، ایلیا، بیت همیقداش‏، ایلیا‌کاپیتولینا را نیز به خود دیده است که در حال حاضر استعمال نمی‌شود.<br />
خلاصه ای از مقاله آینده جهان اسلام. کدام اسلام؟ از وبلاک<br />
mrmahdi.blogfa.com</p>
<p>با تشکر م-مهدی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

