تفاوت معجزات مسیح علیه السلام در کتاب مقدس با قرآن
دی ۱۰, ۱۳۹۰ ۵ Commentsنخستین معجزة عیسی
اما نخستین معجزة حضرت عیسی بنا به روایت انجیل یوحنّا از اعجب عجایب است. این حکایت فقط در انجیل یوحنّا آمده است و تصریح کرده است که این اولین معجزة عیسی بوده است (۲ : ۱۱). در انجیل یوحنّا هیچ ذکری از تولّد اعجاز آمیز عیسی نشده است و گویی مؤلف این کتاب مادر حضرت عیسی را نمی شناخته است، زیرا که نه بار در این کتاب به مریم اشاره کرده ولی هرگز اسم او را ذکر نکرده و او را فقط به نام مادر عیسی نامیده است. (این نه بار عبارت است از ۲ : ۱، ۳، ۵ ، ۱۲ و نیز ۱۹ : ۲۵ دوبار و ۲۶ هم دوبار و ۲۷). گویی باکره بودن مریم و آبستنی او از روحالقدس اصلاً به گوش او نخورده بوده است و اسم مریم را هم نمی دانسته است.
کتاب بعد از یک مقدمة غنوصی کوتاه دربارة کلمه و کلمة الله به داستان ظهور یحیی تعمید دهنده پرداخته ولی از گرفتاری و شهادت او سخنی به میان نیاورده است و معلوم است که از این موضوع هم خبر نداشته است یا برای او مهم نبوده است و این داستان را هم برای آن گفته که بعد از آن بگوید حضرت عیسی نزد او رفت و او روح القدس را به شکل کبوتری دید که بر عیسی نازل شده و بر این امر شهادت داده است و در نتیجه دو تن از شاگردان یحیی به عیسی ایمان آوردند. و عیسی به آنها گفت که معجزات من از حالا به بعد رخ خواهد داد.

حال، ای خواننده عزیز، فکر کن که عیسی، چه پسر خدا باشد و چه پیغمبری از پیامبران بر حق، میخواهد اولین معجزة خود را نشان بدهد و بدین وسیله آغاز رسالت و دعوت خود را از مردم آشکار سازد، به نظر شما این معجزه از چه نوع باید باشد؟ قاعدتاً نخستین معجزه باید بیانگر کلّی رسالت و مأموریت او باشد که همه بفهمند او برای چه مبعوث شده یا اگر پسر خدا است برای چه به میان مردم آمده است. لابد فکر میکنیدکاری کرده است که همة مردم، روحانیّت و اهداف عالی دین او را بدان وسیله فهمیدند. امّا چنین نیست. اولین معجزة او کاری است دنیایی، پست و بی ارزش، کاری است که قاراپت عرق فروش یا ملّایزغل شرابفروش براحتی میتواند بکند یعنی چند خمره شراب به مجلس عروسی ببرد و میان مدعوّین تقسیم کند. آری عیسی اولین معجزه اش تبدیل چند خمره آب است به شراب که برای جمعیّتی در یک عروسی در دهکده ای به نام قانا (Cana) انجام داده است. آن هم نه در ابتدای جشن که همه حواسشان جمع است و مست نشده اند و اهمیّت کار او را درک میکنند بلکه در آخر جشن که همه مست و پاتیل افتاده اند و هر چه شراب بوده خورده اند و حالا بعضی دنبال شرابهای بیشتری میگردند.
قانا نام دهکده ای است که فقط در انجیل یوحنّا ذکر شده است و در منطقة جلیل واقع بوده است. چهار بار این نام در این انجیل آمده که سه بار آن مربوط به معجزة شراب سازی عیسی است و یک بار هم به عنوان موطن نتنائیل ذکر شده است و این همان کسی است که اولین بار نام عیسی را از دهان یکی از دو شاگرد یحیی تعمید دهنده شنید و به عیسی ایمان آورد (یوحنّا ۱ : ۴۴) و عیسی به او گفت معجزات من از این به بعد رخ خواهد داد (۱ : ۵۰). و ظاهراً همین سه نفر با عیسی در عروسی شرکت کرده بودند.
کاتولیکها و ارتودکسها معتقدند که قانا اکنون همان دهکدة کفرکنا (kefr Kenna) است که در یک فرسخی ناصره قرار دارد و ناصره همان شهری است که عیسی و خانواده اش در آن زندگی میکردند. امّا محققین امروزی میگویند که قانا به احتمال قوی همان است که امروز به نام خربت قانا (Khirbet Qana) معروف است و در بالای تپه ای است در حدود ۱۴ کیلومتری شمال به سوی شمال غربی ناصره (فرهنگ هارپر ص ۱۵۱)، در کنکوردانس (کشف الایات) کتاب مقدّس تألیف یانگ (Young) مینویسد که در انجیل یوحنّا اشاره ای به محل قانا نشده است ولی معلوم است که از کفرناحوم دور نبوده و بر روی تپّهای قرار داشته است. به طور سنتّی میگویند که این همان کفرکّنا ست که در ۵/۴ مایلی شمال شرقی ناصره است امّا بیشتر محتمل است که در محلی دورتر در شمال آن در جایی که امروزه به نام کانا الجلیل معروف است در ۹ مایلی ناصره واقع بوده باشد (ص ۱۴۰).
در این عروسی عیسی و مادرش (یعنی حضرت مریم) و سه شاگرد مذکور حضور داشتهاند، امّا معلوم نیست به چه مناسبت، مسلماً همسایه آنها نبوده اند چون محل آن دو فرسخ و نیم دور تر از ناصره قرار داشته است. به احتمال قوی عروس و داماد یا یکی از آنها خویشاوندی نزدیکی با مریم، مادر حضرت عیسی داشته است. زیرا که از محتوای قصّه چنین بر میآید که مریم در این عروسی مثل یک پیشکار یا مدیر عمل میکرده است، چیزی شبیه کار خاله خان باجیهای امروزی، عمه خانم یا خاله خانم، که در جشن عروسی ادارة کارها را در دست دارد و مراسم حنابندان، حمّام رفتن، آرایش عروس، مرتب کردن حجله، دعوت از مهمانها و کارهایی از این قبیل را به عهده میگیرد و عروس و داماد و خانوادة او که گرفتاریهای دیگری دارند از این خدمت عمه خانم یا خاله خانم خوشحالند و هر چه او بگوید بی گفتگو میکنند. مریم به نوکرهای جشن دستور میدهد و مواظب غذا و شراب مهمانهاست که چیزی کم نداشته باشند. عیسی هم با آنکه پسر خداست حرفی ندارد که مادرش میان مشتی مست و لایعقل در جشن شرکت کند و هیچ غیرتی هم نمی شود. خود این خدا یا پسر خدا هم در این جشن شرکت دارد امّا گویا نوکرها او را نمی شناسند، زیرا که باید مریم به آنها دستور بدهد که هر چه عیسی میگوید انجام دهید وگرنه از خود عیسی حرف شنوی ندارند. حالا خوب است داستان را در انجیل یوحنّا در اول باب دوم با هم بخوانیم که عیسی روز اول رسالت خود با یحیی مواجه میشود و روز دوم نتنائیل را به خود جلب میکند و حالا روز سوّم است که یوحنّا شرح میدهد:
«و در روز سوّم در قانای جلیل عروسی بود، و مادر عیسی در آنجا بود و عیسی و شاگردانش را نیز به عروسی دعوت کردند و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت: «شراب ندارند». عیسی به وی گفت: «ای زن مرا با تو چه کار است. ساعت من هنوز نرسیده است» [جواب عیسی به مادرش لحن گزنده ای دارد یعنی به تو چه مربوط است برو دنبال کارت و بعد میگوید وقت معجزه کردن من هنوز نرسیده است. امّا علی رغم این اظهار نظر حاضر میشود که معجزه کند. معذلک معلوم نیست که چرا عمه خانم نوکرها را نفرستاده تا از ملایزغل یهودی شراب بخرند و بیاورند بلکه خواسته از قدرت پسرش استفاده کند و شراب مفت برای عرقخورها فراهم کند]. مادرش به نوکران گفت: «هر چه به شما میگوید بکنید» و در آنجا شش قدح سنگی بر حسب تطهیر یهود [یعنی به اصطلاح مسلمانها ظرفهایی که هر کدام یک کر آب میگرفت] نهاده بودند که هر یک گنجایش دو یا سه کیل داشت [در ترجمة انگلیسی Good News Bible نوشته گنجایش هر ظرف سنگی حدود صد لیتر بود یعنی در حقیقت قدح نبوده بلکه سنگاب بوده است و در ترجمة NIV گنجایش آن را ۲۰ تا ۳۰ گالن ذکر کرده است یعنی بین ۹۱ تا ۱۳۶ لیتر]. عیسی بدیشان گفت: «قدحها را از آب پر کنید» و نوکران آنها را لبریز کردند. پس عیسی بدیشان گفت: «الآن بردارید و به نزد رئیس مجلس ببرید». پس نوکرها بردند و چون رئیس مجلس آن آب را که شراب گردیده بود بچشید ندانست که از کجاست، لیکن نوکرانی که آب را [از چاه] کشیده بودند میدانستند. رئیس مجلس داماد را مخاطب ساخته بدو گفت: « هر کسی شراب خوب را اول میآورد، و چون مردم مست شدند بدتر از آن را میآورد [که دیگر حالیشان نیست که چه میخورند] لیکن تو شراب خوب را تا حالا نگاه داشتی» و این ابتدای معجزاتی است که از عیسی در قانای جلیل صادر گشت و جلال خود را ظاهر کرد و شاگردانش [ظ. یعنی همان سه نفر] به او ایمان آوردند. و بعد از آن با مادر و برادران و شاگردان خود به کفر ناحوم آمد و در آنجا ایّامی کم ماندند» (انجیل یوحنّا ۲ : ۱ تا ۱۲).
از این روایت معلوم میشود که عیسی و شاگردانش (یعنی مریدان و پیروانش) و نیز برادرانش هم در عروسی دعوت داشتند، امّا معلوم نیست به چه مناسبت و در آخر میگوید که در اثر این معجزه شاگردانش به او ایمان آوردند. عجیب تناقضی است. اگر شاگرد او بودند (که در اصطلاح انجیل به معنای حواری یا مؤمنان به عیسی است) پس لابد قبل از ورود به عروسی به عیسی ایمان آورده بودند تا شاگرد او بشوند دیگر ایمان آوردن آنها بعد ازمعجزة شراب سازی چه معنایی دارد؟ مگر آنکه بگوییم کسانی که بعداً شاگرد او شدند در عروسی شرکت داشتند و با دیدن این اولین معجزه به او ایمان آوردند. و البته این روایت با آنچه در انجیل متّی و اناجیل دیگر آمده است مغایرت دارد که چگونگی ایمان حواریّون را به عیسی نوع دیگری نوشته اند. رئیس مجلس معلوم نیست کیست و چه کاره است. نه پدر داماد است و نه پدر عروس، لابد کدخدای ده بوده است، که او را برای احترام در بالای مجلس نشانده اند و از او بیشتر ازدیگران پذیرایی میکردند. عیسی در این مجلس هیچ کاره است و کسی به او محل نمی گذارد و حتی نوکران هم به دستور مادر عیسی حرف او را گوش میکنند و از همه عجیب تر آنکه هیچکس جز شاگران عیسی از این معجزه مطلع نشده است حتی رئیس مجلس و معلوم نیست عیسی، پسر خدا، یا خدای دوّم مسیحیان اصلاً چرا این معجزه را کرده است که نه نفع دنیایی برای او داشته و نه نفع عقبایی و نه حتی کسی در اثر این معجزه به او ایمان آورده است بجز شاگردانش که لابد قبلاً به او ایمان آورده بودند و این معجزه فقط میتوانسته قلب آنها را مطمئن تر کند. چرا عیسی که میخواست معجزه کند از همان اول مجلس این کار را نکرد تا اصلا عرقخورها شراب حسابی را اول بنوشند و کیف کنند و گذاشت در آخر مجلس که همه پاتیل شده بودند و دیگر چیزی حالیشان نبود به آنها شراب داد. و مریم چرا باید غصة شراب مردم را بخورد؟ به او چه مربوط است که شراب تمام شده است؟ و از همه مهمتر اینکه این بدترین معجزه ای بود که عیسی میتوانست بکند. اگر عکس این کار را کرده بود ملکوت آسمان را بهتر نشان داده بود. یعنی اگر شرابها را در همان اول مجلس تبدیل به آب کرده بود تا همه حیران شوند و درصدد جستجوی سبب آن برآیند بهتر بود، چونکه عیسی در این صورت به آنها میگفت شراب خوب چیزی نیست زیرا که انسان را از عقل تهی میکند و از خدا دور میسازد و باعث شرارت و بدجنسی میشود و برای بدن ضرر دارد، پس بهتر است آن را نخورید و من برای همین امر آنها را بدل به آب کردم. اگر چنین کرده بود هم یک موعظة دینی کرده بود و هم یک معجزة الهی.
یوحنّا از نتیجة این معجزه هیچ خبری نمیدهد. آیا مردم با خوردن شراب ناب مست تر شدند و مثلاً با چاقو به جان هم افتادند و یا مزاحم عروس خانم شدند یا حتی مزاحم مادر خدا یعنی حضرت مریم شدند، یا همه به خواب رفتندیا تلوتلو خوران به خانههای خود بازگشتند یا اتفاقات دیگری افتاد؟ یوحنّا هیچ اشاره ای نکرده است. رئیس مجلس هم ظاهراً مرد خنگ و خری بوده است که اصلاً نمی پرسد چرا آب را شراب کردند و به عیسی هم ایمان نمی آورد. واقعاً از این معجزه بی خاصیت تر و بیمعناتر نمی شود. خوب بود عیسی از پیامبران قبل از خود (مثل داود، موسی و ابراهیم علیهم السلام) معجزه کردن را یاد میگرفت بعد ادعای خدایی میکرد- که البته او حتی در انجیلها هم ادعای خدایی نکرده است.
ضمناً در این قصّه گفته نشده است که آیا خود عیسی و مریم- که نگران کمبود شراب بود- هم از این شرابهای ناب خدا ساخته خوردند یا نه. چون بنا به نوشتة اناجیل (مثلاً متّی ۱۱ : ۱۹) عیسی هم خود مردی میگسار بوده است و لابد این معجزه را برای استفاده خودش هم کرده است و تعجبی ندارد که امّت او اکنون بهترین شراب سازان دنیا هستند.( نک : رسالة اوّل پولس به تیموتاﻧوس ۵ : ۲۳ )
از آنچه گفته شد و از قرائن و امارات دیگری که در این داستان آمده است به نظر میرسد که کلّ این داستان مجعول و ساختگی است. از جمله قرائن این است که وجود شش قدح بزرگ آب برای تطهیر در خانة یک یهودی قدری غیر عادی است. این مقدار آب حتّی در کنیسه هم شاید فراهم نبوده است تا چه رسد به یک خانه. معمولاً برای تطهیر یکی از آن قدحها کفایت می کرده است زیرا که هر قدح حدود ۱۰۰ لیتر گنجایش داشته است و شش قدح حدود ۶۰۰ لیتر آب میشود، در حالی که در اسلام یک کر آب حدود ۴۰۰ لیتر است که طبق فقه جعفری با ملاقات نجس پاک میماند و نجس نمیشود. پس این یهودی در حدود یک کرو نیم آب در خانة خود برای تطهیر نگه میداشته است که قدری غیر عادی به نظر میرسد. دیگر آنکه تمام این قدحها خالی بوده اند و اگر قرار بوده است که از آنها برای تطهیر استفاده شود چرا خالی مانده بودند؟ این مثل آن است که حوض مسجد خالی باشد و مومنان برای وضو آب نداشته باشند.
سوم اینکه عیسی این شش قدح را پر از شراب ساخت یعنی ۶۰۰ لیتر شراب برای این مجلس عروسی فراهم کرد آن هم موقعی که همه مست و پاتیل بودند. این مقدار برابر ۱۲۰۰ بطری نیم لیتری میشود که هر بطری قاعدتاً برای مست کردن یک نفرکافی است به خصوص اگر شراب آن خدا ساخته باشد، که لابد شراب ناب و خوبی بوده است چنانکه رئیس آن مجلس گفته است در حالی که شرابهای قبلی همه بد و قلّابی بوده اند که مثلاً ملایزغل با تقلّب ساخته بود. آیا در این عروسی این همه مهمان بودند؟ به نظر قدری عجیب می رسد. چه اگر حتّی به هر مهمان دو بطر شراب هم داده می شد باز هم ۶۰۰ نفر مهمان بوده اند و بعید است که مستها بیش از دو بطر دیگر شراب توانسته باشند بخورند زیرا که موقعی عیسی این شرابها را ساخت که همه مست لایعقل شده بودند و احتمالاً دیگر گنجایش شراب خوری بیشتری نداشتند. دیگر آنکه کسی که ۶۰۰ مهمان را غذا داده است لابد فکر شراب آنها را هم کرده بود و از تهیه شراب برای آنها مضایقه نداشته است پس چرا شرابها ته کشیده است مگر آنکه اهل مجلس زیادی شراب خورده باشند یا مهمانها بیش از حدّ انتظار صاحبخانه بوده باشند که در این صورت باید غذاهای آنها هم ته کشیده باشد.
