تصویر خدا در هنر مسیحی
یوحنای لاهوتی از نویسندگان کتاب مقدس در عهد جدید، خدای خود را به گوسفند ذبح شدهای تشبیه میکند که هفت شاخ و هفت چشم دارد. یوحنا در رویای خود در فصل پنجم عبارت ششم مینویسد:
و دیدم در میان تخت و چهار حیوان و در وسط پیران برّه چون ذبح شده ایستاده است و هفت شاخ و هفت چشم دارد که هفت روح خدایند که به تمامی جهان فرستاده میشوند

همچنین در فصل هفدهم آیه چهارده میگوید :
ایشان با برّه جنگ خواهند نمود و برّه بر ایشان غالب خواهد آمد زیرا که او ربّالارباب و پادشاه پادشاهان است و آنانی نیز که با وی هستند که خوانده شده و برگزیده و امینند.
یوحنا میگوید گوسفند مزبور گویا ذبح شده بود (با شک و تردید) نه این که واقعا ذبح شده باشد.
سپس در باب هفتم آیه نهم از همان سفر مینویسد:
و بعد از این دیدم که اینک گروهی عظیم که هیچ کس ایشان را نتواند شمرد از هر امّت و قبیله و قوم زبان در پیش تخت و در حضور برّه به جامههای سفید آراسته و شاخههای نخل بدست گرفته ایستادهاند و به آواز بلند ندا کرده میگویند نجات خدای ما را که بر تخت نشسته است و برّه را است.
به نظر شما در این تشبیه (که خداوند را به گوسفند تشبیه کردهاند)،چه معنی و حکمتی میتواند باشد. شاید بگویید این تشبیه کنایه از لطافت و نرمی و تسلیم و سازشپذیری است . فرض کنیم چنین معنایی را اراده کرده باشند اما آیا خداوند چنین صفاتی را دارد ؟ بله خداوند لطیف است اما آیا نعوذ بالله همچون گوسفند تسلیم یا سازشپذیر است یا … . پس اگر مراد گوسفند نباشد و چنین صفاتی باشد باز هم خداوند از چنین صفاتی مبراست و قیاس مع الفارق است .
باز هم از باب مماشات ما کوتاه میآییم و فرض میکنیم این خدای خاص که مورد تشبیه واقع شده است چنین صفاتی دارد و نرم است و سازش پذیر و …. آن وقت این سوال مطرح میشود که آنچه را که گوسفند مینامند آیا غضب دهشتآور و عذاب و خشم و صلابت هم دارد یا نه؟! اگر گوسفند است یا شبیه گوسفند، پس نباید این صفات را داشته باشد . اما این آیات را ببینید : سفر رؤیا ۶ : ۱۶ پولس نیز در نامهاش به عبرانیها خداوند را این گونه توصیف میکند ۱۲ : ۲۹ : خدای ما آتش فرو برنده است.
حال جالب آن است که این گوسفند نرم و اهل عطوفت و لطافت و سازش ، هفت شاخ دارد! گاو به خشونتش معروف است چون دو شاخ دارد. اکنون تصور کنید خشونتِ هفت شاخ را.
وقتی باب تشبیه خداوند به حیوانات باز شود ، ممکن است کسی پیدا شود که خداوندی را که آراسته به صفت امانتداری است ، نعوذ بالله به سگ تشبیه نماید. چون سگ حیوان امانت داری است! اعاذنا الله . آیا اگر چنین اتفاقی بیافتد دوستان مسیحی این گونه تشبیهات را میپذیرند؟ طبعا باید بپذیرند. چرا که کتاب مقدس خود خداوند را به دلیل لطافتش به گوسفند مانند کرده است ، پس نباید در تشبیه به حیوانات دیگر مشکلی باشد .
راستی آیا میتوان خداوند را به دلیل نیروی زیادی که دارد ، پناه بر خدا ، به گاو تشبیه کرد؟ چرا؟
آیا میتوان خداوند عزیز را به دلیل تحمل و صبری که دارد ، پناه بر خدا ، به الاغ مانند نمود؟ چرا که الاغ، حیوانک اسطوره صبر و بردباری است و خداوند نیز که آزار یهود را تحمل کرده نیرومند و با صبر و شکیباست! تفاوت در چیست؟!
