علی یعقوبی کیست؟ فریب ها و ادعاها! (۴)
خرداد ۱۶, ۱۳۹۰ ۶ Commentsانتفاضه فلسطین ، مرگ اسحاق رابین ، زلزله ترکیه و … همه از دعای علی یعقوبی بوده است!! باور نمی کنید ادعاهای خود این شخص را بخوانید.
۲- مستجاب الدعوه بودن
یعقوبی ادعا میکند مستجاب الدعوه میباشد و برای اثبات این امر اینگونه مقدمه چنین میکند:« به مناسبت عرض کنیم که خداوند ابراهیم را وارد ملکوت کرد نقل میشود که ابراهیم ملکوت ناجوریهایی را در جامعه میدیدد و گفت خدایا این فرد را که دارد این ناجوری را به پا میکند نابودش کن و بلافاصله خداوند آن خواسته را مستجاب کرد عالم ملکوت همسایه ولایت است علم ولایت، از لحاظ حجم درون ملکوت است درست است که لطیف تر از ملکوت است ولی درون ملکوت است لذا وقتی که دعایی از جنس ملکوت انجام شود چون در جوار استجابت ولایی قرار دارد، بلافاصله مستجاب میشود چون……..دعا از اعماق عالم انجام میشود و استجابت دعا از عالم ولایت صورت میگیرد. نزدیکترین مکانها به ولایت ملکوت است در ملکوت به محض اینکه چیزی خواسته شود بلافاصله خداوند مستجاب میکند و وقتی این استجابت از آنجا جاری شود درمنطقه بزرگی از عمق عالم جریان پیدا میکند»[۲۷] بعد از این مقدمه این چنین، مستجاب الدعوة بودن خود را این گونه مطرح میکند: « در ماجرای سال ۷۸ در غائله کوی دانشگاه بلنت اجویت نخست وزیر ترکیه به رهبر معظم انقلاب جسارت کرد و ما که به محبت الهی در آن زمان در موقعیت ملکوتی، کلام یکی از دوستان را نقل کردیم و ازخدا خواستیم که: خدایا اینها را تنبیهشان کن. بلافاصله آن خواسته مستجاب شد و دوسه روز بعد به صورت زلزله بزرگی درترکیه واقع شد……..بنده آنجا از خدا خواستم و خداوند به این گونه انجام داد شاید بگوئید که شما در بعضی ازجلسات گفتید که ماجرای ترکیه را من بپا کردهام و در بعضی از جلسات گفتهاید که ما نقل قول کردهایم و در بعضی از جلسات هم گفتهاید که ما دعا کردیم و خدا عطا کرد و در نهایت……معلوم نشده که ماجرا به چه صورت انجام گرفته است. در پاسخ عرض میکنم بله، ما هر سه نوع آن راگفتهایم در ملکوت این سه مطلب با هم قابل جمع است به طور کلی این ماجرا به این صورت بود که دوستی کلامی گفت و ماه م کلام آن دوست را نقل کردیم- وحتی لزوم ندارد آن فرد خودش موقعیت ملکوتی داشته باشد- از آنجا که ما در ملکوت بودیم و دعا کردیم این دعا حرکتی را ایجاد کرد…….کسی که در دارد درملکوت دعا میکند به نوعی فاعل ماجرا است…………….در ماجرای مرگ اسحاق را بین هم همینطور بود. در ماجرای انتفاضه دوم هم همین طور بود. زمانی که از خدا خواستیم که مردم فلسطین برای بار دوم قیام کنند. …..خواسته ما این بود که مردم فلسطین به صورتی قیام کنند که دشمن حتی نتواند قیام آنها را درک کند و این انتفاضه تا زمانی که خودمان آن را متوقف نکردهایم ادامه داشته باشد. درموضوعات مختلفی ما این دعای ملکوتی را انجام دادهایم. البته سعی ما بر این بوده است که این کار را درموضوعاتی که مدنظر خودمان باشد انجام ندهیم بلکه در آن موضوعاتی انجام دادیم که واقعاً از جنبه ملکوتی احساس میشد رضایت امام درآن است. شاید بفرمائید رضایت امام را ازکجا متوجه میشوید؟ عرض میکنم در ملکوت رضایت امام به صورت یک نوری دیده میشود………بله پس انتفاعیات ما درماجرای ترکیه و انتفاضه دوم فلسطین تقریباً شبیه به آن چیزی است که حضرت ابراهیم داشتند و اگر بخواهیم دقیقتر بگوئیم شاید بشود به این صورت گفت که دعای ملکوتی و استجابت دلایی آن »[۲۸] آقای یعقوبی اگر چه در این جا تصریح میکند که ولایت جهت دهنده و تعیین کننده دعا بوده و آن را به سمت اعمال حرکت میدهد به عبارت دیگر تصریح میکند که وی فقط دعا کننده بودن و امام زمان لطف میکند و بعضی از دعاهای وی رامستجاب میکند اما چنانکه قبلاً مشاهده کردیم تصریح میکند که اگر اعضای مجلس خبرگان را نفرین کند نفرین وی آنها را میگیرد[۲۹] این سخن به این معناست که وی هر دعای نماید مستجاب خواهد شد.
