از ماموستا بپرسید (۱۵)- خلیفه کیست؟

اردیبهشت ۷, ۱۳۸۹ ۲ Comments

تمام مباحثی که مطرح شد اختلافات جزیی بود ریشه و اصل اختلاف دوری از اهل بیت و مسئله خلافت است.

آیا پیامبر برای بعد از خود کسی را مشخص کرد یا نه؟

بعض از شما گفته اند خیر کسی را معلوم نکرد و بعضی گفته اند معین کرد دسته دوم بعضی می گویند پیامبر ابوبکر را معین کردو بعضی می گویند علی را نصب نمود.

آنان که می گویند پیامبر جانشین مشخص نکرد قطعا ابوبکر و عمر  و دیگر مردم را برتر از پیامبر می دانند زیرا ابوبکر برای بعد از خود عمر را نصب کرد و عمر شورای شش نفره درست کرد اما پیامبر هیچ کاری نکرد پس از لحاظ عقل و درایت و سیاست و احساس مسولیت ضعف داشته است و ابوبکر و عمر عاقل تر و دانا تر بوده اند در این صورت دیگر مردم هم دانا تر از پیامبر هستند الان کدام شاه یا وزیر یا مدیر، حوزه مسئولیت خود را دو یا سه روز بدون سر پرست رها می کند ؟ کدام پدر برای مسافرت یک هفته ای اعضای خانواده خود را تحت سرپرستی مادرشان یا پسر بزرگتر قرار نمی دهد؟پس همه از پیامبر برترند!!! واقعا عجیب است تمام زحمات را پیامبر کشید و مردم را از شرک به خدا پرستی رساند برای چنین کسی محال است برای خود جانشین مشخص نکند.

آنان که می گویند مشخص کرد و آن فرد ابو بکر بود باید آن را اثبات کنند دلیل قطعی بیاورند ما هم خواهیم پذیرفت

آنان می گویند چون ابوبکر در ایام بیماری به جای پیامبر نماز خواند پس جانشین بر حق حضرت است!!

اما این نیاز به اثبات دارد اصلا نمازی به طور کامل خوانده شد یا نه؟چه کسی به ابوبکر گفت نماز بخواند؟ پیامبر یا دختر جناب خلیفه (عایشه) ؟روایات را نگاه کنید و در آنها دقت نمایید حق روشن می شود. در مقطعی که حال پیامبر نامناسب بود حفصه و عایشه تلاش کردند که ابو بکر یا عمر جای پیامبر نماز بخواند ابوبکر اقدام به نماز کرد اما نه به فرمان پیامبر و هنوز چیزی از نماز را نخوانده بود که دستی او را کنار زد و به نماز او اعتنا نکرد و این دست همان دست پیامبر بود. پیامبر در حالی که از شدت بیماری علی و ابن عباس زیر بازوانش را گرفته بودند و پاهایش به زمین کشیده می شد آمد ابوبکر را کنار زد و خود نماز را از اول آغاز نمود.اگر حضرت به او دستور نماز داده بود که او را کنار نمی زد این نماز اصلا به نفع ابوبکر نبود زیرا نوعی بی احترامی به پیامبر به حساب می آید.ضمنا قرار بود آنان در لشگر اسامه باشند نه در مدینه! تمامی روایات نماز  ابوبکر را مرحوم علامه مرتضی عسکری جمع نموده تحت عنوان «صلاة ابی بکر» و آنها را بررسی سندی و معنایی کرده است.

حال فرض می گیریم ابوبکر به جای پیامبر نماز خواند .کدام دلیل عقلی یا قرانی وجود دارد که اگر کسی به جای پیامبری نماز خواند او باید جانشین آن پیامبر باشد؟ چرا پیامبر این مسئله جانشینی ابو بکر را بر زبان نیاورد؟ چرا در مجمع عمومی مثل کاری که در غدیر انجام داد و علی رزا معرفی کرد ابو بکر را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی نکرد؟

دسته سوم کسانی هستند که می گویند پیامبر علی را برای این کار نصب نمود در غدیر و بعد از آن هم بر این مطلب تأکید کرد اما چون اصحاب دیدند علی نوجوان است کار را بر عهده ابوبکر گذاشتند که هم سال با پیامبر بود.اینان تا حدی حق را گفته اند و قابل تقدیر هستند.

نکته ها:

۱-     علی چند سال داشت که نو جوان بوده است؟ هنگام بعثت علی(ع) یازده ساله بود بیست و سه سال هم مدت نبوت حضرت بود می شود ۳۴ سال آیا به مرد ۳۴ ساله در بین شما یا آن زمان نوجوان می گویند ؟نو جوان چهارده تا ۱۷ سال است بعد جوان و علی ۳۴ سال داشته است و یک مرد ۳۴ ساله در اوج قدرت و توانمندی است پس نو جوان نبود

۲-     خدا او را توانمند دانسته است که در غدیر فرمود : یَـٰٓأَیُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُۥ ۚ وَٱللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ ٱلنَّاسِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْکَـٰفِرِینَ ‌[۵-۶٧] ا ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد؛ و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند ) (به مجمع الزوائد ج ۹ / ۱۰۵ و ابن کثیر ج ۵ /۲۰۹ و ۲۱۳و ۲۱۰ و ج۴ص ۲۱۲  مسند احمدبن حنبل ج ۶ / ۲۸۱ و ج ۴/ ۳۷۲ و ۲۸۱سنن ابن ماجه باب فضل علی و…)

چرا اصحاب او را لایق ندانستند؟ آیا بهتر از خدا و رسول می دانستند؟…در حالی که قران می فرماید:  ۚ وَمَن یَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَـٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدًا ‌[٧٢-٢٣]   … و هر کس نافرمانی خدا و رسولش کند، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن می‌مانند

ْ ۚ وَمَآ ءَاتَىٰکُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰکُمْ عَنْهُ فَٱنتَهُوا۟ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِیدُ ٱلْعِقَابِ ‌[۵٩-٧]  …  آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛ و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است

۳-     امام نیز مثل نبی شرایطی مثل عصمت و علم لدنی نیاز دارد  چون باید حافظ دین باشد تا مشکلاتی که قبلا به آن اشاره شد به وجود نیاید پس باید از طرف خدا مشخص شودنه از طرف اصحاب پیامبر .

۴-     حال ما نظر شما را در این موردمی پذیریم که علی نوجوان بوده است و می گوییم اصلا علی هیچ تجربه ای نداشته است و ابوبکر در نزد اصحاب برتر از علی بوده است اما آیا مگر پیامبر علی را برای این کار تعیین نکرده است؟مگر خداوند در قران مکرر نمی گوید از خدا و رسول اطاعت نمایید؟ مگر خداوند نمی فرماید: قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِى یُحْبِبْکُمُ ٱللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ ۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِیمٌۭ ‌[٣-٣١]بگو: «اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»

آیا بر همه صحابه لازم نبود از پیامبر و انتخابش پیروی نمایند؟

۵-     بعضی نیز مشکل را به گردن مردم یا قریش نهاده اند که اگر ما از انتخاب پیامبر پیروی می کردیم قریش نمی پذیرفتند. این نیز بهانه است شما انتخاب پیامبر را تبعیت می کردیدو علی را یاری می کردید و با آنان که مخالف بودند سخن می گفتید و آنها را قانع می کردید واز خدا هم پاداش می گرفتید . اما توجه داشته باشید همان کسانی که می گفتند قریش نمی پذیرد کسانی بودند که نسبت هذیان گویی به پیامبر دادند.خدا عاقبت ما را به خیر نماید

حدیث غدیر از احادیث متواتر است پیامبر در آن روز علی را بر اساس فرمان خدا معرفی نمود و برای علی بیعت گرفت ولی این بیعت هفتاد روز بعد یعنی هنگام رحلت پیامبر شکسته شد!

{طبرانی با سند صحیح از زید ابن ارقم وحاکم در مناقب علی در مستدرک از دو طریق صحیح به شرط شیخین ج ۳ ص۱۰۹ و ص ۵۳۳ با سند صحیح  وذهبی در تلخیص و نسایی در خصائص امیر المومنین ص ۹۳ ط حیدریه مناقب خوارزمی حنفی ص ۹۳ ط حیدریه  و کنز العمال ج ۱۵ ص ۹۱ ح ۲۵۵  و۱۱۷ ح ۳۳۵  احمد ابن حنبل از زید ابن ارقم ج ۴ ص ۳۷۲ و ترجمه امام علی در تاریخ دمشق از ابن عساکر ج۲ ص ۴۲ ح ۵۴۳ مسلم در صحیح خود در باب فضائل علی (ع) از طرق مختلف ج۲ ص۳۶۲ ط عیسی الحلبی مصر و ج ۷ ص ۱۲۲ و احمد ابن حنبل از براء ابن عازب از دو طریق ج۴ ص ۲۸۱و ذخائر العقبی طبری شافعی ص۶۷ و…جریان غدیر و معرفی علی را مطرح کرده اندو در مجموع متواتر است}

بعضی گفته اند آری پیامبر در غدیر فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه و معنای آن این است که باید دوست علی باشید!!

آیا پیامبر در آن گرمای سوزان آن جمعیت انبوه را در آنجا نگه داشت که همین یک جمله را بگوید؟

آیا کل سخنرانی پیامبر همین یک جمله بود ؟

آیا می شود باور کرد حضرت که پیامبر رحمت دانسته شده در آن گرما مردم را برای این جمله آزار دهد؟

اگر قابل پذیرش نیست ،که نیست مابقی سخنان پیامبر چه بوده است؟

آیا احتمال نمی دهید در لابلای سخنان حضرت قرائنی وجود داشته باشد که معنای کلمه ولایت را برای همه روشن نماید؟

حسان بن ثابت در حضور پیامبر جریان غدیر را به صورت شعر در آورد ودر شعر خود امامت علی را مطرح کرد اگر مراد پیامبر امامت نبود چرا حضرت به این شاعر اعتراض نکرد؟

چرا پیامبر قبل از این که دست علی را بگیرد و بلند کند سه مرتبه از مردم پرسید من اولی منکم بانفسکم؟ چه کسی از شما بر شماسزاوار تر است(ولایت به معنی سر پرستی) و مردم پاسخ دادند النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَ… پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و.احزاب ۶  آیا این قرینه بر امامت و ولایت به معنی سر پرستی نیست؟

چرا حدیت صحیح ثقلین را که در صحاح آمده روحانیون پیرو مکتب خلفا برای مردم نمی خوانند که در آن کتاب الله و عترتی اهل بیتی دارد اما حدیث ضعیف و بی سندی که در صحاح نیامده (مالک در موطاء آن را بی سند نقل کرده و در صواعق مرسل نقل شده و در سیره ابن هشام با سند ناقص  در منابع جدید هم هر کس آورده مثل حاکم در مستدرک که عکرمة دروغگو در سند است ودر بعضی سیف بن عمر هست که علما بر درغگویی او اجماع دارند) و کتاب الله و سنتی دارد را پی در پی بر ای مردم می خوانند؟!

حدیث علیکم بسنتی و سنة خلفاء الراشدین ….نیز حدیثی است که بخاری و مسلم آن را نادیده گرفته اندو نشان نقص در صحت آن است اما در سنن ابن ماجه و ترمذی و ابی داوود هم که موجود است افرادی مثل بغیة بن الولید وولید بن مسلم و ثور ناصبی و عبدالله بن علاء و اسماعیل بن بشیر بن منصور وجود دارند که همه دروغگو و نزد علمای شما ضعیف هستند چرا حدیث صحیح را برای مردم نمی خوانید؟

حدیث ثقلین : کانی قد دعیت فاجبت انی تارک فیکم الثقلین احدهما اکبر من الاخر کتاب الله و عترتی فانظروا کیف تخلفونی فیهما فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض » حضرت فرمود من از سوی خدا دعوت شده ام و اجابت نمودم من در میان شما دو امانت گرانبها باقی می گذارم یکی از دیگری بزرگتر است کتاب خدا و عترتم ببینیدچگونه پس از من با آنها رفتار می کنید آن دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا در کنار حوض بر من وارد شوند…در صحیح مسلم ج۴ ص ۱۸۷۴ ح ۳۷ دار احیاء التراث العربی  از زید بن ارقم واز طریق دیگر هم نقل کرده که هر دو صحیح است و ذهبی در عبر ج۱ ص ۲۰۵  بر صحت آن تصریح دارد خود مسلم هم آن را صحیح می داندحاکم در مستدرک در کتاب معرفة الصحابة ج۳ ص ۱۰۹ ذکر کرده و حکم به صحت آن به شرط بخاری و مسلم کرده است احمد حنبل هم ج۳ ص۱۷ – ۱۴ – ۲۶ – ۵۹ انتشارات دار صادر بیروت و ترمذی ج۵ ص ۶۶۳ – ۶۶۲ –دار الاحیاء التراث العربی و متقی هندی جزء اول باب دوم فی الاعتصام بالکتاب والسنه ص ۱۷۲موسسه الرساله بیروت چاپ پنجم ۱۹۸۵ حدیث ۸۷۰ – ۸۷۱ – ۸۷۲ – ۸۷۳ آورده اند همچنین طبرانی در معجم صغیر محب الدین طبری در ذخائر العقبی  حموینی در فرائد السمطین ابن سعد در طبقات هیثمی در مجمع الزوائد سیوطی در احیاء المیت و جمع زیاد دیگر نقل کرده اند .

حدیث ثقلین کتاب الله و عترتی از احادیث متواتر نزد فریقین است فرمان بری از پیامبر اقتضا دارد این حدیث در سخنرانی ها خوانده شود اما چرا چنین نیست؟!

علاوه بر آن حدیث منزلة«انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لیس نبی بعدی . پیمبر به علی فرمود ای علی تو نسبت به من مثل هارون نسبت به موسی هستی با این تفاوت که پس از من پیامبری نخواهد بود» یعنی همانند هارون است که علم لدنی داشت و معصوم بود وجانشین موسی بود. ( صحیح بخاری باب مناقب علی بن ابی طالب ج۲ / ۲۰۰ و صحیح مسلم باب فضل علی بن ابی طالب ج۷ /۱۲۰ وصحیح ترمذی باب مناقب علی ج۱۳ / ۱۷۱ و مسند طیالسی حدیث ۲۰۵ و ۲۰۹ و۲۱۳ ابن ماجه باب فضل علی بن ابی طالب حدیث ۱۱۵ مسند احمد ج ۱ / ۱۷۰ و ۱۷۳ و ۱۷۵ و ۱۷۷ و۱۷۹ و۱۸۲ و ۱۸۴ و ۱۸۵ و ۳۳۰ و ج۳ / ص ۳۲ و ۳۳۸ ، ج ۶ /۳۶۹ و ۴۳۸ ، مستدرک حاکم ج ۲ /۳۳۷ طبقات ابن سعد ج ۳ / ق ۱ ص ۱۴ و ۱۵ و…)

حدیث یوم الدار {«در سال سوم بعثت که آیه و انذر عشیرتک الاقربین نازل شد پیامبرحدود چهل نفر از بنی هاشم را دعوت نمود و آنها را به پذیرش نبوت خود دعوت نمود جز علی که قبلا نیز ایمان خود را اعلام کرده بود کسی اعلام آمادگی نکرد پیامبر روی به حاضرین کرد و فرمود:ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم؛ فاسمعوا له و اطیعوا . یعنی این برادر و وصی من و خلیفه و جانشین من در میان خواهد بود؛فرمانش را گوش و از او اطاعت نمایید.حاضران در حالی که می خندیدند از جا بر خاستندواز روی تمسخر به ابو طالب گفتند: به تو دستور می دهد که گوش به فرمان پسرت باشی» تاریخ طبری چاپ اروپا ج ۱ /۱۱۷۱ -۱۱۷۲ تاریخ ابن عساکرتحقیق محمد باقر محمودی ج ۱ شرح حال امام علی تاریخ ابن کثیر ج ۲ / ۲۲۲  و ج ۳ / ۳۹ که سخن پیامبر به علی را حذف کرده و به جای آن کذا و کذا گذاشته است و کنز العمال متقی هندی ج ۱۵ / ۱۰۰ و ۱۱۵ و ۱۱۶  و سیره حلبیه انتشارات اسلامیه بیروت ج۱ / ۲۸۵ }

آیه إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱلَّذِینَ یُقِیمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَیُؤْتُونَ ٱلزَّکَوٰةَ وَهُمْ رَ ٰکِعُونَ ‌[۵-۵۵  ا سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند

یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَکُونُوا۟ مَعَ ٱلصَّـٰدِقِینَ ‌[٩-١١٩]ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!

و ایه اطاعت یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ أَطِیعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِیعُوا۟ ٱلرَّسُولَ وَأُو۟لِى ٱلْأَمْرِ مِنکُمْ ۖ فَإِن تَنَـٰزَعْتُمْ فِى شَىْءٍۢ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْیَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ۚ ذَ ٰلِکَ خَیْرٌۭ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا ‌[۴-۵٩]  ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است

اولی الامر کیست؟آیا هر حاکمی اولی الامر است؟ در آیه دقت نمایید  آیا عقل نمی گوید اولی الامر باید کسی باشد که معصوم باشد و بر خلاف فرمان خدا و رسول فرمانی ندهد؟اگر زمامداران پس از پیامبر اولی الامر بودندچگونه می توان هم از خدا و هم از رسول و هم اولی الامر پیروی کرد؟ در این صورت یا باید از زمامداران ویا از خدا و رسول پیروی نمودزیرا نمی شود هم علی و جانشینان او اولی الامر باشند و هم زمامداران و نمی شود هم طلاق سه گانه در یک جلسه درست باشد و هم آنچه در قران آمده است؟نمی شود هم مسح پاها بر اساس قران و عمل پیامبر درست باشد و پیروی شود و هم شیوه عثمان؟(شستن پاها) و موارد دیگر که قبلا به آنها اشاره شد

آیا تفکر در آیه اعتقاد شیعه را میرساند یا عقیده شما؟

روایات فراوانی در منابع شما هست که در آنها پیامبر می گوید: جانشینان من دوازده نفر هستند ؟آیا اینها عقاید شما را می رساند یا پیروان اهل بیت؟

یکی از آن روایات این است: مسروق گفت:شبی نزد عبدالله بن مسعود نشسته بودیم و او قران به ما می آموخت که مردی پرسید:ای ابا عبد الرحمن! آیا از رسول خداپرسیدید چه تعداداز این امت به خلافت می رسند؟عبدالله گفت از هنگامی که به عراق آمده ام هیچ کس پیش از تو ،چنین سوالی از من نکرده است. بعد گفت :ما این موضوع را {از رسول خدا}پرسیدیم و آن حضرت فرمود:«آنان دوازده نفر هستند به تعداد نقبای بنی اسرائیل»

ابن مسعود انتظار داشته مردم بپرسند اما کسی نمی پرسیده چرا؟آیا به جهت سیاسی یا غیر آن ؟ابن مسعود از نپرسیدن تعجب می کند همانطور که شما از این بحث ها تعجب می کنید !؟(آدرس حدیث:مسند احمد ج۱ /۳۹۸ و ۴۰۶ و سندش نیز صحیح است مستدر ک حاکمو تلخیص آن ج۴ /۵۰۱ فتح الباری ج ۱۶ /۳۳۹ مجمع الزوائد ج۵ /۱۹۰ الصواعق المحرقة ابن حجر ص ۱۲ تاریخ خلفا سیوطی ص۱۰ جامع الصغیر سیوطی ج۱ /۷۵ کنز العمال ج ۱۳ /۲۷ فیض القدیر ج۲ /۴۵۸ تاریخ ابن کثیر ج۶/ ۲۴۸ -۲۵۰ در باب ذکر الائمة الاثنی عشرالذین کلهم من قریش از ابن مسعود)

حال این احادیث را که ما یکی را بیان کردیم و در همه دارد همه امامان از قر یش هستند را کنار این مطلب بگذارید که علی (ع) در خطبه ۱۴۲ نهج البلاغه می گوید:«همه امامان از قریش اند و در این تیره از هاشم (اهل بیت) جایگزین شده اند برای غیر انان روا نیست و والیان جز ایشان شایسته نباشند» آیا چه نتیجه ای می دهد؟آیا اولی الامر و این احادیث و حدیث ثقلین در یک راستا نیستند؟ آیا شما آن را پذیرفته اید؟ البته کسانی که عقیده اشان در راستای قران و سنت است آنقدر زیر تیرهای تهمت قرار گرفته اند که برای شنونده امکان ندارد احتمال حق بودن آنها را بدهد ولی مگر به پیامبر کم تهمت می زدند آیا پیامبر باطل بود؟ فرد حق طلب باید در اینجا شک کند که اگر اینان باطل هستند چرا اینقدر مردم را از آنها می ترسانید بگذارید کتابهای آنها را بخوانند و خود بطلان آنها را ببینند!؟

و شهرت علی علیه السلام به اسم وصی در زبان صحابه و منابع قدیمی و مواردی دیگر همه دلالت بر امامت و جانشینی علی علیه السلام دارند ما فقط می خواهیم راه تحقیق در دین را برای اهل تحقیق و حق طلبان باز نماییم ضمن این که هر کسی در انتخاب دین آزاد است و پاداش اخرت برای انتخاب خوب و عقوبت برای انتخاب بد است .

نکته : راه تعامل برای همه مسلمین باز است و مسلمان با مسلمان مشترکات فراوان دارد و همه در مقابل دشمن باید متحد باشیم تا از خدا و قران و پیامبرمان و دینمان دفاع نماییم . دشمنان اسلام دشمن همه مسلمین هستند و مذهب خاص نمی شناسند. ولی اتحاد و حمایتهای سیاسی وجدی مسلمین از یکدیگر نباید راه گفتگو و بحث علمی را ببندد.

 

Related Posts Sliderمطالب مشابه
پيامبر در نماز دست هاي خود را نمي بست در زمان ابوبكر هم چنين نبود از هنگامي كه اسيران ايراني را به مدينه آوردند وآنها در مقابل عمر دستها را ...
ادامه متن ..
به هر مسلماني كه گفته مي شود راه شناخت اسلام چيست مي گويد از طريق عقل و كتاب خدا قران و سنت يعني سخن و اعمالي را كه پيامبر انجام ...
ادامه متن ..
يكي از نظرات عجيب در بين پيروان خلفاء عدالت جميع صحابه است و بر اين نظريه عجيب پا فشاري مي كنند!! عدالت چيست ؟ قران مي فرمايد فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا  الشمس ...
ادامه متن ..
با اين كه پيامبر چگونگي صلوات را به امت خود آموزش داده است و فرموده است صلوات بر من را ابتر نباشد گفتند صلوات ابتر چه صلواتي است حضرت فرمود ...
ادامه متن ..
دو نفر از همسران پيامبر داراي فرزند شدند يكي خديجه و ديگري ماريه، ماريه پسري به نام ابراهيم آورد كه با امام حسين همسال بود و در كودكي فوت كرد ...
ادامه متن ..
نماز هاي مستحبي شبهاي ماه رمضان (نافله هاي رمضان) در زمان پيامبر و ابوبكر به جماعت خوانده نمي شد هنگامي كه عمر به حكومت رسيد دستورداد آن را جماعت بخوانند{ابن ...
ادامه متن ..
خداوند تبارك وتعالي خالق انسان است و تمام توانايي هاي جسمي و روحي او را مي داند ضعف هاي او را هم مي داند و بر اساس توانمندي ها و ...
ادامه متن ..
عمر درمورد اذان اجتهاد كرد و«حی علي خيرالعمل» را از اذان بر داشت معناي آن چنين است «بشتاب به سوي بهترين عمل(نماز)»او گفت الان زمان جهاد است و جهاد بهترين ...
ادامه متن ..
قران براي عمل است و مسلمان بايد براساس آن عمل نمايد خداوند در قران (بقره 229 )مي فرمايد « ٱلطَّلَـٰقُ مَرَّتَانِ ۖ فَإِمْسَاكٌۢ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌۢ بِإِحْسَـٰنٍۢ ۗ ....ٓ   طلاق، ...
ادامه متن ..
مني وعرفات با مكه فاصله دارد در زمان پيامبر و ابوبكر و عمر و شش سال اول حكومت عثمان هنگام حج نماز هاي چهار ركعتي دو ركعت خوانده مي شد ...
ادامه متن ..
از ماموستا بپرسید (۱۳) – بستن دست
از ماموستا بپرسید (۲) – تدوین سنت؟
از ماموستا بپرسید (۱۴) – عدالت صحابه؟
از ماموستا بپرسید (۱۲) – صلوات ابتر؟
از ماموستا بپرسید (۱۱) – عثمان ذو
از ماموستا بپرسید (۱۰) – نماز تراویح؟
از ماموستا بپرسید (۹) – ازدواج موقت
از ماموستا بپرسید (۸) – تغییر در
از ماموستا بپرسید (۷) – طلاق؟
از ماموستا بپرسید (۶) – نماز مسافر؟

مطالب مشابه

Tags: , , , اسلام
۲ Comments to “از ماموستا بپرسید (۱۵)- خلیفه کیست؟”
  1. علی دوست محمدی می‌گه:

    امیدوارم خداوند همگی شما را در راه راست هدایت نماید، شما ها خودتان را پاره هم کنید این وقایع اتفاق افتاده و بدانید هیچ امری اتفاق نخواهد افتاد مگر به اذن خداوند. خداوند خواسته اینگونه شود و شده . حالا شما به فکر آخرت خود باشید نه به فکر گذشته چون آنها بهشت خود را خریده اند. وبا رسول خدا هم رکاب بوده اند. ان شاء الله خداوند کسانی را که به رسول خدا اهانت می کنند را هرگز به بهشتش راه ندهد.

    • اگر استدلال همه اهل سنت این باشد که واویلا..
      آیا صرف اتفاق افتادن و به حقیقت پیوستن یک مساله نشانه ، درست بودن آن است؟!
      عقل و فکر شما کجاست؟!
      آیا اگر کسی مانند یزید یا معاویه جنایت کنند ، چنان که در منابع خود اهل سنت نیز ثبت شده است ، این جنایت آنان نشانه این است که خدا خواسته است؟!
      حکایت شما حکایت همان انگور دزدی است که مولوی ذکر می کند. شخصی با تفکری شبیه تفکر شما رفته بود انگور باغی را می دزدید . صاحب باغ سر رسید. گفت چه می کنی؟ گفت دست خدا و باغ خدا و انگور خدا و من هم مجبورم و دارم از این انگور می خورم. اگر خدا نمی خواست که چنین نمی شد!
      صاحب باغ هم چوبی را برداشت و بر پیکر آن مرد می زد و می گفت ، خواست خدا و چوب خدا و دست خدا. اگر خدا نخواهد که من نمی توانم تو را بزنم. و آن فرد هر چه آه و ناله و عجز و لابه می کرد که کتک نخورد فایده ای نداشت.
      به این منطق خود بیشتر فکر کنید.
      ضمنا شما به رسول خدا توهین می کنید که ایشان را معصوم نمی دانید و نسبت های ناروا می زنید نه ما شیعیان که ایشان را به طور مطلق معصوم از خطا و اشتباه می دانیم.

Leave a Reply

(لازم)

(لازم)


پاسخ دهيد؟

تفاوت معجزات مسیح علیه السلام در کتاب مقدس با قرآن

نخستین معجزة عیسی اما نخستین معجزة حضرت عیسی بنا به روایت انجیل یوحنّا از اعجب عجایب است. این حکایت...

دانلود راهنمای ادیان ، فرق و مذاهب

در این پست ، مجموعه اسلاید هایی را برای راهنمایی شما در زمینه ادیان ، مذاهب و فرق مختلف...

صحف ابراهیم در قرآن ، مکاشفه ابراهیم ومکاشفه یوحنا

در کتاب مقدس چند نفر به یوحنا معروفند: ۱. یوحنای تعمید دهنده یا یوحنای معمدان یا همان یحیای تعمید...

ابزارهای پژوهش در کتاب مقدس (۵) – نرم افزار لوگوس

یکی دیگر از نرم افزارهای مفید برای پژوهش در کتاب مقدس و منابع مسیحی (به زبان های انگلیسی ،...

بررسی آماری خشونت در قرآن و کتاب مقدس

یوزف راتسینگر یا همان پاپ بندیکت شانزدهم ، از ابتدای کسب مقام پاپی تا کنون ، بارها مستقیم و...