مساله دیگر این که اگر این تشبیه درست است مسیح باید به گوسفند بودن افتخار کند یا … اما چه شده که در اناجیل چهارگانه آمده است که مسیح خودش را چوپان گوسفندان شمرده : در إنجیل یوحنا فصل دهم آیه بیست و هفتم ۱۰ : ۲۷ آمده است:
گوسفندان من آواز مرا میشنوند و من آنها را میشناسم و مرا متابعت میکنند.
دوستان عزیز مسیحیم ، چگونه شما خدای خود را گوسفند مینامید، در حالی که شایسته نیست حتی انسانی را به چنین نامی ملقب کنند . مگر نه آن است که انسان برتر از گوسفند است؟ حضرت مسیح علیه السلام در انجیل متی باب دوازدهم آیه دوازدهم ۱۲ : ۱۲ خود به این مطلب شهادت میدهد و میفرماید: پس چقدر انسان از گوسفند افضلست.
دوستان عزیز مسیحیم ، آیا این ادب کتاب مقدس پذیرفتنی است؟
تصاویری از خدا در هنر و ادبیات مسیحی



تصویر زیر هم گویای همین مساله است :
http://www.apocalyptic-theories.com/gallery/throneofgod/dureraltar.html
همچنین به این تصویر نگاه کنید:



فلسفه این تشبیه و عقیده که این چنین در هنر و ادبیات مسیحی رسوخ کرده است، چیست؟








از روشنگری دینی شما دوست عزیز نهایت تشکر و سپاس را دارم
خواندن این مقالات و تحقیق در باره دین های دیگر حداقل این باور را در ما به یقین می رساند که دین حق و صراط مستقیم همانا دین اهل بیت علیه الصلاه والسلام می باشد و بس .
مطالعه در ادیان دیگر در تحکیم و تقویت ایمان ما نقش بسزای دارد
از زحماتی که کشیده اید نهایت تشکر و سپاس را دارم
امیدوارم همیشه سلامت و تندرست باشید .
با درود؛
چندی پیش کسی در ذهن من نسبت اسلام تردید و شک به وجود آورد با رجوع به سایت شما توانستم آن را برطرف کنم. باز تشکر. اکنون میروم که دلایلی مفید و قانع کننده بر نفی مسیحیت و حقانیت اسلام به آن فرد نشان دهم، قدر این خدمت بزرگتان به اسلام و مسلمانان بدانید.
با سپاس
از تلاش شما نهایت تشکر را می کنم ولی تحقیقات شما بسیار ضعیف و از هر دری سخنی است . اگر بنا بر دلایل علمی باشد اسلام هم دین علمی نیست . مثل ازدواج فامیلی که شدیدا خلاف علم است . یا تعدد زوج برای مرد خلاف تربیت کامل و صحیح روان شناسی می باشد . بهتر است بیشتر دقت کنید . در ضمن در مورد دروغ (تقیه) اصلا قابل هضم نیست مگر خدا دروغ می گوید .
که بنده او دروغ بگوید ؟ اگر خدا در مورد بهشت دروغ گفته باشد چه ؟
من سوالات زیادی در مورد اسلام دارم و می خواهم بپرسم و جواب بگیرم مرا راهنمایی کنید .
مدیر سایت پاسخ در تاريخ تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ ۶:۲۶ ب.ظ:
درود بر شما دوست عزیز.
بنده در ضعف و قوت نوشته هایم ادعایی ندارم. البته غرور شما را نیز مخدوش نمی کنم. ولی این روش پاسخ گویی نیست. من که ادعای کلی نکرده ام که بگویم مسیحیت دین علمی نیست تا یک پاسخ کلی بشنوم : اسلام هم دین علمی نیست. دوست گلم بنده به طور جزئی در مواردی که وارد بحث شده ام ، مطالبی را با استدلال مطرح کرده ام. بنا بر این انتظار دارم شما نیز به طور جزئی در مباحثی که مطرح شده ، وارد شده و با استدلال آنچه را گفته ام رد کنید. تعصبی هم ندارم . به سادگی دلایل منطقی شما را می پذیرم.
