ابراهیم میرزایی مدعی الوهیت درگذشت


ابراهیم میرزایی موسس سازمان علم حق و عدالت درگذشت. وی که در سال ۱۳۱۸ به دنیا آمده در سن هفتاد سالگی به دلایل نامعلومی که سوی سازمان علم حق و عدالت مخفی نگاه داشته می شود ،از دنیا رفت.

ابراهیم میرزایی فرزند محمد در سال ۱۳۱۸ در گرگان متولد شد. پدر وی کشاورز و مادرش خانه‏ دار بود. وی پس از اخذ دیپلم وارد دانشکده افسری و سپس به استخدام گارد جاویدان شاه درآمد. او از همان ابتدا که وارد ارتش شد آموزش کاراته را از فردی که در آمریکا این فنون رزمی را فرا گرفته بود آغاز کرد و در سال ۱۳۵۰ با موافقت ستاد نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی به چین رفت و پس از طی آموزش های رزمی و به دست آوردن نشان سنتی « هفت پیکر » و دکترای افتخاری در مهارت‏های رزمی رشته کونگ‏فو به کشور مراجعه و آموزش تکاوران را به عهده گرفت و پس از سفر به تایلند و آمریکا با ارائه فیزیولوژی انرژی انسان موفق به کسب عنوان پروفسوری می‏شود. البته هنوز هیچ مدرکی دال بر تایید این عنوان به دست نیامده است و این اعتقاد وجود دارد که شاگردان وی برای بزرگنمایی به وی این لقب را داده باشند.


وی در اولین دوره ریاست جمهوری خود را کاندیدای شرکت در انتخابات کرد اما به دلیل عضویت در گارد جاویدان شاه رد صلاحیت شده و در پایان موضوع تبدیل به یکی از مخالفین سرسخت جمهوری اسلامی گردید و فعالیت علیه نظام اسلامی را آغاز کرد.

با گسترش فعالیت‏های میرزایی علیه جمهوری اسلامی سرانجام وی در سال ۱۳۶۳ دستگیر و پس از محاکمه به شش ماه حبس محکوم شد و پس از آزادی به گرگان مراجعه و به مدت ۲ سال هیچ خبری از او نبود و مشخص شد وی در این ۲ سال به شغل چوپانی مشغول بوده است. وقتی از او علت چوپانی را می پرسند وی در پاسخ عنوان می کند که یکی از مشاغل انبیا چوپانی است و آنگاه حضرت موسی را مثال می زند.

ادعای امام زمانی
پس از سپری شدن ۲ سال، ابراهیم میرزایی در سال ۶۵ به ملارد کرج عزیمت و با تکمیل ساختمان نیمه کاره خود آنجا را به بیمارستان فیزیولوژی انسانی تبدیل و مبادرت به درمان بیماران نمود و پس از مدتی با ادعای امام زمانی(مهدویت) عنوان کرد قیامت فرا رسیده است.

در همین زمان او سفیرانی را معین و آنها را به کشورهای مختلف از طریق سفارتخانه‏های آنها اعزام و برای هر کدام حکمی را نیز تهیه می کند و این سال را سال سفیران نامگذاری می‏کند.

میرزایی اعمال خود را وعده‏هایی می‏دانست که باید در زمان‏های معین به انجام برسند و ارسال سفیران هم اولین وعده وی بود. هواداران وی در سال ۶۶ مبادرت به تهیه فیلم ویدئویی می کنند که فیلم مذکور زندگینامه ابراهیم میرزایی تا سال ۱۳۶۶ است و این فیلم با جمله «بسم الله الرحمن الرحیم» به پایان می رسد. در همین سال پس از ضربه سختی که از سوی نیروهای امنیتی به گروه میرزایی وارد شد وی به همراه جمعی از هواداران از مرز ایران وارد ترکیه شد و پس از دستگیری توسط پلیس این کشور به مدت ۴۰ روز زندانی و پس از آزادی از زندان ترکیه وی به کشور آلمان فراری و اکنون نیز در این کشور به سر می‏برد. پس از اقامت وی در آلمان هیچ کس او را ندیده و ارتباط غیر مستقیم خود را از طریق فردی به نام «بهنام چ» با داخل کشور و هوادارانش حفظ می‏کند.

ابراهیم میرزایی اندیشه‏ های عجیب و غریبی در مقایسه با دیگر مدعیان دارد برای نمونه او در سال ۱۳۷۱ به یکی از مریدان خود در ایران دستور ساخت کشتی بزرگ را در مدت ۲ ماه می دهد تا مریدان و هوادارانش را سوار بر آن کرده و در دریا سیر دهد. یکی از مهمترین ادعاهای میرزایی اداعای امام زمانی است که این ادعا به ادعای سلطان اسلامی و صاحب الامری و در نهایت الوهیت منجر می شود. او الوهیت را به خود منتسب می‏کند زیرا در این زمان خود را صاحب حکم کلام دانسته و می گوید تمام فرامین خلقت در همین کلام است.

موج فعالیت گروه میرزایی در سال ۷۱ و ۷۲ در زنجان و در قالب ۴ باشگاه آغاز شد که از فعالیت این باشگاه ها جلوگیری شد. این گروه تا سال ۱۳۷۴ در سکوت نسبی به سر می برد و به جز چند اقدام حاشیه ای فعالیت چندانی نداشت.از دیگر فعالیت‏ها و اقدامات انجام شده توسط گروه میرزایی می توان به انتشار و تکثیر و پخش اعلامیه ای کفر آمیز و انحراف عقاید و باورهای مریدان اشاره کرد. این گروه پس از دوم خرداد ۷۶ با شیوه‏های تبلیغی خاص مبادرت به جذب نیرو می کند و در سال ۷۸ احکام و دستورالعمل های جدیدی برای هواداران ارسال و طی آن مقرر گردید تا فعالیت های گروه به صورت مخفی انجام گیرد.

با بررسی و تحقیق عمیق پیرامون فعالیت‏های گروه طرفدار ابراهیم میرزایی آنچه که می‏توان از مواضع و دیدگاه های آنها به دست آورد این است که هدف آرمانی این گروه براندازی نظام جمهوری اسلامی که به عنوان یک استراتژی با ادعای قیامت، پیامبری و صاحب الزمان بودن باورهای مردم را به صورت جدی مورد تهدید قرار دهند. تحقیقات حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از امکانات و منابع گروه که در راستای فعالیت تشکیلاتی مورد استفاده قرار می گیرد در یکی از شهرها تمرکز پیدا کرده است. راه اندازی کتابخانه و معبد از دیگر فعالیت های مربوط به این گروه است.

در یک جمع بندی کلی می‏توان عنوان کرد سردمداران این گروه با حمایت،تغذیه و تقویت کشورهای غربی خصوصا آمریکا و یک کشور اروپایی دست به فعالیت ضد فرهنگی ایرانی و اسلامی زده اند و از آنجا که جریان علم حق و عدالت توان و ظرفیت لازم برای رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی ندارد با تبلیغات کاذب و اشتیاق جوانان به ورزش افراد را جذب کرده‏اند که این رویکرد یک آسیب جدی برای جوانان عاشق هنرهای رزمی است که در نوع خود هوشیاری مسئولان را نیز یاری می‏طلبد.

این گمانه که ابراهیم میرزایی در سال ۷۸ در گذشته است ، از سوی برخی از سران این سازمان نیز تایید شده است ، و همچنین با انتشار تصاویری ثابت از وی توسط کارشناسان مورد پذیرش قرار گرفته است .

مکان زندگی وی پیوسته برای رازآلود نگاهداشتن وی و نیز در امنیت بودن مخفی نگاهداشته شده است اما طبق برخی از اظهارات، وی در یکی از ایالت های شمالی آمریکا اقامت داشته است. شنیده ها حاکی از آن است که برخی از سازمان های جاسوسی از این شخصیت مدت ها برای آموزش های رزمی و … برای نیروهای خود استفاده می کرده اند .

تنها تصویری که از میرزایی در اطلاعیه ها و … منتشر می شود تصویری متعلق به دوران جوانی وی است و از سال ۷۸ تا کنون تصویر جدیدی از وی منتشر نشده است. همین امر برخی از تحلیل گران را بر آن داشته تا بگویند ابراهیم میرزایی چندین سال پیش از دنیا رفته است و سازمان وی به طور مخفی توسط سرویس های جاسوسی و با همکاری بهنام چ یکی از شاگردان اصلی میرزایی اداره می شود .

وقتی از یکی از مسئولان سبک توآ که بنیانگذار آن میرزایی بوده است درمورد وضعیت کنونی ابراهیم میرزایی سوال می شود ، وی می‌گوید: «حدود هجده سال است که کسی در ایران از ایشان خبری ندارد.» و در پاسخ به این سؤال که «ممکن است فوت کرده‌باشند؟» جواب می‌دهد: «من گفتم کسی از ایشان خبری ندارد… دیگر نمی‌دانم.»

http://iraniansocialist.files.wordpress.com/2009/09/4yqo08j2.jpg?w=497

با توجه به این که مدتی است از مرگ مشکوک میرزایی می گذرد اما هم چنان از سوی سازمان وی ایمیل های متعددی در راستای مبارزه با نظام جمهوری اسلامی ایران برای کاربران ایرانی اینترنت ارسال می شود .

این اطلاعیه ها معمولا به نحوی گنگ و نامفهوم نگاشته می شوند و از هر یک از آن ها چیزی جز ضدیت با نظام جمهوری اسلامی ایران برداشت نمی شود  .

نحوه نگارش این بیانیه ها نشان از اطلاعات اندک نویسندگان آن و ناآشنایی با ادبیات عربی و فارسی دارد.

به عنوان نمونه به جملات زیر دقت کنید:

پیکرة تنگاهیِ آدم در واحدة‌ وجود منقسم به وظائف‌الاعضا است. ذات و فطرتِ قلبِ عقل (همة سؤالات در یک جواب) و عقلِ قلب (همة‌ جواب‌ها در یک سؤال) در واحدة وجودِ روانجاهی منقسم به وظایفِ دین و دانش از مشاهدات و کشفیات که سؤالِ آدم ز کجا است و مفهوم زندگانی آدم چه معنا است؟

منبع: http://www.pedar.net

  • Print
  • del.icio.us
  • email
  • Google Bookmarks
  • Yahoo! Bookmarks

مطالب مشابه

  • مطلب مشابهي براي اين پست در سايت وجود ندارد

 

به این مطلب امتیاز دهید :

  • یارو خیلی توهمی بوده . خیال ورش داشته !

    ببخشید من امروز کله ی صبحی این همه نظر گذاشتم . آخه بعد از مدت ها بالاخره تونستم چند تا از مطالب سایت رو دقیق تر بخونم .

    هر چه سریعتر این مطلب کذب رو پاک کنید
    البته اگر ریگی به کفشتون نیست

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۶:۵۳ ب.ظ:

    لطفا به طور مستند ثابت کنید که ایشان هنوز زنده است. با صرف گفتن کذب بودن این مطلب ، هیچ حقیقتی کذب نمی شود.

    « پیروز خواهیم شد و پیروزی از آن ماست چون قانون ، قانون انسانهاست »
    « ابراهیم میرزائی»

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۶:۵۳ ب.ظ:

    منظور؟

    فرمان قیام

    تحت امر یکتا نجات دهنده ی آدمیان

    حضرت حق خداوند یکتا آقا ابراهیم میرزایی

    …..