مسئلهای که درباره ادعای مستجاب الدعوة بودن یعقوبی قابل دقت بوده این است که وی مسئلهای را به عنوان شاهد صدق ادعای خود ذکر میکند که قابل اثبات نبوده و بیشتر خندهآور است تا باور آفرین. وی انتفاضه فلسطین و زلزله ترکیه معلول دعای خود میداند دیگران هم ادعا میکنند که پیروزی دوباره ساندیستها در نیکارگوئه و پیروزی حزبالله در جنگ علیه اسرائیل و باز پس گیری مزارع شبعا و …… با دعای من وقتی که در موقعیت ملکوتی بودم اتفاق افتاده است کی به کیست چه کسی میتواند بگوید: نه این چنین نبوده است شنونده این گونه سخنان، بیشتر از اینکه به توانایی گوینده پی ببرد، به عقل او شک میکند. هر مستجاب الدعوه برای اثبات ادعای خود میبایست ابتدا امری را ادعا کند و سپس از خدا بخواهد که آن کار انجام شود که در این صورت اگر انجام شد میتواند گواه درستی ادعای وی باشد و الا هر کسی میتواند مسائلی را که از قبل اتفاق افتاده است به اراده و دعای خود منسوب نماید. وی در این گونه موارد از شگرد همیشگی خود استفاده کرده و برای اینکه انگیزه مخاطب را در مخالفت با این گونه سخنان سست کند از مخاطب خود میخواهد که با عقل خود رفتار نموده و این سخنان وی را باور نکنند.
«حافظ انقلاب»
آقای یعقوبب ادعا میکند که حکومت در ایران را امام زمان به راه انداخته و باید توسط واجدان نعمات خاصه ادامه پیدا کند: بنده اعتقاد دارم که امام علیه السلام] در این زمان[ مقوله حکومت را در این مملکت راه انداخته است. و حکومت ازمقوله نعمات خاصه است و امام زمان عجالله فرجه الشریف در این مملکت راه انداخته است حکومت باید ادامه پیدا کند ولی توسط واجدان نعمات خاصه[۳۰].و ابزار مناسب برای پیشبرد انقلاب و حکومت را قوای مهدوی میداند: به طور کلی ابزار مناسب برای پیش برد انقلاب و حکومت با قوای مهدوی است ما بدون قوای مهدوی نمیتوانیم حکومت را جلو ببریم.[۳۱] و از سوی ادعا میکند که باب انتفاع از امام زمان در نعمات خاصه بسته بوده و فقط خودش و خضر در حال حاضر از قوای خاصه مهدوی بهرهمند هستند: کلاً باب انتفاع در نعمات خاصه و قوا بسته است و در این زمانه از نعمات خاصه و قوای مهدوی فقط خضر بهرهمند هستند و مقدار کمی هم بنده بهرهمند هستند و امام علیه السلام امضاء کردهاند که بقیه افرادی که واجد نعمات خاصه و برخی از درجات فضل…..بودند به رحمت خدا بروند و ایشان نیز به رحمت خدا رفتند[۳۲]
یعقوبی بسته بودن باب انتفاع از امام زمان در نعمات خاصه را نیز به اراده خود منسوب نموده و آن را ماموریتی برای خود معرفی میکند:«بله در مقوله نعمات خاصه و قوا باب بسته است و بنده هم اجازه نمیدهم که در باب نعمات خاصه و قوا چیزی از ملکوت پائین بیاید وظیفه دارم که اجازه ندهم کسی واجد قوای ملکوتی شود باید این ماجرا تا آن زمانی که مدنظر خداوند است حصر شود و انحصاری (در خودش و خضر) باشد[۳۳].