اما یک نوع مغالطه وجود دارد که شما به طور ناخواسته مرتکب آن شده اید. و آن این که به جای پاسخ به سوالاتی که مطرح کرده ام ، سوالاتی را در مقابلم می گذارید که مسیر گفتگو و مباحث عوض شود و سوالات گذشته من نادیده انگاشته شود. اما اشکالی ندارد. شما هر سوالی که در زمینه اسلام دارید ، را بیاورید و در سایتی که لینک آن را برای همین موضوع در سایتم قرار داده ام یعنی کانون گفتمان قرآن (www.askquran.ir)مطرح کنید. مطمئن باشید که به خوبی راهنمایی خواهید شد.
اما این سایت اگر دقت کرده باشید تنها به دو موضوع اختصاص دارد : ۱- نقد مسیحیت ۲- معرفی اسلام به نومسلمانان. در بحث نقد مسیحیت خیلی خوشحال می شوم شما دوست خوبم با مشارکت در بحث ها بنده را راهنمایی کنید.
باز هم از حضور شما دوست نازنینم در این سایت تشکر می کنم. امیدوارم گفتگوهایی علمی و منطقی با یکدیگر داشته باشیم و این گفتگو ها زمینه یک دوستی شیرین را برایمان فراهم آورد.
متاسفانه نویسنده این مقاله به هیج وجه با ادبیات عبری و اشعار یونان آشنایی نداشته و کتاب کهنی چون کتاب مقدس را چون یک روزنامه ای که دیروز به چاپ رسیده است مطالعه می کند. کتابی جون مکاشفه یوحنای رسول را که از آن نقل قول می کنید، کتابی متشکل از اشعار و نوشته های سمبلیک است که تماما ریشه در اشعار عبرانیان در عهد عتیق دارد.
من تشویق می کنم کسی که محقق است، تحقیقاتش را در سطح آکادمیک انجام دهد نه بشکل خیلی سطحی و واقعا ناشیانه.
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۳۵ ب.ظ:
با تشکر از شما دوست نازنینم.
ممنون می شوم اگر شما اشاره های سمبلیک مربوط به این آیاتی که گفته شد را ذکر کنید. صمیمانه و صادقانه خوشحال می شوم از پاسخ و تحقیقات اکادمیکی شما در این موضوع استفاده کنم و اگر اشتباه کرده باشم مطمئن باشید و تردید نکنید که به تصحیح مقاله اقدام خواهم کرد.
[...] تصویر خدا در هنر مسیحی [...]
دوست گرامی من با خواندن مطالب شما در مورد خداوند در مسیحیت سخت دلشکسته شدم که شما دوست گرامی تصور کردید که طی ۲۰۰۰ سالی که از تولد مسیح گذشته است یعنی مسیحیان دنیا انقدر سادلوح هستند که به این مطالبی که شما عنوان کردید فکر نکرده اند و منتظر زمان حاضر شدند که شما این تفسیر را برایشان بنویسید ؟
باید بگویم که تمامی کتاب مکاشفه یوحنای رسول تشبیهات است که شما باید کتاب مقدس را کاملا با دقت خوانده باشید تا مقاهیم این تشبیهات را درک کنید. البته میدانم که شما مسلمانان گرامی همیشه تصور میکنید که بهترین آئین دنیا را دارید . خوب مبارکتان باشد. ولی نوشتن مطالب اینچنینی اندکی استدلا ل خودتان را زیر سوال میبرد. تنها یک پیشنهاد دوستانه دارم که منو ببخشید که جسارت میکنم ولی راه دریافت حقیقت و رسیدن به آنچه که میخواهید با استدلال و عقل بشری امکان پذیر نیست . بلکه برای شناخت واقعی خداوند همانگونه که در کلام خداوند آمده تنها از راه دل است ( به تمامی دل خویش بر خداوند توکل نما و بر عقل خویش تکیه نکن ) هر چند که بعد از شناخت او عفل نیز به این شناخت راستین گواهی خواهد داد. پس همانطور که میسح گفت هرکه بجوید خواهد یافت . و هر که در را بکوبد، در برویش باز کرده خواهد شد. تنها یک شرط دارد که واقعا به دنبالش باشی . نه به صرف اینکه در آن با استدلال انسانی به دنبال عیب باشی. زیرا که انسان با عقلی که از او گرفته نمی تواند او را حلاجی کند .زیرا که افکار او فوق از درک بشری ماست.