    لحظه ها دوران سازند…

    حضرت حق سبحان آقا ابراهیم میرزایی:

    “بیداری در یاد آوری نقطه مرگ است که در بیداری مرگ نیست”

    شما مردگانید چون بیدار نشده اید – ننگ شما باد

    همراه حق و عدالت گفته:

    حضرت حق سبحان آقا ابراهیم میرزایی:

    “بیداری در یاد آوری نقطه مرگ است که در بیداری مرگ نیست”

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۶:۵۴ ب.ظ:

    چرا شما از این خبر این قدر آشفته شده اید؟

    دوست من کسی از این خبر آشفته نشده بلکه خبر و مطلب شما آشفته است !!!

    گر به خودآیی به خدایی رسی به خودآ

    تمام این مطالب رو که از سایت های مریض !! کپی و پیست کردی و حتی به خودت زحمت مطالعه نمیدی تا ببینی و درک کنی که کی هستی و چی هستی!!؟؟

    شاید در ظاهر و به نظر فکر کنی تند حرف میزنم و یا توهین میکنم ولی هر وقت عملت این است ! فکرت چیست !!!

    چه کنم ؟ دعوتت کنم به مطالعه ؟ دعوتت کنم به تحقیق و پزوهش !!!

    به امید رهایی آدمی از جهل و نادانی !!!

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱:۳۰ ق.ظ:

    باز هم سوال مرا بی جواب گذاشتید. نصیحت نکنید . ثابت کنید که ابراهیم میرزایی زنده است.
    نصیحت را کنار بگذارید. من دلایلی را ذکر کردم . شما هم با دلیل و مستند بفرمایید که ایشان زنده است . مستندی محکم ارائه دهید.

    فرمانِ قیام براى نجات آدمیان

    تحتِ امرِ حضرت حق سبحان آقا ابراهیم میرزایى صادر گردید.

    آدرس وب‌سایتِ علمِ حق و عدالت http://www.alamehaghvaedalat.com

    کنون پایانِ انتظارِ عالَم و آدم و لحظاتِ فتح و پیروزىِ حق و عدالت برقرار است. تکلیف الهیِ مردم در تمام سطوح و زوایا، قیام بر علیه رژیم باطلُ‌الضالین آخوندهاى شیطان است. لطفاً این پیامِ رستگارىِ و عاقبت بخیرىِ آدمها را به سایرین نیز اطلاع دهید.
    خدانگهدار

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۵ ب.ظ:

    این فرمان ایشان که سال هاست صادر گردیده بزرگوار.
    اگر ایشان می توانند عرضه خداوندگاریشان را اشکار کنند ، محبتی کنند و به عنوان معجزه ای بی قرین در این قرن از سایت گرد خاک گرفته شان رفع فیلتر نمایند تا بیش از این ضایع نشوند.
    ضمنا بی سواد جان باطل الضالین غلط است. به این راهبرتان بفرمایید نزد یک اخوندی که در ماه سوم از شروع آخوندی را می گذراند تلمذ کند تا اندکی صرف و نحو بیاموزد.
    اگر هم از آخوندها خوشش نمی اید ، عین بچه آدم به زبان مادری خودش حرف بزند تا کمتر ضایع شود.

    راهبر : ما باید یک صدا و با آهنگِ قدرت یا وحدتِ منطبق بر منطقِ اندیشه هـا و با فرمانی پیش بسوی انقلاب فرهنگی تـا ظـهور در فرهنگ انقلابی، از طوفان بشر سوز گذشته و به آزادیِ درک شده فرمان برانیم. من به ندا و صدای انقلابـی شمـا یاران اندیشه میکنـم، انقلابـی مستقل از همه انقلابات جهان، انقلابی که در نهاد خود، فرمان رهائی و آزادی را به بشریت سرود کند، انقلابی که ندای فرهنگ انقلابی دهد و فرمانِ یک قیام را به جهانیـان سردهد. من در انتظـار آن
    لحظة بزرگ راه انقلاب، با تواَم و ثـانیه شماری میکنم. فرارسیدن آن لحظه، شُکوهِ زندگی منست. آن لحظة فرمانِ آزادیِ بشریت و فرمان صلح و پیروزی، آغازی بر خلع سلاحِ عمومی و بقای نسلهـا از خطرِ سلاحهای هسته ای و پایان جنگ و ستیز که یگانه با انقلاب و ظهور شما یاران اندیشه ام امکان پذیر است…

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۵ ب.ظ:

    همچین نوشتین یه لحظه فکر کردم از نوسترآداموس اسکن شده، پرینت گرفتن .

    در آنسوی اقیانوسهای بیــــکران و از عالمِ ناشناخته و پنهان و بر سیر هستی جهان از فروز تا فـروزان و در خط تاریک روان به راهبری و بنیانگذاری یک طغیان از درونگاه حــوادث کیان و به جایگاه سیاره زمینیان بنام‌آوری دانشکده انشاء تن وروان بر آمــاج کشف جان و خط فکر سوم یا انسان و بنا بر تعهد از این فرمان « گر به خود آیی به خدایی رسی، به خودآ». معبدی در سرزمین ایران بر پا نمودم. معبد را به انشاء و بر تو ظهوری آسان نمودم و نامم را به قهرمانی و یگانه در بشریت پیام سرودم و آنگاه از پیه جانــم در توان یک همراه در پرورشگاه زتن‌گاه و درپایگاهی به روان‌جاه و بی‌نیاز از خواستن‌گاه و بر آغازیدن از یک پیمان و در وحدتِ همگان و بر سرنوشت شوم جهان ترا آگاه نمودم.

    دوستم بدان، که این راه برگشتنی نیست و لحظه و دوران‌ساز از زمان و تا ظهور بی‌زمان فرارسیدنی است گر همگان با تمامی ذرات وجودشان چه در موجودات جان و چه جهان نیمه جان هرگز قادر به ایستادگی در برابر انشایِ تن و روان نبوده و نیستند زیــــرا که این راه به پر توانی فَراباز راه انسانی است، من به راهگشایی از همة مکـــــاتب جهان و آگاه بر سرنوشتِ نطفه‌ها و بشریت طغیان زده راه نوئی مستقل از همة راهها نشان نمودم و به شال سرخم سوگند که فرمانِ بشریت را خواهم داد. مردگان را به شهادت و زندگان را بیدار و همراهانِ دلیر و هم پیمان را برای یک فرمانِ انقلابی پیروز خواهم ساخت که حال با تمام قدرت و بظاهر چون دریائی از درون جوشان و آرامش قبل از طوفان به نگاهتان پرداخته تا به لحظه دوران ساز باز گردم و آنگاه فقط یک فرمان از دل فرامین جهان نه زمان بلکه فرمانی بی‌زمان صادر خواهد شد. من با کتاب گونگه تو‌آ پیش تو خواهم آمد و فرمان بدست و آنگاه انسان را فرمانی دیگر خواهم ساخت. من پایان جنگ را در دایره سرخ به زمین کوبیدم و چون قهرمانی سربلند ز جنگ به خاطر توده‌ها و رنج و فشار را تحمل نمودم و در برابر پادشاهان مدرکی سربلندتر از قدرت آنان و توانائی انسان را اندیشه و راه را نشان نمودم و در برابر راهیان ادیان، دانشکده انشاء تن و روان را برپا نمودم و آنگاه به دانائی و توانائی ترا وعده نمودم.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    من یک روان پزشک سراغ دارم اگر نیاز بود در خدمتم.
    در بیانیه ای که در آدرس قبلی در سایت این بنده بسیار ضعیف و نادان خدا آمده یک نگاهی بیندازید:
    شما که دستتون بهش می رسه بهش بگین جون مادرت کجای ادبیات عربی داریم که اومده یفعَلُ به صورت: یفعُلُ ما یریدِ باشه. حالا از یفعُلُ بگذریم کجای عالم دیدین که فعل رو مجرور کرده باشد : یریدِ. یا مثلا نوشته ید الله اصابع . اخه این هم شد ترکیب. دست خدا انگشتان!
    بهش بگو مرد حسابی ذو القوةُ المتین غلطه. قوة در اینجا مجروره و باید قوةِ باشه .
    من یک فکر خوب به سرم زد. می خوام بعضی از متن های ایشون رو پرینت بگیرم و بدم سر کلاس بچه هایی که در مدرسه راهنمایی درس می خونن به عنوان تمرین اشکالاتش رو برطرف کنن. البته اگه بفهمن کسی که این متن رو نوشته کلاس درس به زنگ تفریحی تبدیل خواهد شد .

    بس م الله الرحمن الرحیم
    در حیرتم که چه نویسم؟! روی سخنم با کیست؟ با خفته است یا بیدار؟ اگر با خفته است. خفته را خفته کی کند بیدار؟ و اگر با بیدار است . بیدار در کار خود است.

    پیامبر اکرم(ص): سترون ربکم کما ترون القمر لیله البدر
    (البته شما به زودی پروردگارتان را خواهید دید همچنانکه ماه شب بدر را می بینید)

    بشارت باد پادشاهی آفریدگار
    خدلوند یکتا آقا ابراهیم میرزایی

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

    خداوندی که وقتی تیر به پایش بخورد ، ویلچر نشین شود و حتی نتواند درست راه برود ،‌ مشخص است که چقدر خداست؟!

    (( باز هم سوال مرا بی جواب گذاشتید. نصیحت نکنید . ثابت کنید که ابراهیم میرزایی زنده است.
    نصیحت را کنار بگذارید. من دلایلی را ذکر کردم . شما هم با دلیل و مستند بفرمایید که ایشان زنده است . مستندی محکم ارائه دهید))

    من نصیحت نکردم پیشنهاد دادم که بهتره در این سایت !!! خودتان بنویسید و تفکر کنید و …. نه اینکه مطالب سایت ها و وبلاگها رو در اینجا کپی و پیست کنید !!!

    من سوال و دلیل (!!!) ندیدم که شما پرسیده باشید !!!

    شما ثابت کنید که خودتان زنده هستید یا نه !!!!

    از دیدگاه ما : زندگی به جوشش اندیشه آغاز و با خاموشی آن تمام میشود ، حد فاصل بین این جوشش و خاموشی زندگی ست…

    ………
    بالاخره چیزی اتفاق می‌افتـد که تمام دهانها را خاموش سازد و تمام چشمها را ثابت نمایـد
    ……..

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۶ ب.ظ:

    با همین جمله شما ، کاملا آشکار شد که آنچه گفتیم حقیقت بود و ناخواسته آن را تایید کردید:

    از دیدگاه ما : زندگی به جوشش اندیشه آغاز و با خاموشی آن تمام میشود ، حد فاصل بین این جوشش و خاموشی زندگی ست…

    چرا از کلام صاحب با نامی دیگر گذاشتم در اینجا نمایش ندادی !!!

    میترسی که مردم و خوانندگان بدانند که با چه فلسفه و اندیشه ای مواجه هستند !!!؟؟؟

    http://www.nazaratemardomi.com

    این وبسایت نظرات مردمی ست…

    اینم وبلاگ من !!! http://www…..blogfa.com
    در این وبلاگ خودم مینویسم ! هیچ مطلبی را هم گپی پیست نمیکنم !!!

    خدای متعال در قران بارها تاکید میکنند که جستجو کنید و تحقیق و پژوهش کنید و تفکر کنید و تا احسن را بیابین

    دیگر لازم نمیدانم بیشتر از این وقتم را هدر دهم ! باشد قرار ما در وبلاگی که آدرسش را دادم ! انجا خودم مینویسم ! و نظرات خوانندگان را هم چه خوب و چه بد از نظرم ! در وبلاگم درج میکنم !!! نه اینکه گزینشی !!!

    صداقت و ایمان حقیقی یاور انسان است …

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۲ ق.ظ:

    وبلاگی که مرجع و منبع دست اولش مشق های بروجردی باشه (که شخصیتی بسیار ساده بود و در اعترافات تلویزیونیش شناخته شد) مشخص است چقدر قابل اعتماد است .

