نویسنده
در سال ۱۳۵۵ در روستایی در کوهپایه قله کرکس (از بزرگترین ارتفاعات مرکزی ایران بعد از دماوند) ، به دنیا آمدم. کودکیم با تمام نشیب و فرازهایش در طبیعت بکر و سرشار از زیبایی های این منطقه بالندگی یافت. تحصیلات راهنمایی و دبیرستانم را در شهرستان نطنز گذراندم. به رشته ادبیات و علوم انسانی علاقه فراوانی داشتم و همین رشته را در دبیرستان ادامه دادم.
فوق العاده به کتاب و کتاب خوانی علاقمند بودم. به طوری که در همان نوباوگی کتاب خانه ای که در نزدیکی منزلمان بود ، با وسعت کتاب های کودکانه ای که داشت ، برایم تکراری شده بود ولطف خود را از دست داده بود. از شدت علاقه گاه یک کتاب را بیش از هشت بار می خواندم.
وقتی که از روستا به شهر قدم گذاردم ، تنها جاذبه کتاب خانه و گستردگی بیشتر آن بود که مرا به خود می کشید. به گونه ای که در ایام دبیرستان روزی نبود که همراه خود کتابی را از کتابخانه به همراه نداشته باشم. کتاب هایی را می خواندم که گاه موجب شگفتی اطرافیانم می شد.
به دلیل استعداد زیادی که داشتم ، مطالعه علمی رشته های مختلفی را تجربه کردم. از مهندسی تاسیسات گرفته تا الکترونیک ، گیاه شناسی ، داروشناسی ، گیاهان دارویی ، روانشناسی ، ادبیات کلاسیک ، رمان های گوناگون و … . در برخی از این ها نیز یادداشت هایی را نیز به زعم خود می نوشتم که اکنون که نگاه می کنم به اشتیاق و دلبستگی های نوجوانیم لبخند بر لبانم می نشیند و می گویم کاش کسی بود که آن زمان مرا راهنمایی می کرد تا زمانی را در یافتن راه از دست نمی دادم . به هر حال با آزمون و خطا در جستجوی راه بودم.
در مسابقات علمی شهرستان رتبه اول را آوردم. درست یا غلط، از همان کودکی روحیه ای داشتم که هیچ چیز نمی توانست مرا به بند بکشد. از این رو حتی تشویق های مدیر و دبیران خوبم نیز نتوانست مرا به شرکت در مسابقات استانی علاقمند کند. البته هرگز بی ادبانه به مخالفت بر نمی خواستم ولی در ساعت هایی که به من فرصت داده می شد تا برای مسابقات علمی مطالعه کنم ، فرصت را غنیمت می شمردم و در کتاب خانه به مطالعه کتاب های مورد علاقه ام می پرداختم.
به بازی شطرنج علاقه فوق العاده ای داشتم. به صورت حرفه ای شطرنج را ادامه می دادم به حدی که تا حد داوری مسابقات سراسری شطرنج در سطح شهرستان پیش رفتم. پیوسته از طریق نشریات مخصوص شطرنج در آن زمان رقابت های جهانی شطرنج حرفه ای را به دقت مطالعه می کردم و با تفسیر هایی که از آن ها ارائه می دادم به کشف و آموختن تاکتیک ها و استراتژی های شطرنج بازان مطرح جهانی مشعوف شده و به خود می بالیدم .گاهی اتفاق می افتاد که در یک روز بیش از ده بازی طاقت سوز انجام می دادم .
یکی از علاقه های وافر من به گیاه شناسی بود. طبیعت بکر نطنز و روستاهای اطراف آن، پوشیده از گیاهان دارویی مختلف است. با استفاده از کتاب های مختلف به شناسایی این گیاهان در محیط اطراف خود می پرداختم. نام های علمی آن ها را در دفتری که هنوز به یادگاری نزد خود نگاه داشته ام ثبت می کردم و با شناسایی خواص این گیاهان از این همه دانایی خداوند و نعمت های پنهان او لذت می بردم. گاه می شد که مدت ها به یک گیاه خیره می شدم و در چند و چون آن با ژستی فیلسوفانه و متناسب با همان ایام نوجوانی می اندیشیدم و از این کار لذت فراوان می بردم . حس می کردم از طبیعت اطرافم چیزهایی میدانم که دیگران از آن غافلند. خوب به خاطر دارم که از کمبود امکانات برای گسترش و فعالیت هایم در زمینه گیاه شناسی به شدت متاثر و متاسف بودم. آنقدر به این رشته علاقمند شده بودم که در یک دوره زمانی بر آن شده بودم تا رشته ادبیات را رها کنم و به هنرستان کشاورزی بروم.
از دیگر فعالیت های من در آن مطالعه کتاب های ادبی بود. با دقت فراوان کتب ادبی گذشته را کنکاش می کردم. کافی بود در کتاب های درسی نام کتابی بیاید و بر آن تاکید کند تا مشتاقانه قفسه های کتابخانه مرکزی نطنز را به دنبالش بکاوم و آن را بیابم و … . یادم می آید که بحث در صنعت جناس بود. و من کتاب حقائق السحر فی دقائق الشعر را می خواندم. شعری را از ادیب نطنزی دیدم که بسیار ذوق کردم.
ز نطنز آمدِ رخت خرد ما زنطنز زنطنزم زنطنزم زنطنزم زنطنز
این بیت را اگر از انتها هم بخوانید به همین صورت خوانده می شود .
این گونه مطالعات جنبی در ادبیات باعث شده بود تا استاد ادبیاتمان که بسیار هم فرهیخته و برایم دوست داشتنی بود به نام استاد ملکی ، در بحث تاریخ ادبیات پیوسته مرا فرا بخواند. ایشان به مناسبت های مختلف می خواست که از خارج از کتاب از آثار ادبی شعرایی که در کتاب نامی از آن ها برده شده بگویم. گاه اشعاری از آن ها را که در کتاب درسی نبود ، حفظ می کردم. در این صورت کافی بود که بیت اول را بخوانم تا استاد شعفناک بقیه شعر را برای بچه ها بخواند و در پایان هم نمره خوبی برایم در نظر بگیرد. آن زمان به ویژه سوم دبیرستان یکی از آرزوهای من این بود که روزی دکترای ادبیات بگیرم و همچون دکتر شفیعی کدکنی ، سیروس شمیسا ، بدیع الزمان فروزانفر ، پرویز ناتل خانلری و سایر بزرگان شعر و ادب ، این عرصه را تا انتها طی کنم و گاه از این آرزو با مادرم گفت گو می کردم. اما بعدها به دیدگاه استوارتری رسیدم. به این نتیجه رسیدم که ادبیات ابزار است ، برای بیان هدف. نه خود هدف. راه صحیح تر این است که انسان ابزاری خوب را به کار گیرد تا هدفش را بر جان بنشاند. خوب است که انسان نردبان را بردارد تا از آن بالا برود . این لطفش بیش از آن است که خود نردبان شود.
در آن دوران گاه متن هایی را نیز می نوشتم و اشعاری می سرودم . اکنون می فهمم که چرا استادم اشعار آن روز مرا تحویل نمی گرفت. یک بار شعری را از یکی از اساتید ادبیاتمان که نزد اطرافیان و اساتید به شاعر شهره بود ، به یادگاری گرفتم و ایشان لطف کرد با دست خط خود آن را برایم نوشت. اکنون که نگاه می کنم و ضعف ادبی اشعار این استاد را (که اگر مرحوم شده است ، خدایش بیامرزاد،) متوجه می شوم ، می فهمم که چقدر محیط کوچک و کم سواد ، مانع رشد علمی می شود. انسان در محیط علمی بزرگتر هر اندازه هم احساس حقارت کند باز از آنچه در محیط کوچک پر آوازه می نماید ، جلوتر است.
دیپلم نظام قدیم دبیرستان را با معدل بالا گرفتم و در مسیر انتخابی بزرگ واقع شدم. دانشگاه یا حوزه؟ در سال آخر تحصیلات دبیرستان به مطالعه کتاب های دینی علاقمند شده بودم. کتاب های مختلفی از شهید دستغیب ، شهید مطهری ، مرحوم اشتهاردی و بسیاری از دانشمندان برجسته دینی را مطالعه کرده و در آن ها می اندیشیدم.
ادامه دارد…





بسمه تعالی شانه العظیم وسلام علیکم ورحمه الله سید عزیز ومعمولا درخفا-
آدرس شما را درایمیلم دیدم ودروقت مختصر به سایت ارزشمند تان سرکی کشیدم خصوصا(درباره نویسنده ) که مطمئن شدم خودتان هستید فقط برجسته کردن افراد افراطی که ایه الله استادی از وی تعبیر به خودسر کردند (روان…)مایه تعجب شد بامید دیدار
مدیر سایت پاسخ در تاريخ تیر ۲۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۸ ب.ظ:
سلام خدا بر استاد عزیزم. مطلب مورد اشاره از سایت کانون گفتمان قرآن است و با تکنولوژی آر اس اس در این سایت نیز نمایش داده می شود. این مطلب را من ننوشته ام.
با سلام
جناب شهامت،
البته من هم با افراط و همچنین با آن فرد مورد اشاره موافق نیستم … اما هر آنچه را هم بزرگوارانى همچون استادى هم بگویند وحى منزل نیست!!http://www.pedar.net/wp-includes/images/smilies/icon_arrow.gif
سلام
وبتان عالی است .
یاحق
سلام
خیلی ممنون و خرسند شدم از این که با شما(وبسایت) آشنا شدم
با اجازه شما من حدود ۲۰ مطلب گوناگون رو از وبسایتتون برای خودم پرینت گرفتم تا مطالعه کنم…
دوست ارجمند بنده فکر می کنم شما خیلی می تونید به بنده کمک کنید؟
فکر نکنید نظر ی براتون گذاشت و همین و بس….
من مدتها دنبال یارانی می گردم تا به بنده کمک کنن
مدتی تو برزخی هستم که نه راه پیش دارم نه پس
دوست عزیز من خیلی ذوق زده شدم که با شما آشنا می شم
تو رو به خدا منو یاری کن …
دوست دارم با شما رابطه داشته باشم فکر میکنم میتونید بنده رو یاری کنید
حتما به وبلاگم سر بزنید متوجه خواهید شد که چرا اصرار می کنم
در ضمن من دوست دارم شما رو لینک کنم البته اگه اجازه بدید
و اگر خواستید بنده رو هم لینک کنید…ممنون و متشکر
خدانگهدار ماست
سلام جناب طباطبایی ارجمند
خوشحال شدم که به بنده اعلام آمادگی کردید
من می خوام مسلمان شیعه بشم البته اگه متقاعد بشم
چون موافق بودید به بنده کمک کنید بعد از این در وبلاگ خودتون سوال ها و پرسش هامو قید می نکم تا پاسخی دریافت کنم و هر روز به حقیقت نزدیک تر بشم…
بازم ممنون موفق و موید باشید
خدانگهدار ماست
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مرداد ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۷ ب.ظ:
سلام خدا بر شما.
دوست نازنینم ، این بستگی به سوالات شما دارد. اگر شما بخواهید در زمینه مسیحیت و نقد هایی که به آن دارم بدانید اینجا در خدمتم. اما اگر در مورد شیعه و عقاید آن سوال یا شبهه دارید شما را به دو سایت موفق در این زمینه ارجاع می دهم تا کمک شایسته ای به شما دوست نازنینم شود.
نخست سایت : اسلام کوئست
و دوم سایت کانون گفتمان قرآن
سایت دوم یک انجمن گفتگو است و شما اگر از پاسخ سوالتان قانع نشوید هر اندازه که مایل باشید می توانید گفتگو نمایید و مجددا سوالات خود را مطرح کنید.
پاسخ دهندگان آن نیز از دوستان بنده و متخصصینی هستند که به شما کمک خواهند کرد. حتی اگر لازم باشد و بخواهید با شما می توانند به صورت تلفنی ارتباط برقرار کرده و شما را راهنمایی نمایند.
علت این که این جا مایل به طرح این سوالات نیستم این است که موضوع این سایت منحرف شده و خودم به پاسخ سوالاتی که از دوستان مسیحیم دارم نمی رسم.
بنا بر این پیشاپیش پوزش مرا بپذیرید.
در همان سایت کانون گفتمان قرآن سوالات خود را مطرح کنید قطعا پاسخ مناسبی به شما خواهند داد. بنده هم سر می زنم و اگر دیدم لازم است در پاسخ به شما همکاری خواهم کرد.
درود بر شما
سلام خدمت دوست ارجمند جناب طباطبایی عزیز
نوشته جدیدی ثبت کردم که خیلی خیلی برام مهمه که نظر و عقیده شما رو در اون مورد بدونم لذا منتظر شما هستم تا حضور گرمتون رو بهم برسانید…
باز هم هزاران و هزار بار تشکر به خاطر مطالب ارزنده تون …خداوند آگاه به اعمال ماست/
منتظرتون هستم…خدانگهدار ماست
سلام خدمت شما بزرگوار جناب طباطبایی و سیدبزرگوار
سایت عالی و خوبی است و براتون ارزوی موفقیت میکنم
خوشحال میشم به وب سایت یا همان وبلاگ بنده هم نظری بیاندازید تا از نظرات شما استفاده ببرم
باتشکر و التماس دعا
سلام علیکم.
جالب است .چرا که آدمی هر از چندی که از خودش جدا میشود تازه در می یابد که عجیب غرقه در خویش است و نمیدانسته به کجا میرود .
شاد شدم که در درد غوطه وری در ادب همدردی ادب جو یافته ام که هنوز در آن موج بر خود میبالد.
موفق باشید و بهروز
من هم در این انتخابی که شما میگویید گیر کردهام؟(حوزه یا دانشگاه) الآن در کنکور ریاضی ۸۸ شرکت کردهام و منتظر اعلام نتیجه هستم. پدر و مادرم مخالف تحصیلات حوزوی هستند. لذا بعد از توکل به خدا و توسل به ائمه (ع) مجبور شدم دانشگاه را انتخاب کنم. نمیگویم پشیمان هستم یا نه. چون توکل به خدا پشیمانی ندارد و این راه را خواست خدا میدانم. البته اگر بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی تصمیم دارم به خواست خدا تحصیلات حوزوی هم داشته باشم. لطفا وقتی ادامهی این مطلب را که مینویسید نظرتان را هم دربارهی من بنویسید. یا اگر در سایت ننوشتید حتما نظرتان را در این باره به آدرس ایمیل من ارسال کنید. شما چه پیشنهادی به من دارید و اصلا خودتان کدام راه را انتخاب کردهاید؟
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰م, ۱۳۸۸ ۴:۳۱ ب.ظ:
سید احمد گلم
برای انتخاب درست یک راه باید نقاط ضعف و قوت اون مسیر رو شناخت و بعد قدم در اون مسیر گذاشت تا با بصیرت و بینش کافی باشه .
در مورد سوالی که پرسیدی اینجا نمی تونم پاسخ بدم ولی اگه دوست داشتی می تونی به من ایمیل بزنی تا از طریق ایمیل راهنماییت کنم . دوستانی دارم که شماره اون ها رو در اختیارت می ذارم تا باهاشون مشورت کنی و ببینی کدوم مسیر بهتره و بتونی راحت تر و با آرامش تصمیم بگیری.
فدای تو
salam pas chera sole man javab nemidi
دوست عزیز من فکر میکنم شما هم مثل بعضی خیلی فکر میکنی میفهمی
لازم نبود کامنت من را در قسمت پرسش و پاسخ پاک کنی یه کلمه میگفتی نمیدونم خلاص
آخه مساله هم جواب میدی به بقیه خیلی جالبه
با چهارتا سوال ناک اوت شدی
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸ ۱:۴۲ ق.ظ:
محقق عزیز
هیچ کامنتی از شما دوست گلم پاک نشده . کمی صبر داشته باشید به کامنت شما هم می رسم. مدت یک ماه امکان به روز رسانی سایت را نداشتم. و الان با نظرات بسیار زیادی مواجه هستم. یکی یکی نظرات را پاسخ می دهم. نظر شما دوست عزیزم را هم به روی چشم می نهم. زود قضاوت نکن دوست گلم . داوری کردن آن هم به این صورت در شان شما دوست نازنینم نیست . تصور من این بود که خالصانه دارید مرا راهنمایی می کنید نگو که در صدد بوده اید تا نقطه ضعف بیابید و این اصلا کار درستی نیست. با این حال از این همه تاخیر از شما پوزش می طلبم.
سلام از مطالب شما بهره بردم زیاد .وری گود بود .بهخاطر داشته باش خداوند
رفیقانی میجوید و عشق میطلبد وشیطان بردگانی میجوید واطاعت میکند
در این راهروی کمک من حساب کن.حالا سرت بالا ببر ستاره ات بتو لبخند میزنه
برای موفقیت به اهستگی شتاب کن
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸ ۱:۰۳ ب.ظ:
از شما یار مسیحیم تشکر می کنم. حتما توصیه های قشنگت رو در نظر می گیرم. برای سلامتیت دعا می کنم و از خدا می خوام که هر چه زودتر شفای کامل پیدا کنی. درود و سلامتی خدا برای شما .
hi are u good man ejaze mikhastam az u mishe add saitet be dostanam bedam ..man dost daram kenar shoma be shoma yari konam halam ke ok shod mataleb morede niazet send mikonam.. khodavand mohabat ba u bashe deltang lahzehay khoda hastm baray tamam adamha doa konid
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مهر ۱۵م, ۱۳۸۸ ۱:۴۲ ب.ظ:
سلام خدا بر شما
بله مشکلی نیست. امیدوارم خداوند نگهدار شما باشد. خوشحال می شوم از یاری و پاسخ دوستان مسیحی در سایت بهره مند شوم . در مسیح شاد باشید .
سلام سیدعزیز و بزرگوار
همین قدر می دونم که خیلی دوستت دارم و خیلی دلم برات تنگ شده .
خدا هم خودش اینو می دونه .
منو میشناسی .مطمئنم که می شناسی .آشنا سخن آشنا رو می شناسه .
مامانم از بچگی به من “آیه الکرسی”رو یاد داده و حفظش کردم.از بچگی یادمون داده شبا این آیات رو بخونیم بعد بخوابیم تا خواب های خوب ببینیم .دیشب اول برای سلامتی تو این آیات رو خوندم بعد که به خودم رسید خوابم برد !صبح هم که می خواستم برم دانشگاه اول برا سلامتی تو آیه الکرسی خوندم بعدش برا خودم!
محبته دیگه .دست خود آدم که نیست
در هر حال دوستت دارم و برات آرزوی موفقیت
خیلی خاطرت عزیزه -یا علی
خداییش اگه ازین خط آخر متوجه نشی من کی ام خیلی گیجی !
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مهر ۱۵م, ۱۳۸۸ ۱:۵۱ ب.ظ:
شناختمت سید روح الله عزیزم. خاطر تو هم برای من عزیزه و امیدوارم همیشه در پناه خداوند در سلامت باشی. این آیت الکرسی هات منو کشته. گاهی انسان یه توفیق هایی توی زندگیش ایجاد می شه که می دونه دست خودش نیست و به خاطر دعای دوستانشه. ممنون که از این نسیم ها را به زندگی من می وزانی. خدا نگهدارت باشه و چندین برابرش رو برای خودت فراهم کنه. آمین .
انا لله و انا الیه راجعون؟!?
کجایی؟
بقول خودت “زنده ای”؟
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۴ ب.ظ:
سلام . خوبی؟ به این زودی می خوای از شر ما خلاص شی؟ توی ایمیل جواب دادم.
با سلام!
درجستجوی آدرس پست الکترونیک شما در سایت ناکام ماندم!
استدعا دارم در مورد این بحث اظهار نظر فرمایید:
http://www.iran-far.com/showthread.php?t=13336
با سپاس
سپهر محمدی
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مهر ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۲۲ ب.ظ:
سلام خدا بر شما دوست نازنینم.
ایمیل بنده : sarbazemasih@gmail.com
در حد یکی دو دقیقه فرصت شد سر زدم . عجب بحث خوب و موضوع جالب توجهی . بسیار عالی است . به بوکمارک هایم افزودم تا به توفیق خدا در فرصت مناسب در بحث مشارکت کنم. حضور فعال شما در این گونه بحث ها برایم شعف انگیز است.
jesus ab ra be sharab mobadal misazad ;dar morede in mishe bahs kard?va mishe mozue sepehr ra be man ham m oarefi konid? bye
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۹ ب.ظ:
بله. خوشحال می شوم در مورد ماجرای تبدیل شراب به آب ، اگر نکته خاصی هست بفرمایید.
آقا سپهر عزیز ، بحثی را در زمینه اشتباه مترجمان کتاب مقدس در ترجمه واژه الوهیم مطرح کرده اند که بسیار خواندنی است. این واژه عبری در ترجمه به انگلیسی دچار تحریفات اساسی ای شده که در مورد کتاب مقدس که یک کتاب آسمانی است چنین خطایی واقعا پذیرفتنی نیست.
didi hak ba man hast ma masihian bekhosus qeire irani ham ke bashi discrimiation mikonid beharhal bye
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ مهر ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۹ ق.ظ:
نه این طور نیست. به دلیل فرصت کم ، مدتی بود که وقت پاسخ به کامنت ها را نداشتم . البته هنوز پیام های زیاد دیگری در سایت هستند که در انتظار پاسخ قرار دادند و بعد از پاسخ حتما عمومی می شوند. از مشارکت فعال شما در بحث ها و راهنمایی هایتان ، فوق العاده تشکر می کنم .
دوستت دارم چون اشنایی .باسلام واقعا کارت با حال است سید خداوند به حق جدت به ماهم رحم کنه دوست تو ایمان راستی اگر عاشق علی هم هستی بگو من شما را در کانون عاشقان حضرت علی لینک کردم.یا علی.عیدت مبارک
با سلام خدمت سید عزیز سیدجان من قبلا نظر گذاشته بودم اما امروز اتفاق جالبی در وبلاگ من افتاد یک دوست مسیحی هرچه توانسته بود نوشته بود می خواستم یک سئوال از شما بپرسم”البته خودم به اندازه یشما اما کمی در موردمسیحت میدانم “سئوال من اینجاست که دوست مسیحی گفته “مسیحت در حال گسترش و اسلام در حال سقوط است به طوری که در خاور میانه۵۰۰۰۰۰نفر از مسلمانی دست کشیده ومسیحی شدن”می خواستم یک تحقیق بکنید ببینن درست است یا نه “دوست شما ایمان
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱:۵۶ ق.ظ:
وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِیَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاکْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ [آل عمران : ۷۲]
از دیرباز و چنان که از این آیه شریفه قران کریم می بینید یکی از ترفند های همیشگی مسیحیان این است که علاقه شگفت انگیزی دارند که بگویند همه دارند مسیحی می شوند. اگر شما در افرادی که در این وبلاگ نظر داده اند دقت کنید می بینید که نود درصد آنان ادعا دارند که قبلا مسلمان بوده اند و سپس مسیحی شده اند حال آن که از نحوه نظر دادنشان کاملا مشخص است که اصلا با فرهنگ اسلامی آشنا نیستند.
بنا بر این این گونه آمار و ارقام دادن ها را خیلی جدی نگیرید. اگر واقعا چنین بود در انگلستان کلیساها را به حراج نمی گذاشتند. اخیرا یکی از دوستانی که از لندن آمده بود می گفت دولت انگلیس از این که کلیساها پی در پی به دلیل رویکرد مردم به اسلام و مسیحیت گریزی خالی شده و به مسجد تبدیل می شود (به مزایده گذاشته شده و مسلمانان آن ها را برای مسجد می خرند) ، تدبیر جدیدی اندیشیده و بر اساس آن کلیساها به شرطی می توانند فروخته شوند که مسجد نشوند و هر کاربری دیگری می توانند داشته باشند .
شما فکر می کنید اگر سخن این دوستمان درست باشد پس چرا نگرانی های غرب اخیرا این همه افزایش یافته است. مگر حجاب چه اشکالی ایجاد می کند پس چرا این همه با آن مخالفت می کنند؟
یا مثلا در سوئیس یک مناره مسجد مگر چه چیز دهشتناکی است که باید انقدر نسبت به آن حساس باشند؟
بنا بر این ایمان جان شما جدی نگیر و البته اجازه بده این دوست عزیزمان به آمارهایش دلخوش باشد. به ملانصر الدین گفتند زمین چند متر است . یک عددی از خودش در اورد و بعد هم گفت اگر باور ندارید خودتان با قدم اندازه بگیرید. حالا این بنده خدا هم یک چیزی گفته . نه شما می توانی به او بقبولانی که غلط است نه او مایل است از آنچه گفته کوتاه بیاید . بنا بر این بگذار در این دلخوشی زندگی کند . البته برای این که دیگران نگران نشوند می توانی راهنماییشان کنی .
با سلام خدمت سید جان عزیزم باید بگویی که سیدی جواب هایت به گونه برنده است گوئی جواب در اسین داری “مرسی دعا برای ما یادت نره سیدجان
با سلام خدمت سید عزیز سید جان لینک شما را در فهرست توهین کنندگان به مسیح ثبت کردند”اگر کسی پاسخ به سئوالت انها بدهد توهین کننده به مسیح استگیا علی(ع)
http://toheen.blogfa.com/post-1.aspxوبلاگی که لیست شما را به عنوان دوشمن مسیح ذکر کرده”!!!!!!!!!
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ آذر ۲۳م, ۱۳۸۸ ۸:۵۸ ق.ظ:
اشکالی ندارد دوست گلم. برخی از دوستان مسیحی ، از هر چیزی که نمی توانند پاسخ بدهند ، با برچسب توهین می گریزند. حقیقت با این رفتارها مخفی نمی ماند. البته برخی از دوستان مسیحی هم اهل منطق هستند. وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ [مائدة : ۸۲]
سلام
ادامه سرگذشت نویسنده در کجای سایت قرار دارد؟
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ ۶:۴۸ ب.ظ:
به زودی تکمیل خواهد شد
سلام دوست عزیز.
خیلی خوشحالم که سایت شما رو دیدم.
فکر می کنم توی این سایت بتونم ازتون کمک بگیرم.
من دوستی آمریکایی-آلمانی دارم که مسیحی هست. اما خودش می گه فقط از لحاظ اسمی مسیحی هستم و زیاد به اعمالش اعتقاد ندارم و تنها خدا رو قبول دارم.
اما این دوست من توی صحبت هامون علاقه بسیار شدیدی به اسلام و تفکرات اسلامی داره و مدام از من سوالای مختلفی می پرسه که من با توجه به اطلاعات کمم نمی تونم راهنماییش کنم.
ذهنیتی که رسانه های آمریکا از اسلام براش درست کردن خیلی بد بوده اما همیشه می دونسته که اینا دروغه. اما از واقعیت هم خبر نداشته.
صحبت های من خیلی خیلی براش جالبه. مادرش هم باور نمی کنه که یک دختر مسلمون اون هم ایرانی بتونه از طریق اینترنت به دنیا متصل بشه و با فرزندش آشنا بشه. این خانم ذهنیت بسیار بدی از مسلمونا دشاته و خیلی ازشون وحشت داره. اما با توضیحاتی که پسرش در مورد من و حرفای من داده اون هم کنجکاو شده که بیشتر بدونه.
از شما می خوام خواهش کنم یک سایت یا کتاب یا مقاله ای به من معرفی کنید که عقاید اسلامی رو خیلی ساده و برای یک غیر مسلمون توضیح داده باشه.
خیلی دوست دارم این خانواده رو هر چه بیشتر با اسلام آشنا کنم و از اونجا که دوستم هم زمینه خیلی خوبی داره چه بسا این ها هم تو متن سکولاریسم اسلام بیارن.
خیلی معذرت می خوام که توضیحات طولانی شد.
با تشکر از شما بزرگوار
موفق باشید در پناه حق.
سید محمد رضا طباطبایی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ ۶:۴۶ ب.ظ:
سلام خدا بر شما .
پاسخ شما را به طور مستقل در اینجا مطرح کردم :
http://www.pedar.net/1112.html
“ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد”
سلم علیکم جسارتا متن فوق بر سردر وبگاهتان به چه معناست؟!