عیسی مسیح و خدایی او
مرداد ۸, ۱۳۸۹ ۱ Commentاین مقاله را یکی از عزیزان مسیحی به نام ناصر در بخش نظرات سایت ارسال کرده بودند که ضمن تشکر ویژه از ایشان ، آن را در پست جداگانه ای جهت استفاده شما عزیزان قرار می دهم . البته بخش هایی از این مقاله از جمله بخش فدیه ، مورد تایید بنده نیست ولی به طور کلی از نظر یک دوست مسیحی دیدگاه های جالب توجهی ارائه شده است . برای ایشان آرزوی موفقیت می کنم:
کتاب مقدس در مورد خدا و عیسی چه میگوید؟
اگر شخصی بدون داشتن عقیدۀ قبل از تثلیث، کتاب مقدس را از آغاز تا پایان بخوانند، آیا خود به چنین عقیدهای میرسند؟ به هیچوجه.
آنچه که یک خوانندۀ بیطرف بوضوح در خواهد یافت این است که خدای قادر متعال، جدا و متمایز از هر شخص دیگری است و عیسی حتی در موجودیت ماقبل انسانی خود نیز متمایز، مخلوق و فرودست خدا است.
خدا واحد است، نه سه شخص
تعلیم کتاب مقدس مبنی بر اینکه خدا واحد است، مونوته ایسم یا توحید نامیده میشود. ل.ل. پِِین ، استاد تاریخ کلیسایی، اظهار میدارد که توحید در خالص ترین شکل خود جایی برای تثلیث باقی نمیگذارد: «عهد عتیق مطلقاً توحیدی است. خدا وجودِ شخصیِ منفردی است. این عقیده که در عهد عتیق تثلیثی وجود دارد… کاملاً بیاساس است.»
آیا پس از آمدن عیسی بر روی زمین در توحید تغییری پدید آمد؟ پِین پاسخ میدهد: «در این مورد تفاوتی بین عهد عتیق و عهد جدید وجود ندارد. آیین توحیدی ادامه یافته است. عیسی یهودی بود، و توسط والدین یهودی خود و بر طبق نوشتههای مقدس عهد عتیق تربیت یافت. تعلیمات او کاملاً یهودی بود؛ در واقع انجیلی جدید، اما نه علم الهیاتی نوین. … و عیسی توحید یهود را به عنوان اعتقاد شخصی خود پذیرفت: (بشنو ، ای اسرائیل، سرور ما خدا خدای واحد است.»
این کلمات در تثنیه ۶:۴ آمدهاند. در کتاب مقدس اورشلیم جدید، این آیه چنین آمده است: «ای اسرائیل بشنو: یَهوِه خدای ما یَهوِۀ واحد است.»* از لحاظ دستوری، واژۀ «واحد» در این آیه هیچگونه وجه توصیفی جمع ندارد که حاکی از جمع بودن این واژه باشد.
پولس ، رسول مسیحی، به هیچگونه تغییری در ماهیت خدا، حتی پس از آمدن عیسی به زمین، اشاره نکرد. او نوشت: «خدا یک است.» غَلاطیان ۳:۲۰ ؛ همچنین ۱ قُرِنتیان ۸:۴-۶ ملاحظه شود.
هزاران بار در سراسر کتاب مقدس از خدا بصورت یک شخص صحبت میشود. هنگامی که او سخن میگوید، بصورت یک فرد غیر منقسم است. کتاب مقدس نمیتواند در اینباره از این واضحتر باشد. همانطور که خدا اظهار میکند: «من یَهُوَه هستم و اسم من همین است. و جلال خود را به کسی دیگر و ستایش خویش را به بُتهای تراشیده نخواهم داد.» (اِشَعْیا ۴۲:۸) «من هستم یَهُوَه خدای تو… ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد.» – خروج ۲۰:۲، ۳.
اگر خدا در واقع سه شخص است، چرا همۀ نگارندگان ملهم کتاب مقدس میبایست از او به عنوان یک شخص یاد کنند؟ چنین کاری به جز گمراه کردن مردم به چه کار دیگر میآید؟ بطور حتم اگر خدا از سه شخص تشکیل شده بود، نگارندگان کتاب مقدسِ خود را وا میداشت تا این مطلب را بطور کامل آشکار سازند تا جای هیچ شک و تردیدی باقی نماند. لااقل نگارندگان نوشتههای مقدس یونانی مسیحی که تماس شخصی با پسر خدا داشتند چنین میکردند. ولی خیر چنین نیست.