    مهر نموده شانتاژ نفرمایید هیچ نظری از شما حذف نشده است. مگر این که هوشتان سرشار چون راهبر خَلَقُ الروان و اصحاب الدون الروان باشد که چون در بسفتد ، هوش از دست بنهد و آنچه را دمی پیش برگوید لحظه ای بعد در خاطر باد آبادش نگذرد.

    نکته : شما محبت کنید از قرآن سخن نگویید. کسی با این انتساب ها خر نمی شود بزرگوار. همان قرآنی که از آن سخن می گویید می فرماید لیس کمثله شی . چیزی همانند او نیست و شما یک بنده ضعیف که هر به سه چهار ساعت اگر به دست شویی نرود و خودش را تخلیه نکند مزاجش به هم می ریزد و می میرد را نعوذ بالله خدا می نامید.
    توبه کنید از این جفنگیات.

    واقعا انسان اگر کمبود توجه هم داشته باشد دیگر این راهش نیست. شما مساله را از حدش گذرانده اید .
    از غضب خدا بترسید . شوخی بردار نیست بزرگوار. خداوند صبرش زیاد است ولی امان از وقتی که غضب او … . خدا به ما رحم کند.

    بسم الله الرحمن الرحیم
    بزرگواران
    خداوند علیم و سمیع و بصیر پیامبران را برای راهنمایی فرستاد و کتاب های ایشان را برای یادآوری قوانین الهی برای ذهن هماره فراموشکار بشر.
    اما در مذهب پویای شیعه اثنی عشری ، میفرمایند اجتهاد در مقابل نص مردود است و بنا بر حکم معصوم : من حکم به العقل حکم به الشرع و من حکم به الشرع حکم به العقل.
    سوال حقیر اینست : آیا وجود مقدس امام زنده و رهبر معصوم و غریبمان حضرت حجه ابن الحسن روحی فداه بر کسی پوشیده است؟
    آیا در طول زمان هزاران نفر ادعای ارتباط نداشتند؟ آیا آنان که مدعی ارتباط بر اساس نیات ناصواب بودند از خدا و وجدانهای بیدار تودهنی نخوردند؟ آیا در زباله دان تاریخ مدفون نشدند؟
    آیا در طول تاریخ هزاران نفر مدعی مهدویت نشدند؟ آیا چه بر آنها گذشت؟ چه بر گول خوردگانی که مرید این دنیاطلبان فریب خورده شدند گذشت؟ آیا در لایه ها و هزارتوی تاریخ مدفون نشدند؟
    آیا هزاران نفر در پیشینان مدعی نبوت نشدند؟ آیا مدعی رکن و رکن رابع و خامس و عاشر نشدند؟ آیا نابود نشدند؟
    چرا نابود شدند؟ چون چیزی برای عرضه مستمر نداشتند. چون چنته شان از شیطان آکنده بود و نفسانیات.
    مگر خداوند سمیع و بصیر نفرمودند : بر چشمان و گوش ایشان پرده میکشیم و بادستان خودشان و به دست مردم به هلاکتشان میفکنیم؟
    مگر در پیشگوئی ها و نشانه ها و علائم پیش از ظهور ، مدعیان دروغین و …جایگاه ویژه ندارند؟
    آیا واقعا فکر میکنید کسانی که از دهها هزارسال تاریخ و انبیاء و اولیاء و اینهمه آیات و روایات هنوز العیاذ بالله و استجیربالله انسانی را که اگر اجابت مزاج نکند خودرا کثیف خواهد کرد در مقام الوهیت ببیند و عضو گارد جاویدان و دستبوس شاه معدوم را که از ترس جانش به ترکیه و آلمان گریخت را مراد بپندارد و خائن وطنفروشی را که منافع و امنیت ملی کشورش را به ثمن بخس به سرویس های اطلاعاتی بیگانه فروخت را امام بداند و کسی را که حتی از نوشتن یک صفحه که برای لایه های مختلف جامعه قابل درک و فهم باشد – عاجز است را معصوم بپندارد و عضو کد دار سرویس های بیگانه و مزدور بیگانگان را امام و راهبر بداند و هیچگاه از خود نپرسد که این راهبر و این امام و این خداوند چگونه است که فقط در آمریکا و اسراییل و آلمان و در مرکز دشمنان اسلام و تشیع و ایران دارای جایگاه حمایتی است – این چه انسانی است که حتی شهامت نشان دادن خودرا ندارد – این چه راهبری است که حتی جرات حرف زدن ندارد – تقوای مناظره ندارد – فقط و فقط در جملاتی آکنده از مبهمات و مطلقات و کلیات به اراجیفی میپردازد که نه فیلسوف چیزی میفهمد نه عامی نه … خوبرویان گشاده روباشند … اگر واقعا این آدم بفکر نجات است – کجاست؟ چه میکند؟ مانیفستش برای بشریت چیست؟ چراخودرا پنهان میکند؟ چه چیزی باعث میشود که خارج از جغرافیای فرهنگی انسانها حرف بزند؟ چه عاملی باعث میشود به وطن و هموطنانش خیانت کند؟ چه عاملی باعث میشود درآغوش بیگانگان روزگار سپری نماید؟
    حدیث متواتر نبوی میفرماید : من تشبه بقوم فهو منهم
    آیا کسی که همه اعمال – گفتار و رفتارش شبیه به معاندین اسلام و ایران و تشیع است و در آغوش بیگانگان و دشمنان این مرز و بوم فاطمی یله داده است – چگونه میتواند شباهتی به ما داشته باشد؟
    دربی غیرتی این کوتاه فکر همین بس که باید پرسید : جناب راهبر! زمانیکه دشمنان سوگند خورده ما به مام وطن تجاوز کردند در طول هشت سال دفاع مقدس که صدها هزار سرو رشید برای دفاع از ناموس وطن و هموطنان و دین و نظام به خاک افتادند ، حضرتعالی در کدامین غار در ایالات متحده یا آلمان به کدامین فعل الهی مشغول بودی؟!!
    حضرت راهبر! در میانه اینهمه مصائبی که پیاده نظام شیطان در واپسین روزهای غروب جهالت و در آستانه طلوع خورشید آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم بر محبان اهلبیت علیهم السلام و شیعیان علی مرتضی علیه السلام روا داشتند حضرتعالی مشغول چریدن در کدامین مرتع ایالات متحده و آلمان بودید؟!
    در ادامه باید به حدیثی از امیرالمومنین علیه السلام اشاره داشت که فرمودند شیعه من نیست کسی که از یک سوراخ دوبار گزیده شود.
    بهر روی ما امت آخرالزمان هستیم و به تصریح رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و اهلبیت علیهم السلام از انبیای بنی اسراییل مقام افراد متقی آخرالزمان بالاتر است اما بشرطها و شروطها:
    باید کاری کرد که پیاده نظام رایگان شیطان لعنه الله نشویم
    باید کاری کرد که قلب مقدس امام زمان روحی فداه شاد شود
    باید کاری کرد که ارواح مقدسه اهلبیت علیهم السلام و ارواح شهیدان و امام شهیدان رضایت داشته باشند
    باید کاری کرد که بقول مرحوم حاج اسماعیل دولابی علیه الرحمه رعیت اهلبیت علیهم السلام باشیم
    ازیاد نبریم : والله خیرالماکرین … از یاد نبریم : لباالمرصاد . . . ازیاد نبریم اقرب من حبل الورید … ازیاد نبریم وتعزمن تشاء و تذل من تشاء … ازیاد نبریم: علیم بذات الصدور و . . .
    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر

    به نام تک مهربان بی همتا
    در عجبم از گم شدگانی که حقیقت را انکار می کنند ، حال آنکه سخنانشان خود مدعایی بر حقیقت است پس تنها دروغ می گویند و بس . آنان شیادانی بیش نیستند که به لجاجت با آفریدگار یکتا برخواسته اند .
    یا لطیف ارحم عبدک الضعیف

    یعنی هنوزم کسی هست که ادعایی درباره مهدویت و الوهیت داشته باشه ؟من که فکر میکردم مردم ایران با سواد شدن یعنی اینقدر نشانه های خدا کمرنگ شده که هرکسی با اعتقادات مردم بازی کنه ؟این آدم تو این کشور شیعه نشین پیرو هم داره این امام زمان جدید میخواد زمین خدا رو پر از عدل و داد کنه ؟از تو وبسایتش میخواد این کارو کنه ؟اگر پیامبر ما از تو غارش بیرون نمی رفت جنگ نمی کرد که الان مسلمونی نبود اسلام نبود اگه پیامبر ما مثل این آقا پولکی بود که ما ول معطل بودیم من که نمی دونم باید گریه کنم یا بخندم یا دعای فرج آقا رو بخونم

    آفتاب شیعه از مغرب درآ *** بار دیگر سر زن از غار حرا

    یا محمد «لن ترانی» تا به کی *** اینچنین در پرده خوانی تا به کی

    از چه رو در پرتو خورشید وحی ***کـُند گردیده است تیغ امر و نهی

    بت پرستان ترکنازی می کنند***با کلام الله بازی می کنند

    تیغ برکش تا تماشایت کنند***تا که نتوانند حاشایت کنند

    پاک کن از دامن دین ننگ را ***این عروسکهای رنگارنگ را

    با تو در آئینه لیل و نهار***بازتاب دیگری دارد بهار

    مرحوم محمد رضا آقاسی

    khili ahmaghi
    khoda kone morde bashi
    to iran?to mamlekate bache shieha?sharm kon
    chi begam?
    2aye ghoran mikondi 2min tafakor mikardi be in vaz nemioftadi
    mardomo ….farz kardi?
    ta maha zendim nemizarim
    gharne chandim alan ?in hame jahel???to iran?bavaram nemishe!khodaya mara be khatere jehalat va gheflateman bebakhsh.