موفق باشی.
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۹:۰۱ ب.ظ:
دوست نازنینم
من هم از روی دلشکستگی این مطلب را نوشتم . من تفسیر نکردم. فقط گلایه کردم که کاش اگر مسیحیت قرار است هنری را به جهان عرضه کند ، هنری باشد که تصویر زیباتری از خداوند ارائه بدهد.
من می دانم که مکاشفه تشبیهات است . ولی چرا تشبیه خداوند به گوسفند دوست گلم؟
اصلا چرا تشبیه ؟
مگر نه این است که خداوند به هیچ چیز شبیه نیست؟
خیر دوست گلم اشتباه می کنید. ما مسلمانان طبق آیه قرآن معتقدیم که هر مسیحی ، یهودی ، صابئی و … که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد و کار شایسته و نیکو انجام بدهد ، رستگار است و هیچ نگرانی ای نباید داشته باشد : إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ [بقرة : ۶۲]
دوست گلم
این یک اختلاف مبنایی میان ما مسلمانان و شما مسیحیان است . ما عقل را همراه با وحی فرشته رستگاری می دانیم اما شما عقل را زیر پای ایمان له می کنید . به همین دلیل اصولی کاملا باستانی و ثنوی مانند تثلیث را هر چند به درستی وارد دینتان شده باشد با چشمان بسته می پذیرید.
در این باره برای این که بحث منحرف نشود توصیه می کنم تفاوت عقل و ایمان در اسلام و مسیحیت را اینجا پیگیری نمایید: http://www.pedar.net/52.html
من هم برای شما دوست نازنینم آرزوی موفقیت می کنم و ممنونم که برای مطالعه این مطلب زحمت کشیدید و وقت گذاشتید.
نگاه کن مسلمان احمغ چرا در مور محمد ص که ۴۰ تا زن در سنین مختلف داشته حرفی نمیزنی خجالت میکشی نادان تروریست
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۹ ب.ظ:
نگاه کردم دوست عزیزم. هر مطلبی در جای خاص خودش مطرح می شود. در مورد تعدد همسران پیامبر شما می توانید به سایت هایی که در این زمینه وجود دارد مراجعه کنید و جواب خود را بگیرید . به عنوان نمونه :
اینجا ، و اینجا ، و اینجا را بخوانید.
دوست خوبم
این نوعی مغالطه است که برای پرهیز از جواب ، یک مطلب نامربوط را مطرح کنیم. در مورد خاص سوالی که در این مقاله مطرح شده اگر پاسخی دارید خوشحال می شوم استفاده کنم.
ضمنا احمق را با قاف می نویسند نه غین .
ارتباط مطلبی که نوشته ام را هم با تروریست و نادان متوجه نشدم و همچنین نمی دانم از چه چیزی باید خجالت بکشم. از این که به مسیحیت علاقمندم و در این زمینه مطالعه می کنم یا از این که سوالم را مطرح می کنم ؟
سلام دوست من
انگار سرتان خیلی شلوغ است که هنوز پاسخ منو ندادید.
