ای زن مرا با تو چه کار است؟!


یکی از کاربران خوب سایت به نام محمد حسین زحمت کشیده و مطلب مفیدی را در بخش نظرات درج کرده اند که ضمن تشکر از ایشان ، آن را در پست مستقلی قرار می دهم:

اخیرا دارم بین انجیل ترجمه های مختلف کتاب مقدس ترجمه قدیم،ترجمه شریف وترجمه هزاره نو(آخرین و جدیدترین ترجمه انجیل ) مقایسه میکنم دوست دارم موارد تناقضی را که میان این چند ترجمه وجود داره را برایتان ارسال کنم تا شما ، هم از خیانتی که مسیحیان به کتاب مقدسشون کردند و میکنند با خبر بشین و بدونین اینکه مسیحیا میگن انجیل کلام خداست و توسط روح القدس به نویسندگانش الهام شده دروغه و اینکه میگن در اناجیل هیچ گونه تحریفی صورت نگرفته هم یه دروغ بزرگتر.
انشاء الله من با مطالبی که برایتان میفرستم به شما نشون خواهم داد که مسیحیا هر جا که به نفعشون نبوده در – به قول خودشون کلام خدا – دست بردند و اون را اونجوری که به نفعشون بوده ترجمه کردند.
اولین موردی که میخوام خدمتتون عرض کنم مربوط میشه به ماجرای شراب درست کردن عیسی علیه السلام در مجلس عروسی که مسیحیا از اون به عنوان معجزه یاد میکنند.


من اینجا به درست یا غلط بودن این معجزه !! کاری ندارم فقط میخوام شما هم ببینین که مترجمین مسیحی انجیل که اخیرا ترجمه ای را با عنوان هزاره نو منتشر کردند چطوری اشکالاتی را که سالهای سال مسلمونا به اونها میگرفتند را با دست بردن در کلمات و خیانت به کلام خدا ( انجیل )حل کردند و با پاک کردن صورت مسئله به ایرادات مسلمونا جواب دادند


در ترجمه قدیم انجیل یوحنا آیات ۱ تا ۴ اینطور میخوانیم:
۱ و در روز سوم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود.
۲ و عیسی و شاگردانش را نیز به عروسی دعوت کردند.
۳ و چون شراب تمام شد، مادر عیسی بدو گفت: «شراب ندارند.»
۴ عیسی به وی گفت: «ای زن مرا با تو چه کار است؟ ساعت من هنوز نرسیده است.»
و در ترجمه شریف که آنهم از ترجمه های معتبر است اینطور آمده
۱ دو روز بعد، در قانای جلیل جشن عروسی بر پا بود و مادر عیسی در آنجا حضور داشت. ۲ عیسی و شاگردانش نیز به عروسی دعوت شده بودند. ۳ وقتی شراب تمام شد مادر عیسی به او گفت: « آنها دیگر شراب ندارند.» ۴ عیسی پاسخ داد:« این به من مربوط است یا به تو؟ وقت من هنوز نرسیده است.»


اما در ترجمه هزاره نو اینطور امده است:
روز سوّم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشت.
۲ عیسی و شاگردانش نیز به عروسی دعوت شده بودند. ۳ چون شرابْ کم آمد، مادر عیسی به او گفت: دیگر شراب ندارند! ۴ عیسی به او گفت: بانو، مرا با این امر چه‌کار است؟ ساعت من هنوز فرا‌نرسیده.


ملاحظه میکنید که جمله ” ای زن مرا با تو چکار است” و ” این به من مربوط است با به تو؟ به ” بانو مرا با این امر( شراب سازی ) چکار است ” تغییر کرده تا دیگر جای ایراد و اشکالی به خاطر برخورد اهانت آمیز عیسی علیه السلام به مادرش نباشد.


ما به عنوان یک خواننده، کدام یک از اینها را کتاب مقدس واقعی بدانیم و کدام یک ازاین سه ترجمه ( قدیم ، شریف و هزاره نو ) را کلام خدا ؛ آیا اصولا مسیحیان حق دارند در کلام خدا دست ببرند و آن را بنا به مصالح و مفاسدی که تشخیص می دهند تغییر دهند آیا این تغییرات با ادعای تحریف نشدن کتاب مقدس در طول تاریخ سازگار است؟ آیا این رسم امانتداری است ؟ …….. واین خیانتی است آشکار.

  • Print
  • del.icio.us
  • email
  • Google Bookmarks
  • Yahoo! Bookmarks

مطالب مشابه


برچسب ها : , , ,

 

به این مطلب امتیاز دهید :

  • ای زن مرا با تو چه کار است؟

    سال ۲۹ .م. است. اندکی پیش عیسی شخصاً چند تن از شاگردان خود را انتخاب نمود و اکنون همگی به روستای قانا در منطقۀ جلیل میروند تا در یک جشن عروسی شرکت کنند. مریم مادر عیسی نیز در آنجا حضور دارد. شراب در آن جشن تمام میشود. مریم که انتظار دارد عیسی کاری بکند به او میگوید: «شراب ندارند.» اما عیسی در جواب میگوید: «ای زن مرا با تو چه کار است؟
    – یوحنّا ۱:‌۳۵-‌۲:‌۴.
     «مرا با تو چه کار است،» عبارتی است که در اعتراض به نظر یا پیشنهاد شخصی دیگر گفته میشود. اما چرا عیسی به پیشنهاد مریم اعتراض میکند؟ در واقع، عیسی اکنون ۳۰ سال دارد. چند هفته پیش تعمید گرفت، با روح القدس مسح شد، و یحیی نیز او را «برّۀ خدا که گناه جهان را برمیدارد» معرفی کرد. (یوحنّا ۱:‌۲۹-‌۳۴؛ لوقا ۳:‌۲۱-‌۲۳)

    از این موقع هر رهنمودی که به او میرسد می باید دارای مرجعیت الهی باشد. و از توانایی معجزاتش تنها باید در تایید از طرف یهوه خدا مورد استفاده قرار گیرد نه به فرمان انسانها. (۱ قُرِنتیان ۱۱:‌۳)

    هیچکس دیگر، حتی نزدیکترین خویشان وی، این اجازه را ندارند که در مأموریت زمینی عیسی دخالت کنند. سخنان عیسی به مریم مادرش حاکی از عزم استوار وی در بجا آوردن ارادۀ پدرش میباشد. باشد که ما نیز مانند وی در بجا آوردن «تمامی تکلیف» خود و خدمت به یَهُوَه مصمم و قاطع باشیم. – جامعه ۱۲:‌۱۳.
     مریم مادر عیسی مسیح کاملاً منظور عیسی را درک میکند و دیگر اصرار نمی ورزد، فقط به خدمتکاران میگوید: «هر چه به شما گوید بکنید.» عیسی نیز مشکل کمبود شراب را حل میکند. خدمتکاران به فرمان عیسی قَدَحها را از آب پر میکنند و آن آب به نابترین شراب مبدل میگردد. این واقعه ابتدای معجزات عیسی و نشانِ بودنِ روح خدا بر وی است. این معجزه همچنین ایمان شاگردان نوپای عیسی را بسیار تقویت میکند. – یوحنّا ۲:‌۵-‌۱۱.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۷م, ۱۳۸۹ ۲:۰۶ ب.ظ:

    دوست گلم ، سخن در این نیست که چرا مسیح علیه السلام به حضرت مریم اعتراض فرموده است. سخن بر سر این است که چرا بی ادبانه مادرش را مورد خطاب قرار داده است.
    پاسخ شما مربوط به مورد اول است که فرض سوال ما نیست. اما در مورد فرض سوالی که پرسیده شد ، پاسخ شما دوست گلم پذیرفتنی نیست. با این حال متشکرم از وقتی که برای پاسخ گذاشتید.

    برای درک این مطلب که چرا عیسی مسیح مادر خود را «ای زن مرا با تو چه کار است؟» خطاب کرد مستلزم این است که یک خواننده کوشای کتاب مقدس با فرهنگ و زبان و اصطلاحات متداول آن دوران را بخوبی در نظر بگیریم. در گیر آن صورت در مواقعی برداشتی نادرست و اشتباهی از کتاب مقدس خواهد داشت.مثل آن است که کسی با زبان فارسی را یاد بگیرد ولی بدون در نظر گرفتن فرهنگ و یا اصطلاحات متداول زبان فارسی، به عنوان مثال تصور کنید شخصی خارجی از پدری میشنود که به فرزندش می گوید «جیگرتو بخورم » به نظر شما این شخص خارجی چه بر داشتی خواهد کرد اگر با اصطلاحات و فرهنگ فارسی آشنایی نداشه باشد؟
    بر اساس دیکشنری «Vine’s Expository Dictionary of Old and New Testament» خطاب کردن خانمی با عنوان زن مفهوم بی ادبانه و توهین آمیز نبود.
    بلکه اصطلاحی بود همراه با احترام .
    در فرهنگ و زبان فارسی نیز در بعضی موارد شاید کسی مادر یا زن خود را خانم خطاب کند.
    «و مرا با تو چه کار است»نیز در آن دوران مفهوم توهین آمیزی نداشت .
    در بخشهایی دیگر از کتاب مقدس نیز با این اصطلاح متداول برخورد می کنیم
    عنوان مثال در ۲سموئل باب ۱۶آیۀ۱۰ و یا در اول پادشاههان ۱۷آیۀ۱۸ . این بیان در آن دوران بمنظور اعتراض یا نظر و یا پیشنهاد کسی گفته می شود. و عکس العمل مادر عیسی خود نشان می دهد که او با این اصطلاح آشنایی داشت و برای همین برای او این گفته توهین آمیز نبود.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۹ ۴:۳۷ ب.ظ:

    دوست عزیزم ، آقا ناصر نازنین
    این که یک فرهنگی یک جایی چیزی نوشته نمی تواند برای من مستند قرار بگیرد. لطفا از یک منبع معتبری که ارزش تاریخی و علمی داشته باشد ، نقل قول کنید. بنده به شما اعتماد دارم اما در گفتگوی علمی ارجاع دقیق بدهید با نقل قول کامل. و الا من هم می توانم بگویم در فلان تفسیر بیست جلدی فلان سخن در جایی از آن گفته شده!
    نکته دوم این که همین آیاتی که ذکر کردید در تایید حرف ماست. به عبارت دیگر در دوم سموئیل باب ۱۶ و نیز اول پادشاهان ۱۷ ، آیه ۱۸ قراینی وجود دارد که اثبات می کند این گونه سخن گفتن در آن زمان نیز توهین آمیز تلقی می شده است . لذا ادعای آن دیکشنری مورد نظرتان نیز خدشه دار می شود .
    از سوی دیگر این که حضرت مریم علیها سلام با این اصطلاح آشنایی داشت ، پس توهین نبوده ، نوعی مغالطه است. مانند این است که من به شما یک توهین کنم و بعد بگویم چون شما می دانید که این حرفی که زدم نوعی توهین است ، پس حرف من توهین آمیز نیست!
    متاسفانه قانع نشدم.

    سلام آقای طباطبایی
    به نظر من در اینکه کلام عیسی (ع) توهین نبوده شکی نیست ، چرا که در اسلام نیز از ایشان به عنوان پیامبر بزرگ خدا نام برده شده است.
    در واقع بحث در مورد بزرگانی چون مسیح کار ما نیست.

    با تشکر

    سلام
    باید بگم که هم اسلام و هم مسیحیت ، مسیح (ع) رو به عنوان فردی بزرگ و وارسته می شناسند.
    نمی دونم دنبال اثبات چه چیزی هستید.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۸ ب.ظ:

    بله دوست عزیز. اختلاف اسلام و مسیحیت در یک حرف “ب” است. اسلام می گوید تمام کارهایی که مسیح می کرد بالله بود. یعنی به واسطه و اراده و اذن خداوند بود. اما مسیحیان می گویند هر کاری که مسیح می کرد ، مستقلا می کرد و خودش خداست.
    لذا به دنبال این هستیم تا اثبات کنیم مسیح علیه السلام خدا نبود . یک انسان معمولی هم نبود. بلکه یک انسان وارسته و پیامبر معصوم الهی بود. بدون خطا و گناه انسان های معمولی.

    عیسی هیچگاه ادعا نکرد که خداست.
    هر چه دربارۀ خویش می‌گفت نشانگر آنست که خود را از هیچ نظری برابر با خدا نمی‌دانست، چه از لحاظ قدرت یا معرفت و چه از لحاظ سن.
    در هر دوره از هستیش، چه در آسمان و چه در زمین، گفتار و کردار او منعکس‌کنندۀ فرمانبرداری وی از خدا است. خدا همیشه برتر است و عیسی کهتر و آفریدۀ خدا.
    عیسی از خدا متمایز است
    عیسی بارها نشان داد که آفریده‌ای جدا از خدا است و خدایی در بالای سر خود دارد، خدایی که او را می‌پرستد، خدایی که او را «پدر» خطاب می‌کند. عیسی در هنگام دعا به خدا، یعنی پدر، گفت: (تو خدای واحد حقیقی). (یوحنّا ۱۷:‌۳) در یوحنّا ۲۰:‌۱۷ او به مریم مجدلیه گفت: «نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می‌روم.» در ۲ قُرِنتیان ۱:‌۳ پولس رسول این رابطه را تأیید می‌کند: «متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح». نظر به اینکه عیسی خدائی داشت، یعنی پدرش، لذا خودش نمی‌توانست در عین حال همان خدا باشد.

    خادم مطیع خدا
    عیسی مسیح بارها اظهاراتی این چنین بیان کرد: «پسر از خود هیچ نمیتواند کرد مگر آنچه بیند که پدر بعمل آرد.» (یوحنّا ۵:‌۱۸) «از آسمان نزول کردم نه تا به ارادۀ خود عمل کنم بلکه به ارادۀ فرستندۀ خود.» (یوحنّا ۶:‌۳۸) «تعلیم من از من نیست بلکه از فرستندۀ من.» (یوحنّا ۷:‌۱۶) آیا فرستنده برتر از فرستاده نیست؟

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ شهریور ۲م, ۱۳۸۹ ۶:۵۰ ب.ظ:

    مرحبا بناصرنا. بله مسیح علیه السلام به اعتقاد ما خدا نیست و بنده خوب خداست.

    CommentLuv Enabled
    :smile: :grin: :sad: :eek: :shock: :???: :cool: :lol: :mad: :razz: :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: ;-) :!: :?: :idea: :arrow: :neutral: :mrgreen: