مشکل طلاق در مسیحیت و مقایسه آن با اسلام

شهریور ۲, ۱۳۸۹ ۷ Comments

در دنیای مسیحیت این نظریه حاکم است که ازدواج یک پیمان مقدس است، وحدت دل ها و روح هاست و باید برای همیشه این پیمان ثابت و محفوظ بماند و طلاق از قاموس اجتماع بشری باید حذف شود.

زن و شوهری که با یکدیگر ازدواج میکنند، باید بدانند که جز مرگ چیزی آنها را از یکدیگر جدا نمیکند. ا

ین فرضیه همان است که کلیسای کاتولیک قرنهاست طرفدار آن است و به هیچ قیمتی حاضر نیست از آن دست بردارد. البته طرفداران این فرضیه در جهان رو به کاهشند، امروز جز در ایتالیا و در اسپانیای کاتولیک به این قانون عمل نمیشود. مکرر در روزنامه ها میخوانیم که فریاد زن و مرد ایتالیائی از این قانون بلند است و کوششها میشود که قانون طلاق به رسمیت شناخته شود و بیش از این ازدواجهای ناموفق به وضع ملالت بار خود ادامه ندهند. کلیسا در نظر خود پافشاری میکند و به تقدس ازدواج و لزوم استحکام هر چه بیشتر آن استدلال میکند. تقدس ازدواج و لزوم استحکام و خلل ناپذیر بودن آن مورد قبول است. اما به شرطی که عملا این پیوند میان زوجین محفوظ باقی مانده باشد. مواردی پیش می آید که سازش میان زن و شوهر امکان پذیر نیست، در اینگونه موارد نمی توان به زور قانون آنها را به هم چسباند و نام آن را پیوند زناشوئی گذاشت، شکست نظریه کلیسا قطعی است، بعید نیست کلیسا اجبارا در عقیده خود تجدید نظر کند.

در اسلام ازدواج مقدس و کانون خانوادگی محترم و طلاق امر منفور و مبغوضی است ، اجتماع موظف است که علل وقوع طلاق را از بین ببرد . در عین حال قانون نباید راه طلاق را برای ازدواجهای ناموفق ببندد . راه خروج از قید و بند ازدواج هم برای مرد باید باز باشد و هم برای زن ، اما راهی که برای خروج مرد از این بن بست تعیین می شود با راهی که برای خروج زن تعیین میشود دو تاست و از جمله مواردی که زن و مرد حقوق نامشابهی دارند طلاق است . این نظریه همان است که اسلام ابداع کرده و کشورهای اسلامی بطور ناقص ) نه بطور کامل ) از آن پیروی می کنند . بسیار اتفاق میافتد که اختلافات زناشوئی به علل خاصی بجائی میکشد که امید رفع آنها از میان میرود ، تمام اقدامات برای اصلاح بی نتیجه میماند ، تنفر شدید میان زن و شوهر حکمفرما میشود و آن دو عملا یکدیگر را ترک میکنند و جدا از هم بسر میبرند . در هم چنین وضعی هر عاقلی میفهمد راه منحصر بفرد اینست که این پیوند که عملا بریده شده قانونا نیز بریده شود و هر کدام از اینها همسر دیگری برای خود اختیار کند . اما بعضی از مردان برای اینکه طرف را زجر بدهند و او را در همه عمر از برخورداری از زندگی زناشوئی محروم کنند از طلاق خودداری میکنند و زن بدبخت را در حال بلاتکلیفی ( و به تعبیر قرآن کریم : کالمعلقه ) نگه میدارند .

چون اینگونه افراد که قطعا از اسلام و مسلمانی جز نامی ندارند بنام اسلام و به اتکاء قوانین اسلامی این کارها را میکنند ، این شبهه برای بعضی که با عمق و روح تعلیمات اسلامی آشنا نیستند پیدا شده که آیا اسلام خواسته است کار طلاق بهمین نحو باشد ! ؟ اینها با لحن اعتراض میگویند : آیا واقعا اسلام به مردان اجازه داده که گاهی بوسیله طلاق دادن و گاهی بوسیله طلاق ندادن هر نوع زجری که دلشان میخواهد به زن بدهند و خیالشان هم راحت باشد که از حق مشروع و قانونی خود استفاده کرده و میکنند . میگویند : مگر این کار ظلم نیست ؟ اگر این کار ظلم نیست ؟ پس ظلم چیست ؟ مگر شما نمیگوئید اسلام با ظلم بهر شکل و بهر صورت مخالف است و قوانین اسلامی بر اساس عدل و حق تنظیم شده است ؟ اگر این کار ظلم است و قوانین اسلامی نیز بر اساس حق و عدالت تنظیم شده است پس بگوئید ببینیم اسلام برای جلوگیری از اینگونه ظلمها چه تدبیری اندیشیده است ؟
در ظلم بودن اینگونه کارها بحثی نیست و بعدا خواهیم گفت اسلام برای این جریانها تدابیری اندیشیده و به حال خود نگذاشته است ، اما یک مطلب دیگر هست که نمیتوان از آن غافل بود و آن اینست که راه جلوگیری از این ظلم و ستمها چیست ؟ آیا آن چیزی که سبب شده اینگونه ظلمها صورت بگیرد تنها قانون طلاق است و تنها با تغییر دادن قانون میتوان جلو آنرا گرفت ؟ یا ریشه این ظلمها را در جای دیگر باید جست و جو کرد و تغییر قانون نیز نمیتواند جلو آنها را بگیرد ؟ فرقی که میان نظر اسلام و برخی نظریات دیگر در حل مشکلات اجتماعی هست اینست که بعضی تصور میکنند همه مشکلات را با وضع و تغییر قانون می توان حل کرد .

اسلام به این نکته توجه دارد که قانون فقط در دائره روابط خشک و قراردادی افراد بشر میتواند مؤثر باشد . اما آنجا که پای روابط عاطفی و قلبی در میان است تنها از قانون کار ساخته نیست ، از علل و عوامل دیگر و از تدبیر دیگر نیز باید استفاده کرد . اسلام در این مسائل در حدودی که قانون میتوانسته مؤثر باشد از قانون استفاده کرده است و از این جهت کوتاهی نکرده است . اسلام با طلاق سخت مخالف است ، اسلام میخواهد تا حدود امکان طلاق صورت نگیرد ، اسلام طلاق را بعنوان یک چاره جوئی در مواردی که چاره منحصر به جدائی است تجویز کرده است . اسلام مردانی را که مرتب زن میگیرند و طلاق میدهند و به اصطلاح ” مطلاق ” میباشند دشمن خدا میداند. امام صادق (ع) فرمود هیچ چیز حلالی مانند طلاق مبغوض و منفور پیشگاه الهی نیست . خداوند مردمان بسیار طلاق دهنده را دشمن میدارد . اختصاص به روایات شیعه ندارد . اهل تسنن نیز نظیر اینها را روایت کرده اند . در سنن ابو داود از پیغمبر اکرم نقل میکند ” « ما احل الله شیئا ابغض الیه من الطلاق » ” یعنی خداوند چیزی را حلال نکرده که در عین حال آن را دشمن داشته باشد مانند طلاق .

طبیعت صلح خانوادگی با سایر صلح ها جدا است

بطور قطع در میان زن و مرد باید صلح و سازش برقرار باشد . اما صلح و سازشی که در زندگی زناشوئی باید حکمفرما باشد با صلح و سازشی که میان دو همکار ، دو شریک ، دو همسایه ، دو دولت مجاور و هم مرز باید برقرار باشد تفاوت بسیار دارد . صلح و سازش در زندگی زناشوئی نظیر صلح و سازشی است که میان پدران و مادران با فرزندان باید برقرار باشد که مساوی است با گذشت و فداکاری وعلاقمندی به سرنوشت یکدیگر و شکستن حصار دو گانگی ، و سعادت او را سعادت خود دانستن و بدبختی او را بدبختی خود دانستن . بر خلاف صلح و سازش میان دو همکار یا دو شریک یا دو همسایه یا دو دولت مجاور . در صلح خانوادگی عدم تجاوز به حقوق یکدیگر کافی نیست ، از صلح مسلح کاری ساخته نیست . چیزی بالاتر و اساسی تر ضرورت دارد ، اتحاد و یگانگی و آمیخته شدن روحها باید تحقق پذیرد ، همچنانکه در صلح و سازش میان پدران و فرزندان نیز چیزی بالاتر از عدم تعرض ضروری است . متأسفانه مغرب زمین به علل تاریخی و احیانا منطقه ای ، با عواطف ( حتی در محیط خانوادگی ) بیگانه است ، صلح خانوادگی از نظر غربی با صلح سیاسی یا اجتماعی تفاوتی ندارد . غربی همانطوریکه با تمرکز نیرو در مرز دو کشور صلح برقرار می کند ، می خواهد با تمرکز قوه دادگستری در مرز حیات زن و مرد صلح برقرار کند ، غافل از اینکه اساس زندگی خانوادگی برچیده شدن مرز است ، وحدت است ، بیگانه شمردن هر نیروی دیگر است . غرب پرستان بجای اینکه مغرب زمین را به اشتباهاتش در مسائل خانوادگی واقف کنند و به افتخارات خود بنازند ، چنان در همرنگ شدن با آنها سر از پا نمی شناسند که خودشان را هم فراموش کرده اند.

اسلام ، از هر عامل انصراف از طلاق استقبال می کند

اسلام از هر چیزی که مرد را از طلاق منصرف کند استقبال می کند ، اسلام عمدا برای طلاق شرائط و مقرراتی قرار داده که طبعا موجب تأخیر افتادن طلاق و غالبا موجب انصراف از طلاق می گردد . اسلام علاوه بر اینکه مجریان صیغه و شهود و دیگران را توصیه کرده که با کوششهای خود مرد را از طلاق منصرف کنند ، طلاق را جز در حضور دو شاهد عادل صحیح نمیداند ، یعنی همان دو نفری که اگر بنا باشد طلاق در حضور آنها صورت بگیرد بواسطه خاصیت عدالت و تقوی خود منتهای سعی و کوشش را برای ایجاد صلح و صفا میان زن و مرد بکار میبرند . به هر حال یکی از اموری که موجب انصراف مردان از طلاق میگردد لزوم حضور عدلین است ، اگر به صورت صحیحی عمل بشود . اسلام برای ازدواج که آغاز پیمان است حضور عدلین را شرط ندانسته است ، زیرا نمیخواسته است عملا موجبات تأخیر افتادن کار خیری را فراهم کند . ولی برای طلاق با اینکه پایان کار است حضور عدلین را شرط دانسته است . هم چنین اسلام در مورد ازدواج ، عادت ماهانه زن را مانع وقوع عقد قرار نداده است ، اما آنرا مانع وقوع طلاق قرار داده است ، با اینکه عادت ماهانه زن چون مانع آمیزش زناشوئی زن و مرد است با ازدواج مربوط میشود نه با طلاق که فصل جدائی است و زن و مرد از آن به بعد با هم کاری ندارند . قاعدتا می بایست اسلام اجراء صیغه ازدواج را در حال عادت ماهانه زن جایز نشمارد . زیرا ممکن است زن و مردی که تازه به هم میرسند رعایت لزوم پرهیز در وقت عادت را نکنند ، بر خلاف طلاق که فصل جدائی است و عادت ماهانه در آن تأثیر ندارد .

ولی اسلام از آنجا که طرفدار ” وصل ” و مخالف ” فصل ” است ، زمان عادت را مانع صحت طلاق قرار داده ، ولی مانع صحت عقد ازدواج قرار نداده است . در بعضی از مواقع سه ماه ” تربص “انتظار لازم است تا اجازه صیغه طلاق داده شود . بدیهی است این همه عائق و مانع ایجاد کردن به منظور اینست که در این مدت ناراحتی ها و عصبانیت هایی که موجب تصمیم به طلاق شده است از میان برود و زن و مرد به زندگی عادی خود برگردند . به علاوه ، آنجا که کراهت از طرف مرد باشد و طلاق من اهلها ، ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما بصورت رجعی صورت گیرد ، مدتی را بنام ” عده ” برای مرد مهلت قرار داده که می تواند در آن مدت رجوع کند . اسلام به ملاحظه اینکه هزینه ازدواج و هزینه عده و نگهداری فرزندان را به عهده مرد گذاشته است یک مانع عملی برای مرد تراشیده است .

مردی که بخواهد زن خود را طلاق دهد و زن دیگر بگیرد ، باید نفقه عده زن اول را بدهد ، هزینه فرزندانی که از او دارد بر عهده بگیرد ، برای زن نو مهر قرار دهد ، و از نو زیر بار هزینه زندگی او و فرزندانی که بعدا از او متولد می شود برود .این امور به علاوه مسؤولیت سرپرستی کودکان بی مادر ، دورنمای وحشتناکی از طلاق برای مرد می سازد و خود به خود جلو تصمیم او را به طلاق می گیرد . گذشته از همه اینها ، اسلام آنجا که بیم انحلال و از هم پاشیدگی کانون خانوادگی در میان باشد لازم دانسته است که دادگاه خانوادگی تشکیل و حکمیت برقرار گردد . به این ترتیب که یکنفر داور به نمایندگی از طرف مرد و یکنفر داور دیگر به نمایندگی از طرف زن برای رسیدگی و اصلاح معین می شوند . داوران منتهای کوشش خود را درباره اصلاح آنها به عمل می آورند و اختلافات آنها را حل میکنند و احیانا با مشورت قبلی با خود زن و مرد اگر جدائی میان آنها را اصلح تشخیص دادند آنها را از یکدیگر جدا میکنند . البته اگر در میان خاندان زوجین افرادی باشند که صلاحیت حکمیت داشته باشند آنها نسبت به دیگران اولویت دارند .

این نص قرآن کریم است که در آیه ۳۵ از سوره النساء میفرماید : « و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما ان الله کان علیما خبیرا»: یعنی اگر بیم آن داشته باشید که میان زن و شوهر شکاف و جدائی بیفتد ، یک نفر داور از خاندان مرد و یک نفر داور از خاندان زن برانگیزید ، اگر داوران نیت اصلاح داشته باشند خداوند میان آنها توافق ایجاد میکند ، خداوند دانا و مطلع است . غرض اینست که هر اقدامی که سبب تأخیر اقدام زوج در تصمیم به طلاق بشود ، از نظر اسلام عمل صحیح و مطلوبی است . همه تصمیم هائی که به طلاق گرفته میشود نشانه مرگ واقعی ازدواج نیست ، به عبارت دیگر همه تصمیم هائی که درباره طلاق گرفته میشود دلیل خاموش شدن کامل شعله محبت مرد و سقوط زن از مقام و موقع طبیعی خود و عدم قابلیت مرد برای نگهداری از زن نیست . غالب تصمیمها در اثر یک عصبانیت و یا غفلت و اشتباه پیدا میشود . جامعه هر اندازه و به هر وسیله اقداماتی به عمل آورد که تصمیمات ناشی از عصبانیت و غفلت عملی نشود بجاست و مورد استقبال اسلام است .

محاکم بعنوان نمایندگی از اجتماع ، میتوانند متصدیان دفاتر طلاق را از اقدام به طلاق ، تا وقتی محکمه عدم موفقیت خود را در ایجاد صلح و سازش میان زوجین باطلاع آنها نرسانده است منع کنند ، محاکم کوشش خود را در ایجاد صلح و سازش میان زوجین به عمل می آورند و فقط هنگامی که بر محکمه ثابت شد که امکان صلح و سازش میان زوجین نیست گواهی عدم امکان سازش صادر و به اطلاع صاحبان دفاتر میرساند . بنابراین اسلام از هر وسیله ای که مانع طلاقهای ناجوانمردانه بشود استقبال میکند و خود با تدابیر خاصی سعی کرده که اینگونه طلاقها صورت نگیرد ، اسلام فقط با استعمال زور و استفاده از قوه قهریه برای برقراری روابط خانوادگی مخالف است . خانواده از نظر اسلام یک واحد زنده است و اسلام کوشش میکند این موجود زنده به حیات خود ادامه دهد . اما وقتی که این موجود زنده مرد ، اسلام با نظرتأسف به آن مینگرد و اجازه دفن آنرا صادر میکند ولی حاضر نیست پیکره او را با مومیای قانون مومیائی کند و با جسد مومیائی شده او خود را سر گرم نماید.

+

 

Related Posts Sliderمطالب مشابه
یوزف راتسینگر یا همان پاپ بندیکت شانزدهم ، از ابتدای کسب مقام پاپی تا کنون ، بارها مستقیم و غیر مستقیم اسلام را به دین خشونت متهم کرده است. این ...
ادامه متن ..
A Cute Letter From a Muslim Girl to Her Christian Parents
Hello Mami and Papa, I don’t know how else to approach you in order to explain my reasoning behind my life changing decision and have you listen and understand at the ...
ادامه متن ..
نوگرایی اسلامی و مسیحیت؛ مطالعه انتقادی آثار محمد رشید رضا(معرفی کتاب)
کتاب «نوگرایی اسلامی و مسیحیت؛ مطالعه انتقادی آثار محمد رشید رضا» [1] اثر محقق جوان مصری عمر ریاض ، یکی از کتب لاتین ارزشمندی ست که در موضوع مسیحیت و ...
ادامه متن ..
لحن انجيل ها دربارة حضرت مريم در اناجيل فعلي متأسفانه دربارة حضرت مريم لحني كه درخور او باشد ديده نمي‌شود. در انجيل مرقس لحن از همه بدتر است. زيرا كه مرقس ...
ادامه متن ..
بسم الله الرحمن الرحیم وقتی بحث حقوق زن در مسیحیت چرا و چگونه را در سایت قرار دادیم ، صرف نظر از استقبال گسترده ای که از آن شد ، عزیزان ...
ادامه متن ..
قران براي عمل است و مسلمان بايد براساس آن عمل نمايد خداوند در قران (بقره 229 )مي فرمايد « ٱلطَّلَـٰقُ مَرَّتَانِ ۖ فَإِمْسَاكٌۢ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌۢ بِإِحْسَـٰنٍۢ ۗ ....ٓ   طلاق، ...
ادامه متن ..
صبریا ،‌ کاتولیکی که مسلمان به دنیا آمد
خاطرات صابیراه عبدالحی بانوي تازه مسلمان زندگی به تنهایی، هدیه ای منحصر به فرد و زیبا از سوی کسی است که خلقش کرده است. هرگز نباید آهنگ زندگی را که پرستش ...
ادامه متن ..
حقوق زن در مسیحیت، چرا و چگونه؟
آيا مسيحيت حقوق زن را پاس داشته است؟ آيا زن در كتاب مقدس ارزشمند است؟ آيا ... در اين پست در باره سوالات فوق چيزهايي مي خوانيد و نظرات ارزشمند شما ...
ادامه متن ..
بررسی آماری خشونت در قرآن و کتاب مقدس
A Cute Letter From a Muslim Girl to
نوگرایی اسلامی و مسیحیت؛ مطالعه انتقادی آثار محمد
حضرت مریم علیها سلام در انجیل
منع طلاق ، لزوم چندهمسری و منع ازدواج
از ماموستا بپرسید (۷) – طلاق؟
صبریا ،‌ کاتولیکی که مسلمان به دنیا آمد
حقوق زن در مسیحیت، چرا و چگونه؟

مطالب مشابه

Tags: , , , اسلام, مسيحيت
۷ Comments to “مشکل طلاق در مسیحیت و مقایسه آن با اسلام”
  1. ف می‌گه:

    دوست عزیز جناب ناصر

    این پیشگویی تنها چند سال بعد از حضرت عیسی (ع) به طور گسترده عملی شد و مال الان نیست!

    همان زمانی که پولس تحریفات گسترده را در دین مسیحیت به وجود آورد.همان موقع که وی را خدا و فرزند وی خواندند و تاکید کردند که وی مخلوق خدا نیست!!
    درحالی که در هیچ کجا وی خود را خدا نخوانده و در انجیل هیچ جمله ای از وی نیست که خود را برتر از بنده خدا معرفی کرده باشد.
    یک نگاهی به انجیل بیندازید.یقین دارم هیچ مومن مسیحی ای نیست که با جان و دل در انجیل تعقل کند ولی نشانه های دعوت به اسلام را در آن نبیند.هنوز نور خدا در لابلای برخی جملات آن مانده است.

    قرآن مصدق لما بین یدیه است.تصدیق کننده تعالیم الهی انبیای پیشین.
    تنها اندکی تعقل لازم است.

    در پناه حق

  2. ناصر می‌گه:

    آقا رضای گل شما درست می گوید که در اروپا و کشورهای مسیحی دیگر چیزی به عنوان زندگی مسحی کمیاب میباشد . و این هم جای تعجب نیست چون سرور من عیسی مسیح در انجیل متی باب ۲۴ آیه ۲۴پیشگوئی کرد و فرمودند« زیرا که مسیحان کاذب و انبیا کَذَبه ظاهر شده…»
    که با تعلیماتشان انسانها را از خدا دور و آنها را گمراه میکنند.
    در دوم تیموتاوس باب ۳ آیات ۱تا ۴آمده «امّا آگاه باش که در روزهای آخر، زمانهای سخت پیش خواهد آمد.ه‌ه‌ ۲ مردمانْ خودپرست، پولدوست، لاف‌زن، متکبر، ناسزاگو، نافرمان به والدین، ناسپاس، ناپاک،ه‌ه‌ ۳ بی‌عاطفه، بی‌گذشت، غیبت‌گو، بی‌بندوبار، وحشی، دشمن نیکویی ‌ ۴ خیانتکار، عجول و خودپسند خواهند بود. لذت را بیش از خدا دوست خواهند داشت.
    ولی در سرتاسر جهان هستند مسحیان و اقعی و حقیقی که با تمام وجود تلاش میکنند مسح گونه و مسح وار زندگی کنند.
    که به زندگی و ازدواج و خانواده از دید سرورشون مسیح و خالقشون یهوه مینگرند.

  3. رضا می‌گه:

    با سلام
    جناب ناصر میشه لطف کنید در مورد (زندگی جفتی) concubinage
    که سراسر اروپاه و جهان مسیحیت را فرا گرفته توضیح دهید که از کجا سرچشمه میگیرد؟
    یا نمیدانید و یا فکر میکنید که دیگران نمیدانند!!؟
    این که سر زیر برف کردن ندارد اخوی!!!
    کلیسا به مسأله طلاق پاسخ گو نشد!!غیر از اینه ؟
    پس دست از مغلطه و سفسطه بردارید!!
    با سپس فراوان از سید بزرگوار التماس دعا

  4. sajjad می‌گه:

    منتظر باز کردن اون قسمت هستیم

  5. sajjad می‌گه:

    فقط قسمت نظرات و سوالات مشاوره جوانان را باز کنید درسته که میگید وقت ندارید اما جواب ها رو هفته به هفته یا ماه به ماه بدید
    با تشکر سجاد

  6. ناصر می‌گه:

    چگونه خانواده‌ای شاد و سعادتمند داشته باشیم
    یک شوهر خوب چه رفتاری دارد؟
    یک زن چگونه می‌تواند همسری موفق باشد؟
    والدین خوب برای فرزندانشان چه می‌کنند؟
    فرزندان چگونه می‌توانند به شادی و سعادت خانواده کمک کنند؟
    شادی و سعادت خانواده خواست یَهُوَه است. او برای هر یک از اعضای خانواده نقشی تعیین کرده است و در کلامش آنان را برای ایفای نقششان راهنمایی می‌کند. اگر هر یک از اعضای خانواده نقش خود را بداند و به نصایح خدا عمل کند نتیجه ای بسیار رضایت بخش حاصل خواهد شد. عیسی گفت: «خوشا بحال آنانی که کلام خدا را میشنوند و آنرا حفظ می‌کنند.» – لوقا ۱۱:‌۲۸.
    شادی و سعادت خانواده در گرو قبول یَهُوَه خدا به عنوان بانی و پایه گذار خانواده است. عیسی، یَهُوَه خدا را «پدر ما» خواند. (متّی ۶:‌۹) خانواده وجودش را مدیون پدر آسمانیمان یَهُوَه خداست، از اینرو کلید سعادت آن نیز در دست اوست. (اَفَسُسیان ۳:‌۱۴‌، ۱۵) پس دانستن اینکه خدا چه نقشی به هر یک از اعضای خانواده داده است بسیار اهمیت دارد.
    خدا بنیانگذار خانواده
    یَهُوَه خدا اوّلین مرد و زن یعنی آدم و حوّا را آفرید. آنان را به عنوان زن و شوهر روی زمین تعیین کرد. یَهُوَه محل زندگی آنان را بهشت، باغی بسیار زیبا به نام عدن قرار داد و به آنان گفت: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید.» (پیدایش ۱:‌۲۶-‌۲۸؛ ۲:‌۱۸‌، ۲۱‌، ۲۲) اینکه یَهُوَه بنیانگذار خانواده است قصه یا داستانی تخیّلی نیست. عیسی نیز صحّت این مطالب را که در کتاب پیدایش آمده است تأیید کرد. (متّی ۱۹:‌۴‌، ۵) با اینکه دنیای امروز با آنچه خدا برای ما در نظر داشت بسیار فاصله دارد و ما با مشکلات زیادی روبرو هستیم، اما هنوز هم می‌توانیم شادی را در خانواده و آرامش را در خانه برقرار کنیم.
    هر یک از اعضای خانواده با سرمشق قرار دادن محبّت یَهُوَه خدا می‌تواند در شادی و آرامش خانواده سهیم باشد. (اَفَسُسیان ۵:‌۱‌، ۲) شاید بپرسید ما انسانهای خاکی چگونه می‌توانیم اَعمال و رفتار خدا را که در آسمان است سرمشق قرار دهیم؟ یَهُوَه خدا با فرستادن نخستین مخلوقش به زمین اینکار را برای ما ممکن ساخت. (یوحنّا ۱:‌۱۴‌، ۱۸) زیرا زمانی که عیسی روی زمین بود تمام و کمال مانند پدرش، یَهُوَه خدا عمل می‌کرد. کسی که اَعمال، رفتار و گفته های عیسی را می دید و می شنید به مانند این بود که یَهُوَه را دیده یا سخنان او را شنیده باشد. (یوحنّا ۱۴:‌۹) از اینرو، سرمشق قرار دادن عیسی به معنی سرمشق قرار دادن یَهُوَه خداست. حال اگر هر یک از اعضای خانواده محبّت عیسی را سرمشق خود قرار دهد، سهم خود را در ایجاد آرامش و سعادت خانواده بجا آورده است.
    سرمشقی برای شوهران
    خدا می‌خواهد شوهران با همسرشان همانطور رفتار کنند که عیسی با شاگردانش رفتار می‌کرد. کتاب مقدّس به شوهران می‌گوید همانطور که عیسی جماعت را محبّت کرد و جان خود را برای آن داد شوهران نیز باید زنان خود را محبّت نمایند. کتاب مقدّس چنین ادامه می‌دهد، مردان باید همسرشان را مثل بدن خود محبّت نمایند. مردی که به همسر خود محبّت نماید در واقع به خود محبّت مینماید. زیرا هیچکس به بدن خود آسیب نمیرساند بلکه از آن مراقبت و نگهداری می‌کند. همانطور که عیسی از جماعت مراقبت و نگهداری می‌کند. – اَفَسُسیان ۵:‌۲۳‌، ۲۵-‌۲۹.
    شوهران می‌توانند از محبّتی که عیسی به شاگردانش داشت سرمشق گیرند. عیسی شاگردانش را «تا به آخر محبّت نمود.» با اینکه آنان خطا و اشتباهات زیادی مرتکب می‌شدند اما عیسی همواره به آنها محبّت می‌کرد، حتی حاضر شد جانش را برای آنان فدا کند. (یوحنّا ۱۳:‌۱؛ ۱۵:‌۱۳) در کتاب مقدّس به شوهران تأکید شده است که به همسران خود محبّت نمایند و به آنها غضب و تندی نکنند. (کُولُسیان ۳:‌۱۹) چه اصلی به شوهران کمک می‌کند این پند کتاب مقدّس را همیشه حتی در مواقعی که همسرشان خطا یا اشتباهی مرتکب می‌شود به کار بندند. این موضوع را باید بخاطر داشت که هیچکس از خطا و اشتباه به دور نیست و برای اینکه بخشش خدا شامل حالش شود خود نیز باید خطا و اشتباهات دیگران را ببخشد. (متّی ۶:‌۱۲‌، ۱۴‌، ۱۵) پس شوهران باید اشتباهات خود را به یاد آورند و در نظر داشته باشند برای اینکه خدا آنان را ببخشد آنان نیز باید دیگران همینطور همسر خود را ببخشد. طبعاً این امر برای زنان هم صادق است و آنان نیز باید از خود گذشت و بخشش نشان دهند. در اینجا به صحّت این گفته میرسیم که ازدواج موفق، پیوند دو انسان باگذشت است.
    عیسی به فکر شاگردانش بود و به آنها توجه نشان میداد. شوهران نیز باید با همسر خود چنین باشند. عیسی همواره به محدودیتها و نیازهای جسمی شاگردانش توجه داشت. به عنوان مثال، در کتاب مقدّس میخوانیم زمانی که آنها خسته بودند عیسی از آنان خواست به جایی خلوت بروند و کمی استراحت کنند. (مَرقُس ۶:‌۳۰-‌۳۲) شوهران نیز باید ملاحظۀ همسرشان را بکنند. کتاب مقدّس زنان را «ظروف ضعیفتر» نامیده است و خطاب به شوهران می‌گوید که با آنان با احترام رفتار کنند. در مقابل خدا زن و مرد هر دو به یک میزان از عطیۀ نجات و زندگی ابدی برخوردارند. (۱ پِطْرُس ۳:‌۷) شوهران باید همواره به یاد داشته باشند خصوصیتی که یک شخص را در نظر خدا عزیز و گرانقدر میسازد وفاداری است نه زن یا مرد بودن. – مزمور ۱۰۱:‌۶.
    به نوشتۀ کتاب مقدّس مردی که همسر خود را محبّت نماید خود را محبّت مینماید. زیرا همانطور که عیسی گفت زن و مرد بعد از ازدواج دو تن نیستند «بلکه یک تن هستند.» (متّی ۱۹:‌۶) پس باید رابطۀ جنسی شان را به زندگی زناشویی خود محدود نمایند. (امثال ۵:‌۱۵-‌۲۱؛ عبرانیان ۱۳:‌۴) اینکار در صورتی ممکن است که زن و مرد هر کدام یا از خودگذشتگی در پی رفع احتیاجات و نیازهای دیگری باشد. (۱ قُرِنتیان ۷:‌۳-‌۵) تذکر کتاب مقدّس در این خصوص در خور توجه است که می‌گوید هیچ انسانی به بدن خود آسیب نمیرساند بلکه از آن مراقبت و نگهداری می‌کند. شوهر خوب، زن خود را مثل خود دوست دارد و همواره بخاطر دارد که باید به سَروَرش عیسی مسیح، در خصوص اَعمالش پاسخگو باشد. – اَفَسُسیان ۵:‌۲۹؛ ۱ قُرِنتیان ۱۱:‌۳.
    پولس رسول در یکی از نامه های خود به عواطف گرم و صمیمی عیسی مسیح اشاره کرد. (فیلِپّیان ۱:‌۸) رفتار ملایم و محبّت آمیز عیسی برای زنانی که به او ایمان آورده بودند بسیار گیرا و خوشایند بود. (یوحنّا ۲۰:‌۱‌، ۱۱-‌۱۳‌، ۱۶) زنان خواهان چنین خصوصیات و عواطفی از شوهرانشان هستند.
    الگویی برای زنان
    خانواده یک سازمان کوچک است. از اینرو، برای اینکه آرامش در آن برقرار باشد نیاز به سرپرست دارد. حتی عیسی هم سرپرستی دارد که باید خود را تابع او سازد. در کتاب مقدّس نیز آمده است «سر مسیح، خدا» و «سر زن، مرد» است. (۱ قُرِنتیان ۱۱:‌۳) در واقع کتاب مقدّس برای هر کس سرپرست و رهبری تعیین کرده است. عیسی با تسلیم کردن خود در مقابل رهبری خدا، سرمشق خوبی از اطاعت برای همه گذاشت.
    مردان به دلیل ناکاملی‌شان خطا می‌کنند، به همین دلیل اغلب وظیفۀ رهبری خانواده را بصورت ایده آل انجام نمی‌دهند. با وجود این، زن نباید اَعمال شوهر خود را کوچک شمارد و او را تحقیر نماید یا سعی کند رهبری را در دست خود گیرد. زنان باید بخاطر داشته باشند که ملایمت و بردباری در نظر خدا خصوصیاتی بسیار پرارزش است. (۱ پِطْرُس ۳:‌۴) زنان با در پیش گرفتن چنین روحیه و رفتاری، راحت تر می‌توانند خود را مطیع سازند و حتی در شرایط سخت نیز قانون خدا را فراموش نکنند و به این شکل خدا را خشنود نمایند. افزون بر این، کتاب مقدّس می‌گوید: (زن باید شوهر خود را احترام نماید.) (اَفَسُسیان ۵:‌۳۳) اما اگر شوهر، مسیح را به عنوان سَروَر خود نشناسد چطور؟ کتاب مقدّس از زنان می‌خواهدکه شوهران خود را اطاعت کنند تا اگر شوهرشان به کلام خدا ایمان نیاورد رفتار آنان، شوهر را به اطاعت از کلام برانگیزد. زیرا شاهد رفتار خوب و بااحترام آنان هستند. – ۱ پِطْرُس ۳:‌۱‌، ۲.
    زنان باید احترام شوهر خود را حفظ کنند. اما این بدین معنی نیست که اگر نظری متفاوت نسبت به شوهرشان دارند ابراز نکنند. اگر یک زن نظر خود را به شوهرش بجا و سنجیده بیان کند به او بی احترامی نکرده است؛ حال میخواهد شوهرش هم ایمان او باشد یا نباشد. در صورتیکه نظر او صحیح باشد و شوهرش آنرا بکار بندد، تمام خانواده از آن بهره خواهند برد. به عنوان مثال، سارا همسر ابراهیم راه حلی برای مشکلی که در خانه پیش آمد، یافته بود. ابراهیم با نظر زنش سارا موافق نبود. خدا به ابراهیم گفت: «سخن او را بشنو.» (پیدایش ۲۱:‌۹-‌۱۲) البته زن باید تصمیمات شوهرش را در صورتیکه مغایر با اصول خدا نباشد، بپذیرد و از آن پشتیبانی کند و به این ترتیب اطاعتش را از او نشان دهد. – اَعمال ۵:‌۲۹؛ اَفَسُسیان ۵:‌۲۴.
    زنان مسئولیتهای فراوانی در خانه به عهده دارند. به نوشتۀ کتاب مقدّس آنان باید به شوهر و فرزندان خود محبّت ورزند، از شوهران خود اطاعت نمایند و سنجیده و باتدبیر رفتار کنند، همچنین کدبانو، نیکو و پاکدامن باشند. (تیطُس ۲:‌۴‌، ۵) همسر و مادری که چنین رفتاری داشته باشد محبّت و احترامی عمیق به دست خواهد آورد. (امثال ۳۱:‌۱۰‌، ۲۸) با توجه به این موضوع که ازدواج پیوند دو انسان ناکامل است ممکن است در برخی شرایط سخت، به جدایی یا طلاق بینجامد. بر اساس کتاب مقدّس تنها در مواردی خاص جدایی امکان پذیر است. جدایی موضوعی بسیار جدّی است و نباید آنرا آسان گرفت. کتاب مقدّس می‌گوید: «زن از شوهر خود جدا نشود… مرد نیز زن خود را جدا نسازد.» (۱ قُرِنتیان ۷:‌۱۰‌، ۱۱) در خصوص طلاق نیز کتاب مقدّس تنها در صورت زنا آنرا جایز می‌شمارد. – متّی ۱۹:‌۹.
    الگویی کامل برای والدین
    رفتار عیسی با کودکان الگویی خوبی برای والدین است. هنگامی که شاگردان عیسی مانع نزدیک شدن کودکان به او شدند، او گفت: «بگذارید که بچه های کوچک نزد من آیند و ایشانرا مانع نشوید.» در ادامه کتاب مقدّس می‌گوید که عیسی «ایشان را در آغوش کشید و دست بر ایشان نهاده، برکت داد.» (مَرقُس ۱۰:‌۱۳-‌۱۶) عیسی برای کودکان وقت میگذاشت. پس چقدر بیشتر شما والدین باید برای فرزندان خود وقت بگذارید. نباید تصوّر کنید اختصاص دادن زمانی کوتاه در طول روز برای آنان کفایت می‌کند. فرزندانتان نیاز دارند که شما با آنان باشید و برایشان وقت کافی بگذارید. یَهُوَه مسئولیت تعلیم فرزندان را به والدین سپرده است به همین دلیل والدین برای تعلیم آنها باید وقت کافی صرف کنند. – تثنیه ۶:‌۴-‌۹.
    شرارت در دنیا رو به فزونی است و وضعیت روزبروز وخیم تر می‌شود. والدین موظفند آگاهی لازم را در مورد این دنیای فاسد و افرادی که میخواهند به فرزندانشان صدمه رسانند به آنان بدهند. این موضوع صدمات جنسی را نیز در بر میگیرد. والدین باید فرزندان خود را در مقابل خطرات مختلف حفظ کنند. عیسی با مهربانی و علاقه شاگردانش را «فرزندان» نامید. توجه کنید او چگونه آنان را حفظ کرد؛ زمانی که دستگیر شد و تا اعدام فاصلۀ چندانی نداشت، راه گریز را برای شاگردانش مهیا کرد. (یوحنّا ۱۳:‌۳۳؛ ۱۸:‌۷-‌۹) والدین باید در خصوص حیله ها و وسوسه های شیطان هوشیار باشند زیرا این موجود پلید و حیله گر قصد صدمه زدن به فرزندانشان را دارد. این وظیفۀ شما والدین است که فرزندانتان را از پیش آگاه و هوشیار سازید. (۱ پِطْرُس ۵:‌۸)* فرزندان هیچگاه به شدّت امروز در معرض آسیبهای بدنی، روحانی و اخلاقی نبوده‌اند.
    شب قبل از مرگ عیسی شاگردانش در مورد اینکه چه کسی در میان آنها بزرگتر است با هم به مشاجره پرداختند. عیسی بجای خشمگین شدن با سخنان و اَعمال خود، محبّتش را به آنان نشان داد. (لوقا ۲۲:‌۲۴-‌۲۷؛ یوحنّا ۱۳:‌۳-‌۸) شما والدین می‌توانید برای تربیت فرزندانتان عیسی را نمونۀ خود قرار دهید. درست است که فرزندان نیاز به تأدیب و تذکر دارند، اما اینکار باید همواره به انصاف و حد مناسب انجام گیرد. هیچگاه از روی عصبانیت و خشم فرزندانتان را تنبیه نکنید. قطعاً شما نمی‌خواهید سخنی بی فکر به زبان آرید و به این شکل مثل «ضرب شمشیر» روحیۀ فرزندتان را جریحه دار سازید. (اِرْمیا ۳۰:‌۱۱؛ امثال ۱۲:‌۱۸) تأدیب نباید خاطره ای تلخ در ذهن فرزند بجا گذارد بلکه باید طوری باشد که فرزند شما در آینده از آن به عنوان عملی شایسته و پسندیده یاد کند. – اَفَسُسیان ۶:‌۴؛ عبرانیان ۱۲:‌۹-‌۱۱.
    سرمشقی برای فرزندان
    آیا فرزندان هم می‌توانند رفتار عیسی را سرمشق خود قرار دهند؟ بلی، عیسی در خصوص اطاعت از والدین نمونۀ خوبی برای فرزندان بجا گذاشت. عیسی گفت: «آنچه پدرم مرا تعلیم داد تکلّم میکنم.» او اضافه کرد: «زیرا که من همیشه کارهای پسندیدۀ او را بجا می آورم.» (یوحنّا ۸:‌۲۸‌، ۲۹) عیسی مطیع پدر آسمانی‌اش بود. کتاب مقدس نیز از فرزندان میخواهد که والدینشان را اطاعت کنند. (اَفَسُسیان ۶:‌۱-‌۳) عیسی در زمان کودکی‌اش اگر چه انسانی کامل بود از والدین انسانی‌اش یوسف و مریم که ناکامل بودند اطاعت می‌کرد. اطاعت عیسی قطعاً در شادی و آرامش تک تک اعضای خانوادۀ او مؤثر بود. – لوقا ۲:‌۴‌، ۵‌، ۵۱‌، ۵۲.
     فرزندان باید سعی کنند به الگوی کامل خود، عیسی مسیح شبیه تر شوند و به این ترتیب رضایت و شادی والدینشان را فراهم آورند. بدیهی است که در بعضی موارد اطاعت از والدین برای جوانان مشکل است اما این خواست خداست که آنان از والدینشان اطاعت کنند. (امثال ۱:‌۸؛ ۶:‌۲۰) عیسی تحت هر شرایطی، حتی شرایط دشوار از پدر آسمانی اش اطاعت کرد. یکبار زمانی که خواستِ خدا بر این بود که او کاری بسیار سخت انجام دهد گفت: «این پیاله [درخواست] را از من بگردان.» با اینحال عیسی خواست خدا را به انجام رساند چون می‌دانست که خدا میداند بهترین راه برای او چیست. (لوقا ۲۲:‌۴۲) اگر فرزندان اطاعت از والدینشان را بیاموزند نه فقط والدینشان بلکه پدر آسمانیشان را هم بسیار خشنود می‌سازند. امثال ۲۳:‌۲۲-‌۲۵.*
    شیطان ، حتی عیسی را وسوسه کرد. ما می‌توانیم مطمئن باشیم که او فرزندان ما را نیز وسوسه خواهد کرد. (متّی ۴:‌۱-‌۱۰) مقابله با فشار همسن و سالان بسیار مشکل است. شیطان نیز از این حربه برای صدمه زدن به جوانان استفاده می‌کند. پس چقدر مهم است که مراقب باشیم فرزندانمان با افراد نادرست معاشرت نداشته باشند. (۱ قُرِنتیان ۱۵:‌۳۳) معاشرت دِینَه، دختر یعقوب با کسانی که یَهُوَه را پرستش نمی‌کردند مشکلات فراوانی برای وی و خانواده‌اش به همراه آورد. (پیدایش ۳۴:‌۱‌، ۲) تصوّرش را بکنید برای یک خانواده چقدر دردناک و سخت است اگر یکی از اعضای خانواده به انحراف کشیده شود و در دام رابطۀ غیر اخلاقی جنسی بیفتد! – امثال ۱۷:‌۲۱‌، ۲۵.
    کلید خانواده ای سعادتمند
     به کار بستن تعالیم کتاب مقدّس، تحمّل و مقابله با مشکلات خانوادگی را سهل تر میسازد. در حقیقت بکارگیری نصایح کتاب مقدّس کلید داشتن خانواده ای سعادتمند است. شوهران، به همسران خود محبّت کنید و با آنان همانطور رفتار کنید که عیسی با شاگردانش رفتار می‌کرد. زنان، خود را تابع شوهرانتان نمایید و از نمونۀ زنی که در امثال ۳۱:‌۱۰-‌۳۱ آمده پیروی کنید. والدین، فرزندان خود را آموزش دهید. (امثال ۲۲:‌۶) پدران، خانوادۀ خود را بخوبی رهبری و سرپرستی کنید. (۱ تیموتاؤس ۳:‌۴‌، ۵؛ ۵:‌۸) فرزندان، از والدینتان اطاعت کنید. (کُولُسیان ۳:‌۲۰) البته نباید فراموش کرد، هیچیک از اعضای خانواده کامل نیست و همۀ آنان خطا و اشتباه میکنند. پس متواضع باشید و از یکدیگر طلب بخشش کنید.
     بدرستی که کتاب مقدّس راهنمای خوبی برای زندگی خانوادگی است و شامل نصایح باارزشی در این خصوص میباشد. بعلاوه ، کتاب مقدّس به ما تعلیم می‌دهد که یَهُوَه در آینده زمین را بهشت خواهد ساخت و در آن دنیای جدید پرستندگان او با شادی و خوشی زندگی خواهند کرد. (مکاشفه ۲۱:‌۳‌، ۴) چه چشم انداز زیبایی! حتی امروز هم می‌توانیم با بکار بستن راهنمایی های خدا که در کلامش آمده، طعم خوش سعادت و آرامش را در زندگی خانوادگی مان حس کنیم و از آن لذّت ببریم.

    • آقا ناصر عزیز
      صرف نظر از برخی اشکالات جزئی پاسخ شما ، که برای تهیه آن الحق تلاش نمودید و از این بابت از شما تشکر می کنم ، ولی پاسخ سوالات را ندادید. به عبارت دیگر آنچه در مقاله پیش روی شما مطرح کردم این نبودکه شوهر خوب چه شوهری است ، وظیفه والدین چیست و همسر خوب کیست؟
      بلکه مقاله می خواهد این سوال را مطرح نماید که مواردی پیش می آید که سازش میان زن و شوهر امکان پذیر نیست. در این موارد کلیسا چه راه حلی را پیش روی زن و شوهر می گذارد. چرا فقط در صورت زنا بحث طلاق مطرح می شود. یعنی اگر دختر و پسری که بدون شناخت با هم ازدواج کرده باشند و بعد متوجه شوند برای یکدیگر مناسب نیست و کاملا با خرسندی بخواهند از هم جدا شوند ، باید زنا کنند تا بتوانند طلاق بگیرند؟!

Leave a Reply

(لازم)

(لازم)


تفاوت معجزات مسیح علیه السلام در کتاب مقدس با قرآن

نخستین معجزة عیسی اما نخستین معجزة حضرت عیسی بنا به روایت انجیل یوحنّا از اعجب عجایب است. این حکایت...

دانلود راهنمای ادیان ، فرق و مذاهب

در این پست ، مجموعه اسلاید هایی را برای راهنمایی شما در زمینه ادیان ، مذاهب و فرق مختلف...

صحف ابراهیم در قرآن ، مکاشفه ابراهیم ومکاشفه یوحنا

در کتاب مقدس چند نفر به یوحنا معروفند: ۱. یوحنای تعمید دهنده یا یوحنای معمدان یا همان یحیای تعمید...

ابزارهای پژوهش در کتاب مقدس (۵) – نرم افزار لوگوس

یکی دیگر از نرم افزارهای مفید برای پژوهش در کتاب مقدس و منابع مسیحی (به زبان های انگلیسی ،...

بررسی آماری خشونت در قرآن و کتاب مقدس

یوزف راتسینگر یا همان پاپ بندیکت شانزدهم ، از ابتدای کسب مقام پاپی تا کنون ، بارها مستقیم و...