در عوض، آنچه که نگارندگان کتاب مقدس بوضوح آشکار ساختهاند این است که خدا یک شخص است وجودی بیهمتا و غیرمنقسم که هیچکس با او برابری نمیکند: «من یَهُوَه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدائی نی.» (اِشَعْیا ۴۵:۵) «تو که اسمت یَهُوَه میباشد، بتنها بر تمامی زمین متعال هستی.» – مزمور ۸۳:۱۸.
خدا بیش از یکی نیست
عیسی خدا را «خدای واحدِ حقیقی» خواند. (یوحنّا ۱۷:۳) او هرگز به خدا بصورت الوهیتی متشکل از چند شخص اشاره نکرد. به همین دلیل، در سرتاسر کتاب مقدس فقط یَهُوَه قادر مطلق خوانده شده است. در غیر اینصورت، ترکیب «قادر مطلق» از معنی تهی میشود. نه عیسی و نه روحالقدس هیچیک به این شکل خوانده نشدهاند، زیرا فقط یَهُوَه متعال است. در پیدایش ۱۷:۱ او اظهار میکند: «من هستم خدای قادر مطلق.» و خروج ۱۸:۱۱ میگوید: «یَهُوَه از جمیع خدایان بزرگتر است.»
در نوشتههای مقدس عبرانی، واژۀ اِلوهَه (خدا) دو شکل جمع دارد، اِلوهیم (خدایان) و اِلوهِه (خدایانِ). این وجوه جمع، عموماً برای یَهُوَه بکار میروند و در هر دو مورد به صورت مفرد «خدا» ترجمه میشوند. آیا این وجوه جمع نشانگر تثلیث هستند؟ خیر، چنین نیست. ویلیام اسمیت، در فرهنگ کتاب مقدس، مینویسد: «این اعتقاد خیالی که [اِلوهیم] به تثلیث چند شخص در ذات الهی اشاره میکند، اکنون میان پژوهشگران، هوادار چندانی ندارد. این وجه یا همان است که دستورنویسان آنرا جمع احترام مینامند و یا مشخصکنندۀ کمال نیروی الهی یعنی مجموع قدرتهای ارائه شده توسط خدا است.»
نشریۀ آمریکایی زبانها و ادبیات سامی در مورد اِلوهیم میگوید: «این واژه تقریباً همیشه با مسند فعلی مفرد ترکیب میشود، و مسند وصفی مفرد به خود میگیرد.» برای نمایش این مطلب، عنوان اِلوهیم ۳۵ بار در روایت پیدایش ظاهر میشود، و هر بار فعل توصیفکنندۀ آنچه خدا گفته و یا انجام داده مفرد است. (پیدایش ۱:۱-۲:۴) بنابراین ، آن نشریه نتیجهگیری میکند: «[اِلوهیم] باید در واقع جمع تأکیدی باشد که بر بزرگی و عظمت دلالت میکند.»
اِلوهیم به معنای «اشخاص» نیست بلکه به معنای «خدایان» است. بنابراین کسانی که استدلال میکنند که این واژه دال بر تثلیث است خود را پولی تهایست میسازند یعنی پرستندگان بیش از یک خدا. چرا؟ زیرا این بدین معنا خواهد بود که در تثلیث سه خدا وجود دارد. لیکن تقریباً همۀ هوادران تثلیث این دیدگاه را که تثلیث از سه خدای جدا تشکیل یافته است، رد میکنند.
کتاب مقدس نیز در هنگام اشاره به تعدادی از خدایان دروغی از واژههای اِلوهیم و اِلوهِه استفاده میکند. (خروج ۱۲:۱۲؛ ۲۰:۲۳) ولی در موارد دیگر این واژه ممکن است تنها به یک خدای دروغی اشاره کند، مثلاً هنگامی که فلسطینیان به «خدای خود [اِلوهِه] داجون» اشاره کردند. (داوران ۱۶:۲۳، ۲۴) بعل «خدا [اِلوهیم]» خوانده میشود. (۱ پادشاهان ۱۸:۲۷) بعلاوه ، این واژه برای انسانها نیز بکار برده میشود. (مزمور ۸۲:۱، ۶) به موسی گفته شد که برای هارون و فرعون بجای «خدا [اِلوهیم]» خواهد بود. – خروج ۴:۱۶؛ ۷:۱.
بدیهی است که استفاده از عناوین اِلوهیم و اِلوهِه برای خدایان کاذب و حتی برای انسانها، بدین مفهوم نیست که هر یک از آنها مجموعهای از خدایان هستند؛ و به همین صورت بکار بردن واژههای اِلوهیم یا اِلوهِه برای یَهُوَه بدین مفهوم نیست که او بیش از یک شخص است، بخصوص هنگامی که بقیۀ شهادت کتاب مقدس در اینباره را مورد بررسی قرار دهیم.
عیسی ، آفرینشی جدا
عیسی تا هنگامی که بر روی زمین بود، انسان بود ، البته انسانی کامل زیرا خدا نیروی زندگی او را به رحم مریم منتقل ساخت. (متّی ۱:۱۸-۲۵) ولی او به اینصورت به وجود نیامد. او خود اذعان کرد که از (آسمان پائین آمده) است. (یوحنّا ۳:۱۳) به همین دلیل طبیعی بود که بعدها به پیروانش گفت: «پس اگر پسر انسان را [عیسی را] بینید که بجائیکه اوّل بود صعود میکند چه»؟ – یوحنّا ۶:۶۲.
بنابراین ، عیسی پیش از آمدن به زمین، در آسمان وجود داشت. ولی آیا او شخصی از یک الوهیت سهگانۀ ازلی و قادر مطلق بود؟ خیر، زیرا کتاب مقدس با صراحت عنوان میکند که عیسی در وجود ماقبل انسانی خود موجود روحی آفریدهای بود، درست همانطور که فرشتگان موجودات روحی آفریده به دست خدا بودند. نه فرشتگان و نه عیسی هیچیک پیش از آفرینششان وجود نداشتهاند.
عیسی در وجود ماقبل انسانی خود «نخستزادۀ تمامی آفریدگان» بود. (کُولُسیان ۱:۱۵) او «ابتدای خلقت خدا» بود. (مکاشفه ۳:۱۴) «ابتدا» [به زبان یونانی، اَرخه] را حقاً نمیتوان اینطور تفسیر کرد که عیسی ابتداگر یا آغازکنندۀ خلقت خدا بود. یوحنا در نوشتههای خود از کتاب مقدس بیش از ۲۰ بار از شکلهای گوناگون واژۀ یونانی اَرخه استفاده میکند، و اینها همیشه به معنی معمولی «ابتدا» هستند. آری ، عیسی توسط خدا به عنوان ابتدای آفریدگان غیرمرئی خدا آفریده شد.
توجه کنید که این اشارات به منشأ عیسی تا چه اندازه با اظهاراتی که توسط «حکمت» مجازی در کتاب امثال از کتاب مقدس بیان شده است مرتبط هستند: «خداوند مرا مبدای طریق خود داشت. قبل از اََعمال خویش از ازل. قبل از آنکه کوهها برپا شود. پیش از تلّها مولود گردیدم. چون زمین و صحراها را هنوز نساخته بود. و نه اوّل غبار ربع مسکونرا». (امثال ۸:۱۲، ۲۲، ۲۵، ۲۶) در حالیکه از واژۀ «حکمت» برای تجسم کسی که آفریدۀ خدا میباشد استفاده شده است، اغلب علما موافقند که در واقع این بیانی مستعار از عیسی بصورت آفریدهای روحی پیش از هستی انسانی اوست.
عیسی بصورت «حکمت» در هنگام هستی ماقبل انسانی خود به سخن ادامه داده و میگوید که «نزد او [خدا] معمار بودم». (امثال ۸:۳۰) مطابق با این نقش به عنوان معمار، کُولُسیان ۱:۱۶ دربارۀ عیسی میگوید که «در او همه چیز آفریده شد آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است».
بنابراین قادر مطلق بوسیلۀ این معمار، یا دستیار زیردست خود همه چیز را آفرید. کتاب مقدس موضوع را اینطور خلاصه میکند: «ما را یک خداست یعنی پدر که همه چیز از اوست… و یک خداوند یعنی عیسی مسیح که همه چیز از اوست». – ۱ قُرِنتیان ۸:۶.
بدون شک خطاب به این معمار بود که خدا گفت: «آدم را بصورت ما… بسازیم». (پیدایش ۱:۲۶) بعضیها ادعا میکنند که ضمیر «ما» در این عبارت حاکی از تثلیث است. ولی اگر شما بگویید بیا چیزی برای خود بسازیم ، قاعدتاً برداشت افراد از این جمله این نخواهد بود که در درون شما چند شخص به هم پیوسته بصورت یک شخص وجود دارند. مفهوم جملۀ شما تنها این است که دو یا چند نفر با هم بر روی چیزی کار خواهند کرد. به همین ترتیب هنگامی که خدا از واژۀ «ما» استفاده کرد، شخص دیگری، نخستین آفریدۀ روحی خود یا معمار و یا عیسی را پیش از هستی انسانیش مورد خطاب قرار داد.
آیا خدا میتوانست وسوسه شود؟
در متّی ۴:۱ گفته میشود که ابلیس عیسی را (تجربه مینماید). شیطان پس از آنکه «همۀ ممالک جهان و جلال آنها را» به عیسی نشان داد، گفت: «اگر افتاده مرا سجده کنی همانا این همه را بتو بخشم». (متّی ۴:۸، ۹) شیطان سعی میکرد عیسی را وادار کند که وفاداریش نسبت به خدا را زیر پا گذارد.
اما اگر عیسی خود خدا می بود، این چه آزمایش وفاداریی میتوانست باشد؟ آیا خدا میتوانست بر ضد خود شورش کند؟ خیر، اما فرشتگان و انسانها میتوانستند بر ضد خدا شورش کنند و کردند. وسوسۀ عیسی فقط در حالی میتوانست مفهوم داشته باشد که او خدا نباشد بلکه فردی جدا و دارای ارادۀ آزاد، فردی که اگر میخواست میتوانست بیوفا باشد، همانند یک فرشته و یا یک انسان.
از طرف دیگر، غیر قابل تصور است که خدا بتواند نسبت به خود گناه کند و بیوفا شود. «اعمال او کامل… خدای امین… عادل و راست است او». (تثنیه ۳۲:۴) بنابراین چنانچه عیسی خدا میبود، نمیتوانست وسوسه شود. – یعقوب ۱:۱۳.
عیسی چون خدا نبود، میتوانست وفادار نماند. اما وفادار باقی ماند و میگوید: «دور شو ای شیطان زیرا مکتوب است که خداوند خدای خود را سجده کن و او را فقط عبادت نما.» – متّی ۴:۱۰.
بهای فدیه چقدر بود؟
یکی از دلایلی که عیسی برای آن به زمین آمد نیز ارتباط مستقیم با تثلیث دارد. کتاب مقدس بیان میکند: «خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسِّطی است یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد، که خود را در راه همه فدا داد شهادتی در زمان معین.» – ۱ تیموتاؤس ۲:۵، ۶.
عیسی ، نه بیشتر و نه کمتر از یک انسان کامل، فدیهای شد تا آنچه را آدم از دست داد جبران کند، یعنی حق زندگی انسانی کامل بر روی زمین. بنابراین پولس رسول عیسی را حقاً «آدم آخر» خواند ، و در همان متن گفت: «چنانکه در آدم همه میمیرند در مسیح نیز همه زنده خواهند گشت.» (۱ قُرِنتیان ۱۵:۲۲، ۴۵) زندگی کامل انسانی عیسی «فدیۀ معادل» بود که از طرف عدل الهی خواسته شد، نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر. حتی یک اصل اساسی عدالت بشری نیز این است که وجه پرداختی باید با خطای انجام شده متناسب باشد.
اما اگر عیسی بخشی از ذات الهی می بود، فدیۀ پرداختی بینهایت عظیمتر از آنچه که شریعت خود خدا خواسته بود میشد. (خروج ۲۱:۲۳-۲۵؛ لاویان ۲۴:۱۹-۲۱) این فقط یک انسان کامل یعنی آدم بود که در عدن گناه کرد، نه خدا. بنابراین اگر قرار بود که فدیه حقیقتاً با عدالت خدا هماهنگ باشد، میبایست دقیقاً یک معادل یک انسان کامل، «آدم آخر» باشد. به این ترتیب هنگامی که خدا عیسی را به عنوان فدیه به زمین فرستاد، او را طوری ساخت که میتوانست از نظر برابری، عدالت را برآورده سازد، نه یک موجود حاصل از تناسخ یا یک خدای انسان نما، بلکه یک انسان کامل «از فرشتگان اندکی کمتر». (عبرانیان ۲:۹ ؛ با مزمور ۸:۵، ۶ مقایسه شود.) چگونه قسمتی از ذات الهی متعال پدر، پسر یا روحالقدس میتوانست از «فرشتگان اندکی کمتر» باشد؟
چگونه «یگانه پسر مولود» بود؟
کتاب مقدس عیسی را «پسر یگانه» خدا مینامد. (یوحنّا ۱:۱۴؛ ۳:۱۶، ۱۸؛ ۱ یوحنّا ۴:۹) هواداران تثلیث میگویند از آن جایی که خدا ازلی است ، بنابراین پسر او نیز ازلی است. اما چگونه شخصی میتواند فرزند پسر باشد و در عین حال به سن پدر خود؟
هوادران تثلیث ادعا میکنند که در مورد عیسی، «[مولود] یگانه» ، «تولد یافتن» آنطور که در واژهنامه آمده است به معنای «بوجود آمدن» ؛ «ایجاد شدن» نیست. آنها میگویند در مورد عیسی «به مفهوم نسبتی است که آغازی ندارد» ، نوعی نسبت در مورد یگانه پسری که تولد نیافته است. (فرهنگ توضیحی عهد قدیم و جدید وآین) آیا این به نظر شما منطقی است؟ آیا یک مرد میتواند پدر پسری باشد بدون آنکه او را بوجود آورد؟
علاوه بر این، (همانطور که وآین بدون هیچگونه توضیحی اقرار میکند) چرا کتاب مقدس برای توصیف رابطۀ اسحاق و ابراهیم از همان واژۀ یونانی به معنی «یگانه مولود» استفاده میکند؟ عبرانیان ۱۱:۱۷ از اسحاق به عنوان «پسر یگانه [مجازاً یگانه مولود]» ابراهیم صحبت میکند. هیچ تردیدی وجود ندارد که اسحاق یگانه مولود به معنی واقعی کلمه بود، نه اینکه از لحاظ سن یا مقام با پدرش برابر باشد.
کلمۀ اصلی یونانی برای واژۀ (یگانه مولود) که در مورد عیسی و اسحاق استفاده شده مونوگِنِس است، که به گفتۀ کشفالآیات جامع سترانگ ، از کلمۀ مونوس به معنی «یگانه» و گی نومای که واژهای ریشهای است به معنی «بوجود آوردن» ، «هستی یافتن [بوجود آمدن]» میباشد. به این ترتیب مونوگنس چنین تعریف میشود: «یگانه به دنیا آمده، مولود یگانه، یعنی فرزند یگانه.» فرهنگنامۀ یونانی انگلیسی عهد جدید اثر اِ. رابینسون.
فرهنگ الهیات عهد جدید، تألیف گِرهارد کیتِل ، میگوید: «[مونوگنس] به معنی (تنها نسل) ، یعنی فاقد برادر یا خواهر است.» این کتاب همچنین نقل میکند که در یوحنّا ۱:۱۸؛ ۳:۱۶، ۱۸ و ۱ یوحنّا ۴:۹ ، «رابطۀ عیسی تنها با رابطۀ فرزندی یگانه با پدر خویش مقایسه نشده است، بلکه رابطهای است بین مولود یگانه و پدر.»
بنابراین زندگی عیسی، یگانه پسر مولود، آغازی داشته است. و خدای قادر مطلق حقاً میتواند بوجودآورنده او یا پدر وی نامیده شود، به همان مفهومی که پدری زمینی مانند ابراهیم پسری را بوجود میآورد. (عبرانیان ۱۱:۱۷) به این صورت هنگامی که کتاب مقدس از خدا به عنوان «پدر» عیسی یاد میکند، به همین معنی است که میگوید آنها دو فرد متمایز هستند. خدا بزرگتر است. عیسی از لحاظ سن، مقام، قدرت و معرفت کوچکتر یا پایینتر است.
هنگامی که شخص در نظر میگیرد که عیسی تنها پسر روحی خدا نبود که در آسمان آفریده شد، آنگاه آشکار میشود که چرا از اصطلاح (یگانه پسر مولود) در مورد او استفاده شده است. آفریدههای روحی بیشمار دیگر یعنی، فرشتگان نیز «پسران خدا» خوانده میشوند به همان مفهومی که آدم خوانده شد ، زیرا نیروی زندگی آنها از یَهُوَه خدا که چشمه یا منبع زندگی است، سرچشمه گرفته بود. (ایّوب ۳۸:۷؛ مزمور ۳۶:۹؛ لوقا ۳:۳۸) اما اینها همه به وساطت (یگانه پسر مولود) آفریده شدند، تنها کسی که مستقیماً توسط خدا مولود شد. – کُولُسیان ۱:۱۵-۱۷.
آیا عیسی را خدا میانگاشتند؟
در حالیکه در اغلب موارد عیسی پسر خدا خوانده میشود، هیچکس در قرن اول تصور این را نمیکرد که او خدای پسر باشد. حتی دیوها، کسانی که «ایمان [دارند] که خدا واحد است،» از روی تجربیات خود در قلمرو روح میدانستند که عیسی خدا نیست. بنابراین ، بدرستی عیسی را بصورت جدا از خدا به عنوان «پسر خدا» خطاب میکردند. (یعقوب ۲:۱۹؛ متّی ۸:۲۹) و در هنگام مرگ عیسی، سربازان رومی بتپرست که در کنار او ایستاده بودند، میدانستند که آنچه از پیروان عیسی شنیده بودند باید درست باشد، نَه اینکه عیسی خدا بود، بلکه «فیالواقع این شخص پسر خدا بود.» – متّی ۲۷:۵۴.
به این ترتیب، عبارت «پسر خدا» ، به عیسی به عنوان یک موجود آفریدۀ جدا اشاره میکند و نه بخشی از یک تثلیث. او در مقام پسر خدا، نمیتوانست خود خدا باشد ، زیرا یوحنّا ۱:۱۸ میگوید: «خدا را هرگز کسی ندیده است».
شاگردان عیسی به او به عنوان (متوسطی [واسطهای] در میان خدا و انسان) مینگریستند ، نه بعنوان خود خدا. (۱ تیموتاؤس ۲:۵) چون بر طبق تعریف، واسطه کسی است جدا از کسانی که نیاز به وساطت دارند، این امری متناقض خواهد بود که عیسی را با هر یک از طرفینی که او سعی در مصالحۀ آنان را دارد، دارای هویتی یکسان بدانیم. این امر وانمود کردن چیزی است که او نبود.
کتاب مقدس دربارۀ رابطۀ خدا با عیسی روشن و ثابت است. یَهُوَه خدا تنها قادر مطلق است. او مستقیماً عیسای ماقبل انسانی را آفرید. به این ترتیب، عیسی ابتدایی داشت و هرگز نمیتوانست با خدا در قدرت و ازلیت مساوی باشد.
آفرینش و خستگی خداوند در قرآن و کتاب مقدس
دفاع دکتر نبیل لوقای مسیحی از اسلام
ده فرمان جنایت انسانی = بخوانید کیفر مقدس!
چهار مدرسه معروف نقد کتاب مقدس
حکم آموختن زبان خارجی بر اساس کتاب مقدس
ابزارهای پژوهش در کتاب مقدس (4) روش یافتن آیات در نسخه های خطی
عقل در اسلام و مسیحیت
انواع نسخه های خطی عهد جدید
ممنونم . استفاده کردم