نکتة آخر اینکه طبق انجیل متّی (۱۰ :
و انجیل لوقا (۱۰ : ۹) عیسی مسیح شاگردان- یعنی حواریون- خود را مأموریت داد که به شهرهای مختلف بروند و به طور رایگان بیماران را شفا دهند، ابرصان و پیسها را از پیسی پاک کنند، مردگان را زنده کنند و دیوها را از تن دیو زده ها و دیوانهها بیرون نمایند. یعنی شاگردان عیسی اجازه یافته بودند که مثل خود عیسی معجزه کنند. حال اگر جناب پاپ خود راخلیفة عیسی میداند ومعتقد است که سلسلة پاپها در اثر دست گذاری پی در پی به پطرس، نخستین و مهمترین حواری مسیح می رسد پس باید پاپها هم بتوانند مانند حواریون معجزه کنند. ما از جناب پاپ نمی خواهیم که مرده زنده کند یا ابرصها را از پیسی پاک کند یا بیماران صعب العلاج را که پزشکان رد کردهاند شفا دهد یا کور و کچل و فلج را شفا بخشد بلکه می خواهیم معجزة بسیار ساده تری بکند یعنی یکی از حوضها، استخرها یا آبگیرهای رم یا جای دیگری در ایتالیا را برای مردم دنیا مثل حضرت عیسی آبشان راتبدیل به شراب کند تا همة مردم جهان به تماشای آن بیایند و همه کاتولیک شوند. و اگر غیر از پاپ اسقفها و کشیشهای مذاهب مختلف مسیحی چنینی قدرتی دارند اعلام فرمایند تا همة خلق جهان بدانند و به مسیحیت مؤمن بشوند.
در اسلام به هیچکس گفته نشده که حقّ معجزه کردن یا کرامت کردن دارید اما بسیاری از علمای دین واقعاً اهل کرامت بوده اند و هستند. این گوی و این میدان.
اما عجیب تراز این معجزة شراب سازی معجزة وارونة حضرت عیسی است که در انجیل (متی ۲۱ : ۱۸ تا ۲۰ و مرقس ۱۱ : ۱۲ تا ۱۴ و ۲۰ تا ۲۴) آمده است که عیسی از راهی میگذشت و گرسنه شد (خدا گرسنه هم میشود). در راه درخت انجیری دید با برگهای سبز پنداشت که میوه دارد نزد آن رفت تا چیزی از آن بخورد امّا این خدای دوم مسیحیان اشتباه کرده بود و حتی چند قدم آن طرف تر را نمی توانسته ببیند لذا وقتی نزدیک شد و دید درخت میوه ندارد عصبانی شد و به آن نفرین کرد که از این پس تا ابد هیچکس از تو میوه نخواهد خورد و در نتیجه درخت بی درنگ خشکید. آیا بهتر نبود که به جای خشک کردن درخت مردم به آن میگفت ای درخت پر از میوه بشو تا من و شاگردانم از تو بخوریم و سیر شویم و راهگذران دیگر و اهل محل هم از نعمت تو بهره مند شوند؟ معجزة وارونه کار انبیای کذبه (پیامبران دروغین) است (انجیل متّی ۷ : ۲۲) چنانکه گفتهاند که مسیلمة کذّاب در یمن ادعای پیامبری میکرد و میخواست در برابر حضرت محمد (ص) برای خود عنوانی پیدا کند. روزی کسی به او گفت من دیدم که حضرت محمد (ص) در چاهی که خشک بود آب دهان انداخت و فوراً چاه پر از آب شد. مسیلمه هم نزدیک چاهی رفت که آب داشت و آب دهان در آن انداخت چاه بلافاصله خشکید.
نیز در انجیل متی ( ۸ : ۲۸ تا ۳۲ ) می گوید دیو ها در وجود دو دیوانه موجب اذیت مردم شده بودند و حضرت عیسی آنها را به در خواست خودشان به گلّه ای خوک فرستاد که آن خوکها دیوانه شدند و خود را به دریا انداختند و هلاک شدند. دو سوال در اینجا هست یکی اینکه یهود خوک را نجس و حرام می دانستند و آنها را نمی پروردند. این خوکها در آنجا متعلق به چه ملّتی بوده اند ؟ دوّم اینکه چرا برای نجات دیوانه ها خوکهای مردم را هلاک کرد ؟
در کتاب اعمال رسولان (۵ : ۱ تا ۱۱) هم پطرس حواری معجزة وارونه کرد و بنده خدایی را که ملک خود را فروخته بود و نیمی از بهای آن را به حواریّون پیشکش کرده بود توبیخ کرد که چرا تمام پول ملک را نیاوردی؟ و او و زنش را نفرین کرد و هر دو بی درنگ مردند در حالی که این بیچاره ها ایمان آورده بودند. امّا در همین باب میخوانیم که رئیس کهنه (پیشوای کاهنان یهود) پطرس و همة حواریّون دیگر را شلاق زد و آنها کاری نکردند و بلکه خوشحال هم شدند که شلاق خورده اند. حال ای خوانندة عزیز این عیسی و مریم را مقایسه کن با حضرت عیسی ومریم در قرآن که مثلاً در سورة مریم (۱۹ : ۲۲ تا ۲۶) میفرماید که مریم در هنگام زایمان خود را به تنة درخت خرمائی رساند که در جایی دور افتاده بود و از درد و غصة بیکسی و ترس از تهمت مردم ناراحت بود که صدایی از زیر پای خویش شنید که ناراحت نباش خدا برای تو در زیر پای تو جوی آبی روان کرده است و تو درخت را بجنبان تا برایت خرمای تازه فرو بریزد (و ظاهراً وقت خرما نبوده است) آیا این معجزه است یا خشک کردن درخت انجیر؟ معجزات دیگر حضرت عیسی را در همین سوره و در سورة آل عمران بخوانید و با انجیلها مقایسه فرمایید.
منبع: مسیح از نظر قرآن و اسلام ، ذاکری.
نسخه های خطی یونانی (۲) – جان گریسباخ
مایکل جکسون Michael Jackson سلطان موسیقی پاپ، مسلمان شد و درگذشت
بی خدایان بزرگترین خطر مشترک اسلام و مسیحیت
اگر افغانستان مسیحی نشد، آن را بسوزانید
انواع نسخه هاي خطي کتاب مقدس
عشای ربانی
شیر זָקָן
پشیتا ترجمه سریانی کتاب مقدس
سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان
چهار مدرسه معروف نقد کتاب مقدس
دلایل تحریف کتاب مقدس (4): آدرسهای بدون مرجع
تبریک به ویولتا از ارمنستان
باسلام ودرو بر شما
وباذکر نام عیسی مسیح ناصری یکتا خدای جهانیان
پسر خوب این چیزهایی که نوشتی رو هیچ جا نمیخرن ببر تو محلتون بفروش شاید مامانت بخرشون چون مزخرف میگی
عیسی به همه گفت اگر معجزه ای از من دیدی هیچ گاه بیان نکنید تا یه سری امثال شما خودشو میمون نکنه وشکلک در نیاره تا باعث خنده ادما بشن
حالا هم که این معجزه بیان شده بهتره به سمع ونظرت برسونم
اولین معجزه عیسی رو اونقد کوچیک کردی که به قول خودت چندین هزاز گالن اب را به شراب تبدیل کرده
شرابم نجس نیست بلکه حرفایی که از دهان تو بیرون میاد نجسه چون از دل تیرت میاد
خر نشو دست بکش اوفول کن
بهتره بشینی درمورد پیامبران خودتون بحث کنی تورو چه به این غلطا نمیتونی لنگه مسیح را پیدا کنی میسوزی بدبخت فرزند ابلیس
برات دعا میکنم در نام مقدس پدر اسمانیم عیسی مسیح ناصری روح شر از جسم کثیفت جدا بشه تا کور کورانه شرو بر نگی امین
دوست عزیزم. عیسای مسیح علیه السلام پیامبر نازنین و دوست داشتنی من است. محبوب من است. آن چنان که به عشق او پیروانش را نیز دوست دارم.
اما من هر چه کامنت شما را خواندم ، پاسخی به نقدهایی که در مقاله ارائه شده ، ندیدم. مسیحی که پیامبر من است ، هیچ گاه توهین نمی کرد و ناسزا نمی گفت. اما متاسفم که مسیحی که خدای شماست، چنین ادبی را به شما آموزش داده است.
خدا به تو فهم روحانی دهد
همان گونه که تعیین وجه نقد باعث می شد ارزش مهریه در گذر زمان از ارزش اولیه و مورد نظر عروس بیفتد و کاهش یابد ، وضعیت نابسامان بازار طلا نیز باعث شده است که ارزش واقعی مهریه بیش از ارزش واقعی آن در حین عقد باشد…بحث طلا اکنون نه در ایران که در بازار جهانی ، روندی جدا از تورم به خود گرفته است و تابعی از وضعیت اقتصادی جهان و مشخصاً کشورهایی مانند چین شده است.
با سلام ، خدا به شما اجر بدهد انشاء ا…
چقدر موارد ضدونقیض توی این دین هست !