برای اینکه این گفتگو گرم باقی بماند چند سوال دیگر دارم. همانطوری که میدانید و کتاب مقدس را خوانده اید و من هم خوانده ام ( البته این را برای خوانندگان مینویسم که شاهد این گفتگو خواهند بود) در کتاب مقدس ما واژه ای به نام پیامبر نداریم . در آنجا مردانی که از جانب خداوند سخن میگویند به نبی یا مردان خدا معروفند و واژه پیامبر در واقع در قرآن بیشتر استفاده میشود. و میدانید که در کتاب مقدس هر نبی یا مرد خدا یک اصل و نسبی دارد و شجره آن بطور کامل ذکر شده که معلوم میشود این مرد خدا یا نبی چه کسی میباشد و گذشته او به چه کسی مربوط است. این روش خداوند است در معرفی انبیاء خودش. ولی من در قرآن هیج اصل ونسبی از محمد ندیده ام ؟ که معمولا باید در ابتدای کتاب و شروع رسالتشان ذکر شود ! اگر در قرآن سراغ دارید آدرس آن را به من و بقیه خوانندگان بدهید. متشکرم.
سوال دوم من هم این است که محمد که خود را به ابراهیم نسبت میدهد البته از جانب فرزندش اسماعیل که زندگی او هم کلی اگر و اما دارد ، چرا راجع به اسماعیل و نحوه زندگی او و اینکه فرزندانش طی این صدها سال از زمان ابراهیم تا به محمد هیج مطلبی در قرآن نیست ؟ با اینکه تمامی مردم دنیا البته منهای مسلمانان عزیز که معمولان اهل مطالعه و پی گیری نیستند این را میدانند که تمامی انبیا و حتی عیسی مسیح نیز از نسل اسحاق هستند و تنها کسی که بعد از چند صد سال یا بیش از هزار سال آن هم در بین عربها این را مطرح کرد که پیام آور خداوند است تنها محمد است. این به نظر شما عجیب نیست .؟ البته در این مورد من حرفها برای گفتن دارم که به ترتیب و در روزهای آینده برایتان خواهم نوشت. سوال دیگرم و آخرین سوال امروز این است که در کجای قرآن نوشته شده که ابراهیم فرزندش اسماعیل را برای قربانی کردن به بالای کوه برد ؟ در حالی که دنیا میداند که این اسحاق که فرزند وعده خداوند به ابراهیم بود و ابراهیم سالها صبر کرده بود تا وعده خداوند مبنی بر بدنیا آمدن او آن هم از ساره بیش از نود ساله و ابراهیم بیش از صد ساله به وقوع بهپیوند و بعد که زمان آزمایش فرا رسید او به قربانگاه برده شده . و همانطور که جلوتر هم گفتم تمامی انبیاء بعد از او نیز از نسل همین فرزند ابراهیم یعنی اسحاق هستند . منتظر جوابهای شما هستم با تشکر.
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۲ ب.ظ:
سلام بر شما دوست گلم
از این که در پاسخ هایتان تاخیر شده پوزش می طلبم. بله فرصت کمی دارم و نمی توانم همیشه به نظرات سریع پاسخ بدهم. از صبر و شکیبایی شما ممنونم.
همان طور که در کامنت قبلی شما هم گفتم بنده هم با این دیدگاه آشنا هستم. ولی اشکالاتی که گفتم هم چنان باقی است . نبوت در عهدین بیشتر به مفهوم پیشگویی است و با آنچه در مفهوم اسلامی آن درک می شود متفاوت است . اما این چیزی را عوض نمی کند. کسی که پیام خدا را می رساند ، هر عنوانی که می خواهد داشته باشد ، باید از عصمت وی حداقل در پیام رسانی او مطمئن باشیم.
اما در مورد نسب شناسی ها دوست گلم ، این افتخاری برای کتاب مقدس نیست. چرا که یکی از چالش های عهدین نسب نامه هایی است که در آن ذکر شده است . به عنوان مثال یکى از اشکالاتى که به انجیل مى شود بحث نسب نامه عیسى مسیح است . در دو انجیل لوقا و متى نسب نامه حضرت عیسى ذکر شده و در هر دو عیسى فرزند داود شناخته مى شود. ولى در انجیل متى عیسى از ناتان به داود مى رسد و در انجیل لوقا از سلیمان به داود مى رسد با وجود اینکه ناتان و سلیمان دو برادر بودند چگونه مى شود یک نفر از نسل دو برادر با هم باشد؟
۱٫ یسى پدر داود پیغمبر بود و داود پدر سلیمان بود. (متى ۱ : ۶)
۲٫ پدر ناتان، داود بود. ۳۲ پدر داود، عیسى بود. (لوقا ۳ : ۳۱)
بنا بر این ذکر نسب نامه های مختلف که به مرور مقالاتی دراین باره در سایت خواهم نوشت نمی تواند افتخاری برای کتاب مقدس باشد. چرا که یکی از مشکلات جدی الهی دانان مسیحی توجیه اشکالات این نسب نامه هاست.
اما در مورد شجره نامه پیامبر اسلام این شجره نامه ذکر شده است:
محمد(ص) بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لوی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان بن ادد بن یسع بن سلامان بن نبت بن حمل بن قیدار بن اسمعیل بن ابراهیم الخلیل بن تارخ بن تاخور بن ساروخ بن ارعواء (حضرت هود النبی) بن فالغ بن عابر بن شالح بن ارفحشذ بن سام بن نوح بن مالک بن متوشلخ بن اخنوخ (و هو ادریس النبی) بن یارد بن مهلائیل بن قینان بن انوش شیث و هو هبةالله بن آدم(ع).
از آنجا که شما چندان از حدیث خوشتان نمی آید ،این مژده را هم به شما بدهم که این شجره نامه متن حدیث نیست.
دوست گلم .
یک تفاوت اساسی بین قران و کتاب مقدس وجود دارد و آن این که کتاب مقدس یک کتاب تاریخی است اما قرآن یک کتاب هدایتی است. طبیعتا در کتاب تاریخ از این دست مسائل بسیار یافت می شود. اما اشکال وقتی نمودار می شود که کسی بخواهد هدایت خود را در کتابی تاریخی بجوید. بنا بر این دوست گلم مسلمانان در قرآن کریم به دنبال نسب نامه نمی گردند بلکه به دنبال اموزه های هدایتی هستند. چنان که انتظار می رود کتاب مقدس به جای مسائل تاریخی به آموزه های هدایتی بپردازد.
بنا بر این پاسخ سوال دوم شما هم روشن می شود. ضمنا دوست نازنینم ، این گونه نیست که پیامبر اسلام خودش را به ابراهیم نسبت بدهد. گویا اطلاعات تاریخی شما خیلی ضعیف است. اگر اندکی در اثار اسلام شناسان مسیحی بررسی کنید می بینید که نسب پیامبر یک تواتر تاریخی است.
دوست گلم نیش زبان و کنایه هایتان نسبت به مسلمانان برایم جالب است ! این نکته را خدمت شما عرض کنم که مغالطه ای وجود دارد با عنوان argumentum ad populum . در این مغالطه شخص به گونه ای اندیشه خود را مطرح می کند تا به مخاطب تلقین شود اگر از عقیده گروهی که این شخص گفته یا کلا اندیشه ای که وی مطرح کرده ، پیروی نکند ، از آن چه وی به عنوان مزیت مطرح کرده محروم خواهد شد.
دوست نازنینم این یک دروغ که نه ولی مبالغه بسیار آشکار است که بگوییم فلان مطلب را تمامی مردم دنیا می دانند. در مورد این که پیامبران الهی از نسل اسحق هستند و چرا پیامبر اسلام از نسل اسماعیل است و جزئیات این بحث و به طور کلی مباحث مربوط به پیامبر اسلام توصیه می کنم کتاب الصحیح من سیره النبی را مطالعه کنید. این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمه شده . اما از آنجا که خیلی مفصل است می توانید خلاصه آن را به زبان فارسی در دوجلد با نام سیرت جاودان، ترجمه دکتر محمد سپهری چاپ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ، مورد استفاده قرار دهید . چرا که سوالاتی که فرمودید هیچ یک ربطی به موضوع این مطلب که تصویر خدا در هنر مسیحی است ندارد.
شیوه شما دوست گلم این است که در بحث های مطرح شده به جای پاسخ به سوالاتی که داده شده است ، سوالاتی انحرافی را مطرح می کنید تا اصل بحث مغفول بماند و این شایسته نیست.
امیدوارم از پاسخم دلگیر نشده باشید. در مسیح علیه السلام شاد باشید .