مورمون بودم، مسلمان شدم.. چون هر پاسخی در اسلام، به زیبایی موجود است…

فروردین ۲۱, ۱۳۸۹ No Comments

جیمز / جمال لطفی

در خانواده ای مورمون متولد شدم. پدرم نه تنها یک اسقف بود، بلکه؛ هم چنین برگزارکننده مراسم دینی عید پنطیکاست [۱] نیز بود. در حدود دو سال قبل به دین اسلام گرویدم. والدین ام پیرو فرقه مذهبی مورمون ها بودند، زمانی که من  تنها ۳ سال داشتم، و این تنها مذهبی بود که تا زمان نوجوانی ام می شناختم. در مرکز فلوریدا ( Bible Belt) [2] زندگی می کردم، جایی که تعداد کمی از مورمون های صبور در آنجا – خیلی کمتر از مسلمان ها – وجود داشتند. حقیقتا سعی می کردم که در ایمان ام به مورمون باقی بمانم. اگرچه، هرگز به مرحله تصدیق هر آنچه که آنها در موردش صحبت می کردند، نرسیدم؛ با این حال، به معبدی که مراسم غسل تعمید برای مرده ها را انجام می دادند می رفتم، کتاب مقدس مورمون ها را می خواندم، عبادت می کردم و غیره…

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/c/c2/BibleBelt.png

گاهی اوقات فکر می کردم، اگر با خودمان به قدر کافی در مورد چیزهایی که می خواستیم به آنها باور داشته باشیم، صحبت کنیم؛ می توانیم خودمان را در مورد آنها متقاعد نماییم (کسب تصدیق آن موارد).


با وجود اینکه ناراضی بودم، به تدریس در کلیسای مورمون پرداختم و هیچ کس نمی توانست پاسخی به سوالات ام بدهد( این که چرا آمریکائیان آفریقایی تبار تا ۱۹۷۶ میلادی کشیش نداشتند؟ چرا خداوند بعضی را با پوست تیره تر نفرین می کند؟ چرا مسیح (ع) می توانست شراب مصرف کند، اما ما از نوشیدن آن منع شدیم؟ در تمام دوران کودکی ام، ما نمی توانستیم کوکا کولا بنوشیم و پس از آن، تنها زمانی که در جلسات تدارک دیده در کلیسا حضور داشتیم، می توانستیم آن را بنوشیم و در غیر این صورت انجام آن عملی خطا محسوب می شد). کلیسا را با غم و اندوه فراوان ترک کردم.

عادت کردم که با دوست ام به کلیسای کاتولیک ها بروم، اما این هم؛ اصلا هیچ حسی برایم نداشت. نخستین بار ، زمانی که در  ارتش به عنوان تکنسین تعمیرات تجهیزات مخابراتی آموزش می دیدم؛ از یک مسلمان در مورد اسلام چیزهایی شنیدم.

در تمام مدت آموزش، سربازی از ارتش تعلیم دیده اردن با ما بود، اطمینان دارم که نام اش گروهبان موتاسوم [۳] بود. تصور می کردم که اسلام تا حدودی شبیه به آیین هندو باشد، بنابراین؛ سوالات زیادی را در مورد خدایانی که او به آنها معتقد بود و آنچه را که از حضرت عیسی ( که رحمت خدا بر او باد)؛ از او پرسیدم. حقیقتا متعجب شدم، زمانی که دریافتم اعتقادات اش تماما به استثنای چیزهایی بود که به ذهن ام خطور کرده بودند، او به پیامبری که محمد( که رحمت خدا بر او باد) نامیده می شد؛ معتقد بود. بعد از اتمام مدرسه نظام ، آدرس آن گروهبان را گم کردم و هرگز فکر نمی کردم که بعد از آن روز تا این حد در مورد اسلام علاقه مند شوم. در حالی که در ارتش بودم، کمی از اوقات ام را صرف خدمت در کلیسای کوچک پنطیکاستی می کردم و در آن میان زمانی که خارج از ارتش بودم، به کلیسا رفت و آمد داشتم.

بعد از ترک ارتش با بسیاری از افرادی که اهل کلیسای پنطیکاستی بودند، آشنا شدم و تصمیم گرفتم که به ” خط فکری ” جامعه مسیحیت بپیوندم. افرادی که حقیقتا رفتارشان دوستانه و نیتشان خیر به نظر می رسید. بعد از حدود یک سال از رفتن ام به آنجا، مجددا به سراغ پرسش های گذشته ام رفتم. چرا این افراد، تا این اندازه بدون مطالعه دینی گرفتار احساسات شان شده بودند؟ چطور می توانستند مسیح را خدا بدانند و برضد آن هم ادعا کنند؟ چرا باید این تکلم در زبان ها  ،‌ انقدر بی معنا باشد که مردم دیگر نفهمند آنها چه می گویند؟ نمی دانم کجا این حس  را که از دین مسیح(ع) خارج شده ام، را دریافتم. از کلیسای پنطیکاستی دست کشیدم و به سوی مورمون ها بازگشتم. بعدها، در زندگی ام برای رفتن به دانشگاه ایالتی وبر[۴] به اودن[۵] در یوتا[۶] سفر کردم.

تمایل داشتم تا یکبار دیگر برای رسیدن به کلیسای مورمون سعی کنم. به کلاسهای مذهبی ای که در موسسه LDS برگزار می شد، اشاره می کنم. برای رسیدن به درجه معنوی در آنجا نبودم، بلکه تمایل داشتم تا به جای پای محکمی در میان مورمون ها دست پیدا کنم، جایی که در اقلیت نبودم. حقیقتا مایل بودم که ادامه تحصیل بدهم و به طور منظم شروع به رفتن به کلیسا نمودم. در مدتی که آنجا بودم در کلاس موسسه LDS با خانمی آشنا شدم . بعد از یک سال از حضورم در مدرسه و قویتر شدن اعتقادم در دین مورمون، تصمیم گرفتم که ازدواج کنم  و عقد ازدواج مان در معبد شهر سالت لیک[۷] بسته شد. همه چیز عالی بود، یا لااقل من این طور فکر می کردم.

بعد از گذشت چند هفته از ازدواج مان، احساس می کردم که افکار تردید آمیزم در مورد مسیحیت مورمون و آنچه که آموزش می دادند، باز هم به سراغم آمد. سعی داشتم خیلی سخت اعتقادم را حفظ کنم، اما زمانی که تعلیماتی تا این حد ضد و نقیض باشند، چطور می توانم خداوند را احساس کنم؛ این کار دشوار است. آیا یک مرد می تواند خدا باشد؟ آیا خدا می تواند یک مرد باشد؟ آیا خود من ، می توانم روزی جهان را خلق کنم؟ و غیره… من و همسر سابق ام، به جز در حوزه دین؛ در باقی مسایل با هم کاملا همراه بودیم. اما در نهایت، بعد از گذشت ۴ سال؛ کاملا دوستانه از هم جدا شدیم و این بهترین کار بود. احساس می کردم که فقدان اعتقادم او را به زیر می کشید و من نمی توانستم به چیزهایی که هیچ احساسی در موردشان نداشتم، وفادار بمانم.

بعد از طلاق، شروع به جستجوی حقیقت از طریق  اینترنت نمودم. به اتاق های چت و تالارهای گفتگویی که در مورد مذهب بود؛ ملحق می شدم. با مسلمانان بسیاری آشنا و مجذوب شان شدم. باورهایی که داشتند بسیار به من نزدیک بود. به این که حضرت عیسی (ع) خدا باشد، اعتقاد نداشتم. معتقد بودم که عیسی (ع) تنها، بیش از یک مرد معمولی ( یک پیامبر) نبود. بعد از صحبتهای هم زمانی[۸] که داشتم مایل بودم که به ملاقات بسیاری از مسلمانان واقعی بروم، بنابراین به مسجدی در تمپه[۹] ، آریزونا ( نزدیک به ققنوس) رفتم. در حالی که با گروهی از نومسلمانان آمریکایی که به آنجا دعوت شده بودند، آشنا شدم ( از آنها خواستم که درباره اسلام به طور اساسی با من صحبت کنند). زمانی که در کنارشان ایستادم و به آنها گفتم که تمایل دارم در مورد اسلام بدانم؛ آنها آماده می شدند تا آنجا را ترک کنند. به آنان گفتم؛ به کجا می روند، بایستند و کاملا معتقد بودم که آنها این کار را انجام می دهند. بعد از بحثی طولانی و مطالعه از روی قرآن و کتاب مقدس، به این نتیجه رسیدم که قلبا یک مسلمان هستم. این والدین ام بودند که مرا با اعتقاداتی که مخالف با اسلام بود، بار آورده بودند. به آنها گفتم که مایل هستم تا شهادتین [۱۰]  ام را بگویم. و من همان روز اسلام آوردم. هیجان ام را زمانی که برای نخستین جمعه ای که می آمد، تصور کنید.( جمعه، روز اجتماع مسلمانان برای با هم بودن است) و امام جمعه در این روز مشرف شدن ام را به دین مبین اسلام ، اعلام نمود. صدها نفر شماره تلفن های شان را به من دادند، مرا در آغوش گرفتند، و مرا به عنوان برادر شان پذیرا شدند. که این برادری و ایمان ام تا به امروز متزلزل نشده است. هرزمانی که سوالی داشته باشم، پاسخ آن به زیبایی در اسلام موجود است.

…………..

[۱] Pentecostal

[2] Bible Belt

[3] Mutasum

[4] Weber State University

[5] ogden

[6] Utah

[7] Salt Lake City

[8] On Line

[9] Tempe

[10] Declaration Of Faith

منبع: مرکز ترجمه سایت چرا مسیحی نیستم؟

 

Related Posts Sliderمطالب مشابه
مارک هانسون (Mark Hanson) بنیانگذار زیتون
حمزه یوسف يا مارک هانسون متولد 1960 میلادی (48 الی49 ساله) ایالات متحده آمریکا، واشنگتن، walla walla پژوهشگر و دين شناس حمزه یوسف هانسون (مارک هانسون، متولد 1960میلادی) پژوهشگری اسلامی است که در موسسه ...
ادامه متن ..
تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟
کم و بیش مدت 4 سال از پیروان ارتدوکس بودم. در اصل مسیحی نبودم، بلکه علاقه مند به مسیح بودم؛ آن هم به این دلیل که تمامی افراد پیرامونم مسیحی ...
ادامه متن ..
Islam: The Fastest Growing Religion Worldwide
  The West   Fast-growing Islam winning converts in Western world http://www.cnn.com/WORLD/9704/14/egypt.islam/   Europe   Islam Could Become Europe's Dominant Religion, Experts Say   Islam converts change face of Europe   Islam's third run for ...
ادامه متن ..
سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی نومسلمان
يك روايت بسيار زيبا در كتاب تحف العقول ديدم ، تصميم گرفتم كه آن را براي شما عزيزان ترجمه كنم تا همه بتوانيد از آن استفاده كنيد. البته من ...
ادامه متن ..
تبریک به ویولتا از ارمنستان
شیعه شدن خانم ویولتا از ارمنستان در محضر آیت الله وحید خراسانی  وی هفته گذشته شهادتین را بر زبان جاری کرده ، شیعه شد و به کشور خود بازگشت. خانم ویولتا در ...
ادامه متن ..
A Cute Letter From a Muslim Girl to Her Christian Parents
Hello Mami and Papa, I don’t know how else to approach you in order to explain my reasoning behind my life changing decision and have you listen and understand at the ...
ادامه متن ..
واتیکان: آمار جمعیتی مسلمانان بالاتر از مسیحیان کاتولیک شد
برای نخستین بار در طول تاریخ به اذعان رسمی کلیسای کاتولیک جمعیت مسلمانان از مسیحیان کاتولیک پیشی گرفت. این عبارت بخشی از خبری است که فاکس نیوز به نقل از روزنامه ...
ادامه متن ..
" فرقه های نوظهور دینی" در جوامع مدرن اشاره : جوامع مدرن در نیمه ی دوم قرن بیستم در میان خود ،شاهد ظهور گروه ها و فرقه ...
ادامه متن ..
زمانی که اسلام را شناختم؛ دانستم که "آخرین منزلگاه"  است. به نام خداوند بخشنده مهربان اغلب، زمانی که مردم از من می پرسند؛ "چطور مسلمان شدم ؟"، یک نفس عمیق می کشم ...
ادامه متن ..
قصد ندارم با این داستان حوصله شما را سر ببرم، یا این که حس همدردی تان را بر انگیزم. منظور ساده اي دارم. هدفم اطلاع رسانی به مسلمانان و ...
ادامه متن ..
مارک هانسون (Mark Hanson) بنیانگذار زیتون
تا به حال معرفت بدون کلام را حس
Islam: The Fastest Growing Religion Worldwide
سخنان صمیمانه پیامبر اسلام ص با یک مسیحی
تبریک به ویولتا از ارمنستان
A Cute Letter From a Muslim Girl to
واتیکان: آمار جمعیتی مسلمانان بالاتر از مسیحیان کاتولیک
جنبش های نوپدید معنوی NRM به نقل از
اسلام آخرین منزلگاه
داستان مسلمان شدن جیمز فارل James Farrell

مطالب مشابه

Tags: , , اسلام, مسيحيت

Leave a Reply

(لازم)

(لازم)


تفاوت معجزات مسیح علیه السلام در کتاب مقدس با قرآن

نخستین معجزة عیسی اما نخستین معجزة حضرت عیسی بنا به روایت انجیل یوحنّا از اعجب عجایب است. این حکایت...

دانلود راهنمای ادیان ، فرق و مذاهب

در این پست ، مجموعه اسلاید هایی را برای راهنمایی شما در زمینه ادیان ، مذاهب و فرق مختلف...

صحف ابراهیم در قرآن ، مکاشفه ابراهیم ومکاشفه یوحنا

در کتاب مقدس چند نفر به یوحنا معروفند: ۱. یوحنای تعمید دهنده یا یوحنای معمدان یا همان یحیای تعمید...

ابزارهای پژوهش در کتاب مقدس (۵) – نرم افزار لوگوس

یکی دیگر از نرم افزارهای مفید برای پژوهش در کتاب مقدس و منابع مسیحی (به زبان های انگلیسی ،...

بررسی آماری خشونت در قرآن و کتاب مقدس

یوزف راتسینگر یا همان پاپ بندیکت شانزدهم ، از ابتدای کسب مقام پاپی تا کنون ، بارها مستقیم و...