حال که چنین است وظیفه یعقوبی بسیار سنگین شده و باید حافظ انقلاب اسلامی ایران باشد و حفظ انقلاب از آفات و خطرات تاکنون به اراده وی بوده است:« البته آن چیزی که وظیفه بنده میباشد در قبال انقلاب است نه در قبال حکومت، اگر بنده در این مقوله دعای ملکوتی کنیم ان شاء الله مستجاب است محدوده بنده محدوده انقلاب است ولی آن چیزی که به انقلاب ارتباط داشته باشد در این محدوده است ماجرای غائله کوی دانشگاه با انقلاب ارتباط داشت حمله آمریکا به ایران با انقلاب ارتباط دارد. خود مقوله رهبر معظم انقلاب ……..به انقلاب ارتباط دارد.[۳۴]
«روز و شب دشمنان را سیاه کردم»
«اینها که عرض میکنم خدای نکرده قصدم فتنه و مخالفت نیست چون از طرق مختلف به گوشمان رسیده که این مطالبی که اینجا عرض میشود و مطرح میکنیم را علماء گوش میدهند برایشان مطرح است همین چیزهایی که بنده خدشه کردم را اگر آقایان روشنفکر جرأت بکنند و بخواهند برای مطالب و مسائل سوء خودشان اینها را استناد بکنند بدانند که با بنده طرف هستند بنده وظیفه دارم با دوستان با رحم و شفقت رفتار کنم ولی فکر نکنید که با دشمنان هم اینگونه رفتار میکنم کما اینکه آنها که باید بدانند میدانند که ما در خارج از کشور چه کار میکنیم. به محبت الهی روز و شب آنه را سیاه کردهایم. وظیفه ای روی دوشمان است و خداوند ما را از مسیری برده و اینها را عطا کرده و ما هم سعی میکنیم که اینها را از دشمنان اهل بیت دریغ نکنیم و شاد هستیم و کیف هم میکنیم که اینها را آدم زمانی در جمهوری اسلامی ایران باید سربازی کند که فرماندهان، سربازی آدم را قبول داشته باشند آرام آرام به این نتیجه میرسند. اوایل در قم تقریباً نزدیک به صددرصد آقایان مخالفت میکردند ولی الحمدلله الان تعدادی از آنها میگویند: نه، حرفهایش درست به نظر میرسد و ما اشتباه میکردیم که با ایشان در میافتادیم……. به هر حال ما ساکت نمینشینیم و میگوئیم: خدایا اگر تو میخواهی ما در ایران هم سربازی کنیم خودت به دل فرماندههای ما بینداز[۳۵]
«من باید پناه شیعیان باشم»
یعقوبی در یکی از جلسات سخنرانی چهل شب با کاروان حسینی خود را پناه شیعیان در فتنه معرفی میکند:« بعضی از دوستان در شبهای قبل حرفشان این بود که آقا! شما حرفهای که میزنید قشنگ است به دلمان مینشیند چرا استدلال آن را مطرح نمیکنید؟ عزیزان من! میشود استدلال آن را مطرح کرد ولی من فرصتش را ندارم، خودتان بگردید بدانید این مطالب درست است من فرصتش را ندارم. خدا را شاهد میگیرم از اینکه میآیم خدمت شما عزیزان، کراهت دارم چون وقت من باید برای موضوع خاصی بگذرد ناراحت هستم از این که وقتم را در خدمت شما عزیزان سپری میکنم فتنهها نزدیک است و توان من هم کم من توانم از حوادثی که دارد پیش میآید عقبتر است هنوز نرسیدهام از این که باب معرفتی روی من باز بشود کراهت دارم یک زمانی بسیار اشتیاق داشتیم ولی الان کراهت دارم چرا؟ چون وظیفه من، سربازی است من باید آن زمانی شیعیان دچار فتنه میشوند برای شیعیان پناهگاه باشم هنوز نشدهام هنوز خیلی کم دارم میبینم خداوند دیگر نمیخواهد در فتنهها توقف بدهد لذا با تمام آرامی که داشتم آهسته آهسته دارد اضطراب در وجودم میآید. عزیزان من شما به حساب گذشته نگاه میکنید فکر میکنید خطری نیست بنده دو پله بالاتر را نگاه میکنم میبینم خطر از بالاترها آمده تا یکی دو قدمی دنیا رسیده، پشت درهای دنیا است و دارد فشار میآورد باذن الله، که وارد دنیا بشود. چه زمانی وارد بشود، خدا میداند ولی هست بالای سرمان است خیلی نزدیک است من باید پناهگاه برای آن زمان میشدم هنوز کم دارم شاید شما بگوئید: این آقا چقدر آدم خوبی است.نه، من اگر از حریم مولایم در آن زمان نتوانم سرباز کنم و اگر نتوانم برای شیعیان در مقابل خطرات عظیمی که میخواهد بیاید پناهگاه باشم چطور رویم بشود که بعد از فوت و در تقاطع بعد در روی امامم نگاه کنم.[۳۶]
« من رجعت میکنم»
یعقوبی در یکی از سخنرانی چهل شب با کاروان حسینی درباره خود چنین میگوید: تمام سعی من این است که بدوم، به سوی مولای خودم بتازم، دوست دارم، معلمم به من گفته است تو باید اولین کسی باشی که در صبح ظهور به او میرسی، گفته: بدو من میخواهم بدوم، میخواهم بتازم اولین کسی باشم که اولین ساطههای طلوع خورشید پر فروغ مهدی(عج) را احساس کنم و نور بگیرم و گرما بگیرم و اثر بگیرم. هر چند که او فرموده:امضاء کردهام که قبل از ظهور بروی، نمانی. ولی باز قبل از ظهور قرار داده است که دوباره در دنیا بیایم. بیایم و در رکاب مولای خودم بمانم ……. ما ها میرویم. ولی رفتنی که انشاءالله هستم. چه اینجا باشم، چه آنجا بدانید از دست من خلاصی ندارید حتی اگر شماها زودتر بروید باز از دست من خلاصی ندارید هر کدامتان ، هر جا بروید. هر طبقهای که بروید، خلاصی ندارید. قبل از اینکه شما پرسید میبینید که من آنجا هست تا بیائید بگویید: مولاجان! من دنبال امیرالمومنین هستم، میگویم: بلند شو جمعش کن. تا امیر المومنین تشریف بیاورند فعلاً من هستم بگو که فلان جا چرا این کار را کردی یکی دو تا مشت میخوری مثلاً تا امیرالمومنین تشریف بیاورند. و اگر من آنجا بروم بدانید باز خلاصی ندارید کسی فکر نکند یا بگوید که: تا وقتی زنده بود از دستش سختی میکشیدیم. حالا که رفته نجات پیدا کردیم.
نه، الان هم همین طور هست. تا طرف شیطانی میکند میگویم که: سنگ دیوار بگیرش. چند قدم رفته میگوید:آخ میگویم: چه شد؟ میگوید: نمیدانم پایم محکم به سنگ دیوار خورد، آن هم به لبه سنگ.»[۳۷] آقای یعقوبی در سخنراین دیگری درباره اینکه آیا جزء یاران خاص امام زمان میباشد یا نه چنین میگوید. آیا ما از یاوران خاصه امام زمان هستیم یا نه؟ عرض میکنم نه ما یکی از محبان اهل بیت هستیم که دوست داریم بیشترین وظیفه را در برپایی ظهور امام زمان(عج) انجام دهیم و البته این را هم خدم شما عرض کنم که وعده شهادت را هم به ما دادهاند……..پس ما از یاوران خاصه امام زمان یا از ۳۱۳ نفر نیستیم و اصلاً دنبال آن هم نیستیم این را هم بدانیم که ۳۱۳ نفر فرماندهان لشکر امام زمان برای هیچ احدی آشکار نیستند و بلکه امام زمان ؟؟؟؟ هستند و نمیگذراند که آن افراد آشکار(شوند) چرا؟ چون به محض اینکه آن افراد بخواهند آشکار شوند دشمن به آنها حمله میکند. درحال حاضر دشمن همه جا را احاطه کرده و شدیداً دنبال یاوران امام زمان و خواص امام زمان و فرماندهان لشکر امام زمان است یک ماجرایی مثل ماجرای زمان ولادت موسی(ع) است. اگر فرعون و فرعونیان بفهمند یا حدس بزنند که یکی از این افراد که میخواهند به دنیا بیاید، ممکن است موسی باشد بلافاصله آن فرد را مصدوم میکنند. آن گاه چطور کسی میگوید که من یکی از یاوران امام زمان را میشناسم یقین بدانید که این تصور شما و این یقین شما ……. باطل است فرعونیان سعی میکردند که تمام پسر بچهها را بکشند تا مبادا یکی از آنها موسی باشد در این زمان هم شیاطین دارند این طور رفتار میکنند آن وقت چطور شما میگویید که من ۵ نفر از ۳۱۳ نفر را میشناسم چنین موضوعی نه با عقل سلیم موافقت دارد نه با غیرت امام زمان(عج) و ما هم میگوییم که جزء آنها نیستیم- البته نه به لحاظ ترس- واقعاً جزءشان نیستیم. هر چند که دشمن گمان میکند که ما جزء آنها هستیم و خیلی هم سعی میکند که اذیتمان کند هر چقدر هم که میگوییم یا با ما جزء آنها نیستیم، دست از سرما بردارید ولی باز هم آنها دست بر نمیدارند. البته ما هم خوشمان میآید که دشمن به سمت ما بیاید و با او بجنگیم. ما از جنگ با دشمنان مهدی خوشمان میآید. و از آن استقبال میکنیم. این نسبت که بترسیم والحمدلله بسیاری از اوقات سال مشغول جنگ با دشمنان نامرئی مولایمان هستیم لکن از جنبه مادی سعی میکنیم با رهبر معظم انقلاب …….هماهنگ باشیم ولی از جنبههای غیر مادی به محبت امام دست و بالمان باز است.[۳۸]
«شمشیر علوی»
یعقوبی در یکی از سخنرانیهای نظام عالم، ضمن هشدار به علمای شیعه مبنی بر حفاظت از انقلاب، خود را دارای شمشیر علوی معرفی میکند:« علمای شیعه! از انقلاب دفاع کنید هر چند اسلحه ندارید بلند شوید بیائید توی صحنه دفاع، دشمن شماها را میکشد. بله میکشد شماها را ولی افتخار کنید و بگوئید که مولاجان هر چند که اسلحه نداشتم بخاطر شما قیام کردم. جوانان شیعه! سنگر انقلاب را حفظ کنید شیاطین سازمان دهی شده توی این کشور دارند وارد میشوند شیاطین انسانی و غیر انسانی. رد پایشان عیان است من با چه زباین بگویم تا شما شیعیان بیدار شوید………علمای شیعه زیر پایتان خالی است……ای خوبان امت! بنده برای شما مطرح میکنم تا بفهمید چه دارید و چه ندارید و بدانید دشمن دارد به این سرزمین میآید تا شماه را تارومار کند لذا از اختلاف، تفرقه بپرهیزید دشمن آمده، ستادهای عملیتشان را در این حوالی، درحوالی این کشور برپا کردهاند دشمن غیر انسانی. بنده از آنها باکی ندارم زندگیم را باری مبارزه گذاشتهام. ببینید اگر توانستید مبارزه کنید اگر نتوانستید بدانید که یک سرباز کوچک اینجا هست که پدر در میآورد. شمشیر علوی میکشد و به جان دشمنان اهل بیت میافتد و پدرشنا را در میآورد ان شاء الله[۳۹]
«جنگ با صهیونیست»
یعقوبی خطاب به امام حسین چنین میگوید:« مولاجان! من نمیتوان در این دنیا تحمل کنم آتش میزنم به دنیا، دنیایی که شما را تار و مار کرد، تارو مارش میکنم، لشکری عظیم به پا میکنم با توکل بر خدا. صهیونیستها را قطعه قطعهشان میکنم در کنار دریای مدیترانه اگر خدا اجازه بدهد. تمام شیاطین جنی را ذره ذره شان میکنم به اذن الله و شیاطین انسی را نابودشان میکنم……. من از لشکریان مهدی شما نیستم ولی دنیایی را که شما را نتواند تحمل کند به آتش میکشم اگر اجازه بدهید صبر میکنم دجال بیاید او را هم بکشم بعد بیایم.[۴۰]
«مهمانی برزخ و حضرت موسی و ماجرای فلسطین»
یعقوبی بر این باور است که هر هفته یک مهمانی، بعد از نماز مغرب و عشاء در برزخ کربلا برگزار شده و خوبان در آن مهمانی گرد امام حسین جمع میشوند« در هرهفته معمولاً فقط یک مهمانی در برزخ برگزار میشود آنهم در شب جمعه بعد از نماز مغرب و عشاء، آن هم در کربلا، در برزخ کربلا خوبان آنجا به گرد امام حسین صلوات الله علیه جمع میشوند. امام تقریباً هر شب جمعه اشاره میکنند که ببینید زمینیها چه کار دارند میکنند، مردم در دنیا چه کار دارند میکنند»[۴۱]
یکی از نکات جالب یعقوبی چگونگی حضور حضرت موسی در این مجلس است وی در این باره چنین میگوید:«ان شاء الله موسی بیاید یک مشت به ما بزند و بگوید شما چرا سر من را فاش میکنی، میگویم موسی جان! شما اگر توان داری برو این شارون که به اسم شما جنایت میکند جمع و جورش کن من یواش یواش دارم عصبانی میشمها جناب موسی. نذار من عصبانی بشم. شاید بگید اگر عصبانی بشی چی میشه؟