    اسم فیلمش چی هست میدونید؟

    خواهر عزیز ، مریم گرامی
    اینجا ایران است نه مملکت بچه شیعه ها . بچه شیعه ها هم متعلق به این مملکت هستند ونه این مملکت مال بچه شیعه ها و هیچ بچه دیگری . ایران متعلق به همه ایذانیان است . حتی آنهایی که امروز در ایران نیستند و حتی اونهایی که سالیان درازی است در خاک آرممیده اند . ایران متعلق به زرتشت و مانی و آشور و مادی و پارتی و ایلامی است . خلاصه ایران سرزمین چند نفر نیست و ملک طلق هیچ بنی بشری هم نمیتواند باشد . ایران سرزمین پاک همه ایرانیان است و هر که به این مرزو بوم عشق میورزد حتی اگر نژاد پارسی هم نداشته باشد ، ایرانی است . نه کسانی که حاضرند هر اتفاقی بر سر این خاک و مردم مهربانش بیاید اما کسی به الاغ آنها یابو نگوید . مریم جان ، میرزایی هر که بوده مرده و زنده چه ارزشی دارد ؟ ایرانی بوده . خدا بر او رحم کند اگر زنده است و اگر مرده حتماً خداوند بهتر میداند کجاست و ما قاضی او نیستیم
    برکت خداوند بر ایران و ایرانیان باد . آمین

    همیشه با دیدن این جور افراد که ماشاءالله کم هم نیستن فکر میکنم امثال میرزایی احمق ترن یا افرادی که مرید میرزایی میشن ؟

    دستگیری و سایر قضایا هم بدستور موسوی خوئینی ها بوده. زمانیکه از آیت الله العظمی خمینی در این رابطه پرسیده بودند گفته بود من اطلاعی در این زمینه ندارم.
    میرزایی قدرتهای وحشتناکی داشت. درباره سبک کنگ فوی میرزایی هم سبکی بود که زیبایی نداشت و نمایشی نبود و بشدت مخرب بود.
    در رابطه با فیلم مذکور اطلاعی ندارید؟

    هر کس به میرزایی توهین کند و بهتان زند به کونگ فو توآ توهین کرده

    جان فدا وهمراه همیشگی راهبرجان آقا... گفته:

    با این چرندیات جمهوری اسلامی(ویژه نامه کژراهه)چی رو میخای ثابت کنی؟!
    با این چرت و پرت ها(خایه مالیا) چه پست ومقامی بهت دادن یا میدن؟
    راهبر مظلومه من خواهی آمد ودهان ها راخاموش خواهی ساخت
    به امید آن روز زنده ام…
    پاسداران انسانیت پیشتازان برتر منشی نیکی پناهتان باد
    راهبر جان فرمان ده تا ما همراهان همیشگی وجان فدایت دهان ابلهان راخاموش سازیم
    فدای تمام همراهان همراهه راهبر
    توآ

    کسی می دنه که چقدر طرفدار داره و در کدوم شهر ها؟؟؟
    مثلا بیشتر از هزار نفر هستن؟؟؟
    کسی دیگه ای هم غیر از این اقای میرزایی هست که طرفدار زیاد و سایت داشته باشه؟؟؟؟

    حالا اگه می گفت امام زمانم باز یه چیزی ولی اخه یه ادمی که یه تیر بخوره می میره چجوری می تونه خداوندی باشه که این جهان بینهایت بزرگ رو ساخته

    باورم نمیشه که طرفداراش انقدر زیادن که این سایت رو هم خوندن !!!!!!

    ایشان در حال حاضر صحیح و سالم در شهر کلن آلمان زندگی می کنند. هیچگاه ادعای خدایی و پیامبری و امام زمانی نکرده و جرم او این بوده که کلام شیوایش را درک نکردند .
    او دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و یک علم ( فیزولوژی تن در ابعاد روان ) را به نام ایران در دانشگاه مریلند امریکا به ثبت می رساند .
    او یک هنر رزمی ایرانی به نام کونگ فو توآ را ابداع می کند که امروزه بعد از فوتبال بیشترین طرفدار را در ایران دارد .و البته قبل از فوتبال بیشرین ورزشکار حرفه ای را در خود جای داده است. ( این مطلب سال ۱۳۸۴ از سوی فدراسیون کونگ فو منتشر شد )
    مطالبی هم که شما در این سایت قرار داده اید ، نوشته هایی از مقاله ی چاپ شده در روزنامه ی جام جم می باشد که با اعتراض رسمی جامعه ی کونگ فو توآ مواجه شد و روزنامه ی جام جم مجبور به عذر خواهی گشت .
    دوست خوبم ، نمی شود بی خود و بی جهت به کسی تهمت زد در حالی که او در ایران نیست تا از خود دفاع کند .
    من اطلاعات خوبی نسبت به ایشان دارم و به شما اطمینان می دهم که بنیان گذار هنر توآی ایرانی از این مطالب به دور است .
    اگر مایل بودید باز هم مطالب بیشتری را در اختیار شما قرار می دهم .
    من با توام ، توآ

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ ۱:۰۷ ق.ظ:

    با سلام به شما
    آنچه می فرمایید ادعایی بیش نیست. اگر واقعا از ایشان اطلاعات خوبی دارید بی زحمت یک تصویر از ایشان را منتشر کنید که در حال مطالعه روزنامه ای با تاریخ روزهای اخیر و تاریخ آن مشخص باشد.
    یا فیلمی از ایشان را منتشر کنید که خودش پاسخ بدهد. مگر این که بگویید خدای شما آنقدر ناتوان است که حتی نمی تواند در یک وبلاگ کامنت بگذارد و از خودش دفاع کند.
    ضمنا بنده این مطالب را از جام جم نگرفته ام. مستندات جالب توجهی از ایشان دارم که به زودی و اگر صلاح بود، در سایت قرار خواهم داد.
    سوال من این است که اگر مثلا جام جم علیه ایشان چیزی نوشته است ، چرا ایشان هرگز سخنی در رد آن نگفته و دیگران تکذیب کرده اند و هیچ کس در طول این چندین سال ، نه صدایی از ایشان شنیده نه فیلمی دیده و نه حضوری از ایشان به ثبت رسانده؟!
    خیر. مطمئن باشید که این خدای ادعایی الان دارد جواب پس می دهد و از ادعاهای خود سخت پشیمان است: إِنَّا أَنذَرْنَاکُمْ عَذَاباً قَرِیباً یَوْمَ یَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ یَدَاهُ وَیَقُولُ الْکَافِرُ یَا لَیْتَنِی کُنتُ تُرَاباً [نبأ : ۴۰]
    مستنداتی که از مروجین مجازی این شخصیت منتشر خواهیم کرد ، مسائل را روشن می کند ، حتی در اصفهان!

    درود بر شما
    توآی ایرانی در سال ۱۳۴۹ توسط ایشان بنیان گذاری شد . در آن سال ها فقط سبک کاراته توانسته بود به طور رسمی در ایران فعالیت کند . ( کاراته آن زمان زیر نظارت مستقیم شاهپور غلامرضا و ارتشبد مین باشیان بود )
    کونگ فو توآ طی ۲ سال توانست پنج شاگرد را به ۱۱۷۳۰ نفر ارتقا بدهد ( مطلب چاپ شده در روزنامه دنیای ورزش در دهه ی ۵۰ ). آقای میرزایی سال ۵۳ از ارتش استعفا دادند و همکاری خود را با رژیم شاه قطع نمودند .
    از طرفی رشد زود هنگام کونگ فوی ایرانی در برابر کاراته ی ژاپنی و از سوی دیگر مخالفت ایشان با سیاست های حکومت باعث شد تا رژیم شاه اقدام به تعطیلی باشگاه های کونگ فو نماید و حتی خود ایشان را تحت فشار قرار دهد .
    آن که گفتم ایشان زنده اند تمامی سنداتم از روی صحبت های شاگردان اولیه ی ایشان است که عمده ی آنها در تهران و کرج زندگی می کنند و برخی با او رابطه ی مستقیم و غیر مستقیم دارند . حتی یک نفر آن ها هم نمی گوید که آقای میرزایی در بستر بیماری است چه رسد به این که بگوید او فوت کرده .
    از طرفی اگر هم روزی واقعا ایشان از دار دنیا بروند اولین افرادی که مطلع می شوند جامعه ی توآ می باشد .
    هدف اصلی ایشان جهانی کردن کونگ فو توآ بوده اما مدت حضورش در ایران برای این امر کافی نبود . توآ بطور غیر رسمی در کشور های مختلف دنیا گسترش پیدا کرد تا این که همین چند روز پیش ( ۲۴ لغایت ۲۶ تیر ماه ) اجلاس اتحادیه ی جهانی انجمن های کونگ فو در اصفهان تشکیل شد و با امضای چهل نماینده کشور های مختلف توآی ایرانی به طور رسمی به دنیا معرفی شد .
    این مقدمه را گفتم تا راجع به سازمان علم حق و عدالت صحبت کنم .
    آقای میرزایی برای جهانی شدن توآ دست از این سبک کشید . تا جمهوری اسلامی بدور از هرگونه تعصبات به این امر کمک کند . بار ها و بارها رسانه های بیگانه از ایشان دعوت کردند اما نپذیرفتند .
    در ایران بعد از کذشت ۴۰ سال از ابداع کونگ فوی ایرانی هنوز که هنوزه نسبت به این سبک حساسیت وجود دارد (از سوی سبک های رزمی دیگر ) به همین دلیل کارشکنی فراوانی برای انحلال فدراسیون کونگ فو صورت گرفت اما حضور یک میلیون و پانصد هزار توآ کار مانع از این امر شد .
    ساز مانهایی از قبیل علم حق و عدالت و … فقط توسط دشمنان توآ ایجاد شده که جمهوری اسلامی نسبت به این سبک حساس بشه و جلوی پیشرفت آن را بگیرد.
    به قول خودتان اگر آقای میرزایی قصد دخالت در امورات را داشتند ،از طریق سایت رسمی خودشان اقدام می کردند نه کسانی ناشناس از جانب او سخن برانند.
    در مورد عکس از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۵ نزدیک به ۴۰۰ تصویر از ایشان موجوده و این از احمقیت سردم داران سازمان کزایی علم حق و عدالت است که به عکس ۳ در ۴ تمام رخ سیاه و سفید مربوط به دهه ی ۵۰ بسنده کردند .
    در ضمن آقای میرزایی با وجود آن که به زبان عربی احاطه داشته اما در تمامی دست نوشته های موجود خود در ایران (مستند ) از اصطلاحات عربی استفاده نکرده و تمامی آنها مفهوم می باشد و این هم نشانه ی دیگری از کذب بودن سازمان علم حق و عدالت است که مطالب نامفهوم منتشر می کند .
    جریاناتی از قبیل ساخت کشتی و ادعای خدایی ، پیامبری و امام زمانی تهمتی بیش نیست که توسط دشمنان ایجاد شده . چون در این موارد هم عکس و فیلم و صدایی از ایشان نیست که چنین مطالبی را تایید کند.
    با احترام ، من با توام ، توآ

    گور پدر **** شما احمقها…میرزائی عمرا نگه من امام زمانم امام زمان کیه ؟مردی که ۱۴۰۰ ساله میخواد بیاد که عمرا نیاد..بجای اینکه رگ گردنتونو برای دین عرب و پیامبر ***** عرب و امامهای عرب که هیچ حرکت مثبتی برای خاک و فرهنگ ومردم ایران نکردند جز خیانت وازبین بردن تمدن شما ایرانی ها)باد کنه یه ذره برای ایران وافرادی که نگذاشتن خاک ایران بدست دشمن بیوفته مرز ایران و گسترش دادندو افتخار تمدن برای ایران اوردند دلتون بسوزه..ننگ بر شما کی میخواید بیدار شید کی میخوایید تعصب کورتونو کنار بگذارید؟؟؟آخه من نمیدونم از پاچه خواری دین عرب چی بدست میارید ؟عربها که شما رو قبول ندارن میگن ایرانی بی هویت ..چرا؟؟یه ذره فکر کنید……..

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ تیر ۳۱م, ۱۳۸۹ ۸:۴۱ ب.ظ:

    بخشی از توهین های شما ویرایش شد.
    واقعا برات متاسفم.
    آثار دین نداشتن شما از وجنات و ظاهرتان خودش کافی است تا به ما نسبت به دیندار بودن و دوست داشتن پیامبر عزیز اسلام و مولایمان امام زمان علیه السلام ثابت قدم تر باشیم. خدا را شکر می گویم.
    شما عبرت خوبی هستی برای کسانی که نظرتان را می خوانند:
    أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ [جاثیة : ۲۳]
    خیلی خیلی بد توهین کردید. برای هدایتتان دعا می کنم و امیدوارم اگر هدایت پذیر نیستید ، مهر رسوایی همیشه بر پیشانی شما باشد.

    آقای طبابایی عزیز اولا فکر نمیکنم که این مطالبی که شما منتسب به استاد میرزایی کردید صحت داشته باشد از جمله ادعای امام زمانی
    و اما شما که خود را در ادبیات عرب و علوم قرآنی صاحب نظر میدانید لطف کنید بگید با این همه مکتوبات فقهی تا حالا چه گلی به سر این مملکت زده اید و نتیجه تفکرات شما آیا چیزی جز بدبختی و گریه و عزا و عقب ماندگی چه چیزی داشته است؟ باز گلی به غیرت ابراهیم میرزایی که حداقلش اگر به قول شما چیزی نداشته باشد اما در ورزش کانگ فو نظیر ندارد.و سبکش آبروی ایران در جهان است.شاید هم نگران این هستید که در مدعی گری امام زمان رقیبی برای آقای خامنه ای پیدا شده که اینقدر برآشفته شده اید.شگفتا که ایرانی در کشور خودش بایستی توسط شمای عرب نکوهیده شود.اگر برای هدایت خودتان دعا کنید فکر کنم بهتر باشد.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ تیر ۳۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۰ ب.ظ:

    دوست گلم
    مقصد نهایی خلقت چیست؟
    کانگ فو؟
    من ایرانی با افتخار اسلام و تشیع را پذیرفته ام و بدیهی است که با جذابیت های ظاهری امثال آقای میرزایی فریفته نخواهم شد. آقای میرزایی عددی نیست که بخواهد با خاک کف پای کاربران خوب این سایت مقایسه شود چه رسد به رهبر عزیزمان آقای خامنه ای.
    دوست گلم ، هر کس که ادعایی نا پخته و ناسخته دارد ، تا با ابزاری ویژه خودش وارد نشود نمی تواند مرید جمع کند. حالا یکی مثل آقای میرزایی با کونگ فو ، یکی با هنر معماری و بناهای مجلل ، یکی با فلسفه ، یکی با کمک به جذامیان ، یکی با شعار محبت ، و … . این ها به طور کامل نفی نمی شوند. این ها شکلاتی بیش نیستند.
    دوست گلم با یک شکلات شما را نفریبند. به اصل و بنیان هستی فکر کنید. به حقیقت عالم فکر کنید و آن را دریابید. مهم نیست که این حقیقت را چه می یابید. هر چه هست خداوند به شما عقل داده و زمانی با همین عقل از شما پاسخ می خواهد . با همین ابزار عقل بدون دخالت دادن نفسانیت تان، بروید و حقیقت را دریابید و همان را چراغ راهتان قرار دهید.
    امیدوارم موفق باشید.

    لطفا فرافکنی نکنید اصالت در نزد خداوندگار هستی بخش پارسایی است و ما این زا در اوان نوجوانی در استاد میرزایی دیدیم و با فکر ایشان از خمودگی و انواع نابسامانیهای اجتماعی که گریبانگیر نسل جوان امروز ماست عبور کردیم.پس بحث شکلات نیست اتفاقا رهبر گرانقدر شما با ساندیس راهپیمایی برگزار می کند.
    زیادی سفسطه نکنید هرکسی مسوول کردار خودش می باشد نگران آخرت ما هم نباشید بهرحال ما به استاد میرزایی افتحار میکنیم که چیزی را ابداع کرده که جوانان را در مسیر بالندگی قرار میدهد رهبر شما هم قتل های زنجیره ای و کهریزک و تجاوز به نوامیس مردم را ابداع کرده است.
    در ضمن اگر بگوئید عرب ایرانی هستید فکر کنم بهتر باشد.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۶ ب.ظ:

    متاسفانه آنچه را که گفتم درک نکردید.

    به میرزایی تان افتخار کنید و با ایشان محشور شوید. ما که بخیل نیستیم.
    ما هم به رهبرمان افتخار می کنیم و آرزو داریم روزی در قیامت دست ما را بگیرد و با ایشان محشور شویم.

    حداقل صداقت در امانت داشته باشید جوابی را که داده بودم چرا برداشتید؟؟؟؟
    بازم عرض می کنم آنکه با ساندیس راهپیمایی برگزار می کند رهبر شماست که اخیرا امام زمان هم شده است نه استاد میرزایی عزیز.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲م, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    چیزی حذف نشده است. این حسن ظن شما به زمین و زمان ما رو کشته!
    برای اندیشه مهر و موم شده تان متاسفم.
    واقعا هم باعث تاسف است ، پیروی از انسانی که ادعای الوهیت می کند در حالی که کافی است یک مگس وارد بینی او شود تا نابود گردد . کسی که در کودکی نمی توانست بینی خود را بالا بکشد چطور است که الان ادعای الوهیت می کند؟! و جالب این که شما وی را پذیرفته اید؟! من کاری ندارم که شما نظام اسلامی را قبول دارید یا نه . این به خودتان مربوط می شود. آنچه برای من شگفت انگیز است ، پیروی از چنین شخصی است. لااقل فرد دیگری را انتخاب می کردید که اگر ادعایی می کند چیزی هم برای گفتن داشته باشد. کسی که در هر بیانیه ای که می دهد چندین غلط املایی و اعرابی وجود دارد ، واقعا چگونه می تواند ادعا داشته باشد.
    راست گفته اند که منشا خرافه جهل و بی سوادی است.
    بگذریم .
    بروید با خدایتان خوش باشید . من نگران آخرت شما نمی شوم. چون خودم به اندازه کافی نگرانی دارم . فرصتی برای شما ندارم ولی کاش شما خودتان نگران آخرتتان می شدید.

    خوشم میاد که مثل معلم گرانقدرتان حسین شریعتمداری بازجوی وزارت اطلاعات هر دروغی که برازنده خودتان است به آقای میرزایی می بندید اینهمه از جمود فکریتان است بیچاره استاد میرزایی که ذره ای از این دروغهایی که به او بسته اید خبر ندارد.احتمالا کارمند روزنامه کیهان هستید.البته معلوم است نگرانی شما در مورد لبنان و فلسطین فرصتی باقی نمیگذارد که نگران ایرانیها بشوید.بهرحال آقای خامنه ای اینقدر بی آبرو است که دیگر لازم نیست من و شما در موردش بحث کنیم.
    یک کی یتوی میرزایی به اندازه همه سوادتان می ارزد.خداوند شما را با سید علی محشور گرداند.

    آقای طباطبایی وقتی‌ نمی‌خواهد بفهمد دیگه این بحثها باهاش بی‌ فایده است.فقط به سان یک جیره خور از آخوندهای مفتخور،به تهمت زدن کورکورانه و بی‌ اساس به بزرگترین استاد هنرهای رزمی ایران زمین،آقای میرزائی،کسی‌ که کلینیک کرج را ساخت و با انرژی درمانی و چی‌ کنگ و هیپنتیسم و طب سوزنی به درمان رایگان بیماران پرداخت و همینطور با بنیان سبک ایرانی‌ توا با واژههای اصیل ایرانی‌،زرتشتی و برترین فنون رزمی عجم را بدین پارسی‌ زنده نگاه داشت و ورزشی اصیل و ایرانی‌ بنیان نهاد.من به عنوان کسی‌ که همیشه با ایشان در ارتباط بودم و نوارها و سخنان ایشان را با دقت گوش می‌کردم هیچگاه سخنی از ادعای الوهیت از ایشان نشنیدم و این فقط شیوهٔ کثیف رژیم ملاها برای بدنام کردن انسانهای بزرگ و اصیل ایرانی‌ است

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۸م, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۶ ب.ظ:

    جناب راهدان
    بگذریم از توهین هایی که کردید و خودتان بدان شایسته ترید.
    اما واقعا این فکر ابلهانه است که کسی تصور کند جمهوری اسلامی ایران ، که به شدت با مدعیان دروغین برخورد می کند ، بخواهد شخصی را که سال ها پیش گذاشت و از ایران گریخت و در حقیقت جلال و جبروتش را نابود کرد ، را مجددا مطرح کند و بگوید خداست و بعد بخواهد با او مبارزه کند؟!

    آخه بزرگوار عقلت کجاست؟ این چه حرفیه که می زنی؟!
    لا اقل یه توجیه بهتر بیار.
    رفیق دیگه شما توی یکی از این نظرات علم حق و عدالت رو مقصر دونسته بود. حالا شما همه رو می ندازی گردن نظام ایران؟!
    واقعا تحلیل های شما برای من شگفت انگیزه و باور نکردنی.

    علمِ
    حق و عدالت
    « انقلاب فرهنگی »

    بهوش باشید! من قاصد صاعقه‌ام
    و یک قطره باران درشتی از ابرها میپاشم
    ولی صاعقه‌ای که من قاصد آنم اندیشة تجربه شده است.
    ما باید یک صدا و با آهنگِ قدرت یا وحدتِ منطبق بر منطقِ اندیشه‌هـا و با فرمانی پیش بسوی انقلاب فرهنگی تـا ظـهور در فرهنگ انقلابی، از طوفان بشرسوز گذشته و به آزادیِ درک شده فرمان برانیم. من به ندا و صدای انقلابی شمـا یاران اندیشه میکنـم، انقلابـی مستقل از همه انقلابات جهان، انقلابی که در نهاد خود، فرمان رهائی و آزادی را بـه بشریت سرود کند، انقلابی که ندای فرهنگ انقلابی دهد و فرمان یک قیـام
    را به جهانیان سر دهد. من در انتظـار آن لحظة بزرگ راه انقلاب، با تواَم و ثـانیه شماری میکنم. فرارسیدن آن لحظه شُکوهِ زندگی منست. آن لحظة فرمانِ آزادیِ بشریت و فرمان صلح و پیروزی، آغازی بر خلع سلاحِ عمومی و بقای نسلهـا از خطر سلاحهای هسته ای و پایان جنگ و ستیز که یگانه با انقلاب زنان و ظهور شما یاران اندیشه‌ام امکان پذیر است.
    قبل از اینکه در مورد انقلاب صحبت کنم یاد آور میشوم که طرح من خود ۷ مرحله دارد که مرحله هفتم انقلاب فرهنگی است:
    اولین شرطِ کارِ ما گرفتن آمار از جمعیت و جمعیتها و نیروهای انسانی اسـت، آمار از سیستمـهای درآمـد و بـیکاری است کـه هـر کـدامِ ایـنـها دارای ابــعاد بسیار وسـیع است. مرحلـه بعد راجع به مراحل اقتصـادی است که مراحل اقتصـادی بر سـه بخـش تقسیم می‌شود: اول اقتصاد اولیـه، دوم اقتصـاد موجود و سـوم اقتصاد اسـاسی یا زیـر بنـای اقتصـادی اسـت. مرحله بعـد یک مرحلـه نظـامی است که در این مرحلـه نظـامی ما نیازمند به یک فرهنگ نظـامی هستیم و سیستمهای منطقه‌ای را بررسی می‌کنیم و بـرای تمام جنگهای زمینی، دریائی، هوائی و بـالاخره مقابله با جنگهای هسته‌ای و مقابله بـا جنگهای شیمیائی و مبارزات تبلیغـاتی و مبارزات اطلاعاتی آمـاده می‌شویم.
    مرحله بعد اصل مدیریت است که مسئله شکوفـائی استعـدادها بـرای مـا مـطرح است که از اعـم بـرنـامه‌های مـا در نـظر گرفتـه میشـود که در این اصل مدیریت ویژگیهـای مسائل را در آن مطرح می‌کنیم و مسئلة بعـد بنـیادهای فعالیتـهائی است که ما در آن بـنیادهـا دانشجوی کارگر داریم و دیگر از این به بعد دانشجـوی پشت میز دانشگاهی نخواهیم داشت . دانش آموزان را مسئول شهرها می‌گذاریم و دیگر پلیس شهری نداریم یعنی مسئله منطقه‌ها را بدین ترتیب تقسیم می‌کنیم. اقتصاد را از خانواده‌هـا شروع کرده و زنان را بطور کامل به بهداشت اجتماعی و دعوتهای اجتماعی آشنا می‌سازیم و بـطـور کلی ما دو رابطه در هسته موقعیتـهـای جهانی داریم یکـی جهان متکی به تجربه پیران و یکی جهان تا مرحله نطـفه. ما بـرای اردوگاه انقلاب فرهنگی اعتمادِ کاری خود را می‌گذاریم از نطفه تا سـن ۸ سال و برای این زمان ما اردوگاهی را پیش بینی می‌کنیم که بنام اردوگاه انقلاب فرهنگی است که در آن به هفت مرتبه مایگاهی می‌رسیم که عبارتنـد از: فضای فیزیولوژی انرژی بدن را درک می‌کنیم و فضـای درک پزشکی یا بهداشت عمومی و فضای درک روانشناسی و درک روان نیروی انسانی، فضـای علـوم که بـر ابعاد فیزیک، شیمی، ریاضیّات و علوم بیو فیزیک و بیوشیمی و سیستمهای دیگر ابعاد ریاضی که در آن بطور گسترده کار می‌کنیم. فلسفه گرائی یا نگرش تفکر آمیز یا خلاقیت افکار در بُعد کشف جان که از بزرگترین اسرارهای تـفکر انسانی است که با معیارهای هندسی در آن کنکاش می‌کنیم و قسمت ششم در روح ادیان و ژنِ عالمِ ذراّتِ پیامبران و بطور کلی مرحله هفتم کشف راز مجهولات که آنرا باید از نطفه شـروع کنیم و سازندگی آنرا از نطفه تا سن ۸ سالگی که مغز یک انسان آماده بـرای تـجربه گرائی است این برنامـه را روی آن پیـاده خواهیم کرد و اما یک جوان داریم که بازوی کار فعلی ماست که باید از بحـران زمان بگذریم و از آنها بعـنوان بازوی کار استفاده کنیم.
    نکته دیگر اطمینان این مسئله است که جز به ملیّت ایرانی تا به راهگشای یک فرهنگ بین المللی تا به هدف خلع سلاح که یکی از بزرگترین اهداف من است و تنها از طریق انقلاب فرهنگی تا فرهنـگ انقـلابی امـکان پذیر اسـت ما مسـئول و متـعّهـد هستیم که همه اینها را بعنوان گذر انقلابـی بدانیم. و هیچگونه چیزی را بخود نمی‌پذیریم و پیـام آخر من هـم انقـلاب فرهنگی است یا خط فکر سـوم که در خط فـکر سـوم انسانـها مـطرح هستـند.

    « لحظه‌ها دوران سازند» تا انقلاب فرهنگی از خود بیگانه‌ایم .
    دوستانم: تنها راه نجات ملت ایران از بحران زمانِ فراگردمان، انقلاب فرهنگیست. در انقلاب فرهنگی تجزیه و تحلیل ایسمها و مکاتب سیاسی است. در انقلاب فرهنگی رشد اقتصاد زیربنائی و تاکتیک ضربت رشد و میدان برای فعالیتهای گروهیست که درحال جای مردان عمل خالیست. در انقلاب فرهنگی پرورش اندیشه‌ها و ساختن نطفه‌ها و میدان برای نوجوانان و جوانان و دادن امکانات به آنان شرط پیروزیست.
    در انقلاب فرهنگی ملت نظـامیست و جـای حکومت ژنرالهـای بورژوا در بین مـا نیست، در انقلاب فرهنگی شرط تحمیل در بین نیست و شرط گروههـا قابل تحلیل منطقی است. در انقلاب فرهنگی ریشه‌های رشد جاریست و جای حرفهای تکراری نیست. « فقط کلمات بصورت رمز و در عمل قابل توان سازیست »
    در انقلاب فرهنگی رشد اندیشه ملت و بی‌طبقه کردن از کلیه جهات حتمی است.
    در انقلاب فرهنگی واژگونی فرهنگ استعماری حال بدور از جابجائی و فرمولهای تکراری است . در انقلاب فرهنگی بازوی کار در اختیار دانشجویان کارگریست. « گذر توان » در انقلاب فرهنگی تمرکزهای نا بجا و رشد سرطانی در شهر‌ها نیست « چون شهرهای موجود قابل زندگی کردن نیست».
    در انقلاب فرهنگی فرمولهای پزشکی، مردمیست و پزشک، مسئول تعالیم بهداشت جـامعه و خود متعهد به کشف جدید و نو آوریست.
    در انقلاب فرهنگی مانع برای علوم و تعهد مرزگرائـی در آن نیست و برخورد اندیشه‌ها و تضادهای سازنده و شکل گرفتن سلولهای مغز با معیارهای هندسی انقلابـی مستقل در ایران از همه انقلابات جهان و یا خط سوم از منتج دو خط فکریست.
    در انقلاب فرهنگی رشد روان تنی و کنکاش بر اساس پایگاه روانشناسی است. در انقلاب فرهنگی مرزِ کشف محدود شدنـی نیست بلکه کشف ژن آغازگر بیـان زندگی و درک سازمانِ ۷ ضربـدر ۱۰ به توان ۲۷ اتـم در بدن راه گـرای انسانیسـت.
    در انقلاب فرهنگی توان بر تولید اندیشه تا سر مرز کشف جان و حیات بی‌پایان شرط زندگیست.
    در انقلاب فرهنگی هفت مایگاه برای فرهنگ انقلابی و رشد نطفه‌هـا، پرورشِ ورای زمان برای نوجوانـان و جوانـان و تـأمین طبقـات و توان انجام در آن حتمی است . در انقلاب فرهنگی انشاء تن و روان که پایگاه بروز آن و یگانه راه پیروزی است.
    تجربـه و اندیشه و ایمان و هزاران هزار جوانان کشور ما، سند تاریخی بر این انسان تاریخ ساز و انقلابیست، بزودی ملت آگاه ایران به تجربه و اندیشه ما تکیه خواهنـد زد.

    آیا نسلهای آینده بما انسانی خوشبخت و اندیشمند لقب خواهند داد؟
    نوشتة: «پروفسور ابراهیم میرزائی»
    آدرس پست الکترونیگی: daftar11@yahoo.com

    ایران پرود گفته:

    سلام
    من بار اولی بود که اسم این حضرت آقا رو میشنیدم . ظاهرا که دور از جون خیلی آدم با جالی هستند.

    گویا زبان گویش ایشان هم از فارسی و فارسی دری هم فراتر هست.. نمیدونم شاید فارسی دری وری باشه :grin:
    این که کنگ فو کار قدری هستند دلیل بر خدایی میشه؟
    گاهی فکر میکنم باز هم درک شعور آدمای بت پرست بیشتر از خیلی افراد قرن حاضر بوده.
    لااقل به این مرحله از درک رسیده بودند که یک نفر مثل حودشون نمیتونه خداشون باشه . میرفتن و سنگ و چوب میپرستیدن. بازم گلی به گوشه جمال اونا
    چی به سر ما اومده که فکر میکنیم یک آدم خداست؟
    الانم یحتمل خدای ما یک بلایی سر این آقای خدا آورده که دیگه از این غلطا نکنه :mrgreen:

    راستی اگر اینجوره پس چرا حسین رضا زاده خدا نشد؟ :?:
    یک سوال دیگه افرادی مثل این آقای خدا با نام خانوادگی “میرزایی” از کدام بخش از سمت و سوی فکری ملت ایرانی برای بدست آوردن هوادار استفاده می‌کنن؟
    چرا هر به چند وقتی یک خدای جدید مد میشه؟از اون عجیب تر همین که طرف میفهمه اِ وا خاک عالم خدا شده ، با کلاس میشه و دیگه محلی به مردم نمیزاره و خبری ازش نمیشه؟
    جسارتا باز هم سوال:
    حالا اصلا فرض میکنیم این آقا خدا یا هر چی خودش میگه (با تمام امکانات و فول اختیار ادمین :mrgreen: ) هست .
    خب بعدش چی؟ حالا چی میشه؟ ایشون از حوزه قدرتیشون هم چیزی گفتن؟منظورم کار های خارج از قدرت بشری هست
    انگاری خیلی سوال کردم :oops:

    روی سخنم به اونهایی که هنوز در جهل نادانی بسر میبرن.از این خواب بیدار شو ” پیروز فروزیست از زمان تا بی زمان”

    ها…چی شد؟؟؟؟ دیدی حرفی نداری نوشته هامو حذف میکنی؟؟؟آره شما عادتونه تا جواب ندارید حذف سوال یا شخص سوال کننده…ممنون که اثبات کردی مسلمان واقعی هستی…دم خودم گرم که راهم درسته درست…دین اسلام=چاه فاضلاب :lol: :lol: :lol: :lol:

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۹م, ۱۳۸۹ ۸:۱۷ ق.ظ:

    چه نوشته ای از شما حذف شده؟! شما حامیان این خدای مردنی چقدر بی ادبید؟! البته بیش از این هم انتظاری نیست. اما یک مساله ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که با یک دمت گرم یا چاه فاضلاب گفتن و توهین، راه کسی درست یا غلط نمی شود. خداوند به شما عقل داده تا در روز قیامت با همین عقل شما را مورد سوال قرار دهد که چرا فلانی را به عنوان خدا ، پیامبر ، مراد و رهبر و … انتخاب کردی؟
    لازم هم نیست به این و آن جواب بدهی چرا. فقط باید برای آن روز آماده باشی. اگر آماده هستید و جوابی منطقی دارید که مبارکتان باشد . اگر هم ندارید چیزی تا پایان راه نمانده. خود دانید.

    آقای راهدان و بقیه دوستان خواهشن ول کنید اینا گرفتار بیماری جهالتند..شمارا به راه ودین ایران تحویلشون نگیرین ..حالا میگه نگاه کنید اگه مطالبم تاثیر نداشت این همه بازدید کننده نداشتم که…تحویلشون نگیرین بزارین تو تنهاییشون با دین خونخوارشون بمیرن…

    آقای طباطبایی،استاد میرزائی فرمانده و رهبر رزمهای تن به تن و چریکی و رهبر کماندوها و کلاه سبزها و استاد جنگهای منظم و نا‌ منظم و همینطور عملیات چتر بازی و عملیات در صحرا و…. در ارتش آن زمان بود.مردنی اون جوجه بسیجی‌‌های عرب پرست هستند که توی خیابون مردم رو لت و پار می‌کنن.در ضمن سبک‌های جعلی مثل نیو کونگ فو،ببر خونین،رزم و جهاد،رزم وران و … که توسط بسیجیها بنیان نهاده شده همگی‌ تقلید محض و دزدی از سبک کونگ فو توا می‌باشد و اگر هم استاد میرزائی مجبور به ترک وطن و زندگی‌ در خفا شدند،دلیلش جنایت کار بودن نظام جمهوری اسلامی است.مردنی آن نظامی است که به زور چاقو و اسلحه در ایران حکومت می‌کند.به امید روزی که واژههای اصیل ایرانی‌ جای کلمات عربی‌ بنشیند و ایرانی‌ هویت دزدیده شده خود را باز ستاند.

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۱ ق.ظ:

    مگر شما معتقدید ایشان زندگی جاودانه دارند که نسبت به واژه مردنی بر افروخته شدید. غیر از خداوند یکتای متعال همه مردنی هستند. هر اندازه هم کونگ فو بلند باشند ، وقتی مرگ به سراغشان بیاید خاصیتی برایشان نخواهد داشت.