خب، خدا میدونه چی میشه یک شارونی بسازم با توکل به خدا به هر حال من گفتم شما هم باور نکنید چون باور کردنش بهتون فشار میآره ……… من این قسمت را برای شما نگفتم آقایان علماء آقایان محققین من این را برای شما نگفتم شما اصلاً این قسمت را فاکتور بگیرید این قسمت، شنونده جناب موسی علیه السلام است که تو این شبها اصلاً تو کربلا پیدایش نمیشود، شبهای جمعه. چون هر کس بهش میگه: آخه موشی تو هم؟! از خوبان که کربلا جمعند. آخر موسی تو چرا کاری نکردی؟! به خاطر اینکه گرفتار کلام این و آن نشی روش نمیشه تو کربلا بیاد. غریبانه میاد، در حوالی کربلا قدم میزند شاید به بشقاب غذا یکی ببره یواشکی بهش بگه که بیا آقایی که جثه موسی داری یه چیزی انداختی روی خودت، کسی نشناسه، همه چیزت شبیه موسی است ولی خدا میدونه اسمت چیه. بیا این بشقاب غذا را امام دادند برای شما. بگیرو برو دیگر از این کارها نکن. به هر حال ان شاءالله که موسی علیه السلام این جانواران را جمع و جور کنه.»[۴۲]
«خدایا از ماجرای فلسطین یواش یواش من دارم عصبانی میشوم و اگر من عصبانی بشوم فقط خدا میداند چه میشود فقط همین جا تلویحاً عرض کنم. آقای موسی ای بزرگ قوم یهود! یا این یهودیها را سر جای شان بنشان و گرنه اگر بنده عصبانی بشوم ممکن است دست به یک کار بزنم. زمانه زمانه رسول الله است شما یا نسبت به این به اصطلاح یهودیها، بردارید تکلیفشان کنید اعلام برائت کنید از اینها رسماً، اینها خودشان را منسوب به شما معرفی میکنند یا اجازه بدهید به هر حال نگذارید من عصبانی بشوم این را جلوی شما عرض کردیم شما شاهد باشید من به شما گفتم، کجاست، نمیدانم سالهاست از دنیا رفته و در آسمانهای برزخی سیرو کیف میکند. نمیداند این افراد به اسم او چه کار میکنند شاید هم میداند به هر حال پس فردا، شما شاهد باشید نگوئید من خبر نداشتم من گفتم، شب جمعه هم هست ارواح مومنین و مومنات، آنهایی که اجازه دارند کربلا جمع میشوند امیدوارم کربلائیان که گوششان شنواتر از ماست و صدای آنها را هم بهتر میشوند لا اقل آنها به سمع موسی و عیسی برسانند»[۴۳]
«شفاء دهندگی»
یعقوبی ادعا میکند به او قدرت شفاء دادن بیماران عطاء شده است وی در سخنرانی آخر خود در چهل شب با کاروان حسینی ضمن توضیح حالات خود با استاد چنین میگوید:« در آن صحنهها آن چیزی که از خودم ساخته بودم……. حسابی کوبید و کوبید و کوبید از من خاک درست کرد بعد این خاک را گل کرد و یک ظرفی ساخت بعد ار مدتی در سال هفتاد و شش یک مقدار درمان در این ظرف ریخت، سر ریز کرد، ریخت بیرون فرمود: شیعیان و محبان از این استفاده کنند، بنوشند و دردهایشان التیام پیدا کند. حدود دو سال و نیم اجازه داد که در ظرف وجودمان این موضوع باشد.» وی همچنین میگوید:« ما یک زمانی در همین مسجد مشغول درمان بیماران بودیم افراد شیعه و سنی، مسلمان و غیر مسلمان به اینجا میآمدند کاری نداشتیم که چه دینی دارند میگفتیم اینها مهمان هستند مهمان های اهل بیت هستند سعی میکردیم با محبتی که جاری شده بود وسیله خیر شویم تا مردمان درمان شوند یک زمانی گفتیم: خدایا میخواهیم به وجود مولایمان امام زمان پی ببریم……….. با خود عهدی کردم و گفتم از امروز به مدت دو هفته وقتی پیش بیماران می روم و مینشینم در دلم نیت میکنم که مولاجان اگر راست میگویند که شما وجود دارید، اگر واقعاً شما صدای ما را میشنوید………. این بیماران را خوب کنید تا ما به وجود شما یقین کنیم و از طرفی پیش خودم عهد کردم که …….. اگر چیزی واقع شد سفایی یا محبتی واقع شد یقین کنم که از خودم یا از دیگری نیست……….و فقط از اوست. با این نیت به نزد بیماران رفتم و تمام چیزهایی که بلد بودم را به کار بستم که مزاحمین که احتمال تاثیر گذاری آنها را میدادم- دفع شوند تا اگر چیزی جاری میشود.
خالص باشد برایم جالب بود میدیدم که در مدت آن دو هفته بیماران، سریعتر، آسانتر و بیشتر از قبل درمان میشدند.»[۴۴] وی همچنین درباره چگونگی این درمانگری میگوید:« یک زمانی در آن اوایل که خداوند متعال توفیق عطا کرده بود اشارهای میکردم و بیماران درمان میشدند یک صحنه عجیبی را من دیدم دیدم همراه دست من دستی دارد حرکت میکند کنجکاو شدم ببینیم این دست کیست، صاحب دست را شناختم کسی بودکه سالها قبل بسیار مظلومانه شهید شده بود. دیدم من تا یک حدی دستم را حرکت میدادم اما ایشان حرکت دستش را ادامه میداد جمع میکرد و میآورد در وجودش میگذاشت خیلی تعجب کردم چرا ایشان بیماری را در وجود خودش میگذارد از ایشان سوال کردم…….. فرمود: درد شیعیانم بجانم…….. گفتم که اجازه دهید من هم این کار را کنم، یکی دوبار اجازه دادند خیلی به من فشار آمد زمانی که به بیماریهای دیگران اشاره میکردم بلافاصله آنه خوب میشدند ولی بیماریهای آنان در وجود خودم میآمد یکی دو روز میافتادم دیدم من نمیتوانم مثل این بزرگوار رفتار کنم شنیدهایم که در گذشته علی اکبر هم اینطور بودند درد و بلای شیعیان را از تن آنها در میآوردند و در وجود خودشان قرار میدادند.»[۴۵ و ۴۶]
[۱] -نظام عالم، جلسه ۷، ص۳٫
[۲] – نظام عالم ، جلسه ۷، ص ۱۴ و ۱۵
[۳] – نظام عالم، جلسه۳، ص۱۳ و ۱۴٫
[۴] – به سوی ظهور، جلسه۷، ص ۱۹ و ۲۰٫
[۵] – جهل شب با کاروان حسینی، ص ۱۱۰و ۱۱۱و ۱۱۲ .
[۶] – چهل شب با کاروان حسینی، ص ۱۸۹٫
[۷] – چهل شب با کاروان حسینی، ص ۱۱۴٫
[۸] – چهل شب با کاروان حسینی، ص ۱۴۸
[۹] – چهل شب با کاروان حسینی، ص ۱۴۸
[۱۰] – آقا ( مقام معظم رهبری) را به خاطر آن جنبه و معنای دوم قبول دارم چون تاییدات را از ورای عالم ارواح در مورد ایشان میبینم. خداوند ما را تا حدی با این مقولهها و این جنسیت ها آشنا کرده است تا نگاه میکنیم فوری مشخص میشود که این جنس، عادی نیست.
چهل شب با کاروان حسینی، ص ۱۱۴٫
[۱۱] – نظام عالم، جلسه ۸، ص ۱۷
[۱۲] – نظام عالم، جلسه ۱۰، ص ۱۳٫
[۱۳] – نظام عالم، جلسه۷، ص ۱۰٫
[۱۴] – طبرسی، الاحتیاج، ج۲، ص ۲۸۳، دار النعمان.
[۱۵] – نظام عالم، جلسه۸، ص ۱۷٫
[۱۶] -به سوی ظهور، جلسه۶، ص ۴٫
[۱۷] – چهل شب با کاروان حسینی، ص ۲۳۲-۲۴۵
[۱۸] – ………قلت لابی جعفر محمد بن علی الرضا علیها السلام: من الخلف بعدک؟ فقال: ابنی علی و ابن علی، ثم اطرق ملیاً ثم رفع رأسه، ثم قال: انها ستکون حیرة ….
نعمانی، کتاب الغیبة، ص۱۸۵، انتشارات: مکتبه الصدوق، طهران.
[۱۹] – …………. عن ابی هاشم داود بن القاسم الجعفری، قال: سمعت ابا الحسن العسکری علیه السلام یقول: الخلف من بعدی الحسن فکیف لکم بالخلف من بعد الخلف؟ فقلت: ولم جعنلی الله فداک؟ فقال: لانکم لا ترون شخصه و لا یحل لکم ذکره باسمه……..
شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص۲۰۲، چاپ اول، انتشارات موسسه المعارف الاسلامیه،
[۲۰] – …… یا علی بن محمد السمری اعظم الله احر اخوانک فیک ……. و لا توص الی احد فیقوم مقامک بعد و فاتک فقد وقعت الغیبه التامر……
شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص۳۹۵،چاپ اول، انتشارات موسسه المعارف الاسلامیه.
[۲۱] – ………… فکیف انتم اذا صبرتم فی حال لا ترون فیها امام هدی……..فقال له ابی: اذا وقع هذا لیلاً فکیف نصیع؟ فقال: ………اذا کان ذلک فتمسکوا بما فی ایدیکم حتی یتض لکم الامر
صدوق کمال الدین، باب ۳۳، حدیث ۴۰٫
[۲۲] – ………..عن ابان بن تعلب قال: قال امی ابوعبدالله علیه اسلام: یاتی علی الناس زمان یصیبهم فیه سبطة ………قلت و ما السبطه؟ قال: الفتره و الغیبه لامامکم……قلت؟ فلیکف نصنع فیما بین ذلک؟ فقال: کونوا علی ما انتم علیه حتی یطلع الله نجمکم.
صدوق، کمال الدین ، باب ۳۳، حدیث ۴۱٫
[۲۳] – چهل شب با کاروان حسینی، ص ۱-۲۹۰
[۲۴] – به سوی ظهور، جلسه ۸، ص۲۶ و ۲۷٫
[۲۵] – به سوی ظهور، جلسه ۸، ص ۲۷
[۲۶] -چهل شب با کاروان حسینی، ص۱۴۹٫
[۲۷] – به سوی ظهور، جلسه ۸، ص ۲۷ و ۲۸٫
[۲۸] – به سوی ظهور، جلسه ۸، ص ۲۸-۲۹
[۲۹] – من آقایان خبرگان را نفرین نمیکنم و گرنه نفرینم هم سریع میگیرد.
نظام عالم، جلسه ۳، ص۱۴٫
[۳۰] – چهل شب با کاروان حسینی
[۳۱] – به سوی ظهور، جلسه ۸، ص۲۶٫
[۳۲] – به سوی ظهور، جلسه۸، ص ۲۷٫
[۳۳] – به سوی ظهور، جلسه۸، ص۳۳٫
[۳۴] -به سوی ظهور، جلسه ۸، ص۳۳٫
[۳۵] – چهل شب با کاروان حسینی، ص ۱۵۰
[۳۶] – چهل شب با کاروان حسینی، ص ۴۲۵
[۳۷] – چهل شب با کاروان حسینی، ص ۵۰۰٫
[۳۸] – به سوی ظهور، جلسه۸، ص۳۲-۳۳
[۳۹] – نظام عالم، جلسه۴،ص۲۱-۲۲
[۴۰] - نظام عالم، جلسه۴، ص۲۱٫
[۴۱] – نظام عالم، جلسه۶، ص۸٫
[۴۲] – نظام عالم، جلسه ۴، برگرفته از نوار، (ص۱۹ با کمی تفاوت با متن پیاده شده)
[۴۳] – نظام عالم، جلسه۲، پیاده شده از نوار، (ص آخر با کمی تفاوت)
[۴۴] – نظام عالم، جلسه ۳۵، ص ۱-۲٫
[۴۵] – نظام عالم، جلسه ۲۵، ص ۹٫
[۴۶] – همان
تورات سامری
تصویر خدا در هنر مسیحی
دفاع دکتر نبیل لوقای مسیحی از اسلام
نسخه های خطی یونانی (1)
نسخه های خطی اسکندری
دلایل تحریف کتاب مقدس (1): گمشدههای عهد قدیم
دانشمندی مسیحی که به قرآن ایمان آورد
نقد نسخه شناختی کتاب مقدس - Textual Criticism of the Bible
حکم آموختن زبان خارجی بر اساس کتاب مقدس
سلام
نمی دانم چرا دیدگاه من هنوز در انتظار بررسی است
سلام چیزی درون این ادعاها است!من بااشخاصی که با وی ارتباط دارند پرس وجوکردم میگویند همه را میتواند انجام دهد!حاظراست و رغیب میطلبد ازهرقشری که باشد مرد میدان اند بیایند دیگر زمان عمل است باهرکسی که توانی درخودمی بیند مباهله میکند
یکی به این توهم زده بگه از کجا میدونه که مقام معظم رهبری دارای نعمات خاص نیست
سلام یه نظر میاید هیچگاه دعایتان مستجاب نشده است که با این مسئله اینقدر مشکل دارید.امیدوارم درآن دنیا بتوانید جوابگو صحبتهاوتهمتهایتان باشید!!
سلام
عالی بود
اما تم رو عوض کردی زیاد جالب نیست آقاسید
موفق و پرتوان باشی
سلام.ممنونم از این سایت خوب و اطلاعات مفید.اما قالب و تم دلچسب و جالب نیست.