    با سلام
    باید به استحضار برسانم جایی که منطق جای خودش رو به تعصب بده به نقطه افول و زیر پا گذاشتن حق می رسیم
    حضرت علی ع به خوبی می دانست که او حق بوده اما به مالک اشتر قبل از گماشتن وی به عنوان فرمانروا یا نمیدونم فرماندار مصر به او توصیه میکند که مردم هیچ قومی را بر خلاف میلشون به انجام کاری وادار نکنه

    کونگ فو توآ سبک بسیار قدرتمندیه
    من خودم این سبک رو تمرین کردم
    اما پیروان آقای میرزایی که بعنوان یک بنیانگذار یک سبک رزمی احترام خاصی برایشون قائل هستم باید بدانند که او هم یک انسان بود و نه بیشتر
    پس همان اشتباهی که بسیاری از مسلمانان در زمان پیغمبر کردند تا جایی که او گفت من هم بشری مثل شما هستم و یا عیسی را مسیحیون همردیف فرزندی خدا قرار دادند، مرتکب نشوند
    بروسلی، اویاما، موریه اوشیبا، محمد علی همه در سبکهای خود بهترین بودند پس با افکار تمسخر آمیز مردم را به مسخره و بازی نگیرید و پیامبر دروغین از خود نسازید
    پیامبران در تمام قرون و اعصار بدون واسطه و مستقیماً با مردم صحبت می کردند و آنها را به مسر راست هدایت می کردند نه با واسطه و پیغام و پسغام
    آنها خطرات در آتش سوختن و شکنجه و مرگ را به جان می خریدند تا از هرگونه تحریف و تغییر در سخنانشان جلوگیری بعمل آورند
    به حرف همه گوش بدهید و اندیشه کنید. تعصب بدون اندیشه یعنی نابینایی و ناشنوایی

    کونگ فو کار گفته:

    به نام خداوند جان آفرین

    سلام من یک کونگ فو کارم و به مهارت های آقای میرزائی شک ندارم ولی این چرندیات چیه؟

    سبحان حق؟؟؟؟

    و الله نور السماوات و الارض

    چگونه یک انسان رو خدا قلمداد میکنید؟؟؟؟

    برین توبه کنید :sad:

    ایشان ابراهیم میرزایی مردی بوده با خدا ودر دوره نقلاب هر چند اسکورت زن شاه بوده ولی بر علیه شاه نیز به دلیل ناحقی ایستاده واین نامردانی که اینگونه بر علیه ایشان به ناحق سخن میگویند روزی پشیمان خواهند شد واینان کسی نیستند جز شاگردانی که شاگرد نما بودن ولی بسیار نامرد و خیانت کار

    کونگ فو کار گفته:

    آقای میرزایی از طرفداران جوگیرشون ضربه خوردند

    بآقای طباطبایی ترو خدا ببند این کامنتا رو ، داری گناه میکنی که اجازه میدی این کثافتای حیوون حرومزاده به خدا پیغمبر توهین کنن.
    آخه این گند کثافتا با تموم قدرت نماییشون و زور بازوشون با یه باتوم زرتشون قمصور میشه که بحث کردن ندارن چه برسه خدای انشون.
    یکی از همین گردن کلفتا رو که نشون داد تلویزیون گرفته بودنش و خودشو خیس کرده بود شاگرد همین کره خر دیوونه بود و میشناختمش. اینا هیچی ندارن ، یه باد گلو اینا رو تا توالت رهبرشون پرت میکنه.
    اه ه ه ه ه
    دارم بی ادب میشم
    ترو قرآن ببند این بحث رو.

    کونگ فو کاری قدیم گفته:

    سبکی که ایشان عرضه کرد بسیار عالی بود

    هیچ ایرانی تاکنون نتواسته است یک سبک رزمی با این کیفیت ارائه دهد

    دست ایشان درد نکند

    هرکس میتواند از این روش به خوبی استفاده کند

    در دوران جنگ بنده نیروهای بسیج را آموزش میدادم

    عقاید و فرمایشات ایشان به خودش مربوط است

    به نام خدا
    من برادر زادهء قدرت الله غفوری هستم.عموی من شاگرد ارشد نه ولی محبوب استاد پروفسور ابراهیم میرزایی بودند.
    عموی من در سن۳۶ سالگی در سال ۱۳۶۶ در اثر سکته قلبی در منزل پدری فوت کرد.
    من متولد ۱۳۷۰ هستم
    عموی من به رزمندگان اسلام کونگ فو آموزش میداد
    اگر استاد ابراهیم میرزایی فرد دروغ گویی هست.پس کونگ فو هم چیز بیخودی است.پس چرا ساخته دست او را به بسیجی ها سپاهی ها و ارتشی ها و… آموزس میدهند.مگر کارته جدو بوکس و … هم بد هستند یا مبتکران و اساتید آن ادعای امام زمانی خدایی یا براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی راکردند هان چی شد

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ ۸:۰۱ ق.ظ:

    جناب حق جو
    استدلال شما پذیرفتنی نیست. اینجا کسی با کونگ فو یا سبک های آقای میرزایی مشکل ندارد. کسی نمی گوید سبک ایشان بد است. مشکل در ادعای خدایی است . هر کسی با تمرین می تواند توانایی هایی به دست آورد و با توانایی های خود به دیگران خدمت کند. اما حساب این با افکار شخص متفاوت است . البته نیت را هم باید مدنظر داشت که با این گونه ادعاها هدف از این خدمات نیز روشن می گردد.

    مسعود کریمیان گفته:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام برادر عزیزم جناب طباطبایی عزیز و دیگر دوستانی که به طرفداری از آقای ابراهیم میرزایی کامنت می گذارند.
    بنده ی حقیر حق تعالی سبحانه مواردی را عارض بودم لاجرم جسارت نمودم. قبلاً عذر خواهی می نمایم.
    نخست برادر عزیزم جناب طباطبایی، در مورد آقای میرزایی حرف و حدیث ها فراوان شد چون ایشان هیچ علاقه ای به آشکار نمودن خویش صرفا به جهت ترس از ترور ندارند. در سال ۷۶ که نخستین اعلامیه ی جداً کفرآمیز به نام ایشان صادر گردید و خبر این این اعلامیه به ایشان رسید، ایشان اعلام کردند: «هرگز چنین مطالبی واقعیت ندارد و هنوز به اعتقادات اسلامی قرآن پایبندم گرچه در اعمال دین اهمال کاری هایی شاید داشته ام. امید مغفرت از سوی حق دارم و کفر هرگز نمی گویم.» تا ایشان خود بر مسند قضاوت حاضر نباشند نمی توان در مورد ایشان قضاوت کرد. ایشان اخلاق را مهم ترین اصل کونگ فو توآ قرار داده بودند و اسلام را تنها دین مورد قبول خود. چندین بار در اطلاعیه های کونگ فو که از سمت ایشان صادر می گردید این مطالب بیان شده بود.
    اما همان گونه که فرمودید از سال ۷۸ خبر موثقی از ایشان نیست و یکی از اقربای بنده که تا سال ۷۸ به مدت ۴ سال ارتباط بسیار نزدیکی در ایلت می شی گان با وی داشت، از سال ۷۸ به بعد دیگر از وی بی خبر ماند. سل فون ایشان هم کلا قطع بود. احتمال ربایش یا عملیاتی از سوی سرویس های جاسوسی می رود.
    ایشان به اقرار خود مدتی نزدیک به ۱۵ سال مخالف جمهورس اسلامی ایران بودند اما بعد از آن به ظن این که جمهوری اسلامی ایران روابط پنهان با امریکا دارد، کلا از مخالفت با حکومت دست برداشته و با احساس نا امیدی از فعالیت های سیاسی به زندگی ساده ی خود در قالب تجارت می پردازند و شاگردانی به آمار نه چندان دقیق ۴ نفر ایرانی ۶ نفر امریکایی ۶ نفر چینی ۲ نفر آلمانی و ۴ نفر انگلیسی و ۲ نفر برزیلی آموزش تقریباً خصوصی داشتند.
    ایشان در زمان جنگ به همه ی شاگردان خود دستور «پیش مرگی» دادند.
    هرگز به هیچ یک از شاگردانشان دستور مخالفت با نظام را ندادند چون معتقد بودند این کار موجب نابودی جان بی گناهان می گردد و کونگ فو توآ از بین می رود.
    ایشان اخلاق را به شدت توصیه می کردند و مراسم آغاز کلاس ها و پایان کلاس ها همواره توام با آموزه های اخلاقی و نصایح اخلاقی راهدانان و راهبران به همراهان بود.و مطالب بسیار و مجال گفتن اندک…
    اما این دوستان که مرتب با الفاظ ناشایس ادعای طرفیت از استاد میرزایی را دارند، تا استاد میرزایی دوستانی مانند شما دارد، به دشمنانی نیاز ندارد. ایشان هرگز چنین ادعا هایی نداشتند و هرگز از چنین الفاظی استفاده نکرده اند و هرگز به هیچ یک از همراهان اجازه نداده اند حتی در بد ترین شرایط اقدام به لفاظی های رکیک و حتی حمله نمایند. اصل بر دفاع با منطق است و گرنه خشونت با رحمت. شما نه می توانید از خود دفاع کنید نه از سبک توآ و نه اخلاق ساده ی یک توآ کار شهرستانی را. بنده حاضرم با هریک از شما که مدعی این سبک هستید دوستانه مبارزه کنم(تنها زبانی که شما می فهمید زبان خشونت از نوع غربی نه شرقی آن هستید) بنده از شش سالگی در این ورزش فوق العاده بوده ام و تا کنون ادامه داده ام با نزدیک ترین دوستان و شاگردان میرزایی بوده ام در سال ۷۵ ایشان را در آنتالیای ترکیه از نزدیک دیده ام و باز بسیار مطالب دیگر و مجال اندک… اما هرگز هیچ یک از ویژگی های پلید و پلشت شما را در وی ندیدم، سرشار از تواضع بودند و بسیار بزرگوار و مهربان، بدون غرور استادانه، ایشان بسیار می خندیدند و بدمینتون را بسیار دوست داشتند، می گفتند پسر عسل و روغن زیتون زیاد بخور تا اینقدر لاغر مردنی نباشی، مشخص بود که دیگر حوصله ی زیادی برای تمرینات طاقت فرسای کونگ فو ندارند و …
    شما دشمنان کهنه ی دین و اسلام و الله هستید که در لباس شاگردان میرزایی ظاهر شده اید. از این لباس ها امروز در جامعه ی ما فراوانند یکی هم شما.
    امید هدایت دارم برایتان ولی افسوس که امیدم باطل است…

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ ۳:۵۸ ب.ظ:

    از توضیح خواندنی و روشنگر شما دوست عزیز تشکر می کنم.
    ولی از سرنوشت کنونی ایشان و این که الان چه اعتقاداتی دارند و بیانیه هایی که از سوی وی صادر می شود توسط چه کسانی است و … به طور مستند ندادید. اگر این موارد هم روشن شود بسیار عالی خواهد بود. باز هم از بیان شفاف و خوب شما که با حوصله نظر خود را ارائه کردید تشکر می کنم .

    به نام خدا
    فرمایش شما متین اما من قبول ندارم شخصیتی مثل ایشان چنین ادعاهایی کرده باشند اینها ساخته دست مخالفان ایشان است که میخواهند با بد نام کردن ایشان هنر تو آ را زیر سوال برند مثلا همین کسانی که در سایت شما ایشان را نعوذ بالله ایشان را خدا میخوانند.
    اگر ایشان از مخالفان جمهوری اسلامی ایران است پس چطور کاندید ریاست جمهوری شدند یا به رزمندگان کونگ فو یاد دادند و یا در جریان انقلاب اسلامی شاگردان ایشان در بر اندازی نظام ستم شاهی نقش داشتند

    سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ ۳:۵۴ ب.ظ:

    جناب حق جو
    لطفا بیانیه های ایشان در ایام فتنه را بازخوانی کنید!

    به نام خدا
    اقای سید محمد رضا طباطبایی اگر من یک بیانیه به اسم اوباما در اینترنت بزنم یعنی این بیانه مطعلق به اوباما است
    من می گویم این مطالبی که از سوی شما و بازدید کندگان سایت گفته شده غلت است بی سند و مدرک است از سوی ایشان نیست شما می گویی فلان بیانیه را بخوان این بیانیه ها جعلی است
    نمی توان که یک طرفه به محکمه رفت . یارو خواسته استاد میرزایی رو بد نام کنه خودشو طرف دار میرزایی معرفی کرده بعد گفته نعوذ بالله اقای مرزایی خداست
    استکبار جهانی می خواهد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را تضعیف کند رفته با یک تیر دو نشان زده اولا از نام جهان گیر استاد استفاده کرده الیه ایران بیانیه زده که طرف داراش تحریک شن دوم با تهمت های نا روا به ایشان افراد بی اطلاع الیه ایشون بر اشفته و این گنج رو از ایران گرفته و مانع ورودش به کشور بشه
    اقای سید محمد رضا طباطبایی شما فرمودید ثابت کن استاد میرزایی زنده است و یک عکس بیار که داره روز نامه روز رو میخونه حالا من عرض می کنم یک فیلم یا صدای ایشان را بیار که توش داره ادعای خدایی میکنه
    با تشکر از شما که در راه رفع شبهات کمک میکنید لطفا لهن تند مرا ببخشید

    جناب آقای حق جو در این ماه مبارک رمضان من نمیخواستم وارد بحث های سیاسی بشوم اما وقتی آقای طباطبایی کلمه فتنه را به کار بردند دیگر آن کامنت من ثابت شد که ایشان در یک اقدام هماهنگ برای لجن مال کردن هنروران ایرانی وارد شده اند.عرض کردم ایشان که از برادران اطلاعاتی و شاگرد حسین بازجو هستند خودشان بهتر از من و شما میدانند که استاد میرزایی هرگز چنین ادعاهایی نکرده است.هدف ایشان مشخص است امروز میرزایی فردا شخص دیگری.اتفاقا همه آن خرافاتی که شیر ایشان را جوشانده توسط پشتیبانان ولایت در حال انجام است خدا وکیلی گفته ها و نوشته های مدعیان ذوب در ولایت را ندیده اید؟شیرجه یک سری جوان خام و ساده اندیش را روی پای رهبرانشان و بوسیدن جای پایش را ندیده اید؟من تعجب می کنم که شما می گوئید نظام مقدس؟؟؟؟ آخر مگر نظام مقدس می شود؟؟؟؟ مقدس فقط و فقط ذات دادار آفرینشگر و خداوند بزرگ است.این مقدس بازیها و مقدس انگاریها صرفا فریبی است برای بستن هرگونه انتقاد و سوار شدن بر اریکه قدرت و ربط دادن هر تجاوز و عملی به اسلام ودین خدا.
    خداوند ایران و اسلام را از دست یزید زمان نجات دهد.

    ظاهرا این یارو ابراهیم میرزایی ادعای خدایی کرده . اما باطنا کسی از این که این فرد الان کجاست و چی کار می کنه خبر نداره.

    ولی اصلا این بحث به ورزش کونگ فو ربطی نداره . من الان دارم ورزش می کنم و الان بدنم هم روز به روز آماده می شه . کونگ فو چون در مبارزه کردن محدودیت نداره و ضربه زدن با هر قدرتی به غیر از بیضه ها که خطاست رو داره . خیلی خوبه برای قوی کردن بدن . و فقط یه ورزش همین . البته یوگا و تمرینات تمرکزی از این جور چیزها هم داره . اما به نظر من مشکلی که داره اینه که کسی نیومده علمی تمرینات کونگ فو رو بررسی کنه. البته تو سایت مثلا کونگ فو توتایما مقاله های خوبی هست . که مثلا حرکات کششی رو علمی توضیح داده . امید وارم زیر نظر فدراسیون علمی این ورزش انجام بشه .

    این که می گم علمی به خاطر اینه که دیدم وسط تمرین ارشد کلاس که تمرین می ده . هیو می گه حالت شنا بگیر بعد میگه با سرعت بدو بعد می گه راه برو نفس بگیره .
    یا مثلا سرد کردن نداره . یهو می گه صف تشکیل بدین سریع و با حالت توآ وایستین و بعد هم خسته نباشید سرد کردن باید داشته باشه آخر تمرین. این از ضعف های کونگ فو بود که گفتم .

    در مورد فلسفه اش هم نمی دونم . ولی به عنوان یک مسلمان شیعه می گم این جملاتی که می گن گر به خود آیی به خدایی رسی به خود آ و این رو به این کلام که من عرف نفسه عرف ربه وصل می کنند. این کاملا اشتباه است چون این جمله راه های شناخت خداست . که دو راه هست . یکی سیر در آفاق و سیر در انفس . که این جمله داره می گه سیر در انفس انجام بده . و به ویژگی های خلقت خدا در درون خودت دقت کن . مثلا همین لاک ناخن که در هیچ جای طبیعت پیدا نمی شه و انسان هیچ وقت نمی تونه شبیه اش رو بسازه . بعد آدم به خدا ایمان بیاره با سیر در انفس .

    که این نادانان این جملاتی پر محتوا که در روایات اسلام هست رو می خوان جوری که خودشون می خوان معنی کنند. امید وارم دست از این کفر و شرک بردارند. و به خدا ایمان بیاورند.
    وگرنه که عذابی سخت در انتظار کافران است.

    بسم الله الرحمن الرحیم
    باسلام وآرزوی قبولی طاعات وعبادات همه دوستان گرامی
    همیشه روشنگری بسیار عالی میباشدامابدون توهین،مطالبی عنوان شدکه نظرخودم رامطرح مینمایم:مهمترین مسئله توهین به پیامبربزرگواراسلام(ص)وائمه مظلوم(ع)وهمچنین رهبرمعظم انقلاب میباشد.امیدوارم که افرادی که این مطالب راعنوان کردندتابه حال توبه کرده باشند.دین مبین اسلام دین کامل برای همه جهانیان میباشدنه قومیت خاصی ودرباره بسیجیان همین نکته بس که وجودآنهاتحت رهبری حضرت امام(ره)باعث شدکه یک وجب ازخاک ماکم نشودبه قیمت فداکردن جونشون وگرنه این همه رنجر در گارد شاه وجودداشت یکیشون همین آقای میرزایی پس چرا بدون سروصدااجازه دادن بحرین ازایران جداشود(آخرین لکه ننگی که شاهان برایران تحمیل کردند اعلامیه استقلال بحرین در تاریخ ۱۴ اوت ۱۹۷۱ -۱۳۴۹بود).درباره آقای میرزایی حرف وحدیث زیاد است ولی حقیقت مشخص نیست،سالهاست که فقط ازدیگران میشنویم بدون ارائه سندقوی.پیشنهادی دارم اینکه ایشان اگرنیت خیر دارند وهدفشان ورزش توآ است رسمادررسانه ایی حضورپیداکنند.شایان ذکراست مربی کونگ فو هستم وسالهاست درپی حقیقت هستم.
    درپایان آیه سوره مومنون
    ۱۰۹- عده ای از بندگان من میگفتند خداوندا،ایمان آوردیم ما را بیامرز و بما رحم کن، تو بهترین رحم کننده هستی.
    ۱۱۰- شما آنها را مسخره میکردید و به آنها میخندیدید تا آنجا که یاد مرا از خاطر شما بردند.
    ۱۱۱- من امروز بخاطر صبری که کردند به آنها پاداش دادم.آنها موفق هستند.

    آقای حمید خداروشکر که از حرومزاده قلمداد کردن کاربران به بسم الله رسیدید و این جای قدردانی دارد و اما لطفا در مورد مسئله بحرین یک مقدار بیشتر مطالعه بکنید که چرا اساساً از ایران جدا شد؟همینجوری چیزی عنوان نکنید.بعدش هم بحث فقط بحث خاک نیست.این همه ثروت این مملکت در این سالها چپاول شده کک مدعیان ذوب در ولایت گزیده نشده؟البته برای این آقایان که بصیرتشان گوش جهان اسلام را کر کرده حجتی نیست.دفاع از وطن در مقابل بیگانه وظیفه آحاد مردم کشور بوده که انحصاری برای هیچکس بوحود نمی آورد و از قضا در سالهای اولیه جنگ که مسئله دفاع از وطن بارزتر بود تعداد زیادی از همین آموختگان کانگ فو توآ در جبهه ها شهید شده یا زخمی شدند.پس چشمانتان را بیشتر باز کنید و بدانید که خیلی از همان جبهه رفته ها امروز مغضوب حاکمیت فعلی هستند.
    در اینکه کانگ فوتوآ به شکل فعلی دلیل عدم اظهار نظر رسمی استاد میرزایی پر از ابهام و سردرگمی است با شما موافقم و این انتقاد به استاد میرزایی وارد است اما مواظب باشید که سرمایه های هنری این مملکت را دستشان به جنایت و خون مردم آلوده نیست بی جهت تخطئه نکنید.شما می گوئید مربی کانگ فو هستید اگر قول شما را صحیح فرض کنیم یکبار از خودتان پرسیده اید که چرا در طول این سالها این همه کانگ فو توآ خواهان داشته و علیرغم همه سردرگمی ها هنوز پابرجاست؟؟؟؟چرا رشته هایی مثل رزم آوران که دقیقاً از روی لجاجت با سبک میرزایی یک شبه تولید شدند به فراموشی سپرده شده اند ولی توآ همچنان علیرغم انحرافاتی که به عقیده بنده در آن ایجاد شده هنوز محبوب می باشد؟؟؟؟؟لطفا به این سولات فکر کنید.

    چند باغ این ایمیل ها برای من هم فرستاده شده بود ولی دقیق مفهوم اون رو نمی دونستم. الن با خوندن مطالب سایت شما فهمیدم اوضاع از چه قراره. آدمی است و با هزار درد و مرض.

    ما هم یه همسایه داریم که چند روز پیش اومده خونه ما می گه من تو خواب امام حسین رو دیدم که بهم گفته تو پیروی واقعی ما هستی و پیروان واقعی ما نیاز نیست که روزه بگیرند.

    خدا هدایتشون کنه.

    اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علیاً ولی الله

    چند بار این ایمیل ها برای من هم فرستاده شده بود ولی دقیق مفهوم اون رو نمی دونستم. الان با خوندن مطالب سایت شما فهمیدم اوضاع از چه قراره. آدمی است و با هزار درد و مرض.

    ما هم یه همسایه داریم که چند روز پیش اومده خونه ما می گه من تو خواب امام حسین رو دیدم که بهم گفته تو پیروی واقعی ما هستی و پیروان واقعی ما نیاز نیست که روزه بگیرند.

    خدا هدایتشون کنه.

    اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علیاً ولی الله

    چند نکته لازم به یاد آوریست:
    اولاً ابراهیم میرزایی هیچ وقت به چین نرفته و و قتی ازش سوال شده که چرا دورغ گفتی که یه چین سفر داشتی گفته من منظورم از چین ، چین و چروک های مغز بوده . ثانیاً در مورد سفر به آمریکا هم هیچ وقت به آمریکا سفر نداشته و فقط ارزوی رفتن به آمریکا رو در سر می پرورانده .

    CommentLuv Enabled
    :smile: :grin: :sad: :eek: :shock: :???: :cool: :lol: :mad: :razz: :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: ;-) :!: :?: :idea: :arrow: :neutral: :mrgreen: